<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>

<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">
	<channel>
		<title>سینمـــــــــاسنتـــــــــر</title>
		<link>http://forum.cinemacenter.ir/</link>
		<description>مرجع نقد و بررسي فيلم و سريالهاي تلويزيوني</description>
		<language>Fa</language>
		<lastBuildDate>Sun, 20 May 2012 16:35:16 GMT</lastBuildDate>
		<generator>vBulletin</generator>
		<ttl>60</ttl>
		<image>
			<url>http://forum.cinemacenter.ir/images/misc/rss.png</url>
			<title>سینمـــــــــاسنتـــــــــر</title>
			<link>http://forum.cinemacenter.ir/</link>
		</image>
		<item>
			<title>نقد و بررسی فیلم The birds.پرندگان.هیچکاک</title>
			<link>http://forum.cinemacenter.ir/thread8307.html</link>
			<pubDate>Sun, 20 May 2012 15:57:22 GMT</pubDate>
			<description><![CDATA[تحلیل و بررسی فیلم پرندگان 
فایل پیوست 10499 (http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10499-birds-196311111.jpg) 
 
 
[TR] 
[TH="align: right"]کارگردان...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><font size="5">تحلیل و بررسی فیلم پرندگان</font><br />
<a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10499d1337529510-birds-196311111.jpg"  title="نام: The-Birds-196311111.jpg نمایش: 0 اندازه: 70.6 کیلو بایت">The-Birds-196311111.jpg</a><br />
<br />
<div class="cms_table"><table class="cms_table_infobox cms_table_vevent"><tr valign="top" class="cms_table_infobox_tr cms_table_vevent_tr"><TH align="right" class="cms_table_infobox_th cms_table_vevent_th">کارگردان</TH>
<TD class="cms_table_infobox_td cms_table_vevent_td">آلفرد هیچکاک</TD>
</tr>
<tr valign="top" class="cms_table_infobox_tr cms_table_vevent_tr"><TH align="right" class="cms_table_infobox_th cms_table_vevent_th">تهیه‌کننده</TH>
<TD class="cms_table_infobox_td cms_table_vevent_td">آلفرد هیچکاک</TD>
</tr>
<tr valign="top" class="cms_table_infobox_tr cms_table_vevent_tr"><TH align="right" class="cms_table_infobox_th cms_table_vevent_th">نویسنده</TH>
<TD class="cms_table_infobox_td cms_table_vevent_td"><b>فیلم‌نامه:</b> ایوان هانتر<br />
<b>داستان:</b> دافنه دوموریه</TD>
</tr>
<tr valign="top" class="cms_table_infobox_tr cms_table_vevent_tr"><TH align="right" class="cms_table_infobox_th cms_table_vevent_th">بازیگران</TH>
<TD class="cms_table_infobox_td cms_table_vevent_td">تیپی هدرن<br />
رود تیلور<br />
جسیکا تندی<br />
سوزان پلشت<br />
ورونیکا کارترایت</TD>
</tr>
<tr valign="top" class="cms_table_infobox_tr cms_table_vevent_tr"><TH align="right" class="cms_table_infobox_th cms_table_vevent_th">موسیقی</TH>
<TD class="cms_table_infobox_td cms_table_vevent_td">اسکار سالا<br />
رمس گسمن<br />
برنارد هرمان</TD>
</tr>
<tr valign="top" class="cms_table_infobox_tr cms_table_vevent_tr"><TH align="right" class="cms_table_infobox_th cms_table_vevent_th">فیلم‌برداری</TH>
<TD class="cms_table_infobox_td cms_table_vevent_td">رابرت برکس، ای‌اس‌سی</TD>
</tr>
<tr valign="top" class="cms_table_infobox_tr cms_table_vevent_tr"><TH align="right" class="cms_table_infobox_th cms_table_vevent_th">تدوین</TH>
<TD class="cms_table_infobox_td cms_table_vevent_td">جورج توماسینی</TD>
</tr>
<tr valign="top" class="cms_table_infobox_tr cms_table_vevent_tr"><TH align="right" class="cms_table_infobox_th cms_table_vevent_th">گونه</TH>
<TD class="cms_table_infobox_td cms_table_vevent_td">دلهره‌آور، ترسناک، عاشقانه</TD>
</tr>
<tr valign="top" class="cms_table_infobox_tr cms_table_vevent_tr"><TH align="right" class="cms_table_infobox_th cms_table_vevent_th">توزیع‌کننده</TH>
<TD class="cms_table_infobox_td cms_table_vevent_td">یونیورسال استودیوز</TD>
</tr>
<tr valign="top" class="cms_table_infobox_tr cms_table_vevent_tr"><TH align="right" class="cms_table_infobox_th cms_table_vevent_th">تاریخ انتشار</TH>
<TD class="cms_table_infobox_td cms_table_vevent_td">۲۸ مارس ۱۹۶۳</TD>
</tr>
<tr valign="top" class="cms_table_infobox_tr cms_table_vevent_tr"><TH align="right" class="cms_table_infobox_th cms_table_vevent_th">مدت زمان</TH>
<TD class="cms_table_infobox_td cms_table_vevent_td">۱۱۹ دقیقه</TD>
</tr>
<tr valign="top" class="cms_table_infobox_tr cms_table_vevent_tr"><TH align="right" class="cms_table_infobox_th cms_table_vevent_th">کشور</TH>
<TD class="cms_table_infobox_td cms_table_vevent_td">ایالات متحده آمریکا</TD>
</tr>
<tr valign="top" class="cms_table_infobox_tr cms_table_vevent_tr"><TH align="right" class="cms_table_infobox_th cms_table_vevent_th">زبان</TH>
<TD class="cms_table_infobox_td cms_table_vevent_td">انگلیسی</TD>
</tr>
<tr valign="top" class="cms_table_infobox_tr cms_table_vevent_tr"><TH align="right" class="cms_table_infobox_th cms_table_vevent_th">بودجه</TH>
<TD class="cms_table_infobox_td cms_table_vevent_td">۲.۵ میلیون دلار</TD>
</tr>
<tr valign="top" class="cms_table_infobox_tr cms_table_vevent_tr"><TH align="right" class="cms_table_infobox_th cms_table_vevent_th">فروش</TH>
<TD class="cms_table_infobox_td cms_table_vevent_td">۱۱،۴۰۳،۵۲۹ دلار</TD>
</tr>
</table></div>
<br />
<br />
<div align="justify"><font size="4">پرندگان:</font><span style="font-family: tahoma"><span style="font-family: tahoma"><font size="2">عنوانبندی تصویر پرندگانی در حال پرواز در زمینه ای نامعلوم است که اسامی بر روی آنها حک می شود. حرکت تهاجمی، سطوح سیاه و  خطوط تیز پرندگان، خشن و هشدار دهنده هستند. عنوانبندی موسیقی ندارد و صداهای پرندگان  طبیعی نیست. صداها توسط دستگاه های الکترونیکی ساخته شده  که به جیغ پرندگان  شبیه است.</font></span></span><span style="font-family: Tahoma"><font size="2">پرندگان  از آثاري بود كه موسيقي متن نداشت، اما با اين حال هيچكاك از يار ديرينه  اش، برنارد هرمان، دعوت كرد كه مشاور صداي فيلم باشد.<br />
فیلم پرندگان نخستین فیلم با مضمون حمله ی حیوانات به انسان هاست و </font></span><span style="font-family: Tahoma"><font size="2">هيچكاك بار ديگر يكي از رمان هاي مشهور دافنه دو موريه را دست مايه كار خود قرار داد</font></span>...<br />
فیلم با نمایی از شهر شلوغ شروع میشود وملانی<font color="#336633"><font color="#0099CC"><font color="#336633"><font color="#0099CC"><font color="#336633"><font color="#0099CC"><font color="#336633">(با بازی تیپی هدرن)</font></font></font></font></font></font></font> که در حال عبور از عرض خیابان است دیده میشود..پس از عبور از<span style="font-family: tahoma"><font size="2">دکه ای روزنامه فروشی تصویری از شهر که</font> <font size="2">عنوان سانفرانسیسکو روی آن نوشته شده در پیشزمینه پدیدار می شود</font>.</span><span style="font-family: tahoma">  <font size="2">باردیگر ملانی از پشت دکه روزنامه فروشی پدیدار می شود و پسرکی هنگام عبور  از او سوت می زند. ملانی لحظه ای سر برمی گرداند و لبخندی می زند بدین  ترتیب ضمن معرفی ملانی به عنوان شخصیتی که می تواند  به آسانی جلب توجه کند، او با این چرخش متوجه چیزی غیر عادی در آسمان می شود. تعداد زیادی مرغ دریایی.بدین ترتیب در اولین نماها فیلم سرنوشت شخصیت اصلی را به طور نامحسوسی با پرندگان گره می زند. </font></span><span style="font-family: tahoma"><font size="2">این اولین اخطار هیچکاک است پرندگان خواهند آمد</font>...</span>       <span style="font-family: tahoma"><br />
</span>با ملانی وارد فروشگاهی(<span style="font-family: tahoma">فروشگاه حیوانات اهلی)</span> می شویم که قرار بوده برای او پرنده مینایی  بیاورند. اما پرنده هنوز نرسیده. ملانی قصد دارد آدرس اش را بگذارد تا  برایش بفرستند.<span style="font-family: Tahoma">(<font size="2">از  سکانس نخستین فیلم، حضور همیشگی پرندگان از انواع گوناگون در فیلم و پیش  چشم تماشاگر حفظ می شود. از پرندگان سیاهی که ملانی در سکانس نخست در آسمان  نظاره می کند، تا مرغ مینایی که برای عمه اش از مغازه ی پرنده فروشی سفارش  داده است و مرغ عشق های میچ برنر و مرغان دریایی و کلاغ ها و گنجشک ها، که  در اتحادی عجیب و بی سابقه، هدفی مشترک را برگزیده اند و آن تبدیل زندگی  انسان ها به جهنم است. اما اولین پرنده ای که نامش را در فیلم می شنویم،  مرغ میناست. پرنده ای که به زبان انسان سخن می گوید و به ادعای فروشنده ی  مغازه، از هندوستان به امریکا آورده شده است و تاخیر داشته است. با آغاز  هجوم پرندگان، این توهم شکل می گیرد  پرنده ای که هم زبان انسان و هم  زبان پرندگان را می داند</font></span><span style="font-family: Tahoma"><font size="2">و  اتفاقا نیز زادگاهش سرزمین اشراق و جایگاه مذاهب و مرام های شگفت گیتی است  و هیچگاه نیز در فیلم ظاهر نمی شود، می تواند مانند رهبری در سایه، مهار  این جنون ناگهانی پرندگان را در دست داشته باشد)</font><br />
 </span><span style="font-family: tahoma"><font size="2">برای اینکه زیبایی ملانی بیشتر به چشم اید استاد  یک خانم پیر </font></span><font size="2">را برای نقش فروشنده انتخاب کرده است.</font> در همین هنگام مرد قد بلند و خوش قیلفه ای<font size="2"><font color="#336633"><font color="#0099CC"><font color="#336633"><font color="#0099CC"><font color="#336633"><font color="#0099CC"><font color="#336633"><b>(با بازی راد تیلور)</b></font></font></font></font></font></font></font></font> وارد فروشگاه می  شود. ملانی تصمیم می گیرد کمی تفریح کند. خود را جای صاحب فروشگاه یا  فروشنده جا می زند. امّا به زودی مرد مچ او را می گیرد. ملانی حتی پرنده ای  به نام مرغ عشق را هم نمی شناسد. مرد با خونسردی او را به دام می اندازد و  سمت و سوی سئوالات اش دو پهلو و به سمت مسائل جنسی می رود. او دارد بدجنسی  می کند. این پیداست. در همین هنگام پرنده از دست ملانی رها می شود و مرد  موفق می شود به آسانی آن را بگیرد. میچ وقتی  پرنده را در قفس می گذارد نام  ملانی را کامل هجی می کند. به این ترتیب او نه تنها پرنده بلکه ملانی را  به دام انداخته است. ما با ملانی غافلگیر می شویم. در واقع قبل از آنکه  ملانی بازی اش را شروع کند مرد این کار را شروع کرده بود. این غافلگیری  بیننده را هم علاقمند می کند تا بیشتر درباره این مرد جذاب بداند.<br />
<span style="font-family: tahoma"> <font size="2">فرم پله ها و آمد و شد از آنها از لحاظ بصری گیرا تر است(یعنی به نوعی طی کردن مسیر پله ها نمایشی تراست).</font></span> شاید به همین دلیل است که استاد طبقه ی دوم را برای پرنده فروشی انتخاب کرده است..<br />
در یک نمای قابل توجه ی سکانس اشنای ملانی با ان مرد<span style="font-family: tahoma">.<font size="2">  ملانی به سمت راست خود می رود و دوربین با او حرکت می کند در پیش زمینه قفس  ها را می بینیم که مملو از پرندگان است. بار دیگر از پشت قفس ها حاضر می  شوند و به نمایی دو نفره می رسیم. در بک گراند قفسی به شکل آپارتمان دیده  می شود و این تمهید هوشمندانه ای است که طراح صحنه به خرج داده به زودی شخصیت های  ما، انسانها در خانه ها اسیر می شوند</font></span><span style="font-family: tahoma">،<font size="2"> در حالی که پرندگان آزاد هستند.</font></span><span style="font-family: tahoma"> <font size="2">مشابهت با فرم معماری و رنگ ساختمان قابل توجه است.</font></span>   فیلمساز با نمایش پرندگان سرخ که بصورت ردیفی ایستاده اند ما را با این نما اشنا میسازد...<br />
پس از اتمام دیالوگ های ملانی با ان مرد<font size="2"> به تعقیب </font>او میپردازد <font size="2">و</font> <span style="font-family: tahoma">شماره <font size="2">اتومبیلش را یادداشت </font></span><font size="2"><span style="font-family: tahoma"><font size="2">می کند</font></span> </font>سپس با <span style="font-family: tahoma"><font size="2">همکار پدرش در روزنامه تماس می گیرد و از او می خواهد  که نام و</font>  <font size="2">آدرس صاحب اتومبیل را پیدا کند</font></span>....<br />
<br />
<span style="font-family: Tahoma"> هجوم  پرندگان از ابتدای ورود ملانی به بودگا بی آغاز می شود. نخستین حمله نیز  زمانی رخ می دهد که ملانی سوار بر قایقی در حال نزدیک شدن به اسکله ای است  که در بالایش، میچ(همان مرد ابتدای فیلم) انتظارش را می کشد. حمله ی ناگهانی پرنده به ملانی،  برنامه ی گفتگوی هیجان انگیزی را که هم شخصیت ها و هم تماشاگران در انتظارش  بودند، به کلی به هم می ریزد و خط سیر داستان را دستخوش تغییر می کند.  همزمان با ورود ملانی، مرغ های لیدیا(مادر میچ)</span><font color="#336633"><font color="#0099CC"><font color="#336633"><font color="#0099CC"><font color="#336633"><font color="#0099CC"><font color="#336633"><b>(جسیکا تندی)</b></font></font></font></font></font></font></font><span style="font-family: Tahoma">نیز مریض می شوند و انگار که این  بیماری مرغ ها، اخطاری به لیدیا نیز هست. لیدیایی که با در هم آمیختن حسادت  و ترس، دختران زیادی را از اطراف پسر جوانش تارانده است. یکی از این  دختران چند سالی است که در بودگا بی زندگی می کند و معلم مدرسه است. آنی</span><font color="#336633"><font color="#0099CC"><font color="#336633"><font color="#0099CC"><font color="#336633"><font color="#0099CC"><font color="#336633"><b>(با بازی سوزان پله شت) </b></font></font></font></font></font></font></font><span style="font-family: Tahoma"> با موهای تیره اش، با طرز صحبت آرام و منطقی اش و با کوله باری از  تجربه که با سن و سال کمش سازگار نیست، انگار که قرار است تا تصویری از  آینده ی ملانی بلوند و خوشگذران را به نشان دهد. چرا که  مشابهت هایی در سرنوشت این دوست. هر دو با میچ در سان فرانسیسکو آشنا شده  اند و هر دو نیز به دنبالش به بودگا بی آمده اند. آنی ادعا می کند که برای  نزدیک بودن به میچ در بودگا بی ماندگار شدن است، حال آن که چندین بار در  فیلم می شنویم که میچ پنج روز هفته در سانن فرانسیسکوست و تنها دو روز آخر  هفته را به بودگابی نزد خانواده اش می رود. از این منظر انگار که هدف اصلی  آنی از اقامت در بودگا بی نه نزدیکی به میچ بلکه مجاورت مادر میچ – لیدیا-  بوده است. مخلص کلام این که شخصیتی که سرنوشت روابط عاشقانه ی میچ را رقم  می زند، نه خود میچ بلکه لیدیاست. از سویی برای لیدیا فرقی نمی کند که چه  کسی توجه میچ را به خود جلب کند. مهم این است که این شخص هر که باشد پا در  حریم خصوصی لیدیا گذاشته است و قصد تاراج امنیت و آرامش وی را دارد.<br />
 </span><font color="#336633"><font color="#0099CC"><font color="#336633"><font color="#0099CC"><font color="#336633"><font color="#0099CC"><font color="#336633">در  فیلم صحنه ای هست که در آن ملانی  و  میچ  روی تپه ای در حال قدم زدن هستند. دوربین از روی آنها پن  می کند و روی معلم  توقف می کند که در پس زمینه ی او، مادرِ  میچ  قرار گرفته است. این حرکت دوربین به خوبی رابطه میان  ملانی، میچ/معلم، مادر و نوعی بدبینی را که در معلم نسبت به رابطه آن دو  وجود دارد نشان می دهد<b>. <br />
</b></font></font></font></font></font></font></font><span style="font-family: Tahoma">آنگاه  که در اوج حمله ی پرندگان، کتی از مادرش اجازه می گیرد تا مرغ های عشق را  به اتاق پذیرایی بیاورد، با این استدلال که آن ها کسی را اذیت نکرده اند،  لیدیا مخالفت می کند و فریاد می زند که به هر حال آن ها هم پرنده اند.  نیستند؟! مخالفت لجاجت بار لیدیا با ورود مرغ عشق به اتاق پذیرایی خانه اش،  چالشی است که عشاق قدیمی و جدید فیلم همواره با آن دست به گریبان بوده  اند. اما گویا پرندگانی که موجودیت ساکنان بودگا بی را تهدید کرده اند،  چندان برای ملانی بدیمن نبوده اند. در سکانس پایانی آنگاه که ملانی در آغوش  لیدیا پناه می گیرد، در پس آن همه اتفاق لیدیا نیز به ملانی ابراز علاقه  می کند</span><span style="font-family: Tahoma"> و سرانجام همگی با هم راهی سان فرانسیسکو می شوند....!</span><br />
<br />
<span style="font-family: Tahoma">  یکی از کلیدی ترین سکانس های فیلم، سکانس مباحثه ی مشتری های رستوران در  باب حکمت حمله ی پرندگان است. در این سکانس خاستگاه دیدگاه های گوناگون  بشری در برابر رخدادی واحد به خوبی پیش روی تماشاگر قرار می گیرد. پیرزن  نماد نگاه منطقی و استدلالی بر پایه ی دانش تجربی است. گفته های وی تنها  اشاره به واقعیت های بیرونی و تجربیاتی است که دانش مادی و فیزیکی به کشف  آن ها نائل آمده است و هر گونه دیدگاه دیگری را که منکر واقعیت های علمی  باشد نفی می کند.پیرزن به اعداد علاقه ی زیادی دارد. او مدام در حال ذکر  عدد و رقم است و می کوشد تا در ورای این اعداد و ارقام صلب، واقعیت های رخ  داده را تحلیل کند. از دیدگاه او پرندگان از حدود 140 میلیون سال پیش بر  روی کره ی زمین ساکن بوده اند و 8650 گونه از پرندگان در دنیا زیست می کنند  و تنها در ایالات متحده ی امریکا حدود 5،750،000،000 پرنده زندگی می کنند و  برآورد جمعیت کل پرندگان در دنیا رقمی در حدود 100 میلیارد است. بر مبنای  مشاهدات علمی، هیچگاه دیده نشده است که پرندگان از گونه های مختلف برای  رسیدن به هدفی مشترک با یکدیگر متحد شوند و همچنین هیچگاه نیز گزارشی از  رفتار خصمانه ی جمعی پرندگان با انسان ها مخابره نشده است. اما پیرزن تا  قصد آن می کند که اندکی با تلطیف عقایدش، پرندگان را نماد صلح و دوستی و  آرامش در دنیا معرفی کند، گارسون رستوران با فریاد سفارش مرغ سوخاری، انگار  که این دیدگاه شاعرانه ی پیرزن علمگرا را به سخره می گیرد. شاید نیز با  تایید رفتار صلح آمیز پرندگان، تاکید می کند که با این وجود رفتار انسان در  برابر این صلح جویی چندان دوستانه نبوده است و حال پرندگان شاید برای  انتقام جویی از رفتار خصمانه ی انسان، با یکدیگر از در دوستی و اتحاد  درآمده اند تا ظلم و کشتار چند هزار ساله را جبران کنند.</span><span style="font-family: Tahoma"><br />
 باز در همان سکانس رستوران، مرد مستی را می بینیم که با تکیه بر آیات و  روایات کتاب مقدس، هرگونه رابطه ی علتی و معلولی در رفتار پرندگان را نادیده  می گیرد و تنها نتیجه اش از این رخداد، نزدیک بودن پایان دنیا و وقوع  رستاخیز است و جابجا نیز این ادعا را تکرار می کند. مشاهده ی این کشمکش  ناتمام و بی فرجام، تنها موید واقعیتی تلخ است. هم دانش شهودی و هم دانش  تجربی، هر رخدادی را آنگونه تعبیر می کنند که در چهارچوب صلب آموخته هایشان  بگنجد. در صورتی که واقعه ای در این چهارچوب ها نگنجد و از پس توجیهش با  دانسته هایشان برنیایند، دید شهودی همه چیز را به عالم بالا نسبت می دهد و  دید تجربی نیز بالکل وقوع رخداد را نفی می کند و آن را ناممکن می خواند.  اما حقیقت این است که وقایع اتفاق می افتند، بدون این که دغدغه ای از باب  نوع قضاوت انسان ها داشته باشند.</span><br />
سکانس پمپ بنزین در فیلم به منظور هیجان یک حادثه (انفجار پمپ بنزین) ریتم کلی  فیلم را به وسیله ی تدوین نماهایی که پشت سر هم طول آنها کوتاهتر می شود،  سرعت بخشیده است.<font size="2"><font color="#336633"><font color="#0099CC"><font color="#336633"><font color="#0099CC"><font color="#336633"><font color="#0099CC"><font color="#336633"><br />
<br />
<br />
<font size="4">در اخر:<br />
</font></font></font></font></font></font></font></font></font><span style="font-family: Tahoma">  نامزد جایزه ی اسکار برای بهترین جلوه های ویژه (1964)، نامزد جایزه ی  ادگار آلن پو برای بهترین فیلمنامه برای ایوان هانتر (1964)، برنده ی جایزه  ی گلدن گلاب بهترین بازیگر تازه کار زن به تیپی هدرن (1964)....</span><br />
<span style="font-family: tahoma">در  واقع کارگردانی در فیلم های هیچکاک چیزی نیست جز بازی با انتظارات، عواطف،  هیجانات، علایق و پیش بینی های او. هیچکاک کنش را نه در فیلم بلکه در درون  تماشاچی ایجاد و راهبری می کند</span>.<br />
<br />
<br />
<span style="font-family: tahoma">گرداورنده:نریمان<br />
امیدوارم تحلیل های دوستان به کامل شدن این مطلب بیافزاید.</span></div><br />
<br />
<font size="2"><br />
</font></div>


	<div style="padding:10px">

	

	

	
		<fieldset class="fieldset">
			<legend>تصاویر پیوست شده</legend>
			<ul>
			<li>
	<img class="inlineimg" src="http://forum.cinemacenter.ir/images/attach/jpg.gif" alt="نوع فایل: jpg" />
	<a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10499d1337529510-birds-196311111.jpg">The-Birds-196311111.jpg</a> 
(70.6 کیلو بایت)
</li>
			</ul>
			</fieldset>
	

	

	</div>
]]></content:encoded>
			<category domain="http://forum.cinemacenter.ir/forum331.html">نقـــــدهای آزاد سینمای جهان</category>
			<dc:creator>nariman 7</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://forum.cinemacenter.ir/thread8307.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>Mwr.06- ارزشگذاری فیلـــم: هیوگو (Hugo)</title>
			<link>http://forum.cinemacenter.ir/thread8306.html</link>
			<pubDate>Sun, 20 May 2012 15:13:37 GMT</pubDate>
			<description>*این مطلب تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این مطلب* 
*بدون مجوز نویسندگان و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><font color="#ff0000"><div style="text-align: center;"><b>این مطلب تحت کپی رایت سایت <acronym title="مرجع نقد و بررسی فیلم و سریالهای تلویزیونی">سینماسنتر</acronym> منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این مطلب</b></div></font><div style="text-align: center;"><font color="#FF0000"><b>بدون مجوز نویسندگان و سایت <acronym title="مرجع نقد و بررسی فیلم و سریالهای تلویزیونی">سینماسنتر</acronym> CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.<br />
<br />
<br />
</b></font><img src="http://www.files.cinemacenter.ir/images/spi8o3vuvasmpun82d96.jpg" border="0" alt="" /><br />
<br />
<br />
<img src="http://www.files.cinemacenter.ir/images/2msiv2hvxchw1dfgq0qn.png" border="0" alt="" /><br />
<br />
<font color="#FF0000"><br />
<font color="#000000"><b>نام فیلم: هیوگو (2011)</b></font><br />
<br />
</font><font color="#0000cd"><b>کارگردان: مارتین اسکورسیزی<br />
فیلمنامه: جان لوگان (براساس کتابی اثر برایان سلزنیک)<br />
مدیر فیلمبرداری: روبرت ریچاردسون<br />
موسیقی: هوارد شور<br />
تدوین: تلما شونمیکر<br />
تهیه کننده: مارتین اسکورسیزی، جانی دپ، تیم هدینگتون، گراهام کینگ</b></font><font color="#FF0000"><font color="#0000cd"><b><br />
<br />
بازیگران</b></font></font><b><font color="#0000cd">:<br />
آسا باترفیلد<br />
چلو گریس مورتز<br />
</font></b><b><font color="#0000CD">بن کینگزلی<br />
</font></b><b><font color="#0000CD">ساشا بارون کوهن</font></b><b><font color="#0000cd"><br />
کریستوفر لی</font></b><font color="#FF0000"><br />
</font><br />
<div style="text-align: right;"><div align="justify"><b>خلاصه داستان:</b> در پاریس 1930، پسربچه یتیمی که در ایستگاه قطار زندگی می کند، درگیر داستان پر رمز و راز پدرش و ماشین اختراع او می شود...<br />
<br />
<br />
<br />
<b>نظر نویسندگان سایت درباره فیلم:<br />
<br />
<br />
<br />
</b><b><b><b><font color="#800517"><acronym title="مدیر مسئول سینماسنتر">FFKIA</acronym></font></b></b></b></div></div><div align="justify"><br />
</div></div><div align="justify"><br />
<br />
<a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10490d1337525994-2.5.png"  title="نام: 2.5.png نمایش: 9 اندازه: 4.4 کیلو بایت">2.5.png</a><br />
در ابتدا برای این که از این فیلم لذت ببرید باید فراموش کنید که این فیلم را اسکورسیزی ساخته و در پایان هم وقتی که حس کردید که لذت نبرده اید، باز هم فکر کنید که این فیلم را شخصی غیر از اسکورسیزی ساخته است.<br />
هیوگو با تمامی حس نوستالوژیکی که در مورد ژرژ میلیش و شروع داستان جلوه های ویژه در سینما ایجاد میکند، اما متعلق به سینمای ناب و پر از حادثه و متن اسکورسیزی نیست.<br />
اسکورسیزی از پس ساختن یک فیلم سه بعدی به خوبی بر آمده، البته با این نگاه که کلا اسکورسیزی از پس هر کاری به خوبی بر می آید، اما نتیجه غیر از اینکه شاهد داستانی هستیم که بزرگترین حسنش همان سه بعدی بودنش است، خواص دیگری ندارد.<br />
هیوگو دارای مشکلات زیادی در فرم و محتواست. اما یکی از عدیده ترین مشکلاتش به فیلمبرداری بر میگردد. فیلم برداری ای که عمدا یا سهوا خواص سایه را از بین میبرد و بیننده را در بسیاری مواقع به اشتباه می اندازد.<br />
فیلم در فرم هم موفق نیست. حتی بعد از دیدن نیمی از فیلم هم نمیتوان حس کرد که رویکرد فیلم چیست. میزانسن، فیلم برداری و کارگردانی به هیچ عنوان به خودی خود رسانا نیست و بیشتر تمرکز فیلم بر همان مسئله سه بعدی بودن است.<br />
با این که نمیتوان گفت که هیوگو فیلم بدی است اما بهتر است که بگویم که با آن به راحتی نمی توان ارتباط برقرار کرد. این فیلم از دید اسکورسیزی هم یک فیلم دلی است که آن را برای فرزندش ساخته است. اما این حس دلی اسکورسیزی نیز بر دل نمی نشیند، چرا که دنیای اسکوسیزی و دغدغه های او این نیست و در واقع در ته دل او روزگار شبیه هیوگو نیست.<br />
<br />
در دنیای مارتین اسکورسیزی آنچه میگذرد همانهایی است که سالها شاهدش هستیم. دنیای پر از خشونت، آتش و خون، مردان اسلحه بدست و زنان خیابانی، مافیا، سیاست و پلیس و .... این دنیا وقتی به تصویر کشیده میشود نتیجه ای شاهکار گونه بر پرده سینما دیده میشود، چون برگرفته از حقیقتهای ذهنی مارتین از اجتماع و روزگارش است. <br />
هیوگو این گونه نیست و چون از دل برنیامده بر دل نمیشنید.<br />
<br />
هیوگو تجربه خوبی است. اما نه برای ادامه یافتن. با توجه به سن بالای مارتین اسکورسیزی امیدوارم که او سالهای باقی مانده از عمرش را به تکمیل دنیایی بپردازد که تاکنون جلوه های مختلفی از آن را نشانمان داده و البته هنوز برای کامل تر شدن راه زیادی پیش رو دارد.<br />
<br />
امتیاز من به این فیلم 5 است. امتیازی که میتوانم آنرا به زنده کردن نام و یاد مردی مانند میلیش تقدیم کنم و همچنین یک اثر خوب از دیدگاه ابعاد و نه چیز دیگری.<br />
<br />
<br />
<br />
<b><b><font color="#ff00ff"><acronym title="سرپرست کل سایت">MISS SAYTA</acronym><br />
<br />
</font></b></b><a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10490d1337525994-2.5.png"  title="نام: 2.5.png نمایش: 9 اندازه: 4.4 کیلو بایت">2.5.png</a><br />
فیلمی که شبیه هیچکدام از اثرهای آقای اسکورسیزی نبود و به نظر بنده، ضعیف‌ترین آنها بود. نمی دانم در فیلمی که به نوعی راوی خود کارگردان بود، ردپای ادای دین به سینما به چشم می‌آمد یا خیر، اما این فیلم دلیلی جز دل خود آقای اسکورسیزی و احساسات ناب ایشان نداشت. نمی‌دانم چرا ریتم داستان در نیمه اول و دوم انقدر متفاوت و قابل درک بود، اصلا نمی‌توانم دلیل آن همه مقدمه چینی و آرامش در نیمه اول و شتاب در نیمه مخالف را بیابم!<br />
در فیلمی که به شدت ضعف داستان را حس می‌کردم، طراحی لباس، فضای رویایی زمستانی و برفی و پاریس زیبا به کمک آمد و باعث شد کمی وجه مثبت نظرم هم جلب شود. هوگو برای یک بار دیدن و ستودن تلاش انسانها در راه تحقق هدف و امید پس از یاس کاملا زیبا خواهد بود.<br />
<br />
<br />
<br />
<a href="http://forum.cinemacenter.ir/member97.html" target="_blank"><b><b><font color="#FF0000">DarkAngel</font></b></b></a><br />
<br />
<a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10491d1337526071-3.png"  title="نام: 3.png نمایش: 9 اندازه: 1.3 کیلو بایت">3.png</a><br />
من با دونستن اینکه این فیلم برای بچه ها ساخته شده و فقط برای تجربه دیدن سه بعدی این فیلم پا به سینما گذاشتم. ولی سه بعدی خاصی ندیدم و فیلم اینقدر طولانی بودش که فکر نمیکنم بچه ای حوصله دیدم این فیلم رو تا آخرش داشته باشه. بعضی جاها واقعا حوصلم سر رفته بود. تنها نکته جالب این فیلم به نوعی مرور تاریخ سینما بود. همین داستان اگر نیم ساعت کمتر بود، خیلی بهتر و جذاب تر می شد.<br />
<br />
<br />
<br />
<a href="http://forum.cinemacenter.ir/member32.html" target="_blank"><b><font color="#FF0000">ScarFace</font></b></a><br />
<br />
<a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10490d1337525994-2.5.png"  title="نام: 2.5.png نمایش: 9 اندازه: 4.4 کیلو بایت">2.5.png</a><br />
هوگو فیلم اسکورسیزی نیست، فیلمی متفاوت از انچه ما از اسکورسیزی میپنداریم هست!<br />
اسکورسیزی تو پرونده کاریش فیلم هایی داره که همه تحسین اش می کنند اما این فیلم متفاوت است. فیلمی کودکانه به سبک کارگردان های فانتزی ساز. فیلم هوگو رو من دوست داشتم چون فیلمی بود که من رو سرگرم نگه داشت البته باید بگویم این فیلم آنگونه نبود که بشینم و بارها و بارها تماشایش کنم، همان یک بار برایش غنیمتی است!<br />
فیلم هوگو تو پرونده اسکورسیزی برای خودش جایی پیدا نمیکنه اما میشه تو پرونده اش این رو اضافه کرد فیلمی ساخته که به راحتی برای بیننده قابل هضم بوده و بیننده رو راضی نگه داشته، نه این که به مانند فیلم های دیگه اش نظیر شاتر ایلند فردی 1.2 سال هنوز نفهمه آخر فیلم چه بوده و چه شده! هوگو متفاوت از آنچه هست که ما از اسکورسیزی سراغ داریم!<br />
در کل من فیلم رو قبل از اسکار دوست داشتم و یک باری که دیدم برایم راضی کننده بود اما بعد اسکار واقعا این فیلم نیز از دید من افتاد و اصلا و اصلا فیلم رو دیگر دوست ندارم. نمیدونم اسکار با من چه کرد که تمام فیلم ها به نظرم نابود شدند!!!<br />
امتیازم 5 بود فقط به خاطره سینمای صامتی که نشون داد و یک تیکه از اسکورسیزی که در فیلم بود، کمی هم برای رنگ و لعابش، همین!!!<br />
<br />
<br />
<br />
<a href="http://forum.cinemacenter.ir/member78.html" target="_blank"><b><b><font color="#006600">&quot;parnian&quot;</font></b></b></a><br />
<a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10491d1337526071-3.png"  title="نام: 3.png نمایش: 9 اندازه: 1.3 کیلو بایت">3.png</a><br />
من هوگو را با این دید که اسکورسیزی ساخته است ندیدم، شاید به همین دلیل به نظرم فیلم خوبی بود. اوایل فیلم برای بیننده خسته کننده بود، اما پایان فیلم هیجان بیشتری داشت. مرور کوتاهی که فیلم به تاریخچه سینما داشت و به خصوص قدردانی از یک هنرمند بزرگ عالم سینما، کار قشنگی بود.<br />
رنگ های شاد و زیبای فیلم را دوست داشتم و فکر می کنم اگر فیلم را سه بعدی می دیدم، زیبایی رنگ ها بیشتر مشخص می شد.<br />
به نظر من هوگو فیلمی متعلق به کودکان نیست، شاید اسکورسیزی فیلم را به درخواست دخترش ساخته باشد اما مسائلی که در فیلم مطرح شد عمیق تر از درک کودکان بود.<br />
دیالوگ هایی که هوگو با ایزابل در مورد فلسفه وجودی خودش صحبت می کند، واقعا عالی بود و نیز دیالوگ های هوگو با میلیس نشان دهنده دغدغه های اسکورسیزی بود.<br />
گریز کوتاه کارگردان به جنگ و تبعات آن هم خوب بود.<br />
<br />
هوگو، شاید در حد دیگر ساخته های اسکورسیزی نباشد، اما نشان دهنده دغدغه های او در مورد عالم سینماست و از این جهت ارزشمند است.<br />
ضمن اینکه نباید بازی خوب بازیگران کودک فیلم را نادیده گرفت.<br />
<br />
<br />
<br />
<a href="http://forum.cinemacenter.ir/member3142.html" target="_blank"><b><b><font color="#41A317">Ali</font></b></b></a><br />
<br />
<a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10492d1337526365-1.5.png"  title="نام: 1.5.png نمایش: 9 اندازه: 4.4 کیلو بایت">1.5.png</a><br />
مشکل اساسی فیلم هیوگو، خود شیفتگی است.<br />
ضعیف ترین و در عین حال پرهزینه ترین فیلم در کارنامه بلند بالای کارگردان بزرگ سینمای جهان، شکست اساسی در گیشه خورد تا بار دیگر اثبات شود که سینما در وهله اول برای مخاطب است. پایه تمام ایرادات از مماس نبودن فیلم اخیر اسکورسیزی با شخصیت و مسلک وی آغاز می شود. فیلمنامه ای که از کتابی با همین عنوان و به دلیل علاقه دختر کوچکِ مارتی بزرگ در ذهن کارگردان شکل می گیرد، آنچنان شخصی پرداخته می شود که تبدیل به خودشیفتگی های اسکورسیزی و دختر کوچکش می شود. بر همین اساس نیمی از فیلم متعلق به دنیای کودکان و نیمه دوم آن به دنیای فیلمسازی مانند اسکورسیزی تعلق دارد. کودکان با نیمه دوم فیلم ارتباط خوبی نمی گیرند و همین اتفاق برای بزرگسالان در نیمه اول رخ می دهد. بزرگترین ضعف فیلمنامه هم در این گسستگی نهفته است. فیلمی که توان برقراری ارتباط با مخاطب را ندارد، زیرا لحن ثابتی ندارد. در نتیجه کودکان و بزرگسالان راضی از سالن سینما خارج نمی شوند. همین دلیل کافی است که پرخرج ترین ساخته مارتی بزرگ تبدیل به بزرگترین شکست تجاری اش شود، اما او خوشحال است که حداقل دختر کوچک اش راضی از سینما خارج می شود!<br />
هر چند که ساخت سه بعدی فیلم هزینه بالایی داشته و به گفته سازندگان سعی بسیاری بر هرچه بهتر درآمدن فضای سه بعدی شده اما فیلم ایراد اساسی در نورپردازی، بخصوص نورهای عمودی دارد.<br />
فیلم لحظات خوبی هم دارد اما تنها لحظه هستند و اتصالی بین این لحظات برقرار نمی شود در نتیجه فیلم در بیان حرف هایش الکن است. از این لحظات قابل توجه می توان به لحظه ی خروج قطار از ایستگاه اشاره کرد که به زیبایی بیانگر آن است که هرچند فرم سینما از صامت و سیاه و سفید به سه بعدی تغییر کرده اما عکس العمل تماشاگر در مقابل این تکنولوژی همچنان ثابت است.<br />
در نهایت باید عرض کنم که فیلم ضعیف است و به همین جهت نمره 2 برای این چنین کاری مناسب به نظر می رسد اما به دلیل استفاده مناسب از تصویرپردازی امتیاز 3 را برای آن در نظر گرفتم و امیدوارم که مارتی بزرگ همچنان فیلم هایی مماس با خود بسازد و فریب جوایز جشنواره های مختلف را نخورد.<br />
مارتین اسکورسیزی فراتر از جشنواره است اما از نقد بالاتر نیست.</div><br />
<br />
<br />
<b>جدول ارزشگذاری فیلم هیوگو:<br />
</b><br />
<div class="cms_table"><table class="cms_table_grid" width="700" align="center"><tr valign="top" class="cms_table_grid_tr"><TD align="center" class="cms_table_grid_td"><b><b><font color="#800517"><acronym title="مدیر مسئول سینماسنتر">FFKIA</acronym></font></b></b></TD>
<TD align="center" class="cms_table_grid_td"><b><b><font color="#ff00ff"><acronym title="سرپرست کل سایت">MISS SAYTA</acronym></font></b></b></TD>
<TD align="center" class="cms_table_grid_td"><a href="http://forum.cinemacenter.ir/member97.html" target="_blank"><b><b><font color="#FF0000">DarkAngel</font></b></b></a></TD>
<TD align="center" class="cms_table_grid_td"><a href="http://forum.cinemacenter.ir/member32.html" target="_blank"><b><font color="#FF0000">ScarFace</font></b></a></TD>
<TD align="center" class="cms_table_grid_td"><a href="http://forum.cinemacenter.ir/member78.html" target="_blank"><b><b><font color="#006600">&quot;parnian&quot;</font></b></b></a></TD>
<TD align="center" class="cms_table_grid_td"><a href="http://forum.cinemacenter.ir/member3142.html" target="_blank"><b><b><font color="#41a317">Ali</font></b></b></a></TD>
<TD align="center" class="cms_table_grid_td"><font color="#b22222"><b>ستاره نهایی</b></font></TD>
<TD align="center" class="cms_table_grid_td"><font color="#b22222"><b>نمره نهایی<br />
(از 10)</b></font></TD>
</tr>
<tr valign="top" class="cms_table_grid_tr"><TD align="center" class="cms_table_grid_td"><a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10490d1337525994-2.5.png"  title="نام: 2.5.png نمایش: 9 اندازه: 4.4 کیلو بایت">2.5.png</a></TD>
<TD align="center" class="cms_table_grid_td"><a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10490d1337525994-2.5.png"  title="نام: 2.5.png نمایش: 9 اندازه: 4.4 کیلو بایت">2.5.png</a></TD>
<TD align="center" class="cms_table_grid_td"><a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10491d1337526071-3.png"  title="نام: 3.png نمایش: 9 اندازه: 1.3 کیلو بایت">3.png</a></TD>
<TD align="center" class="cms_table_grid_td"><a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10490d1337525994-2.5.png"  title="نام: 2.5.png نمایش: 9 اندازه: 4.4 کیلو بایت">2.5.png</a></TD>
<TD align="center" class="cms_table_grid_td"><a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10491d1337526071-3.png"  title="نام: 3.png نمایش: 9 اندازه: 1.3 کیلو بایت">3.png</a></TD>
<TD align="center" class="cms_table_grid_td"><a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10492d1337526365-1.5.png"  title="نام: 1.5.png نمایش: 9 اندازه: 4.4 کیلو بایت">1.5.png</a></TD>
<TD align="center" class="cms_table_grid_td"><a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10490d1337525994-2.5.png"  title="نام: 2.5.png نمایش: 9 اندازه: 4.4 کیلو بایت">2.5.png</a></TD>
<TD align="center" class="cms_table_grid_td"><b>5.0</b></TD>
</tr>
</table></div>
<br />
<br />
<b><br />
جدول راهنمای ارزشگذاری فیلم:</b><br />
<br />
<div class="cms_table"><table class="cms_table_grid" width="550" align="center"><tr valign="top" class="cms_table_grid_tr"><TD align="center" class="cms_table_grid_td"><a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10497d1337526656-5.png"  title="نام: 5.png نمایش: 1 اندازه: 1.4 کیلو بایت">5.png</a></TD>
<TD align="center" class="cms_table_grid_td"><a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10493d1337526628-4.png"  title="نام: 4.png نمایش: 9 اندازه: 1.3 کیلو بایت">4.png</a></TD>
<TD align="center" class="cms_table_grid_td"><a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10491d1337526071-3.png"  title="نام: 3.png نمایش: 9 اندازه: 1.3 کیلو بایت">3.png</a></TD>
<TD align="center" class="cms_table_grid_td"><a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10496d1337526648-2.png"  title="نام: 2.png نمایش: 9 اندازه: 1.3 کیلو بایت">2.png</a></TD>
<TD align="center" class="cms_table_grid_td"><a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10495d1337526642-1.png"  title="نام: 1.png نمایش: 9 اندازه: 1.2 کیلو بایت">1.png</a></TD>
<TD align="center" class="cms_table_grid_td"><a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10494d1337526637-0.png"  title="نام: 0.png نمایش: 9 اندازه: 3.0 کیلو بایت">0.png</a></TD>
</tr>
<tr valign="top" class="cms_table_grid_tr"><TD align="center" class="cms_table_grid_td">عالی</TD>
<TD align="center" class="cms_table_grid_td">خیلی خوب</TD>
<TD align="center" class="cms_table_grid_td">خوب</TD>
<TD align="center" class="cms_table_grid_td">متوسط</TD>
<TD align="center" class="cms_table_grid_td">ضعیف</TD>
<TD align="center" class="cms_table_grid_td">بی ارزش</TD>
</tr>
</table></div>
<br />
<br />
<div class="size_fullsize"><a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10498d1337526697-vxrhf6uz72813xmntpg4.png"  title="نام: vxrhf6uz72813xmntpg4.png نمایش: 9 اندازه: 95.5 کیلو بایت">vxrhf6uz72813xmntpg4.png</a></div></div>


	<div style="padding:10px">

	

	

	
		<fieldset class="fieldset">
			<legend>تصاویر پیوست شده</legend>
			<ul>
			<li>
	<img class="inlineimg" src="http://forum.cinemacenter.ir/images/attach/png.gif" alt="نوع فایل: png" />
	<a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10490d1337525994-2.5.png">2.5.png</a> 
(4.4 کیلو بایت)
</li><li>
	<img class="inlineimg" src="http://forum.cinemacenter.ir/images/attach/png.gif" alt="نوع فایل: png" />
	<a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10491d1337526071-3.png">3.png</a> 
(1.3 کیلو بایت)
</li><li>
	<img class="inlineimg" src="http://forum.cinemacenter.ir/images/attach/png.gif" alt="نوع فایل: png" />
	<a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10492d1337526365-1.5.png">1.5.png</a> 
(4.4 کیلو بایت)
</li><li>
	<img class="inlineimg" src="http://forum.cinemacenter.ir/images/attach/png.gif" alt="نوع فایل: png" />
	<a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10493d1337526628-4.png">4.png</a> 
(1.3 کیلو بایت)
</li><li>
	<img class="inlineimg" src="http://forum.cinemacenter.ir/images/attach/png.gif" alt="نوع فایل: png" />
	<a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10494d1337526637-0.png">0.png</a> 
(3.0 کیلو بایت)
</li><li>
	<img class="inlineimg" src="http://forum.cinemacenter.ir/images/attach/png.gif" alt="نوع فایل: png" />
	<a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10495d1337526642-1.png">1.png</a> 
(1.2 کیلو بایت)
</li><li>
	<img class="inlineimg" src="http://forum.cinemacenter.ir/images/attach/png.gif" alt="نوع فایل: png" />
	<a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10496d1337526648-2.png">2.png</a> 
(1.3 کیلو بایت)
</li><li>
	<img class="inlineimg" src="http://forum.cinemacenter.ir/images/attach/png.gif" alt="نوع فایل: png" />
	<a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10497d1337526656-5.png">5.png</a> 
(1.4 کیلو بایت)
</li><li>
	<img class="inlineimg" src="http://forum.cinemacenter.ir/images/attach/png.gif" alt="نوع فایل: png" />
	<a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10498d1337526697-vxrhf6uz72813xmntpg4.png">vxrhf6uz72813xmntpg4.png</a> 
(95.5 کیلو بایت)
</li>
			</ul>
			</fieldset>
	

	

	</div>
]]></content:encoded>
			<category domain="http://forum.cinemacenter.ir/forum428.html">بخش ارزشگذاری فیلم-سینمای جهان</category>
			<dc:creator>Ali</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://forum.cinemacenter.ir/thread8306.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>666 Park Avenue جدیدترین کار جان لاک</title>
			<link>http://forum.cinemacenter.ir/thread8305.html</link>
			<pubDate>Sun, 20 May 2012 14:10:02 GMT</pubDate>
			<description>تصویر: http://files.cinemacenter.ir/images/5x9giq906kj88g2do3v.jpg  
 
 
* * 
 
  * ژانر : درام ، علمي تخيلي ، ترسناك 
 
شبكه : ABC 
 
زمان : 42 دقيقه</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><div style="text-align: center;"><img src="http://files.cinemacenter.ir/images/5x9giq906kj88g2do3v.jpg" border="0" alt="" /></div><br />
<ul><li style=""><div style="margin-right:40px"><div style="text-align: center;"><b><font size="3"><br />
<ul><li style=""><div style="margin-right:40px"><font size="3"><font color="#000000">ژانر : درام ، علمي تخيلي ، ترسناك<br />
<br />
شبكه : ABC<br />
<br />
زمان : 42 دقيقه<br />
<br />
تاريخ پخش : فعلا نامشخص<br />
</font></font></div><br />
<br />
<br />
</li></ul><br />
اگه بتونين يه آرزو كنين ، اون چی میتونه باشه؟ چکارهایی برای به دست اوردنش انجام میدین؟ در خيابان پارك 666 تمامي روياهاتون و خواسته هاي  ميتونه به حقيقت بپيونده ، ثروت ، روابط با جنس مخالف ، عشق ، قدرت و حتي انتقام اما مراقب باشين آرزوي چيو ميكنين چون بهائيُ كه بابتش ميدين... ميتونه روحتون باشه ، به دريك خوش اومديد آپارتمان برتري در شرق منهتن متعلق به مرد مرموزي بنام گيوين دوران « تري او كوئين - لاست » و همسر جذابش اوليويا « ونسا ويليامز - خانه داران سرسخت » دريك ، خونه ايه كه ساكنانش بي اطلاع هستن از اينكه درکنار مكاني با نيروهاي ماوراء الطبيعه زندگي ميكنن ، معامله با شيطان چطوری میتونه باشه؟ وقتي يك زوج جوان به نامهاي جين وان وين « راشل تيلور - آناتومي گري » و هنري مارتين « ديو آنابل - برادران و خواهران » از غرب ميانه ميان به دريك تا اين خونه رو اداره كنن به زودي ميفهمن شيطانم براي خودش خونه اي داره ... اجازه بدين سريال 666 پارك اونيو اغواتون كنه و رمز و راز اين درام جديدُ باز كنين ... از كمپاني الوي اينترتيمنت « Goosip Girl ، Vampire Diaries ، Pretty Little Liars » و تهيه كننده گان اجرائي ديويد ويلكوكس « Fring » ، لسلي مورگنستين « Vampire Diaries » و جينا گيلورام « Secret Circle »</font></b><br />
</div></div><br />
<br />
<br />
</li></ul><br />
منبع:tvcenter</div>

]]></content:encoded>
			<category domain="http://forum.cinemacenter.ir/forum20.html">ژانـــر تخيلي و ماورائي</category>
			<dc:creator>joker</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://forum.cinemacenter.ir/thread8305.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>فرینـــج در دادگاه سینـــماسنـــتر</title>
			<link>http://forum.cinemacenter.ir/thread8304.html</link>
			<pubDate>Sat, 19 May 2012 11:05:47 GMT</pubDate>
			<description>*با سلام خدمت سینماسنتریهای عزیز: * 
 
قبل از هرچیز مقدم شما عزیزان را به دادگاه سینماسنتر گرامی می‌دارم. 
در این دادگاه قصد داریم با پایان یافتن هر...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><font color="#000000"><b>با سلام خدمت سینماسنتریهای عزیز: </b><br />
<br />
قبل از هرچیز مقدم شما عزیزان را به دادگاه <acronym title="مرجع نقد و بررسی فیلم و سریالهای تلویزیونی">سینماسنتر</acronym> گرامی می‌دارم.<br />
در این دادگاه قصد داریم با پایان یافتن هر فصل از سریال به بررسی و نقد سریال ها بپردازیم.<br />
با توجه به شکایات مطرح شده, فرینج اولین پرونده قابل بررسی این دادگاه است.<br />
شما دوست عزیز, اول از همه عینک بدبینی خود را بردارید...<br />
<br />
<a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10483d1337425391-glasses.gif"  title="نام: GLASSES.gif نمایش: 29 اندازه: 39.3 کیلو بایت">GLASSES.gif</a><br />
بدون منفی‌نگری, بدون پیش‌داوری, بیایم به قضاوت در مورد این سریال بشینیم:<br />
</font><br />
<ul><li style=""><font color="#000000">به نظر شما سریال فرینج در چهار فصلی که دیدیم چگونه پیش رفت؟</font></li><li style=""><font color="#000000">به نظر شما روند داستان صعود کیفیت داشت یا نزول؟</font></li><li style=""><font color="#000000">به نظر شما سازندگان و نویسندگان عملکرد مثبتی داشتند یا خیر؟</font></li><li style=""><font color="#000000">با پایان یافتن فصل چهارم و خبر تمدید فصل پنجم, پیش بینی شما از آینده این سریال چیست؟</font></li><li style=""><font color="#000000">به عنوان بیننده این سریال, به فصل پنجم چقدر امیدوارید؟</font></li><li style=""><font color="#000000">اصلن موافق ساخت ادامه این سریال بودید؟</font></li><li style=""><font color="#000000">و سوالات بی‌شمار دیگر...</font></li></ul><br />
<font color="#000000">​<br />
<br />
</font><font color="#000000">با ما همراه باشید و با شرکت در این بحث, شکل مهیج و زیبایی به این دادگاه ببخشید...<br />
بینندگان سریال فرینج به نظرات شما نیازمندیم<br />
اگر هوادار سریال هستید, این تریبون برای دفاع شما از سریال مورد علاقه‌تون می‌باشد, پس فرصت را از دست ندهید<br />
<br />
<br />
<a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10484d1337425443-judgment-discharged-bankruptcy.jpg"  title="نام: Judgment-Discharged-in-Bankruptcy.jpg نمایش: 33 اندازه: 124.1 کیلو بایت">Judgment-Discharged-in-Bankruptcy.jpg</a><br />
</font><div style="text-align: left;"><font color="#000000"><b>با سپاس- مدیر یه بخش دیگه</b> </font>:d;;)</div></div>


	<div style="padding:10px">

	

	

	
		<fieldset class="fieldset">
			<legend>تصاویر پیوست شده</legend>
			<ul>
			<li>
	<img class="inlineimg" src="http://forum.cinemacenter.ir/images/attach/gif.gif" alt="نوع فایل: gif" />
	<a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10483d1337425391-glasses.gif">GLASSES.gif</a> 
(39.3 کیلو بایت)
</li><li>
	<img class="inlineimg" src="http://forum.cinemacenter.ir/images/attach/jpg.gif" alt="نوع فایل: jpg" />
	<a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10484d1337425443-judgment-discharged-bankruptcy.jpg">Judgment-Discharged-in-Bankruptcy.jpg</a> 
(124.1 کیلو بایت)
</li>
			</ul>
			</fieldset>
	

	

	</div>
]]></content:encoded>
			<category domain="http://forum.cinemacenter.ir/forum27.html">بخش ويژه Fringe</category>
			<dc:creator>MISS SAYTA</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://forum.cinemacenter.ir/thread8304.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>19- بيوگرافي اهالي تئاتر - فرهاد اصلاني</title>
			<link>http://forum.cinemacenter.ir/thread8303.html</link>
			<pubDate>Sat, 19 May 2012 11:02:44 GMT</pubDate>
			<description>فایل پیوست 10482 (http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10482-aslani2.jpg) 
 
 
*فرهاد اصلاني* متولد سال 1345 در كردستان بازيگر تئاتر، سينما و...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10482d1337425122-aslani2.jpg"  title="نام: Aslani2.jpg نمایش: 21 اندازه: 11.6 کیلو بایت">Aslani2.jpg</a><br />
<br />
<br />
<b>فرهاد اصلاني</b> متولد سال 1345 در كردستان بازيگر تئاتر، سينما و تلويزيون است. وي در سال 1370 در دوره دو ساله كارگرداني و بازيگري تئاتر از فرهنگسراي نياوران فارغ التحصيل شد. بازي در تئاتر را از سال 1357 همزمان با تحصيل و بازي در نمايش هاي راديويي را از سال 1371 آغاز نمود. <br />
فرهاد اصلاني در سريال «آشپزباشي» بسيار هنرمندانه ظاهر شد و نقشي به يادماندني را در خاطره ها ثبت كرد.<br />
<br />
<b>آثار <br />
</b><br />
<b>تئاتر:</b><br />
<br />
<ul><li style="">سمفوني درد   1385</li><li style="">پچ پچ هاي پشت خط نبرد   1385</li><li style="">از دست رفته   1384 (كارگردان)</li></ul><br />
<br />
<b>سينما:</b><br />
<br />
<ul><li style="">پل چوبي   1390</li><li style="">خرس   1390</li><li style="">زندگي خصوصي   1390</li><li style="">سيزده 59   1389</li><li style="">يه حبه قند   1389</li><li style="">حيران   1387</li><li style="">پايان راه   1385</li><li style="">پاداش سكوت   1385</li><li style="">ايستگاه بهشت   1385</li><li style="">غروب شد بيا   1383</li><li style="">من بن لادن نيستم   1383</li><li style="">عشق فيلم   1379</li><li style="">آسمان پر ستاره   1378</li><li style="">باشگاه سري   1377</li><li style="">سفر به چزابه   1374</li><li style="">روسري آبي   1373</li></ul><br />
<br />
<b>تلويزيون:</b><br />
<br />
<ul><li style="">ساخت ايران   1390</li><li style="">مختارنامه   1389</li><li style="">آشپزباشي   1388</li><li style="">گاوصندوق   1388</li><li style="">راه بي پايان   1386</li><li style="">وفا   1385</li><li style="">پليس جوان   1380</li><li style="">كيف انگليسي   1378</li><li style="">زير بازارچه   1377</li><li style="">پزشكان   1377</li><li style="">حاطرات يك حبرنگاز   1375</li><li style="">خاطره ها   1375</li><li style="">سفر به چزابه   1374</li><li style="">چشم سوم   1374</li><li style="">خانه در آتش   1373</li><li style="">بهاران در بهار   1373</li><li style="">همسايه ها   1373</li><li style="">امام علي   1370</li></ul><br />
<br />
<b>فيلم كوتاه:</b><br />
<br />
<ul><li style="">نقش عشق   1371</li><li style="">ايلغار   1370</li></ul><br />
<br />
<b>جوايز:</b><br />
<br />
<ul><li style="">برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر مرد براي بازي در فيلم هاي «خرس» و «زندگي خصوصي» در سي امين جشنواره فيلم فجر</li><li style="">كانديد دريافت سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مكمل مرد در «آسمان پر ستاره» دوره هيجدهم جشنواره فيلم فجر</li></ul></div>


	<div style="padding:10px">

	

	

	
		<fieldset class="fieldset">
			<legend>تصاویر پیوست شده</legend>
			<ul>
			<li>
	<img class="inlineimg" src="http://forum.cinemacenter.ir/images/attach/jpg.gif" alt="نوع فایل: jpg" />
	<a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10482d1337425122-aslani2.jpg">Aslani2.jpg</a> 
(11.6 کیلو بایت)
</li>
			</ul>
			</fieldset>
	

	

	</div>
]]></content:encoded>
			<category domain="http://forum.cinemacenter.ir/forum386.html">اهالی تئاتر</category>
			<dc:creator>Skyfly</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://forum.cinemacenter.ir/thread8303.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>ارزشگذاری فیلـــــم: نارنجی پوش (اختصاصی سینماسنتر)</title>
			<link>http://forum.cinemacenter.ir/thread8301.html</link>
			<pubDate>Fri, 18 May 2012 16:55:00 GMT</pubDate>
			<description>*این مطلب تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این مطلب* 
*بدون مجوز نویسندگان و سایت سینماسنتر** CinemaCenter.ir **نقض آشکار...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><div style="text-align: center;"><font color="#ff0000"><b>این مطلب تحت کپی رایت سایت <acronym title="مرجع نقد و بررسی فیلم و سریالهای تلویزیونی">سینماسنتر</acronym> منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این مطلب</b><br />
<b>بدون مجوز نویسندگان و سایت <acronym title="مرجع نقد و بررسی فیلم و سریالهای تلویزیونی">سینماسنتر</acronym></b><b> CinemaCenter.ir </b><b>نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد</b><b>.</b></font><br />
<br />
<br />
<img src="http://www.files.cinemacenter.ir/images/44ly6qhzxwkcp10aqpld.jpg" border="0" alt="" /><br />
<br />
<br />
<img src="http://www.files.cinemacenter.ir/images/7p7p7lnpaz1wdlciyfio.png" border="0" alt="" /><br />
<br />
<br />
<b>نام فیلم: نارنجی پوش (1391</b><b>)</b><br />
<br />
<font color="#0000cd"><b>تهیه کننده، کارگردان: داریوش مهرجویی</b><br />
<b>نویسنده: داریوش مهرجویی، وحیده محمدی فر</b><br />
<b>مجری طرح: رضا درمیشیان</b><br />
<b>مدیر فیلمبرداری: فرخ مجیدی</b><br />
<b>صدابردار: نظام الدین کیایی</b><br />
<b>تدوین: هایده صفی یاری</b><br />
<br />
<b>بازیگران</b><b>:</b><br />
<b>حامد بهداد</b><br />
<b>لیلا حاتمی</b><br />
<b>میترا حجار</b><br />
<b>طناز طباطبایی</b><br />
<b>فردوس کاویانی</b><br />
<b>همایون ارشادی</b><br />
<b>اردشیر رستمی</b><br />
<b>امید روحانی</b></font></div><br />
<div align="justify"><b>خلاصه داستان</b><b>: </b>حامد آبان عکاس حرفه ای مجلات و روزنامه ها با خواندن کتابی چنان تحت تأثیر پالایش محیط زیست و مبارزه با آشغال زدایی قرار می گیرد که با لباس نارنجی مخصوص رفتگران به شهرداری می پیوندد و با عنوان &quot;نارنجی پوش لیسانسه&quot; به شهرت می رسد و...<br />
 <br />
<br />
<br />
<b>نظر نویسندگان سایت درباره فیلم</b><b>:</b><br />
<br />
<br />
<br />
<b><b><b><font color="#800517"><acronym title="مدیر مسئول سینماسنتر">FFKIA</acronym><br />
<br />
</font></b></b></b><a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10459d1337359545-0.5.png"  title="نام: 0.5.png نمایش: 17 اندازه: 3.8 کیلو بایت">0.5.png</a><br />
به این فیلم یک دادم. اونم برای بازی لیلا حاتمی در تنها صحنه خوبی که در برابر میترا حجار بازی کرد.<br />
از دید من این فیلم یک کار سفارشی کامل بود و مهرجوئی هم به شکل کاملی پارامترهای یک اثر سفارشی را رعایت کرده است.<br />
بی هدفی. لمپنیسم، دور ریزی پول، هپی اندینگ و الا ماشالله!<br />
این که فیلم اصولا چه حرفی دارد و چرا ساخته شده را نمیتوان به درستی درک کرد. تنها چیزی که میشود از آن فهمید این است که سوای به تمسخر گرفتن قشر کارگران زحمتکش شهرداری (که در ابعاد وسیعی در این فیلم اتفاق می افتد) فیلم قصد دارد به طور کلی بهائی به کار نارنجی پوشان بدهد و به مردم بیاموزد که به این عمل و عامل آن احترام بگذارند. اما بدبختی اینجاست که این کار را با چنان کیفیت نازلی انجام میدهد که دقیقا تاثیر معکوسی بر جای می ماند.<br />
با این که در خیلی از لحظات فیلم کوتاه شده است و حتی ابتدا و انتهای فیلم هم کامل نیست، اما آثار حرفهای زشت و بی ادبی های مکرر که این روزها در همه فیلم ها باب شده در سرتاسر فیلم دیده می شود.<br />
نمیدانم چه باید به بهترین کارگردان سینمای ایران گفت!<br />
از کسی که لیلا، پری، گاو، سارا و اجاره نشین ها و مهمان مامان را ساخته چه انتقادی باید کرد؟ در این روزگاری که سینمای ایران باید خود را آماده جهشی به سوی جهانی شدن بکند، ساختن فیلمی اینچنین بی ارزش چه دردی را دوا خواهد کرد؟ اما متاسفانه این فیلم ساخته شد و نقطه تاریکی برای پرونده سینمایی استاد مهرجوئی شد.<br />
<br />
سوال اینجاست که واقعا چه چیزی سبب شد که مهرجوئی دست به ساخت چنین اثری بزند؟<br />
گیشه؟<br />
جوایز؟<br />
منزلت اجتماعی؟<br />
به نظر من هیچ کدام.<br />
این فیلم با هر دیدگاهی یک اشتباه است.<br />
<br />
از نظر بازی ها و تکنیک این فیلم چیزی در حد فاجعه است.<br />
نه فرم فیلم درست است و نه دیگر ملزومات یک اثر کامل. فیلم برداری، صدابرداری، میزانسن ... همه و همه دچار مشکل هستند و در نهایت هم کارگردانی.<br />
به هر حال شاید بازی لیلا حاتمی باعث شد که من به این فیلم 0 ندم. <br />
<br />
اما در دیدگاهی دیگر شاهدیم که این فیلم تا کنون بیش از 600 میلیون تومان فروخته.<br />
آیا این را باید به حساب رویکرد بینندگان به فیلمهای سطح پائین گذاشت یا علاقه به دیدن اثر استاد؟<br />
آیا این همان دلیلی نیست که شهرداری هزینه این فیلم را پرداخته است؟<br />
<b><b><b><font color="#800517"><br />
<br />
<br />
</font></b></b></b><b><b><font color="#ff00ff"><acronym title="سرپرست کل سایت">MISS SAYTA</acronym><br />
</font></b></b><b><b><b><font color="#800517"><br />
</font></b></b></b><a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10460d1337359545-0.png"  title="نام: 0.png نمایش: 17 اندازه: 3.0 کیلو بایت">0.png</a><b><b><b><font color="#800517"><br />
</font></b></b></b>هیچوقت تصور نمی‌کردم در سینمای ایران، فیلمی فراتخیلی مشاهده کنم، که البته تصورم اشتباه بود.<br />
این رویا به تحقق پیوست و با لطف آقای مهرجویی عزیز و البته بسیار دور از ذهن و حیرت‌انگیز، فیلمی تخیلی، رویایی و هندی دیدم. اصلا فکر نکنید که رفتگر لیسانسه در عصری که مدرک رکن بی‌بدیل و غیر‌قابل انکار دریافت شغل است، عجیب به نظر برسد،این تفکر را کاملا دور بریزید. رفتگر لیسانسه در همین شهر خودمان، نه در شهری فضایی، تبدیل به سوژه داغ، مهم و حیاتی جراید و رسانه ها می‌شود و اخبار ریز و کاملا خصوصی او بصورت روزانه، و بهتر است بگویم ساعت به ساعت تیتر شماره یک روزنامه ها می‌شود (اینکه این اخبار از کجا به جراید و خبرنگاران منتقل می‌شود را در نظر نگیرید ، لابد منتقل می‌شود دیگر، شاید هم الهام می‌شود) شهردار با پای خود به دیدارش می‌رود،بتی می‌شود این رفتگر لیسانسه، آنهم با بازی درخشان!!!!!!!!!! حامد بهدادکه البته بازی نمی‌شود گفت؛ گویی این کاراکتر از مجموع حرکات ایشان در فیلم های قبلی اش پدید آمده است!<br />
متاسفم، خیلی متاسفم برای سینمایی که داریوش مهرجویی را به این سو رهنمون می‌کند!<br />
البته شاید لازم باشد، ما هم آن کتاب جادویی را مطالعه نماییم یا جارویی در دست بگیریم و با موسیقی بی‌نظیر خش خش آن متحول شویم و درک کنیم این همه استعداد و خلاقیت را!<br />
<b><b><b><font color="#800517"><br />
<br />
<br />
</font></b></b></b><a href="http://forum.cinemacenter.ir/member97.html" target="_blank"><b><b><font color="#FF0000">DarkAngel</font></b></b></a><br />
<a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10459d1337359545-0.5.png"  title="نام: 0.5.png نمایش: 17 اندازه: 3.8 کیلو بایت">0.5.png</a><b><b><b><font color="#800517"><br />
</font></b></b></b>در ابتدا انتظار دیدن همچین فیلمی رو نداشتم، هر چی بیشتر جلو می رفت کنار اومدن با این فیلم برای من سخت تر و سخت تر میشد. هرقدر هم سعی می کردم که فیلم رو در یه دنیای غیر واقعی تصور کنم و از این دید فیلم رو ببینم، در بعضی موارد جواب نمی داد. البته همین تصور من باعث شد که بتونم فیلم رو تا آخرش ببینم و از سالن فرار نکنم!<br />
دست مایه داستان موضوع خوبی است، بها دادن به فضای سبز و محیط زندگیمون و تمیز و آراسته نگه داشتن خود و محیطمان ولی چرا اینقدر غیر واقعی و ناملموس؟ یعنی واقعا راه دیگه ای برای نشون دادن این موضوع وجود نداشت؟ چرا اصلا حامد آبان باید یکباره این اندازه متحول بشه؟ اونم با خواندن چند کتاب و در مدت بسیار کوتاه؟؟؟ چرا باید بره توی شهرداری استخدام بشه اونم با رویأی شنیدم صدای خش خش جارو؟؟؟ چرا اول فیلم حامد محتاج یه قرون پول هستش ولی قبلا ماهی 2-3 میلیون خرجی برای زنش میفرسته. به وکیل زنش میگه من خودمو تکون بدم روزی 10 میلیون پول در میارم، ولی اصلا معلوم نیست چرا اول فیلم هشتش گرو نه هست ولی یهو همراه با تحولات پاکیزگیش دچار تحولات اقتصادی هم میشه میشه. بی نهایت سوال بی جواب مطرح کرد، ولی افسوس که این ره به ترکستان است.<br />
صحنه ای که جناب دکتر، کارگران شهرداری رو ردیف کرده بود و نگاهشون میکرد یاد اولین فیلم جنایی پلیسی تلویزیون افتادم که لادن طباطبایی شده بود رئیس یه قسمت از آگاهی و افسران رو ردیف کرده بود، به مو و ناخن و وضع ظاهرشون گیر میداد و حالا نزدیک 10-11 سال بعد همین صحنه مسخره به نوعی دیگه توسط یه گارگردان مشهور تکرار میشه، واقعا مسخره نیست؟؟؟ و حرف های تموم نشدی دیگه ...<br />
راستی چرا حدود 2-3 دقیقه اخر فیلم رو توی اکران عمومی سانسور کردن؟ و همه پوسترهای فیلم هم به همون قسمت حذف شده اشاره داره؟ جایی که لیلا حاتمی هم لباس رفتگری پوشیده.<b><b><b><font color="#800517"><br />
<br />
<br />
<br />
</font></b></b></b><a href="http://forum.cinemacenter.ir/member3142.html" target="_blank"><b><b><font color="#41A317">Ali</font></b></b></a><br />
<br />
<a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10460d1337359545-0.png"  title="نام: 0.png نمایش: 17 اندازه: 3.0 کیلو بایت">0.png</a><b><b><b><font color="#800517"><br />
</font></b></b></b>ابتدا در مورد ژانر فیلم نکته ای را عرض کنم؛ فیلم کلا بدون ژانر است یعنی در ژانر خاصی نمی گنجد. نه یک درام یا ملودرام اجتماعی است. نه در ژانر کمدی می کنجد و نه فانتزی است. جدیدترین اثر کارگردان بزرگ ایرانی هیچ چیز نیست. بدون منطق ترین فیلمی است که در زندگی دیده ام. از همان لحظات ابتدایی فیلم فاقد هرگونه نقطه شروع درست است. فیلمی که روی هوا شروع می شود و روی هوا هم پایان می یابد. در عین شعار رئالیستی، فیلم حتی رئال هم نیست، مستند هم نیست، حقیقتا هیچ چیز نیست. اما یک هجو کامل و به تمام معنا است، بدون هرگونه میزانسن و متن و دیالوگ. داستان یک عده انسان بی درد، شبه انتلکتول و بدون هرگونه تعادل روحی و فکری.<br />
<br />
نارنجی پوش داستان عکاسی را روایت می کند که ابتدایی ترین ملزومات عکاسی را هم بلد نیست و بر اثر خواندن کتابی آنچنان تحت تأثیر قرار می گیرد که تصمیم می گیرد همه جا را تمیز کند. کسی که با این کار و پاکسازی فیزیکی محیط خود، قصد تلطیف روح اش را دارد. نقش این عکاس مالیخولیایی را بدترین بازیگر!!! تاریخ ایران یعنی حامد بهداد بازی می کند. اصلا انتظار بازی بهداد را نکشید زیرا او مانند همیشه و مانند همیشه نقش مالیخولیایی خود را بازی می کند، یک انسان بدون هرگونه تعادل روحی.<br />
مهرجویی با ساختن فیلم اخیر، نام خود را برای همیشه در تاریخ سینمای جهان جاودانه کرد. او با نشان دادن سریع ترین تحول روحی تاریخ سینما، رکوردی دست نیافتنی را به نام خود به ثبت رساند. حامد آبان در اثر خواندن کاملا اتفاقی کتابی و در عرض چند ساعت آنچنان تحت تأثیر قرار می گیرد که به شغل سوفوری روی می آورد. البته او برای رسیدن به این هدف والا راه پر پیچ و خمی را طی می کند!<br />
<br />
اما در مقابل افرادی که احتمالا بنده را به عدم درک صحیح اشارات سینمایی مهرجویی متهم خواهند کرد باید عرض کنم که خود مهرجویی در فیلم و در دیالوگ های مختلف شخصیت هایش فریاد می کشد که این تحول ظاهری دلیلی بر تعالی روحی است که البته بیننده هیچ گاه و ابدا هیچگونه تفاوتی بین حامد آبان قبل از تحول و حامد آبان بعد از تحول احساس نخواهد کرد. او همان قدر که پیشتر لمپن بوده بعد از تحول هم لمپن است، همان قدر که پیشتر مالیخولیایی و بدون تعادل روحی بوده، پس از تحولات هم مالیخولیایی است و البته در این وجه رشد هم داشته است!<br />
<br />
و این سندرم دردناک لمپنیسم...<br />
به تمام اعتقادات قسم که می توان رئالیست بود اما لمپن نبود، استاد مهرجویی شخصیتی که ساخته ای مردم را ناندرتال می خواند اما خود از به زبان آوردن انواع حرف های زشت واهمه ای ندارد. حقیقتا این روشنفکری است؟ این است سینمای آزاد؟ این است سانسور و #####؟ این ها را می خواستید بگویید و سانسور می شد؟ به کجا چنین شتابان!؟<br />
البته که این مشکل مهرجویی نیست، بلکه جدیدترین سندرم سینمای ایران است. بله، لمپنیسم. پس برای دیدن فیلم های این چنین بچه ها را به سینما نبرید زیرا حتی هالیوود هم بخاطر حرف های زشت و رکیک، محدودیت سنی می گذارد اما سینمای ما...<br />
<br />
تا به امروز در هیچ فیلمی انقدر گاف ندیده بودم. مهرجویی در این فیلم انواع کارهای ناشندنی را شدنی کرده، او حتی در زمان هم حرکت می کند. در سکانسی رفتگران به صف شده و آقای دکتر! (مسئول رفتگرها، فقط یک لحظه تصور کنید، یک دکتر) مشغول سان دیدن است. از سایه ها پیداست که ساعت حدود 10 صبح است و در صحنه بعد رفتگران به سر کار می روند در حالی که خورشید در حال طلوع است و هیچ سایه ای وجود ندارد! مهرجویی تایم لاین را هم می شکند.<br />
ذکر قسمتی از گاف های نارنجی پوش هم در این یادداشت نمی گنجد و من تنها اشاراتی به برخی از آن ها خواهم کرد. بعلاوه تعدادی از ایرادات که عرض کردم، سر وقت رسیدن مادر برای تولد فرزند و دقیقا زمانی که قرار است کیک تولد فوت شود از شاهکارهای آن تایم بودن و دقیق بودن میزانسن است، مادری که از نروژ تا تهران را این چنین دقیق طی می کند! چاپ شدن نام حامد آبان بصورت هماهنگ و در بیش از 4-5 روزنامه اسم و رسم دار کشور و در همان روز اول، از دیگر شاهکارهای فیلم است. همکار همیشه همراه حامد حتی سرکار و شغل دوم، امضاء گرفتن بچه ها از رفتگر لیسانسه، و باز هم تایم لاین افتضاح فیلم که حتی عید هم بعد زمستان محو می شود، روی دادن فیلم در زمانی که هنوز موبایل اختراع نشده اما لپ تاپ عکاس اپل است تنها قسمت کوچکی از افتضاحات فیلم است.<br />
<br />
در مورد شخصیت های مکمل باید عرض کنم که همگی کلا پرت هستند، هیچکدام منطق وجودی ندارند. از معلم سر خانه 24 ساعته گرفته تا همکار و همسر و دوستان. هیچ کدام از شخصیت ها، تأکید می کنم، هیچ کدام از شخصیت ها زنده نیستند. اصلا هیچ چیز زنده نیست؛ شهردار دروغ است، دکتر مسئول رفتگران مزاح است، پسر عکاس که مدرسه هم نمی رود نقش ستون را دارد و در کل می توان گفت که انگار شخصیت های ساخته مهرجویی خلق ساعه از آسمان وارد قصه بی سر و ته فیلم می شوند و در پایان هم به همان سرعت از آن خارج می شوند. هر نامی که در ردیف بازیگران فیلم مشاهده می کنید، مطلقا بدترین بازی های زندگیشان را کرده اند البته به استثناء حامد بهداد که همچنان خودش است و مانند اکثر کارهایش موجودی فرا زمینی و به معنای واقعی کلمه مالیخولیایی با درجات بالایی از دیوانگی است. برای آنکه بازی او برای شما قابل لمس شود، یک انسانی را فرض کنید که رگباری و پشت سر هم قرص روانگردان مصرف می کند، تعریفی بهتر از این پیدا نکردم!<br />
<br />
در نهایت می توان گفت که فیلم پر از شعارزدگی و مونولوگ های رو به تماشاگر است. خود فیلم و فضای آن هم کاملا شعار زده و سراسر بر پایه اتفاقات احمقانه است. در نتیجه توصیه بنده این است که اگر دلبستگی به داریوش مهرجویی، گاو، دایره مینا، اجاره نشین ها، هامون، پری، لیلا، درخت گلابی، مهمان مامان، سنتوری و جمعی از بهترین فیلم های سینمای ایران دارید، این هجو را تماشا نکنید.</div><br />
<br />
<br />
<br />
<b>جدول ارزشگذاری فیلم نانچی پوش:<br />
</b><br />
<div class="cms_table"><table class="cms_table_grid" width="500" align="center"><tr valign="top" class="cms_table_grid_tr"><TD align="center" class="cms_table_grid_td"><b><b><font color="#800517"><acronym title="مدیر مسئول سینماسنتر">FFKIA</acronym></font></b></b></TD>
<TD align="center" class="cms_table_grid_td"><b><b><font color="#ff00ff"><acronym title="سرپرست کل سایت">MISS SAYTA</acronym></font></b></b></TD>
<TD align="center" class="cms_table_grid_td"><a href="http://forum.cinemacenter.ir/member97.html" target="_blank"><b><b><font color="#FF0000">DarkAngel</font></b></b></a></TD>
<TD align="center" class="cms_table_grid_td"><a href="http://forum.cinemacenter.ir/member3142.html" target="_blank"><b><b><font color="#41a317">Ali</font></b></b></a></TD>
<TD align="center" class="cms_table_grid_td"><font color="#b22222"><b>ستاره نهایی</b></font></TD>
<TD align="center" class="cms_table_grid_td"><font color="#b22222"><b>نمره نهایی<br />
(از 10)</b></font></TD>
</tr>
<tr valign="top" class="cms_table_grid_tr"><TD align="center" class="cms_table_grid_td"><a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10459d1337359545-0.5.png"  title="نام: 0.5.png نمایش: 17 اندازه: 3.8 کیلو بایت">0.5.png</a></TD>
<TD align="center" class="cms_table_grid_td"><a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10460d1337359545-0.png"  title="نام: 0.png نمایش: 17 اندازه: 3.0 کیلو بایت">0.png</a></TD>
<TD align="center" class="cms_table_grid_td"><a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10459d1337359545-0.5.png"  title="نام: 0.5.png نمایش: 17 اندازه: 3.8 کیلو بایت">0.5.png</a></TD>
<TD align="center" class="cms_table_grid_td"><a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10460d1337359545-0.png"  title="نام: 0.png نمایش: 17 اندازه: 3.0 کیلو بایت">0.png</a></TD>
<TD align="center" class="cms_table_grid_td"><a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10459d1337359545-0.5.png"  title="نام: 0.5.png نمایش: 17 اندازه: 3.8 کیلو بایت">0.5.png</a></TD>
<TD align="center" class="cms_table_grid_td"><b>0.5</b></TD>
</tr>
</table></div>
<br />
<br />
<b><br />
جدول راهنمای ارزشگذاری فیلم:</b><br />
<br />
<div class="cms_table"><table class="cms_table_grid" width="550" align="center"><tr valign="top" class="cms_table_grid_tr"><TD align="center" class="cms_table_grid_td"><a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10461d1337359958-5.png"  title="نام: 5.png نمایش: 1 اندازه: 1.4 کیلو بایت">5.png</a></TD>
<TD align="center" class="cms_table_grid_td"><a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10462d1337359958-4.png"  title="نام: 4.png نمایش: 18 اندازه: 1.3 کیلو بایت">4.png</a></TD>
<TD align="center" class="cms_table_grid_td"><a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10463d1337359958-3.png"  title="نام: 3.png نمایش: 18 اندازه: 1.3 کیلو بایت">3.png</a></TD>
<TD align="center" class="cms_table_grid_td"><a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10464d1337359958-2.png"  title="نام: 2.png نمایش: 18 اندازه: 1.3 کیلو بایت">2.png</a></TD>
<TD align="center" class="cms_table_grid_td"><a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10465d1337359958-1.png"  title="نام: 1.png نمایش: 18 اندازه: 1.2 کیلو بایت">1.png</a></TD>
<TD align="center" class="cms_table_grid_td"><a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10460d1337359545-0.png"  title="نام: 0.png نمایش: 17 اندازه: 3.0 کیلو بایت">0.png</a></TD>
</tr>
<tr valign="top" class="cms_table_grid_tr"><TD align="center" class="cms_table_grid_td">عالی</TD>
<TD align="center" class="cms_table_grid_td">خیلی خوب</TD>
<TD align="center" class="cms_table_grid_td">خوب</TD>
<TD align="center" class="cms_table_grid_td">متوسط</TD>
<TD align="center" class="cms_table_grid_td">ضعیف</TD>
<TD align="center" class="cms_table_grid_td">بی ارزش</TD>
</tr>
</table></div>
<br />
<br />
<div class="size_fullsize"><a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10466d1337359986-vxrhf6uz72813xmntpg4.png"  title="نام: vxrhf6uz72813xmntpg4.png نمایش: 17 اندازه: 95.5 کیلو بایت">vxrhf6uz72813xmntpg4.png</a></div></div>


	<div style="padding:10px">

	

	

	
		<fieldset class="fieldset">
			<legend>تصاویر پیوست شده</legend>
			<ul>
			<li>
	<img class="inlineimg" src="http://forum.cinemacenter.ir/images/attach/png.gif" alt="نوع فایل: png" />
	<a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10459d1337359545-0.5.png">0.5.png</a> 
(3.8 کیلو بایت)
</li><li>
	<img class="inlineimg" src="http://forum.cinemacenter.ir/images/attach/png.gif" alt="نوع فایل: png" />
	<a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10460d1337359545-0.png">0.png</a> 
(3.0 کیلو بایت)
</li><li>
	<img class="inlineimg" src="http://forum.cinemacenter.ir/images/attach/png.gif" alt="نوع فایل: png" />
	<a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10461d1337359958-5.png">5.png</a> 
(1.4 کیلو بایت)
</li><li>
	<img class="inlineimg" src="http://forum.cinemacenter.ir/images/attach/png.gif" alt="نوع فایل: png" />
	<a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10462d1337359958-4.png">4.png</a> 
(1.3 کیلو بایت)
</li><li>
	<img class="inlineimg" src="http://forum.cinemacenter.ir/images/attach/png.gif" alt="نوع فایل: png" />
	<a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10463d1337359958-3.png">3.png</a> 
(1.3 کیلو بایت)
</li><li>
	<img class="inlineimg" src="http://forum.cinemacenter.ir/images/attach/png.gif" alt="نوع فایل: png" />
	<a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10464d1337359958-2.png">2.png</a> 
(1.3 کیلو بایت)
</li><li>
	<img class="inlineimg" src="http://forum.cinemacenter.ir/images/attach/png.gif" alt="نوع فایل: png" />
	<a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10465d1337359958-1.png">1.png</a> 
(1.2 کیلو بایت)
</li><li>
	<img class="inlineimg" src="http://forum.cinemacenter.ir/images/attach/png.gif" alt="نوع فایل: png" />
	<a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10466d1337359986-vxrhf6uz72813xmntpg4.png">vxrhf6uz72813xmntpg4.png</a> 
(95.5 کیلو بایت)
</li>
			</ul>
			</fieldset>
	

	

	</div>
]]></content:encoded>
			<category domain="http://forum.cinemacenter.ir/forum405.html">بخش ارزشگذاری فیلم-سینمای ایران</category>
			<dc:creator>Ali</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://forum.cinemacenter.ir/thread8301.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>از پوستر جدیدترین فیلم جیمزباند Skyfall پرده برداری شد</title>
			<link>http://forum.cinemacenter.ir/thread8300.html</link>
			<pubDate>Fri, 18 May 2012 16:53:33 GMT</pubDate>
			<description>تصویر: http://files.cinemacenter.ir/images/ot0th014chl35nyt91xf.jpg  
 
این فیلم قرار است روز 26 اکتبر 2012 در سینماهای انگلیس و سپس سراسر جهان اکران...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><div style="text-align: center;"><img src="http://files.cinemacenter.ir/images/ot0th014chl35nyt91xf.jpg" border="0" alt="" /><br />
<br />
این فیلم قرار است روز 26 اکتبر 2012 در سینماهای انگلیس و سپس سراسر جهان اکران شود!<br />
<br />
</div></div>

]]></content:encoded>
			<category domain="http://forum.cinemacenter.ir/forum99.html">پوسترهاي فيلم</category>
			<dc:creator>ScarFace</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://forum.cinemacenter.ir/thread8300.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>مشخص شدن زمان اکران فیلم Sin City 2 (اختصاصی سینماسنتر)</title>
			<link>http://forum.cinemacenter.ir/thread8299.html</link>
			<pubDate>Fri, 18 May 2012 16:48:35 GMT</pubDate>
			<description>تصویر: http://files.cinemacenter.ir/images/hkk09a86e1t4f86yzkx.jpg  
 
 
بعد از نزدیک به 8 سال بعد از اتمام فیلم Sin City به کارگردانی دو دوست فرانک...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><div style="text-align: center;"><img src="http://files.cinemacenter.ir/images/hkk09a86e1t4f86yzkx.jpg" border="0" alt="" /><br />
<br />
</div><div align="justify">بعد از نزدیک به 8 سال بعد از اتمام فیلم Sin City به کارگردانی دو دوست فرانک میلر و رابرت رودریگز و با همراهی کوئنتین تارانتینو ، بالاخره زمان اکران قسمت دوم این فیلم نیز مشخص شد...<br />
امروز تاریخ دقیق فیلم Sin City 2 با عنوان Sin City: A Dame To Kill مشخص شد و تاریخ 4 اکتبر 2013 رو روزه اکران عمومی این فیلم در نظر گرفته اند. سازندگان این فیلم بر موضوع این که ایا جسیکا البا به قسمت دوم این فیلم باز خواهد گشت نیز جواب داده اند و تاکید کرده اند که جسیکا البا در قسمت دوم نیز حضور خواهد داشت و قراردادش را امضا کرده است و او به میکی روک در این فیلم پیوسته است. رزاریو داسون یکی دیگر از بازیگران این فیلم به ظهور کاراکتر جدیدی اشاره کرده است که از بیان اطلاعات زیادی در این باره خودداری کرده! <br />
فیلم Sin City a dame to kill قرار است به مانند قسمت اول به کارگردانی فرانک میلر و رودریگز ساخته شود و فیلمنامه این فیلم نیز بر عهده فرانک میلر است!<br />
Sin City 2 به صورت سه بعدی فیلم برداری و اکران خواهد شد....<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://files.cinemacenter.ir/images/yaslnwk6cb1x3bxijnxh.jpg" border="0" alt="" /><br />
<br />
<b>پوستر رسمی فیلم</b><br />
<br />
<br />
</div> <br />
</div><br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://files.cinemacenter.ir/images/qhfwsb0v813nw2sf7z7c.png" border="0" alt="" /><br />
</div></div>

]]></content:encoded>
			<category domain="http://forum.cinemacenter.ir/forum266.html">اخـــبار سينماي جهان - اختصاصي سينما سنتر</category>
			<dc:creator>ScarFace</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://forum.cinemacenter.ir/thread8299.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>فصل پنجم: ظهور ردجان و تاریک شدن شخصیت جین (اختصاصی سینماسنتر)</title>
			<link>http://forum.cinemacenter.ir/thread8298.html</link>
			<pubDate>Fri, 18 May 2012 15:31:12 GMT</pubDate>
			<description>لیموزین را بگیرید، لیموزین را بگیرید. ولی باز ردجان در آخر فصل چهارم به پتریک رودست زد و از یک طعمه برای فریب دادن تیم CBI استفاده کرد.  
امروز قسمت...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><div align="justify"><div style="text-align: right;">لیموزین را بگیرید، لیموزین را بگیرید. ولی باز ردجان در آخر فصل چهارم به پتریک رودست زد و از یک طعمه برای فریب دادن تیم CBI استفاده کرد. <br />
امروز قسمت آخر فصل چهارم منتالیست پخش شد به این بهانه مصاحبه ای که امروز (18 می 2012) توسط James Hibberd با خالق منتالیست و نویسنده قسمت آخر  فصل چهارم &quot;برونو هلر&quot; Bruno Heller انجام شد ترجمه میکنم. نکته های بسیاری در این مصاحبه بیان شد که در زیر شاهد ترجمه این مصاحبه هستید. امیدوارم دوستان استفاده کافی را ببرند.</div></div><div style="text-align: right;"><br />
<br />
</div><div style="text-align: center;"><img src="http://files.cinemacenter.ir/images/z662fgdyr9wi50s12i5w.jpg" border="0" alt="" /><br />
<br />
<br />
<font color="#ff0000"><b>دوستان گرامی این ترجمه دارای کپی رایت <acronym title="مرجع نقد و بررسی فیلم و سریالهای تلویزیونی">سینماسنتر</acronym> است و از عنوان کردن آن بدون ذکر نام cinemacenter.ir جدا خودداری کنید.<br />
<br />
</b></font><br />
<img src="http://files.cinemacenter.ir/images/fi834gt8erzq8x2e1gf9.jpg" border="0" alt="" /></div><div style="text-align: right;"><br />
<div align="justify"><b>جیمز: شما پتریک را از محدودیت های CBI خارج کردید شرط میبندم که از همچین نوشته ای بسیار لذت بردید.</b><br />
برونو: خنده دار بود. این چند قسمت اخیر همیشه یک رقابت و یک خنده بود بخاطر اینکه مجبور بودی از زندان  CBI فرار کنی.<br />
<br />
<br />
<b>من مشخصا صحنه اول در بار را دوست دارم و فکر میکنم خیلی خوب از کار در آمده است.</b><br />
این یه چیز دیگه هست، سایمون چنان لذتی میبرد که شخصیت پتریک را به این حد توسعه دهد و تا نهایت شخصیت پیش رود. البته برای بازیگر نیز سرگرم کننده است.<br />
<br />
<br />
<b>همدستان ردجان مدت زیادی در حبس زنده نمی مانند. با توجه به پایان بندی آیا ما باید انتظار داشته باشیم که این یکی ( لورلی (Lorelei) که توسط امانوئل چریکوئی ( Emmanuelle Chriqui) بازی میشود) نقشش ادامه پیدا کند؟</b><br />
آنها شبیه درامر های اسپینال تب هستند، نیستند؟ بله من امیدوارم<br />
توضیح مترجم: اسپینال تپ (Spinal Tap) نام گروه نوازده ای هستند که چند تن از درام زن های خود را از دست دادند.<br />
<br />
<br />
<b>در فصل اول من فکر میکردم که ردجان تنها یک قاتل زنجیره ای باشد. اما رفته رفته به سمت یک آدم بده ای شبیه موریارتی با پول زیاد و آدمهای زیادی در اطرافش رفت. میشود شما حستان را در مورد این شخصیت و اینکه چطور آن را میبینید به من بدهید؟</b><br />
این شخصیت بر این حس و مفهوم استوار است که با زمان رشد کرده است. او یک ذره شبیه کسانی است که هر کاری میکنند در آن موفق هستند. این ساختار بیرونی در اطراف شما رشد میکند و در طی زمان به آن صورت که شما اشاره کردید تبدیل میشود، از یک قاتل زنجیره ای به چیزی فراتر از آن. من متنفرم که از این قیاس استفاده کنم و ممکن است حتی یک قیاس نامناسب باشد اما این شبیه به یک بازیگر است. شما با مشخص کردن خطوط، کارتان را شروع میکنید و سپس به جلو پیش میروید (از پله های نردبان بالا میروید) و فکر میکنید که شما فراتر از یک انسان معمولی هستید. قدرت، قدرت جذب میکند و این روشی است که خلافکاران جامعه ستیز قدرت کسب میکنند.<br />
<br />
<br />
<b>شیوه ای هوشمندانه دراوایل شروع بخش سوم هفت وجود دارد، جایی که به بینندگان اخطار داده میشود که وقتی قاتل زنجیره ای فیلم را مشاهده میکنیم هیچ راهی برای براورده کردن انتظاربیینده وجود ندارد، او فقط یک انسان است. این موضوع، ساختن یک شخصیت منفی برای مدت زیادی که نتواند انتظارات را براورده کند، شما را نگران نمیکند؟</b><br />
حتما، اگر ما فقط فصل پنجم را شروع کرده بودیم و میگفتیم tah-dah (تحت تاثیر قرار بگیرید) و تعدادی بازیگر متوسط بودند نا امید کننده بود. حقه (زده خواهد شد) قرار است که تماشاگررا همراه کند و حدس دوم را خودشان بزنند و بپرسند آیا این همان مرد است؟ این همان است؟ رد جان در نهایت یک انسان است هر موقع که شما خلافکارهای بزرگ را میبینید و به گوشت و خون بدل میشوند به نوعی نا امید کنننده است. من دو فصل یا بیشتر زمان دارم تا این موضوع را به واقعیت بدل کنم. من تضمین میکنم که مردم نا امید خواهند شد.<br />
<br />
<br />
<b>آیا شما بازیگر نقش ردجان را در فصل اینده نشان میدهید؟</b><br />
من نشانش میدهم؟ ممکن است تا الان نشان داده شده باشد و شما دیده باشید اش.<br />
<br />
<br />
<b>پس شانس اینکه وقتی شما ردجان را نشان بدهید کسی باشد که ما او را میشناسیم به جای آنکه  کسی باشد که یهو پدیدار شود و تحت تاثیر قرار بگیریم، هست.</b><br />
بله، خیلی ناامید کننده است که اگر ما این کار را بکنیم و Nigel Lythgoe یا چیزی باشد. من فرض میکنم اگه ما میتوانستیم Elvis Presley زنده کنیم این کارو به آن صورت انجام میدادیم.<br />
توضیح مترجم: به نظر من منظورش این بوده که شما قطعا ردجان رو دیدید و اگه یکی رو که تا حالا ندیده اید بیاریم توی داستان خیلی ناامید کننده میشه.<br />
<br />
<br />
<b>من فکر میکنم Bradley Whitford بازی خوبی در نقش بدل ردجان در پایان فصل سوم انجام داد.</b><br />
او در زمان انجام دادن این نقش بسیار لذت برد. تظاهر به ردجان بودن  خیلی مقدسانه نبود ،اما به آن نزدیک بود، من فکر میکنم ما از این موضوع گذشتیم و تماشاگرها ما را در این مورد همراهی کردند.<br />
<br />
<br />
<b>چه چیزهایی از فصل بعد میتوانیم انتظار داشته باشیم؟</b><br />
همانطور که در آخر فصل چهارم دیدید، جین دیگر آن آقای خیلی خوب نیست و مطمئنا ما از این بخش تاریک شخصیت پتریک بیشتر خواهیم دید. یکی از ویژه گی های بزرگ سایمون بیکر بعنوان بازیگر است که میتواند هر دو روی روشن و تاریک را همزمان بازی کند. نمایش قرار نیست به سمت یک نمایش کاملا تره و تاریک برود اما آن شخصیت قرار است که این رنگ ها را بیشتر نشان بدهد. ما به موضوع و جریان اصلی فیلم نزدیکتر میشویم.<br />
<br />
<br />
<b>در فصل پاییز سریال شرلوک هلمز نمایش داده میشود. شخصیتی که منتالیست ازآن الهام گرفته شده است. Fox  نمایش جدیدی با عنوان The Following دارد که در مورد یک قاتل زنجیره ایست که که یک مکتب از آدمکش های زنجیره ای را خلق میکند آیا  شما دوست دارید که بگویید: هی، ما یک نمایش در مورد همه اینا داریم</b>.<br />
برای تمام نمایش هایی که محور داستانیشان در این مورد است جا هست، بخاطر اینکه یک ژانر مجبوب جهانی است. من شنیده ام که سریال شرلوک هولمز بسیار خوب است و برای دیدنش منتظرم.<br />
<br />
<br />
<b>CSI:Miami بعد از یک دهه بدون اینکه به تهیه کننده زمان نوشتن قسمت آخر را بدهند کنسل شد، آیا از طرف CBS به شما اطمینان داده شده است که به شما زمان نوشتن فصل آخرداده خواهد شد؟</b><br />
در تجارت هیچ اطمینانی وجود ندارد. نگه داشتن نمایش در سطح خوبی شغل من و تمام کسانی است که در نمایش فعالیت میکنند تا ما مطمئن باشیم که فصل نهایی را میتوانیم بنویسیم. نمایشی که در این مدت زمان طولانی اجرا شده است و با درجه موفقیتی که داشته است ما به خوبی نتیجه کارمان را میداینم وکارمان را بر طبق آن تنظیم میکنیم. در مورد این موضوع نگران نیستم.<br />
<br />
<br />
<b>فرض کنیم که شما به اندازه کافی  خوش شانس هستید که فصل آخررا بنویسید، آیا بررسی کرده اید با توجه به فرمت جنایی هر هفته نمایش خود را به یک تعقیب و گریزپیابی بین ردجان و پتریک تبدیل کنید؟</b><br />
سوال خوبی است. بیشتر نویسندگان ترجیه میدهند که یک نمایش مرتب و پیوسته بنویسند بخاطر اینکه به آنها اجازه میدهد عمق شخصیتها را نمایش بدهند. اگر همچین چیزی خواسته بینندگان باشد ما به آن سمت میرویم. اما فکر میکنم چون یک نمایش کاراگاهی است و بینندگان تا این لحظه همراه با ما آمده اند، با این کار ایمانشان از بین میرود و بیزار میشوند.<br />
<br />
<br />
<b>نظری در مورد اینکه در فصل پاییز برنامه  یکشنبه شب ها پخش میشود دارید؟</b><br />
من همیشه این قسمت از قضیه را به عهده کارشناسان میگذارم که میدانند چه کار دارند میکنند. و یک نکته دیگر اگر من فکر میکردم که که اعتراضی تغییری ایجاد میکند پس متفاوت احساس میکردم. اما جنبه هایی از این نمایش وجود دارد که شما کنترلی روی آن ندارید. بینندگان ما، ما را دنبال میکنند و امیدوارانه ما بینندگان متفاوتی نسبت به پنجشنبه شب ها پیدا خواهیم کرد.</div><br />
  <br />
<br />
منبع: insidetv<br />
<br />
<br />
</div></div>

]]></content:encoded>
			<category domain="http://forum.cinemacenter.ir/forum76.html">The Mentalist</category>
			<dc:creator>DarkAngel</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://forum.cinemacenter.ir/thread8298.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>نقد و بررسی فیلمRear window.پنجره ی پشتی.هیچکاک</title>
			<link>http://forum.cinemacenter.ir/thread8297.html</link>
			<pubDate>Fri, 18 May 2012 14:33:52 GMT</pubDate>
			<description><![CDATA[تحلیل و بررسی فیلم پنجره ی پشتی 
 
فایل پیوست 10457 (http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10457-rearwindow.jpg) 
 
 
 
[TR] 
[TH="class: infobox...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><div align="justify"><font size="5">تحلیل و بررسی فیلم پنجره ی پشتی<br />
</font><br />
<div class="size_fullsize"><a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10457d1337353709-rearwindow.jpg"  title="نام: RearWindow.jpg نمایش: 15 اندازه: 44.1 کیلو بایت">RearWindow.jpg</a></div><br />
<br />
<br />
<div class="cms_table"><table class="cms_table_outer_border" width="300" align="center"><tr valign="top" class="cms_table_outer_border_tr"><TH class="cms_table_infobox cms_table_vevent cms_table_outer_border_th" align="right">کارگردان</TH>
<TD class="cms_table_outer_border_td"><a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D9%84%D9%81%D8%B1%D8%AF_%D9%87%DB%8C%DA%86%DA%A9%D8%A7%DA%A9" target="_blank" rel="nofollow">آلفرد هیچکاک</a></TD>
</tr>
<tr valign="top" class="cms_table_outer_border_tr"><TH class="cms_table_infobox cms_table_vevent cms_table_outer_border_th" align="right">تهیه‌کننده</TH>
<TD class="cms_table_outer_border_td"><a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D9%84%D9%81%D8%B1%D8%AF_%D9%87%DB%8C%DA%86%DA%A9%D8%A7%DA%A9" target="_blank" rel="nofollow">آلفرد هیچکاک</a></TD>
</tr>
<tr valign="top" class="cms_table_outer_border_tr"><TH class="cms_table_infobox cms_table_vevent cms_table_outer_border_th" align="right">نویسنده</TH>
<TD class="cms_table_outer_border_td"><a href="http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D8%B1%D9%86%D9%84_%D9%88%D9%88%D9%84%D8%B1%DB%8C%DA%86&amp;action=edit&amp;redlink=1&amp;preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&amp;editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%AA%DB%8C%D8%B3&amp;summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%DB%8C%DA%A9+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88+%D8%A7%D8%B2+%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82+%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&amp;nosummary=&amp;prefix=&amp;minor=&amp;create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF" target="_blank" rel="nofollow">کرنل وولریچ</a><br />
<a href="http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%AC%D8%A7%D9%86_%D9%85%D8%A7%DB%8C%DA%A9%D9%84_%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B2&amp;action=edit&amp;redlink=1&amp;preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&amp;editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%AA%DB%8C%D8%B3&amp;summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%DB%8C%DA%A9+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88+%D8%A7%D8%B2+%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82+%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&amp;nosummary=&amp;prefix=&amp;minor=&amp;create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF" target="_blank" rel="nofollow">جان مایکل هایز</a><sup><a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B1%D9%87_%D9%BE%D8%B4%D8%AA%DB%8C_%28%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85%29#cite_note-0" target="_blank" rel="nofollow">[۱]</a></sup></TD>
</tr>
<tr valign="top" class="cms_table_outer_border_tr"><TH class="cms_table_infobox cms_table_vevent cms_table_outer_border_th" align="right">بازیگران</TH>
<TD class="cms_table_outer_border_td"><a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%DB%8C%D9%85%D8%B2_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%AA" target="_blank" rel="nofollow">جیمز استوارت</a><br />
<a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%AF%D8%B1%DB%8C%D8%B3_%DA%A9%D9%84%DB%8C" target="_blank" rel="nofollow">گریس کلی</a><br />
<a href="http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%B1%DB%8C%D9%85%D9%88%D9%86%D8%AF_%D8%A8%D8%B1&amp;action=edit&amp;redlink=1&amp;preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&amp;editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%AA%DB%8C%D8%B3&amp;summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%DB%8C%DA%A9+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88+%D8%A7%D8%B2+%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82+%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&amp;nosummary=&amp;prefix=&amp;minor=&amp;create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF" target="_blank" rel="nofollow">ریموند بر</a></TD>
</tr>
<tr valign="top" class="cms_table_outer_border_tr"><TH class="cms_table_infobox cms_table_vevent cms_table_outer_border_th" align="right">موسیقی</TH>
<TD class="cms_table_outer_border_td"><a href="http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B3_%D9%88%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D9%85%D9%86&amp;action=edit&amp;redlink=1&amp;preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&amp;editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%AA%DB%8C%D8%B3&amp;summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%DB%8C%DA%A9+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88+%D8%A7%D8%B2+%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82+%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&amp;nosummary=&amp;prefix=&amp;minor=&amp;create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF" target="_blank" rel="nofollow">فرانتس واکسمن</a></TD>
</tr>
<tr valign="top" class="cms_table_outer_border_tr"><TH class="cms_table_infobox cms_table_vevent cms_table_outer_border_th" align="right">فیلم‌برداری</TH>
<TD class="cms_table_outer_border_td"><a href="http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%AA_%D8%A8%D8%B1%DA%A9%D8%B3&amp;action=edit&amp;redlink=1&amp;preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&amp;editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%AA%DB%8C%D8%B3&amp;summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%DB%8C%DA%A9+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88+%D8%A7%D8%B2+%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82+%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&amp;nosummary=&amp;prefix=&amp;minor=&amp;create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF" target="_blank" rel="nofollow">رابرت برکس<br />
</a></TD>
</tr>
<tr valign="top" class="cms_table_outer_border_tr"><TH class="cms_table_infobox cms_table_vevent cms_table_outer_border_th" align="right">تدوین</TH>
<TD class="cms_table_outer_border_td"><a href="http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%AC%D9%88%D8%B1%D8%AC_%D8%AA%D9%88%D9%85%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C&amp;action=edit&amp;redlink=1&amp;preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&amp;editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%AA%DB%8C%D8%B3&amp;summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%DB%8C%DA%A9+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88+%D8%A7%D8%B2+%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82+%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&amp;nosummary=&amp;prefix=&amp;minor=&amp;create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF" target="_blank" rel="nofollow">جورج توماسینی</a></TD>
</tr>
<tr valign="top" class="cms_table_outer_border_tr"><TH class="cms_table_infobox cms_table_vevent cms_table_outer_border_th" align="right">تاریخ انتشار</TH>
<TD class="cms_table_outer_border_td"><a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1_%D8%A2%DA%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA" target="_blank" rel="nofollow">۱ آگوست</a>، <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B9%DB%B5%DB%B4_%28%D9%85%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AF%DB%8C%29" target="_blank" rel="nofollow">۱۹۵۴</a></TD>
</tr>
<tr valign="top" class="cms_table_outer_border_tr"><TH class="cms_table_infobox cms_table_vevent cms_table_outer_border_th" align="right">مدت زمان</TH>
<TD class="cms_table_outer_border_td">۱۱۲ دقیقه</TD>
</tr>
<tr valign="top" class="cms_table_outer_border_tr"><TH class="cms_table_infobox cms_table_vevent cms_table_outer_border_th" align="right">زبان</TH>
<TD class="cms_table_outer_border_td"><a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C" target="_blank" rel="nofollow">انگلیسی</a></TD>
</tr>
<tr valign="top" class="cms_table_outer_border_tr"><TH class="cms_table_infobox cms_table_vevent cms_table_outer_border_th" align="right">بودجه</TH>
<TD class="cms_table_outer_border_td">۱ میلیون دلار</TD>
</tr>
</table></div>
<font size="4"><br />
پنجره ی پشتی:<br />
</font><br />
<span style="font-family: tahoma">در  اولین نما  کرکره ی حصیری بالا رفته  و دوربین  سواری بر دالی ازپنجره خارج می شود و دیوارها  و پنجره های  بیرونی را نشان  می دهد. در پنجره های عقبی این حرکت بی درنگ نشان می دهد که  فیلم خروجی است  یعنی اتفاقات  در بیرون قرار است رخ دهند. دوربین متحرک   بار دیگر حرکت می کند و پس از دنبال کردن یک گربه و حرکت مختصری  بر روی پنجره های روبه رو، فضای حیاط پشتی این آپارتمان را نشان می دهد.  سپس به شکلی ناگهانی و غیر منتظره، دوربین با حرکت افقی سریعی وارد همان  آپارتمانی می شود که از آن خارج شده بود و نمای درشت جفریز را نشان می دهد.</span> نمایش دماسنج و همچنین عرق هایه صورت جفریز به ما یک روز گرم تابستانی را نشان میدهد.<span style="font-family: tahoma"><br />
پس  از مکثی مختصر با همسایه ها آشنا می شویم.مثلاً موسیقدان را از طریق پنجره  ی  استودیویش می بینیم که در حال تراشیدن ریشش است،سپس حرکت افقی دوربین ادامه  پیدا می  کند و زوجی را می بینیم که روی پلکان اضطراری جلوی خانه شان  خوابیده اند تا از شر گرما در امان باشند. سپس به آپارتمان دختر رقصنده می  رسیم که در حال تمرین است و خانه به خانه پیش می رویم. کوچه را می بینیم و  باغ را تا این که به چهره ی قهرمان فیلم می رسیم که هم چنان خوابیده است.  این حرکت افقی هنوز به اتمام نرسیده، پس از مکثی کوتاه، دوربین فضای داخلی  آپارتمان قهرمان فیلم را نشان می دهد؛ این کار با گچ پای او شروع می شود که  رویش نوشته اند ال. بی جفریز، سپس دوربین شکسته و دیوارها همراه با عکس هایی که بر روی  آنها نصب شده به چشم می خورندبه نظر میرسد جفریز</span><font size="2"><span style="font-family: tahoma">( با بازی جیمز استوارت)</span></font><span style="font-family: tahoma">یک عکاس خبری است و در حین عکس برداری از یک مسابقه ی اتومبیل رانی مجروح شده.(</span><span style="font-family: tahoma">همه اینها را هیچکاک بدون یک کلمه دیالوگ، در عرض یک دقیقه حرکت دوربین به ما می گوید)</span><span style="font-family: tahoma"> این بیوگرافی  تصویر قهرمان فیلم است. سپس  دوربین بر روی تعدادی مجله توقف می کند که عکسی بر روی جلد آنها چاپ شده  است. این عکس ها به احتمال زیاد کار جفریز است. </span>پس از مقدمه ی کوتاهی از اهالیه ساختمان روبرو و بیوگرافیه تصویریه شخصیت اصلی داستان<span style="font-family: tahoma">می  بینیم که جفریز مشغول اصلاح صورت است. <br />
آن بخش صامت به اتمام رسیده است (در  پس زمینه سروصدای بلند خیابان به  گوش می رسد)، او تلفن را بر می دارد و  با رییس خود دو جمله حرف می زند. هم چنین شروع می کند به نگاه کردن به  پنجره ی روبه رویی. دو زن در پشت بام هستند که پشت دیواری کوتاه پنهان اند و  حمام آفتاب می گیرند.جفریز هم چنان گوشی را در دست دارد . او هم زمان به روبه رو  نیز نگاه می کند. یک  هلی کوپتر به پشت بام نزدیک می شود تا دخترها را بهتر  ببیند.جفریز نسبت به آنچه که ممکن است، خلبان هلی کوپتر دیده باشد؛ واکنش  نشان می دهد، این یک موقعیت غیر عادی است: نمای پشت بام را نه ما می بینیم و  نه جفریز. با این حال  لبخندی می زند، او می فهمد که جریان از چه قرار است  و ما هم نسبت به آنچه که او به ما دیکته می کند واکنش نشان می دهیم. سپس  تماشاگر یعنی جفریز نگاهش را پایین می آورد تا به مکانی که برایمان آشناست  می رسد یعنی آپارتمان دخترک رقصنده. او مشغول تمرین صبحگاهی است  جفریز  از تماشایش لذت می برد. ما در مقام بیننده واکنش او را پی می گیریم،  نمای از دخترک و چنج نمای جفریز که او را نگاه می کند؛ نگاه کردن  به روبه رو را به ما منتقل می کند که در این فیلم مرکزیت دارد.</span><br />
<span style="font-family: tahoma">مکالمه  ی تلفنی او بامزه است و آنچه را کم و بیش از او و کارش می دانیم به ما می  گوید.این که او تصادف کرده و می خواهد سرکارش برگردد. او حتی می گوید: «  کاری ندارم بکنم جز این که بنشینم و همسایه ها را نگاه کنم. او بار دیگر  نگاهش را تغییر می دهد: او یک زن مجمسه ساز میان سالی را می بیند که نسبت  به سرو صدای محیط واکنش نشان می دهد و صورتش را برمی گرداند.</span><span style="font-family: tahoma">جفریز  هم چنان گوشی را در دست دارد و دوباره جهت نگاهش را تغییر میدهد. ما  منتظریم که می بینیم : موسیقدان که پشت پیانوست و او هم نسبت به سروصدای  محیط واکنش نشان می دهد.جفریز هم چنان گوشی به دست به رییس خود التماس کنان  می گوید: باید منو از این وضعیت نجات داد وگرنه مجبور می شم  ازدواج کنم  و  همه چیز....</span><br />
<br />
<span style="font-family: tahoma">به  موسیقیدان برمی گردیم که مشغول  نواختن آهنگی است. جفریز بار دیگر نگاهش  را تغییر می دهد، به سمت  چپ می چرخد چهار پنجره را در روبه رو می بیند. ما  بعدها پی می بریم که این پنجره مربوط به خانه ی توروالد هستند، مردی که  فروشنده ی دوره گرد است و همراه همسر بیمارش در این خانه زندگی می کند. ما  می بینیم که توروالد از راهرو گذشته و وارد خانه می شود. او کتش را در می  آورد. دوربین او را دنبال میکند تا این که او وارد اتاق دیگری می شود که  همسرش هم حضور دارد. در پس زمینه ی این نما صدای جفریز را خارج از نما می  شنویم: « اگه من ازدواج کنم اون وقت نمی تونم جایی برم» و پاسخ: « دیگه  وقتش که ازدواج کنی قبلا از اینکه یک پیرمرد بد اخلاق بشی» تا اینجا به آهستگی و بی آنکه چندان متوجه شویم، وارد داستان اصلی  فیلم یعنی خانه ی توروالد می شویم؛ خانه ایی که بعدها محور اصلی ماجراهاست.  همسایه ها و پنجره های خانه هایشان هم حکم داستان های فرعی فیلم را پیدا  کرده اند.</span><span style="font-family: tahoma">ر  نمای بعد می بینیم که جفریز مکالمه تلفنی اش تمام شده و گوشی را سرجایش می  گذارد و هنگامی که متوجه ی جرو بحثی می شود؛ که در آپاتمان روبه رو ادر  جریان است؛  مشتاقانه برمیگردد سر همان کار همیشگی اش یعنی نگاه کردن به  پنجره های روبه رو. در نمای دیگر تورالد بر سر همسرش فریاد می زند، مجله را  با خشم پرت می کند و به اتاقی دیگر میرود. توجه جفریز کاملاً جلب شده است. او فهمیده که چیزی جدی در خانواده تورالد در حال وقوع است،  اما هیچکاک هنوز آماده ی این نیست که این رویداد را دنبال کند؛ او به یک  زنگ تفریح نیاز دارد. برای همین است که مسئله ی خارش پای گچ گرفته ی جفریز  پیش می آید. او یک چوب بلند را درون گچ پایش فرو می کند و آن را می خاراند،  حس رضایتی به او دست می دهد.</span><br />
<br />
<span style="font-family: tahoma">  در نمای بعدی بار دیگر تاٌکید می کنند که توروالد آدم تندخویی است. جفریز می  بیند که او وارد باغ می شود و به گل های رزش می پردازد، در حالی که آن زن  مجسمه ساز که اکنون در صندلی راحتی اش لمیده، سروصدای تورالد را میشنود؛ به  سوی پرچین می آید و با حرکت دست و صورت به او می گوید که زمین را نکند.  تورالد، عصبی سراو داد می زند و پس از مکالمه ای مختصر به او می گوید که  خفه شو؛ او این حرف را آنقدر بلند می گوید که با وجود سروصدای خیابان، گفته  های او شنیده می شود. زن  مجسمه ساز ناراحت و توهین  شده، می رود.</span>(المان هایه کوچک تورالد دست به دست هم داده تا حس کنجکاوانه ی جفریز را تحریک کند)....<br />
حالا وقت ورود پرستار است...پرستار با حرف زدن هایه بی وقفه اش <span style="font-family: tahoma">اطلاعات بیشتری درباره جفریز و دوستش لیزا به مخاطب میدهد.</span><span style="font-family: tahoma">پرستار پس  از ماساژ  به آشپزخانه می رود تا برای جفریز ساندویچ درست کند، او  می گوید « لیزا همون دختریه که تو می خوای... باهاش عروسی کن». جفریز  برمیگردد و کار نیمه تمامش را پی می گیرد یعنی روبه رو را نگاه می کند و می  بیند که فروشنده   همراه وسایلی که در دست دارد، باغ را ترک می کند؛ و آن  زن مجسمه ساز روی صندلی راحتی اش لمیده است، سپس برای 2 ثانیه دخترک رقصنده  دیده می شود که در حال شانه زدن به مویش است و بالاخره ورود عروس و داماد  را از روی پنجره ی کوچک خانه اشان می بینیم.</span><br />
<br />
((<font size="2"><span style="font-family: tahoma"> کل فضا و قصه، نمادی از  شهر و جامعه ی بشری است. زن رقاص نمادی از زن و جاذبه های اوست. زوج تازه  ازدواج کرده، تمثیلی از روابط خانوادگی وعشق است و در ابتدای ارتباط. زن و  مردی که به شدت دلبسته ی سگ خود شده اند، مسخ شدگی به چیزی در پشت روابط  خانوادگی است. و سرانجام مردی که زن خود را می کشد، رسیدن به شکلی از روابط  شکست خورده ی انسانی است، در ازدواج یا هر چیز دیگر. در پایان یادمان  باشد، چنان این تمثیل ها در ساختار داستان پیچیده و هماهنگ پیش رفته اند،  که نه تنها مانعی در گسترش داستان نیستند ؛ بلکه داستان با این ها رنگ و بویه  بسیار ویژه و سینمایی پیدا کرده است))</span></font><br />
<br />
در سکانس بعدی(شب)با لیزا <span style="font-family: tahoma"><font size="2">(با بازی گریس کلی)</font></span>اشنا میشویم و پس از تماشای نماهای نیم رخ دو شخصیت<span style="font-family: tahoma">(با اشاره به دقتی که هیچکاک در مورد پدیده ی نیم رخ انسانی داشت</span>) و زمزمه ی چند دیالوگ و سورپرایز شام لیزا برای باهم بودنشان به بحث میپردازند.(<font size="2"><span style="font-family: tahoma">در این فیلم دوربین  دارای دو ساختار تقریباً متفاوت است، و برای حرکت. یکی آن جایی که «جفریز» و  «لیزا» هستند و دیگر حیاط و پنجره های آن سوی حیاط و در روبروی «جفریز».  دوربین وقتی «جفریز» و «لیزا» را نشان می دهد تا حد بسیاری ثابت و متمرکز است،  اما به محض آن که سراغ آن سوی حیاط می رود، به شدت متحرک و سیال می شود)</span></font><span style="font-family: tahoma">لیزا  دلش می خواهد جفریز کار در مجله را کنار بگذارد، سفر هم نرود و نیویورک  مستقر شود و به او قول بدهد که سراغ عکاسی مد لباس برود. جفریز توجهی به این حرف ها ندارد و می گوید که آیا لیزا می تواند او را تصور کند که با  ریش سه روز نتراشیده ای وارد سالن مد لباس شود. بن بستی ایجاد می شود که در  صحنه ی ماساژ پرستار پی به آن برده ایم.</span><span style="font-family: tahoma"> این یک نمونه ی خاص از راهبرد  هیچکاک برای ردیف کردن اطلاعاتی است که در ابتدا به شکل موجز و فشرده ارایه  می شود و در ادامه به شکلی دراماتیک طول و تفصیل پیدا می کنند.( </span><font size="2"><span style="font-family: tahoma"> عشق او به «لیزا» اما نشان دهنده ی امتناع او از ازدواج و به عبارتی بند و بست های ازدواج است)...</span></font><span style="font-family: tahoma">لیزا به  آشپزخانه می رود تا سری به غذا بزند و جفریز برمی گردد طرف پنجره تا بیرون  را نگاه کند، شاید برای این که از دردسرهایی که برایش ایجاد شده؛ بگریزد.</span><br />
<span style="font-family: tahoma">این  بار همسایه ی دیگری معرفی می شود، آن خانم تنها؛ که در طبقه ی همکف زندگی  می کند و نقش فرعی مهمی در فیلم دارد.ما خواهیم دید که چگونه هیچکاک با  مهارت هر چه تمام تر از موازی بودن رویدادها استفاده می کند تا نکاتی را  حذف کند یا به تأخیر بیاندازد، نکاتی که به زندگی خصوصی یا زندگی بیرونی  قهرمان فیلمش مربوط است.(حرکت همراهیه مشروب نوشیدن جفریز با ان زن تنها حاکی از درگیر شدن زندگیه جفریز با دنیای پشت پنجره اش است) پس از ترک لیزا جفریز به کارش ادامه میدهد و پس از چند نمایش دیگر از همسایه ها بخواب فرو میرود..باران نیمه شب باعث میشود جفریز از خواب برخیزد. مشاهده ی خروج تورالد با چمدان در ان وقت شب جرقه ایست برای شروع به تححق رسانیدن </span>این چشم چرانی...<br />
<br />
حالا کار روزانه ی جفریز <span style="font-family: tahoma"><font size="2"> مشاهده زندگی دیگران به  جای انجام زندگی خود می باشد. شاید بتوان گفت همه ما کمی از آن را در خود  داشته باشیم. به هر حال تماشای فیلم چیزی جز باز کردن پنجره ای رو به زندگی  دیگران نیست (خواه واقعی و یا داستانی باشد).</font></span><br />
<span style="font-family: tahoma"><font size="2">در این بین جفریز متوجه  یک مورد مشکوک در همسایگی روبروی خانه‌اش می‌شود(تورالد)، و با مشاهده‌ی برخی شواهد  به این نتیجه می‌رسد که مرد همسایه همسرش را به قتل رسانده است. جفریز  موضوع را با نامزدش لیزا  و دوست کارآگاه خود، دویل (با  بازی وندل کری) مطرح می‌کند. لیزا به مرور زمان این فرضیه را می‌پذیرد و با  فراموش کردن اختلافات عاطفی‌اش، برای کشف راز قتل با جفریز همراه می‌شود…</font></span><br />
<br />
<font size="2"><span style="font-family: tahoma"> &lt;&lt;زندگی «جفریز» به  شدت زمین گیر و ساکن است. در اولین نگاه پشت آدم از این عدم تحرک در یک  «تریلر» می لرزد، اما «هیچکاک» از همین عنصر برای ایجاد اوج تعلیق استفاده ی  کامل را برده است؛  ما تنها از طریقِ منظر شخص اول فیلم است، که  با روایت آشنا می شویم؛ پس اوج هم ذات پنداری و همراه با شخصیت اول و زاویه  ی نگاه او؛ رمز جاودانگی این اثر در ساخت تعلیق، در همین نکته است</span></font>&gt;&gt;<br />
<br />
<font size="2"><span style="font-family: tahoma"> جفریز با لنزهای دوربین خود زندگی مردم را می کاود و  قصه آنچنان روان و زیبا پیش می رود که در پایان، همان عکاس خلاق به عنوان  کارآگاه، یک جنایت واقعی را عریان می کند. افراد خلاق نیز این گونه هستند،  آنها مثل افراد عادی به پیرامون خود نگاه نمی کنند. شاید از منظر مردم،  برخی از افراد خلاق دچار برخی کاستی ها در حواس باشند، اما اینگونه نیست.  آنها به هر پدیده ای به گونه ای دیگر نگاه می کنند.</span></font><br />
<br />
<font size="4">در اخر:</font><br />
<br />
<font size="2"><span style="font-family: tahoma">حرکات و زوایای دوربین و تدوین روایی فیلم توهمی از حرکت، ماجراجویی و  تعقیب و گریز را در داخل فضایی محصور و بسته با شخصیتی ساکن و بی‌حرکت القا  می‌کند. ما نیز چون جفریز فقط از طریق نگاه کردن، در زندگی شخصیت‌ها سرک  می‌کشیم، در کارهایشان دخالت می‌کنیم و نسبت به موقعیتشان واکنش نشان  می‌دهیم.(بنظرم نسبت به تدوین این فیلم خیلی کم لطفی شده)..<br />
<br />
</span></font><font size="2">قهرمان فیلم<span style="font-family: tahoma">  درباره وقایع و شخصیت‌هایی که می‌بیند، خیالپردازی می‌کند، داستان می‌سازد  و همان رنج، لذت، ترس، هیجان و اضطرابی را تجربه می‌کند که ما هنگام  تماشای فیلم‌ها از سر می‌گذرانیم. انگار او نیز مثل ما یکی از تماشاگران  آثار هیچکاک است.</span></font><br />
<br />
<br />
گرداورنده:نریمان<br />
<span style="font-family: tahoma">امیدوارم تحلیل های دوستان به کامل شدن این مطلب بیافزاید.</span><br />
</div></div>


	<div style="padding:10px">

	

	

	
		<fieldset class="fieldset">
			<legend>تصاویر پیوست شده</legend>
			<ul>
			<li>
	<img class="inlineimg" src="http://forum.cinemacenter.ir/images/attach/jpg.gif" alt="نوع فایل: jpg" />
	<a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10457d1337353709-rearwindow.jpg">RearWindow.jpg</a> 
(44.1 کیلو بایت)
</li>
			</ul>
			</fieldset>
	

	

	</div>
]]></content:encoded>
			<category domain="http://forum.cinemacenter.ir/forum331.html">نقـــــدهای آزاد سینمای جهان</category>
			<dc:creator>nariman 7</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://forum.cinemacenter.ir/thread8297.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>شما از نام کدام یک از سریالهای خارجی بیشتر خوشتون میاد؟</title>
			<link>http://forum.cinemacenter.ir/thread8296.html</link>
			<pubDate>Fri, 18 May 2012 10:21:04 GMT</pubDate>
			<description>سلام به همه سینماسنتریها 
 
خب همونطور که از نام تاپیک مشخصه قراره بهترین نام سریالی رو از دید سینماسنتریها مشخص کنیم. 
فکر میکنم همه کاربرانی که...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><div style="text-align: center;">سلام به همه سینماسنتریها<br />
<br />
خب همونطور که از نام تاپیک مشخصه قراره بهترین نام سریالی رو از دید سینماسنتریها مشخص کنیم.<br />
فکر میکنم همه کاربرانی که سریالهای خارجی رو دنبال میکنن از نام بعضی از سریالها بیشتر خوششون میاد<br />
از این رو این تاپیک رو ایجاد میکنم تا نظر شما رو در این مورد بدونم<br />
<br />
<br />
<br />
<font size="2"><font color="#008000"><b>(شما از نام کدام سریالها بیشتر خوشتون میاد)</b></font></font><br />
<img src="http://files.cinemacenter.ir/images/b6t0v31nl6ifl67cyj.png" border="0" alt="" /><br />
<font size="4"><font color="#ff0000">شما باید نام 5 سریال منتخب خودتون رو به ترتیب بنویسید تا با رای شما بهترین نام های سریالی مشخص بشه</font></font><br />
<br />
<br />
لطفا به قوانین انجمن احترام بگذارید و نظراتتون رو بیان کنید:)<br />
<br />
با تشکر @};-<br />
<br />
</div></div>

]]></content:encoded>
			<category domain="http://forum.cinemacenter.ir/forum226.html">بخش آزاد سريالهــــــا</category>
			<dc:creator>1CHAMPION</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://forum.cinemacenter.ir/thread8296.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>مستند Life</title>
			<link>http://forum.cinemacenter.ir/thread8295.html</link>
			<pubDate>Fri, 18 May 2012 09:41:41 GMT</pubDate>
			<description>فایل پیوست 10454 (http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10454-bbc_life_title_card.jpg) 
 
مستند لایف..  
 
 
  مستندی فوق العاده از طبیعت ..طبیعتی...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><div style="text-align: right;"><div style="text-align: right;"><a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10454d1337334065-bbc_life_title_card.jpg"  title="نام: BBC_Life_title_card.jpg نمایش: 5 اندازه: 19.5 کیلو بایت">BBC_Life_title_card.jpg</a><br />
<br />
مس<span style="font-family: &amp;amp">تند لایف..</span> <br />
</div></div>  <div style="text-align: right;"><div style="text-align: right;"><span style="font-family: &amp;amp">مستندی فوق العاده از طبیعت ..طبیعتی آرام...طبیعتی وحشی ..</span></div></div>  <div style="text-align: right;"><div style="text-align: right;"><span style="font-family: &amp;amp">این مستند در دو بخش توسط دوربین های حرفه ای تهیه شده (</span><span style="font-family: &amp;amp">دوربین‌های فوق سریع با سرعت ٨ هزار فریم در ثانیه) که  توسط مستند سازان </span><span style="font-family: &amp;amp">شبکه ی بی بی سی تهیه شده است.</span></div></div>  <div style="text-align: right;"><div style="text-align: right;"><span style="font-family: &amp;amp">رقابتی برای زنگی ..رقابتی که موجودات رو درگیر خودش کرده ..موجودات ریزودرشت ..موجوداتی که در آب زندگی میکنند یا بر روی خشکی ..یک مستند کامل که تمام جوانب زندگی موجودات را بر روی کره ی زمین نشان میدهد ..بخش هایی دارد که شما از کارهایی که برخی جانوران برای خورده نشدن توسط موجودات بزرگتر انجام میدهند خنده تان میگیرد وبعضی جاها کاملا تحت تاثیر قرار میگیرید..این مستند شامل تصاویری است که کاملا شما رو مسحور میکند ..تصاویری که شبانه روز از یک جا گرفته شده ..</span></div></div>  <div style="text-align: right;"><div style="text-align: right;"><span style="font-family: &amp;amp">قسمت های مختلف این مستند شامل :</span></div></div>  <div style="text-align: right;"><div style="text-align: right;"><span style="font-family: &amp;amp">1.</span></div></div>  <div style="text-align: right;"><div style="text-align: right;"><span style="font-family: &amp;amp">رقابت برای زندگی </span></div></div>  <div style="text-align: right;"><div style="text-align: right;"><span style="font-family: &amp;amp">خزندگان و دوزیستان </span></div></div>  <div style="text-align: right;"><div style="text-align: right;"><span style="font-family: &amp;amp">پستانداران </span></div></div>  <div style="text-align: right;"><div style="text-align: right;"><span style="font-family: &amp;amp">حیوانات آبزی وماهی ها</span></div></div>  <div style="text-align: right;"><div style="text-align: right;"><span style="font-family: &amp;amp">پرندگان</span></div></div>  <div style="text-align: right;"><div style="text-align: right;"><span style="font-family: &amp;amp">2.</span></div></div>  <div style="text-align: right;"><div style="text-align: right;"><span style="font-family: &amp;amp">حشرات وبندپایان </span></div></div>  <div style="text-align: right;"><div style="text-align: right;"><span style="font-family: &amp;amp">حیوانات شکاری وشکار شونده </span></div></div>  <div style="text-align: right;"><div style="text-align: right;"><span style="font-family: &amp;amp">جانوران اعماق اقیانوس</span></div></div>  <div style="text-align: right;"><div style="text-align: right;"><span style="font-family: &amp;amp">درخت ها وگیاهان </span><br />
</div></div>  <div style="text-align: right;"><div style="text-align: right;">میمون ها وشامپانزه ها<br />
<br />
<br />
 <br />
</div></div></div>


	<div style="padding:10px">

	

	

	
		<fieldset class="fieldset">
			<legend>تصاویر پیوست شده</legend>
			<ul>
			<li>
	<img class="inlineimg" src="http://forum.cinemacenter.ir/images/attach/jpg.gif" alt="نوع فایل: jpg" />
	<a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10454d1337334065-bbc_life_title_card.jpg">BBC_Life_title_card.jpg</a> 
(19.5 کیلو بایت)
</li><li>
	<img class="inlineimg" src="http://forum.cinemacenter.ir/images/attach/jpg.gif" alt="نوع فایل: jpg" />
	<a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10455d1337335611-life-bbc-series_ban.jpg">life-bbc-series_ban.jpg</a> 
(106.4 کیلو بایت)
</li>
			</ul>
			</fieldset>
	

	

	</div>
]]></content:encoded>
			<category domain="http://forum.cinemacenter.ir/forum134.html">معرفي فيلمهاي مستنـــد</category>
			<dc:creator>Mobin.M</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://forum.cinemacenter.ir/thread8295.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>بحث و تبادل نظر در مورد فصل چهارم سریال  The Mentalist / قسمت بیستم و چهارم</title>
			<link>http://forum.cinemacenter.ir/thread8294.html</link>
			<pubDate>Fri, 18 May 2012 08:12:51 GMT</pubDate>
			<description>فایل پیوست 10451 (http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10451-b87ajsz9q9nclh53t58d.gif) 
* 
 
بازیگران**:* 
*Simon Baker* 
**Robin Tunney* 
*Tim Kang*...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10451d1337328570-b87ajsz9q9nclh53t58d.gif"  title="نام: b87ajsz9q9nclh53t58d.gif نمایش: 11 اندازه: 62.3 کیلو بایت">b87ajsz9q9nclh53t58d.gif</a><br />
<div style="text-align: center;"><b><br />
<br />
بازیگران</b><b>:</b><br />
<font color="#a52a2a"><b>Simon Baker</b><br />
<b><b>Robin Tunney</b><br />
<b>Tim Kang</b><br />
<b>Owain Yeoman</b><br />
<b>Amanda Righetti</b></b><br />
</font><br />
<b>شبکه پخش کننده</b><b> :</b><br />
<font color="#008000"><b>CBS</b></font><br />
<br />
<b>آمار مخاطبان در 3 فصل گذشته</b><b>:</b><br />
<font color="#8b4513"><b>فصل یکم 17 میلیون</b> <br />
<b>فصل دوم 15 میلیون</b><br />
<b>فصل سوم 15 ملیون</b><br />
</font><br />
<b>تاریخ پخش قسمت بیست و چهارم:</b><br />
<font color="#800080"><b>17 می 2012</b></font><br />
<br />
<b>نام قسمت بیست و چهارم</b><b>:</b><br />
<font color="#ff0000"><b>THE CRIMSON HAT<br />
<br />
<br />
</b></font><a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10452d1337328651-okobovnbhr3l71csykp.png"  title="نام: okobovnbhr3l71csykp.png نمایش: 11 اندازه: 26.3 کیلو بایت">okobovnbhr3l71csykp.png</a><font color="#ff0000"><b><br />
</b></font><br />
<a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10453d1337328722-24.jpg"  title="نام: 24.jpg نمایش: 11 اندازه: 278.7 کیلو بایت">24.jpg</a></div></div>


	<div style="padding:10px">

	

	

	
		<fieldset class="fieldset">
			<legend>تصاویر پیوست شده</legend>
			<ul>
			<li>
	<img class="inlineimg" src="http://forum.cinemacenter.ir/images/attach/gif.gif" alt="نوع فایل: gif" />
	<a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10451d1337328570-b87ajsz9q9nclh53t58d.gif">b87ajsz9q9nclh53t58d.gif</a> 
(62.3 کیلو بایت)
</li><li>
	<img class="inlineimg" src="http://forum.cinemacenter.ir/images/attach/png.gif" alt="نوع فایل: png" />
	<a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10452d1337328651-okobovnbhr3l71csykp.png">okobovnbhr3l71csykp.png</a> 
(26.3 کیلو بایت)
</li><li>
	<img class="inlineimg" src="http://forum.cinemacenter.ir/images/attach/jpg.gif" alt="نوع فایل: jpg" />
	<a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10453d1337328722-24.jpg">24.jpg</a> 
(278.7 کیلو بایت)
</li>
			</ul>
			</fieldset>
	

	

	</div>
]]></content:encoded>
			<category domain="http://forum.cinemacenter.ir/forum382.html">بحـــث اپيـــزوديك The Mentalist</category>
			<dc:creator>autumn63</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://forum.cinemacenter.ir/thread8294.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[نیمه دوم خرداد 91 "خرس" به تئاتر شهر می آید...]]></title>
			<link>http://forum.cinemacenter.ir/thread8293.html</link>
			<pubDate>Fri, 18 May 2012 07:44:27 GMT</pubDate>
			<description><![CDATA[فایل پیوست 10450 (http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10450-orginal-photo_report-120.jpg)* 
با سلام ...  
طبق اعلام مسئول روابط عمومی نمایش، "خرس" تا کمتر از...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><div class="size_fullsize"><a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10450d1337327449-orginal-photo_report-120.jpg"  title="نام: orginal-photo_report-120.jpg نمایش: 12 اندازه: 31.1 کیلو بایت">orginal-photo_report-120.jpg</a></div><span style="font-family: tahoma"><font color="#800000"><b><br />
با سلام ... <br />
طبق اعلام مسئول روابط عمومی نمایش، &quot;خرس&quot; تا کمتر از 20 روز دیگر در تئاتر شهر به روی سن خواهد رفت.</b><br />
<br />
نمایش &quot;خرس&quot; به کارگردانی دکتر اسماعیل شفیعی و با هنرمندی اصغر همت نیمه دوم خرداد امسال تا پایان تیرماه در ﺳﺎﻟﻦ ﺳﺎﯾﻪ ﺗﺌﺎﺗﺮ ﺷﻬﺮ اجرا می شود.<br />
مرجان قمری، مژگان خالقی، مهدی زمین پرداز و حامد پشتیبان از دیگر بازیگران این نمایش هستند.<br />
<br />
مهدي رضاخانی به عنوان دستيار کارگردان و برنامه ريز ، مدیرتولید: محمد یوسفی ، منشی و مدیر صحنه: نوشین سیفی ، طراح گریم: افسانه قلی زاده، طراح لباس : گلناز گلشن ، طراح صحنه : رضا مهدي زاده ، آهنگساز : پیروز ارجمند ، روابط عمومي : مسعود ریاضی مقدم به عنوان عوامل این نمایش با اسماعیل شفیعی همکاری می کنند.<br />
<br />
اسماعیل شفیعی دارای مدرک دکترای تئاتر از آکادمی هنر تئاتر مسکو و در حال حاضر، معاون اجتماعی دانشگاه هنر و استاد این دانشگاه می باشد.<br />
</font><font color="#800000">اودرچندسال اخیر نمایش های &quot;تراژدی با کمدی اضافه&quot;،&quot;آواز قو&quot; و&quot;خواستگاری&quot; را در ایران اجرا کرده است.<br />
<br />
<b>این خبر توسط آقای ریاضی مقدم مسئول روابط عمومی نمایش برای <acronym title="مرجع نقد و بررسی فیلم و سریالهای تلویزیونی">سینماسنتر</acronym> ارسال گردیده است.<br />
ارائه از <acronym title="مرجع نقد و بررسی فیلم و سریالهای تلویزیونی">سینماسنتر</acronym> </b><br />
</font><br />
</span></div>


	<div style="padding:10px">

	

	

	
		<fieldset class="fieldset">
			<legend>تصاویر پیوست شده</legend>
			<ul>
			<li>
	<img class="inlineimg" src="http://forum.cinemacenter.ir/images/attach/jpg.gif" alt="نوع فایل: jpg" />
	<a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10450d1337327449-orginal-photo_report-120.jpg">orginal-photo_report-120.jpg</a> 
(31.1 کیلو بایت)
</li>
			</ul>
			</fieldset>
	

	

	</div>
]]></content:encoded>
			<category domain="http://forum.cinemacenter.ir/forum251.html">اخـــبار تــئاتــــر ايـــران</category>
			<dc:creator>FFKIA</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://forum.cinemacenter.ir/thread8293.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>همکــاری ستــاره سینمای فرانــسه با اصغــر فــرهادی</title>
			<link>http://forum.cinemacenter.ir/thread8291.html</link>
			<pubDate>Thu, 17 May 2012 12:59:50 GMT</pubDate>
			<description>فایل پیوست 10413 (http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10413-103682_marion-kotijyar_or_marion-cotillard_1600x1200_-www.gdefon.ru-.jpg) 
 
پیش از این در اخبار خوانده بودیم که احتمالن اصغر فرهادی در فیلم...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><font color="#000000"><font size="2"><div class="size_fullsize"><a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10413d1337259556-103682_marion-kotijyar_or_marion-cotillard_1600x1200_-www.gdefon.ru-.jpg"  title="نام: 103682_marion-kotijyar_or_Marion-Cotillard_1600x1200_(www.GdeFon.ru).jpg نمایش: 41 اندازه: 62.5 کیلو بایت">103682_marion-kotijyar_or_Marion-Cotillard_1600x1200_(www.GdeFon.ru).jpg</a></div><br />
<br />
<div align="justify">پیش از این در اخبار خوانده بودیم که احتمالن اصغر فرهادی در فیلم و پروژه جدید خود, با بازیگری فرانسوی همکاری خواهد نمود. <br />
پس از شایعات و گمانه‌زنی‌ها, سرانجام خبری در مورد این همکاری منتشر شد.<br />
اصغر فرهادی در فیلم غیر ایرانی خود از هنرنمایی خانم <b>&quot;ماریون کوتیارد&quot;</b> بازیگر نام‌آشنای فرانسوی و برنده جایزه اسکار بهره خواهد گرفت. <br />
تهیه کننده فیلم جدید اصغر فرهادی با بیان این مطلب, به نکاتی از این پروژه اشاره نمود. طبق همین گزارش, فیلم جدید فرهادی با بودجه 11 میلیون یورویی در پاییز امسال و در پاریس کلید می‌خورد. <br />
الکساندر ماله‌گای به نمایندگی از شرکت ممنتو فیلم اینترنشنال که پخش اروپایی فیلم‌های درباره‌ی الی و جدایی نادر از سیمین را بر عهده داشت, اعلام نموده که فرهادی هم‌اکنون مشغول بازنویسی فیلم‌نامه است. این فیلم نیز همانند کارهای قبلی فرهادی, تریلر احساسی و اجتماعی است. <br />
پیش از این صحبت‌های مختلفی در مورد لیست بازیگران این فیلم مطرح بود که با اعلام رسمی این خبر, نام ماریون کوتیارد در فهرست بازیگران فیلم جدید آقای فرهادی ثبت شد. <br />
آقای فرهادی در مورد جدیدترین فیلم خود به فیلم فرانس اعلام کرده که: <span style="font-family: tahoma">« من به دنبال آنم که در فیلم‌هایم بیشتر از پاسخ, تماشاگران را با پرسش مواجه کنم. چیزی که دنیای امروز بیش از همیشه به آن نیاز دارد، طرح کردن سوال‌های جدید برای جواب‌های قدیمی است. احتمالا می‌توان این سینما را سینمای بازجویی و استنطاق نامید.»</span></div><span style="font-family: tahoma"><br />
<br />
<font size="1">بازنویسی خبر: <acronym title="مرجع نقد و بررسی فیلم و سریالهای تلویزیونی">سینماسنتر</acronym></font> </span></font></font></div>


	<div style="padding:10px">

	

	

	
		<fieldset class="fieldset">
			<legend>تصاویر پیوست شده</legend>
			<ul>
			<li>
	<img class="inlineimg" src="http://forum.cinemacenter.ir/images/attach/jpg.gif" alt="نوع فایل: jpg" />
	<a href="http://forum.cinemacenter.ir/attachments/10413d1337259556-103682_marion-kotijyar_or_marion-cotillard_1600x1200_-www.gdefon.ru-.jpg">103682_marion-kotijyar_or_Marion-Cotillard_1600x1200_(www.GdeFon.ru).jpg</a> 
(62.5 کیلو بایت)
</li>
			</ul>
			</fieldset>
	

	

	</div>
]]></content:encoded>
			<category domain="http://forum.cinemacenter.ir/forum85.html">اخبــــار سينماي جهان</category>
			<dc:creator>MISS SAYTA</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://forum.cinemacenter.ir/thread8291.html</guid>
		</item>
	</channel>
</rss>

