مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh گپی با کامبیز دیرباز ، پژمان بازغی و سام درخشانی

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: گپی با کامبیز دیرباز ، پژمان بازغی و سام درخشانی

  1. #1
    1CHAMPION آواتار ها
    وضعیت : 1CHAMPION آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : دروازه کویـر
    سن: 35
    نوشته ها : 7,425
    سپاس ها : 15,219
    سپاس شده 12,849 در 4,447 پست
    یاد شده
    در 30 پست
    تگ شده
    در 953 تاپیک

    گپی با کامبیز دیرباز ، پژمان بازغی و سام درخشانی

    در میان دوستی با سام درخشانی,پژمان بازغی و کامبیز دیرباز



    خیلی ها معتقدند که در سینما دوستی وجود ندارد.شماها این موضوع را قبول دارید؟
    کامبیز دیرباز: نه به نظر من وجود دارد و بستگی دارد که بخواهیم رفاقت را چه جوری تعریف کنیم.این چیزی که بین ما سه نفر وجود دارد فراتر از رفاقت است و ما عین خانواده هستیم.ما با خیلی از بچه ها سینما دوست هستیم ولی رفاقت ما سه نفر فرق دارد.
    سام درخشانی: درسته,درواقع عین برادریم.
    پژمان بازغی: ما برادر خواهریم(باخنده).به دور از شوخی کامبیز درست می گه , رفاقت ما فراتر از این حرفهاست.

    چه زمانی با یکدیگر رفیق صمیمی شدید؟
    پژمان بازغی: فکر می کنم ما دوازده سال پیش ما با هم رفقای صمیمی شدیم.
    کامبیز دیرباز: من و پژمان سر فیلم پسران آدم با هم آشنا شدیم و بعد از آن پژمان با سام دوست شد.

    از ابتدا دوستی تان به همین شکل بود؟
    کامبیز دیرباز: نه واقعا اینطور نبود.تعریف رفاقت ما آن چیزی که همه فکر می کنند نیست.دوستی ما فقط کاری و سینمایی نیست.اوج رفاقت ما در سینما این است که فیلمنامه را می خوانیم و به یکدیگر پاس می دهیم.مثلا می گم این نقش بیشتر به درد سام می خورد تا من.
    پژمان بازغی: رفاقت ما در حدی است که اگر روزی ماشین سام پنچر شود من می روم و برایش پنچری می گیرم(با خنده).
    سام درخشانی: اتفاقا این اوج رفاقت است که وقتی ساعت 2 شب پنچر می کنی کسی را داشته باشی تا به او زنگ بزنی.

    قبل از اینکه با هم رفیق شوید نسبت به یکدیگر چه ذهنیتی داشتید؟
    کامبیز دیرباز: من اصلا چشم نداشتم پژمان را ببینم(با خنده).اولین بار وقتی که سر فیلمبرداری پسران آدم بودیم ساعت 4 صبح سرویس ابتدا دنبال من آمد.بعد دنبال آقای بازغی رفتیم.در برخورد اول پژمان خیلی خوب رفتار کرد که گفتم پژمان از آن بچه های با معرفت است.
    سام درخشانی: ما از 12,13 سال پیش هر کدام جداگانه با هم دوست بودیم و رفاقت تنگاتنگ ما از 6 سال پیش شروع شد من در خانه بودم و پژمان به من زنگ زد و گفت که ما نزدیک خانه تو هستیم,می خواهیم سری به تو بزنیم.
    پژمان بازغی: بنویس رفاقت سیراب شیردونی!
    چرا؟
    سام درخشانی:آخه کامبیز و پژمان سیراب شیردون و کله پاچه خریده بودند و پیش من آمدند و با هم خوردیم.
    ▆ ▅ ▄ ▃ ▂ شاد بودن بزرگترین انتقامی است که می توان از زندگی گرفت ▂ ▃ ▄ ▅ ▆

  2. # ADS
     

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •