مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh تحلیل و بررسی فیلم تک تیر انداز

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: تحلیل و بررسی فیلم تک تیر انداز

  1. #1
    jak4100 آواتار ها
    وضعیت : jak4100 آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jan 2011
    نوشته ها : 4
    سپاس ها : 17
    سپاس شده 8 در 6 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 0 تاپیک

    تحلیل و بررسی فیلم تک تیر انداز

    محقق : سید علیرضا واعظ موسوی
    shooter
    تحلیل محتوایی
    هر کس برای اولین بار فیلم تک تیرانداز را می بیند با خود می گوید که چگونه می شود که آمریکا اجازه می دهد بر ضد سیاست هایش فیلمی به این صورت ساخته شود ؟
    چگونه می شود که فیلم هایی از این دست تولید و در جهان پخش می شود ؟
    این مطلب در تماشای فیلم های مشابه فیلم تک تیرانداز هم به ذهن بیننده خطور می کند .
    در جواب این سوال ها باید گفت که آمریکا این فیلم ها را هدفمند ، می سازد . و هدفش هم انتقاد از خودش نیست ، بلکه می خواهد به دیگران ، خودی نشان دهد . ما می دانیم که منتقدان سیاست های آمریکا که در این کشور به تولید فیلم ها و نشر کتاب هایی بر ضد دولت و سیاست های آمریکا می پردازند ، از سوی مقامات آمریکایی مورد بی احترامی و حتی طرد قرار می گیرند . که از نمونه های این منتقدان می توان به مایکل مور اشاره کرد .
    فیلم تک تیر انداز به وضوح حاوی مطالبی است که دانستن آنان خالی از لطف نیست :
    1 ) ترک مهره های سوخته : این روش ، روشی آمریکایی است ، که در مورد بسیاری از مهره های سقوط کرده انجام داده می شود و ما به وضوح نمونه هایی از این دست را در تاریخ می بینیم . رها کردن رضا شاه پهلوی پس از سقوطش در جزیره ای که امکانات سکونتی نداشت ، جلوگیری از ورود محمد رضا شاه پهلوی به آمریکا پس از فرارش از ایران و طرد وی ، خالی کردن پشت صدام حسین ، دیکتاتوری که با حمایت آمریکا و غرب قدرت گرفت و ... .
    * در ابتدای این فیلم می بینیم ، وقتی سوواگر ( تک تیرانداز و نقش اصلی فیلم ) و همراهش به مشکلی گرفتار می شوند ( در آفریقا ) به فرماندهی تماس می گیرند و گزارش می دهند و انتظار دارند که فرماندهی آنان را یاری کند . ولی در این زمان دوربین فیلم برداری یکی از ماموران سازمان سیا را در مرکز فرماندهی است نشان می دهد ، که دستور خاموش کردن بیسیم را می دهد و این گونه توجیه می کند که آنها برای این عملیات آموزش دیده اند و می توانند برگردند ( ولی آن مامور سیا خود می داند که سوواگر و همراهش گیر افتاده اند و از این رو آنان را مهره سوخته به شمار می آورد و دست از یاری آنان می کشد . )
    یک نکته جالب در این قسمت فیلم این است که وقتی دوربین این مامور سیا را نشان می دهد ، ما نمی توانیم بفهمیم که این فرد نظامی نیست و عضو سیا است ، زیرا چنان دستور می دهد و دیگران هم دستورات او را انجام می دهند که ما فکر می کنیم فرماندهی نظامی است ، ولی کمی جلو تر وقتی سرهنگ جانسون و همکارانش دارند درباره سوواگر سخن می گویند ، این مطلب را بیان می کنند که در آن عملیات در آفریقا سیا دستور رها کردن آنان را داده است .
    این یعنی چه ؟
    در ابتدای فیلم آنچنان آن فرد حاضر در مرکز فرماندهی را نشان می دهد که گویی فرمانده است ولی دقایقی بعد متوجه می شویم که او مامور سیا بوده ، یعنی به بیننده آنچنان القا می شود که سیا قدرتی برتر از ارتش است .
    * در قسمتی دیگر از این فیلم وقتی سوواگر به خانه ی تیرانداز فلج می رود ، او به سوواگر می گوید : همان طور که به سراغ تو آمدند ، پیش مکن هم آمدند { برای کشتن مقام اتیوپیایی } . همیشه ازت استفاده می کنند وقتی کارشون با تو تمام شد می اندازنت بیرون .
    * در قسمتی دیگر سرهنگ ایزاک جانسون به سناتور مونتانا می گوید : می خواهم یک هواپیمای نظامی بدون بازرسی بشینه ، داخل اون سربازان اعزامی به اتیوپی هستند .
    سناتو هم می گوید : سریعتر بکشیدشون .
    این چند مورد که در فیلم تک تیر انداز دیده می شود ، همان سیاست استفاده کردن از مهره ها و سپس رهاکردن آنان است . آمریکا این طور با نیرو های خود برخورد می کند . و یکی از دلایلی که همه سیاسیون در نظام آمریکا سعی در بالابردن رتبه خود دارند این است که پایین تر ها برای منافع ملی فدا می شوند !
    2 ) قدرت سرکش و عجیب آمریکا : ساختار نظام آمریکا به نحوی است که نمی توان قدرتمند ترین را پیدا کرد .
    هیچ کس در آمیکا قدرتمند نیست در عین اینکه همه قدرتمند اند !!
    به قول سناتور مونتانا در فیلم تک تیر انداز : در آمریکا طرفی وجود ندارد ؛ در آمریکا دموکراسی یعنی تلاش کردن برای رسیدن به قدرت .
    و این همان مطلبی است که در آخر بحث قبلی متذکر شدیم .
    سیاست های کلان آمریکا توسط سیاستمداران پنهانی ، طرح می شود و همه کس از نظامیان و سناتور ها و دادگستری و رئیس جمهور ، باید به آن عمل کنند و الا از سر راه کنار می روند .
    در مسیر نیل به اهداف نظام آمریکا ، هر کس با هر مسئولیتی ، علاوه بر انجام وظایف محوله خود ، در صدد است رتبه ی خود را در بردار قدرت آمریکا بالا ببرد .
    چه کسی حرف آخر را می زند ؟
    نمی دانیم . معمولا در هر کشوری یک نفر حرف آخر را می زند ، چه در کشور های در حال توسعه و چه کشور های توسعه یافته . ولی در آمریکا هر کس امکان دارد که قدرتمند باشد . به عبارت دیگر کسی که حرف آخر را می زند ، در شرایط زمانی مختلف متفاوت است .
    قدرت برتر عقابی است که سایه اش را بر سر هر کسی که لازم باشد می اندازد .
    در این فیلم می بینیم که سوواگر ، وقتی در کوهستان با سناتور ملاقات می کند به او می گوید : تو مردم یک روستا را قتل عام کردی . و سناتور با گستاخی تمام می گوید : یک روستا ! دنیا را هم می تونم بکشم . این دستوری بود که از سوی شخص رئیس جمهور داده شده بود و سیا به اون نظارت می کرد .
    در اینجا می بینیم که قدرت رئیس جمهور چقدر زیاد جلوه گر می شود . در ادامه هم وقتی سوواگر تقاضای دیدار با دادستان را دارد ( در اداره دادگستری ) پس ازاثبات بی گناهی اش با استفاده از دلایلی ، سپس عکس های قتل عام روستا را در آفریقا نشان می دهد ولی با کمال تعجب می بیند که سرهنگ جانسون رو به دادستان گفت : تو می خواهی با چی مبازره کنی در حالی که قدرتش را نداری ، این چیزیه که از ما خواستند ، تا بتونیم کشوری ابرقدرت داشته باشیم .
    دادستان هم رو به سوواگر می گوید : بدون در نظر گرفتن احساساتم این کار برای منافع ملی بوده ، و قابل توجیه است . دستور این کار از سوی رئیس جمهور بوده
    و در ادامه به سوواگر می گوید : بهت توصیه می کنم دنبال این رونگیری .
    در اینجا هم باز شاهد بیان قدرت رئیس جمهور هستیم . اما ما شواهدی در تاریخ داریم که قدرت رئیس جمهور کم بوده ، همچون قضیه واترگیت ، که منجر به استعفا نیکسون می شود و یا رسوایی کلینتون و یا ترور کندی .
    پس این چه تزادی است که در فیلم و واقعیت وجود دارد ؟
    تزادی نیست . همان طور که در فیلم دادستان به سوواگر گفت ، پای منافع ملی در میان است . درزمانی نفت برای کشور مهم است و رئیس جمهور آنقدر قدرتمند می شود ( سایه عقاب قدرت بر سر وی افکنده می شود ) که علاوه بر اینکه دستور حمله به کشوری را می دهد ، برای حفاظت از خطوط انتقال نفت دستور قتل عام روستایی را می دهد . ولی در آن موارد تاریخی یاد شده چون حیثیت آمریکا با نگهداری رئیس جمهور های بی آبرویش ، خدشه دار می شود از این رو این دو رئیس جمهور ( نیکسون ، کلینتون ) باید بروند ، و به عبارت دیگر فدای منافع ملی آمریکا می شوند و در این دو قضیه می بینیم که سایه قدرت بر سر دادگستری آمریکا قرار دارد .
    در مورد قضیه کندی هم چون وی دستور جنگ را که از سوی سیا ارائه شده بود امضا نکرد ، و از این کار ممانعت کرد ، می بینیم با اینکه از مدت ریاست جمهوری اش حدود یک سال باقی مانده ، ولی ترور می شود .
    توسط چه کسی ؟ فردی نا شناس که وقتی دستگیر می شود توسط یک مامور اف بی آی کشته می شود و راز ترور رئیس جمهور سر پوشیده باقی می ماند .
    نکته :سیاستمداران آمریکا می توانستند منتظر بمانند تا کندی دوره ریاست جمهوری اش تمام شود و بعد به نحوی رد صلاحیتش کنند تا دور بعد کاندیدا نشود ، ولی نه ! این کار را نکردند ، آمریکا قلدر است و می خواهد قلدری کند ، آنها این رئیس جمهور را ترور کردند و عمدا شایع کردند که دست اف بی ای در کار بوده تا از این رهگذر عاقبت ایستادن در برابر سیاست های آمریکا را به دیگران نشان دهند .
    این است ، روش آمریکا !!
    3) قلدری آمریکا : کشور آمریکا دارای نظامی قلدر است . نظامی که از این سیاست پیروی می کند:هر که با نیست بر ماست . و این سیاست است که باعث شده دایره ی امنیت ملی ایالات متحده آمریکا تنگ شود و هر حرکتی از سوی کشوری و یا فردی ( چه آمریکایی و غیر آمریکایی ) به امنیت ملی این کشور خطر خدشته را داشته باشد.
    ما میدانیم که تهدید کشوری به حمله نظامی ، نقض آشکار حقوق بشر است و این عمل علاوه براینکه جرم به حساب می آید ، باید واکنش تند شورای امنیت را نیز در پی داشته باشد . ولی اینک می بینیم که آمریکا بارها و بارها ایران را به حمله تهدید می کند ولی هیچ واکنشی از سوی شورای امنیت سازمان ملل دیده نمی شود . و این هم نمونه ی دیگری از زورگویی بی پروای آمریکا است ، که البته اینچنین روشی دوام نخواهد آورد . چرا که حکومت های زور نابود شدند و نمونه های آن فراوان در تاریخ دیده می شود .
    هر نظامی که به سوی زورگویی و ستم رفته ، نابود شده . چه در عهد باستان و چه جدید و چه در زمان معاصر . در میان کشور های دنیا می بینیم که نظام انگلیس که نظامی پادشاهی است ، با اینکه اکثر نظام های پادشاهی در دنیا منسوخ شده اند . و اکثر کشورها نوعی از انواع انقلاب را در تاریخ خود دارند ولی ، انگلستان انقلاب آنچنانی را در تاریخ خود ندارد ــ به جز انقلاب کرامول که تقریبا شبه کودتا بود ، کرامول با پشتیبانی سپاه مستقل خودش و حمایت نمایندگان مجلس توانست بر نیروهای پادشاه پیروز شود و اولین و البته آخرین نظام جمهوری را در انگلستان ایجاد کند ــ .
    چرا پادشاهی انگلستان منسوخ نشد ؟
    چون سیاست های انگلستان بر پایه مکر و حیله است ، این کشور با استفاده از همین شیوه ها بوده که توانسته مستعمارات خود را سالهای سال حفظ کند و پس از مدت طولانی که از بقای نظام سلطنت مطلقه این کشور می گذشت ، آنوقت آرام آرام این نوع حکومت به سلطنت مشروطه تبدیل شد ــ بدون هیچ انقلابی ــ و طوری شاه خود را گرامی دشنتد که مرمد انگلستان با شاهان خود به احترام بر خورد می کنند و تاج گذاری آنها را از سنت های خود می دانند . انگلستان روش دیگری در برخورد با مخالفینش دارد ؛ و همچنین شیوه ی دیگری برخورد با مهره های سوخته اش دارد که بر عکس روش آمریکا است و آن این است که این افراد را به خوبی حفظ می کند ( تا سر حد امکان )
    آمریکا در فیلم تک تیر انداز زورگویی آشکار و بی پروا را به خوبی نشان می دهد :
    * ترور مقام اتیوپیایی به این دلیل که می خواست واقعیاتی را بیان کند که بر ضد نظام آمریکا بود { این مطلب که « هر که بخواهد بر ضد منافع ما سخن گوید ، نابود می شود » بسیار شفاف در فیلم بیان شده ، و این کار نشان می دهد که آمریکا از بیان این قلدر نمایی هیچ باکی ندارد .
    * در فیلم بارها گفته می شود که اهالی روستایی در آفریقا کشته شدند تا خطوط انتقال نفت در معرض خطر نباشد .
    این مطلب به عنوان مطلبی محرمانه توسط افرادی بیان می شود . و از سوی دیگر نشان داده شده که اقدامات سوواگر برای افشای این جنایت به جایی نمی رسد .
    پس این فیلم می خواهد این را بگوید که ، آمریکا هر کار که بخواهد انجام می دهد ( به دلیل اینکه زور دارد ) و هر کس که بخواهد درباره اقدامات آمریکا حرفی بزند نتنها حرفش به جایی نمی رسد بلکه مرگ اتفاقی به سراقش می آید ( قلدرنمایی )!
    وقتی سوواگر در مقابل دادستان اثبات می کند که بی گناه است ، سرهنگ جانسون می گه : سخنرانی خوبی بود ولی به من ربطی نداره ؛ و رئیس دادگاه هم می گه : حق با اونه ؛ چیزی برای اثبات وجود نداره
    ودر اینجا سوواگر می گه : البته تو این کشور
    و این بخش از فیلم هم کاملا موید مطلب فوق است .
    * از سوی دیگر هر بار که سخن از قتل عام روستایی در آفریقا به میان می آید ، مقامات حاضر ( دادستان ، سناتور ) می گویند که این دستور شخص رئیس جمهور بوده و این مطلب می خواهد این را در ذهن بیننده حک کند که این کشتار ها و امثال آن امری شخصی و مثلا از سوی سناتوری خواص نیست بلکه امری ملی و خواست حکومت است و به عبارت دیگر کل حکومت به نحوی غیرمستقیم تروریست معرفی می شود ( تروریسم دولتی ) .

    4 ) تشویق به هرج و مرج : سیر فیلم ، بیننده را به این نتیجه می رساند که در آمریکا نمی توان حق را به راحتی بگویی . و دو راه بیشتر برای زندگی نداری یا زندگی عادی و در مسیر همیشگی که به این صورت خطر جانی برایت نیست و یک شهروند خوب به حساب می آیی . و یا اینکه در امور کشورت دخالت کنی و در هر زمانی که دولتمردان آمریکا خلاف خواسته هایتان عمل کردند ، تظاهراتی بر پا کنی و یا در تظاهرات ها شرکت کنی و یا اینکه به هر نحوی درباره مسائل مبهمی که در کشور اتفاق می افتد تحقیق کنی که در این صورت امکان دارد هنگامی که در خانه ات خوابی ، به علت نشت گاز خفه شوی و یا اینکه در جاده با تصادفی وحشتناک کشته شوی و یا اینکه جوانی ولگرد ، در خیابان تو را هدف گلوله قرار دهد !!
    می بینیم که با توجه به توضیحات بالا ، عده ای که می خواهند به حق برسند و می بینند که نمی توانند آزادانه تحقیق کنند و یا اینکه اصلا توان این کار را ندارند ، طریق اختشاش و به عبارتی خود محوری در قدرت را پیش می گیرند ، و به خرابکاری در کشور می پردازند ( البته همه ی افرادیکه این اعمال را انجام می دهند ـ خرابکاری و اختشاش ـ شامل افراد مذکور نیستند . )
    این افراد خود محور ، بسته به ظرفیت روحی خود می تواند درجه ایجاد خطرشان متفاوت باشد ، مثلا افرادی که دارای روحی کوچک هستند فقط به صرف خرید سلاح ( که در آمریکا ظرف چند دقیقه می توان مسلح شد ) و انجام امور خودسرانه و راحت در اجتماع دست می زنند و یا اگر خیلی هنر کنند به جمع گروه های خرابکار می پیوندند و این امور را گروهی انجام می دهند . ولی افرادی که داری روحی بزرگ هستند و می خواهند به گمان خودشان به حق و درستی برسند ، به ایجاد گروه های خرابکاری ، ترور و ... می پردازند .
    چرا یکی از خواسته های فیلم تیرانداز القا حس هرج و مرج طلبی به بیننده است ؟
    آیا دولت ستیزی منافعی برای نظام آمریکا دارد ؟
    بله وقتی فرد یا گروهی به این نتیجه می رسند که خودشان امور را سامان دهند و نیازی به دولت نیست ، ( هرج و مرج) خود را مسلح می کنند ، برنامه ترور ، ارعاب و خرابکاری می ریزند و ... حالا منافع آمریکا کجاست ؟
    آمریکا کشوری است ، که بخش عمده ی درآمد و چرخه اقتصادی خود را از فروش اسلحه به دست می آورد .
    حال فروشنده سلاح خود را می فروشد و پلیس آمریکا هم مجرمی در مقابل خود دارد که برای مبارزه با آن به جذب نیرو و سلاح بیشتر اقدام نماید و اینگونه است که چرخ آمریکا می چرخد ( البته فروش سلاح در سطح کشور به مراتب کمتر از سطح جهانی است ولی همینکه : 1- چرخه ای به وجود آید و 2 - مردم آمریکا برای اینکه احساس امنیت کنند ، هم خودشان سلاح می خرند و 3 - هم بیشتر به دولت متکی می شود ؛ همه ی این مسائل به نفع نظام آمریکا است . دولتی که اقدامات وهشتناکی انجام می دهد و نمی تواند به راحتی این اعمال را توجیه کند و از سوی دیگر جوانانی دارد که به درستی آنان را تربیت نکرده ؛ چه اشکالی دارد که سلاح را در دسترس آنان قرار دهد ، حس استفاده از آن را با استفاده از چنین فیلم هایی و یا فیلم های جنایی افزایش دهد تا این جوانان به عنوان مجرم در جامعه حاضر شوند و پلیس آمریکا هم به راحتی آنها را بُکشد . )
    همان طور که گفتیم سیر رهبری ستیزی ( آنارشیسم ) در فیلم دیده می شود ، اما در انتهای فیلم در یک مکالمه کوتاه بین سوواگر و سناتور شدت می یابد :
    سناتور : تو می خواهی با یک حکومت مبارزه کنی ؟
    سوواگر : بله ( و سناتور را می کشد )
    حس خود محوری در فیلم های دیگری هم به چشم می خورد ، به عنوان مثال در فیلم مجازاتگر ( = مجازات کن ، مجازات ) می بینیم که وقتی شخصیت اصلی فیلم به این نتیجه می رسد که نمی تواند برای گرفتن حقش ، امیدی به یاری دولت داشته باشد ، تصمیم می گیرد که خود مسلح شود و به سراغ جنایت کاران برود .
    5 ) عوام فریبی : سیاستی است که آمریکا استفاده می کند و با این روش می تواند به راحتی به کشوری حمله کند و بعد بگوید که برای مبارزه با تروریسم بوده .
    در قسمتی از این فیلم می بینیم که به این سیاست آمریکا نیز اشاره شده ، زمانی که سوواگر و سناتور در کوهستان با هم ملاقات می کنند ، سناتور در خلال صحبتهایش این مطلب را می گوید :
    ـ این کشور وزیر دفاع داره ، که می ره تلویزیون و می گه کشتن مردم به خاطر دموکراسی بوده نه بخاطر نفت و مردم هم قبول می کنند .
    خارج از کالبد شکافی محتوایی که در بالا بیان شد ، در زیر به ویژگی های ظاهری فیلم می پردازیم :
    1 ) فیلم برداری قابل تامل : فیلم برداری صحنه های فیلم بسیار جالب می باشد ، مخصوصا در زمان نشان دادن تیر اندازیها و حالات افراد ، ما بخوبی دقت فیلم بردار و همچنین مدیریت کارگردان را می بینیم .
    2 ) حالات چهره بازیگران : بازیگران به خوبی توانسته اند حالات چهره خود را در شرایط مختلف نشان دهند ، حالاتی چون درماندگی ( زمانی که سواگر تیر خورده و در حال فرار است ) ، اضطراب و تفکر ، نا امیدی ( مامور اف بی آی در آخرین صحنه ای که او را می بینیم : در حالی که سرش را تکان می دهد و میگوید باورم نمیشه ؛ ما می توانیم کاملا ناامیدی را در چهره اش ببینیم ) و ... .
    3 ) انفجار ها هم به زیبایی کار شده است ، که از جمله بهترین آنها می توان به انفجار خانه سناتور در سکانس آخر فیلم اشاره کرده .
    4) استفاده از اشیا : در فیلم به خوبی می بینیم که ابزاری که به هر نحو بر بیننده تاثیر می گذارد گنجانده شده .
    * اول از همه باید به محوریت فیلم که بر روی تک تیراندازی استوار است و باعث شده بخشی از فیلم به صحنه های تیر اندازی با تفنگ های جالبی که بیننده را به وجد می آور و جوانان را به یاد بازی های جالبی چون تک تیرانداز و دلتافورس می اندازد اشاره کرد . که این خود باعث جذابیت فیلم و همچنین جذب مخاطب بیشتر برای فیلم می شود .
    * مورد بعدی که می توان به آن اشاره کرد استفاده از نشان دولتی افتخار است که در اوایل فیلم جلوه گر می شود .
    * استفاده از پرچم های آمریکا در اواخر فیلم ، یعنی زمانی که سرهنگ جانسون از اتاق دادگستری خارج می شود ، بسیار قابل توجه است . در اینجا می بینیم که سرهنگ جانسون به نحوی گستاخانه از اتاق خارج می شود ، او دو در اتاق را با دستانش به شدت باز می کند و در مقابل جانسون که اینکه پشت به اتاق است پرچم آمریکا قرار دارد ، دوربین به نحوی این صحنه را گرفته که گویی جانسون کمی در مقابل پرچم خم شده ( به نشانه احترام ) و این هم به خوبی تاثیر خود را در ذهن بیننده می گذارد ، چرا که دارد به بیننده القا می کند که باید در هر حال به آمریکا احترام گذاشت .
    نتیجه پایانی
    برداشتن عینک تماشای صرف فیلم ها ، از روی چشمانمان باعث می شود که به راز های این پدیده جالب یعنی تلویزیون و سینما بیشتر دست یابیم .
    استالین گفته است : اگر من تلویزیون را در اختیار داشتم دنیا را فتح می کردم .
    امروز همچون قرون گذشته سلاح کار اول و آخر را انجام نمی دهد !
    امروز دیگر ماننده گذشته ، فقط برتری نظامی ملاک نیست !
    امروزه کشور ها سریع به یکدیگر حمله نمی کنند که اگر این کار را انجام دهند با واکنش تند جامعه بین الملل مواجه می شوند .
    امروز تبلیغات و فرهنگ است که تاثیر گذار است . امروز یک پایگاه تولید فرهنگ و تبلیغات از یک پایگاه موشکی مجهز به کلاهک های اتمی بیشتر کاربرد دارد . زیرا که سلاح جان و فرهنگ فکر را هدف گرفته .
    در جهان کنونی حمله نظامی کار آخر را انجام می دهد .

  2. 2 کاربر از پست مفید jak4100 سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •