مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh ترجمه نقد فیلم Cwr.22- نقد و بررسی فیلم The Girl with the Dragon Tattoo توسط جیمز برادینلی(ترجمه اختصاصی) - صفحه 2

صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 35

موضوع: Cwr.22- نقد و بررسی فیلم The Girl with the Dragon Tattoo توسط جیمز برادینلی(ترجمه اختصاصی)

  1. #1
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    سن: 32
    نوشته ها : 11,484
    سپاس ها : 10,173
    سپاس شده 25,842 در 7,194 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    Cwr.22- نقد و بررسی فیلم The Girl with the Dragon Tattoo توسط جیمز برادینلی(ترجمه اختصاصی)


    The Girl with the Dragon Tattoo دختری با خالکوبی اژدها


    The Girl with the Dragon Tattoo
    اطلاعات فیلم
    تهیه کننده : فینچر و دیگر عوامل تولید
    کارگردان : دیوید فینچر
    نویسنده : استیون زایلیان
    ژانر: درام ، بیوگرافی
    تاریخ نمایش: 20 دسامبر 2011 در امریکا
    موزیک : ترنت رزنور
    بودجه : 90 میلیون دلار
    فروش کلی : در حال اکران

    کشور سازنده: امریکا (هالییود)

    IMDB Rate : 8.3 از 10 از بین 15828 رای .
    بازیگران
    دانیل کریگ(مایکل بلومکویست)
    رونی مارا(لیزبس سالاندر)
    کریستوفر پلامر(هنریک وانگر)
    استلان استاسگارد(مارتین وانگر)
    افتخارات و جوایز
    ------
    امتیاز جیمز برادینلی از 4ستاره :4 ستاره
    منتقد : جیمز برادینلی مترجم : هما Skyfly
    ویرایش توسط ScarFace : 10-26-2012 در ساعت 23:26

    سینماسنتر را در فضای مجازی دنبال کنید






    ----------------------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.
    تحصیل پزشکی و دندانپزشکی در روسیه
    گروه بین المللی ستاره داوود

    ---------------

  2. 12 کاربر از پست مفید ScarFace سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #11
    هر نتی که از عشق بگوید، زیباست... حالا سمفونی پنجم بتهون باشد یا زنگ تلفنی که در انتظار صدای توست...
    Parnian آواتار ها
    وضعیت : Parnian آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    نوشته ها : 1,879
    سپاس ها : 4,267
    سپاس شده 4,230 در 1,374 پست
    یاد شده
    در 4 پست
    تگ شده
    در 522 تاپیک

    پاسخ : Cwr.22- نقد و بررسی فیلم The Girl with the Dragon Tattoo توسط جیمز برادینلی(ترجمه اختصاصی)

    من نسخه سوئدی رو ندیدم متأسفانه پس نمی تونم مقایسه کنم یا در موردش نظری بدم. فقط نظرم رو در مورد این فیلم میگم:

    تیتراژ فیلم فوق العاده است. به شدت تیره، غمگین و با موزیکی فوق العاده، طوری که کاملا بیننده برای دیدن فیلم آماده میشه و می فهمه که با چه جور فیلمی طرفه.
    داستان با یه حالت سردرگم کننده ای شروع میشه و باید تمام حواس بیننده به فیلم و ماجراهاش باشه تا بتونه در نهایت اونها رو تشخیص بده، طوری که در نیمه راه فیلم و به خصوص پایانش، داستان کاملا یه چیز دیگه میشه و ساختن چنین فیلمی با این قدرت و زیبایی، هیجان و ... هنر خاصی می خواد که فینچر به خوبی از پسش بر اومده.

    رونی مارا به خوبی و با مهارت تمام تونسته لیزبت رو به تصویر بکشه و بیننده رو کاملا با نقش خودش همراه کنه: دختری که در دنیای هک و کامپیوتر همتا نداره اما از لحاظ شخصیتی همچنان ناپخته و حتی بچه باقی مونده. دختری شکننده و احساساتی که گذشته تلخی داشته و حالا سعی می کنه در کنار میکل اون ناملایمات رو فراموش کنه و یه جورایی خلا احساسیش رو پر کنه و به میکل دل می بنده، اما پایان فیلم بدجوری ناراحت کننده است، خیلی ی ی ی ی ی....
    وقتی به درش می گه که دوست خوبی پیدا کرده و وقتی به فروشنده میگه که دوست خوبیه که داره اون لباس رو براش می خره، قلبم پر از اندوه شد

    دنیل کرگ اگرچه نقشش رو خوب بازی کرده اما وقتی با مارا در یک صحنه قرار می گیرن، به نظر من یه جورایی محو میشه و این مارا هستش که خودنمایی می کنه.

    دختری با خالکوبی اژدها فیلمی زیبا و پر از هیجان و استرسه که دیدنش رو به دوستان توصیه میکنم.

    پ.ن: سروش ممنونم که گفتی فیلم رو ببینم، اما باید نسخه سوئدیش رو هم بهم می دادی




  5. 3 کاربر از پست مفید Parnian سپاس کرده اند .


  6. # ADS
     

  7. #12
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    سن: 32
    نوشته ها : 11,484
    سپاس ها : 10,173
    سپاس شده 25,842 در 7,194 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    پاسخ : Cwr.22- نقد و بررسی فیلم The Girl with the Dragon Tattoo توسط جیمز برادینلی(ترجمه اختصاصی)

    نقل قول نوشته اصلی توسط "parnian" نمایش پست ها
    دنیل کرگ اگرچه نقشش رو خوب بازی کرده اما وقتی با مارا در یک صحنه قرار می گیرن، به نظر من یه جورایی محو میشه و این مارا هستش که خودنمایی می کنه.
    دقیقا تو اسکار امسال بازیگر فیلم کینگ اسپیچ کالین قیرث یه حرفه جالبی زد ! گفتش رونی مارا : اگه تو نبودی واقعا سینما یه چیزی رو کم داشت! بازیش رو هرچه قدر نگاه کنی تو این فیلم سیر نمیشی!
    دنیل کریگ تو سکانس های دو نفره جلوی رونی مارا دقیقا تعظیم میکنه چیزی برای ارائه نداشت اصلا



    نقل قول نوشته اصلی توسط "parnian" نمایش پست ها
    یه جورایی خلا احساسیش رو پر کنه و به میکل دل می بنده، اما پایان فیلم بدجوری ناراحت کننده است، خیلی ی ی ی ی ی....
    وقتی به درش می گه که دوست خوبی پیدا کرده و وقتی به فروشنده میگه که دوست خوبیه که داره اون لباس رو براش می خره، قلبم پر از اندوه شد
    در مورد پایان بندی فیلم واقعا چیزی نمیشه گفت هر لحظه فیلم به اون خوبی پیش رفته یه دفعه این کار رو کردن یعنی اخره نامردی بود یعنی ترکوند فیلم پایان بندیش!
    خوب نمیشد هم! یه جایی مایکل وقتی رو تختش نشسته بود و گلوله خورده بود یه دفعه لیزبیث اومد اون حرکت رو کرد گفتش من دو برابره تو سن دارم و به عبارتی تو جای بچه منی! خوب مایکل هم دل داره دیگه نمیشه که دلش رو ببنده به یه دختر بچه ! اما باز بیننده حسش کناره لیزبیث بود و بس!


    نقل قول نوشته اصلی توسط "parnian" نمایش پست ها
    تیتراژ فیلم فوق العاده است. به شدت تیره، غمگین و با موزیکی فوق العاده، طوری که کاملا بیننده برای دیدن فیلم آماده میشه و می فهمه که با چه جور فیلمی طرفه.
    امروز مطلبی خوندم در مورد تیتراژ های فیلم های فینچر که کاملا باهاش موافقم ! تیتراژهای فینچر حرف ندارند یعنی بهترین هستند و نقطه اوجشون هم بدون استثنا همین فیلم هستش اصلا فکر کنم بیننده بخواد 10 ها بار اون تیتراژ جالب رو ببینه و از اهنگش هم لذت ببره!

    من امیدوارم امیدوارم که فینچر سراغه اون دو کتاب دیگه بره امیدوارم ! چون با این فیلم این رفتار رو کرد اون دو کتاب رو هم عالی میسازه مطمئنم!
    تدوین گرای فیلم های فینچر هم باحالنا :دی هم ساله پیش اسکار گرفتن هم امسال:دی هم سوشیال بهترین تدیون رو گرفت هم دختری با خالکوبی... جالبه :دی

    سینماسنتر را در فضای مجازی دنبال کنید






    ----------------------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.
    تحصیل پزشکی و دندانپزشکی در روسیه
    گروه بین المللی ستاره داوود

    ---------------

  8. #13
    هر نتی که از عشق بگوید، زیباست... حالا سمفونی پنجم بتهون باشد یا زنگ تلفنی که در انتظار صدای توست...
    Parnian آواتار ها
    وضعیت : Parnian آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    نوشته ها : 1,879
    سپاس ها : 4,267
    سپاس شده 4,230 در 1,374 پست
    یاد شده
    در 4 پست
    تگ شده
    در 522 تاپیک

    پاسخ : Cwr.22- نقد و بررسی فیلم The Girl with the Dragon Tattoo توسط جیمز برادینلی(ترجمه اختصاصی)

    نقل قول نوشته اصلی توسط ScarFace نمایش پست ها
    در مورد پایان بندی فیلم واقعا چیزی نمیشه گفت هر لحظه فیلم به اون خوبی پیش رفته یه دفعه این کار رو کردن یعنی اخره نامردی بود یعنی ترکوند فیلم پایان بندیش!
    خوب نمیشد هم! یه جایی مایکل وقتی رو تختش نشسته بود و گلوله خورده بود یه دفعه لیزبیث اومد اون حرکت رو کرد گفتش من دو برابره تو سن دارم و به عبارتی تو جای بچه منی! خوب مایکل هم دل داره دیگه نمیشه که دلش رو ببنده به یه دختر بچه ! اما باز بیننده حسش کناره لیزبیث بود و بس!
    درسته، میکل یه فرد با تجربه است و مسلما تحت تأثیر احساست قرار نمی گیره، از اولش هم معلوم بود که چیزی بینشون شکل نخواهد گرفت، اما با توجه به شخصیت لیزبت و بازی قدرتمند مارا چنان بیننده با این شخصیت همراهی می کنه که چشمش رو روی واقعیت می بنده

    حالا دیشب که گفتی این کتابش سه جلده، امیدوار شدم یکم که این دختر به یه آرامشی برسه. کاش فیلمش رو بسازن. اگه نه که بریم کتابش رو بخونیم




  9. #14
    habibmp3 آواتار ها
    وضعیت : habibmp3 آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jun 2011
    سن: 29
    نوشته ها : 388
    سپاس ها : 251
    سپاس شده 525 در 227 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 146 تاپیک

    پاسخ : Cwr.22- نقد و بررسی فیلم The Girl with the Dragon Tattoo توسط جیمز برادینلی(ترجمه اختصاصی)

    البته خود سوئدی ها تریلوژیش رو ساختند!
    The girl who played with fire و The girl who kicked the horents nest عنوان های دو فیلم بعدی هستند که به احتمال زیاد، با توجه به موفقیت تجاری فیلم اول فینچر قسمت های بعدی هم ساخته شه ... من که امیدوارم ...
    دوست و دشمن باید اقرار کنند که نسخه فینچر از هر لحاظ بهتر از نسخه سوئدی بود و این کاملا واضحه ... البته با احترام به نسخه سوئدی ...
    نمی خوام هیچ مقایسه ای کنم پس میرم سر اصل مطلب ...
    به جرات می گم فینچر تمام فیلم هاش شاهکاره و همیشه دست روی داستانایی میذاره که به طرز تفکرش نزدیک باشند ... فیلم های فینچر فیلم های شخصیت محوری هستند که به صورت فوق روانشناسانه به مشکلات جامعه و افراد می پردازه ...
    فیلم "بازی" شاهکاری بود که تلنگری میزد به انسان تا بیدار شه ...
    "باشگاه مشت زنی" پا رو بسیار فراتر گذاشت و رو مسائلی مانور داد که شاید قبلش از دست کسی غیر استنلی کوبریک کبیر بر نمیومد!
    "اتاق وحشت"، اثری دلهره آور که فقط هنر فینچر رو ثابت می کرد ... در یک فضای بسته، چندین نوع تفکر که همشون یک هدف داستند که به زیبایی هرچه تمام تر تقابل بین این افراد رو به تصویر کشیده بود و حرص و طمع بی نهایت انسان رو به بهترین نحو به تصویر کشیده بود ...
    چندین سال بعد با "زودیاک" وارد شد تا قاتل بی نام و نشانی رو معرفی کنه که انگار وجود نداره ...
    "بنجامین باتن" فیلمی فانتزی و متفاوت از فینچر که داستان ساده ولی عمیقی رو بیان می کرد ...
    "شبکه اجتماعی" یکی از بهترین آثار فینچر که تلاش و سو استفاده یک مخ کامپیوتر رو نشون میداد و یه بیوگرافی فوق العاده رو به تصویر کشید تا نشون بده انسان به هرچی که اراده کنه میرسه ...
    و آخرین فیلمش "دختری با خالکوبی اژدها" که داستان و شخصیت هایی رو دارا هستش که دست فینچر رو بسیار باز می گذاره تا حرفی که میخواد بگه رو روی پرده ببره ... فیلم راجع به تجاوز، قتل، فساد، بی بند و باری و ... هستش که خود به خود فیلم رو تاریک می کنه ... نحوه روایت فینچر از شخصیت ها فوق العاده است. لیزبث، دختری که گریزان از جامعه است و گذشته تلخی داره فقط داره برا بقا زندگی می کنه. به خاطر پول دست به کارهایی میزنه که به هیچ وجه دوست نداره و به راحتی مورد سو استفاده قرار می گیره! پس از تجاوز وحشیانه ای که بهش شد تازه بیدار میشه و هدفی برای خودش پیدا می کنه تا انتقامش رو از جامعه بگیره ...
    در این بین مکمل خودش که قبلا راجع بهش تحقیق می کرده رو پیدا می کنه ... میکائیل خبرنگار جسوری که برای بر ملا کردن فسادهای افراد سیاسی به شهرتی میرسه! اون هم همیشه یه جای کارش می لنگه ولی به کاری که انجام داده خودش کاملا معتقده فقط نمیتونه به دیگران اثبات کنه!
    نیمه دوم فیلم همکاری فوق العاده این دو نفر رو نشون میده که هردوشون به صورت متفاوتی زخم خورده هستند ... دختر که شخصیت شکننده ای داره ولی در ظاهر به هیچ وجه نمیخواد اون روی خودش رو نشون بده دل به کسی میبنده که فکر می کنه ایده آل اونه ... مرد که سنی ازش گذشته و پخته تر از لیزبث هست حرکات دختر رو درک نمی کنه و اونا رو فقط تخلیه شهوانی میبینه که زودگذره!
    در میانه داستان قاتل و متجاوزی بی رحم که تا حتی به افراد خانواده خودش هم رحم نکرده بر می خوریم و انگیزه اون رو از قتل هایی زنجیره ای در میابیم. لیزبث که خود مورد تجاوز قرار گرفته بسیار علاقه مند به کشف معماهای این پرونده میشه و سرانجام با همکاری میاکائیل موفق میشن که پرده از معماهایی بردارند که چند دهه ذهن پیرمردی رو مشغول خود کرده بودن ... در پایان هم به اکثر معماهایی که مطرح شده بود پاسخ داده میشه و پایان رازی کننده ای رو در پیش داریم که باز فینچر شوک نهاییش رو وارد می کنه و چه شوک خوبی بود ...
    لیزبث به نظرم با این ضربه ای که خورد شخصیتش بسیار محکمتر از قبل میشه و احساسات کاذب رو هیچ وقت درگیر کارش نمی کنه ...
    خلاصه فیلم "دختری با خالکوبی اژدها"ی فینچر اثر بسیار مورد بحثی هستش که باید لحظه به لحظه اش تحلیل بشه تا بفهمیم در داستان چه گذشته ... هرکس شاید برداشت های متفاوتی از این فیلم داشته باشه ولی همه در اصل قضیه متفق القول هستند ...

  10. #15
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA هم اکنون آنلاین است.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 43
    نوشته ها : 7,666
    سپاس ها : 11,414
    سپاس شده 25,940 در 4,667 پست
    یاد شده
    در 59 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    پاسخ : Cwr.22- نقد و بررسی فیلم The Girl with the Dragon Tattoo توسط جیمز برادینلی(ترجمه اختصاصی)

    من همین الان فیلم رو تموم کردم. یعنی ساعت 2.40 دقیقه بامداد.
    از ساعت 10.40 دقیقه هم تقریبا شروع کردم به دیدن. یعنی زمانی حدود چهار ساعت و بیست دقیقه برای فیلمی که دو ساعت و چهل دقیقه زمانش بود.

    قبل از این که درباره فیلم صحبت کنم باید درباره نقد بگم.
    گاهی اوقات ما متهم میشیم که داستان فیلم رو تو تحلیلها میگیم و تحلیلامون بیشتر شبیه به تعریفه. باید عرض کنم که نقدهای معتبر بین المللی هم دقیقا همینه.
    یعنی وقتی نقد رو میخونی بازم دیدگاه نقد فنی نیست. چرا که اصلا دلیلی نداره کسی بخواد در یک نقد موضوعی درباره مدل فیلم برداری صحبت کنه. این مبحث زمانی به درد میخوره که تحلیل گر بخواد بگه فیلم برداری چقدر در رساندن موضوع تاثیر داشتن و در غیر این صورت صحبت کردن درباره فیلم و تدوین و صدا و غیر میتونه در یک مطلب جداگانه در باب امور فنی مطرح باشه و نه چیز دیگه ای. از دید من نقد یک فیلم بیش از هر چیز دیگه به فیلم نامه و کارگردانی ارتباط داره و البته از همین حیث هم نقد این تاپیک از تحلیل هائی که شبیه تعریفه بیشتر تعریفه.

    اما از باب فیلم.
    از تیتراژ شروع میکنم که بنا به نظر خیلی از دوستان فوق العاده و بی نظیر عنوان شد و متاسفانه من کاملا از این حیث نظرم منفیه.
    در بهترین شرایط این تیتراژ یک نسخه کرومیک از چشم طلائی و یا فردا هرگر نمیمیرد و یا حتی نسخه خیلی بهتر روز دیگر بمیر از سری فیلمهای جیمز باند است. با این که اضافه کردن یک موسیقی تند تر باعث بالا رفتن ضرباهنگ تیتراژ شده و از همان ابتدا سعی در القا حس هیجان سرکوب شده در بیننده دارد، اما از دید من یک تیتراژ فوق العاده نیست.

    برای این که در این باره به نتیجه بهتری برسید فقط کافیه این تیتراژ رو با کارهای قبلی فینچر مثل هفت و یا کلوب مبارزه مقایسه کنید. تیتراژ هائی که خیلی دقیق تر از موضوع فیلم بیننده را با خبر میکنند.

    شاید بشه گفت در شش ماه گذشته به هیچ فیلمی اینقدر دقت نکردم. زمانی که فیلم رو دیدم دقیقا همین مطلب رو میرسونه. بس که برگشتم و بررسی کردم و دوباره دیدم و باز برگشتم و ...
    فیلم در عرض 15 دقیقه اول به خوبی بیننده رو به مسیر اصلی جریان داستان هدایت میکنه و خیلی دقیق در همون کانالی قرارش میده که فینچر ساخته. شخصیت پردازی های سریع و بدون اضافه کاری هستند و تقریبا در همان 15 دقیقه اول چم و خم دو کاراکتر اصلی به دست میاد. البته این دریافت از شخصیتها در مورد لیزبت بیشتر طول میکشه. تقریبا تا زمانی که قیمش رو دچار اون مجازات میکنه.
    اما با این حال در همون زمان هم میدونیم که واکنش احتمالیش چی خواهد بود. از دید من کاراکتر شناخته شده.

    فرم فیلم کاملا دقیق شکل گرفته به طرزی که فضای جنایت و سرمای حاکم بر زندگی ثروتمندانه خانواده ونگر را از همان 20 دقیقه ابتدائی میتوان دریافت. فرم فیلم به نظر من با بیننده صحبت میکنه. فیلم اونقدر بر تصویر سازی و رسانائی تصویری تاکید داره که خیلی از جریانات و رازهای ماجرا را تنها با تصاویر میشه دریافت. تصاویری که در بخشهای مهمی بدون دیالوگ هم رسانا هستند. در خیلی از سکانهای دریافت کاراکترهای فیلم از جریانات پشت پرده خانواده نتیجه گیری به بیننده محول میشه و این خیلی خوبه چون بیننده رو وادار به کنکاش در آنچه دیده میکنه. اما این کنکاش مسلما در سینما ممکن نیست و ممکنه بیننده کاهی اوقات عملا متوجه خیلی موارد نشه.
    صحنه خیره شدن هریت در عکسهای گذشته به سوی دیگر خیابان عملا در نسخه ای باکیفیت 1080p و بیت ریت بالا و امکان عقب جلو کردن برای چند بار هم به سختی قابل تشخیص است و تنها با دیدن ادامه فیلم و اضافه شدن عکسهای بعدیست که میتوان اصل ماوقع را تشخیص داد.
    با این حال دیدن فیلم در منزل با امکانات زیاد کاملا دلچسبه.
    فضای برفی ابتدای فیلم در میانه و انتها واضح و بدون برف میشه و این همزمانه با از بین رفتن پرده های مختلف زندگی ونگرها.

    نکته ای که در مورد کلیت فیلم باید گفت اینه.
    فیلم دختری با خالکوبی اژدها در یک جمله از دید من به شکل زیره.
    شروعی خوب، داستانی پر کشش و با جزئیات بسیار، رمز گشائی ای رو به ضعف و پایانی کاملا ضعیف.

    به نظر من دقیقا به همین دلیل بوده که فیلم در اکثر فستیوالها و از دیدگاه داوران اکثر جشنواره های بین المللی برجسته شناخته نشد و حتی در اسکار هم اصلا در بین کاندیداها مطرح نبود. فیلم دارای یک چهارم ابتدائی خوب و دو چهارم میانی عالی که شامل بستن چهارچوب معما و رسیدن به حل معما میباشد و یک ربع پایانی ای که بسیار بد است. یک چهارم نهائی ای که عملا در بخش مهمی از آن داستان پایان یافته و بیننده در نیم ساعت آخر عملا نمیداند که باید دنبال چه باشد.

    به نظر من داستان سورس هم در نوع خود دارای ایراد های اساسی است که این ایرادها را دیوید فینچر میتوانست در اثر خود حل کند. در واقع وقتی که فینچر به سراغ فیلمی رفت که 2 سال قبل از او کس دیگری آنرا ساخته بود و خوب هم آنرا ساخته بود دیگر دلیلی نداشت تا به همان فیلمنامه و داستان وفادار بماند. تغییراتی در اصل فیلمنامه میتوانست 80 درصد ضعفهای داستان و خط سیر آنرا از بین ببرد. اصولا پیگیری جریانات ونراستورم در پایان ماجرا موضوعیت نداشت و انتقام شخصی مایکل و پولدار شدن لیزبت عملا هیچ کمکی به خط سیر داستان نکرد که هیچ آنرا در پایان بیش از حد سر در گم و بلاتکلیف کرد. فینچر عملا فرصت ارائه فیلم خود با برداشت خاص از فیلمنامه اصلی را از دست داده است.
    با این حال پایان استاندارد داستان هم که پیدا شدن راز جنایت و گم شدن هریت در داستان است بدون اشکال نیست. مهمترین بخش هم باز به دلایل جنون مارتین و پدرش برمیگرده که فکر میکنم قرار بوده سکوی پرتاب فیلم به سمت جوایز باشه (احتمالا به دلیل زد یهودی بودن خاندان ونگر) اما دلایل اونقدر غیر قابل درکه که نمیشه بهشون اطمینان کرد و از اونها به بد بودن یا ضد یهودی بودن پدر هریت یا مارتین پی برد.

    به هر روی پایان فیلم چیز خاصی نداره و این شاهکار سه چهارمی با یک پایان الکن عملا بدون کارائی خاصی میمونه. آخر کار از دیدن این فیلم پشیمان نیستم. احتمالا یکبار دیگر سه چهارم ابتدائی فیلم را خواهم دید بدون این که فکر کنم که یکچارم دیگری هم وجود دارد. دختری با خالکوبی اژدها فیلمیست با یک امتداد بسیار عالی در میانه که میتوانست واقعا شاهکاری از طرف فینچر باشد. اما متاسفانه نیست.

    فیلم با حال و هوائی که در میانه داستان پیدا میکند شباهت غیر قابل انکاری به هفت دارد. فیلم برداری و قاب بندی مناسب سبب شده تا فرم کار خوب شکل بگیرد و فضا عالی ترسیم شود. اینها همه نکات قابل اعتنا و خوب فیلم هستند و در کنار این موارد موسیقی به مشوش کردن ذهن بیننده در بین سیر حوادث کمک میکند که البته گاهی هم خوب نیست. اما در کل قابل قبول است.

    روزی اگر بخواهم در فاصله دو سال با سازنده قبلی یک فیلم اینچنینی بسازم قطعا به همان فیلمنامه اورژینال اکتفا نخواهم کرد. دختری با خالکوبی اژدها میتوانست یک فیلمنامه اقتباسی داشته باشد. اقتباسی که با هنر فینچر از داستان و فیلم اثری عالی و یگانه بسازد. منتها این اتفاق نیفتاده و ... متاسفانه نمیتوان این فیلم را فیلم شاهکار یا فوق العاده ای دانست، با این که در میانه فیلم این حس به شما دست میدهد که در حال دیدن یک شاهکار هستید.
    پایان نهائی فیلم در حالی شکل میگیرد که لیزبت حس میکند که مایکل به سراغ زندگی اش رفته و دیگر به او حسی ندارد و از این بابت نا امید است. اما سوال اینجاست؟
    اگر مایکل به زندگی اش با همکاری مطبوعاتی اش وفادار بود چرا کاملا به آن ارتباط وفادار نماند؟ پس دلیلی ندارد که هم اکنون هم وفادار باشد.
    در هر حال از دید بیننده و سازنده فیلم لیزبت گزینه بهتری است تا آن همکار نشریه.

    از این که مطلب طولانی شد عذر میخوام.
    به هر حال امیدوارم که فینچر باز هم برای کار سوژه هائی نظیر دختری با خالکوبی اژدها را انتخاب کند. چون تبهر بسیاری در ساخت آثار جنائی و پلیسی دارد و این تبهر میتوان به ساخت یک دو جین فیلم جنائی عالی منجر شود. مثل هفت، مثل زودیاک و مثل فیلمی که دختری با خالکوبی اژدها میتوانست باشد.

    ممنون.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"

    سینماسنتر را در فضای مجازی دنبال کنید





    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته



  11. 5 کاربر از پست مفید FFKIA سپاس کرده اند .


  12. #16
    Mu7e آواتار ها
    وضعیت : Mu7e آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jan 2012
    نوشته ها : 26
    سپاس ها : 23
    سپاس شده 41 در 15 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 25 تاپیک

    پاسخ : Cwr.22- نقد و بررسی فیلم The Girl with the Dragon Tattoo توسط جیمز برادینلی(ترجمه اختصاصی)

    البته بحث منتقدان و جوایز که جداست ، چون کلا یه عالمه اتفاق پیرامون فیلم افتاد ، لج بازی تهیه کننده ی فیلم اسکات رودین و دیر فرستادن فیلم به همه که باعث شد منتقدا هم داد و فریاد کنن و نسبت به فیلم بدبین بشن . خود فیلم که دسامبر اکران شد ولی باید زودتر واسه ی منتقدا فرستاده میشد که خیلی دیر و تقریبا همزمان با اکران فیلم انجام شد ، عملا توی 50 درصد awardها بخصوص دسامبر کلا حضور نداشت فیلم که اصلا بخواد در نظر گرفته بشه ! بحث خود اسکار هم که باز جای خوشحالی که فیلم توی چند تا رشته نامزد شد ، جدا از اینکه آکادمی هم با فینچر و اسکات رودین مشکل داره ، کلا فیلم های dark-hearted هم باهاشون سازگاری نداره ، خلاصه بگم اسکار دیگه خیلی junk تر از اینا شده که اصلا بشه به عنوان یه منبع مستقل بهش اعتنا کرد .

    من هنوز نسخه ی فینچر رو ندید راجع بهش اظهار نظر نمی کنم ولی پیرامون ش یه نکاتی هست باید بگم . اول ش اینه که نقطه ی قوت ورژن سوئدی دقیقا شده نقطه ی ضعف نسخه فینچر . نسخه ی سوئدی در اصل هیچی نداره ، البته بازی نومی ریپیس خوبه ولی موضوع اینه که فیلم با پایبندی صد در صد به رمان پرطرفدار ساخته شد و فیلم به تنها هیچی جز یه b-movie نیست ! و خب موفقیت فیلم هم باز کلا به رمان مربوط میشه ، اگه الان بعد از فیلم فینچر اون رو بیرون میدادن ، به سختی میتونست یه اثر direct to video باشه ! فینچر به نظرم می تونست اثر اقتباسی بسازه ، خیلی هم راحت می تونست ، اما نکته ی کلیدی اینجاست که این اثر به عنوان یکی از اولین سری های ad*ult ه موجود در کنار سری های نوجوان پسند hunger games و twilight ، ارزشش در این بود که اقتباس ش کاملا وابسته به رمان باشه تا در انتها شاهد یه فرانچایز ad*ult پرفروش باشیم. بعلاوه رمان وجه های مختلفی داره و هرکسی برداشت خودش رو داره ، بخصوص از کاراکتر ها ولی همه چیز توی یه چهارچوب هست ! چیزی که من هنوز متوجه نمیشم اینه که چرا هنوز این همه تنفر از این فیلم وجود داره ، سایت های خارجی خیلی جاها بحث های عجیبی پیرامون فیلم فینچر می بینم و جالب اینه همه ی مسائل مربوط به رمان لارسن مربوطه ولی همه چیز سره فینچر شکسته و تقصیرات گردن اون افتاده

    به دوستان پیشنهاد میکنم کتاب psychology of the girl with the dragon tattoo رو بخونن که نزدیک 300 400 صفحه فقط پیرامون شخصیت ها و مسائل فیلم صحبت شده . فیلم و کتاب واقعا سنگین هستن ، اینکه فینچر ناموفق بوده باشه خیلی برام جای سواله ، به هر حال کم زحمت نکشید واسه ی فیلم ، ساخت فیلم توی سرمای فوق وحشتناک سوئد و توجه به ریزترین جزئیات و دست و پنچه نرم کردن با همه ی سختی ها کاری نیست که فینچر انجام بده تا آخرش بگن رفتی یه فیلم ساختی که دو سال پیش یه نسخه ی سوئدی ازش ساخته شده ؟! that's it ?! بسیار lame

  13. #17
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA هم اکنون آنلاین است.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 43
    نوشته ها : 7,666
    سپاس ها : 11,414
    سپاس شده 25,940 در 4,667 پست
    یاد شده
    در 59 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    پاسخ : Cwr.22- نقد و بررسی فیلم The Girl with the Dragon Tattoo توسط جیمز برادینلی(ترجمه اختصاصی)

    نقل قول نوشته اصلی توسط Mu7e نمایش پست ها
    البته بحث منتقدان و جوایز که جداست ، چون کلا یه عالمه اتفاق پیرامون فیلم افتاد ، لج بازی تهیه کننده ی فیلم اسکات رودین و دیر فرستادن فیلم به همه که باعث شد منتقدا هم داد و فریاد کنن و نسبت به فیلم بدبین بشن . خود فیلم که دسامبر اکران شد ولی باید زودتر واسه ی منتقدا فرستاده میشد که خیلی دیر و تقریبا همزمان با اکران فیلم انجام شد ، عملا توی 50 درصد awardها بخصوص دسامبر کلا حضور نداشت فیلم که اصلا بخواد در نظر گرفته بشه ! بحث خود اسکار هم که باز جای خوشحالی که فیلم توی چند تا رشته نامزد شد ، جدا از اینکه آکادمی هم با فینچر و اسکات رودین مشکل داره ، کلا فیلم های dark-hearted هم باهاشون سازگاری نداره ، خلاصه بگم اسکار دیگه خیلی junk تر از اینا شده که اصلا بشه به عنوان یه منبع مستقل بهش اعتنا کرد .
    البته من در مورد همه فستیوالها عرض کردم که این فیلم رو برجسته ندونستن. اما این رو به عنوان تنها یک دلیل ذکر کردم. متاسفانه فیلم دارای ضعف های متعددی در انتها و مضمونه که برخی از اونها به طور مستقیم از کتاب به فیلم منتقل شده.
    وقتی که کتابی دارای ضعفهائی است و نویسنده فیلم نامه میدونه که این ضعف ها هست و ممکنه به قیمت از دست رفتن نتیجه فیلم تموم بشه، خیلی راحت میتونه از نول اصلی پیروی نکنه. که متاسفانه با وجود تمام تغییراتی که ممکنه داده شده باشه، فیلم فینچر در پایان به مشکلات جدی ای بر میخوره که حتی افرادی که حرفه ای سینما هم نیستند میتوانند این مشکل رو درک کنند.
    البته این مشکلات در میانه داستان هم وجود داره و میشه گفت در طرح معمای اولیه هم ایراداتی اساسی میشه پیدا کرد. که در صورت رفع اونها کلا ماجرا شکل نمیگرفت. در واقع میخوام بگم که کلیت داستان بر پایه ایراد شکل میگیره اما بیننده میتونه حساس نباشه و از اونها بگذره.
    مهمترین ایرادها همون دلیل مرده پنداشتن هریته.
    کلا چرا هریت مقتول تصور میشه؟ بنا به کدوم دلیل؟ همین که یکی از یک روز دیگه نیست دلیل کافی بر مردنشه؟
    تازه این هم نیست. اتفاقا برعکس دلایلی در زنده بودن هریت وجود داره. ارسال گلهای چینی به طور سالانه. تصور کنید که هر سال یک سند مستدل از زنده بودن یک نفر داشته باشید و با این حال بگین ... نه این مرده حتما قاتلش داره اینها رو میفرسته!!!!
    چرا واقعا؟
    چرا در عرض 40 سال هنریک هیچ اقدامی در جهت کشف ارسال کننده این بسته ها نکرده؟
    اصولا چرا در عرض این مدت اقدام دیگه ای در جهت کشف معمای قتل مشکوک یا گم شدن هریت انجام نمیشه؟
    مواردی که کشف میشه چیزهائی نیست که از چشم یک کارآگاه خبره دور بمونه.
    شما دقت کنید که لیزبت از بین انباری که میلیونها صفحه مدارک و مستندات در اون وجود داره و چندین طبقه است و مطالعه اون از بررسی اسناد بدشت اومده از آلمان نازی در جنگ جهانی دوم بیشتر طول خواهید کشید مستقیم میره سراغ همون چند تا برگی که باید بره.
    اینها میتونن نقاط ضعف بزرگی برای داستان در میانه باشند، اما من اونها رو ضعف تلقی نکردم چون با هنرمندی فینچر طوری ارائه میشن که میشه قابل قبول تلقیشون کرد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط Mu7e نمایش پست ها
    سایت های خارجی خیلی جاها بحث های عجیبی پیرامون فیلم فینچر می بینم و جالب اینه همه ی مسائل مربوط به رمان لارسن مربوطه ولی همه چیز سره فینچر شکسته و تقصیرات گردن اون افتاده
    مسئله اینجاست که این فیلم رو فینچر ساخته و همه چیز رو نمیشه به گردن نویسنده انداخت، به هر حال داستان مورد علاقه فینچر بوده که کار رو ساخته. با این حال فیلم بد محسوب نمیشه. اما اگه پایان بندی رو بازنویسی میکرد و تغییراتی در اون به وجود می آورد فیلم به راحتی قابلیت تبدیل به یک شاهکار را داشت.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"

    سینماسنتر را در فضای مجازی دنبال کنید





    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته



  14. #18
    Mu7e آواتار ها
    وضعیت : Mu7e آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jan 2012
    نوشته ها : 26
    سپاس ها : 23
    سپاس شده 41 در 15 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 25 تاپیک

    پاسخ : Cwr.22- نقد و بررسی فیلم The Girl with the Dragon Tattoo توسط جیمز برادینلی(ترجمه اختصاصی)

    نقل قول نوشته اصلی توسط FFKIA نمایش پست ها


    البته من در مورد همه فستیوالها عرض کردم که این فیلم رو برجسته ندونستن. اما این رو به عنوان تنها یک دلیل ذکر کردم. متاسفانه فیلم دارای ضعف های متعددی در انتها و مضمونه که برخی از اونها به طور مستقیم از کتاب به فیلم منتقل شده.
    وقتی که کتابی دارای ضعفهائی است و نویسنده فیلم نامه میدونه که این ضعف ها هست و ممکنه به قیمت از دست رفتن نتیجه فیلم تموم بشه، خیلی راحت میتونه از نول اصلی پیروی نکنه. که متاسفانه با وجود تمام تغییراتی که ممکنه داده شده باشه، فیلم فینچر در پایان به مشکلات جدی ای بر میخوره که حتی افرادی که حرفه ای سینما هم نیستند میتوانند این مشکل رو درک کنند.
    البته این مشکلات در میانه داستان هم وجود داره و میشه گفت در طرح معمای اولیه هم ایراداتی اساسی میشه پیدا کرد. که در صورت رفع اونها کلا ماجرا شکل نمیگرفت. در واقع میخوام بگم که کلیت داستان بر پایه ایراد شکل میگیره اما بیننده میتونه حساس نباشه و از اونها بگذره.
    مهمترین ایرادها همون دلیل مرده پنداشتن هریته.
    کلا چرا هریت مقتول تصور میشه؟ بنا به کدوم دلیل؟ همین که یکی از یک روز دیگه نیست دلیل کافی بر مردنشه؟
    تازه این هم نیست. اتفاقا برعکس دلایلی در زنده بودن هریت وجود داره. ارسال گلهای چینی به طور سالانه. تصور کنید که هر سال یک سند مستدل از زنده بودن یک نفر داشته باشید و با این حال بگین ... نه این مرده حتما قاتلش داره اینها رو میفرسته!!!!
    چرا واقعا؟
    چرا در عرض 40 سال هنریک هیچ اقدامی در جهت کشف ارسال کننده این بسته ها نکرده؟
    اصولا چرا در عرض این مدت اقدام دیگه ای در جهت کشف معمای قتل مشکوک یا گم شدن هریت انجام نمیشه؟
    مواردی که کشف میشه چیزهائی نیست که از چشم یک کارآگاه خبره دور بمونه.
    شما دقت کنید که لیزبت از بین انباری که میلیونها صفحه مدارک و مستندات در اون وجود داره و چندین طبقه است و مطالعه اون از بررسی اسناد بدشت اومده از آلمان نازی در جنگ جهانی دوم بیشتر طول خواهید کشید مستقیم میره سراغ همون چند تا برگی که باید بره.
    اینها میتونن نقاط ضعف بزرگی برای داستان در میانه باشند، اما من اونها رو ضعف تلقی نکردم چون با هنرمندی فینچر طوری ارائه میشن که میشه قابل قبول تلقیشون کرد.



    مسئله اینجاست که این فیلم رو فینچر ساخته و همه چیز رو نمیشه به گردن نویسنده انداخت، به هر حال داستان مورد علاقه فینچر بوده که کار رو ساخته. با این حال فیلم بد محسوب نمیشه. اما اگه پایان بندی رو بازنویسی میکرد و تغییراتی در اون به وجود می آورد فیلم به راحتی قابلیت تبدیل به یک شاهکار را داشت.
    بله درسته قبول دارم ، البته فیلمنامه ی استیون زیلیان خوبه و مشکل از فیلمنامه نویس هم نیست کامل (زیاد دستکاری می کرد ، ممکن بود بیشتر مورد انتقاد قرار بگیره) ولی در هر صورت فینچر هم تقصیر چندانی توی ضعیف بودن المان های داستان فیلم که مثلا باید واقعی گرا باشن نداره ، البته به نظرم یه سری جذابیت های اثر به همین چیزاش بوده ، زیاد هم اثر بخواد سرراست دنبال بشه نتیجه ش میشه یه فیلمی مثل texas killing fields که مشکل ش این بود که زیاد سعی کرد به واقعیت نیاز باشه یا سوراخ های داستانی ش را با جواب های ساده پر کنه ، هر چند که اثر جنایی باشه . بعلاوه این اولین فیلم فینچر نیست که سوال های بی جواب توی طرح داستانی ش زیاده ، حتی آثاری مثل 7 هم مشکلات داستانی خودشون رو داشتن . در هر صورت فینچر فنی سازه و به نظرم همیشه تمرکزش رو روی اون حیطه گذاشته و واسه ی همینه که هر وقت فیلمنامه ی خیلی خوب به دست ش رسیده ، فیلم بهتری ساخته . مشکل اینه که بیشتر این ضعف هایی که اشاره کردین روی توی نقدها اصلا بهشون اشاره هم نشده ، بخصوص اینکه خیلی ها اثر لارسن رو می پرستن و ازش به عنوان شاهکار ادبی یاد میکنن . البته امتیاز فیلم خوبه توی راتن ولی بیشتر علت بی توجهی شدن فیلم به خاطر ضعف های داستانی ش نیست ، بیشتر انتقادات پیرامون فینچر هست . البته به نظرم از حیث کارگردانی هم فینچر مشق هاش رو درست نوشته (فینچر مثلا مثل اینگمار برگمن نیست که به خاطر دقدقه های ذهنی ش فیلم بسازه ، فیلم میسازه چون علاقه داره ، چون مهارت داره ، همه هم میدونن به خاطر meticulous بودن ، واسه ی تیم سازنده و بازیگرا فینچر یه کابوس وحشتناکه )و حداقل باید توی بخش کارگردانی بیشتر بهش توجه می شد . به هر حال اینکه یکی که گذاشت (یه سری میگن بهترین فیلم فینچره ، یه سری میگن بدترین فیلم ، مدارک ش توی انجمن imdb موجوده xD) ، به امید فیلم بعدی ش ، بیست هزار فرسنگ زیردریا

    راستی معذرت یهو پریدم وسط

  15. #19
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA هم اکنون آنلاین است.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 43
    نوشته ها : 7,666
    سپاس ها : 11,414
    سپاس شده 25,940 در 4,667 پست
    یاد شده
    در 59 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    پاسخ : Cwr.22- نقد و بررسی فیلم The Girl with the Dragon Tattoo توسط جیمز برادینلی(ترجمه اختصاصی)

    نقل قول نوشته اصلی توسط Mu7e نمایش پست ها
    بله درسته قبول دارم ، البته فیلمنامه ی استیون زیلیان خوبه و مشکل از فیلمنامه نویس هم نیست کامل (زیاد دستکاری می کرد ، ممکن بود بیشتر مورد انتقاد قرار بگیره) ولی در هر صورت فینچر هم تقصیر چندانی توی ضعیف بودن المان های داستان فیلم که مثلا باید واقعی گرا باشن نداره ، البته به نظرم یه سری جذابیت های اثر به همین چیزاش بوده ، زیاد هم اثر بخواد سرراست دنبال بشه نتیجه ش میشه یه فیلمی مثل texas killing fields که مشکل ش این بود که زیاد سعی کرد به واقعیت نیاز باشه یا سوراخ های داستانی ش را با جواب های ساده پر کنه ، هر چند که اثر جنایی باشه . بعلاوه این اولین فیلم فینچر نیست که سوال های بی جواب توی طرح داستانی ش زیاده ، حتی آثاری مثل 7 هم مشکلات داستانی خودشون رو داشتن . در هر صورت فینچر فنی سازه و به نظرم همیشه تمرکزش رو روی اون حیطه گذاشته و واسه ی همینه که هر وقت فیلمنامه ی خیلی خوب به دست ش رسیده ، فیلم بهتری ساخته . مشکل اینه که بیشتر این ضعف هایی که اشاره کردین روی توی نقدها اصلا بهشون اشاره هم نشده ، بخصوص اینکه خیلی ها اثر لارسن رو می پرستن و ازش به عنوان شاهکار ادبی یاد میکنن . البته امتیاز فیلم خوبه توی راتن ولی بیشتر علت بی توجهی شدن فیلم به خاطر ضعف های داستانی ش نیست ، بیشتر انتقادات پیرامون فینچر هست . البته به نظرم از حیث کارگردانی هم فینچر مشق هاش رو درست نوشته (فینچر مثلا مثل اینگمار برگمن نیست که به خاطر دقدقه های ذهنی ش فیلم بسازه ، فیلم میسازه چون علاقه داره ، چون مهارت داره ، همه هم میدونن به خاطر meticulous بودن ، واسه ی تیم سازنده و بازیگرا فینچر یه کابوس وحشتناکه )و حداقل باید توی بخش کارگردانی بیشتر بهش توجه می شد . به هر حال اینکه یکی که گذاشت (یه سری میگن بهترین فیلم فینچره ، یه سری میگن بدترین فیلم ، مدارک ش توی انجمن imdb موجوده xD) ، به امید فیلم بعدی ش ، بیست هزار فرسنگ زیردریا

    راستی معذرت یهو پریدم وسط
    فکر میکنم که شما دقیقا متوجه شدین که من چی میگم.
    من کلا نوشته های سایتهای دیگه رو در این باره نگاه نمیکنم. چیزی که میگم برداشت خودم از مطلبه.
    برای من یکسری سوالات تو معمای اصلی داستان پیش اومد که به دلیل ساخت خیلی خوب فینچر از کنارش گذشتم و واقعا هم تا قبل از حل حل معما فیلم به نظرم یک شاهکار بود. یک فیلم خیلی خیلی خوب با ضرباهنگ عالی.
    من کاملا مطمئنم که از حیث ساخت و کارگردانی ایرادهای زیادی نمیشه از فیلم گرفت. فینچر کارش رو خوب انجام داده. ولی به نظر من باید کم کم کمی هم خودش رو درگیر کار دست بردن تو فیلم نامه و تغییر اون کنه.
    در حال حاضر کسی که اصلا با کتاب آشنائی نداره و فیلم سوئدی رو هم ندیده تمام ضعفها رو به گردن فینچر میندازه.
    فینچر هم در این باره مقصره جلوه گر میشه. چون برای بیننده اون فیلمی که میبینه مهمه و قرار نیست درگیر پیش زمینه و پس زمینه فیلم بشه و یا بدونه که چرا فیلم این ضعفها رو داره. از دید یک منتقد هم فیلم ضعف داره. منتها منتقد میدونه که خیلی ضعف ها به داستان و نول بر میگرده.

    از دید من اگه فیلم 40 درصد نول هم بوده باشه بازم نول اصلی دارای ایرادات زیادیه و مسلما نمیتونه یک شاهکار ادبی باشه. چون فینچر قطعا بیش از 70 درصد از استراکچر اصلی ماجرا رو به فیلم منتقل کرده.
    با این حال همچنان معتقدم که فیلم فرم خوبی داره و فرم کاملا در فیلم درومده و در کنار اون قدرت کارگردانی تا حد زیادی هم مشکلات داستان رو پوشونده تا حدی که سوالاتی که گفتم و به شرح زیره ...

    نقل قول نوشته اصلی توسط FFKIA نمایش پست ها
    مهمترین ایرادها همون دلیل مرده پنداشتن هریته.
    کلا چرا هریت مقتول تصور میشه؟ بنا به کدوم دلیل؟ همین که یکی از یک روز دیگه نیست دلیل کافی بر مردنشه؟
    تازه این هم نیست. اتفاقا برعکس دلایلی در زنده بودن هریت وجود داره. ارسال گلهای چینی به طور سالانه. تصور کنید که هر سال یک سند مستدل از زنده بودن یک نفر داشته باشید و با این حال بگین ... نه این مرده حتما قاتلش داره اینها رو میفرسته!!!!
    چرا واقعا؟
    چرا در عرض 40 سال هنریک هیچ اقدامی در جهت کشف ارسال کننده این بسته ها نکرده؟
    اصولا چرا در عرض این مدت اقدام دیگه ای در جهت کشف معمای قتل مشکوک یا گم شدن هریت انجام نمیشه؟
    مواردی که کشف میشه چیزهائی نیست که از چشم یک کارآگاه خبره دور بمونه.
    شما دقت کنید که لیزبت از بین انباری که میلیونها صفحه مدارک و مستندات در اون وجود داره و چندین طبقه است و مطالعه اون از بررسی اسناد بدشت اومده از آلمان نازی در جنگ جهانی دوم بیشتر طول خواهید کشید مستقیم میره سراغ همون چند تا برگی که باید بره.
    نتونست مانع لذت بردن من از فضای میانی فیلم بشه. با این که ایراد بود اما قبولش کردم.
    من بیشتر ناراحت اینم که چرا فرصت یک اثر خوب از دست رفته.
    فرصتی که به راحتی میسر بود.
    شما در نظر بگیرید که فقط با حذف ماجرای ونرستورم از انتهای ماجرا و ادامه دادن داستان تا نابودی اون و جابجا کردن پولهاش، فیلم تا 20 درصد از اینی که هست بهتر میشد و زمان فیلم هم منطقی تر میشد. فیلم یک فیلم 2 ساعته است که با این اضافه ها تا دو ساعت چها دقیقه ادامه پیدا میکنه و این اد امه کاملا غیر مفیده.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"

    سینماسنتر را در فضای مجازی دنبال کنید





    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته



  16. #20
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    سن: 32
    نوشته ها : 11,484
    سپاس ها : 10,173
    سپاس شده 25,842 در 7,194 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    پاسخ : Cwr.22- نقد و بررسی فیلم The Girl with the Dragon Tattoo توسط جیمز برادینلی(ترجمه اختصاصی)

    نقل قول نوشته اصلی توسط FFKIA نمایش پست ها
    از تیتراژ شروع میکنم که بنا به نظر خیلی از دوستان فوق العاده و بی نظیر عنوان شد و متاسفانه من کاملا از این حیث نظرم منفیه.
    در بهترین شرایط این تیتراژ یک نسخه کرومیک از چشم طلائی و یا فردا هرگر نمیمیرد و یا حتی نسخه خیلی بهتر روز دیگر بمیر از سری فیلمهای جیمز باند است. با این که اضافه کردن یک موسیقی تند تر باعث بالا رفتن ضرباهنگ تیتراژ شده و از همان ابتدا سعی در القا حس هیجان سرکوب شده در بیننده دارد، اما از دید من یک تیتراژ فوق العاده نیست.
    تیتراژ به این خوبی رو نپسندیدی چی بگم بهت اخه دهههه!! تیتراژ کامل روایتگر کامل فیلم بود و همون اتفاق هایی رو که در فیلم قرار بود اتفاق بیوفته رو نمایان کرد با اون اهنگ زیباش که کلی خال کردم باهاش با اینکه اصلا از اینجور اهنگ های ظرب اهنگ مجکم و دیونه کننده خوشم نمیاد اما این به دلم چسبید!!


    نقل قول نوشته اصلی توسط FFKIA نمایش پست ها
    شروعی خوب
    فیلم شروع خوبی داشت کاملا باهات موافقم خوب هم شخصیت پردازی ها انجام شد ! کاراکتر مایکل رو خوب معرفی کردند و هم تو همین نسخه هم نسخه سوئدی دقیقا به همین شکل انجام میشه و جالبیش اینه که تو نسخه سوئدی هم دقیقا به همین شکل فیلم شروع میشه با همون تابلو عکس!
    لیزبیث سالاندر هم نقشش خوب وقی هستش و شخصیت پردازی خوبی روش انجام شده و خوب هم کاراکترش رو به بیننده تلقین میکنند و میشناسوندشون!


    نقل قول نوشته اصلی توسط FFKIA نمایش پست ها
    داستانی پر کشش و با جزئیات بسیار
    داستان واقعا عالی است و خوب همه چیزش عالی انجام شده و فینچر تو نسخه خودش این کار رو با یه سرو گردن کلفت تر نسبت به نسخه سوئدی انجام داده وتفاوت عمده نسخه فینچر و سوئدی همینه که فینچر تونسته فضایی روزالود و سرما رو تو فیلم حکم فرما کنه تا همه تو بهره فیلم برن و در بعضی مواقعهم استرس و ..... بگیرن!

    اما الان ددارم میخونم میگی اخرین تیکه فیلم بعد از پیدا شدن هریت هستش که به نظره من هم فیلم همانجا باید تمام میشد! اون صحنه های اخره فیلم اضافه بود من بهت حق میدم که خوشت نیومده باشه همون طور که بهت هم گفتم! اما این نه تقصیره فینچر هست نه تقصیره زلیان و نه عوامل تولید فیلم تقصیر رو فقط میشه در نویسنده کتاب پیدا کرد! وقتی اون ور یارو هی اسمش یادم میره! کریتوفر پلامر پرونده ای بهش داد که اون یارو رو اوکی میکرد وقتی هم مایکل این پرونده رو دوباره به جریان انداخت باز متهم شد که نه این درست نیست و اینا بهمان هست و..... اما این طرف این لیزبیث همه کاره شد! که باید یه طوری به داستان وارد میشد و به عشقش کمک میکرد! که به نظرم درست نبود این حرکت!
    من هم باهات موافقم فیلم تا پیدا شدن هریت فوق العاده است و عالی در بعضی از صحنه ها استثنایی اما اخرش خراب میشه که اونم من دلیلش رو همون اقتباش و.... میبینم که نمیشه از زیرش در رفت کتاب هست و نویسنده این حق رو شاید به طرف نده که کتابش رو با پایان بندیش خراب کنه! نسخه سوئی نیز همچین پایانی داره و کاملا شبیه هم فیلم! البته فینچر وو عوامل تولید فیلم فینچر در اون نیستند که یکیش هم همین تدوین گرهای فوق العاده فیلم هستش که دوساله پیاپی هست که اسکار رو میگیرن نوش جونشون!!

    سینماسنتر را در فضای مجازی دنبال کنید






    ----------------------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.
    تحصیل پزشکی و دندانپزشکی در روسیه
    گروه بین المللی ستاره داوود

    ---------------

صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تحلیل و بررسی سینمای جهان Cwa.89- تحليل و بررسي فيلـــــــم دختری با خالکوبی اژدها (The Girl With the Dragon Tattoo)
    توسط FFKIA در انجمن ريليزهاي رسمي گروه تحلیل و بررسي سينماي جهان
    پاسخ ها: 17
    آخرين نوشته: 01-07-2015, 23:02
  2. ترجمه نقد فیلم Cwr.63- نقد و بررسی فیلم GIRL WITH A PEARL EARRING توسط راجر ایبرت(اختصاصی سینماسنتر)
    توسط ScarFace در انجمن نقــدهای معتبر جهانی (اختصاصی)
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: 10-17-2012, 00:21
  3. پوسترهای فیلم دختری با خالکوبی اژدها (The Girl with the Dragon Tattoo)
    توسط 1CHAMPION در انجمن پــوستــرهـای فیــلم هــای تــا ســال 2011
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 11-04-2011, 10:57
  4. فیلم جدید فینچر، Dragon Tattoo (اختصاصی سینماسنتر)
    توسط Backstreetboy در انجمن اخـــبار سينماي جهان (اختصاصي)
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: 08-28-2011, 00:35

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •