سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh اسطوره ای به نام چارلی چاپلین

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت  طراحی دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه 

 هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته , طراحی وب سایت , سئو سازی , کابل هلوکیبل , اعلام حریق , پیاده سازی دیتاسنتر

 

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5

موضوع: اسطوره ای به نام چارلی چاپلین

  1. #1
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    نوشته ها : 11,461
    سپاس ها : 10,060
    سپاس شده 25,647 در 7,116 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    اسطوره ای به نام چارلی چاپلین

    چارلز اسپنسر چاپلین :

    بسیاری چارلی چاپلین را تنها یک کمدین موفق می دانند حال آنکه او در طول زندگانی خود در زمینه موسیقی نیز استعداد فراوانی از خود نشان داد. ساخت موسیقی فیلم کار عادی وی بود و توانست در مجموع موسیقی 23 فیلم را به پایان برساند. در توانایی ساخت موسیقی چاپلین همین بس که موسیقی فیلم لایم لایت ساخته چالین در سال 1972 برنده جایزه اسکار شد.

    چارلی اسپنسر چاپلین مهمترین و تاثیرگذارترین شاگرد مک سنت و فرزند یک نمایشگر تالارهای محلی موسیقی انگلیسی به نام جرالدین چاپلین (بازیگر)، کودکی خود را در صحنه های سرگرم کننده تفریحی گذرانده بود. تصویر او از جهان، همچون چارلز دیکنز و د.و.گریفیث، که شباهت زیادی به هر دو داشت، با هر فقیر و تنگدستی دوران خردسالی و جوانی رنگ آمیزی شده بود و در طول عمر همدردی عمیق خود را نسبت به تنگدستان حفظ کرد.

    در 1913، هنگامی که با دستمزد صد و پنجاه دلار در هفته در کمپانی کی استون استخدام شد، یک بازیگر سیار نمایشهای وودویل امریکایی بود. در نخستین فیلمی که به نام در تلاش معاش (1914) برای مک سنت بازی کرد، نقش یک شیک پوش تیپیک انگلیسی به او محول شد، اما با فیلم دومش، مخمصه ی غریب مبیل (1914) کارکتر و هیات ظاهری یک ولگرد کوچولو را معرفی کرد؛ کارکتری که بعدها اورا شهره ی آفاق ساخت و به یک نماد جهانی سینمایی از یک فرد عامی در دوران ما بدل کرد.

    چاپلین در کمپانی کی استون در سی و چهار فیلم کوتاه و شش حلقه یی داستانی با عنوان رمانس ناکام تیلی (1914) به کارگردانی مک سنت بازی کرد و کاراکتر این دلقک ریزنقش محزون را به تدریج پرورش داد؛ شخصی با کفشهایی که برایش بزرگ بودند، شلواری گشاد و کتی تنگ که کلاه لبه دار دربی بر سر می گذاشت. اما قریحه ی چاپلین برای سبک ظریفتری ساخته شده بود و نه کمدی هایی با ضرباهنگ دیوانه وار کی استون، بنابرین در 1915 قراردادی برای ساختن چهارده فیلم کوتاه دو حلقه یی با کمپانی اسانی، با دستمزد هفته یی 1250 دلار، که در آن زمان دستمزد کلانی بود، بست او این فیلمها و فیلمهای بعدی خود را، جلای بیشتری داد.

    شخصیت پردازی درخشان او، همراه با حرکات پانتومیم که چارلی تبحر بی مانندی در آن داشت، از ولگرد کوچولو انسانی ساخت که با جهان پیرامون خود بکلی بیگانه است بهترین فیلمهایی که چاپلین در کمپانی اسانی ساخت: ولگرد ،شغل ، بانک ، شبی در نمایش. این فیلمها را در سال 1915 ساخت. این فیلمها چندان مورد استقبال قرار گرفتند که سال بعد در خواست هفته ای ده هزار دلار به اضافه پیش پرداختی معادل 150000 دلاری پس از امضای قرارداد برای ساختن 12 فیلم برای کمپانی میو چوال را کرد.

    بهترین فیلمهای او در کمپانی میوچوال عبارتنداز: بازرس فرودگاه 1916، مامور آتش نشانی 1916، ساعت یک صبح 1916، سر سره بازی 1916، سمساری 1916، خیابان اوباش 1917، مهاجر 1917، ماجراجو 1917، چارلی از این فیلمها آثاری به یاد ماندنی به وجود آورد. همچنین اورا به شهرت جهانی رساند و برای اولین بار استعداد درخشانش را آشکار کردند.

    هجویه یی از مردم بسیار فقیر در مقابل مردم بسیار غنی؛ ضعف در مقابل قوی، که چاپلین رانزد مردم نزد مردم فقیر عزیز کرد و بلعکس. به طور مثال در فیلم مهاجر؛ دورویی آمریکایها نسبت به مهاجران و بی رحمی مسولان ادارهای مهاجرت رانشان می دهد.به محض رسیدن کشتی (چارلی چاپلین) به آیلند او با غرور و امید به مجسمه ی آزادی نگاه میکند و نوشته ای ظاهر می شود : سرزمین آزادی، بلافاصله نمایی از پلیسهای مرزی نیویورک را می بینیم که عده زیادی از مهاجران را همچون گله گوسفند به پیش می رانند.در نمای بعدی چارلی نیم نگاه دیگری به مجسمه آزادی می افکند، اما این بار مشکوک و حتی تحقیر آمیز.

    صحنه ای از فیلم جویندگان طلا چاپلین تا جونِ 1917 اعتبار زیادی کسب کرده بود این بود که یک قرارداد یک میلیون دلاری از فرست نشنال به او پیشنهاد شد شد تا هشت فیلم به طول دلخواه برای این کمپانی بسازد. این معامله به او امکان داد تا استودیویی برای خود بنا کند و تمام فیلمهایش را تا سال 1952 رادر آنجا بسازد (این سالی بود که چاپلین آمریکا را ترک کرد.)

    موفقترین اقدام چارلی در فرست نشنال کارگردانی اولین فیلم بلند او (پسر بچه 1921) بود . این فیلم زندگینامه ای کمدی و ماجرای بیکاری است که به پسر بچه ای فقیر از محله فقیر نشین دل می بندد (نقش پسر بچه را جکی کوگان اجرا کرد که پنج سال بیشتر نداشت و او را به شهرت جهانی رساند). فیلم پسر بچه در جهان غوغایی به پا کرد که بیش از 2.5 میلیون دلار نصیب تهیه کنندگان آن کرد.

    بعد از اتمام قراردادش با فرست نشنال آزاد شد تا از طریق کمپانی یونایتد آرتیست ادامه کار دهد، این کمپانی کمپانی بود که (توسط چارلی چاپلین، مری پینکفورد، داگلاس فیربنکس و دیوید وارکر گریفیث تاسیس شده بود که فیلمهای خود را از طریق آن پخش کنند. یونایتد آرتیست یک کمپانی تولید فیلم نبود، بلکه کمپانی مستقلی بود که فیلمهای کمپانیهای مستقل را پخش می کرد).

    صحنه ای از فیلم ولگرد نخستین فیلم او در یونایتد آرتیست زن پاریسی 1923 بود. این فیلم یک درام تقدیر استادانه است و کنایه های ظریفش فیلمسازانی همچون ارنست لوبیچ و رنه کلر را تحت تاثیر خود قرار داد. فیلم بعدی آن (جویندگان طلا 1925) که بار دیگر به نقش مرکزی ولگرد کوچولو بازگشت. جو یندگان طلا در پس زمینه ای هجوم برای کشف طلا در منطقه کلندایک در 1898 فیلم برداری شد و موفق شد فضای دشوار ، سرشار از گرسنگی وحرص و آز میان سه گروه معدن دار برای کسب حقوق حفاری را به نمایش گذارد.

    جویندگان طلا شاخص ترین اثر چارلی چاپلین بود که هنوز هم مانند سال 1925 مورد علاقه مردم است. چاپلین شخصاً آن را بر دیگر فیلمهایش ترجیح می داد. در فیلم بعدی خود به نام سیرک 1928، آن ولگرد کوچولو به فکر دلقک شدن می افتد.

    فیلمی صامت با ساختاری زیبا که در جریان ناطق شدن سینما ساخته شد و درمراسم اُسکار همان سال (1929) در رشته های: بهترین فیلمنامه، بازیگری، کارگردانی و بهترین فیلم (تهیه کنندگی) را برد و این اُسکار ها را به فیلم خود تخصیص داد. چالین در جریان ساختن این فیلم درگیر دادگاه طلاق از همسر دومش بود و متهم به اهانت از جانب اخلال گرایان مذهبی بود چنان که نزدیک بود خودکشی کند.
    ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!
    ----------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.


  2. کاربر روبرو از پست مفید ScarFace سپاس کرده است .


  3. # ADS
     

  4. #2
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    نوشته ها : 11,461
    سپاس ها : 10,060
    سپاس شده 25,647 در 7,116 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : اسطوره ای به نام چارلی چاپلین

    چارلی چاپلین یکی از نوابغ مسلم سینماست . او در زمانی که در اوج موفقیت بود با اونااونیل ازدواج کرد و از او صاحب 7 یا 8 بچه شد ولی فقط یکی از این بچه ها که جرالدین نام دارد استعداد بازیگری را از پدرش به ارث برده و چند سالی است که در دنیای سینما مشغول فعالیت است و اتفاقا او هم مثل پدرش به شهرت و افتخار زیادی رسیده و در محافل هنری روی او حساب می کنند . چند سال پیش وقتی جرالدین تازه می خواست وارد عالم هنر شود ، چارلی برای او نامه ای نوشت که در شمار زیبا ترین و شور انگیزترین نامه های دنیا قرار دارد و بدون شک هر خواننده یا شنونده ای را به تفکر وادار می کند. جرالدین، دخترم ، اینجا شب است ، یک شب نوئل ، در قلعه کوچک من همه این سپاهیان بی سلاح خفته اند و نه برادر و خواهرت و حتی مادرت ، به زحمت توانستم بی آنکه این پرندگان خفته را بیدار کنم ، خودم را به این اطاق کوچک نیمه روشن ، به این اطاق پیش از مرگ برسانم .
    من از تو بسی دورم ، خیلی دور ، اما چشمانم کور باد اگر یک لحظه تصویر تو را از چشمخانه من دور کنند ، تصویر تو آنجا روی میز هم هست ، تصویر تو اینجا روی قلب من نیز هست ، اما تو کجایی ، آنجا ، در پاریس افسونگر بر روی آن صحنه پر شکوه تئاتر شانزه لیزه هنر نمایی می کنی!
    این را می دانم و چنان است که گویی در این سکوت شبانگاهی آهنگ قدمهایت را می شنوم و در آن ظلمات زمستانی ، برق ستارگان چشمانت را می بینم ، شنیده ام نقش تو در این نمایش پر نور و پر شکوه ، نقش آن شاهدخت ایرانی است که اسیر تاتارها شده است . شاهزاده خانم باش و بمان ، ستاره باش و بدرخش ، اما اگر قهقهه تحسین آمیز تماشاگران ، عطر مستی آور گلهایی که برایت فرستاده اند ، ترا فرصت هوشیاری داد در گوشه ای بنشین ، نامه ام را بخوان و به صدای پدرت گوش فرا دار، من پدر تو هستم جرالدین! ......
    من چارلی هستم ! من دلقک پیری بیش نیستم ! امروز نوبت توست ، من با آن شلوار گشاد پاره پاره رقصیدم و تو در جامه ی حریر شاهزادگان می رقصی ! این رقص ها و بیشتر از آن صدای کف زدن های تماشاگران گاه ترا به آسمانها خواهد برد، برو! آنجا هم برو ! اما گاهی نیز بروی زمین بیا و زندگی مردمان را تماشا کن ، زندگی آن رقاصان دوره گرد کوچه های تاریک را که با شکم گرسنه می رقصند و با پاهایی که از بینوایی می لرزد ، من یکی از اینان بودم جرالدین ! .....
    در آن شب های دور قصه ها با تو گفتم ، اما قصه خود را هرگز نگفتم ، این داستانی شنیدنی است ، داستان آن دلقک گرسنه ای که در پست ترین محلات لندن آواز می خواند و می رقصید و صدقه جمع می کرد . این داستان من است ، من طعم گرسنگی را چشیده ام ، من درد بی خانمانی را کشیده ام و از این ها بیشتر ، من رنج حقارت آن دلقک دوره گرد را که اقیانوسی از غرور در دلش موج می زد اما سکه صدقه رهگذر خودخواهی آن را می خشکاند احساس کرده ام ، با اینهمه من زنده ام و از زندگان پیش از آنکه بمیرند نباید حرفی زد.
    با همین نام چهل سال بیشتر مردم روی زمین را خنداندم و بیشتر از آنچه آنان خندیدند خود گریستم .......گاه به گاه با اتوبوس یا مترو شهر را بگرد ، مردم را نگاه کن ، زنان بیوه و کودکان یتیم را نگاه کن ، و دست کم روزی یکبار با خود بگو ، " من هم یکی از آنان هستم " ، آره تو یکی از آنها هستی دخترم نه بیشتر! هنر پیش از آنکه دو بال دور پرواز به انسان بدهد ، اغلب دو پای او را نیز می شکند، ......
    همیشه وقتی 2 فرانک خرج می کنی با خود بگو سومین سکه مال من نیست ، این باید مال یک مرد گمنام باشد که امشب به یک فرانک نیاز دارد . اگر از پول و سکه با تو حرف می زنم برای آن است که از نیروی فریب و افسون این بچه های شیطان خوب آگاهم ، من زمانی دراز در سیرک زیسته ام و همیشه و هر لحظه به خاطر بند بازانی که از ریسمانی بس نازک راه می روند نگران بوده ام ، اما این حقیقت را با تو بگویم دخترم ، مردمان ، روی زمین استوار بیشتر از بند بازان روی ریسمان نااستوار سقوط می کنند ، شاید شبی درخشش گران بهاترین الماس این جهان ترا فریب دهد ، آن شب، این الماس، ریسمان نا استوار تو خواهد بود و سقوط تو حتمی است ، ...
    .... خون من در رگ های توست و امیدوارم حتی آن زمان که خون در رگهای من می خشکد ، چارلی را ، پدرت را ، فراموش نکنی ، من فرشته نبودم اما تا آنجا که در توان من بود تلاش کردم تا آدم باشم . تو نیز تلاش کن که حقیقتا آدم باشی ، رویت را می بوسم.
    سوییس ، دومین ساعت از 8767 ساعت سال 1963
    ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!
    ----------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.


  5. کاربر روبرو از پست مفید ScarFace سپاس کرده است .


  6. #3
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    نوشته ها : 11,461
    سپاس ها : 10,060
    سپاس شده 25,647 در 7,116 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : اسطوره ای به نام چارلی چاپلین




















    ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!
    ----------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.


  7. کاربر روبرو از پست مفید ScarFace سپاس کرده است .


  8. #4
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    نوشته ها : 11,461
    سپاس ها : 10,060
    سپاس شده 25,647 در 7,116 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : اسطوره ای به نام چارلی چاپلین













    ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!
    ----------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.


  9. کاربر روبرو از پست مفید ScarFace سپاس کرده است .


  10. #5
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    نوشته ها : 11,461
    سپاس ها : 10,060
    سپاس شده 25,647 در 7,116 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : اسطوره ای به نام چارلی چاپلین

    مرگ چاپلین در واپسین روزهای سال 1977 مسلما نمی تواند مرگ سینمای كمدی باشد ولی به طور حتم شكل كمدی خاص چاپلین برای همیشه با او از میان رفت.
    پنج شنبه 5 دی ماه برابر با 25 دسامبر مصادف با سالروز چارلز اسپنسر چاپلین ( 1977-1889) بازیگر، فیلمساز، تهیه كننده فیلمنامه نویس و آهنگساز انگلیسی – امریكایی است.
    بنا به بررسی بخش تحقیق و گزارش های هنری خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) چاپلین در خانواده فقیری به دنیا آمد و در سالهای آغازین جنگ جهانی اول 1913 به دعوت مك سنت وارد حیطه سینما شد. چاپلین در آن زمان، به بازیگری در تماشاخانه ها مشغول بود.
    نخستین فیلم چاپلین، « امرار معاش» نام دارد و در شرایطی به روی پرده ی سینماها رفت كه دنیا، در اندوه جنگی جهانی به ماتم نشسته بود و شرایط ملال آور آن دوره فرصت لازم را به چاپلین می داد تا با حركات ابداعی و طنزی شیوا در دل تماشاگران جا بگیرد.
    چاپلین در نخستین مأمن خود استودیو كی استون نزدیك به سی و پنج فیلم تهیه كرد كه از آنها می شود به قهرمان سینما و عشق پنچر شده اشاره كرد.
    از سال 1916 چاپلین در مؤسسه فیلم اسانی 14 فیلم می سازد كه از میان آنها ولگرد، بانك و شغل جدید از اعتبار بیشتری برخوردار هستند.
    سرفصل عمده سینمای چاپلین ساختن فیلم های سمسار، خیابان آرام و مهاجر می باشد و نیز حادثه بزرگ سینمای كمدی سال 1918 نمای دو فیلم پیش فنگ و زندگی سگی بود.
    چاپلین در 1921 نخستین فیلم بلندش، پسر بچه و جویندگان را در 1925 ساخت.
    بعدها با ورود صدا به سینما در سال 1927 دوره دوم فعالیت هنری چاپلین آغاز شد. چاپلین در 1928 پس از تفكر و تفحصی 3 ساله فیلم سیرك را كارگردانی كرد.
    روشنایی های شهر 1931 نخستین فیلم چاپلین در دوران نو ظهور بود. ابتكار چاپلین در این فیلم تصنیف موسیقی متن بود.
    چاپلین عصر جدید را در بحبوحه بین دو جنگ اول و دوم جهانی كارگردانی كرد.
    دیكتاتور بزرگ را در 1940 كارگردانی كرد این فیلم درباره استبداد هیتلر ساخته شده است او در 1952 لایم لایت را كارگردانی كرد.
    در سلطانی از نیویورك 1957 چاپلین برداشت هایش از صحنه سیاست مك كارتی را تصویر می كند.
    عاقبت كار هنری چاپلین با كارگردانی كنتی از هنگ كنگ 1967 به خط پایان می رسد.
    ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!
    ----------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.


  11. 2 کاربر از پست مفید ScarFace سپاس کرده اند .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •