سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh عادات نویسندگان

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت  طراحی دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه 

 هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته , طراحی وب سایت , سئو سازی , کابل هلوکیبل , اعلام حریق , پیاده سازی دیتاسنتر

 

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5

موضوع: عادات نویسندگان

  1. #1
    PHOENIX آواتار ها
    وضعیت : PHOENIX آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    نوشته ها : 694
    سپاس ها : 1,914
    سپاس شده 1,552 در 525 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 5 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    عادات نویسندگان

    نویسندگان حرفه ای، ساعاتی خاص از شبانه روز را برای نوشتن انتخاب می کنند. برخی صبح ها شوق نوشتن دارند و بعضی شب ها و عده ای هم بعدازظهرهای کسالت آور را برگزیده اند. این شوق نوشتن است که هر یک از نویسندگان را به نوشتن در اوقات مشخص هدایت می کند. این که شب بنویسد یا روز، یا مثلاً در اتاق کار و پشت میز یا روی زمین و کنار پنجره یا در آشپزخانه اثری را خلق کند، به خود نویسنده بستگی دارد و «عادت نوشتن».


    اگر عادت نوشتن نبود، کدام نویسنده می توانست در بحبوحه داشتن و نداشتن و تجرد و تأهل و هزار و یک دغدغه دیگر داستان و یا رمانی را به پایان برساند، مجموعه ای را شکل بدهد و برود سراغ دیگری؟


    گونترگراس در پاسخ به این پرسش که بیشتر در چه ساعت هایی می نویسد، پاسخ می دهد: «صبح ها می نویسم و عصرها راه می روم». مارک تواین به خاطر آرامشی که در رختخواب پیدا می کرد، در رختخواب می نوشت. جان اشتاین بک عادت های نوشتن خود را پیپ کشیدن موقع نوشتن، استفاده از نوع مخصوصی از مداد را ذکر می کند.


    برخی مدتی قدم می زنند یا آن قدر به آسمان خیره می شوند تا خیالات خلاق بازگردد. بعضی نیز با نگاه کردن به عکس، طراحی تصویر یا صحنه ای که در حال نوشتن چیزی درباره اش هستند، دوباره پا به درون همان حال و هوا و وضعیتی که تجسم کرده بودند، می گذارند. نویسندگانی هم هستند که با استراحت، فکر کردن یا مختصر چرتی، دوباره سر ذوق و شوق می آیند. بعضی نیز به وسیله ظرف شستن با آب گرم، در افکار غرق می شوند.


    برای همین است که یکدفعه می خندد و یا فریاد می زند و یا زمزمه می کند. بنابراین خیلی طبیعی است که حتی دیوانه به نظر برسد. شاید جلال آل احمد که پشت میزش قلم به دست دارد گریه می کند؛ در بازارچه سرگرم جمع کردن تکه های ساز شکسته داستان «سه تار» است.


    برای «هاروکی موراکامی» نویسنده ژاپنی، نوشتن رمان مثل رؤیاست. او موقع نوشتن انگار با چشم باز خوابیده، چون دارد با چشمان باز رؤیا می بیند. هانریش کارل بوکفسکی هم برای نوشتن، روحیه خاص خودش را دارد این که باید قبل از نوشتن حتماً سری به پیست اتومبیلرانی بزند.مارگارت ات وود نویسنده کانادایی، موقع نوشتن سکوت لازم دارد. ویرجینیا وولف هم اگر «اتاقی از آن خود» پیدا می کرد نمی توانست دیگر سرعت نوشتن اش را کنترل کند و هوشنگ مرادی کرمانی موقع نوشتن آن قدر درگیر کارش است که احساس تغییر حتی کلمه ای می تواند او را از خواب بپراند. بنابراین نباید این حالات خاص را با ژست و اداهای نویسندگان اشتباه بگیرید. در واقع باید عادت نوشتن را تلاش ناخودآگاه نویسنده برای فراهم آوردن وضعیت مناسب مکانی و زمانی و رفتاری برای نوشتن نامید.

    همینگوی علت انتخاب صبح زود برای نوشتن را، دورماندن از مزاحمت افراد، خنکی یا سردی هوا و در نتیجه گرم شدن برای نوشتن، می شمارد. او معقتد است، وقتی نویسنده به آن جا رسید که بعد چه اتفاقی می افتد، شوق و ذوق نوشتن به سراغش می آید.


    لئونارد فلدر می نویسد: «صبح ها زود از خواب بلند شوید؛ یعنی موقعی که هیچ کس بیدار نیست، تا کسی مزاحم تان نشود» به گفته رمان نویس و شاعر می سارتن: «باید صبح زود از خواب برخاست؛ پیش از این که ذهن شلوغ شود؛ موقعی که درهای ضمیر ناخودآگاه هنوز باز است و شما اولین کسی هستید که بیدار شده اید. زمان خلاقیت من هم درست همین موقع است».


    داستایفسکی به نوشتن در ذهن اعتقاد داشت؛ یعنی به قول خودش، هر جا که بود ذهنش در تاروپود داستان درگیر بود و به طور دائم در حال خلق و زایش و نوشتن. همینگوی همچنین گفته است که بهترین آثارش را در قایق نوشته؛ زیرا در قایق مزاحمی نداشته و اگر نتواند بنویسد، عذر و بهانه ای ندارد.


    تولستوی پس از نوشتن طرحی مختصر با مرکب، کارش را تایپ می کند. او از مداد متنفر است، اما عاشق خودنویس است آن گونه که اعتراف می کند که حتی حاضر است دست به سرقت خودنویس بزند. تولستوی در تمام زندگی عادت داشت که اگر در خلال کار به مشکلی برخورد کرد، به نوعی بازی یک نفره بپردازد. هنگامی که تولستوی بخش سوم کتاب «رستاخیز» را می نوشت تا مدت ها درباره سرنوشت یکی از شخصیت های داستانی اش (کاتیوشا ماسلوف) تردید داشت. نمی دانست آیا باید او را به عقد یکی دیگر از شخصیت های داستانش به نام «نخلیدو» درآورد یا نه. سرانجام تصمیم گرفت با همان بازی (ورق بازی یک نفره) تکلیف «کاتیوشا» را مشخص کند. اگر بازی به نتیجه نمی رسید، نخلیدو با کاتیوشان ازدواج نمی کرد و سرانجام، تولستوی در این بازی یک نفره باخت.


    بعضی از نویسندگان برای سرشار شدن از موضوعات داستانی به تجربه های دیگران اکتفا می کنند، بعضی دیگر خود را در معرض اتفاقات گوناگون قرار می دهند، عده ای بیشتر به تخیل وابسته هستند و عده ای بیشتر از آن به تجربه، تجربه و شناخت نزدیک را ترجیح می داد. او در سی سالگی به هنگ کنگ، سیلان، سنگاپور، استانبول و هند رفته بود و پس از این سفرها هنوز استراحت نکرده از وین، ونیز، رُم، ناپل، مونت کارلو و پاریس دیدن کرد. او با همان انرژی همیشگی، شادی ها را وصف می کرد و به گردش به دور دنیا می پرداخت. جلال آل احمد چپ دست بود، اما به وسیله تمرین کردن، با دست راست نیز به خوبی و به سرعت دست چپ می نوشت؛ هر چند از وقتی صاحب یک دستگاه تایپ کوچک شد، تایپ هم می کرد؛ اما تحریرهای اول هر مطلبی را با دست می نوشت.


    به نظر می رسد در کنار عادات بسیار گوناگون نوشتن تنها یک نکته است که نزد همه نویسندگان یکسان و عادتی مشترک است و آن تکرار دائم و کار مداوم است که به ذهن خلاقیت می بخشد و شاید شاهکارهای بزرگ در سایه همین مداومت آفریده شده اند. شاید به خاطر باید سپرد که حتی به کارگیری همه حالت ها و عادت ها نیز نیاز به بازنوشتن را برطرف نمی کند.

    __________________
    ویرایش توسط PHOENIX : 08-18-2010 در ساعت 09:33

  2. 4 کاربر از پست مفید PHOENIX سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #2
    ایــستاده مــردن ..
    ADoLF آواتار ها
    وضعیت : ADoLF آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : Tehran
    نوشته ها : 1,541
    سپاس ها : 3,447
    سپاس شده 2,143 در 951 پست
    یاد شده
    در 5 پست
    تگ شده
    در 486 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : عادات نویسندگان

    واقعا نوشتن خیلی کار سختیه
    من اولش فکر می کردم آسونه ، ولی جدا میگم خیلی کار سختیه
    برای همین هست که همه ی نویسندگان مغرور هستند
    چون میدونند که این شغلی که دارن رو هر کسی نداره

    آنان که میفهمند عذاب میکشند
    و آنان که نمیفهمند عذاب میدهند


  5. کاربر روبرو از پست مفید ADoLF سپاس کرده است .


  6. #3
    چيزي كه مرا نكشد قويترم ميسازد...
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,071
    سپاس ها : 6,225
    سپاس شده 6,213 در 2,017 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : عادات نویسندگان

    جالب بود. ممنون اوا جان...
    راستی عادت یکی از نویسنده های بزرگ رو ننوشتی... مامارین باید لباس عروسی بپوشه تا بتونه بنویسه
    ویرایش توسط RASHNO : 08-18-2010 در ساعت 09:28


    دوباره خواهيم روييد...




  7. کاربر روبرو از پست مفید RASHNO سپاس کرده است .


  8. #4
    خدا کند که بدانی چه قدر محتاج است، نگاه خسته ی من بر دعای چشمانت..
    .:mAysAm:. آواتار ها
    وضعیت : .:mAysAm:. آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    محل سکونت : فعلاً بالای خاک
    سن: 35
    نوشته ها : 206
    سپاس ها : 175
    سپاس شده 216 در 117 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 4 تاپیک

    پاسخ : عادات نویسندگان

    ممنون آوا به خاطر این متن خوب...حسابی حظ کردم!
    خب نویسندگی یه هنره دیگه و از سویی دیگه هم یه حرفه که برخی از رفتارها از سوی افراد به خاطر نوع اون حرفه بروز پیدا می کنه...درست مثل یه بازیگر که برای حس گرفتن و رفتن زیر پوست یه کاراکتر گاهی مجبوره رفتارهای خاص داشته باشه مثلاً معتادانه رفتار کنه! یا نوازنده ها و به ویژه آهنگسازها که حسابی دیدنی هستند.
    نویسنده هم بایستی ساعت ها بتونه فکر خودشو متمرکز کنه روی چارچوب کاری که می خواد انجام بده ویقیناً این عادت هایی که براش بوجود میاد رو غالباً خودش نمی دونه.یکی از عادت های صادق هدایت رو بازگو کنم:
    وقتی توی لو شامپیونه پاریس ساکن بود یه کافه در نزدیکی منزلش وجود داشته که می گن هدایت عصرها همیشه اونجا می رفت و به ندرت چیزی می خورد اما ساعت ها اونجا می نشست و به دوردست خیره می شد بدون اینکه حرفی بزنه فقط هر دو سه ساعت یه بار یک لبخند تلخ می زد!!!!



  9. 2 کاربر از پست مفید .:mAysAm:. سپاس کرده اند .


  10. #5
    کــــاش گاهی زنـــدگی هــم كليــد [◄◄ι] [ ιι ] [■] [►] [ι►►] داشت...!
    MiSS SAYTA آواتار ها
    وضعیت : MiSS SAYTA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : ı̴̴̡ ̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı
    نوشته ها : 7,155
    سپاس ها : 10,643
    سپاس شده 16,549 در 4,216 پست
    یاد شده
    در 63 پست
    تگ شده
    در 850 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : عادات نویسندگان

    ممنون آوا جان
    خيلي جالب بود !
    نوشتن هنر بزرگيه ، جدا از سختي كار ، اينكه بتوني افكارتو بدون واسطه رو كاغذ بياري نعمت والاييه !
    نويسندگي هم مثل نقاشيه به نظرم ! ممنون آوا جان

  11. کاربر روبرو از پست مفید MiSS SAYTA سپاس کرده است .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •