سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh نقد شخصیت های فیلم هامون

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت  طراحی دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه 

 هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته , طراحی وب سایت , سئو سازی , کابل هلوکیبل , اعلام حریق , پیاده سازی دیتاسنتر

 

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: نقد شخصیت های فیلم هامون

  1. #1
    Eliya آواتار ها
    وضعیت : Eliya آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 44
    سپاس ها : 8
    سپاس شده 105 در 34 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 4 تاپیک

    Icon1 نقد شخصیت های فیلم هامون

    - هامون .................................................. .. (خلاصه داستان فیلم)
    2- مهر جویی و ترس و لرز .......................................(گزارش ساخت)
    3- اینوب بخون واسه مزاجت خوبه ..................................( نقد فیلم)

    1) هامون
    حمید هامون در پی مجادله با همسرش مهشید به دنیال پیر و مراد خود علی عابدینی روانه کاشان می شود . مهشید قصد ترک حمید را دارد . حمید هامون مشغول نوشتن رساله دکترای خود با موضوع عقل و ایمان می باشد . کشمش های درونی حمید هامون که حول داستان ابراهیم نبی و قربانی کردن فرزندش می گردد با مشکلات وی با همسرش عجین شده است .

    2) مهرجویی و ترس و لرز
    داریوش مهرجویی قبل از ورود به سینما به تحصیل فسفه مشغول می شود و اصلاً هدف او از تحصیل فلسفه ، سینما بوده . فیلم هامون میتنی بر جهان بینی فردی مهرجویی به انضمام واقعیتهای موجود جامعه در حال گذار روشنفکری ساخته می شود . ائیده اولیه فیلم همان طور که خود گویاست از کتاب ترس و لرز کی یر کیگارد برگرفته شده . مهرجویی در هامون سعی دارد دنیای یک روشنفکر را که علقه های سلوک را نیز دارا می باشد نشان دهد و شاید قصد او امروزی کردن داستان ابراهیم در آتش باشد . دنیای روشنفکران دهه 60 ، با توجه به شرایط جو زده آن دوران که متأثر از دوران جنگ بود دنیایی پر از تنهایی بود . روشنفکران همواره محکوم به تنهایی بودند حتی در میان خودشان . البته این کشمش تنهایی تسری بخش همه ایام روشنفکران است زیرا آنان به علت عمل خلاف قواعد مرسوم هیچگاه مورد درک جامعه قرار نگرفته و نمی گیرند .
    به عقیده حقیر مهرجویی خود زخم خورده از این نوع نگاه هامون را روایت می کنند و در لابلای روایت آن علاقه های شخصی و بحث های بنیادین را مطرح می سازد .
    در همین داستان می توانیم موضوع همیشگی علم بهتر است یا ثروت را در مواجهه مهشید همسر حمید هامون با عظیمی بساز بفروش معروف به نظاره بنشیم . انتخاب ثروت توسط مهشید فاجعه است که هامون به آن اشاره داشته و در مواجهه با رئیس خود و بحث بر سر پیشرفت کره و ژاپن با فریاد می گوید که : ببین چی به سر عشق آمد ؟ عشق کجا رفت ؟
    عقل و ایمان واژگان بنادین و ارکان اصلی این فیلم می باشند بر پایه همین دو موضوع داستانهای این فیلم شکل می می گیرد و روند صعودی داستان ابراهیم در آتش این بار به هامون در دریا ختم می شود .

    3) اینو بخون واسه مزاجت خوبه
    فیلم نه عنوان دینی دارد و نه غیر دینی پس زمینه موجود گرایش سازنده به فلسفه و عرفان کاملاً هویدا و مشخص است . فیلم از یک بستر بحران عشق در سر تقابل معرفت با ثروت شکل می گیرد . حمید هامون شخصیتی که عنوان قهرمان مصیب زده را یدک می کشد نماینده روشنفکران برای تمام ادوار می باشد . هامون می کوشد تا در حل بحران زندگی خود از ابراهیم نبی بیاموزد و او به دنبال معجزه ای است تا پارادوکس عقل و ایمان را حل نماید .
    حمید شاید دوست داشته باشد که یک سالک باشد و مولانا وار به دنبال پیر خود علی عابدینی یا همان علی جونی فیلم روانه آن شهر و این دیار می شود . او در مرحله ابتدایی سلوک است و شک اولین گام او در طی معرفت است حالا بیش از همه وقت به مراد خود علی عابدینی نیاز دارد . شخصیت علی عابدینی که از کودکی حمید هامون تا کنون هیچ تغییری در سن و سال او نکرده یادآور خضر نبی می باشد . حمید در کودکی پرسان پرسان علی عابدینی را در کنار سقاخانه می یابدو در انتهای فیلم این علی عابدینی است که حمید را که در دریا غرق شده رهایی می بخشد و زندگی مجدد را برای او به ارمغان می آورد . چرا که حمید تهران را فقط به قصد دیدن علی ترک کرده بود تا مشکلات خود را با وی درمیان گذارد و راه نجات را بیابد . در این میان علی عابدینی که انگار از همه چیز آگاه است راه ورود را بر حمید هامون می بندد تا وی به ریاضت ناخواسته تن دهد . حمید در این آزمون مردود می شود و دیوانه وار راه دریا در پیش می گیرد و خود را به دریا می سپارد . اینجاست که مشخص می شود که حمید از نسل سالکان نیست و فقط می پندارد که سالک است .
    شخصیت دبیری وکیل حمید هامون نماینده طبقه دلالست که لباس حمایت از طبقه پائین تر را به تن دارد ولی عملاً در راستای بهبود و مساعدت به طبقه بالاتر گام برمی دارد . دبیری که عزت الله انتظامی آن را ماندگار کرده است کاتالیزوری است برای پاره شدن پیوند عشق . تلاش دبیری برای مجاب کردن هامون با ادله قانونی و نیز گزارشات پلیس و روانشناس علیه هامون و همچنین اصرار موزیانه او در دادگاه برای راضی کردن هامون به جدایی از مهشید همه و همه در راستای اهداف خانواده مهشید بوده و هدف وی هیچگاه کمک به هامون موکل خود نمی باشد .
    مهشید همسر هامون که روزگاری محسور پر بودن حمید و جذابیت فلسفی او شده بود امروز خواستگاهی دیگری دارد و علناً به حمید ابراز می دارد که " ازدواج ما دیگه نمی تونه ادامه پیدا کند " وبا ادای جمله ای که رنج تمام کننده را برای هامون در بردارد " من دیگه عاشق تو نیستم " زندگی مشترک خود را با حمید پایان یافته می داند .مهشید تن به بازی ثروت می سپارد و خود خواسته با گرایش به عظیمی برج ساز سعی در کتمان عشق دارد . مهشید شخصیتی انحصار طلب است او پس از بدست آوردن حمید و انتفاع از او به محض مواجهه با پیشنهاد رفاه بهتر از جانب عظیمی تغییر موضع داده و زندگی مشترک خود را با هامون تمام شده اعلام می نماید .
    شروع فیلم با یک کابوس از هامون مواجهه است در آن عظیمی به شکل یک دیو ظاهر شده و عروس هامون را با خود می برد . در عالم واقع نیز همین رنج برای هامون پدیدار می شود و سرانجام عظیمی متمول به ظاهر بر عشق پیروز می شود . اینکه گفته شد به ظاهر به این علت است که هامون خود را نفروخت . حمید هامون در مواجه با خانم سلیمانی مادر مهشید هنگامی با پیشنهاد مالی وی در قبال رضایت هامون به طلاق روبرو شد گفت" چی می خوای بخری خانم سلیمانی عشق رو . نه من طلاق نمی دم " .
    و اما علی عابدینی مرشدی که رنج تنها زیستن را می برد و از مرحله شک و "عقل معاش " عبور کرده و در کمال یقین به راه خویش رسیده است . شبه عارفی که زن و بچه اش وی را ترک گفته اند و شاید کنایه از زندگش شیخ ابوالحسن خرقانی مورد نظر سازنده باشد . او مهندس است ولی در روستا چاه می زند البته فقط برای کار و جالب تر اینکه هنگامی هامون در پی علی عابدینی به محل کار او می رود نگهبان از وی می پرسد که " طلب کارش هستی" و این یعنی که عارف داستان ما نیز چیز فرای تصور ما نیست او کسی است از جنس امروز حمید هامون که توانسته خود را با مشکلات تطبیق بدهد و از مرحله شک عبور کند با این تفاوت که او به تنهایی از خطر رسته ولی هامون نمی تواند این مسیر را به تنهایی به انتها برساند .

  2. 4 کاربر از پست مفید Eliya سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •