سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh ترجمه نقد فیلم Cwr.105- نقد و بررسی فیلم The Fly توسط جیمز برادینلی(اختصاصی سینماسنتر)

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5
نمایش شاخه ای22علاقمندی ها
  • 6 ارسال شده توسط ScarFace
  • 13 ارسال شده توسط Caligula
  • 2 ارسال شده توسط Caligula
  • 1 ارسال شده توسط ScarFace

موضوع: Cwr.105- نقد و بررسی فیلم The Fly توسط جیمز برادینلی(اختصاصی سینماسنتر)

  1. #1
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    سن: 31
    نوشته ها : 11,484
    سپاس ها : 10,143
    سپاس شده 25,840 در 7,194 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    Cwr.105- نقد و بررسی فیلم The Fly توسط جیمز برادینلی(اختصاصی سینماسنتر)


    The Fly


    The Fly

    اطلاعات فیلم
    تهیه کننده : استوارت کورنفیلد
    کارگردان : دیوید کراننبرگ
    نویسنده :دیوید کراننبرگ

    ژانر: ترسناک تخیلی
    تاریخ نمایش: 15 آگوست 1986
    فیلمبردار: مارک ایروین
    موزیک:
    هاوارد شور
    بودجه: 9 میلیون دلار
    فروش: 60 میلیون دلار
    زمان فیلم: 96 دقیقه
    کشور سازنده: امریکا
    IMDB Rate : 7.5 از 10
    بازیگران
    جف گلدبلوم
    جینا دیویس
    جان گتز

    افتخارات و جوایز
    ---
    امتیاز جیمز برادینلی از 4ستاره : 3.5 ستاره
    منتقد : جیمز برادینلی مترجم : سعید Caligula

    Caligula, The Pianist, autumn63 و 3 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.
    ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!
    ----------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.



  2. # ADS
     

  3. #2
    Caeser Caligula
    Caligula آواتار ها
    وضعیت : Caligula آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2011
    نوشته ها : 115
    سپاس ها : 348
    سپاس شده 604 در 103 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 642 تاپیک

    پاسخ : Cwr.105- نقد و بررسی فیلم The Fly توسط جیمز برادینلی(اختصاصی سینماسنتر)


    اگر فیلمی لایق این باشد که برای توصیفش به جای کلمه بازسازی از عبارت باز- ِانگاری استفاده شود، بی شک این فیلم، مگس، ساخته دیوید کراننبرگ در سال 1986 است. این فیلم با الهام از داستان کوتاه جورج لنگلان و فیلمی منطبق با آن که در سال 1958 ساخته شده، از بنیان داستان استفاده کرده و اضافات آن - من جمله اسامی و نکات مرتبط به طرح اصلی داستان – را حذف می کند. نام بردن از لنگلان در عنوان بندی تنها باید از روی احترام و ادب باشد زیرا تنها نکات کوچکی از داستان او در فیلمنامه نهایی باقی مانده است. همانند سایر فیلمهای ژانر وحشت، این فیلم نیز از قواعد (قوانین طبیعی) پیروی نمی کند؛ اما به نکته ای حیاتی می پردازد که سایر وارد شوندگان به این ژانر به آن بی توجه بوده اند: گسترش شخصیت ها و هویت شان. فیلم پیش از آنکه خونریزی را آغاز کند و پیش از آنکه قصد ترساندن ما را داشته باشد، به بیننده اجازه می دهد تا با شخصیت های اصلی اثر آشنا شود و این مساله بارِ تراژدی آن را افزایش می دهد.
    مگس از آنجا در جایگاه یگانه ای قرار می گیرد که از معدود فیلمهای ترسناکی است که موجب همدردی ما با شخصیتهای خود می شود. تا لحظات پایانی فیلم، ما همچنان امیدواریم که فرصتی ایجاد شود تا پایانی جز انهدام و پاشیده شدن بقایای یک انسان را بر زمین شاهد باشیم.
    از قرار معلوم، کراننبرگ در جایی گفته است که مگس یک فیلم کمدی-رمانتیک است. این مساله اگرچه ممکن است مسائل را پیچیده تر کند ( با وجود اینکه دریچه ایست به تفکرات کراننبرگ)، اما کاملا نادرست نیست. پایه های داستان بر عشق بنا شده است. بدون عشق، مگس تنها نسخه ای پیچیده از مسخ (Metamorphosis) خواهد بود.
    مگس در میانه ی یکی از پرثمرترین دوره های فیلمسازی کراننبرگ ساخته شد. پس از ساخته شدن Scanners، Videodrome و Dead Zone و قبل از ساخته شدن Dead Ringers، مگس، کامل کننده این مجموع است. تا به امروز، این اثر بدون شک موفق ترین ساخته وی در بین منتقدین بوده و حتی توانسته است یک اسکار را برای چهره پردازی از آنِ خود کند. مگس منجر به ساخته شدن یک دنباله نیز شده که شاید اگر صحبتی از آن نشود، بهتر باشد!
    یکی از کارهای مهم کراننبرگ در نسخه 1986 فیلم، تلاش برای هر چه باورپذیرتر کردن مسائل علمی موجود در فیلم است. بر همین منوال، فیلمنامه بازنگاری شده توسط خودش بر اساس طرحی از چارلز ادوارد پوگ، بر همان امکان پذیر بودن تأکید می کند. علوم موجود در فیلم در مقایسه با علوم بدست آمده در دوران معاصر ما حقیقی نیست، اما نویسنده در مقایسه با سایر آثار که به این امر توجهی ندارند، از مولفه هایی مناسب و صحیح استفاده می کند. ایده آمیختن و پیوند خوردن DNA یک مگس و DNA انسان، مساله ای عجیب و بیگانه نیست ( به خصوص در فضای کنونی که مساله سلول های بنیادی به بحث داغ محافل علمی روز تبدیل شده است)، و برخی از مسائلی که برای شخصیت نخست فیلم اتفاق می افتد حداقل باورپذیر به نظر می رسد. حتی می توان از فکاهی بودن بدنی انسانی که دارای سری از مگس است نیز چشم پوشی کنیم ( که نمونه ای از آن را در نسخه سال 1958 شاهد بودیم).
    سث براندل (جف گلدبلوم) دانشمندی است که معتقد است به زودی دنیا را تغییر خواهد داد. او فرصت زیادی برای خارج شدن از خانه و ارتباط با دیگران ندارد، بنابراین سعی می کند فرصتی که برای تحت تأثیر قرار دادن زنی خبرنگار (جینا دیویس) پیدا کرده است را از دست ندهد. سث، جینا را برای دیدن آزمایش خود دعوت می کند. آزمایش گفته شده مربوط به دو عدد «تله پات» (اتاقکی که در اغلب داستان های علمی و تخیلی، وسیله ای است برای انتقال انسانها از طریق جریان های الکتریکی یا مغناطیسی. هر جسمی که در این اتاقک قرار می گیرد از طریق فعل و انفعالاتی ! تبدیل به جریان الکتریکی شده و از طریق کابل های الکتریکی از مکانی به مکان دیگر منتقل می شود. در مقصد، این جریان الکتریکی از طریق یک تله پاد دیگر دوباره به جسم اولیه تبدیل شده و از این طریق اجسام جا به جا می شوند! – مترجم) که به یک کابل 15 فوتی متصل است. وی کار نقل و انتقال را توسط یک کامپیوتر مرکزی کنترل می کند ( مشابه فیلم سفر ستاره ای). متاسفانه آزمایشات او درباره موجودات زنده موفقیت آمیز نیست و در نهایت منجر به تبدیل موجودات زنده به چیزی شبیه املت خونین و پیچیده ای می شود. سث و ورونیکا به مرور زمان عاشق یکدیگر می شوند و ورونیکا نیز آغاز به ثبت کردن و تهیه گزارش از آزمایشات سث می کند. سث در طی رابطه جنسی اش با ورونیکا و به شکل ناگهانی متوجه مساله ای در مورد آزمایشات خود شده و موفق می شود مشکل موجود در آزمایشات را برطرف کند. او موفق می شود که میمونی را از طریق اختراع خود جابه جا کند و در مرحله بعد سعی می کند که این عمل را بر روی خود آزمایش کند. اما مشکلی پیش می آید: در هنگام انجام آزمایش، سث در اتاقِ انتقال تنها نیست! مگسی نیز در اتاقک وارد شده و به واسطه انتقال هر دو، اینک سث تبدیل به معجونی از انسان و مگس شده است. در وهله نخست، این مساله نه تنها آزاردهنده نیست، بلکه سودمند نیز هست: افزایش قدرت و استقامت و انرژی باور نکردنی. اما پس از مدتی زشتی ها آغاز می شوند و با گذشت زمان سث شروع به از دست دادن ظاهر طبیعی خود می کند.
    مگس را می توان به سه پرده تقسیم کرد. نخستین پرده، حکایتی سنتی از عشق است. یک دانشمند خجالتی و بی عرضه، خبرنگاری زیبا را ملاقات می کند. آنها عاشق یکدیگر می شوند، اما پیش از آن، زن می بایست رابطه اش را با دوست پیشین خود به نام استاتیس (جان گتز) که از قرار معلوم ویراستارش نیز هست، قطع کند. پرده دوم نمونه ایست از داستانهای ابرقهرمانی که در آن سث توانایی های تازه ی خود را کشف می کند. در نهایت، در طی نیم ساعت پایانی، فیلم وارد حیطه آثار مرسوم ترسناک و سرشار از عناصر تراژیک می شود. این قسمت مملو از خون و تهوع و البته حشره ای غول پیکر است. فیلم در این لحظه مشابه فیلم بیگانه می شود (تشبیهی که مطمئنا باب طبع کراننبرگ خواهد بود).
    نقش آفرینی ها بسیار تأثیرگذارند. «جف گلدبلوم»، بازیگر سبک متد اکتینگ ، کاملا در نقش فرو رفته است. او شخصیتی دوست داشتنی از سث ارائه می کند که موجب ایجاد احساس تاسف و ترحم نسبت به موجود مگس-انسان در بیننده می شود. «جینا دیویس» در ایجاد شیمی ِ رابطه خود با جف گلدبلوم بسیار تاثیر گذار است. این مساله تعجب آور نیست از آنجاییکه این دو در همان زمان، رابطه ای نزدیک داشتند. و البته او یکی از مهمترین مونولوگ های دهه 80 را در این فیلم داشت: بترس، واقعا بترس! این مثلث را «جان گتز» تکمیل می کند. بازیگری کهنه کار با انبوهی از نمایش های تلویزیونی. در اینجا او شخصیتی کثیف و تا حدودی غیر سمپاتیک دارد که شخصیت متملق «هارت بوچنر» را در فیلم جان سخت را به یاد می آورد.
    کریس والاس جایزه بهترین چهره پردازی را به خاطر جلوه های ویژه مربوط به جانور مگس-انسان از مراسم اسکار به خانه برد که از دیدگاه من تا حدودی مورد سوال است. هنر او تا زمانی که گلدبلوم هنوز ظاهر انسانی خود را تا حدودی حفظ کرده است بسیار عالیست. با این حال، جایی که میزان لاتکس روی چهره بازیگر افزایش پیدا می کند، بیشتر حالت غیر واقعی به خود می گیرد. علاوه بر آن، موجود مگس- انسان بیشتر شبیه انسانی در درون لباسی لاستیکی می شود، که در واقع به آن چیزی که باید باشد نیز نزدیک است. باید به این نکته نیز اشاره کرد که موجود نهایی بسیار تاثیرگذار و وحشتناک است. در واقع مراحل میانی تبدیل شدن انسان به مگس که در آن شاهد موجودی مابین این دو هستیم، تا حدودی باورناپذیر در آمده است.
    امیدوارم که فیلم های ترسناک امروزی، به مگس به عنوان الگویی برای ساخت فیلم در این ژانر توجه کنند. نشستن در سالن سینما و دیدن فیلمی با داستانی به خوبی توسعه یافته به همراه شخصیت هایی با احساسات واقعی با وجود خون و ترس فراوان در ژانری با ویژگی های خاص بسیار دلپذیر است. مگس در سطوح مختلفی پرداخته می شود زیرا با توجه و تفکر بر روی شخصیت های خود ساخته شده است. وقتی که سرنوشت محتوم پایانی اتفاق می افتد، ریختن اشک، عملی است که بیننده از آن ناگزیر است. این فیلم نسبت به فیلم هایی که در حال حاضر وجود دارند در جایگاه بسیار بالاتری قرار می گیرد و کراننبرگ نیز در قله دوره فیلمسازی خود قرار دارد.




    با تشکر از عرفان عزیز بابت تهیه بنرها

    این نقد و ترجمه تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است . لذا هر گونه کپی برداری از این مطالب بدون اجازه نویسنده و سایت سینماسنترپایگاه تحلیلی و خبری سینماسنتر نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب می گردد.

    ویرایش توسط ScarFace : 06-12-2013 در ساعت 22:27
    1CHAMPION, MoonCity, The Pianist و 10 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.
    همه چیز چه بغرنج و پیچیده است و با این حال چه ساده و طبیعی. اگر ماه را به دست می آوردم .اگر عشق کفایت می کرد وضع عوض می شد.
    اما کجا می توانم این تشنگی را فرو بنشانم؟ کدام دلی ست، کدام خدایی ست که برای من عمق دریاچه را داشته باشد؟
    در این دنیا و آن دنیا هیچ چیز نیست که در حد من باشد... با اینهمه می دانم و تو هم می دانی:
    فقط کافی ست که نا ممکن وجود می داشت، ناممکن.

    کالیگولا - آلبر کامو


  4. #3
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    سن: 31
    نوشته ها : 11,484
    سپاس ها : 10,143
    سپاس شده 25,840 در 7,194 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    پاسخ : Cwr.105- نقد و بررسی فیلم The Fly توسط جیمز برادینلی(اختصاصی سینماسنتر)

    سعید جان واقعا خسته نباشی...
    نقدهای جیمزبرادینلی بعضا واقعا از حد خودش هم عبور میکنه و تبدیل به تحلیل های چند صفحه ای میشه .. چیزی که در نقدهای دوست خوبم تاد مک کارتی بیشتر دیده میشه و این دو فکر کنم در ضمینه نقد نویسی طولانی با یکدیگر در حال مسابقه دادن هستند ... جای راجر ایبرت عزیز که نقدهاش بعضا از یک صفحه هم عبور نمیکرد خالی ...

    فیلم مگس را بگم وقتی که بچه بودم دیدم گزاف نگفتم و هیچی از این فیلم یادم نیست که بعضا بعضی از صحنه های این فیلم در خلال خواندن نقد به ذهنم اومد گزاف نکردم ...
    در کل در به در دنبال دیدن دوباره این فیلم هستم که ببینم این فیلم بازسازی شده چگونه فیلمی بوده که این قدر جیمز برادینلی را سر شوق اورده ...

    دوباره از سعید عزیز واقعا کمال تشکر رو دارم واقعا ترجمه کار برادینلی یک چند روزی وقت میبره ای کاش با ایبرت زیاد میگشت :دی

    مرسی خسته نباشی ...
    ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!
    ----------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.


  5. 2 کاربر از پست مفید ScarFace سپاس کرده اند .


  6. #4
    Caeser Caligula
    Caligula آواتار ها
    وضعیت : Caligula آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2011
    نوشته ها : 115
    سپاس ها : 348
    سپاس شده 604 در 103 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 642 تاپیک

    پاسخ : Cwr.105- نقد و بررسی فیلم The Fly توسط جیمز برادینلی(اختصاصی سینماسنتر)

    شاید قبلا هم گفته باشم این مساله رو؛ اما سه تا دیوید هستن که توی دوران جوونی و جاهلیت! برای من جالب و الهام بخش بودن: لینچ، فینچر و کراننبرگ. کراننبرگ با بازی با دو عنصر جنسیت (فیزیکی و درونی) و ترس (از نوع دلهره و تهدید) همیشه تونسته حرف هایی رو بزنه که سینمای معمول جهان، قادر نیست بیانش کنه. همینکه کراننبرگ از یکی از ساکت ترین و بی سر و صداترین کشورهای دنیا میاد و ترسناک ترین دغدغه های بشر رو به سطح میاره، نشون می ده که با یه آدمی طرف هستیم که سر ِ ناسازگاری داره با روش ها و افکار معمول. شاید فرصتی شد و در جای مناسب به این آدم متفاوت هم نگاهی کردیم، جمیعا!
    سروش عزیز، براردینلی هم گاها نشون میده که برای بعضی فیلم ها وقت میزاره و مثل بعضی از اون خدابیامرزها! از سر ِ انجام ِ وظیفه نقد نمی نویسه (البته نه همیشه). اگرچه ترجمه ش وقت می بره، اما انتهای کار حس خوبی واسه ی آدم باقی میزاره.
    Anti Trust و Keisanian به این پست علاقمند بوده اند.
    همه چیز چه بغرنج و پیچیده است و با این حال چه ساده و طبیعی. اگر ماه را به دست می آوردم .اگر عشق کفایت می کرد وضع عوض می شد.
    اما کجا می توانم این تشنگی را فرو بنشانم؟ کدام دلی ست، کدام خدایی ست که برای من عمق دریاچه را داشته باشد؟
    در این دنیا و آن دنیا هیچ چیز نیست که در حد من باشد... با اینهمه می دانم و تو هم می دانی:
    فقط کافی ست که نا ممکن وجود می داشت، ناممکن.

    کالیگولا - آلبر کامو

  7. 2 کاربر از پست مفید Caligula سپاس کرده اند .


  8. #5
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    سن: 31
    نوشته ها : 11,484
    سپاس ها : 10,143
    سپاس شده 25,840 در 7,194 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    پاسخ : Cwr.105- نقد و بررسی فیلم The Fly توسط جیمز برادینلی(اختصاصی سینماسنتر)

    نقل قول نوشته اصلی توسط Caligula نمایش پست ها
    شاید قبلا هم گفته باشم این مساله رو؛ اما سه تا دیوید هستن که توی دوران جوونی و جاهلیت! برای من جالب و الهام بخش بودن: لینچ، فینچر و کراننبرگ. کراننبرگ با بازی با دو عنصر جنسیت (فیزیکی و درونی) و ترس (از نوع دلهره و تهدید) همیشه تونسته حرف هایی رو بزنه که سینمای معمول جهان، قادر نیست بیانش کنه. همینکه کراننبرگ از یکی از ساکت ترین و بی سر و صداترین کشورهای دنیا میاد و ترسناک ترین دغدغه های بشر رو به سطح میاره، نشون می ده که با یه آدمی طرف هستیم که سر ِ ناسازگاری داره با روش ها و افکار معمول. شاید فرصتی شد و در جای مناسب به این آدم متفاوت هم نگاهی کردیم، جمیعا!
    سروش عزیز، براردینلی هم گاها نشون میده که برای بعضی فیلم ها وقت میزاره و مثل بعضی از اون خدابیامرزها! از سر ِ انجام ِ وظیفه نقد نمی نویسه (البته نه همیشه). اگرچه ترجمه ش وقت می بره، اما انتهای کار حس خوبی واسه ی آدم باقی میزاره.
    بالاخره تونستم یه نسخه از این فیلم رو دانلود کنم و به زودی انشالله این فیلم رو خواهم دید ببینیم چه ساخته که این طوری براردینلی رو سر شوق و ذوق اورده ....
    سعید جان ..براردینلی کارهای نقش خیلی خوبتر از راجر هستش اما متاسفانه خیلی زیاد مینویسه همین طوری که گقتی ترجمش واقعا وقت گیر هستش اما باز جیمز از تاد مک کارتی خیلی خیلی خوبتر هستش یک نقد از مک کارتی دیدم که برای انیمیشن دانشگاه هیولاها بود نزدیک 3.5 صفحه word من نمیدونم تو کدوم مجله قرار بود این نقد منتشر بشه :دی
    در کل خسته نباشی امیدوارم هرچه سریع تر این فیلم رو ببینم ..
    FFKIA به این پست علاقمند بوده است.
    ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!
    ----------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.


  9. 2 کاربر از پست مفید ScarFace سپاس کرده اند .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ترجمه نقد فیلم Cwr.67- نقد و بررسی فیلم Taken 2 توسط راجر ایبرت(اختصاصی سینماسنتر)
    توسط ScarFace در انجمن نقــدهای معتبر جهانی (اختصاصی)
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: 07-10-2013, 13:27
  2. ترجمه نقد فیلم Cwr.65- نقد و بررسی فیلم The Master توسط جیمز برادینلی(اختصاصی سینماسنتر)
    توسط ScarFace در انجمن نقــدهای معتبر جهانی (اختصاصی)
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: 03-31-2013, 18:17
  3. ترجمه نقد فیلم Cwr.50 - نقد و بررسی فیلم TED توسط راجر ایبرت(اختصاصی سینماسنتر)
    توسط ScarFace در انجمن نقــدهای معتبر جهانی (اختصاصی)
    پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: 03-18-2013, 14:14
  4. ترجمه نقد فیلم Cwr.93- نقد و بررسی فیلم Mean Streets توسط راجر ایبرت (اختصاصی سینماسنتر)
    توسط ScarFace در انجمن نقــدهای معتبر جهانی (اختصاصی)
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: 03-05-2013, 21:54
  5. ترجمه نقد فیلم Cwr.72- نقد و بررسی فیلم Seven Psychopaths توسط راجر ایبرت(اختصاصی سینماسنتر)
    توسط ScarFace در انجمن نقــدهای معتبر جهانی (اختصاصی)
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: 11-11-2012, 14:55

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •