سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh تحلیل و بررسی سینمای جهان Cwa.89- تحليل و بررسي فيلـــــــم دختری با خالکوبی اژدها (The Girl With the Dragon Tattoo)

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت  طراحی دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه 

 هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته , طراحی وب سایت , سئو سازی , کابل هلوکیبل , اعلام حریق , پیاده سازی دیتاسنتر

 

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 19
نمایش شاخه ای41علاقمندی ها

موضوع: Cwa.89- تحليل و بررسي فيلـــــــم دختری با خالکوبی اژدها (The Girl With the Dragon Tattoo)

  1. #1
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA هم اکنون آنلاین است.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 40
    نوشته ها : 7,505
    سپاس ها : 11,206
    سپاس شده 25,636 در 4,555 پست
    یاد شده
    در 57 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    Cwa.89- تحليل و بررسي فيلـــــــم دختری با خالکوبی اژدها (The Girl With the Dragon Tattoo)

    نام فیلم: دختری با خالکوبی اژدها
    نام: Girl1.jpg نمایش: 4904 اندازه: 35.2 کیلو بایت
    اطلاعات فیلم
    کارگردان : دیوید فینچر
    تهیه کنندگان : اسکات روبین، شین چافین
    فیلمنامه : استون زیلیان (بر اساس کتابی از استیگ لارسن)
    موسیقی متن : ترنت رزنر ، آتیکاس راس
    تدوین : کرک بکستر ، آگس وال
    فیلم بردار: جف کرونوث
    بازیگران
    دنیل کرگ (میکاییل بلوم کویست)
    رونی مارا (لیزبت سالاندر)
    کریستوفر پالمر (هنریک ونگر)
    استلن اسکارسگارد (مارتین ونگر)
    استیون برکوف (دیرچ فرود)
    روبین رایت (اریکا برگر)
    اطلاعات دیگر
    ژانر : درام ؛ جنایی
    r : درجه نمایش
    توزیع کننده : کلمبیا چیکچرز ، مترو گلدن مایر
    اکران : 21 دسامبر 2011
    مدت زمان فیلم : 158 دقیقه
    محصول کشور : آمریکا، آلمان، سوئد
    زبان فیلم : انگلیسی
    بودجه : 90 میلیون دلار
    فروش : حدود 211 میلیون دلار
    افتخارات و جوایز
    نامزد 5 جایزه در مراسم اسکار سال 2012
    برنده جایزه بهترین تدوین در مراسم اسکار 2012
    نامزد دو جایزه در مراسم گلدن گلوب 2012
    و برنده 14 جایزه و نامزد 33 جایزه معتبر دیگر
    تحلیل و بررسی از سهیل هوشیار
    ویرایش توسط FFKIA : 06-07-2015 در ساعت 13:26
    ADoLF, Helen, patrisha و 9 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته



  2. # ADS
     

  3. #2
    ایــستاده مــردن ..
    ADoLF آواتار ها
    وضعیت : ADoLF آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : Tehran
    نوشته ها : 1,541
    سپاس ها : 3,447
    سپاس شده 2,143 در 951 پست
    یاد شده
    در 5 پست
    تگ شده
    در 486 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : Cwa.89- تحليل و بررسي فيلـــــــم دختری با خالکوبی اژدها (The Girl With the Dragon Tatoo)

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.
    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  Girl2.jpg
مشاهده: 3640
حجم:  34.2 کیلو بایت
    تحلیل فیلم دختری با خالکوبی اژدها
    “من میخواهم که تو به من کمک کنی تا قاتل یک زن رو دستگیر کنم”

    پیـــش در آمـــدی بر تــحلیــل:

    "جنایـــت به سبـــکِ ســـوئدی"

    در مورد کتاب ساعت ها می­توان بحث کرد، ولی نگاهی گذرا به سرنوشت این سه گانه خواهیم انداخت، وقتی استیگ لارسن، نویسنده سوئدی، دست به قلم برد و داستانی جنایی در خاک کشورش را رقم زد. او در کودکی در جایی بین مرز سوئد و نروژ بزرگ شد و سپس به استکهلم رفت. پس از مرگ ناگهانی اش در ۵۰ سالگی بر اثر ایست قلبی (۲۰۰۴)، سه کتابِ دنباله­دار او با نام «سه گانه هزاره» منتشر شد. این سه کتاب همچنان نیز جزو پرفروش­ترین کتاب­های جهان است. این سه گانه به ترتیب: دختری با خالکوبی اژدها (۲۰۰۵)، دختری که با آتش بازی کرد (۲۰۰۶) و دختری که به لانه زنبور لگد زد (۲۰۰۷) نام دارد. تا کنون حدود 50 میلیون نسخه از کتاب «دختری با خالکوبی اژدها» در 46 کشور و در 12 زیان مختلف به فروش رفته است. داستان این سری پیوسته است و بعضی شخصیت­ها در کتاب مشترک­اند. با مطالعه این توضیحات مختصر در مورد کتاب و نویسنده به سراغ اقتباس­های سینمایی آنها می­رویم.

    نسخه سوئدی فیلم دختری با خالکوبی اژدها در سال ۲۰۰۹ با بودجه­ای بالغ بر ۱۳ میلیون دلار ساخته شد و توانست پس از فروش ۱۰۴ میلیون دلاری، بیش از ۱۲ جایزه معتبر جهانی را کسب کند. اما هنگامی که دیوید فینچر کارگردان سرشناس هالیوودی اقدام به ساخت نسخه هالیوودی این فیلم کرد، همگان را متحیر کرد. چون نسخه سوئدی فیلم هم در گیشه موفق بود و هم نظر منتقدین را جلب کرده بود و دوباره سازی آن نوعی خودکشی سینمایی محسوب می­شد. درست است که مضمون فیلم با روحیه فیلم­های فینچر در تناسب کامل است ولی تصویر ذهنی این رمان شکل گرفته بود و عوض شدنش برای کسانی که نسخه سوئدی فیلم را دیده بودند دشوار به نظر می­رسید. به هر حال ساخت پروژه با بازیگرانِ اصلی خود، دنیل کرگ در نفش میکائیل بلوم کویست و رونی مارا در نقش لیزبت سالاندر آغاز شد. مدت زمان این فیلم با نسخه قبلی تقریبا برابر بود ولی فینچر با بودجه­ای در حدود ۹۰ میلیون دلار کار را به پایان رسوند. گرچه فیلم حدود ۲۱۱ میلیون دلار فروخت اما فینچر با سرمایه گذاری عظیمی که روی این فیلم کرد، وارد قمار سینمایی بزرگی شده بود. این فیلم نامزد پنچ جایزه اسکار شد و توانست اسکار بهترین تدوین را از آن خود کند. البته به نظر بنده تا به امروز تمام فیلم­های فینچر شانس گرفتن بهترین تدوین را در آکادمی اسکار داشته­اند. ضرب آهنگ فیلم­های او بسیار سریع و مهیج است و حتی فیلمی مانند زودیاک با آن داستان طولانی نیز احساس خستگی را به بیننده القا نمی­کرد. به هر حال فینچر از این آزمون سخت، سربلند بیرون آمد و توانست یک نسخه ارزشمند دیگر از رمان­های لارسن را به تصویر بکشد.
    حال به تحلیل داستان فیلم می­پردازیم و در پایان نگاهی دوباره به موفقیت­های فیلم خواهیم انداخت.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  Logo1.png
مشاهده: 2424
حجم:  7.4 کیلو بایت

    تحلــیل و بررســـی فیلـــــم:

    اژدهایـــی با خالکوبی یک دختر


    در ابتدا این سؤال مطرح میشود که آیا میکائیل شخصیت اصلی داستان هست یا لیزبت؟
    به نظر من داستان زندگی این دو در ابتدا موازی به تصویر کشیده می­شود و وقتی این دو خط داستانیِ مجزا بر هم منطبق می­شوند، داستان اصلی شکل می­گیرد و نقش هر دو در این فیلمنامه یکسان به چشم می­آید. روزنامه نویسی مشهور که با دست گذاشتن بر روی اتهاماتی سنگین، زندگی و حرفه خود را متلاشی می­کند و تنها همدم او در این راه دشوار، شریک مخفیانه زندگی او که از طرفی همکار وی نیز هست، می­باشد. از طرف دیگر دختری سرخورده و عجیب که تحت سرپرستی پیرمردی شطرنج باز است، وارد مسیر تقریبا مشابهی می­شود. این­طور که در فیلم به نظر می­رسد، پول درآوردن از راه هک و جاسوسی به ظاهر ساده می­آید اما گویی قرار است توطئه چند ده ساله خانوادگی، سبب بهبودی زندگی این افراد شود. در ابتدا مسیری که لیزبت برای وارد شدن به این پروژه جدید طی می­کند، به مراتب خیلی سخت­تر از مسیری است که میکائیل طی می­کند. میکائیل نهایتا دوباره مجبور است که رابطه عاطفی مخفیانه خود را مخفی­تر کند ولی لیزبت با فردی فاسد و منحرف طرف حساب است.
    پس از تفابل سخت لیزبت با مسئول بیمه، تنها منبع درآمد وی که لپ­تاپ اوست دچار مشکلاتی به نظر حاد می­شود. اما لیزبت برای اینکه همچنان به خود متکی باشد، تن به یکی از بدترین کابوس­های دخترانه می­دهد. جالب است که انگار فقط خود کارگردان از دوربین پنهانِ درون کیف لیزبت مطلع است. به هر حال انتقام خونین لیزبت کار را برای همیشه تمام می­کند. این سکانس­های دردناک همزمان با ورود میکائیل به مرحله­ای جدید از زندگی وی است. مردی ثروتمند با به کار گماشتن لیزبت و دستیابی به اطلاعات بسیار بسیار شخصیِ میکائیل، صلاحیت وی را تأیید می­کند. کمی عجیب به نظر می­رسد که یک روزنامه نویس باطل شده که مانند برچسب منقضی شناخته می­شود، برای گشت و گذار در تاریخچه خاندانی ثروتمند و مرموز استخدام می­شود. به هر حال طبیعت سرد سوئد خط داستانیِ فیلم را سردتر از قبل می­کند. حالا لیزبت با گرایشات متفاوت جنسی­اش نیز در مقابل یکی از سوژه­های سابق خود قرار می­گیرد. همکاری این دو سبب کشف زنجیره قتل­هایی وحشیانه می­شود. اما کیست که پشت پرده این اتفاقات است؟ اگر یک عامل درونیِ خانواده باشد، پس چرا به دنبال کشف قاتل هستند؟ ولی قتل­ها بوی مذهب می­دهد. این مذهب است که قربانیِ افراط گرایی شخص یا اشخاصی شده است.

    آیا دیالوگ­های دخترِ میکائیل برای گمراه کردن بیننده بود؟ آیا این پرونده تقدیری است که جلوی راه میکائیل قرار گرفته است؟ لیزبت که به نظر دختری فارق از هر گونه وابستگی دنیوی و اخروی است این مسائل را تنها در حدِ پرونده­ای جدید می­داند اما رابطه پنهان و حسی بینِ او و میکائیل قرار است چطور بر او تأثیر بگذارد؟ با پالس­هایِ مشکوکی که کارگردان از خانواده مورد نظر داستان ارسال می­کرد، انتظار می­رفت که این توطئه بدست شخصی از درون خانواده اتفاق افتاده باشد. بعد از ملاقات میکائیل با یکی از اعضای خانواده که از طرفداران نازی­ها بود، در ابتدا نظر بینده و به شخصه نظر خودم، به سمت نسل کشی نازی­ها جلب شد. چه کسی بهتر از نازی­های رایش سوم برای مجازات انسان­هایی با گرایشات عجیب جنسی مناسب­اند؟ آن هم در کشوری که جزو معدود کشورهای حوزه اسکاندیناوی بود که در جنگ جهانی طرفدار آلمانِ نازی بود، آن هم در چند قدمی روســـیه! پیرمرد با چند دیالوگ ساده تمام حواس­ها را به خود جلب کرد و همه ما از مغز متفکر اصلی این جنایات غافل شدیم. تقریبا تمام شخصیت­های فیلم خاکستری هستند ولی مردِ بدِ داستان تماما سیاه بود.

    مردی جذاب با منطقی که فقط با استانداردهای خودش همخوانی داشت. اما وقتی کسی به کاری که انجام می­دهد ایمان داشته باشد، چه فرقی می­کند که تمام دنیا به مخالفت با او بلند شوند؟ قاتلی خونسرد، باهوش و جذاب تقریبا برگ برنده تمام فیلم­های جنایی فینچر است. فینچر تا اینجای کار با معرفی جان دو در فیلم "هفت" و زودیاک در فیلم "زودیاک" دو قاتلِ مرموز و جذاب را معرفی کرده بود ولی آیا مارتین ونگر در این فیلم منحصر به فرد بود؟ به نظر بنده که خیر، چون نه تکنیک خاصی برای کشتن اختراع کرده بود و نه حتی توان ایستادگی در برابر مرگ را داشت. راستش خط داستان تا اینجای کار، مستقیم و جذاب طی شد ولی از شروع درگیری میکائیل و مرد بدِ داستان، لغزش و افت در فیلمنامه پدیدار شد. انتقام آتشین لیزبت، آب سردی بر خاطره تلخ سلاخی شدنِ هم­نوعانش بود. اما جذاب­ترین سکانس ادامه داستان، تنها پرت کردن کاپشنِ میکائیل به سطل آشغال بود. دختری با باطنِ اژدها، یاد و خاطره جیمزباند را برای ما زنده می­کند و طیِ سلسله حوادتِ کسل کننده­ای ورق را برمی­گرداند و حالا میکائیل خوشحال­ترین مرد و لیزبت زن شماره یک رسانه­هاست.
    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.
    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  Logo1.png
مشاهده: 2424
حجم:  7.4 کیلو بایت
    نقد فیلــــم:

    طـــعمِ ســـردِ خون

    وقتی تیتراژ فیلم پخش شد، بوی آشنای فینچریسم به مشام رسید و با اطلاعاتی که از داستان فیلم داشتم، مطمئن بودم که با یک درام جناییِ تمام عیار طرف هستم. فضاسازی فیلم جزو نقاط قوت این نسخه نسبت به نسخه سوئدی است. فینچر در این حیطه کارگردانی صاحب سبک است ولی ما در این فیلم اوج سردگرایی را می­بینیم. طبیعت سرد بیرون، فضای سرد داخل اتاق­ها و مهم­تر از همه شخصیت­های سرد و خاکستری فیلم بیشتر از تمام فیلم­های قبلی فینچر بر روی بیننده تأثیر می­گذارد. انگار از همان ابتدای شروع فیلم، طلسم می­شویم و حس سرد و سنگینی بر ما وارد می­شود. ولی وقتی پردازشِ زیاد به ایتدای داستان و شکل گیری طرح اصلی فیلمنامه به طول انجامید، کم کم به این مشکوک شدم که آیا فینچر توانسته است خلق و خوی کارگردانیِ خود را در این فیلمنامه مخوف کنترل کند؟ جواب منفی بود. دوباره بویِ خون و تجاوز و قتل در جای جای فیلم پراکنده شد. مانور قهرمان پردازی در فیلم به نوعی هوشمندانه طراحی شده بود و با پاس کاری بین دنیل کرگ و رونی مارا، چاشنی افت و خیز به داستان اضافه می­شد ولی سؤال اینجا بود که اگر لیزبت قهرمان ما بود، چرا اینقدر سرخورده بود و در اجرای خواسته­هایش اینقدر ناتوان؟ شاید انتقام سختی گرفت ولی برای مشکلات کوچکش نیز تن به هر کاری می­داد.

    پس آیا داستان برای تحریک روحیه فمنیستی ما، لیزبت را به این کارها واداشت؟ میکائیل چطور؟ آیا قهرمان دیگرِ داستان برای حل پرونده وابسته به زندگی­اش، به راهنمایی­های دختر جوان و مذهبی­اش احتیاج داشت؟ استیگ لارسن، نویسنده­ای در نقدِ جناح راست گرا و افراطی سوئد بود. آیا او برای ارضای روانش، صورت مسأله را پاک کرده و مسأله ای جدید نوشته بود؟ به نظر که اینطور می­آمد. وقتی کتابی 500 صفحه­ای تبدیل به فیلمنامه­ای 200 صفحه­ای می­شود، در این تعدیل مطمئنا چیزهایی از قلم می­افتد. بر فرض در کتاب، ما روزها با شخصیتِ سرخورده و افسرده لیزبت آشنا و با پیچ و تاب زندگی میکائیل همسو می­شویم ولی در فیلم کارگردان فقط چند دقیقه برای توصیف شخصیت این افراد در اختیار دارد. یا جمع بندی پایانی داستان در کتاب مو به مو طی می­شود ولی در فیلم متأسفانه شاهد این پایانِ غیر معقولانه هستیم.

    اما فکر می­کنید بهترین اقتباس سینمایی چگونه است؟ فیلمی که تماما مانند کتاب باشد، مانند چیزی که در شاهکار پدرخوانده (۱۹۷۲) دیدیم، یا فیلمی این­چنینی که با نیم نگاهی به کتاب، بدنه اصلی داستانش منحصر به فرد است؟ چگونه می­شود نسخه سومی از یک اقتباس، نه مانند طرح اولیه باشد، نه شبیه به فیلم دوم؟ جواب این سؤال، تکنیکِ خلاقانه­ای است که فینچر به کار برد تا نه تنها به عنوان کارگردانی سود رسان، بلکه به عنوان یک کارگردان قهار دوباره شناخته شود. حالا این فیلم در کنار نسخه سوئدی قرار می­گیرد، در پشت سر آن!

    اگر دقایق پایانیِ فیلم را به علت فانتزی بودنش در نظر نگیریم، ما با یک فیلم تماما فینچری طرف هستیم. فضای تاریک و شخصیت­های سرد فیلم خود گویای تلخیِ داستان هستند. استیو زیلیان که ویرایش فیلمنامه را بر عهده داشت با ظرافت خاصی هالیوود را به طعم سوئدیِ داستان اضافه کرده و حذف و اضافاتی که بر فیلمنامه اعمال کرده، دست کارگردان را برای مانور بیشتر داستان، باز کرده است. از شاهکار های او به فهرست شیندلر می­توان اشاره کرد. اکثر تماشاگران اواخر فیلم را ضعف اصلی داستان دانسته­اند اما به نظرم فینچر تمام داستان را به تصویر کشید تا سکانس آخر را فیلمبرداری کند. سکانسی که لیزبت کاپشن ِ هدیه را با سردیِ خاصی به سطل زباله پرت می­کند و دوباره چرخه زندگیِ او تکرار می­شود. بازیگران فیلم همه عالی بودند و رونی مارا نیز استحقاق نامزدی و حتی برنده شدن در اسکار را داشت و دنیل کرگ نیز با چهره­ای اروپایی به خوبی از عهده نفشش برآمده بود. اما تنها جایزه اسکار فیلم که برای تدوینش بود نیز برای هنرنمایی دو یار دیرینه فینچر یعنی Angus Wall و Kirk Baxter نیز به­دست آمد. این دو در فیلم­های "شبکه اجتماعی، زودیاک و مورد عجیب بنجامین باتن" نیز در تدوین فیلم همکاری داشته­اند و برای فیلم "شبکه اجتماعی" هم موفق به دریافت جایزه اسکار شده بودند. در پایان اگر برای جمع­بندی بخواهم مطلبی بنویسم، مطمئنا این فیلم را با برچسب فینچر خواهم خواند. این فیلم اقتباسی جذاب و دردناک از یکی از شاهکارهای دنیای ادبیات بود. با اینکه در مجموع کیفیت نسخه سوئدی فیلم بهتر بود ولی با ریسک بزرگ اما موفقیت آمیزی که فینچر کرد، به نظرم این فیلم ارزشمند می­شود. او با این فیلم پرچم هالیوود را در سینمای اروپا برافراشت و بار دیگر خود را، این بار با طعم سردِ خون اثبات کرد.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  Logo1.png
مشاهده: 2424
حجم:  7.4 کیلو بایت

    حواشــــی فیلـــم:

    بازیگرانی مانند Carey Mulligan, Ellen Page, Kristen Stewart, Natalie Portman, Mia Wasikowska, Keira Knightley, Anne Hathaway, Olivia Thirlby, Emily Browning, Eva Green, Scarlett Johansson, Sophie Lowe, Sarah Snook, Lea Seydoux, Emma Watson, Evan Rachel Wood and Katie Jarvis برای نقش لیزبت در نظر گرفته شده بودند که بعضی خود از پذیرش نقش سرباز زدند و بعضی را استودیو رد کرد. در این بین می­توان به اسکارلت جوهانسن اشاره کرد که فینچر او را به دلیل زیادی جذاب (Hot) بودن و جنیفر لارنس را برای اینکه زیادی قد بلند است کنار گذاشت و در نهایت این نقش به Rooney Mara رسید.
    برای نقش میکائیل نیز بازیگرانی چون Joohnny Deep, Brad Pitt and George Clooney در نظر گرفته شده بودند که این نقش نهایتا به Daniel Craig رسید.
    دنیل کرگ نیز در ابتدا برای ایفای نقش جیمز باند در فیلم "اسکای فال" بازی در این فیلم را رد کرد ولی بعدا با استودیو به توافق رسید.
    در زمان فیلم برداری، عوامل فیلم متوجه شدند که دختر بازیگر نقش میکائیل در نسخه سوئدی فیلم، در همان رستوران مشغول به کار است.
    این فیلم در سردترین زمستانِ سوئدِ ۲۰ سال اخیر فیلمبرداری شد.
    دنیل کرگ برای این نقش اضافه وزن داشت تا به بدن یک روزنامه نویس شبیه­تر باشد تا بدن جیمز باند.
    در سال ۲۰۰۸ Kathlrrn Kennedy که یکی از تهیه کنندگان فیلم مورد عجیب بنجامین باتن بود به فینچر پیشنهاد مطالعه کتاب­های استیگ لارسن را کرد و فینچر در جواب به او گفت که، هیچ­کس این فیلم را نخواهد ساخت و کتاب را نخواهد خواند.

    این فیلم در باکس آفیس در رتبه سوم قرار گرفت و در رتبه اول فیلم مأموریت غیر ممکن با بازی Michael Nyqvis که نقش میکائیل و در رتبه دوم فیلم شرلوک هُلمز با بازی Noomi Rapace، که نقش لیزبت را در نسخه سوئدی فیلم بر عهده داشتند، قرار گرفت.
    به علت شرایط آب و هوایی سوئد و تفییرات روشنایی روز، این فیلم در ۱۶۰ روز فیلمبرداری شد.
    بازیگری که در فیلم به لیزبت تجاوز کرد، بعد از تمام شدن سکانس، به علت ناراحتی خود را کل روز در اتاقش حبس کرد.
    با تشکر از فرخ FFKIA بابت گرافیک و پرنیان عزیز "parnian"بابت ویراستاری
    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  Logo1.png
مشاهده: 2424
حجم:  7.4 کیلو بایت
    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.
    تحلیل و بررسی از سهیل هوشیار
    ویرایش توسط FFKIA : 07-21-2013 در ساعت 19:20
    The Pianist, toxic, F-Gladiator و 14 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.

    آنان که میفهمند عذاب میکشند
    و آنان که نمیفهمند عذاب میدهند



  4. #3
    @dmin@ آواتار ها
    وضعیت : @dmin@ آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : May 2011
    محل سکونت : Autodesk Maya
    سن: 25
    نوشته ها : 34
    سپاس ها : 16
    سپاس شده 48 در 20 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 70 تاپیک

    پاسخ : Cwa.89- تحليل و بررسي فيلـــــــم دختری با خالکوبی اژدها (The Girl With the Dragon Tatoo)

    با تشکر از نقد جامع و خوبتون

    من اتفاقا این فیلم رو خیلی وقت بود میخواستم ببینم چند روز پیش دیدم ...
    برخلاف خیلی ها که میدیدم از این فیلم خوششون نیومده من اتفاقا خیلی دوسش داشتم ! کلا به نظر من فیلم های فینچر یه طعم و بوی خاصی دارن که خیلی باهاشون ارتباط برقرار می کنم ، به قول شما بوی سرد خون به علاوه فیلمبردای، تدوین و cgi خیلی ظریف، خوب و خاصی که توی فیلم های فینچر هست آدم رو به وجد میاره واقعا! این رو از همون دقایق ابتدایی تیتراژ میشه فهمید؛ تیتراژی که به هیچ وجه دوست نداری از دستش بدی

    راستی مشتاق هستم نسخه سوئدی اون رو هم ببینم اگر عنوانش رو بفرمایید دقیق
    شاید اینطوری بشه دقیق تر راجع بهش رای صادر کرد
    ADoLF به این پست علاقمند بوده است.
    همه عمر برندارم سر از این خَمار مستی
    که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی


  5. #4
    Che
    nell آواتار ها
    وضعیت : nell آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jun 2013
    محل سکونت : تهران
    سن: 27
    نوشته ها : 6
    سپاس ها : 1
    سپاس شده 6 در 3 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 94 تاپیک

    پاسخ : Cwa.89- تحليل و بررسي فيلـــــــم دختری با خالکوبی اژدها (The Girl With the Dragon Tatoo)

    با سلام, من این فیلمو سال گذشته دیدم از نظر من فیلم خوبی بود , همین که اسم دیوید فینچر به عنوان کارگردان رو یه فیلمی باشه خودش باعث میشه که آدم فیلم رو ببینه فینچر استاد کار کردن تو این سبکه ولی من احساس کردم که فیلم از نظر محتوایی نسبت به فیلمایی چون (se7en) و ( zodiac) و خصوصا هفت از قدرت مانور کمتری برخورداره! شاید برا این بوده که در فیلم هفت ادبیات قدرتمندتری پشت داستان قرار داشته. البته دوست داشتم به جای دنیل کریگ از بازیگر دیگه ای استفاده میکرد , البته این فقط نظر شخصی منه!!!! با فیلم هفت ارتباط بهتری برقرار کردم .
    ADoLF به این پست علاقمند بوده است.
    هرچه از دست میرود بگذار برود ... چیزی که به خواهش و التماس آلوده باشد هرگز نمیخواهم ...
    هرچه میخواهد باشد ... حتی زندگی ...

  6. #5
    ایــستاده مــردن ..
    ADoLF آواتار ها
    وضعیت : ADoLF آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : Tehran
    نوشته ها : 1,541
    سپاس ها : 3,447
    سپاس شده 2,143 در 951 پست
    یاد شده
    در 5 پست
    تگ شده
    در 486 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : Cwa.89- تحليل و بررسي فيلـــــــم دختری با خالکوبی اژدها (The Girl With the Dragon Tatoo)

    نقل قول نوشته اصلی توسط @dmin@ نمایش پست ها
    با تشکر از نقد جامع و خوبتون

    من اتفاقا این فیلم رو خیلی وقت بود میخواستم ببینم چند روز پیش دیدم ...
    برخلاف خیلی ها که میدیدم از این فیلم خوششون نیومده من اتفاقا خیلی دوسش داشتم ! کلا به نظر من فیلم های فینچر یه طعم و بوی خاصی دارن که خیلی باهاشون ارتباط برقرار می کنم ، به قول شما بوی سرد خون به علاوه فیلمبردای، تدوین و cgi خیلی ظریف، خوب و خاصی که توی فیلم های فینچر هست آدم رو به وجد میاره واقعا! این رو از همون دقایق ابتدایی تیتراژ میشه فهمید؛ تیتراژی که به هیچ وجه دوست نداری از دستش بدی

    راستی مشتاق هستم نسخه سوئدی اون رو هم ببینم اگر عنوانش رو بفرمایید دقیق
    شاید اینطوری بشه دقیق تر راجع بهش رای صادر کرد
    اگه کسی با کارهای قبلی فینچر آشنا باشه خیلی خوب میتونه با این فیلم ارتباط برقرار کنه
    چون انگار واقعا از همان ابتدا طلسم میشیم .. حالا بحث سر تیتراژ فیلم زیاده ولی به نظرم خیلی خوب بود.
    به نظرم فینچر دلش نیومد از این فیلم بگذره، به خاطر همین این ریسک بزرگُ کرد.
    چون این کتاب، قابلیت خوبی برای به تصویر کشیده شدن رو داره
    به هر حال از اهمیت تدوین فیلم هم نباید بگذریم.
    واقعا 158 دقیقه رو خیلی خوب تونستن جذاب کنن !
    نسخه سوئدی که سال 2009 اکران شد، با همین نام The Girl with the Dragon Tatto تو جهان اکران شد.
    ولی اسم اصلی فیلم تو سوئد این بود، Män som hatar kvinnor
    که به انگلیسی میشه، Men Who Hate Women
    این هم لینک نسخه سوئدی فیلم در Wiki و IMDB

    Verblendung (2009) - IMDb
    The Girl with the Dragon Tattoo (2009 film) - Wikipedia, the free encyclopedia

    راستی فکر میکنی فقط چون اسم فینچر پشت این فیلم بود جذب شدی ؟
    یغنی اگه یه کارگردانی که معروف نبود این فیلم رو ساخته بود هم همین احساس رو داشتی ؟!
    مرسی
    The Pianist و nell به این پست علاقمند بوده اند.

    آنان که میفهمند عذاب میکشند
    و آنان که نمیفهمند عذاب میدهند


  7. کاربر روبرو از پست مفید ADoLF سپاس کرده است .


  8. #6
    Crysis Man آواتار ها
    وضعیت : Crysis Man آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2013
    سن: 33
    نوشته ها : 1
    سپاس ها : 0
    سپاس شده 2 در 1 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 12 تاپیک

    پاسخ : Cwa.89- تحليل و بررسي فيلـــــــم دختری با خالکوبی اژدها (The Girl With the Dragon Tatoo)

    با سلام, فیلم خیلی خوبی بود و من از دیدنش لذت بردم, فیلمایه فینچر همیشه عالیه. با تشکر از دوستان. در ضمن من همین الان عضو سینما سنتر شدم . خیلی هم خوشحالم.
    1CHAMPION, smgh470 و ADoLF به این پست علاقمند بوده اند.

  9. 2 کاربر از پست مفید Crysis Man سپاس کرده اند .


  10. #7
    ایــستاده مــردن ..
    ADoLF آواتار ها
    وضعیت : ADoLF آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : Tehran
    نوشته ها : 1,541
    سپاس ها : 3,447
    سپاس شده 2,143 در 951 پست
    یاد شده
    در 5 پست
    تگ شده
    در 486 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : Cwa.89- تحليل و بررسي فيلـــــــم دختری با خالکوبی اژدها (The Girl With the Dragon Tatoo)

    نقل قول نوشته اصلی توسط nell نمایش پست ها
    با سلام, من این فیلمو سال گذشته دیدم از نظر من فیلم خوبی بود , همین که اسم دیوید فینچر به عنوان کارگردان رو یه فیلمی باشه خودش باعث میشه که آدم فیلم رو ببینه فینچر استاد کار کردن تو این سبکه ولی من احساس کردم که فیلم از نظر محتوایی نسبت به فیلمایی چون (se7en) و ( zodiac) و خصوصا هفت از قدرت مانور کمتری برخورداره! شاید برا این بوده که در فیلم هفت ادبیات قدرتمندتری پشت داستان قرار داشته. البته دوست داشتم به جای دنیل کریگ از بازیگر دیگه ای استفاده میکرد , البته این فقط نظر شخصی منه!!!! با فیلم هفت ارتباط بهتری برقرار کردم .
    سلام ..
    مشخصا نام فینچر میتونه برگ برنده ای واسه توصیه فیلم به دیگران باشه
    همین که بگی فینچر یه فیلم جنایی دیگه ساخته، باعث میشه بیننده ترغیب به دیدن فیلم بشه
    موافقم که فیلم Seven خیلی بهتر از این فیلم بود.
    ولی به خیلی دلایل دوست ندارم این دو فیلم رو با هم مقایسه کنم.
    یک اینکه 16 سال اختلاف بین این دو فیلم هست. نوع نگاه بیننده تو این 16 سال خیلی خیلی عوض شده
    دهه 90 سراسر فیلم های درام فوق العاده بود .. ولی چند سال منتهی به سال 2011 به هیچ عنوان قابل مقایسه با اون زمان نیست.
    جنایتی که در این فیلم دیدم رو خیلی وقت بود در فیلم های سینمایی احساس نکرده بودم.
    در این سینمای سه بعدی و جلوه های ویزه ی با ارزش تر از فیلمنامه، وجود چنین اقتباس هایی خیلی ارزشمنده
    جایگاه دو فیلم برابر نیست .. به هیچ عنوان !
    ولی موافقم که در کل فیلم Seven خیلی بهتر بود.
    اما در مورد دنیل کرگ، مخالفم با شما
    به نظرم دنیل کرگ خیلی خیلی عالی بود. با چهره سرد و مرموزی که داره خیلی مناسب این نقش بود.
    مثلا انتخاب های دیگه فینچر که برد بیت و جرجیو کلونی و جانی دپ بودن، اصلا به درد این نقش نمیخوردن
    اتفاقا من این نقش دنیل کرگ رو بهتری نقش اون میدونم .. البته با توجه به 6-5 فیلمی که کلا از او دیدم.
    مرسی
    nell به این پست علاقمند بوده است.

    آنان که میفهمند عذاب میکشند
    و آنان که نمیفهمند عذاب میدهند


  11. #8
    INTER MILAN
    Don Corleone آواتار ها
    وضعیت : Don Corleone آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Apr 2011
    محل سکونت : ساوه
    سن: 32
    نوشته ها : 1,080
    سپاس ها : 3,778
    سپاس شده 2,939 در 843 پست
    یاد شده
    در 3 پست
    تگ شده
    در 849 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : Cwa.89- تحليل و بررسي فيلـــــــم دختری با خالکوبی اژدها (The Girl With the Dragon Tatoo)

    ممنون از تحلیل خوب و زیبا و البته با بیان شیوا
    خیلی سوال ها در ذهنم ایجاد شد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط ADoLF نمایش پست ها
    در سال ۲۰۰۸ Kathlrrn Kennedy که یکی از تهیه کنندگان فیلم مورد عجیب بنجامین باتن بود به فینچر پیشنهاد مطالعه کتاب­های استیگ لارسن را کرد و فینچر در جواب به او گفت که، هیچ­کس این فیلم را نخواهد ساخت و کتاب را نخواهد خواند.
    چرا فینچر با خوندن رمان خودش به نتیجه نرسیده بود که می تونه یک شاهکار دست اول را خلق کنه؟ و حتما بعد از دیدن فیلم و به نظرم کار از اقتباس گذشت و یک کپی برداری با زبان انگلیسی انجام شد چرا باید فینچر اعتبار خودش را با کپی کردن یک فیلم موفق سوئدی زیر سوال ببرد؟


    نقل قول نوشته اصلی توسط ADoLF نمایش پست ها
    بازیگری که در فیلم به لیزبت تجاوز کرد، بعد از تمام شدن سکانس، به علت ناراحتی خود را کل روز در اتاقش حبس کرد.
    فکر می کنم تمام صحنه های اینچنینی در هالیوود به صورت نمایشی باشد و واقعیتی در کار نباشد و چه دلیلی دارد که بازیگر عذاب وجدان بگیرد؟؟؟
    ADoLF به این پست علاقمند بوده است.

  12. کاربر روبرو از پست مفید Don Corleone سپاس کرده است .


  13. #9
    Che
    nell آواتار ها
    وضعیت : nell آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jun 2013
    محل سکونت : تهران
    سن: 27
    نوشته ها : 6
    سپاس ها : 1
    سپاس شده 6 در 3 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 94 تاپیک

    پاسخ : Cwa.89- تحليل و بررسي فيلـــــــم دختری با خالکوبی اژدها (The Girl With the Dragon Tatoo)

    من اصلا نگفتم که برد پیت یا جورج کلونی یا جانی دپ به درد این فیلم میخوردن!!! و قطعا فینچر اینقدر باهوش و باتجربه هست که بدونه باید چیکار کنه!! و حتما همه جوانب رو در نظر گرفته که کریگ رو انتخاب کرده, من نظر شخصی خودم رو گفتم که زیاد با دنیل کریگ نمیتونم ارتباط برقرار کنم در سری فیلمایه باند هم همینطور, پیرس برازنان با اون چهره در عین مهربونی و وقار ولی بسیار باهوش کجا , و دنیل کریگ به قول شما سرد کجا!!!!! در ضمن خوشحالم که قبول کردین نام خود کارگردان خیلی در استفبال فیلمش توسط مردم مهمه فیلم se7en در کل خیلی قویتر و خوش ساخت تر از دختری با...... بود , البته اصلا برا بازیگراش نمیگم خود فیلم رو میگم , فکر کنم خود آقای فینچر هم با من هم عقیده باشه!!!!!! مرسی.

  14. #10
    ایــستاده مــردن ..
    ADoLF آواتار ها
    وضعیت : ADoLF آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : Tehran
    نوشته ها : 1,541
    سپاس ها : 3,447
    سپاس شده 2,143 در 951 پست
    یاد شده
    در 5 پست
    تگ شده
    در 486 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : Cwa.89- تحليل و بررسي فيلـــــــم دختری با خالکوبی اژدها (The Girl With the Dragon Tatoo)

    نقل قول نوشته اصلی توسط Don Corleone نمایش پست ها
    ممنون از تحلیل خوب و زیبا و البته با بیان شیوا
    خیلی سوال ها در ذهنم ایجاد شد.


    چرا فینچر با خوندن رمان خودش به نتیجه نرسیده بود که می تونه یک شاهکار دست اول را خلق کنه؟ و حتما بعد از دیدن فیلم و به نظرم کار از اقتباس گذشت و یک کپی برداری با زبان انگلیسی انجام شد چرا باید فینچر اعتبار خودش را با کپی کردن یک فیلم موفق سوئدی زیر سوال ببرد؟



    فکر می کنم تمام صحنه های اینچنینی در هالیوود به صورت نمایشی باشد و واقعیتی در کار نباشد و چه دلیلی دارد که بازیگر عذاب وجدان بگیرد؟؟؟

    سلام علی جان
    در مورد سوال اولت، فکر کنم که فینچر اصلا کتاب رو نخونده بود !
    یعنی وقتی بهش پیشنهاد شد، بعد از توضیح مختصری از داستان کتاب، فینچر گفت که
    این کتاب رو هیچکس نخواهد ساخت.
    ولی فکر کنم بعد از دیدن نسخه سوئدی، نظرش به کلی عوض شد.
    حالا تو که میگی این فیلم یک کپی برداری از نسخه سوئدی هست، نسخه سوئدی رو دیدی ؟!
    چون اینطور که من دیدم، این فیلم نه شبیه به نسخه سوئدی بود، نه حتی شبیه به کتاب !
    درسته درون مایه فیلم وجه اشتراک زیادی با دو منبع قبلی داشت، ولی واقعا بدنه اصلی این فیلم رو
    خود فینچر با هنرنمایی استیو زیلیان که فیلمنامه نویس این فیلم بود، از نو ساخت.

    اما در مورد سوال دومت باید بگم که، مطمئنا این صحنه ها نمایشی است
    ولی تاثیری که تو بازیگر میذاره خیلی بیشتر از این حرفاست.
    یادمه وقتی داشتم پشت صحنه فیلم جدایی رو میدیدم، اون سکانسی که پیمان معادی پدرش در فیلم
    رو تو حموم میخواد تمیز کنه، محمد کلاری که یکی از بهترین فیلمبرداران سینمای ماست، در حین فیلمبرداری
    داشت بی صدا اشک میریخت ..
    حالا اون فیلم بردار بود و این بنده خدا خودش بازیگر مقابل !
    فکر کنم تاثیر زیادی باید روش گذاشته باشه

    مرسی از حضورت
    لطف کردی
    smgh470, vahabhero75 و Don Corleone به این پست علاقمند بوده اند.

    آنان که میفهمند عذاب میکشند
    و آنان که نمیفهمند عذاب میدهند


  15. 2 کاربر از پست مفید ADoLF سپاس کرده اند .


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: 05-29-2015, 14:48
  2. ترجمه نقد فیلم Cwr.22- نقد و بررسی فیلم The Girl with the Dragon Tattoo توسط جیمز برادینلی(ترجمه اختصاصی)
    توسط ScarFace در انجمن نقــدهای معتبر جهانی (اختصاصی)
    پاسخ ها: 34
    آخرين نوشته: 07-22-2012, 19:26
  3. پوسترهای فیلم دختری با خالکوبی اژدها (The Girl with the Dragon Tattoo)
    توسط 1CHAMPION در انجمن پــوستــرهـای فیــلم هــای تــا ســال 2011
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 11-04-2011, 10:27
  4. فیلم جدید فینچر، Dragon Tattoo (اختصاصی سینماسنتر)
    توسط Backstreetboy در انجمن اخـــبار سينماي جهان (اختصاصي)
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: 08-28-2011, 00:05

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •