سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh Swa.18- نتیجه گیری نهایی از وقایع فصل ششم لاست (Final Result) - صفحه 2

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 26
نمایش شاخه ای16علاقمندی ها

موضوع: Swa.18- نتیجه گیری نهایی از وقایع فصل ششم لاست (Final Result)

  1. #1
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 40
    نوشته ها : 7,614
    سپاس ها : 11,330
    سپاس شده 25,838 در 4,621 پست
    یاد شده
    در 59 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    Swa.18- نتیجه گیری نهایی از وقایع فصل ششم لاست (Final Result)

    با سلام خدمت همه دوستان و علاقمندان سريال زيباي لاست.
    فصل ششم و نهايي لاست نيز به پايان رسيد. در مدت پخش فصل نهايي اين داستان با تحليل هاي هفته به هفته لاست در خدمت دوستان بوديم. همان طور كه شاهد بوديد تحليل فصل نهايي بدون نتيجه گيري به پايان رسيد.
    با توجه به اتمام داستان به نظر ميرسيد كه نتيجه گيري نهايي و جمع بندي داستان باید كل فصل ششم را شامل شود، زيرا كه ديگر نه داستاني مانده است و نه رازی بر ملا خواهد شد.
    اين بود كه همان طور كه قول داده بودم، در يك جمع بندي كلي و البته از ديدگاه شخصي خودم و با توجه به تحليلهاي انجام شده, فصل نهايي لاست را جمع بندي کرده و از آن نتيجه خواهم گرفت.
    دوستان توجه داشته باشند كه اين تعبير شخصي من از وقايع داستان است و ممكن است كه هر كس از اين ديدگاه برداشت خاص خود را داشته باشد.
    و اما نتيجه داستان در فصل ششم...


    لاست ...

    فصل ششم لاست در حالي به پايان رسيد كه سازندگان تلاش داشتند حداكثر رازهاي داستان را در اين فصل رمز گشايي كنند و پاسخ هاي در خوري براي سوالات بيشمار داستان داشته باشند.
    داستان با بازگشتي به پايان فصل پنجم داستان شروع شد، فصلي كه در انتهاي آن بنا بود با انفجار هيدروژني همه چيز از نو آغاز شود و به گفته دانيل فارادي تمام اتفاقات رخ داده در طول چند فصل براي قهرمانان داستان از بين رفته و آنها را در فرودگاه لوس آنجلس ببينيم. با آخرين ضربه هاي ژوليت به بمب هيدروژني، به ظاهر همين اتفاق مي افتاد. در ادامه داستان شاهد حضور جك در هواپيما و ادامه اتفاقات در سال 2004 هستيم.

    سير حوادث در فصل ششم وضعيتي پرشتاب دارد، علت اين شرايط كاملا مشخص است. داستان در فصل ششم به پايان خواهد رسيد و اتفاقات فصل ششم بايد بر مبناي 3 اصل كلي ادامه پيدا كند.
    اول، ادامه داستان از فصل پنجم و ادامه داستان پردازي.
    دوم، رمز گشايي مسائل داستان كه در فصول گذشته شكل گرفت.
    سوم، برنامه ای که بتواند پایان مناسبي را برای لاست رقم بزند.

    با همين نگاه سازنده به سرعت به سراغ موضوعات متني جزيره ميرود، ميبينيم كه در همان اپيزود اول موفق به ديدن ساختمان معبد ميشويم. ساختماني كه به نظر ميرسد به نوعي مركزيتي بر ديگر وقايع جزيره دارد. معبد به شكلي مشخص، محليست براي نمايش مليتها در جزيره و ما شروع اين حركت را در فصول گذشته توسط نمايش بناهاي ملل در جزيره ديده بوديم.
    اما شروع حركت سازنده را به سمت پايان در همين بخش ميتوان ديد. نمايش معبد به عنوان محلي براي عبادت و كرنش و از سويي ديگر اشاره به وجود چشمه اي در جزيره كه خاصيت حيات بخش دارد، در همان اپيزود ابتدايي بيينده را وارد يك قالب جديد ميكند. قالبي كه تا فصل پنجم از آن كمتر مطلع شده بود.
    خيلي زود ماجرا از اين هم فراتر ميرود، در اپيزودهاي 3،4 و 5 با نيرويي ديگر در جزيره آشنا ميشويم. نيرويي كه پيش از ‌آن فقط از ماهيت فيزيكي و دود شكل او مطلع بوديم.
    آشنايي بيشتر با ذات هيولا و اشاره هاي مشخصي كه در مذاهب به هيولا شده است، بخشي ديگر از اين زمينه سازي گسترده در فصل ششم داستان است. بيننده با ديدن دود سياه تلقي شخصي خود را از آن دارد، اما در فصل پنجم متوجه شديم كه بنجامين لاينوس از كلمه هيولا براي ناميدن اين موجود استفاده كرد. به نظر ميرسد كه سازنده به درستي نتوانسته مفهوم وجود هيولا را به بيننده منتقل كند و همين باعث ميشود كه در فصل ششم پرداخت هاي بيشتري بر روي ماهيت هيولا شكل بگيرد.
    با اتفاقاتي كه در پايان بندي فصل پنجم رخ داد، ديديم كه MIB به عنوان دشمن ناشناخته جيكوب، موفق به نابودي او از طريق بنجامين لاينوس شد و همچنين ديديم كه قوانيني در جزيره وجود داشت كه به خاطر وجود آنها خيلي از مسائل دچار محدوديت بود. MIB به عنوان مهمترين دشمن جيكوب در جزيره، به دليل وجود همين قوانين، مجبور به تحمل مصائب مختلفي است تا بتواند جيكوب را به قتل برساند.
    حال بايد هيولا و MIB را يك موجود واحد فرض كنيم و از اين تلفيق عنصر جديدي به وجود مي آيد كه داستان هم مشخصا بر روي آن تاكيد دارد.

    عنصر شر داستان بناست كه همين موجود باشد. البته وقتي هم در فصول گذشته به عملكردهاي مختلف او نگاه ميكنيم، در ميبابيم كه تلقي شر، از اين موجود چندان بيراه هم نيست. او موجودي فريبكار است و در كل داستان بارها و بارها شاهد نابودگري او هستيم. هيولا در جزيره در حركت است، او ميكشد، فريب ميدهد و مريض ميكند و در مواقع لازم به زير پوسته افراد آشناي جزيره كه مرده اند فرو ميرود و شر پراکنی میکند.

    زماني كه در اپيزود ششم اين شرارت به اوج ميرسد، ميبينيم كه او دست به قتل عام كليه آدمهای بازمانده در معبد ميزند، معبدي كه حتي رهبر آن دوگان هم برگزيده خود جيكوب است.
    از طرفي در اپيزودهاي 4 و 5 با مفهوم داوطلب آشنا ميشويم و پا به عرصه مصلحت ميگذاريم. داوطلبي كه بايد پا جاي پاي جيكوب بگذارد و بدل به يك جايگزين براي او شود.
    اكنون با اين كه تا حدود زيادي از ماهيت شر داستان باخبر شده ايم اما هنوز نميدانيم كه قطب روبرويي اين شر چه خواصي دارد.
    چيزي كه در اين ميان كاملا به چشم مي آيد، حركت اين افراد در قالب يك سرنوشت از پيش تعريف شده است. سرنوشتي كه تا اين جاي كار، جيكوب طراح اصلي آن بوده است اما دلايل آن به خوبي مشخص نيست. ميدانيم كه جيكوب در طي ساليان دراز اين افراد را تحت نظر داشته و مسير زندگي عادي ايشان را به خواست خود تغيير داده است و از طرفي ميدانيم كه اين تغييرات با هدف رسيدن به جزيره و قرار گرفتن در مسند محافظت از جزيره صورت گرفته است.
    محافظت از جزيره نيز در نوع خود مفهوم مذهبي ديگري است، زماني كه با ماهيت آن بيشتر آشنا ميشويم و درك ميكنيم كه محافظت در حقيقت چه معنايي دارد، ميتوان بهتر درباره معاني اي كه اين محافظت براي بيننده ايجاد ميكند فكر كرد.

    رازها و معماهای لاینحل!!

    سازنده در فصل ششم تلاش ميكند كه رازهاي داستان را يك به يك بگشايد. اما به نظر اين نگارنده، پاسخها اغلب با سوالات مناسبت ندارد. براي اين كه بيشتر به مفهوم اين گفته پي ببريد، بايد به معماهاي اصلي داستان اشاره كرد، معماهايي كه از فصل يكم داستان مطرح بوده است و در فصل ششم سعي ميشود تا براي آنها پاسخي بيان شود.

    1- حضور كشتي بلك راك در وسط جزيره.
    2- زمزمه هاي مرموز در ميان جنگل.
    3- دليل شكستن مجسمه باستاني.
    4- ماهيت اصلي دود سياه.
    5- مبناي نيروي الكترومغناطيس جزيره.
    6- دليل حضور افراد دارما و چگونگي ورودشان به جزيره.
    7- علت طول عمر ريچارد.
    8- ماجراي آن خاكستر آبي رنگ دور معبد.



    اينها معماهايي است كه در فصول قبلی تعريف شده بود و انتظار ميرفت كه در فصل شش به آنها پاسخهاي منطقي و در خوري داده شود. اما زماني كه از اپيزود نهم فصل ششم، پاسخ گويي ها شروع ميشود، ميبينيم كه پاسخها به شدت غير متعارف است.
    نمونه بارز اين نوع پاسخ گويي را ميتوان در رمزگشايي حضور كشتي بلك راك در جزيره و يا شكستن مجسمه ديد.
    در تحليلها كاملا به اين موضوع پرداخته شده است و دلايل يك به يك بررسي شده است. اتفاقات ديگري كه در اين اپيزود مي افتد، همه و همه نشانگر از افتادن ماجرا به يك مسير كاملا مذهبي دارد.
    جيكوب به عنوان محافظ باستاني جزيره، اين محل را مكاني ميداند كه حائل بين جهنم و يا شر مطلق و دنياي انسانهاي آزاد است، مثال استثنايي چوب پنبه، در اين مورد كاملا گوياست. جيكوب داراي قدرتهاي منحصر به فرديست و از جمله ميتواند به ريچارد عمر جاودان ببخشد. بدين ترتيب معماي عمر ريچارد هم حل ميشود.
    معماهاي بسيار ديگري هم به همين ترتيب به شكل ذهني بايد حل شوند. در جزيره مابين خيلي از طرفها و محلها قوانيني وجود دارد و هيچ گاه نه به نوع قانون آن اشاره ميشود ونه دليل وجودش را كشف ميكنيم.
    به عنوان مثال ميبينيم كه بين رهبران جزيره قانوني است كه نمي توانند همديگر را بكشند. در جاي ديگر ميبينيم كه دودسياه نميتواند به طور مستقيم جيكوب را بكشد. یا اینکه دود نميتواند داوطلبين را بكشد يا نميتواند از خط دور معبد رد شود و دوگان را بكشد،این که قادر به کشتن ریچارد نیست و یا حتی میبینیم که جیکوب هم خود دچار معذوریتهای دیگری است.
    از اين دست قوانين كه در فصلهاي گذشته هم ديده بوديم در داستان فراوان ديده ميشود، اما تقريبا به دلايل وجودي هيچ كدام از آنها اشاره اي نميشود. اغلب اين قوانين نشات گرفته از بنياد مذهبي داستان است. بنيادي كه در فصل ششم همه چيز را تحت شعاع خود قرار ميدهد و با سرعتي هر چه تمام تر به پاياني مذهبي تر نزدیک میشود.

    مرثیه ای برای علم!!

    در مباحث قبل از فصل پنجم و همچنين تحليلها و تاپيكهاي مختلف بارها و بارها گفتم كه داستان لاست مدتهاست كه ديگر راه حل علمي ندارد. داستان از زماني كه در پايان فصل چهارم به وادي انتقال جزيره افتاد و يا وقتیكه در فصل پنجم با كلي كشمكش در عرصه بازي با زمان به ورطه هولناك شوخي با علم فيزيك افتاد، ماهيت علمي خود را از دست داده بود.
    حسين، من و چندين نفر از دوستان ديگر، سعي كرديم با آوردن دلايل علمي و يا دقيق شدن در آنچه در حال اتفاق بود، داستان را براي خودمان توجيه كنيم. اما حقيقت اين است كه توجيهي وجود نداشت.
    اكنون ميبينيم كه نويسندگان داستان و سازندگان سعي ميكنند كه با پايان يافتن داستان به نوعي اين پايان بندي را بزرگتر از چيزي كه بود جلوه دهند.
    به نظر ميرسد كه سازندگان حتي در اين راه هم موفق نيستند. زيرا داستان در ابعادي معماي حل نشده از خود باقي گذاشته كه با تعبيرات ماورايي هم خيلي از آنان لاينحل ميمانند.
    به نظر من نويسندگان كه تا مراحل انتهايي فصل سوم در جذب بيننده، تعريف معما، ايجاد كشش در داستان و خلق روابط آدمها, هنرمنداني چيره دست به نظر ميرسيدند، با شروع فصل چهارم كليه خواص خود را به يكباره از دست ميدهند و اين درست زماني است كه پاي جيكوب به شكل ناديده اما حاضر در اتفاقات جزيره به داستان باز ميشود.
    اين تاثير آنقدر مهم است كه در همان ابتداي كار در فصل چهارم شاهد جدايي دو گروه از آدمهاي داستان و تفرقه بنيادي در ماجرا هستيم. ميدانيم كه اين تفرقه در ادامه شرايط را بدتر ميكند. زيرا با پايان فصل چهارم و انتقال جزيره، دچار شوكي شدید ناشي از واقعه اي عجيب و ماورايي ميشويم.
    داستان در فصل پنجم، آنقدر گرفتار حل اين انتقال عجيب است كه مجبور ميشود براي توجيه كردن آن در گروه نويسندگانش از تعدادي فيزيكدان نيز استفاده كند. دانيل فارادي هم با هدف توجيه كردن اتفاقاتي از همين دست به شكل يك دانشمند فيزيك و با قابليتهاي خاص در زمان پا به عرصه داستان ميگذارد.
    اما خود فارادي نيز نميتواند مدت زيادي دانشمند بماند. او در فصل پنجم در زماني كه نويسندگان با ايجاد فلاشهاي زماني سعي در شناساندن تاريخ جزيره و رسيدن به يك سري نكات جديد دارند، كاملا قافيه را به ماوراء ميبازد. دانيل فارادي كه در فصل چهارم به ثابت قائل است در فصل پنجم در گرداب متغيرها مي افتد و همين مسئله سرنوشت داستان را در فصل پنجم اسير مشكل هاي ديگري ميكند.
    مشكلاتي كه باعث ميشوند دانيل كاملا قواعد فيزيك را به كناري بياندازد و تصور كند كه با انفجار بمب ميتوان تغييری ايجاد كرد.
    نويسندگان براي اين بخش از ماجرا هم هيچ توجيهي ندارند و به همين جهت در فصل ششم سرنوشت اهالي دارما مختوم و سربسته ميماندُ و به اين ترتيب هيچ گاه نميفهميم كه ماجراي دارما چه بود. دارما كه خود در جزيره طراح مسائل و معماهاي ديگري بود، به يكباره از داستان حذف ميشود و اين درست زماني است كه نويسندگان علم را در كل ماجرا به كنار گذاشته اند.
    اين دقيقا اتفاقي بود كه نويسندگان لاست يك فصل را بر سر آن تباه كردند، بحث بر سر اين كه آيا ميتوان براي اين ملغمه اي كه ساخته شده توجيه علمي آورد يا خير.
    اما ميدانيم كه در انتهاي فصل پنجم تمام اين مباحث به هيج نتيجه اي نرسيد و در پايان تصميم ديگري اتخاذ شد.
    تصميمي كه در آن جيكوب حرف اول را ميزد و بحث سرنوشت سازي را مطرح ميكرد. اپيزودهاي پايان فصل پنجم، آينه تمام نماي شكستهاي نويسندگان در فصل پنجم است و در حقيقت قبول همين شكست است كه منجر ميشود به ساخته شدن فصلي جديد. "فصل ششم" هم ساخته ميشود.
    در فصل ششم همان طور كه گفته شد، شروع داستان با تغيير 180 درجه اي نويسندگان و رويكرد عمومي آنها به سمت مذهب است. رويكردي كه ديگر دست از علم شسته و كاملا در مسير مذهب قرار گرفته است.
    بنا بر همين الگو بايد شرايط را به نحوي پيش برد تا بتواند جوابگوي پاياني مذهبي براي داستان باشد.
    بنابراين از همان اپيزود اول فلش سايدها خلق ميشوند. دنياي كناري كه به انتهاي فصل پنجم و پروژه محكوم به شكست انفجار هيدروژني چسبيده است، اما در حقيقت یک فریبا است و قرارست که يك غافلگيري را بیافريند.
    داستان در اپیزود نهم, بیش از پیش ماهیت خود را آشکار میکند و بیننده در اینجا بیشتر میتواند درک کند که در حال دیدن چه چیزی است.
    وقايع بعد از اپيزود نهم، درحالي ادامه پيدا ميكند كه ديگر ميدانيم كه با يك سمت خوب و يك سمت بد در داستان مواجهيم. در سمت خوب افرادي قرار دارند كه توسط جيكوب براي جايگزيني خودش انتخاب شده اند و در طرف بد يك فرد شرير قرار گرفته، فردي كه قصد دارد از جزيره خارج شود.
    در اپيزود نهم فصل ششم تعریفی ايجاد ميشود که با بررسي آن بناست كه بیننده به نتيجه برسد كه دودسياه موجود شر داستان است. اما ترديدها از همين جا شروع ميشود. MIB به ريچارد در همين اپيزود ميگويد كه انسانيتش به خاطر جيكوب از دست رفته و آن مرد مستحق نابودي است و بايد از جزيره خارج شد.
    با اين تلقي بيشتر بر روي اعمال و رفتار MIB تمركز ميكنيم. به نظر ميرسد كه او بايد به دلايل ديگري طرف شر داستان باشد. اما خوب هر چه بيشتر از ماجرا ميگذرد، بيشتر به اصل شر بودن او شك ميكنيم.
    اتفاقات بين اپيزود 9 تا 15 در دو جهت ادامه دارد. از جهتي زمينه سازي آنچه در پايان بندي به نمايش در خواهد آمد و از سويي ديگر مسيري كه قرار است به محافظت يكي از داوطلبان بیانجامد.
    در ميان همين اپيزودهاست كه به نظر میرسد يك سري ديگر از رازهاي داستان افشا شود و بيننده در جريان چند و چون آنها قرار بگيرد. اما اين كشف مرموز بيشتر به سردرگمي بيننده منجر ميشود زيرا با هر معمايي که حل میشود، معمايي عجيب تر به وجود مي آيد.

    يكي از مهمترين اين معماها، موضوع زمزمه هاي داخل جزيره است، زمزمه هايي که از فصل اول هميشه به آن توجه ميكرديم و با اين كه حتي كلمه به كلمه اش در سايت ترجمه شده بود، جوابي برايش نداشتیم.
    معماي زمزمه ها زماني كه حل گشت، متوجه شديم كه اين داستان ديگر نخواهد توانست به علم وفادار بماند. زيرا اكنون در جزيره ارواحي بودند كه سالها بود در جزيره گرفتار شده بودند. جزيره مانند برزخي شده بود كه ارواحي هشدار دهنده در آن وجود داشتند که سعي در روشن كردن ذهن حادثه ديدگان داشتند و اين مفهوم خواه و ناخواه يك حركت غیرعلمي بود.
    اما مسئله تنها اين نيست. موضوع اين بود كه در ادامه سرنوشت آدمهاي زمزمه گر هم روشن نشد و در پايان ديديم كه اينها هم مانند خيلي ديگر از مسائل لاينحل به فراموشي سپرده شدند.

    حذف و استثنا!!

    اما یک روال مهمتر در داستان وجود داشت که نویسندگان در فصل ششم زمان زیادی را صرف آن کردند. با توجه به تغییر حرکت علمی داستان به حرکت مذهبی اکنون قهرمان اول لاست هم باید تغییر رویه میداد.
    داستان همه هم و غم خود را گذاشت تا بتواند مرد علم داستان را به مرد اعتقاد تبدیل كند. مرد علم هم آنچنان در علم گرايي خود محكم به نظر نميرسيد؛ همان طور كه مرد اعتقاد داستان هم آنچنان بر اعتقاد خود ثابت قدم نماند.
    اگر دقت كرده باشيد از ميان همين تغييرات دائمي نويسندگان داستان مفهوم هايي خلق شد كه خيلي از بينندگان را در اين مدت درگير كرد، يكي از بزرگترين اين مسائل داستان مردي بود كه در ابتدا معتقد ترين مرد داستان محسوب ميشد.

    اما جالبترين مسئله پيرامون جريان استثنايي بودن جان لاك در همان زماني شكل گرفت كه سازنده مصمم شد تا براي داستانش توجيه علمي پيدا كند. بار ديگر به گذشته باز ميگرديم. به بخشهاي انتهايي فصل سوم داستان. جايي كه تمام ايده هاي ناب سازندگان به انتها رسيد و احساس شد كه بايد پاياني براي ماجرا پيدا كرد.
    از همين زمان به نظر من گردشي بزرگ در داستان رخ داد. نويسنده تصميم گرفت كه مرد استثنايي داستان ديگر استثنايي نباشد، چون او قصد داشت كه براي پايان بندي از مبناهاي علمي استفاده كند و اين روال با امتداد داستان در فصل چهارم معني بيشتري پيدا كرد.
    با انتهاي داستان، در فصل چهارم و انتقال جزيره توسط بنجامين لاينوس ديگر علم از زمين و زمان به داخل داستان هل داده ميشد. نويسندگان هر لحظه مفهوم جديدي مي آفريدند و سعي ميكردند آنرا با علم معني كنند. داستان در اين فصل مورد توجه دانشمندان فيزيك هم قرار گرفت و تصور اين بود كه نويسندگان لاست قصد دارند به مايكل كرايتون ديگري بدل شوند و در انتهاي كار معماهاي عجيب و غريب داستان را با تئوري هايي مانند جهان موازي و يا كرم چاله ها مفهوم ببخشند.
    ميزان اميدواري به پايان علمي به حداكثر رسيده بود و شايد ديگر كمتر نيازي به مردي بود كه قرار بود استثنايي باشد. داستان خواسته و يا ناخواسته تمام خواص را يكي يكي از جان لاك سلب كرد و در فصل پنجم تصميم گرفت كه او را فداي باور بقيه اجزا داستان كند.
    اما اجزايي كه بايد ماجرا را باور ميكردند در بيرون از جزيره و در جايي كه قرار است همه چيز رنگ و بوي علمي داشته باشد به محلي به نام ايستگاه تير چراغ برق میروند.
    اين ايستگاه در واقع آخرين تلاش بخش علم گرای داستان بود براي آنكه شايد بتواند معني جديدي به داستان ببخشد. اما به نظر ميرسيد كه اين تئوري هم منجر به شكست ديگريست، تئوري اي كه ميخواست حضور جزيره در جهان را از ديد دانشمندان مفهوم ببخشد.
    با همين تلقي ما در اين فصل اتفاقات ديگري را هم شاهد هستيم.
    حضور ارتش آمريكا در سال 1954 در جزيره و تلاش براي تست بمب هيدروژني و امكان حركت در زمان به عقب و جلو كه در صورتي كه پرداخت درستي شده بود ميتوانست ايده هاي انقلابي را در بر داشته باشد. و يا همين ايستگاه تيرچراغ برق و سلف آن در جزيره يعني ايستگاه سوان.
    در ميانه راه فصل پنجم جان لاك مقتول شد و در پايان آن و در زمانيكه همه تصور ميكردند در حال دیدن جان لاكي استثنايي هستند كه بر همه چيز جزيره اشراف دارد، متوجه شديم كه اين جان لاك همان دودسياه است كه به زودي قرار است با نام MIB شناخته شود.
    داستان تا اين جا از جان لاك بي نياز شده بود و ديگر هم قرار نبود دوباره به شكل جان لاك سراغ او برود.
    اما مشكل بزرگتري در پيش بود. هر چه ماجرا به انتهاي فصل پنجم نزديكتر ميگشت به نظر ميرسيد كه نويسندگان براي به پايان رسانيدن آن كار مشكل تري پيش رو دارند. اكنون حل همه معماهاي داستان ميتوانست با يك انفجار هسته اي ممكن شود و اصولا نويسنده مجبور به پاسخ گويي به هيچ يك از رازها نباشد، چون اگر قانون تناقض در اين جا صدق نميكرد و بمب هيدروژني تاثير خود را ميگذاشت، ديگر نيازي به ساختن فصل ششم نبود و داستان ميتوانست در همان لحظه به پايان برسد.

    حرکت مذهبی و مشکل خیر و شر

    ميدانيم كه در اين ايده ايرادات زيادي وجود داشت و من به شخصه در چند تاپيك ديگر به صورت جامع به همه اين ايرادات پرداختم. پس اكنون متوجه ميشويم كه تمام راه حلهاي علمي براي داستان به بن بست برخورد كرد.
    حال ديگر جان لاك هم وجود نداشت و نميتوانست افسار اعتقاد را در دست بگيرد و به پيش برود. پس داستان بايد چگونه تمام ميشد؟
    شايد در اين جا نویسندگان بيشترين افسوس را خوردند كه چرا نقش جان را از داستان حذف كرده اند، نقشي كه ميتوانست در فصل فينال به كمكشان بيايد و قصه را از شكست نجات دهد!!

    در يادداشتي كه در انتهاي فصل پنجم در تاپيكي كه به همين منظور شكل گرفته بود، نوشتم كه داستان ميتواند شيرينتر شده باشد و يا به پايان رسيده باشد.
    اما زماني كه فصل ششم شروع شد ديري نپاييد كه ديديم داستان نه شيرينتر شده و نه به راحتی تمام خواهد شد.
    فصل ششم شايد از خيلي جهات فكر شده ترين فصل لاست باشد. اما فكر شده از چه بابت؟
    از اين لحاظ كه چگونه ميتوان ايرادات بزرگ دو فصل علمي داستان را طوري پوشش داد كه در پايان بيننده با خوشحالي و آرامش خيال ماجرا را به پايان ببرد.
    شخصيت جك در داستان داراي كاريزماي منحصر به فرديست كه خود به خود مورد توجه ترين فرد در كل قصه است. اكنون ادامه ماجرا بر مبناي حركت عمومي جك به سمت قطب اعتقادي داستان شكل گرفته بود و در فصل ششم تمام برنامه ريزي ها براين مبنا تغيير كرده بود.
    اما به نظر من با اين وجود همه چيز تا اپيزود 15 (آنسوي دريا) خوب پيش رفت و اينجا بود كه مشكل بزرگتري گريبان داستان را گرفت. مشكلي كه در دو قدم مانده به پايان توانست بينندگان را با يك ترديد بزرگ مواجه كند.
    تصور كنيد كه در يك داستان 6 فصل و نزديك 6 سال را گذرانيده ايد كه شاهد يك رويارويي نهايي بين خير و شر داستان باشيد. علي رغم اين كه اين پايان بندي اختصاصا در فصل ششم براي داستان طراحي شده است، اما نويسنده ميگويد كه اين پايان را همواره در نظر داشته است. حال به جايي رسيده ايم كه قرار است بفهميم كه خير چيست و شر كجاست.
    پاسخ داستان به اين سوال، آه از نهاد تمام دوستداران لاست درمی آورد.
    با پايان اپيزود 15 رازهاي زيادي از داستان بر ملا ميشود. اكنون ميدانيد كه محافظ براي چيست و محافظت از چه بابت است و شايد بخشي از قوانين را هم بدانيد. اما وقتي بیشتر فكر ميكنيد، ميبينيد متوجه نشده ايد كه چرا جيكوب خير و MIB شر است.

    تصور كنيد كه در خياباني قدم ميزنيد و شما را مسئول تعيين خير و شر كرده اند، شما هم به نوبه خود به اولين دو نفري كه ميرسيد، به ترتيب يكي را خير و ديگري را شر ميناميد و بدين ترتيب تكليف را روشن ميكنيد. اين دقيقا عين اتفاقي است كه در لاست افتاد و در اپيزود 15 مشخصا ميبينيم كه MIB شايد در خيلي از نكات فرد خير تري از جيكوب است، جيكوبي كه كنترل رفتارش را ندارد و در زمان عصبانيت مرتكب اشتباهي ميشود كه تا هزاران سال بايد تاوان آنرا پس بدهد و در نهايت هم فقط اين جيكوب نيست كه تاوان پس ميدهد، اين MIB است كه بايد عذاب در جزيره بودن را تحمل كند و به خاطر اين اشتباه تقاص پس بدهد.
    جالب اين جاست كه مشخص نمي شود كه مادر جيكوب چرا به دنبال جلوگيري از خروج MIB از جزيره بود، آن هم در زماني كه او كودكي بي گناه بود و نه در دام اشتباه جيكوب افتاده بود و نه بدل به شر شده بود.

    شر, موجود بی بنیاد!!!

    حال زماني است كه بايد فكر كنيد كه در طول شش فصل هدف داستان اين بوده كه يك خير و یک شر بيافريند و شما به تماشايش بنشينيد، كه نه خيرش، خير خیر است و نه شرش، شر شر.
    اما اين گفته به مفهوم آن نيست كه اكنون در سال 2007 همه چيز همان روال سابق را دارد. در اين سال ديگر واقعا MIB موجودي شر شده است و اين شرارت را در سالهاي همجواري با جيكوب به عنوان محافظ جزيره كسب كرده است.
    او دائم در حال برنامه ريزي براي خروج بوده و جيكوب دائم در حال خراب كردن برنامه هاي او و اين جدال به جايي رسيده كه با مرگ جيكوب, MIB ديگر به هيچ موجودي رحم نميكند.
    در فصل ششم، ما اين موجود را به غايت شر ميبينيم. او در معبد قتل عام ميكند. قتل عامي كه دليل ‌آنرا هيچ گاه نميفهميم. او همچنان بعد از سالها به دنبال خروج از جزيره است و در اين راه از هيچ كاري روگردان نيست.
    از آنجايي كه همه پايان بندي داستان و روال حركتي محافظ به ماهيت MIB مرتبط است، زماني كه بيننده همواره در ذهن دارد كه اين موجود شر مطلق نيست، فلسفه وجودي جدال نهايي به مشكلاتي عديده بر ميخورد.
    بزرگترين تناقضي كه در همين بين اتفاق مي افتد باز ميگردد به اپيزود شانزدهم و دقيقا جايي كه جيكوب به داوطلبان ميگويد كه MIB به دليل اشتباه او به اين روز افتاده است. اين مسئله كه ميتوانست به اشكال بهتري پايان پذيرد، خود مشكلات جديدي را به وجود مي آورد كه مهمترين آن از بين رفتن منشاء شر در داستان است. همان طور كه ملاحظه ميكنيد، داستان در اپيزود 15 فصل ششم، در ابتدا قصه اي بدون شر و شيطان است. به اين مفهوم كه در داستان از ابتدا شريتي وجود ندارد. مادر جيكوب يا زن قديمي جزيره انسانها را بدكردار و فاسد ميداند و جالب اينجاست كه هر چه اين افراد جستجوگرتر و كنجكاو تر باشند مفسدتر هستند.

    اوج شرارت انسان در جزيره زماني است كه افرادي كه اكنون MIB هم در ميان آنان است، با استفاده از هوش و ذكاوت خود به منبع نور جزيره دسترسي پيدا ميكنند.
    در اين نكته بايد دقت زايد الوصفي به خرج داد. گاهي به نظر ميرسد كه سازنده مفاهيمي را در غالب داستان ارائه ميكند كه اگر به آن دقت كنيم به نتايج عجيبي ميرسيم.
    اگر مقداري در تاريخ به عقب برگرديم و به زمان گاليله برسيم و يا دوران نيكلاس كپرنيك را در نظر بگيريم، متوجه خواهيم شد كه در بخشهايي از لاست، ماجرا از قالب مذهبي هم جلوتر ميرود و وارد چهارچوبي خشك تر و متعصب تر از مذهب قرون وسطي در اروپا مي شود.
    از ديد داستان و نماينده شرعي آن مادر جيكوب، انسانها نابكار و فسادانگيزند. حال آنكه متعصبين كليساي كاتوليك در دوران گاليله نيز به دانشمندان كاملا با همين ديد نگاه ميكردند و آنان را افرادي فساد انگيز و ضد دين ميخواندند. البته مشخص است كه اكنون هم اين ديدگاه همچنان حاكم است و مذهبيون به اهالي دانش، به همين ديد مينگرند و گاهي تصور ميكنند كه بايد اين گياه ناپاك را كه قصدش آلوده كردن بنيادهاي مذهبي است، از ريشه در آورد.
    نمونه كامل اين نوع واكنش را در مادر جيكوب ميبينيم. زماني كه MIB و گروهي از افراد باهوش به منبع نور نزديك ميشوند، جزايشان از ديدگاه مادر جيكوب جز مرگ نيست. او همه آنها را به خاك و خون ميكشد و در تصور خود اين كار را براي حفاظت از جزيره انجام میدهد. او نور را در جزيره منبع نور همه جا ميداند، منبعي كه در صورت خاموش شدن، نور از همه جا رخت بر خواهد بست.
    جيكوب نيز با همين ديدگاه تربيت شده است. ولي او به طور ذاتي به نوع انسان علاقمند است. جيكوب حرفهاي مادرش را مي شنود اما مسير جديدي را باز ميكند. او به دنبال رد نظريه مادر و برادرش در مورد فاسد بودن انسانهاست.
    او نماينده دين مداران غير تندرو است و با همين فرضيه، سالها و سالها نوع بشر را به جزيره مي آورد تا بتواند روزي ايده خود را درباره انسانهاي غير فاسد بر كرسي بنشاند، كرسي اي كه در پايان كار هم جز خون بر آن نمي نشيند. آنقدر آدم در جزيره كشته ميشود كه با سر آنها ميتوان مانند تيمور لنگ مناره ها ساخت، اما آزمايشهاي جيكوب به پايان نميرسد.
    در تمام اين مدت افرادي كه توسط جيكوب به جزيره آورده ميشوند بايد يك به يك توسط MIB فريفته و در نهايت به قتل برسند و شايد اگر از خود MIB هم سوال شود كه چرا اين رويه را پيش گرفته است، نتواند جواب درستي بدهد.
    اين داستان سراسر مذهبي كه در بخشهايي از آن ميتوان لجبازيهاي بخصوصي از طرفين را هم چاشني آن كرد، بناست تا بنياد برداشتهاي بيننده از اتفاقات كلي تر داستان باشد، داستاني كه خواه و ناخواه بنيادش نبرديست كه بناست ميان اخيار و اشرار رخ دهد.
    با اين كه داستان دستمايه هاي خوبي براي اين رودررويي پاياني در اختيار نويسنده قرار داده، اما ديديم كه نويسنده ترجيح داد تا قصه شر به جاي پرداختي بنيادي، قصه اي نصفه و نيمه و ايجاد شده از بين راه باشد.
    دليل اين مسئله را اكنون كه داستان تمام شده بهتر ميشود درك كرد. زماني كه خصومت مادر جيكوب را با انسانها ميبينيم و همچنين ادامه همين خصومت را از طرف MIB ، متوجه ميشويم كه شر اصلي داستان نه MIB است و نه موجودي كه داخل چشمه قرار دارد. اين شر انسانها هستند و تنها بحث موجود در اين گير و دار هم همان شر بودن انسانهاست. مادر جيكوب چشمه را از انسانها محافظت ميكند و تنها خطر بزرگ را براي اين منبع نور دست يافتن نوع بشر به آن ميداند.
    شايد در اپيزود 15 و زماني كه MIB به دود مبدل شد، تصور كرديم كه اين كار جيكوب باعث آزاد شدن موجود شريري شده است كه در قلب جزيره محبوس بوده، اما در ادامه متوجه شديم كه ماجرا اين هم نيست و در واقع در قلب جزيره هيچ موجودي محبوس نبوده است. همين نكته وجود و يا نبود موجودي شر درچشمه در ادامه ضربه اي ديگر به داستان ميزند. اين ضربه چيزي نيست جز نبود بنياد شر در داستاني كه قرار است محل مقابله نهايي خير و شر باشد و بسياري از قهرمانانش و همچنين 3 محافظ جزيره فداي آن شده اند.
    با اين منوال ميتوان تصور كرد كه شر در اين داستان مفهوميست پيچيده با ذات انسان، انساني كه ميتواند خير خير و يا شر شر باشد و از همين بابت است كه ما شاهد شر و خير بنيادي در داستان نيستيم و آنچه كه از اين دو نيرو ميبينيم همه و همه چيزهاييست كه در وجود انسانها تجلي پيدا ميكند و ميتوان اينها را در مسير نيك و يا بد در نظر گرفت.

    حرکت به سمت پایان ...

    در طرف ديگر داستان يعني فلش سايدها، ترتيبات به نحوي پيش ميرود كه از اپيزود 16 ميتوان آنرا گيج كننده خواند. چرا كه نوع به ياد آوري حوادث در افراد آنقدر شفاف است كه هيچ تئوري علمي اي نميتواند به توجيه آن بپردازد.
    در اپيزود 16 است كه سرانجام حس ميكنيم كه آن بخش از ماجرا كه به نظر ميرسيد بر اساس علم شكل گرفته است، رفته رفته به مسيري مي افتد كه نه تنها نشاني از علم ندارد كه بايد براي معني كردنش كاملا به چهارچوبي ماورايي و خارج از برهان قاطع رفت.
    همان طور كه گفته شد اميدواري زيادي بود كه سازندگان راهي منطقي و علمي براي پايان دادن به كليت لاست پيدا كرده باشند. اما در اپيزود 16 ديگر كور سوهاي اميدي هم كه مانده بود به ياس بدل شد و از همين اپيزود بود كه ديگر دل از پايان علمي بريدم.
    در كل تحليلهاي فصل ششم، بارها و بارها عرض شد كه داستان راه حل علمي ندارد و حتي در تاپيك "پايان لاست و جدال نهايي خير و شر" به تعريف همين پايان بندي پرداختم. ماجرا درست در پايان بندي فصل پنجم، شكلي جديد به خود گرفت و با پرداختي دوگانه داستان را به آخر رساند. در سويي افراد اوشينك در حال انفجار بمب هيدروژني و در سويي ديگر داستان MIB و كشتن جيكوب.
    ديدم كه اين پرداخت دو گانه و يا چند گانه با يك فلاش زماني ديگر به هم متصل شد. اين فلاش كه دلايل وجودي خودش كاملا زير سوال بود، باعث شد كه افرادي كه در سال 1977 بودند به سال 2007 بيايند و به اين ترتيب داستان از فصل ششم به بعد به شكل متمركزي دنبال شود. از سويي با شكل گيري دنياي كناري همان طور كه گفته شد، تصوري پيش آمد كه اين دنيا ممكن است راه حل عمده مسائل باشد. البته در اين باره اشتباه نكرده بوديم و سازندگان هم گفتند كه ماجراهاي دنياي كناري بسيار مهم هستند.
    اما ميدانيم كه اهميت آن ديگر ارتباطي به ماجراي علمي لاست ندارد.
    سرانجام به پايان بندي داستان ميرسيم، جايي كه ديگر همه آنچه در داستان ديده بوديم يكسره به وادي مذهب مي افتد. پايان ماجرا در هر دو سوي داستان به شدت مذهبيست، هم اتفاقات نهايي داستان در سال 2007 و هم پايان بندي ماجرا در سال End .
    نکته مهم در اینجاست که سازنده در 3 اپیزود پایانی, همه چیز را دربست فدای پایان بندی ماجرا میکند و در همین مسیر پاسخ گویی به کوهی از سوالات دیگر را به باد فراموشی میسپارد.
    همه ما زمان زیادی را صرف دیدن لاست کرده بودیم و انتظار داشتیم که بعد از شش سال, اکنون ماجرا طوری به پایان برسد که برای همیشه خاطرات زیبایی که با لاست داشتیم را در خاطر بسپاریم. این که چگونه باید به این هدف رسید مقوله ای بوده بس مشکل و زمان بر و میتوانم بگویم که سازندگان در نهایت به خوبی از پس انجام این کار برآمدند.
    همان طور که بارها و بارها گفته شد, بیننده هدف لاست در مرحله اول و حتی مرحله آخر مردم ایالات متحده هستند. مردمی که در بین جماعت مسیحی دنیا دارای بیشترین استحکام و اعتقاد مذهبی هستند. حتی در زمان انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به وضوح میبینید که هیچ کدام از نامزدها جرات شوخی با اعتقادات مردم را به خود نمیدهند و هر یک سعی میکنند در مذهبی نشان دادن خود بر دیگری پیشی بگیرند.
    همیشه باید دقت داشت که اروپا و آسیا و ... همه و همه در رده های بعدی بینندگان این سریالها قرار میگیرند و مسلما سازنده زمانی موفق است که بتواند رضایت بیننده آمریکایی را بدست آورد و نه دیگر بینندگان را.
    از همین بابت اگر به پایان لاست, بخصوص از اپیزود 15 فصل ششم به بعد دقت کنید متوجه خواهید شد که کلیت ماجرا آنچنان آمیخته با اعتقادات مردم است که با توجه به پیش فرض مذهبی مردم آمریکا میزان محبوبیت این پایان را خود به خود به بیش از 70 درصد در بین بینندگان خواهد رساند.
    این پیش بینی قبل از این هم انجام شده بود و شاید خیلی زودتر و در اوایل پخش فصل ششم من در تحلیلها خدمت دوستان عرض کردم که نباید توقع یک پایان علمی را از داستان داشت و بر عکس باید با یک دید فانتزی و در عین حال دینی به استقبال وقایع داستان رفت. فقط در این حالت میتوانید در عین لذت بردن از اتفاقات ریز و درشت ماجرا, در پایان هم از این که روند اتفاقات در میان نور خداوندی به پایان میرسد، تعجب نکنید.
    من در همین انجمن بارها و بارها با دوستانی مباحثه کردم, که اعتقاد داشتند لاست یک پایان علمی دارد و فرضیه هایی مانند, تاثیرات الکترومغناطیس و یا جهانهای موازی و جهان چند بعدی را به من گوشزد میکردند.
    حتی خاطرم هست که یکی از دوستان یک نظریه کامل در باب جهان چند بعدی ارائه داد که از قضا خیلی هم مفید بود و کامل، اما متاسفانه سازنده از ابتدا به چیزهایی دیگر در داستان توجه داشت و این نشانه ها نمیتوانست بدون وجود دید دینی در کلیت ماجرا معنی داشته باشد.
    از ابتدای تحلیل ها، نکات زیادی وجود داشت که سعی شد در مورد آنها توضیح داده شود و یا گاهگاه با نشانه های خود داستان به پیش بینی هایی از حوادث آینده بپردازیم که میتوان گفت بالای 70 درصد از این مسائل در ادامه اتفاق افتاد و کمتر نکته ای بود که در کل داستان و در تحلیلهای فصل ششم به آن دقت نشده باشد و از این بابت خوشحالم که توانستیم مجموعه ای کامل را درباره بررسی لاست در فصل ششم خدمت دوستان ارائه کنیم.
    اما اکنون که به پایان بندی دراماتیک داستان لاست رسیدیم، یک سوال عمده همچنان وجود دارد. سوالی که بیشتر کاربرانی که به اتفاق آنها فصل ششم را به پایان رساندیم، این روزها از من میپرسند...

    آیا لاست به خوبی تمام شد؟

    همان طور كه متوجه شديد انتقادات زيادي بر نحوه ادامه داستان در فصل ششم وجود دارد و ايرادات در اين باره آنقدر هست كه اگر بخواهيم به ريز آن بپردازيم، تنها وقت زيادي را از ما خواهد گرفت و كاري بي نتيجه و عبث خواهد بود.
    اما پاسخ این سوال را نباید از منتقدین و تحلیل گران سوال کرد. شاید افرادی که تحلیل گر این داستان هستند، شیرینی پایان لاست را در ذهن دوستان کم کنند و شاید هم به نظر برسد که مته به خشخاش میگذارند.
    برای این که جوابی مناسب در این باره داشته باشید، توصیه میکنم که حتما به مطالعه مجدد این تاپیک بپردازید "اهداف گمشده و پیدایش سرنوشت انسان مادی"
    در این تاپیک که از اولین تاپیکهای من در این انجمن محسوب میشود، سعی کرده ام که بدون توجه به همه اتفاقاتی که در فصل ششم خواهد افتاد، بررسی کنم که دلیل اصلی جذابیت لاست چیست و چرا این داستان قادر است اینقدر با روح ما ارتباط تنگاتنگ برقرار کند.
    دوستانی که این تاپیک را خوانده باشند، خواهند دید که لاست از هیچ یک از این قوانین تخطی نکرده و در فصل ششم هم با یک فانتزی تمام عیار به رویارویی بینندگان رفته است. جالب است که هنوز بعد از گذشت یک هفته از پایان لاست، هنوز مباحثی در سایت وجود دارد، مانند این که آیا آن مکان نهایی برزخ بود یا نه و یا این که داستان در جزیره چه زمانی پایان یافته است.
    اگر بیشتر به این سوالات دقت کنید، متوجه خواهید شد که در پایان لاست سعی شده تا مسیر اتفاقات به نحوی طراحی شود که بیننده بتواند برای ایده آل های ذهنی خود از قدرت تخیلش کمک بگیرد و به پایانی برسد که در ذهنش خلق خواهد شد و در حقیقت ممکن است این پایان در ذهن هر کس یک جور شکل گرفته باشد و از همین بابت است که زیبایی های پایان داستان در بین بینندگان اشکال مختلفی دارد و یک جور نیست.
    این قدرت لاست است که بیننده را در یک تب و تاب ذهنی با داستان پایان یافته اش نگاه میدارد.
    فرموش نکنید که پایان مذهبی برای داستان لاست، فقط و فقط برای بیننده آمریکایی مطلوب نیست. ما هم به عنوان بینندگان لاست و کسانی که درصد بالایی به بهشت و جهنم معتقدیم، با دیدن این پایان نمیتوانیم بی تفاوت باشیم. هجم وسیع اندوه و ماتم در پایان لاست کاملا نشان دهنده این است که لاست با پایان بندی احساسی خود توانست به سراغ عمقی ترین حسیات انسانها برود و در آنجا داستان خود را به پایان ببرد.
    این پایانیست که بی ایراد نیست و همیشه این سوال مطرح خواهد بود که آیا نمی شد برای این داستان یک پایان منطقی رقم زد؟
    پاسخ این سوال به هیچ عنوان ساده نیست و باید گفت که نویسندگان هم تلاش خود را کردند تا بتوانند راهی علمی برای آن پیدا کنند، اما سوای این که محبوبیت داستان در صورت علمی بودنش افت محسوسی میکرد، راه علمی هم نمی توانست جواب گوی مسائلی باشد که در 4 فصل اولیه داستان ایجاد شده بود و از این گذشته، همیشه ماوراست که برای بیننده جذاب است و نه علم صرف.
    در هر صورت لاست بینندگان علم طلب را کاملا نا امید کرد و پایانی که خلق شد به خوبی نشان داد که جواب سوالات هیچ کدام آن چیزهایی نبود که فکر میشد.
    لاست در 15 دقیقه نهایی بیننده را دچار حداکثر آلام و اندوه میکند و او را به حدی در این وادی غرق میکند که اشکهای پایانی اش او را از جستجوی بیشتر برای گرفتن پاسخهای بیشتر بازدارد.
    طبق معمول در این راه سازندگان کاملا برنده هستند. آنها مانند فصول پیش راه حل را در غافلگیری میبینند و آنرا به خوبی اجرا میکنند و نتیجه هم میگیرند.
    از زیبایی های پایان لاست نمیگذرم و همچنان حس میکنم که شاهد پایان بندی زیبایی بودیم. پایان بندی ای که اگر از ابتدا در ذهنمان آنرا با فانتزی و نه واقعیت میسنجیدیم زیباتر هم میشد و برای من به همین دلیل بسیار بسیار زیباتر جلوه کرد.
    زیرا قبل از شروع فصل پنجم با خود گفتم که این داستانی مانند پارک ژوراسیک نیست، که این پایانی مثل ترمیناتور 2 نخواهد داشت. لاست را باید با آلیس در سرزمین عجایب مقایسه کرد و جادوگر شهر از و شاید بهترین دید در این باره نمونه ای باشد مانند ارباب حلقه ها...

    به نظر من با تمام ایرادها و مشکلات باز هم لاست بهترین سریالی است که در تمام عمرم دیدم و خواهم دید و به جرات میگویم که کمترین ایراد را با این هجم گستردگی داشت. شاید این دیدگاه به دید خیلی از دوستان جالب نباشد. اما باید گفت که پایان بندی داستان از حیث مذهبی و البته با رویکردی فانتزی، بهترین نمونه ای بود که تا کنون دیده بودیم. شاید از این بابت بسیار بسیار زیباتر از روح (1990) جری زوکر و یا دیگران (2001) آمنابار، باشد.

    آنچه در این جا باید باز هم گفته شود این است که با لاست شاهد لحظات زیبایی بودیم و این لحظات به خوبی در کنار هم قرار گرفت و اگر نوع پایان بندی و یا گرفتاری های علمی داستان را به کنار بگذاریم، این مجموعه توانست نوع جدیدی از روابط انسانها را به همه ما نشان بدهد و آنقدر ما را درگیر این آدمها کند که در پایان، برای یک یک این شخصیتها اشک بریزیم و در ماتم رفتنشان اندوهگین شویم.
    به نظر من موفقیت لاست در خلق مفهومها نبود, موفقیت لاست در ایجاد معماها هم نبود, موفقیت لاست در بازی های علمی هم نبود که در همان میانه کار رهایش کرد, موفقیت لاست حتی در پرداخت نهایی به مذهب و رستگاری نیز نبود...
    لاست موفق بود چون شخصیتهایش زیبا بودند، لاست زیبا بود چون توانست دنیایی از شخصیتها را بیافریند که بیننده هر کدام را با تمام وجودش احساس کند، لاست دلنشین بود چون روابط بین آدمهایش واقعی بود و توانست آدمهایی را به تصویر بکشد که ماهیتی زیبا داشتند و با تمام بدی ها و خوبی هایشان، سرانجام گنه کار ترینشان که سعید بود را هم از صمیم قلب دوست داشتیم.

    در پایان از همه کاربرانی که در طول فصل ششم لاست همراه با گروه نوپای نقد و بررسی لاست بودند از صمیم قلب تشکر میکنم و امیدوارم بتوانیم باری دیگر و با تحلیلی دیگر در خدمت همه عزیزان باشیم.

    دوازدهم خرداد ماه یکهزار و سیصد و هشتاد ونه
    فرخ .ف

    با تشکر ویژه از Rashno عزیز بابت ویراستاری این تحلیل و همه همكاري هايي كه در طي اين تحليلها با من داشت.

    قوانین : با توجه به عدم رعایت کپی رایت توسط برخی افراد , هر گونه کپی از این مطالب منوط به کسب اجازه مستقیم از سایت CinemaCenter.ir و نویسنده خواهد بود .
    seven pounds, FTSAMO, shayan1989 و 8 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.

  2. 18 کاربر از پست مفید FFKIA سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #11
    SHAHIN آواتار ها
    وضعیت : SHAHIN آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Nov 2010
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 402
    سپاس ها : 556
    سپاس شده 1,014 در 296 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 262 تاپیک

    پاسخ : نتیجه گیری نهایی از وقایع فصل ششم لاست (Final Result)

    نقل قول نوشته اصلی توسط RASHNO نمایش پست ها
    خب منم به همین دلیل گفتم لاست رو از اول ببینیم و با توجه به پایان لاست اونو بررسی کنیم که متاسفانه شما اصلا استقبال نکردی. ما الان که داریم از اول میبینیم نکات تازه ای میبینیم که قبلا توجه نکردیم.
    خب فکر کنم الان موقع خوبی باشه که لاست رو از اول ببینیم و نظر بدیم اون هم بدلیل این هست که دوبله سریال لاست وارد بازار شده و قسمت اول و دوم به فروشگاهها عرضه شده و به نظرم دیدن دوبله خوب فیلم هم خالی از لطف نباشه ....

    من پیشنهاد می کنم به این روش شروع کنیم با دیدن مجموعه دوبله شده لاست .... شاید جذابیت دیدن فیلم با دوبله اشتیاق همه رو بیشتر کنه ...

  5. # ADS
     

  6. #12
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 40
    نوشته ها : 7,614
    سپاس ها : 11,330
    سپاس شده 25,838 در 4,621 پست
    یاد شده
    در 59 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    پاسخ : نتیجه گیری نهایی از وقایع فصل ششم لاست (Final Result)

    نقل قول نوشته اصلی توسط RASHNO نمایش پست ها
    خب منم به همین دلیل گفتم لاست رو از اول ببینیم و با توجه به پایان لاست اونو بررسی کنیم که متاسفانه شما اصلا استقبال نکردی. ما الان که داریم از اول میبینیم نکات تازه ای میبینیم که قبلا توجه نکردیم.
    مهناز جان من همه اون قسمتها رو دیدم ... تا جائی هم که شد در تاپیکها شرکت کردم.
    منظورم با دقت بیشتری بود.
    من حرف جدیدی در تاپیکهای بحث اپیزودیک ندیدم ... منظورم این نبود که همون بحثهای گذشته رو انجام بدیم. الان که همه ایپزدهای فصل های ابتدائی رو میبینیم به نظرم فکر کنیم که چه چیزهائی قابل توجه تر بوده که از نظر افتاده .
    فکر میکنم که چیزهائی هست که دربارش صحبت نشده مهناز جان ... وگرنه که چیزهای واضح سریال که واضحه دیگه
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


  7. #13
    چيزي كه مرا نكشد قويترم ميسازد...
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,070
    سپاس ها : 6,228
    سپاس شده 6,213 در 2,017 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    پاسخ : نتیجه گیری نهایی از وقایع فصل ششم لاست (Final Result)

    نقل قول نوشته اصلی توسط SHAHIN نمایش پست ها
    خب فکر کنم الان موقع خوبی باشه که لاست رو از اول ببینیم و نظر بدیم اون هم بدلیل این هست که دوبله سریال لاست وارد بازار شده و قسمت اول و دوم به فروشگاهها عرضه شده و به نظرم دیدن دوبله خوب فیلم هم خالی از لطف نباشه ....

    من پیشنهاد می کنم به این روش شروع کنیم با دیدن مجموعه دوبله شده لاست .... شاید جذابیت دیدن فیلم با دوبله اشتیاق همه رو بیشتر کنه ...
    به نظرت دیدن دوبله اون لطف زبان اصلی رو داره؟
    من شنیدم لاست رو به بحارلانوار تشبیه کردن، جزیره رو تو سریال به مدینه فاضله، جک رو به ابوذر غفاری!! تن همه که لباس گرم زمستونی پوشوندن که تو بارونای جزیره سرما نخورن.
    به نظرت این بدون غرض دوبله شده؟ من که تصور نمیکنم.

  8. #14
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 40
    نوشته ها : 7,614
    سپاس ها : 11,330
    سپاس شده 25,838 در 4,621 پست
    یاد شده
    در 59 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    پاسخ : نتیجه گیری نهایی از وقایع فصل ششم لاست (Final Result)

    نقل قول نوشته اصلی توسط RASHNO نمایش پست ها
    به نظرت دیدن دوبله اون لطف زبان اصلی رو داره؟
    من شنیدم لاست رو به بحارلانوار تشبیه کردن، جزیره رو تو سریال به مدینه فاضله، جک رو به ابوذر غفاری!! تن همه که لباس گرم زمستونی پوشوندن که تو بارونای جزیره سرما نخورن.
    به نظرت این بدون غرض دوبله شده؟ من که تصور نمیکنم.
    مهناز جان شاید ما اشتباه متوجه شدیم خوب
    من همش میگفتم این بهنام اشتباه لاست رو ترجمه میکنه هااااا
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


  9. #15
    SHAHIN آواتار ها
    وضعیت : SHAHIN آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Nov 2010
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 402
    سپاس ها : 556
    سپاس شده 1,014 در 296 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 262 تاپیک

    پاسخ : نتیجه گیری نهایی از وقایع فصل ششم لاست (Final Result)

    نقل قول نوشته اصلی توسط RASHNO نمایش پست ها
    به نظرت دیدن دوبله اون لطف زبان اصلی رو داره؟
    من شنیدم لاست رو به بحارلانوار تشبیه کردن، جزیره رو تو سریال به مدینه فاضله، جک رو به ابوذر غفاری!! تن همه که لباس گرم زمستونی پوشوندن که تو بارونای جزیره سرما نخورن.
    به نظرت این بدون غرض دوبله شده؟ من که تصور نمیکنم.
    مهناز خانم من که هنوز نسخه دوبله شده رو ندیدم ولی از اونجایی که کار دوبلورهای داخلی عالی هست گفتم خالی از لطف نیست. ولی اگر اینطور که شما میگی باشه که اصلاً همون دوبله کانالهای ماهواره ای رو ببینیم بهتره حداقل به متن اصلی لطمه نزدن ... پس با این اوصاف زهی خیال باطل این آرزو رو که لاست رو کامل با یک دوبله خوب ببینم به گور میبرم.

  10. #16
    چيزي كه مرا نكشد قويترم ميسازد...
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,070
    سپاس ها : 6,228
    سپاس شده 6,213 در 2,017 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    پاسخ : نتیجه گیری نهایی از وقایع فصل ششم لاست (Final Result)

    نقل قول نوشته اصلی توسط SHAHIN نمایش پست ها
    مهناز خانم من که هنوز نسخه دوبله شده رو ندیدم ولی از اونجایی که کار دوبلورهای داخلی عالی هست گفتم خالی از لطف نیست. ولی اگر اینطور که شما میگی باشه که اصلاً همون دوبله کانالهای ماهواره ای رو ببینیم بهتره حداقل به متن اصلی لطمه نزدن ... پس با این اوصاف زهی خیال باطل این آرزو رو که لاست رو کامل با یک دوبله خوب ببینم به گور میبرم.
    متاسفانه یا خوشبختانه یک روند تحلیل و تعبیر و تغییر سریالها و فیلمهای خارجی در ایران به دست متخصصان این فن راه افتاده تا با هزینه کم بتونن از یک پروژه چند میلیارد دلاری خارجی به نفع ایدئولوژی خودی بهره برداری کنن..
    من اینجا این کار رو رد یا تائید نمیکنم ولی چون به اصل امانتداری در دیدن فیلمها و سریالها خیلی اعتقاد دارم و دلم میخواد که حرف اصلی سازنده فیلم که با زحمت خواسته حرفشو به جامعه بزنه رو بشنوم ترجیح میدم فیلم رو بکر و دست نخورده ببینم. حتی اگه با دوبله دوبلورهای داخلی کار زیباتر و بهتر شده باشه.
    یادم نرفته که زمانی که سریال اوشین رو تماشا میکردیم این شخصیت برای ما الگوی تلاش و نجابت و پاکی بود. ولی بعدا متوجه شدیم که او هم در مقام خودش شخصیت عاری از خطا و اشتباهی نبوده.
    الان هم داستان همینه. با توجه به اینکه لاست خیلی حرف و حدیث داره و ضمنا جا برای مانور هم زیاد داره مطمئن باشین یک سریال جدید با هزینه دوبله و کارهای گرافیکی برای پوشش خانومها از دل این سریال زاده میشه.

  11. #17
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 40
    نوشته ها : 7,614
    سپاس ها : 11,330
    سپاس شده 25,838 در 4,621 پست
    یاد شده
    در 59 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    پاسخ : نتیجه گیری نهایی از وقایع فصل ششم لاست (Final Result)

    نقل قول نوشته اصلی توسط RASHNO نمایش پست ها
    متاسفانه یا خوشبختانه یک روند تحلیل و تعبیر و تغییر سریالها و فیلمهای خارجی در ایران به دست متخصصان این فن راه افتاده تا با هزینه کم بتونن از یک پروژه چند میلیارد دلاری خارجی به نفع ایدئولوژی خودی بهره برداری کنن..
    من اینجا این کار رو رد یا تائید نمیکنم ولی چون به اصل امانتداری در دیدن فیلمها و سریالها خیلی اعتقاد دارم و دلم میخواد که حرف اصلی سازنده فیلم که با زحمت خواسته حرفشو به جامعه بزنه رو بشنوم ترجیح میدم فیلم رو بکر و دست نخورده ببینم. حتی اگه با دوبله دوبلورهای داخلی کار زیباتر و بهتر شده باشه.
    یادم نرفته که زمانی که سریال اوشین رو تماشا میکردیم این شخصیت برای ما الگوی تلاش و نجابت و پاکی بود. ولی بعدا متوجه شدیم که او هم در مقام خودش شخصیت عاری از خطا و اشتباهی نبوده.
    الان هم داستان همینه. با توجه به اینکه لاست خیلی حرف و حدیث داره و ضمنا جا برای مانور هم زیاد داره مطمئن باشین یک سریال جدید با هزینه دوبله و کارهای گرافیکی برای پوشش خانومها از دل این سریال زاده میشه.
    نمیدونم اصلا روند توزیع لاست در داخل کشور چگونه پیش رفت.
    اما من زیاد دربارش نشنیدم و تصورم اینه که با استقبال زیادی روبرو نشد.
    دلیلش هم میتونه همین مسائلی باشه که گفتید.

    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


  12. کاربر روبرو از پست مفید FFKIA سپاس کرده است .


  13. #18
    weird آواتار ها
    وضعیت : weird آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Apr 2011
    محل سکونت : گيلان
    سن: 25
    نوشته ها : 86
    سپاس ها : 115
    سپاس شده 137 در 56 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 9 تاپیک

    پاسخ : نتیجه گیری نهایی از وقایع فصل ششم لاست (Final Result)

    ميشه در مورد اين قضيه كه همه از اول مرده بودن توضيح بدين

  14. کاربر روبرو از پست مفید weird سپاس کرده است .


  15. #19
    seven pounds آواتار ها
    وضعیت : seven pounds آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2011
    محل سکونت : Esf
    سن: 27
    نوشته ها : 182
    سپاس ها : 653
    سپاس شده 158 در 65 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 261 تاپیک

    پاسخ : نتیجه گیری نهایی از وقایع فصل ششم لاست (Final Result)


    دوستان لطفا هر کسی پایان این سریال رو ندیده ، این مطلب رو نخونه چون داستان را لو میدهد !!



    بعد از گذشت چند روز از پایان سریال لاست و بحث و سخنان بسیاری که گفته شد ، سعی بر نگاهی اجمالی بر فصل ششم و به خصوص بر دو قسمت پایانی ، اپیزود 9 و اپیزود 15 این سریال دارم .
    فصل 6 هم مثل 5 فصل قبلی همواره نگاهی بر حوادث بیرون از جزیره داشت اما اینبار بر خلاف قبل ، گیج کننده تر بود و معلوم نبود که این دنیای خارج از جزیره دقیقا در چه زمان یا در چه عالمی سیر میکند . فصل ششم به چندین قسمت ضعیف که درواقع مقدمه ای بر قسمت های پررنگ و جوابگوی بعدی داشت ، آغاز شد . تا قسمت 7 این فصل که خیلی از مسائل نه تنها پاسخگو به سوالات 5 فصل قبل نبودند ، بلکه گمراه کننده تر هم بودند .
    اما از اپیزود 7 " دکتر لاینوس " مسائل وضوح بیش تری پیدا کردند و کم کم لاست به سوال ها پاسخ میدهد . مسئله دو دنیای موازی نفی شد . قسمت هشتم هم به نوعی تکمیل کننده قسمت هفتم و این بار درباره جیمز و زندگی او بود اما هنوز درباره اینکه در چه عالمی سیر میکنند پاسخی داده نشده است .
    اپیزود 9 که به جرات میتوان آن را یکی از بهترین و واضح ترین اپیزود های این فصل لاست دانست ، پاسخ های بسیاری از سوال ها را داد . داستان ابدی بودن آلبرت و نحوه آشنایی او با جیکوب و رابطه او با افراد جزیره و ... همه گواه بر واضح بودن این قسمت و پاسخ به بسیاری از سوال ها است . اپیزود 9 یکی از مهم ترین قسمت های سریال است که اگر با دقت به آن توجه شود پاسخ سوالات زیادی را میدهد . اینجاست که به حرفی که جان لاک ( دود سیاه ) بعد از کشته شدن جیکوب توسط بن ، به ریچارد آلبرت زد " خوشحالم که بیرون از زنجیر ها میبینمت " دقیقا حرفی است که بعد از آزاد کردن ریچارد از زنجیرهای کشتی حامل برده ها به ریچارد زده بود . دود سیاه ( که هنوز نمیدونیم چطور به وجود آمده ) خودش را در قالب همسر مرده ریچارد آلبرت نشان میده و سعی داره از این راه ریچارد را راضی به کشتن جیکوب کند . اینجاست که ریچارد سراغ جیکوب میرود اما جیکوب از خودش دفاع میکند ، دقیقا بر خلاف کاری که در حین حمله بن انجام داد و از خودش دفاع نکرد که در ادامه به این مسئله هم میرسیم .خیلی سخته که بخوایم جیکوب را نمادی از خدا بدانیم اما باید چنین تعبیری برای او داشت در حالیکه عمر جاودان دارد ، مثل بقیه انسان ها میخورد ، میخوابد ، قدم میزند و .... ولی در صورتی که او زخمی شود امکان مرگش هم هست . نقطه عطف این اپیزود از اینجا به بعد است ، وقتی جیکوب و ریچارد با هم صحبت میکنند . جیکوب میگوید من افرادی را به اینجا می آورم ، اما آن ها حق انتخاب دارند تا آنطور که دوست دارند زندگی کنند . من در کار آن ها دخالت نمیکنم ، دلیله نداره که بخوام دخالت کنم ( خدا هم تقریبا چنین حالتی دارد ، با قدرت اراده که به انسان ها داده ، دخالتی در کارهایشان نمیکند ) . اینجاست که جیکوب تصمیم میگیرد ریچارد را نماینده خود در میان مردم کند ( پیامبر ). تشبیه جالبی که جیکوب برای دودسیاه میکند مثالی است از یک بطری شراب ( کاری با شراب بودنش نداریم ) ، جزیره همان چوب پنبه بطری شراب است که مانع از خروج مایع درون بطری به بیرون میشود .



    اپیزود یازده این فصل با موضوعی درباره دزموند باز هم مسائلی را واضح و برخی سوالات را در ذهن بیننده ایجاد کرد . مثل جریان حضور دوباره دزموند به جزیره ، دلیل واردکردن شوک الکترونیکی به او و ... که همه و همه مقدمه ای برای دو اپیزود پایانی این سریال بودند .
    اما اپیزود 15 که مثل اپیزود 9 از ارزش زیادی برخوردار است ، حتی بیش تر از آن با اینکه آفرینش اولیه جزیره را جواب نمیدهد اما به سوال اصلی داستان جواب میدهد . جیکوب کیست ؟ در این قسمت به وجود و حضور جیکوب در جزیره از ریشه پاسخ داده میشود و حتی به وجود دو اسکلت در غاری که در فصل اول جک ، کیت و لاک با آن برخورد کردند اشاره میکند و دیالوگ معنادار لاک که با دیدن این دو اسکلت میگوید " همان آدم و حوای خودمون " .
    این دیالوگ بعد از گذشته حدود 100 قسمت از این سریال بالاخره معنی پیدا میکند و نشان میدهد که نویسندگان این سریال بر خلاف نظر بسیاری از منتقدان و بینندگان و بسیاری از نشریات و منابع خبری در سرتاسر دنیا که میگفتند سریال لاست به بیراهه میرود و مضمون اصلی خود را از دست داده ، فکر همه جای کار را کرده بودند و بالاخره در قسمت 118 سریال پاسخ این جمله را میدهند .
    اطاعت نکردن جیکوب از حرف مادرش مبنی بر نزدیک نشدن به آن منبع نور در جزیره ما را به یاد همان داستان میوه ممنوعه آدم و حوا می اندازد که به آزادشدن شیطان و اخراج آن دو از بهشت و حضور در زمین و ... ختم شد در حالیکه این تازه شروعی برای نسل بشریت بود و این مسئله در جزیره هم صادق است . در اپیزود 15 به اهرمی که در بن در پایان فصل 4 جابه جا کرد و باعث سفر در زمان شد پاسخ داده میشد . منبع نور حاوی انرژی الکترومغناطیسی زیادی است ، همان انرژی که در ایستگاه قو بود و در فصل دوم سوال های زیادی را به وجود آورد . همان انرژی که باعث ساخت ایستگاه قو و وارد کردن کد 42 23 16 15 8 5 4 در فشار دادن دکمه در هر 108 دقیقه شد تا این انرژی الکترومغناطیسی آزاد نشود . و وقتی مادر جیکوب از پسرش ( برادر جیکوب که هیچوقت اسم او در داستان مطرح نشد !!‌) چگونگی فهمیدن این مسئله و پیدا کردن نور را میپرسد ، برادر جیکوب در پاسخ میگوید " چون من خاص هستم و میدانم " . من فکر نمیکنم خاص بودن او مطرح باشد ، ذهن کنجکاو انسان است که باعث همین تکنولوژی امروزی شده است و بی شک برادر جیکوب هم از آن بی نصیب نمانده . اما بعد از نابود کردن چاهی که برادر جیکوب و مردمش کنده بودند ، اهرمی که قرار بود برادر جیکوب در آن چاه نصب کند ناتمام ماند که به احتمال خیلی زیاد " دارما " ابتدایی اهرم را نصب کرده . ( مسئله ای که افراد بعدی در دارما از آن بی اطلاع بودند ) . جیکوب برادرش را در نوری می اندازد که مادرش به او هشدار داده بود هرگز به درون آن نرود و اینجاست که دود سیاه ( شیطان ) آزاد میشود . جیکوب جسد برادرش را در پایین رودخانه پیدا میکند و در غاری که با مادرش زندگی میکرد ( همان غاری که بعد ها جک پیدایش میکند ) به همراه جسد مادرش دفن میکند . اما دود سیاه نماد شر و بدی در جهان به این سادگی نمیتواند آزاد شود مگر اینکه با روح انسان آمیخته شود ، نظر من اینه که دودسیاه به همراه روح برادرش جیکوب آزاد میشود و روح او را دارد ) . اینجاست که سوالی پیش می آید که وقتی جان لاک ( دود سیاه ) دزموند را به بالای چاه میبرد و میگوید " خدا میدونه اونایی که اینجا را کندن چه سختی کشیدن " ، این همان چاهی است که خودش کنده ؟ یا چاه دیگری است ؟ چون اگر همان چاه باشد باید عمیق تر باشد و مثل چاهی که جان لاک واقعی در ابتدای فصل پنجم به درون آن سقوط کرد ، باشد در حالیکه چنین نیست و چاه کم عمقی با آب کمی است . حالا جیکوب قصد دارد تا به دود سیاه که روح برادرش با آن است اثبات کند که اشتباه میکند . مادر جیکوب هم عقیده با برادر جیکوب بود " آدم ها میان ، میکشن ، غارت میکنن و فساد میکنند " در حالیکه جیکوب با نظر مادرش مخالف است و از این به بعد سعی دارد تا خلاف این را به دود سیاه ثابت کند . پس از حالا به بعد با قدرت هایی که مادرش به او داده ، آدم ها را به جزیره میکشاند تا راهشان را پیدا کنند ، بی آنکه در کارشان دخالتی بکند تا به دودسیاه ( شیطان ) نشان دهد که نظریه اش درباره انسان ها درست نیست . ( دقیقا کاری که خدا بعد از آفرینش انسان کرد ، به انسان قدرت اختیار و انتخاب داد تا راهشان را خودشان پیدا کنند . اما شیطان با این مسئله مخالفت کرد و انسان را خرابکار و مفسد دانست ) .


    و اما دو قسمت فاینال 17 و 18 با نام ، پایان ....

    پایانی که انصافا پاسخ اکثر سوالات رو داشت .
    اتفاقات بازهم در دو مکان مجزا بررسی میشد ، یکی جزیره و دیگری این دنیا ( البته تا چند دقیقه مانده به پایان ) . اتفاقات جزیره سرهم بندی شده بود ، یعنی هر جور که بود میخواستن مسائل مربوط به جزیره رو پایان بدن . مثلا به یکباره رهبری جک و بعد از چند ساعت واگذاری آن به هارلی ، اتفاقاتی که در اون دریچه نور افتاد همه و همه گواه آن است که قرار است اتفاقات جزیره هر چه زودتر پایان یابد . جیکوب کاندیدا ی باقی مانده را جمع میکند و به آن ها چیزی را میدهد که به خودش ندادند ، یعنی حق انتخاب و در نهایت جک داوطلب میشود و اتفاقات بعد از آن که دزموند دود سیاه را به جای اولش باز میگرداند و اینجاست که فقط روح برادر جیکوب در بدن جان لاک باقی میماند که همچنان سعی در ترک جزیره را دارد .
    در مقابل بهترین سکانس ها و صحنه ها و بیش ترین توجهات به این دنیا بود. دنیای موازی که قبلا میگفتیم نفی میشود و به برزخ میرسیم . تمامی اتفاقاتی که در فصل شش در دنیایی شبیه به دنیای واقعی می افتاد ، در عالم برزخ بوده . جایی که به نظرم سعی شده بود کسانی که در این دنیا به حقشون نرسیدند ، توی اون دنیا بهش برسند مثل سعید ، سویر ، جان ، بنجامین . کسانی که در برزخ به سر میبرند ( البته من بهش میگم برزخ ، میتونه چیز دیگه ای هم باشه . به هر حال میشه دنیایی بین این دنیا و آخرت ) حالا هیچ چیز به یاد نمیارن اما با مشاهده عین اعمال خود به واقعیت درونی خود و آنچه برایشان اتفاق افتاده میرسند . اتفاقی که زیباترین و احساسی ترینش برای جین و سان ، جیمز و جولیت ، کلیر کیت و چارلی افتاد .
    از نکات جالب این 2 قسمت این بود که برخی از تصاویری که در فصول 1 تا 5 بود را دوباره به نمایش در می آورد و یادی برای تماشگران زنده میکند . نمایش برخی از صحنه ها مثل رابطه سان و جین ، جولیت و جیمز ، کیت و جک ، چارلی و کلیر و ... همه و همه به زیبایی هر چه تمام تر این 2 قسمت پایانی می افزاید.


    و اما 10 دقیقه پایانی که پاسخ بسیاری از سوال ها را میدهد ، در این 10 دقیقه حدود 4 دقیقه آن به جک و پدرش اختصاص داده میشود که فقط و فقط جک سوال میپرسد و پدرش به او پاسخ میدهد که در واقع این همان سوال هایی است که بینندگان در فصل 6 در ذهن داشته اند :
    جک : تو مردی
    پدر : آره
    پس الان اینجا چی کار میکنی ؟
    تو چطوری اینجایی ؟
    منم مردم ....
    و بعد دلداری های پدرانه به جک و در ادامه :
    تو واقعی ای ؟
    امیدوارم باشم ، تو واقعی ، هر اتفاقی برات افتاده واقعیه و تمام آدمای توی کلیسا ، اونا هم همشون واقعیند .
    همشون مردن ؟
    -هر کسی یه روزی میمیره پسر ، بعضی هاشون قبل از تو و بعضی هاشون هم بعد از تو مردند
    ولی چرا الان همشون اینجاند ؟
    ما کجاییم پدر ؟ ( اولین جمله تفکربرانگیز در این سریال و در قسمت اول از فصل اول توسط چارلی )
    اینجا جاییکه شما با هم ساختید تا بتونید همدیگه رو پیدا کنید . مهم ترین لحظات زندگیت رو با این آدم ها بودی جک ، این دلیلیه که الان با هم یکجا هستید . هیچ کس نمیتونه تنهایی زندگی کنه . تو به اونا نیاز داری ، اوناهم به تو نیاز دارند .
    برای چی ؟
    که یادتون بمونه ، که بگذارید ادامه پیدا کنه .
    کیت گفت ما داریم میریم .
    . نه رفتن نیست ، حرکت کردنه ( یعنی حرکت به سمت جهان آخرت و زندگی ابدی )
    داریم کجا میریم ؟
    بیا بریم ببینیم .
    و بعد تمامی شخصیت های اصلی داستان در سالن کلیسا تجمع کرده و منتظر جک رهبرشان هستند . در همین حین صحنه مرگ جک در جزیره و دری پر از نور که به روی همگان باز میشود که همان حرکت به سمت آخرت است ( بهشت ) .

    و اما آخرین سکانس فیلم که همان اولین سکانس در اولین قسمت از فصل اول است با این تفاوت که جک اینبار به هوش نمی آید و برعکس میمیرد . انصافا یکی از زیباترین صحنه ها در پایان داستانی بود که دیده ایم که جک در همان جای اولیه و با همان سگ در کنارش و همان لنگه کفش آویزان بر درخت از جزیره و دنیا میرود .
    چند نکته هم در اپیزود تکمیلی لاست مطرح میشه که کاملا واضح هستند ، اما در قسمت 12 فصل 6 به سوال اصلی جک جواب داده میشود و آن موضوع پدرش است . پدر جک واقعا مرده و دود سیاه از آن برای جلب توجه جک اتفاده میکند همانطور که از بدن جان لاک استفاده میکند .
    تیتراژ پایانی هم لاشه هواپیمایی را نشان میدهد که بازهم سوال ساز شده است . معلوم نیست این همان لاشه اوشینیک 815 است یا لاشه هواپیما آجیرا که در قسمت پایانی سریال ساویر ، کیت و ... از جزیره رفتند یعنی ممکن است این هواپیما هم در حین خروج از جزیره سقوط کرده باشد و ساویر کیت و ... هرگز نتوانسته اند از جزیره خارج شوند . هر چند در مصاحبه ای از یکی از دست اندرکاران سریال گفته شد که این لاشه اوشینیک 815 است و ربطی به هواپیمای ساویر ندارد .

  16. #20
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 40
    نوشته ها : 7,614
    سپاس ها : 11,330
    سپاس شده 25,838 در 4,621 پست
    یاد شده
    در 59 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    پاسخ : Swa.18- نتیجه گیری نهایی از وقایع فصل ششم لاست (Final Result)

    نقل قول نوشته اصلی توسط ffkia نمایش پست ها
    توصیه میکنم که حتما به مطالعه مجدد این تاپیک بپردازید "اهداف گمشده و پیدایش سرنوشت انسان مادی"
    الان یکبار دیگه این تحلیل را مطالعه کردم. برای خودم خیلی جالب بود. دارم فکر میکنم که این بهترین تحلیلی بوده که درباره لاست نوشتم.
    شاید بهترین تحلیلی که کلا تا الان نوشتم.... حس خوبی از خوندنش داشتم.
    تاپیکی که در این تحلیل مورد اشاره قرار گرفته در سینماسنتر ایجاد نشده. از آرشیو مطالب پیداش کردم و میذارمش تو همین پست تا اگه خواستید بخونیدش.

    موفق باشید.


    اهداف گمشده و پیدایش سرنوشت انسان مادی

    حدود اواسط سال گذشته (1386) بود که به اصرار یکی از دوستان رفتم 4 فصل ابتدایی لاست رو گرفتم و بعد از یک هفته شروع کردم به دیدن . البته حقیقتش رو بخواهید برنامه این نبود که بشینم و سریال رو ببینم فقط گفتم ببینم این چیه اینقدر میگن اما دیدن یک فصل همان و 5 روز تعطیلی کار و زندگی و بیخوابی هم همان .
    وقتی فصل 4 تموم شد دچار یک حس عجیبی بودم که احتمالا همه شما هم دچارش شدین , حالا دیگه مجموعه لاست بخشی از وجودتون شده و حس میکنید باید رازهای جدیدی رو از دل این داستان خودتون کشف کنید .
    بعد از بار اول من 4 بار دیگه تنها و به اتفاق افراد دیگه ای سریال رو بازبینی کردم و هر بار نکات جدیدی برام مشخص شد .
    شک ندارم که لاست یکی از یکدست ترین و هیجان انگیز ترین و در عین حال مرموزترین مجموعه هایی بوده که تا کنون به نمایش درآمده و شاید در نوع خودش بی نظیر باشه .
    شما اگه مذهبی هستید , اگه اهل علم هستید , اگه منطقی و اهل برهان قاطع , اگه معتقد به سرنوشت , اگه لائیک , اگه مسلمان و اگه هر ذهنیت دیگه ای دارید میتونید بخش مورد علاقه خودتون رو در این مجموعه پیدا کنید . در مورد شخصیتها هم همین طوره یعنی اگه 10 نفر با هم بشینن و سریال رو ببینن به 10 نفر مختلف تو سریال علاقه مند میشن .
    یکی از جان خوشش میاد دیگری از سعید , یکنفر به حرکتهای حساب شده بن علاقه مند میشه نفر بعدی به بی خیالی چارلی .
    یکی عاشق حرفها و افه های سویر میشه دیگری از سیستم جک ...
    اما همیشه تو ذهنم این سوال بوده که در نهایت کار به کجا میرسه ؟
    جزیره در واقع چطور مکانیه ؟
    هدف از این ماجرا چیه و چرا مارو اینقدر درگیر خودش میکنه ؟
    جوابها مختلف و متفاوت هستن . در همین فروم به کرات تاپیکهایی دیده میشه که کم و بیش به این موضوع پرداختن و نتایج مختلف گرفتن .
    اما حقیقتا نویسندگان چه اهدافی رو از ساخت این مجموعه داشتن ؟
    آیا اصلا ذهنیت اونا حرکت به سمت و سوی خاصی بوده یا فقط سرگرمی ؟
    مجموعه آنچنان گسترده شده و سراغ حیطه های مختلف از زندگی قدیم و جدید انسان میره که بعید میدونم هدف تنها و تنها سرگرمی بوده باشه .

    زندگی روزمره انسان و خستگی های ناشی از زندگی ماشینی و گرفتارهای مالی و تلاش در جهت کسب هر چه بیشتر منافع مادی باعث میشه که همه افراد از خود بی خود بشن و فراموش کنند که دنیای دور و برشون چگونه است و از چه ترکیباتی در زندگی روزمره خودشون دارن استفاده میکنن . زمانی برای رفرش کردن و تفکر نداریم و بعضا نمی رسیم که یک مطالعه ساده پیرامون فضای اطراف خودمون بکنیم . نگرانی از این نوع زندگی باعث حرکات عمیقی در جامعه بین الملل شده و نگرانی از فرو رفتن هر چه بیشتر در این نوع زندگی و نزدیک شدن هر چه بیشتر به دنیای مجازی باعث شده که افرادی سعی کنن خطرات ناشی از این حرکت رو نشون بدن .
    فیلمهایی نظیر ماتریکس , ترمیناتور و نمونه هایی که احتمالا شما هم دیده اید دقیقا اشاره به همین موضوع دارند .
    تا به حال شده با خودتون فکر کرده باشید که نیاز به کسی دارین که شما رو از این قالب بیرون بکشه و بدون این که بتونین دخالت خاصی اعمال کنید به یک نوع زندگی دیگه وارد بشین ؟

    جواب این سوال رو در خیلی از کتابها و فیلمها دیدین . مسئله قدیمی ماشین زمان و علاقه انسان برای تغییر سرنوشتش از مواردیه که مورد علاقه همگان قرار داره . هممون دوست داریم داخل اوشینک 815 بودیم و تو اون جزیره سقوط میکردیم , همگی عاشق اون فضای بکر هستیم و علاقمند به کشف رازها و درگیر حوادث غیر مترقبه شدن ....
    به نظر من نویسندگان و طراحان لاست خیلی خوب به این نتیجه رسیدن که رگ خواب انسان امروزی چیه , اونا میدونن که سرنوشت و علاقه به تغییرش هر شخصی رو وادار میکنه که بشینه و ساعتها به صفحه تلویزیون خیره بشه و چیزهایی رو دنبال کنه واقعا دلش میخواد خودش اونها رو انجام بده .
    جان لاک در فصل 1 اپیزود 5 به جک میگه حتی اگه غیر واقعی اما بیا فکر کنیم که وجود داره .
    جزیره محلیه برای تخلیه تمامی افکار مزاحمی که تا قبل از دیدن لاست دچارش بودین .
    اگه تو امتحان نمره نگرفتین , اگه چکتون برگشت خورده , اگه سرتون کلاه گذاشتن , اگه دختر مورد علاقتون یا بر عکس پسر رویاهاتون رفته و با کس دیگه ازدواج کرده , اگه دچار غم اندوه ناشی از این زندگی هستین ... لاست شما رو به نوع دیگه ای از حیات رهنمون میشه .
    جزیره شما رو به وجد میاره و علاقه نامحدود انسان به جزیره هم در نوع خودش جالبه و در لاست به اثبات میرسه .
    لاست برای انسان امروزی به مانند کشتی نجاته , اکو در اپیزود sos به برنارد میگه انسانها از راههای مختلفی نجات پیدا میکنن , چرا نویسندگان رموز مختلفی رو پیش پای بیننده میذارن در حالی که میدونن اکثر این رموز ممکنه لاینحل باقی بمونه .
    علاقه ذاتی انسان به اسرار و فهمیدن و درک کردنش باعث میشه این مجموعه حتی اگه رموزش حل نشه باز هم جذاب باشه . به شخصه دنبال این نیستم که اسرار لاست کاملا کشف بشه , بیشتر سعی میکنم خودم رو در اون فضا و شرایط قرار بدم و از حس بودن در چنین محیطی لذت ببرم .
    انسانها در طول تاریخ همیشه جزیره را بهترین مکان برای نجات , دنیای آخرت , فرار از دنیای مادی و تجسم آرزوهای خودشون دونستن (جزیره اسرار آمیز , جزیره گنج , جزیره خضرا , بهشت موعود , آتلانتیس گمشده وووو )
    نویسندگان مجموعه لاست تلاش کردن که فضایی رو ایجاد کنن که با هر نوع روحیه و تفکری سازش داشته باشه اونا مارو با خودشون همراه میکنن و به یک دنیای جدید میبرن , دنیایی که حتی قوانینش با قوانین طبیعی زندگیمون فرق داره . اولش کمی مقاومت میکنیم و سعی میکنیم قبولش نکنیم , اما بعد در چنان ورطه ای از هجوم افکار خوشایند و حس آزادی و رهایی قرار میگیریم که دیگه نمی تونیم به هیچ شکلی ازش جدا بشیم .
    در مورد پدر خوانده میگن مثل گفته های کنفوسیوس میمونه و باید هر از گاهی بهش مراجعه کرد و چیزهای جدید ازش فرا گرفت . من میگم در مورد لاست این مسئله صادق تره .

    نوع نگرش نویسندگان و سازندگان به روابط انسانها بسیار بسیار زیباست و خصوصا در فصل یک جذابیت اصلی داستان رو باید در این نوع روابط جستجو کرد .

    حرکت عمومی به سمت هدف در فصل 5 آغاز شده و در پایان مسلما بیننده را بیش از پیش در گیر سوالات خواهد کرد . وقتی فکر میکنم و میبینم که دیگه برام اهمیت نداره که جزیره کجا باشه و دیگه مهم نیست که بمب منفجر بشه یا نشه و دیگه مهم نیست که چه اتفاقی قراره بیوفته , با خودم میگم الان چه چیزی منو به دیدن چندین و چند بار مجموعه جذب میکنه ؟
    جواب از قبل تو ذهن همه ما هست تو ذهن سازندگان هم هست .
    یک حس عمیق از رهایی و حرکت مثبت . یک کارنووال از تمام چیزهایی که دلمون میخواد باهاش درگیر باشیم . یک علاقه قلبی به تغییر از بنیاد و حرکت در زمان و عوض کردن سرنوشت .
    یک حس دائمی در وجود انسانها که از چیزی که هستند راضی به نظر نمی رسند .
    اگر کسی حس میکنه که از لاست لذت نمی بره به نظرم باید یک مقدار در مورد حسیات خودش شک کنه یا فکر کنه که شاید از نوع تفکر فانتزی کلا بی بهره است .

    برای دیدن لاست باید یکمقدار به ماوراالطبیعه معتقد بود و باید کمی از صحبت جان لاک در ابتدا بحث استفاده کرد که فکر کنید این فضا واقعیت داره . اون زمان میتونید با خیالی آسوده در عمق ماجرا حرکت کنید و از طرح های نویسندگان لذت ببرید .
    اون موقع دیگه از دیدن دودسیاه , افراد دارما , ایستگاه ارکید , سفرهای زمانی و انتقال جزیره تعجب که نمی کنید هیچ که میشینید در موردش با هم بحث و تبادل نظر میکنیم و حتی از فکر و بحث در پیرامون سریال لذت میبریم ... چرا ؟
    چون دیگه فضا لاست برای ما دنیای واقعیه , جیکوب باید برامون تصمیم بگیره , چون دیگه قواعد بازی رو قبول کردیم , چون مثل هری پاتر به آدمهای خارج از دور میگیم مشنگ , چون مثل ارباب حلقه ها فانتزی ذهنمون به حد اعلا رسیده و دیگه هر چیز غریبی برامون واقعی و ملموسه .

    چون ما عاشق لاست هستیم و عاشق فکر کردن به لاست

    این مطلب در تاریخ 12 نوامبر سال 2009 در سایتی که قبلا درباره لاست در اون فعالیت میکردیم نوشته شده است.
    دقیقا سه سال قبل و 2 ماه قبل از شروع فصل ششم لاست


    ویرایش توسط FFKIA : 11-13-2012 در ساعت 12:42
    RASHNO, Anti Trust, A!i و 1 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


  17. 8 کاربر از پست مفید FFKIA سپاس کرده اند .


صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. Swa.08- بررسی و تحلیل وقایع اپیزود نهم فصل ششم لاست (Ab Aeterno)
    توسط FFKIA در انجمن تحليل و بررسي سريال لاست
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: 07-27-2010, 21:50
  2. Swa.05- بررسی و تحلیل وقایع اپیزود ششم فصل ششم لاست (Sundown)
    توسط FFKIA در انجمن تحليل و بررسي سريال لاست
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 07-27-2010, 00:27
  3. Swa.10- بررسی و تحلیل وقایع اپیزود یازدهم فصل ششم لاست (Happy Ever After)
    توسط FFKIA در انجمن تحليل و بررسي سريال لاست
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 07-26-2010, 00:05
  4. Swa.09- بررسی و تحلیل وقایع اپیزود دهم فصل ششم لاست (The Package)
    توسط FFKIA در انجمن تحليل و بررسي سريال لاست
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 07-26-2010, 00:01
  5. Swa.07- بررسی و تحلیل وقایع اپیزود هشتم فصل ششم لاست (Recon)
    توسط FFKIA در انجمن تحليل و بررسي سريال لاست
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 07-22-2010, 17:24

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •