سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh قطعه‌ای شعر! - صفحه 11

صفحه 11 از 11 نخستنخست ... 91011
نمایش نتایج: از شماره 101 تا 105 , از مجموع 105
نمایش شاخه ای140علاقمندی ها

موضوع: قطعه‌ای شعر!

  1. #1
    شاید بعدها درگذر زمان از کنار هم عبور کنیم و به سردی بگوییم این غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود
    .:SoMaYeH:. آواتار ها
    وضعیت : .:SoMaYeH:. آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : قم
    نوشته ها : 158
    سپاس ها : 1,923
    سپاس شده 555 در 187 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 269 تاپیک

    شعر زیبای زنگ انشا از قیصر امین پور !!!! ...

    صبح یک روز سرد پائیزی روزی از روز های اول سال
    بچه ها در کلاس جنگل سبز جمع بودند دور هم خوشحال

    بچه ها غرق گفتگو بودند بازهم در کلاس غوغا بود
    هریکی برگ کوچکی در دست! باز انگار زنگ انشاءبود

    تا معلم ز گرد راه رسید گفت با چهره ای پر از خنده
    باز موضوع تازه ای داریم آرزوی شما در آینده

    شبنم از رو برگ گل برخواست گفت میخواهم آفتاب شوم
    ذره ذره به آسمان بروم ابر باشم دوباره آب شوم

    دانه آرام بر زمین غلتید رفت و انشای کوچکش را خواند
    گفت باغی بزرگ خواهم شد تا ابد سبز سبز خواهم ماند

    غنچه هم گفت گرچه دل تنگم مثل لبخند باز خواهم شد
    با نسیم بهار و بلبل باغ گرم راز و نیاز خواهم شد

    جوجه گنجشک گفت میخواهم فارغ از سنگ بچه ها باشم
    روی هر شاخه جیک جیک کنم در دل آسمان رها باشم

    جوجه کوچک پرستو گفت: کاش با باد رهسپار شوم
    تا افق های دور کوچ کنم باز پیغمبر بهار شوم

    جوجه های کبوتران گفتند: کاش میشد کنار هم باشیم

    زنگ تفریح را که زنجره زد باز هم در کلاس غوغا شد
    هریک از بچه ها بسویی رفت ومعلم دوباره تنها شد

    با خودش زیر لب چنین میگفت: آرزوهایتان چه رنگین است
    کاش روزی به کام خود برسید! بچه ها آرزوی من اینست
    uyousof, ali.121, penn و 1 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.

  2. 13 کاربر از پست مفید .:SoMaYeH:. سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #101
    TOUCH DARKNESS AND DARKNESS TOUCHES YOU BACK
    penn آواتار ها
    وضعیت : penn آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Feb 2014
    محل سکونت : رشت
    سن: 23
    نوشته ها : 729
    سپاس ها : 2,028
    سپاس شده 3,031 در 805 پست
    یاد شده
    در 10 پست
    تگ شده
    در 0 تاپیک

    پاسخ : قطعه‌ای شعر!

    قطره قطره اگر چه آب شدیم
    ابر بودیم و آفتاب شدیم
    ساخت ما را همو که می پنداشت
    به یکی جرعه اش خراب شدیم
    هی مترسک کلاه را بردار
    ما کلاغان دگر عقاب شدیم
    ما از آن سودن و نیاسودن
    سنگ زیرین آسیاب شدیم
    گوش کن ما خروش و خشم تو را
    همچنان کوه بازتاب شدیم
    اینک این تو که چهره می پوشی
    اینک این ما که بی نقاب شدیم
    ما که ای زندگی به خاموشی
    هر سوال تو را جواب شدیم
    دیگر از جان ما چه می خواهی ؟
    ما که با مرگ بی حساب شدیم
    محمد علی بهمنی
    The Pianist به این پست علاقمند بوده است.




  5. کاربر روبرو از پست مفید penn سپاس کرده است .


  6. # ADS
     

  7. #102
    TOUCH DARKNESS AND DARKNESS TOUCHES YOU BACK
    penn آواتار ها
    وضعیت : penn آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Feb 2014
    محل سکونت : رشت
    سن: 23
    نوشته ها : 729
    سپاس ها : 2,028
    سپاس شده 3,031 در 805 پست
    یاد شده
    در 10 پست
    تگ شده
    در 0 تاپیک

    پاسخ : قطعه‌ای شعر!

    دشت هایی چه فراخ!
    کوه هایی چه بلند!
    من در این ابادی پی چیزی گشتم ؛
    پی خوابی شایدٰ
    پی نوری ٰریگیٰ لبخندی
    پای نی زاری ماندمٰ باد می آمد ٰگوش دادم؛
    چه کسی با منٰ حرف می زد؟
    راه افتادم
    یونجه زاری سر راه ٰ
    لب آبیٰ
    گیوه ها را کندم و نشستمٰ پاها در آب:
    من چه سبزم امروز؛
    و چه اندازه تنم هشیار است
    نکند اندوهی ٰسر رسد از پس کوه
    چه کسی پشت درختان است ؟
    ظهر تابستان است.
    مهربانی هست ٰسیب هستٰ ایمان هست.
    آری!
    تا شقایق هست زندگی باید کرد.
    در دل من چیزی است مثل یک بیشه ی نور ٰمثل خواب دم صبح
    و چنان بی تابم که دلم می خواهد
    بدوم تا ته دشت ٰبروم تا سر کوه
    دور ها آوایی است که مرا می خواند.
    سهراب سپهری
    The Pianist به این پست علاقمند بوده است.




  8. کاربر روبرو از پست مفید penn سپاس کرده است .


  9. #103
    می خواهم اقلاً یک نفر باشد که من با او از همه چیز همانطور حرف بزنم که با خودم حرف میزنم!
    The Pianist آواتار ها
    وضعیت : The Pianist آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2012
    نوشته ها : 416
    سپاس ها : 4,831
    سپاس شده 1,753 در 593 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 436 تاپیک

    پاسخ : قطعه‌ای شعر!

    درست همین وقت ها بود،
    که از خیابان رد می شدم،
    هوا ابری بود ...
    و من بارانیم را پوشیده بودم،
    درست همین وقت ها بود،
    که "نیمه ام " گم شد،
    رفته بود برای آوردن چتر،
    تا خیس نشود و من هم ...
    چه می دانستم
    که در سمت دیگر پیاده رو ...
    کسی هم هست شبیه خودم،
    که بارانی اش را پوشیده ...
    خیابان طی می کند،
    و دست بر قضا ...
    چتری هم دارد، برای گم نکردن کسی ...
    و من سالهاست که خیس خیس منتظرم
    که از خیابان رد می شدم،
    هوا ابری بود ...
    و من بارانیم را پوشیده بودم،
    درست همین وقت ها بود،
    که "نیمه ام " گم شد،
    رفته بود برای آوردن چتر،
    تا خیس نشود و من هم ...
    چه می دانستم
    که در سمت دیگر پیاده رو ...
    کسی هم هست شبیه خودم،
    که بارانی اش را پوشیده ...
    خیابان طی می کند،
    و دست بر قضا ...
    چتری هم دارد، برای گم نکردن کسی ...
    و من سالهاست که خیس خیس منتظرم


    "حمید جدیدی"


    پ.ن:شعر های این شاعر رو شدیدا توصیه میکنم...عالیه!
    penn به این پست علاقمند بوده است.

  10. 2 کاربر از پست مفید The Pianist سپاس کرده اند .


  11. #104
    می خواهم اقلاً یک نفر باشد که من با او از همه چیز همانطور حرف بزنم که با خودم حرف میزنم!
    The Pianist آواتار ها
    وضعیت : The Pianist آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2012
    نوشته ها : 416
    سپاس ها : 4,831
    سپاس شده 1,753 در 593 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 436 تاپیک

    پاسخ : قطعه‌ای شعر!

    آهو ندیده ای که بدانی فرار چیست
    صحرا نبوده ای که بفهمی شکار چیست

    باید سقوط کرد و همین طور ادامه داد
    دریا نرفته ای بچشی آبشار چیست

    پیش من از مزاحمت بادها نگو
    طوفان نخورده ای که بفهمی قرار چیست

    هی سبز در سفیدی چشمت جوانه زد
    یک بار هم سوال نکردی بهار چیست

    در خلوتت به عاقبتم فکر کرده ای؟
    خُب...کیفر صنوبرِ بی برگ و بار چیست؟

    روزی قرار شد برسیم آخرش به هم
    حالا بگو پس از نرسیدن قرار چیست؟


    "مهدی فرجی"





    penn به این پست علاقمند بوده است.

  12. کاربر روبرو از پست مفید The Pianist سپاس کرده است .


  13. #105
    mirzan آواتار ها
    وضعیت : mirzan آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Dec 2015
    سن: 20
    نوشته ها : 1
    سپاس ها : 0
    سپاس شده 0 در 0 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 0 تاپیک

    پاسخ : جای تو خالیست

    مژده ای دل که مسیحا نفسی می‌آید که ز انفاس خوشش بوی کسی می‌آید



    از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش زده‌ام فالی و فریادرسی می‌آید



    زآتش وادی ایمن نه منم خرم و بس موسی آنجا به امید قبسی می‌آید



    هیچ کس نیست که درکوی تواش کاری نیست هرکس آنجا به طریق هوسی می‌آید



    کس ندانست که منزلگه معشوق کجاست این قدر هست که بانگ جرسی می‌آید



    جرعه‌ای ده که به میخانهٔ ارباب کرم هر حریفی ز پی ملتمسی می‌آید



    دوست را گر سر پرسیدن بیمار غم است گو بران خوش که هنوزش نفسی می‌آید



    خبر بلبل این باغ بپرسید که من ناله‌ای می‌شنوم کز قفسی می‌آید



    یار دارد سر صید دل حافظ یاران شاهبازی به شکار مگسی می‌آید

    طراحی مغازه
    طراحی آشپزخانه
    فروش کاغذ دیواری
    دکوراسیون منزل
    دکور مغازه
    دکور فروشگاه
    طراحی و ساخت آشپزخانه
    فروش لمینت و پارکت
    ویرایش توسط mirzan : 12-20-2015 در ساعت 21:10

صفحه 11 از 11 نخستنخست ... 91011

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

!!!!, black, فقط, فصل, فعالیت, قفس, قله, قلب, قوانین, قیصر, قابل, قدم, قرار, كنيد, كنار, لب, لحظه, لذت, من, مهدی, مهربان, موقع, موهای, مورد, موضوع, مي, می, می‌شود, میخواهم, ما, مانده, ماه, مثل, محمد, مدیر, مرگ, مرا, مردم, مشیری, مشکل, مشت, معلم, نفر, نقش, نمی, چند, چه, چهارم, چهره, چوب, نور, نوعی, نیمه, نیاز, نیست, نیستم, نگاه, نام, ندارد, نرم, نسخه, چشم, چشمان, نشان, هم, همه, همیشه, همکاری, هنگام, هوش, های, هایی, هر, هرگز, وقتی, واقعا, يك, ی, یی, یک, یکی, یافت, یاد, یعنی, کم, کمک, کن, کنید, کنار, کند, که, کوچه, کوه, کور, کاج..., کار, کتاب, کجا, کرد, کرده, کسی, گفت, گفته, گفتگو, گل, گلهای, گم, گنجشک, گوش, گذشته, گرفته, گره, گروه, گران, پناهی, پور, پی, پیش, پا, پاییزی, پایان, پاره, پدر, پر, پرواز, پس, پشت, آفتاب, آمد, آن, آن‌ها, آنچه, آینه, آید, آب, آبی, آخر, آدم, آرام, آرزوی, آسمان, آشنا, آغاز, افزايش, افزار, ام, امین, اما, انتقال, انجمن, اندیشه, اهدا, او, اول, اولین, اي, اين, ای, این, اینکه, اگر, ادبیات, ارتباط, ارسال, از, است, بچه, بنویسید, به, بهتر, بود, بودن, بوسه, بی, بیدار, بیداری, بیش, بگو, با, بالاي, بام, باید, باد, بار, باران, باز, باغ, بخش, بدیع, بر, برگ, برای, بزرگ, بسیار, بشارت, بعد, تمام, تماشا, تو, توجه, تکانی, تا, تامل, تاج, تار, تازه, تب, تبر, تر, ترين, تعریف, تعطیل, جلوگیری, جمله, جمع, جنگل, جهان, جو, جواد, جوجه, جان, جای, جدید, جدا, حفظ, حافظه, حال, حالا, حد, حدیث, حذف, حسین, حضور, خنده, خواهند, خواهد, خواب, خوب, خوبی, خود, خیابان, خانه, خاک, خارج, خاطر, خبر, خدا, خشم, خطوط, خطر, دل, دلم, دنیا, دنیای, دنبال, ده, دو, دوباره, دور, دوست, دوستی, دوستان, دیواری, دیگر, دیدن, دیر, داد, دارم, داغ, در, درحال, درد, دست, ذهن, رفتن, رنگ, رهگذر, روي, روی, روح, روز, روزی, روشن, را, راه, راز, رسید, زمين, زمین, زمان, زنگ, زندگی, زیبای, زیر, زبان, زد, زرتشت, سفر, سلام, سوره, سیم, سالار, سایه, ساده, سبد, ستاره, سحر, سخن, سخت, سر, سرد, سردترین, شقایق, شما, شو, شود, شور, شیخ, شیطان, شکایت, شاخه, شاعر, شب, شبنم, شبان, شد, شد., شدن, شدند, شعر, شعر زیبای زنگ انشا از قیصر امین پور !!!!, شعرهای, شعری, صورت, صد, عــشـق, عقل, علیرضا, عمر, عیب, عالم, عاشق, عشق, غم, غیر, غرق, غریب

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •