سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh تحلیل و بررسی سینمای جهان Cwa.92- تحليل و بررسي فيلـــــــم هابیت، یک سفر غیر منتظره (The Hobbit: An Unexpected Journey)

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت  طراحی دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه 

 هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته , طراحی وب سایت , سئو سازی , کابل هلوکیبل , اعلام حریق , پیاده سازی دیتاسنتر

 

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 18
نمایش شاخه ای45علاقمندی ها

موضوع: Cwa.92- تحليل و بررسي فيلـــــــم هابیت، یک سفر غیر منتظره (The Hobbit: An Unexpected Journey)

  1. #1
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA هم اکنون آنلاین است.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 40
    نوشته ها : 7,505
    سپاس ها : 11,202
    سپاس شده 25,636 در 4,555 پست
    یاد شده
    در 57 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    Cwa.92- تحليل و بررسي فيلـــــــم هابیت، یک سفر غیر منتظره (The Hobbit: An Unexpected Journey)

    نام فیلم: هابیت، یک سفر غیر منتظره
    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  Hobbit1.jpg
مشاهده: 3104
حجم:  53.8 کیلو بایت
    اطلاعات فیلم
    کارگردان: پیتر جکسون
    نویسندگان: گیلرمو دل تورو – پیتر جکسون – فران والش – فیلیپ بوینز
    تهيه کننده: پیتر جکسون و مارک اودرسکی
    موسيقي متن: هوارد شور
    فيلمبردار: اندرو لسنی
    تدوين: جابز اولسن
    بازیگران
    مارتین فریمن : بیلبو بگینز
    ریچارد آرمیتج: تورین اوکن شیلد
    یان مک کلن:گاندالف(میتراندیر)
    هوگو ویوینگ: سر الروند
    اندی سرکیس: گالوم
    کیت بلانشت : گالادریل
    سیلوستر مک کوی : راداگاست قهوه ای
    اطلاعات دیگر
    ژانر: فانتزی تخيلي
    تاریخ اکران : 14 دسامبر 2012 (آمریکا)
    توزيع کننده: برادران وارنر
    مدت زمان: 169 دقيقه
    محصول: آمريکا و نیوزیلند
    زبان: انگليسي
    بودجه: حدود 250 ميليون دلار
    فروش: ۱،۰۱۶،۹۳۵،۵۵۷ دلار
    افتخارات و جوایز
    نامزد سه جایزه اسکار سال 2013 در رشته های زیر
    بهترین چهره پردازی
    بهترین طراحی صحنه
    بهترین جلوه های ویژه
    برنده جایزه امپایر بهترین فیلم فانتزی و بهترین کارگردان (پیتر جکسون)
    برنده جایزه بهترین قهرمان از mtv
    تحلیل و بررسی از رحیم حنیفه پور (شاهین)
    ویرایش توسط FFKIA : 02-13-2014 در ساعت 00:11
    smgh470, قطره باران, Anti Trust و 5 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته



  2. # ADS
     

  3. #2
    SHAHIN آواتار ها
    وضعیت : SHAHIN آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Nov 2010
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 403
    سپاس ها : 556
    سپاس شده 1,014 در 296 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 262 تاپیک

    پاسخ : Cwa.91- تحليل و بررسي فيلـــــــم هابیت، یک سفر غیر منتظره (The Hobbit: An Unexpected Journey)

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.
    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  Hobbit2.jpg
مشاهده: 2315
حجم:  49.9 کیلو بایت
    تحليل و بررسي هابیت، یک سفر غیر منتظره
    تحلیل فیلــــم
    روزی روزگاری یک هابیت در سوراخی درون زمین زندگی می کرد.
    پیتر جکسون کل اتفاقات گذشته را که برای دورف ها پیش آمده و منتهی به تسخیر اره‌بور مقر پادشاهی ترور پادشاه کوتوله‌ها، توسط اسماگ اژدها شده است در عرض 10دقیقه در فیلم عرضه می‌کند. این برای کسی که برای اولین بار و بدون مطالعه کتاب هابیت فیلم را می بیند کمی گیج کننده است. بدون هیچ پیش زمینه و مطالعه ای مخاطب سردرگم می شود ولی برای عاشقان تالکین که دنیای او را مثل کف دست می شناسند همه اینها مثل خاطرات است. سررشته داستان به دست بلیبو بگینز هابیت است که برای فرزندخوانده‌اش فرودو از خاطرات و ماجراهایش می گوید. این بازگویی خاطرات بیلبو، شروع داستان هابیت را رقم می زند. بیلبو پرده از اسراری برمی‌دارد که در گذشته او اتفاق افتاده و منجر به حماسه‌ای برای هابیت ها شده‌است. سفری در راه است، سفری پرماجرا و مخاطره انگیز برای مقابله با بزرگترین اژدهای سرزمین میانی...
    اسماگ که یک اژدهای غول پیکر است به طمع طلا و جواهرات سرزمین دورف ها به آنجا یورش برده و دورف ها را از سرزمین و خانه خود بیرون می کند و حالا پس از گذشت سالها نوه پادشاه دورف ها تورین اوکن شیلد (با بازی خوب ریچارد آرمیتاج) با کمک یک جادوگر (گاندالف) و به توصیه او به دیدار یک هابیت آمده اند تا تیم خود را برای بازپس گیری مایملک خود تکمیل کنند. گرچه دورف ها دلیل وجود یک هابیت کوچک را متوجه نمیشوند ولی به گاندالف اعتماد دارند.
    همچنین در همین سکانس ابتدایی فیلم با شهر زیرکوه (دیل) هم مختصر آشنایی پیدا می کنیم شهری که دروازه ورودی به کوه های اره بور است.
    اما سکانس طولانی بعدی به معرفی شخصیت های فیلم می پردازد. سکانسی که پس از اکران فیلم به زعم منتقدین باعث کسل کننده شدن فیلم و همچنین نقدهای منفی برای فیلم گردید. دورف ها به خانه بلیبو وارد می گردند و خوی و خصلت دورف ها را برای ما به معرض نمایش می گذارند. فیلمنامه در این سکانس کاملاً به کتاب اصلی وفادار است. به نظر من آشناشدن با شخصیت جالب دورف ها به کسل کننده شدن فیلم می ارزد بخصوص که منتقدین همیشه بهانه ای برای کوبیدن فیلم هایی که به دلیلی آن را دوست ندارند پیدا خواهند کرد. (این مبحث را در نتیجه گیری تحلیل توضیح خواهم داد)
    ورود غیرمنتظره دورف ها به خانه بیلبو شروع یک سفر غیرمنتظره را رقم خواهد زد. 13دورف به صلاحدید گاندالف برای شروع سفر در خانه بگینز گرد هم می آیند. بیلبوی بیچاره که از همه جا بی خبر است ناگهان خود را در میان دروف ها احاطه شده می بیند و دورف ها چنان بلایی بر سر خانه و غذاهای او می آورند که یک شبه تمام خوراکی های او را می حورند. دورف ها بسیار بی ملاحظه رفتار می کنند برعکس بیلبو که باادب نشان می دهد. در بین دورف ها تورین از همه متانت بیشتری دارد. تورین رهبر آینده و وارث اره بور است.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  Logo1.jpg
مشاهده: 2345
حجم:  12.5 کیلو بایت

    برای رسیدن به اره بور باید از میان رودخانه ها و جنگل های وسیع عبور کرد و خطرات زیادی در کمین است. اورک ها، الف ها، ترول ها و ... همگی نوید یک سفر خطیر و هیجان انگیز را می دهد و این بیلبوی از همه جا بی خبر را به شدت ترسانده است.
    تورین از وفاداری و شرافت افرادش می گوید. کوتوله های تپه آهنی برای پیوستن به او پاسخ منفی داده اند ولی این نفرات با وجود سالخوردگی و بعضاً بی تجرگی دارای قلبی مصمم و وفاداری و شرافت هستند. و این افراد می توانند افسانه ساز شوند.
    صبح فردا هابیت ما وقتی چشمهایش را باز می کند دورف ها رفته اند. ابتدا بیلبو احساس راحتی می کند ولی چیزی او را قلقلک می دهد. او از خاندان توک هاست و توک ها به ماجراجویی شهره هستند و این خصلت غریزی بیلبو باعث می شود به سرعت خود را به گروه رسانده و به آنها بپیوندد و برای اولین بار سوار اسب شود.
    شب هنگام بیلبو اولین خطر را احساس می کند زمانی که صدای زوزه گرگ های مرکب اورک ها را می شنود. در این هنگام بالین، سالخورده ترین دورف ها، داستانی از جنگ دورف ها به رهبری ترور و اورک ها به رهبری آزوگ خوانخوار را نقل می کند که بر سر موریا ملک اجدادی دورف ها واقع شده بود. در این نبرد آزوگ سر پادشاه دورینها، ترور را قطع کرده و همچنین پدر تورین نیز ناپدید شده است. دورف ها به رهبری تورین موفق شدند اورک ها را به عقب رانده و فراری دهند (همچنین تورین موفق شد یکی از دستهای رهبر اورک ها را قطع کند) ولی درد مرگ پدر و پدربزرگ هنوز بر قلب تورین سنگینی میکند و در آتش انتقام اورک ها می سوزد. این شجاعت مثال زدنی تورین باعث شده دورف ها او را پادشاه جدید بنامند و از او پیروی کنند.
    در همین شب خطری مهیب در کمین است. دورتر از کمپ گروه، چشمانی شرارت بار خیره به آنهاست و ما اولین گروه اورک ها را می بینیم که به رهبر خود پیغام می فرستند که کوتوله هارا پیدا کرده اند.
    در سکانس بعدی با راداگاست جادوگری که با حیوانات سخن می گوید آشنا می شویم. راداگاست به امور جنگل، گیاهان، درختان و حیوانات رسیدگی می کند. او متوجه می شود موجوداتی شرور (عنکبوت های غول پیکر) گیاهان و حیوانات جنگل را مسموم می کنند. در این سکانس راداگاست در صحنه هایی بر سورتمه ای سوار می شود که خرگوش ها آن را می کشند و منتقدین این صحنه ها را استفاده بیش از حد از جلوه های کامپیوتری توصیف کرده اند ولی من معتقدم این نماها از واقعیت دور نیست.

    ترول ها:
    گروه به کوهستان رسیده و محلی برای اتراق و استراحت یافته است. گاندالف از خطری که در کمین است برای تورین می گوید و معتقد است گروه نباید توقف کند. او می خواهد گروه به سرزمین الف ها برسد که هم امنیت بیشتری دارد و هم اینکه می توان با لرد الروند مشورت کرد. ولی کینه قدیمی تورین نسبت به الف ها که در گذشته به آنها پشت کردند باعث می شود با نظر جادوگر مخالفت کند. گاندالف با عصبانیت (بخاطر نداشتن تفکر و تعقل بخاطر کینه قدیمی در تورین) آنها را موقتاً ترک می کند. کیلی و فیلی که نگهبانی می دهند متوجه ناپدبد شدن دو عدد از کره اسب هایشان می شوند. شواهد نشان می دهد موجود غول پیکری آنها را برده است. بیلبو به عنوان دزد گروه انتخاب می شود تا این مشکل را حل کند. سه ترول (غول) کره اسب ها را برای شامشان برده اند.
    بیلبو و دورف ها در یک کشمکش با ترول ها گیر می افتند و ترول ها قصد خوردن آنها را دارند. ترول ها موجودات بسیار کثیف و کندذهنی هستند. بیلبو از صحبت هایی که بین ترول ها رد و بدل می شود با زیرکی متوجه نقطه ضعف آنها می گردد. آنها در نور روز تبدیل به سنگ می شوند پس سر آنها را با حرف هایی گرم می کند.
    تا سپیده صبح گاندالف سر رسیده و با کمک او ترول ها به سنگ تبدیل می شوند. در اینجاست که دورف ها به انتخاب بیلبو به عنوان یک همسفر بدردبخور پی می برند. بیلبو همه را با زیرکی از خطر خورده شدن توسط ترول ها نجات داده است. گروه وارد غار ترول ها می شود.
    گاندالف در غار ترول ها در بین گنجینه ها نیمچه شمشیری خاص را می یابد و به بیلبو می دهد. شمشیری که هنگام نزدیک شدن گابلین ها و اورک ها آبی رنگ می شود.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  Logo2.png
مشاهده: 2680
حجم:  7.7 کیلو بایت

    ارباب حلقه ها کلید می خورد:
    راداگاست قهوه ای به گروه می رسد. او در مورد تارها و عنکبوت های غول پیکری (از نسل آنگولیانت) صحبت می کند که تمامی جنگل را مسموم کرده اند و در مورد این خطر به آنها هشدار می دهد. همچنین از خطر بزرگتری که کل سرزمین میانه را تهدید می کند. در قلعه متروکه دول گندور یک هاله تاریک باستانی وجود دارد که ارواح مردگان را احضار می کند. او در آن قلعه سایه سایرون (ارباب تاریکی) را دیده است. در واقع مقدمه شروع داستان ارباب حلقه ها از همینجا کلید می خورد. بازگشت سایرون به سرزمین میانی و جمع آوری موجودات خبیث که در جنگل و کوه و ... به وضوح حضورشان پررنگ تر شده است.

    هجوم اورک ها - ورود به ریوندل:
    اولین هجوم اورک ها در همین منطقه رخ می دهد. وقتی وارگ های دیده بان گرگ های غول پیکر و آموزش دیده اورک ها، به گروه حمله می کنند، اسبها گریخته اند. راداگاست به آنها کمک می کند و اورک ها را به سمت خودش می کشاند تا گروه فرار کنند. برخلاف خواسته تورین و با هدایت گاندالف و کمک الف ها از غاری که در آن منطقه قرار گرفته است و به سمت ریوندل (آخرین منطقه صلح و آرامش) منتهی میشود از این معرکه نجات پیدا می کنند.
    زیبایی ریوندل در دره ایملادریس افسانه ای است. دره ای در میان کوه های عظیم با آبشارهای فراوان و منطقه ای سرسبز و آرام و رویایی که چشم هر بیننده ای را خیره می کند. بیلبو و دورف ها محو تماشای مناظر زیبای آنجا شده اند ولی در این بین تورین گاندالف را متهم به منحرف کردن گروه به آن سمت می کند.
    سرالروند از گروه مهمان ها پذیرایی گرمی می کند. او یک نقشه خوان ماهر در سرزمین میانه است و نقشه راه و ورود به کوهستان و در نامرئی را برایشان در زیر نور هلال ماه می خواند. نوشته های نامرئی روی نقشه که هنگام هلال ماه مرئی می شوند و از راز ورود به اره بور پرده برمی دارند. سر الروند همچنین از خطری که در کمین آنهاست آگاهشان می کند. " فقط شما نیسیتید که سرزمین میانه را زیرنظر دارید".

    جلسه سران دومین کلید حلقه:
    در همین شب پیتر جکسون یکی از جلسات مهم برای شروع داستان ارباب حلقه ها را نمایش می دهد. بانو گالادریل بانوی سرزمین لورین و سارومان رئیس جادوگرها نیز در این جلسه حضور دارند. گاندالف معتقد است ارباب تاریکی بازگشته و خود را آماده تسخیر سرزمین میانی می کند و اگر اسماگ اژدها زنده بماند در نبرد آینده قطعاً هم پیمان ارباب تاریکی خواهد بود و خطر بزرگی برای همه است. سارومان معتقد است اینها وهم و خیال راداگاست است و او را فاقد صلاحیت می داند. سارومان نسبت به گاندالف نیز دید منفی دارد و حرفهای او را قبول ندارد. ولی بانو گلادریل که با ذهن گاندالف ارتباط دارد او را قبول دارد. حتی سارومان معتقد است باید جلوی دورف ها را گرفت تا اژدها را بیدار نکنند ولی دورف ها با تصمیمی درست از قبل که گاندالف هم در جریانش بوده رفته اند.
    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  Hobbit3.jpg
مشاهده: 2229
حجم:  53.1 کیلو بایت

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.
    عبور از کوهستان:
    گروه دورف ها و بیلبو از باریکه راههای خطرناک کوهها عبور می کنند. کوههای عظیم و زیبا و سرسبز ولی خطرناک محل گذر گروه است. در ریوندل گفتگویی بین گاندالف و گالادریل برقرار است. گالادریل معتقد است او کار درستی کرده است ولی وجود یک هابیت را در این بین درک نکرده است. جادوگر برعکس سارومان که معتقد است نیروهای قوی و بزرگ می توانند جلوی اهریمن را بگیرند متعقد به نیروهای کوچک و ضعیف و مردم عادی است. از دید او این کارهای معمولی و روزمره مردم مثل عشق و مهربانی است که جلوی اهریمن را گرفته است. توجه کنید این نکته ای بسیار حساس و حیاتی برای تمامی ادوار در جهان است. فقط محبت و مهربانی بین مردم است که تاریکی و شیطان را از درون مردم می راند.
    ضمناً لانگ شات های بسیار حرفه ای گروه فیلمبرداری از مناظر زیبا در تمامی سکانس ها به جذاب شدن فیلم کمک شایانی کرده است. بخصوص که با موسیقی زیبا و دلنشین و آسمانی هوارد شور همراه می گردد.
    هنگام عبور از لابلای کوههای سر به فلک کشیده و سنگی، طوفان و رعد و برق شدیدی رخ می دهد و همه متوجه صحنه بسیار عجیبی می شوند. اتفاقی که در افسانه ها از آن گفته شده بود. جنگ غول های سنگی (جلوه های ویژه در این سکانس پررنگ ترین نمود را دارد) کوهها به یکباره به شکل غول های عظیمی در می آیند و با سنگ بر سر و روی هم می کوبند. همگی از این مهلکه جان سالم به در می برند. بیلبو دو بار تا آستانه مرگ و سقوط از کوه به دره های عمیق پیش می رود ولی نجات پیدا می کند. این موضوع باعث سرزش شدید بیلبو توسط تورین می گردد. او باز هم به نقطه ضعف هابیت اشاره می کند و او را به نوعی باعث کندی حرکت گروه می داند.
    گروه وارد غاری در دل کوه می گردد و شب را اتراق می کند. از طرفی اورک ها به رهبری آزوگ همان اورک که تورین دستش را قطع کرده بود به آنها بسیار نزدیک شده اند. بیلبو که از حرفهای تورین بشدت دلخور شده است قصد بازگشت به ریوندل را دارد ولی در همین هنگام گابلین ها که موجوداتی پست هستند و در زیر همان غارها زندگی می کنند به دورف ها هجوم آورده و همه را به اسارت در می آورند ولی بیلبو با خوش شانسی فرار می کند و وارد دالان های پیچ در پیچ می گردد و در اینجاست که گالوم موجود دوشخصیتی که اسیر نفرین حلقه شده است وارد داستان می گردد. در یک سری فعل و انفعالات و اتفاقات درون غار دست سرنوشت به طور کاملاً اتفاقی حلقه را به بیلبو می رساند ولی برای خروج از غار، هابیت ما به مشکل برمی خورد. گالوم و هابیت در مقابل هم قرار می گیرند. هابیت با زیرکی به جای نزاع و درگیری با گالوم به او پیشنهاد بازی معما را می دهد که او خیلی دوست دارد. در مقابل نشان دادن راه او جانش را گرو می گذارد. اگر شکست بخورد خوراک گالوم خواهد شد. ولی در معمای آخر بیلبو با ذکاوت پیروز می گردد. او از گالوم می خواهد حدس بزند در جیبش چه چیزی قرار دارد و آن شی حلقه است، حلقه قدرت که در سرزمین میانی، سایرون ارباب تاریکی، به دنبال آن است تا با بقیه حلقه ها به قدرت مطلق تبدیل شود.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  Logo2.png
مشاهده: 2680
حجم:  7.7 کیلو بایت

    خصلت حلقه اینست که صاحبش را می فریبد تا به دست صاحب اصلیش سایرون برسد. او باعث فساد در انسان ها می گردد. حلقه نشانه قدرت و ثروت در دنیاست و به تعبیری جامع تر حلقه نماد مادیات است که انسان را به تباهی و فساد می کشاند بطوریکه از یک انسان یک موجود خبیث و شیطانی می سازد.
    درست در زمانی که گالوم متوجه می گردد حلقه نزد هابیت است برای کشتن او اقدام می کند ولی قبل از آن بیلبو حلقه را در انگشتش می کند و نامرئی می گردد. این خصلت ویژه حلقه است که باعث ناپدید شدن صاحبش می گردد ولی همین باعث ردیابی شدن توسط نیروهای سایرون می گردد که در فیلم ارباب حلقه ها شاهدش بودیم. بیلبو بصورت نامرئی گالوم را دنبال می کند که به سمت خروجی می رود تا مانع خروج هابیت شود و از همان راه فرار می کند در حالیکه گالوم بسیار خشمگین است و او را دزد خطاب می کند. از طرفی دیگر گروه دورف ها توسط گاندالف و رشادت گروه از دست گابلین ها فرار می کنند و در بیرون غار بیلبو هم به آنها می پیوندد. زمانی که در خروجی غار گروه متوجه غیبت هابیت می گردند تورین او را متهم به ترسو بودن و اهمیت ندادن به مشکل آنها می کند و در همین لحظه است که بیلبو حلقه را از دستش خارج کرده و ظاهر می گردد. تورین می خواهد بداند بیلبو چگونه از دست گابلین ها فرار کرده است. بیلبو دستش را در جیبش می کند. گاندالف متوجه می گردد که هابیت حلقه را یافته است و سریعاً بجای او وارد عمل می شود تا کسی متوجه نگردد ولی تورین اصرار دارد بداند چرا بیلبو برگشته است چون شب گذشته از برگشت به شایر و زندگی راحتش سخن گفته بود و تورین این جملات را شنیده بود و سخت رنجیده بود. بیلبو در این سکانس جملات زیبایی را به زبان می آورد که هم دورف ها و هم بیننده را تحت تاثیر قرار می دهد. "درسته من به بگ اند و همه متعلقاتم فکر می کنم چون اونجا خونه منه ولی شما خونه ندارید، اونو ازتون گرفتن و من اگه بتونم کمکتون می کنم پسش بگیرین..."

    آرامش گروه طولی نمی کشد که مجدداً به اضطراب و هیجان برای بیننده تبدیل می گردد. اورک ها به رهبری آزوگ خونخوار به دورف ها حمله ور می گردند. راه به دره عمیقی ختم می گردد و تنها راه نجات از دست متخاصمین بالا رفتن از درختهای بلند لبه پرتگاه می باشد. گاندالف که توانایی خاصی در برقراری ارتباط با حیوانات دارد به یک پروانه ماموریت می دهد عقابها را خبر کند. زمانی که درخت ها یکی پس از دیگری فرو می افتند و همه دورف ها بر روی یک درخت لرزان بر لبه پرتگاه به انتظار مرگ هراسان هستند دوربین فیلمبردار با یک تراولینگ و یک نمای دور بسیار زیبا از منطقه تحت محاصره اورک ها موضع ضعف دورف ها را در برابر مهاجمین و طبیعت منطقه به نمایش می گذارد. کاری که از ابتدای فیلم نیز بارها شاهد آن بودیم.
    در این سکانس پایانی بار دیگر بیلبو شجاعت و لیاقت خود را به نمایش می گذارد. هنگامی که تورین به جای ترس به سمت آزوگ یورش می برد تا به تنهایی او را شکست بدهد ولی آزوگ او را مورد ضرب و شتم قرار می دهد. زمانی که تورین فقط یک ثانیه با مرگ فاصله دارد بیلبو خود را بین چندین اورک قرار می دهد و جان تورین را نجات می دهد. گروه دورف ها که از شجاعت بیلبوی کوچک به خود آمده اند به اورک ها یورش می برند و هم زمان عقابها سر رسیده و اورک ها را تار و مار می کنند و در نهایت گروه توسط عقابها نجات پیدا می کند.
    دو صحنه آخر فیلم بسیار تاثیرگذار و غرورانگیز است. اولین صحنه مربوط به قدردانی ویژه تورین از بیلبو به خاطر شجاعت مثال زدنی او در نجات جانش و همچنین اقرار به اشتباهاتش (به دلیل غرور بیش از حد پادشاه دورف ها) که بیلبو را همیشه ضعیف خطاب میکرد، است. صحنه دوم یا آخرین نمای فیلم با کوهی از سکه های طلا آغاز می گردد و با بازشدن چشمهای اسماگ اژدها خاتمه می یابد. نگاهی ترسناک و دلهره آور که نوید یک قسمت بسیار مهیج را در سری بعدی هابیت به ما می دهد.

    ادامه ماجرا در قسمت دوم هابیت: برهوت اسماگ

    نتیجه گیری تحلیل فیلم:
    تالکین داستان هابیت را برای رده سنی کودکان و نوجوانان نوشت و به همین دلیل کتاب بیشتر جنبه طنزپردازی دارد تا حماسه پردازی و همچنین داستان هابیت به همین دلیل مانند ارباب حلقه ها فراانسانی و فلسفی نیست ولی پیترجکسون و تیم نویسنده اش در مواقعی از فیلم، داستان فیلمنامه را عمق بخشیده و با قراردادن ریشه های شکل گیری داستان حلقه در فیلم و قدرت گرفتن سایرون و سایه سیاه کمی فیلم را حماسه ای تر و به دور از طنز پیش برده اند. البته به جز همان سکانس معرفی شخصیت دورف ها که اثر طنز بیشتر است و همچنین صحنه های مربوط به راداگاست.
    موضوع دیگری که در لایه های پنهان فیلم می توان یافت همان اعتقاد راسخ گاندالف به ضعفاست که در مجمع بزرگان مطرح کرده بود و در ابتدای تحلیل آن را مطرح نمودم. انسان های ضعیف که در جهان بی ارزش تلقی می گردند مسبب شکل گیری حوادث بزرگی هستند و نجات بخش افراد بزرگتری...
    شخصیت پردازی دورف ها به همان شکل کتاب پیش رفته است و به اثر وفادار بوده ولی شخصیت تورین عمق بیشتری دارد. آن غم پنهان و آن حس وطن پرستی و رنج نهان که ریچارد آرمیتاج با بازی خوب خود به بیننده القاء می کند از نکات مثبت فیلم است.
    مارتین فریمن به عنوان یک هابیت که در مقابل مخاطبین و علاقه مندان به لوتر جایگزینی برای فرودو بگینز محسوب می گردد نیز با بازی زیبای خود در قلب هواداران تالکین و هابیت ها جای می گیرد و هرچه داستان فیلم رو به جلو می رود بیشتر در فیلم اثبات می گردد چه به لحاظ بازی فریمن چه به عنوان شخصیت بیلبو در بین دورف ها...
    اگر بخواهیم فیلم را به سه قسمت تقسیم کنیم، ریتم فیلم در ابتدای داستان کند است (به دلیل همان سکانس طولانی مهمانی و معرفی شخصیت ها و همچنین پیاده روی ها در جنگل، البته به خاطر وفادار بودن به کتاب) ولی در میانه فیلم سرعت و هیجان بیشتر می گردد و در انتهای به فیلم به اوج خود می رسد و پایان می یابد.
    البته باید آن ده دقیقه طوفانی ابتدای فیلم که با هیجان شروع می شود و فلاش بک به گذشته دور دورف ها و پیدایش اسماگ است را نیز در نظر بگیریم.
    به نظر من باید هابیت را فارغ از ارباب حلقه ها دید. ارباب حلقه ها شاهکاری مثال زدنی از روی 3 کتاب بود ولی هابیت اثری کم عمق تر، کودکانه تر با طنزمایه ای بیشتر از ارباب حلقه هاست. نباید از هابیت به اندازه ارباب حلقه ها انتظار داشت و اگر سطح توقع خودمان را از هابیت به اندازه خود هابیت پایین بیاوریم فیلم خوبی را خواهیم دید. کتاب «یاران حلقه» قسمت اول تریلوژی ارباب حلقه ها 400 صفحه بود که تبدیل به یک فیلم سه ساعته شد. فیلم هابیت: یک سفر غیر منتظره 100صفحه اول یک کتاب 280 صفحه ای است که 3 ساعت زمان دارد. به نظر من اگر جکسون به جای هابیت، سیلیماریون را می ساخت اثری بسیار عمیق تر و زیباتر از هابیت را شاهد بودیم حتی در حد ارباب حلقه ها ولی باز هم من هابیت را دوست دارم چون برای عشاق ارباب حلقه کاملاً نوستالزیک است و دوباره به سرزمین میانه و دنیای تالکین رفته و اوقات خوشی را با شخصیت های دوست داشتنی آن سپری کردم.

    نقد فنی فیلم :
    فضای بصری هابیت به نسبت سه‌گانه سلفش تیره‌تر است و کنتراست رنگ‌ها بیش‌تر است؛ رنگ‌های تند و درخشان در پس‌زمینه‌های تیره و غلیظ فیلم کیفیت بصری خیره‌کننده‌ای ایجاد می‌کند که بخصوص در نماهای جنگلی و کوهستانی بسیار تأثیرگذار است. هابیت به‌راحتی با فضاسازی چشم‌گیر و چندلایه‌اش این امکان را فراهم می‌کند که تماشاگر در دنیای وهم‌آلود تخیل و جادو غرق شود و قدم به سرزمین شگفت‌انگیز قصه‌های تالکین بگذارد.
    هابیت طنز مفصل‌تری دارد و لحن فیلم سبک‌تر و شوخ‌طبعانه‌تر است؛ لحنی که با موسیقی بازیگوشانه فیلم مؤکد می‌شود و تم محلی و باروک با سازبندی جمع‌وجور به سبک قرن شانزدهم و هفدهم در تناسب با فضا و لحن روایت قرار می‌گیرد.
    هابیت از عدم وجود یک تدوینگر خلاق و جسور نیز رنج می برد. فیلم اگر تبدیل به دو ساعت می شد قطعاً یک سر و گردن بالاتر از جای فعلی اش می ایستاد. اما فیلم به قدری حاشیه اضافی دارد که انگار دارید نسخه دی وی دی به همراه صحنه های حذف شده در سینما را نگاه می کنید!
    اما چیزی که هابیت: یک سفر غیر منتظره را نجات می دهد کارگردانی بزرگ به اسم پیتر جکسون است! حال و هوای افسانه‌ای فیلم مثل موم در دستان این کارگردان است و حتی با این فیلمنامه کم مایه هم توانسته اثری قابل قبول بسازد.
    هابیت: یک سفر غیر منتظره، بد شروع می شود ولی عالی تمام می شود! یک ساعت پایانی فیلم همان چیزی است که از هابیت انتظار داشتیم. پر از زد و خورد و داستان های جذاب و حماسی. البته چند سکانس کلیدی مثل نشان دادن اسماگ به شدت حس کنجکاوی بیننده را برمی‌انگیزد. برای کشف این شخصیت باید تا قسمت بعدی، یعنی فیلم هابیت: ویران شدن اسماگ صبر کنیم!
    از نظر بصری، فیلم «هابیت» به چهار شکل مختلف اکران شد: دیجیتال دو بعدی، سه بعدی 24 فریم بر ثانیه، سه بعدی 48 فریم بر ثانیه و سه بعدی آیمکس.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  Logo2.png
مشاهده: 2680
حجم:  7.7 کیلو بایت

    و اما داستان منتقدین:
    منتقدین ابتدا به 48 فریم بودن فیلم خرده گرفتند که به گفته اکثریت مردم انتقادی کینه توزانه بوده است. زیرا قبل از ساخت فیلم هابیت با اعتراصات منتقد گاردین همراه بود و اعتراضات شدیدی هم به پیتر جکسون شد که همین امر باعث از کوره در رفتن پیتر جکسون شد و گفت: " شما منتقدا سرتون به کار خودتون باشه من فیلم را فقط برای علاقه خودم میسازم نه شما منتقدان" که همین گفته پیتر کافی بود تا یک بهانه برای کوبیدن فیلم هابیت بشود. حتی اینکار داد واچوفسکی ها را هم در آورد و به نظرات منتقدان واکنش نشون داد "شما اول بروید فیلم اطلس ابر رو ببینید که متا 55 شده ولی ببینید چه فیلمی است بعد میفهمید این منتقدان چجور آدمهایی هستند" همچنین در نیویورک پست یک خبر جالب گذاشته شد که نظرات منتقدان کپی میشود. یعنی اینکه اگه یک نفر بگوید فیلم خوبی نیست بقیه منتقدان هم ندیده بدگویی می کنند. تنها منتقدی که توانست دنیای middle earth را درک کند Matthew Leyland بود که در متاکریتیک به هابیت 100 از 100 داد. آنهم با 17 اختلاف از منتقد دوم که 83 داده بود. این درست که بزرگنمایی کرد ولی با 100 از 100 می خواست به این وضعیت نقدها اعتراض کرده باشد.
    اما منتقد و وبلاگ نویس جنجالی نیویورکی"تام هیدلستون" در روزنامه پست نیویورک مطلبی جالب چاپ کرد:
    سال2012 نیز به پایان نزدیک است و فصل فصل جوایز. دوست دارم برخلاف سایر منتقدان که این روزها در تلاش بر نوشتن لیست برترینهای سال و پیش بینی نامزدان اسکارند به نقد و جایگاه نقد در سالی که گذشت بپردازم.
    بی شک تصور میکنم که صحبت دوست منتقدم "إدکوئن" در مورد وضع بد نقدنویسی واقعیت یافته است. یک منتقد باید مغرور باشد که بگوید: نقدش تاثیرگذار بوده است. و باید ابله باشد که بگوید نقدش بدرد نخور بوده است. ولی امسال چیزی که مرا به پرداخت به این نقد واداشت, بحثم با مانولا دارجیس بر سر 30 دقیقه بامداد لعنتی بود.
    من معتقدم, توجه به فیلم بیگلو به علت ظاهر اوست. او فیلمساز محبوب منتقدان هست؟ نیست؟ به خاطر زن بودنش من به این معتقدم. من حتی شکایتی کمتر در مورد "آرگو"_"لینکلن" دارم که سعی در تعلیق جعلی و فریب بینندگان دارند و این در حالیست که منتقدان مثل کودکان به یکدیگر نگاه میکنند و درصدد اینند که بزرگترشان چکار میکند؟ از فیلم بد میگوید یا خوب. شک نکنید نقدهای اخیر بیشترشان تقلیدی و بیخردانه است. نمونه دیگرش "هابیت". 90درصد نقدها بر فیلم جکسون به شکایت و دلخوربودن از طولانی بودن هابیت بود. چه احمقانه که ما منتقدان فرق بین یک اثر اقتباسی که باید ضمن رضایت و حرکت به جلو, به منبعش نیز وفادار باشد را با یک اثر بی تحرک و پر از غلو و ریا "30دقیقه بامداد" تشخیص نمیدهیم. نقدها امروز کپی از دست دیگری و برای جلب مخاطب است.این رویه نقدپردازی را باید به گور فرستاد. باید شهامت داشت. مثل "پالین ***" به هیچ فیلمی بابت کارگردان یا داستانش باج نداد، چه آنکس اسپیلبرگ _ بیگلوی بزرگ باشد یا اندرو دامینیک بدشانس. به نظر من ارزش نقد وقتی ظاهر میشودکه اول باج ندهد و بعد از نامها دور شود, به درون فرم وارد شود. اگر امروز منتقدان برای بیگلو_ دلقک سیا_ دست میزنند بی آنکه از دروغ یا واقعی بودن فیلمش خرده بگیرند و اگر فیلم دامینیک_ باملایمت بکش _ را به خاطر زخم زبان آشکار از خشونت و سیاست, میکوبند از صعود جایگاه نقد نیست، از افول تفکر و ایدئولوژیهای سوخته و فاسد است.
    به امید دیدار مجدد در هابیت 2

    با تشکر از توجه همه دوستان که اوقات گرانبهای خود را به مطالعه مطالب بنده اختصاص دادند.
    با تشکر از فرخ عزیز مدیریت سایت و دوستانی که در تهیه و تکمیل این اثر مرا یاری فرمودند.
    نگارش شده در تاریخ 05/11/1392 توسط رحیم حنیفه پور (شاهین).
    با تشکر از فرخ FFKIA بابت گرافیک و مهناز عزیز RASHNOبابت ویراستاری
    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  Logo1.jpg
مشاهده: 2345
حجم:  12.5 کیلو بایت
    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.
    تحلیل و بررسی از رحیم حنیفه پور (شاهین)
    ویرایش توسط FFKIA : 03-11-2014 در ساعت 23:23
    FFKIA, joker, The Pianist و 12 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.




  4. #3
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA هم اکنون آنلاین است.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 40
    نوشته ها : 7,505
    سپاس ها : 11,202
    سپاس شده 25,636 در 4,555 پست
    یاد شده
    در 57 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : Cwa.91- تحليل و بررسي فيلـــــــم هابیت، یک سفر غیر منتظره (The Hobbit: An Unexpected Journey)

    با سلام و خسته نباشید به شاهین عزیز

    هنوز تحلیل رو نخوندم اما خوشبختانه چند روز قبل فیلم رو دیدم.
    فکر میکنم که موقعیت برای شرکت مناسب باشه ضمن این که قسمت دوم هم به زودی نسخه اصلیش ریلیز میشه.
    از شاهین تشکر میکنم و بابت دیر ارائه شدن تحلیل عذرخواهی میکنم.
    در تحلیل بحث های تحلیل حضور خواهم داشت و منتظر تحلیل بعدی شاهین عزیز خواهم بود.

    تحلیل ارائه شد و تاپیک برای ارائه نظرات علاقمندان از همین لحظه باز است.

    ارادتمند ...فرخ
    smgh470 و esn8009 به این پست علاقمند بوده اند.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


  5. 7 کاربر از پست مفید FFKIA سپاس کرده اند .


  6. #4
    ayub_s آواتار ها
    وضعیت : ayub_s آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Nov 2011
    نوشته ها : 54
    سپاس ها : 56
    سپاس شده 83 در 37 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 181 تاپیک

    پاسخ : Cwa.91- تحليل و بررسي فيلـــــــم هابیت، یک سفر غیر منتظره (The Hobbit: An Unexpected Journey)

    نمیدونم چرا این عنوان " و اما داستان منتقدی" شباهت های خیلی زیادی به یکی از دست نوشته های خودم که در مورد هابیت نوشته ام داره :دی
    من هم بزودی تحلیلم رو در مورد هابیت ها خواهم نوشت. ولی اولش رو این رو بگم که بسیاری فکر میکنند که دیگر دوران جکسون به سر آمده و فلان و فلان ولی منی که کتاب هابیت رو خونده ام و وقتی که فیلم هابیت رو دیدم نه تنها ازش ناامید نشده ام یا به قولی گیوآپ نشده ام ازش :دی بلکه از قبل هم بیشتر ستایشش میکنم . چونکه دلیل اینگونه ساخته شدن هابیت رو بسیار خوب درک کرده ام .
    ویرایش توسط ayub_s : 03-12-2014 در ساعت 00:17
    smgh470 و esn8009 به این پست علاقمند بوده اند.

  7. 3 کاربر از پست مفید ayub_s سپاس کرده اند .


  8. #5
    SHAHIN آواتار ها
    وضعیت : SHAHIN آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Nov 2010
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 403
    سپاس ها : 556
    سپاس شده 1,014 در 296 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 262 تاپیک

    پاسخ : Cwa.91- تحليل و بررسي فيلـــــــم هابیت، یک سفر غیر منتظره (The Hobbit: An Unexpected Journey)

    با سلام به همه دوستان و بخصوص علاقه مندان به دنیای تالکین

    نمیدونم به چه دلیل و چه انگیزه ای قسمت های مهم و ابتدایی تحلیل من در مرحله ویراستاری حذف شد ...

    ولی لازم هست حتما و حتما قبل از خوندن تحلیل اصلی این مطالب که مقدمه ای بر تحلیل اصلی هست رو بخونید ...


    .....

    با سلام خدمت علاقه مندان به سینما بخصوص سینمای فانتزی تخیلی


    پیش از اینکه به تحلیل بپردازم نیاز است توضیحاتی درخصوص دنیایی که قصد سفر به آن را داریم با شما صحبت کنم و ذهن شما را برای ورود به دنیای خلق شده توسط تالکین آشنا کنم . برای ورود به دنیای تالکین اول باید با خود تالکین که نویسنده اثر می باشد آشنا شویم. جان رونالد روئل تالکین متولد ۳ ژانویه سال ۱۸۹۲ نویسنده، زبان‌شناس بریتانیایی و استاد دانشگاه آکسفوردکه 12 سال را صرف نگارش آثارش نمود، خالق هابیت و ارباب حلقه هاست. وی علاوه بر کتاب‌های یادشده که معروف‌تر و شناخته‌شده‌تر هستند، آثار داستانی دیگری به نام‌های سیلماریلیون، ماجراهای تام بامبادیل و می‌رود راه پیوسته تا آن سو و کتاب دیگری با نام شهرت پس از مرگ در مورد موضوعی که آنها را رشته‌افسانه می‌نامید و در اصل یک اسطوره‌شناسی خیالی برای گذشته دور زمین است، نوشته‌است. وی علاقه وافری به ساختن زبان‌های علمی یا فراساخته داشت. او شاید تنها کسی باشد که ۱۵ زبان ساخته‌است. در لیست برترین کتابهای جهان بی. بی. سی ارباب حلقه‌ها به عنوان برترین کتاب قرن بیستم انتخاب شده است. در سال ۱۹۶۸ «ارباب حلقه‌ها» براستی تبدیل به انجیل نیمی از جامعه آمریکا شده بود. کتاب های تالکین بعد از انجیل و کتاب مائوتسه یانگ سومین کتاب پرفروش جهان شد.

    و اما پیدایش هابیت و در نهایت ارباب حلقه ها :

    در سال 1935 یک روز هنگامی که «تالکین» در حال تصحیح ورقه‌های امتحانی بود، مشاهده کرد یک نفر یک صفحه از پاسخنامه‌اش را خالی گذاشته و روی آن صفحه جمله‌ای نوشته شده بود که محرک ذهنی او شد: «در داخل سوراخی در زمین هابیتی زندگی می‌کرد»! او سپس احساس کرد باید بداند «هابیت» چیست، در چه نوع سوراخی زندگی می‌کند، و اصلاً چرا در سوراخ زندگی می‌کند و غیره... (من به شخصه از این جریان تعبیری که کردم همانا موهبت خداوند و راهکار نشان دادن به انسانی بود که او را برگزیده بود تا تحولی در دنیا به وجود بیاورد درست مثل آن تخته سنگ فیلم 2001 یک ادیسه فضایی کوبریک که باعث پیشرفت انسان شد).
    از این بازجویی داستانی ساخته شد که «تالکین» آن را برای بچه‌های کوچکش تعریف کرد. در سال ۱۹۳۶ نسخه ناکامل تایپ شده‌ای از این داستان بدست «سوزان داگنال»، کارمند «انتشارات جورج آلن و آنوین» رسید. او از «تالکین» خواست تا داستانش را کامل کند و نسخه کامل را به «استنلی آنوین» رئیس انتشارات ارائه داد و در ۱۹۳۷ داستان با نام «هابیت» منتشر شد. هابیت به قدری موفق بود که «استنلی آنوین» از «تالکین» خواست تا اگر کاری مشابه برای انتشار دارد به او بدهد. «تالکین» در این زمان شروع به کار بروی افسانه بزرگش «سیلماریلیون» کرده بود. اما ناشر عقیده داشت که کتاب از نظر تجاری قابل انتشار نیست! و دوباره از «تالکین» خواست تا دنباله‌ای بر «هابیت» بنویسد. این دنباله به زودی به چیزی فراتر از داستان بچگانه بدل شد.


    فلسفه نگارش های تالکین از نظر من :

    در اینجا میخواهم برداشت شخصی خودم را از مطالعه کتاب های تالکین و قصد و نیتی که تالکین داشته بیان کنم. به دلیل شباهت بیش از اندازه اتفاقاتی که در جهان ما از بدو آفرینش تاکنون افتاده است و جهانی که تالکین در کتاب هایش خلق کرده است می توان به راحتی حدس زد که تالکین دنیایی خلق کرده به موازات دنیای واقعی ما و اتفاقات قبل از به وجود آمدن انسان را از اسطوره ها و افسانه ها برای ما تشریح نموده است. تالکین اسامی را تغییر داده است ولی صفات شخصیت ها کاملاً بیان کننده همان شخصیت هایی است که در کتاب های مقدس خوانده ایم. شاید در قسمت هایی از داستان شاخ و برگ هایی جادویی به داستان اضافه کرده باشد(به قول گاندالف در همین فیلم هابیت"برای ساختن داستان های خوب باید کمی هم اغراق کرد") ولی در اصل فلسفه وجودی این اثر همانا فلسفه به وجود آمدن جهان توسط پرودگار یکتا و در نهایت آخرالزمان است.


    سیلماریلیون و آفرینش جهان(سرزمین میانه) :

    داستان ما در حقیقت از کتاب سیلماریلیون آغاز می گردد.
    آن یکتا که در آردا او را ایلوواتار می خواندند(مقصود خداوند است). او ابتدا آینوها(فرشته ها) یگانگان مقدس را آفرید. آنان که فرزندان اندیشه وی بودند. آنها پیش از آفرینش هر موجود دیگری نزد وی حضور داشتند.
    حال من زبان اثر را به زبان امروزی خودمان برمی گردانم و خلاصه ای از مباحث مهم اثر را برای شما بیان می کنم :
    خداوند به فرشته ها نت های ترانه ای را اعطا می کند و از آنها می خواهد آهنگی هماهنگ و دلنشین با آنها بسازند. در این بین یکی از فرشته های قدرتمند بنام ملکور(شیطان) با دیگران هماهنگ نبود و برای خودش نت های دیگری می ساخت.
    خداوند فرشته ها را از شعله های فناناپذیری خلق کرده بود که هیچ کس جای آن را نمی دانست. شیطان اغلب به فضای تهی می رفت و در آنجا به دنبال شعله فناناپذیر می گشت. او زیاده خواه بود و قصد داشت خودش بر دیگر فرشته ها حکومت کند.
    سپس خداوند فرشته ها را به فضای تهی برده و در برابر آنها آهنگی را که ساخته شده بود به صورت بصری عیان کرد. فرشته ها در برابرشان جهان و موجودات جدید، زیبا و شگفت انگیزی را دیدند که خلق شده است. ولی این تصاویر بزودی محو شد. خداوند از فرشته ها خواست به آنجا رفته و تصاویری را که دیده اند عیناً بسازند. بسیاری از فرشته ها به آنجا رفتند و در ساخت و آبادی جهان نقش بسزائی ایفا کردند. از جمله مانوی(می توان هر فرشته مقربی را جای مانوی قرار داد از جمله اصرافیل) که برادر ملکور و از قدرتمندترین فرشته ها بود. در این میان ملکور که در بین فرشته ها و خداوند بخاطر خودسری و صفات بدش طرد شده بود شروع به تخریب ساخته های دیگران شد. هر ویرانی که مشاهده میشد کار او بود. مکانهای تاریک و خوفناک و ویرانه ها همه ساخته های شیطان است. بین خدمتگزاران معروف شیطان، بزرگترین و قدرتمندترینشان روحی بود بنام سایرون. او به مانند یک سایه از شیطان و یک روح از بداندیشی های او برخواست و در همان مسیر ویرانگرانه بطرف نابودی و نیستی رفت.از ادامه اتفاقات به دلیل مرتبط نبودن با داستان هابیت عبور می کنم تا زمان پیدایش و خلق دورف ها(کوتوله ها) ...

    پیدایش دورف ها(کوتوله ها):

    آئوله یکی از فرشته های مقرب خداوند بود که در ساخت سرزمین میانه نقش بسزایی داشت. او برای زمان بوجود آمدن مخلوق هایی که خداوند به آنها بشارت داده بود خلق خواهد کرد صبر کافی نداشت، برای همین موجوداتی را خلق کرد تا به آنها دانش و صنایع خود را بیاموزد و فرزندانی داشته باشد. پس مخفیانه آنها را خلق کرد. او از مخلوق خداوند(انسان و جن)تصویر ناواضحی در ذهن داشت برای همین دورف ها را به شکل موجوداتی کوتوله و خشن و سرسخت(بدلیل وجود شیطان و افرادش در سرزمین میانه) خلق کرد. وقتی خداوند فهمید آئوله چنین کاری کرده است خشمگین شد. آئوله خواست با پتک سهمگینش مخلوقات خود را نابود کند ولی خداوند (رحمان و رحیم) اجازه نداد چون آنها موجوداتی زنده بودند ولی فرمود که باید تا قبل از به وجود آمدن فرزندان خدا در مکانی به مدت طولانی به خواب فرو روند تا بعد از آنها زندگی خود را آغاز نمایند. به همین دلیل آئوله هفت پدر کوتوله ها را در جایی زیر کوهها مخفی کرده تا این زمان سپری شود. از آنجایی که قرار بود کوتوله ها در روزهای قدرت ملکور(شیطان) بیایند. آئوله آنها را نیرومند و پرطاقت خلق کرده بود و به همین خاطر دورف ها سرسخت و سخت دل هستند و دوستی و دشمنیشان زودگذر است. آنها بیشتر از هر موجود زنده دیگری در این دنیا رنج می کشند. طول عمر آنها زیاد است. دورین شناخته ترین دورف در میان پدران دورف هاست.

    پیدایش الف ها فرزندان ارشد ایلوواتار :

    سرزمین میانه بدلیل نبود نور و تاریکی که ملکور و سایرون به ارمغان آورده بودند محل زیست مناسبی برای فرزندان ارشد ایلوواتار نبود. ارومه و یاوانا تنها فرشته هایی بودند که گاهی به سرزمین میانه می رفتند و اخبار آنجا را برای مانوی و سایر فرشته ها می آوردند. آنها گوشزد کردند که دیگر عصر خلق فرزندان ایلوواتار نزدیک شده است و سرزمین میانه جای تاریک و کثیف و نامناسبی برای رشد آنهاست. پس فرشته ای بنام واردا مامور شد که ستارگان را در سرزمین میانه بوجود آورد. وقتی ستارگان کامل شدند و آسمان سرزمین میانه روشن شد. اولین فرزندان ایلوواتار در کنار نهر آبی بنام کوئیوینن بیدار شدند و بدینسان الف ها به وجود آمدند.
    ارومه با اسب خود به تمامی نواحی سرزمین میانه سرکشی می کرد تا الف ها را از گزند هیولاها و موجودات تاریکی که ملکور به وجود آورده بود حفظ کند ولی جاسوس های ملکور الف ها را ترسانده بودند و شایعه کرده بودند که آن سوار برای کشتن الف ها می آید برای همین وقتی ارومه سرکشی می کرد الف هایی که او را می دیدند با ترس فرار می کردند و ناپدید می شدند که بعدها مشخص شد این الف ها توسط نیروهای سایرون به زندانهای آنها برده شده و از آنها موجودات پست و کثیفی به نام اورک ها را به وجود آوردند که کاملاً مطیع و فرمانبر ملکور بودند البته از روی ترس وگرنه همه ارک ها از او قلباً متنفرند.

    فرزندان کوچک ایلوواتار(انسان ها):

    با اولین طلوع خورشید، در سرزمین هلیدورین(شرق سرزمین میانه) فرزندان کوچک ایلوواتار بیدار شدند. در آن زمان الف ها و انسان ها از قدرت و قد و قامتی شبیه به هم برخوردار بودند. با این تفاوت که الف ها نامیرا و جاودانه بودند و خردمند تر از انسان ها بودند. اولادی از یک انسان و یک الف پدید آمدند که هم زیبایی داشتند و هم خرد که معروف ترین آنها الروند بود.
    ورود ایستاری ها(جادوگران خردمند) به سرزمین میانه :
    زمانی که اولین سایه ها در جنگل میرکوود احساس شدند، در غرب سرزمین میانه ایستاری ها آمدند که انسان ها به آنها ساحر می گفتند. به گفته الف ها آنها از طرف فرشته ها فرستاده شده بودند تا الف ها و انسان های نیک سرشت را به سمت شجاعت و نبرد علیه تاریکی راهنمایی کنند. بارزترین صفات آنها خرد و حکمتشان است. از لحاظ ظاهر شبیه به انسان هستند، مسن ولی نیرومند می باشند. قادر به صحبت با حیوانات و پرندگان می باشند. اصلی ترین آنها میتراندیر(گاندالف) و کورونیر(سارومان) می باشند. و بعد از اینها راداگاست آمد. راداگاست دوست پرندگان و حیوانات بود و در جنگل اقامت داشت.


    با جمله ای از گاندالف به تحلیل فیلم هابیت می رویم. این جمله اهمیت سفر هابیت ما بیلبو بگینز را در این داستان مشخص می کند گرچه هدف اصلی در این سفر به دست آوردن سرزمین مادری دورف هاست و نابودی اژدها ولی پیدا شدن حلقه قدرت در این داستان مهم ترین اتفاق افسانه هابیت است.
    گاندالف قبل ازآغاز واپسین نبرد سرزمین میانه به بزرگان گفت: "خیلی از فرصتها در جهان عجیب هستند. کمک از دستان ضعیفها خواهد آمد(منظورش از ضعیفها هابیت ها بود) در زمانی که خردمندان متزلزل می شوند.


    تحلیل و بررسی فیلم :

    گاهی اوقات زندگی ما خالق ماجراها نیستند و این ماجراها هستند که زندگی ما را می سازند.

    و از اینجا به بعد میتونید تحلیل اصلی رو بخونید ...

    این آخرین تحلیلی بود که من برای این سایت انجام دادم ...
    ممنون از همه دوستانی که در این مدت من رو حمایت کردن ...
    باتشکر از حسن توجه شما و خدانگهدار ...
    قطره باران, MarshaL, Anti Trust و 3 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.



  9. 9 کاربر از پست مفید SHAHIN سپاس کرده اند .


  10. #6
    mostafajahani آواتار ها
    وضعیت : mostafajahani آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Mar 2014
    سن: 19
    نوشته ها : 3
    سپاس ها : 0
    سپاس شده 4 در 3 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 0 تاپیک

    پاسخ : Cwa.91- تحليل و بررسي فيلـــــــم هابیت، یک سفر غیر منتظره (The Hobbit: An Unexpected Journey)

    اصلا دوست نداشتم خیلی چرت بود
    esn8009 به این پست علاقمند بوده است.

  11. کاربر روبرو از پست مفید mostafajahani سپاس کرده است .


  12. #7
    ayub_s آواتار ها
    وضعیت : ayub_s آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Nov 2011
    نوشته ها : 54
    سپاس ها : 56
    سپاس شده 83 در 37 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 181 تاپیک

    پاسخ : Cwa.91- تحليل و بررسي فيلـــــــم هابیت، یک سفر غیر منتظره (The Hobbit: An Unexpected Journey)

    خب این هم یه تحلیل و بررسی کلی از نگاه منه و یه ریویو معمولی نیست که بیام و بگم اینجاش خوب بود و اونجاش بده و از این حرفا. کلا تحلیل و بررسی با ریویو تفاوت های زیادی رو داره.

    1- اول در مورد سبک کارگردان : دنیای فیلمسازی پیتر جکسون درک آن بسیار راحت است . فیلم های پیچیدگی بیخود و بی جهت ندارند . فیلم های او را میتوان راحت درک کرد. راحت تجزیه و تحلیل کرد . البته این رو هم بگم که وقتی که میگم فیلم هایش ساده هست منظورم این نیست که فیلم هایش مثل فیلم های مایکل بی و یا بقیه ی اینطور کارگردانان نیست. فیلم های او ساده است ولی در کنارش صحنه های عظیم و باشکوهی را خلق میکند که نظیرش را سینما تاکنون ندیده است و همین است که پیتر جکسون کبیر را با سایر کارگردانان چه بلک باستر ساز و چه هنری ساز در هم ردیف خود قرار میدهد. بیشتر فیلم های او فانتزی هستند . او به فانتزی علاقه مند است و نمیتواند از آن خودش را جدا کند ولی در کنار فانتزی بودن فیلم هایش بیشتر فضا و تم تاریخی در خود دارند . از مخلوقات آسمانی اش گرفته تا همین ساخته ی جدید خود یعنی هابیت ها تم و فضای تاریخی به خود دارند. بیشتر فیلم های ایشون اقتباسی از یک رمان و یا یک رویداد تاریخی هستش. فیلم مخلوقات آسمانی ایشون از روی رمانی به همین نام نوشته آن پری که در مورد خاطرات زندگی خود نویسنده رمان هست ساخته است که همین فیلمی که داستان آن واقعی هست را با فانتزی درهم آمیخته است و فیلمی ساخته که بسیار فراتر از رمان آن است. فیلم های او اینگونه است . به قول کیت بلانشت ، پیتر جکسون و تیم او یک کتابی را بر میدارند و آنرا تبدیل به یک چیز زیبا در می آورند. او در اغلب فیلم هایش گام را کتاب هم بیشتر بر میدارد و دوست دارد به کتاب با استفاده از فیلم خود عظمت بیشتری به آن دهد. نمونه ی کارهای او در این مورد میتوان به فیلم هابیت و مخلوقات آسمانی اشاره کرد. همینطور ایشون هیچ علاقه ای برای نشان دادن صحنه های بوقی را ندارد و اعتقاد بر این دارد که اینطور صحنه ها امکان اینکه ریتم و داستان فیلم را دور میکند و حواس مخاطب را پرت میکند ، جکسون دوست ندارد که مخاطب به خاطر چندتا صحنه از فیلم پرت شود بلکه دوست دارد مخاطبش به فیلم جذب شود و به خاطر همین فیلم های او هیچگونه صحنه های بوقی رو ندارد. به عنوان مثال فیلم استخوان های دوست داشتنی که بر اساس یک رمان پرفروش ساخته شده بود داستان حول و محور یک قتل فجیع که برای یک دختر افتاده بود است . یکی از حوادث بزرگی که در رمان اتفاق می افتاد این بود که نویسنده حتی نوع تجاوز به آن دختر را هم شرح داده بود ولی جکسون در فیلمش حاضر شد به خاطر آن عقیده ای که داشت این صحنه را روی مانیتور خود نیاورد. همچنین جکسون در بیشتر فیلم هایش روابط عاشقانه ی مثلثی میگذارد (البته روابط عاشقانه ی مثلثی به هیچ عنوان احمقانه مثل فیلم های سری توالایت و یا شوالیه ی تاریکی برمیخیزد نیست) به عناون نمونه در فیلم مخلوقات آسمانی میتوان به روابط عاشقانه ی ژولیت با پائولین و یک پسر دیگر اشاره کرد. و در فیلم های دیگرش یعنی استخوان های دوست داشتنی (سوزی با ری سینگ و روث اوکانرز) و ارباب حلقه ها (آراگورن با ائووین و آرون) و در فیلم کینگ کونگ (آن داروو با جک ریسکول و کینگ کونگ خخخخخخخ) و در هابیت ها هم (تائوریل با لگولاس و کیلی) اشاره کرد.

    2-تحلیل فیلم هابیت :
    خب حالا برسیم به تحلیل هابیت. فیلم هابیت همانند رمان خود فضای بسیار گرمتر و شادی را نسبت و به برادر بزرگتر خودش یعنی ارباب حلقه ها داره . البته این را هم میگویم که هابیت کم کم وارد فضای تلخ و اندوه گین اون میشه و فیلم ارباب حلقه ها نخواهد بود که یکسره وارد فضای سیاه و تاریک خود بشه . هرچه باشد رمان هابیت مختص کودکان و نوجونان است و رمان ارباب حلقه ها مختص بزرگسالان . و بهمین دلیل است که هابیت داستانی شاد و مفرح دارد. در بضی از نقدهایی که از کسانی به اصطلاح منتقد خوانده بودم فیلم هابیت را مداوم در حال مقایسه کردن با ارباب حلقه ها بودند . مثلا میگفتند ارباب حلقه ها این رو داشت ولی هابیت نداره ! ارباب حلقه ها آن رو داشت ولی هابیت نداره. اول به این دوستان همینجا بگم که ای ملت اگر قرار بود هابیت همه چیزش را مانند ارباب حلقه ها باشه پس چه نیازی بود که ساخته بشه این فیلم، جکسون میتونست دوباره همان ارباب حلقه های قبلی را نشان بدهد. پس اولا صبور باشید و دوما با یک دید متفاوت فیلم نگاه کنید.
    همینطور این رو هم بگم که بعضی ها ادعا دارند که کاراکتر گندالف نقش شیطان را دارد . من نمیدانم اینا به چه مدرک محکمی این نظرات را میگویند. حتما با دیدن فیلم ها ! اگر کسانی که در سرزمین میانه بدنبال شیطان هستند و آخرسر به گندالف رسیدند سخت در اشتباهند زیراکه شیطان اصلا در فیلم های سرزمین میانه تاکنون به تصویر کشیده نشده است. نه سائورون شیطان سرزمین میانه است و نه گندالف . بلکه یک موجود اهریمنی به نام ملکور که نام دیگر آن مورگوث است شیطان واقعی سرزمین میانه است. اگر داستان ملکور را بخوانید و کاملا تشابه ماجرای این موجود اهریمنی با شیطان خواهید شد. سائورون فقط یکی از خادمین ملکور به حساب می آید.
    تالکین بر عقیده بود که هر داستان خوبی نیاز به شاخ و برگ دادن است و جکسون برای اینکه ادای احترامی به تالکین داشته باشد در یکی از دیالوگ های فیلم این عقیده را در فضای فیلم خود جاری میکند. سکانسی که گندالف سعی بر متعاقد ساختن بیلبو دارد این دیالوگ بین آنها رد و بدل میشود:

    گندالف : « میدونستی عموی جد جدت " بال روئر توک " ، آنقدر بزرگ بود که که می تونست یه اسب واقعی رو سوار بشه »
    بیلبو : « بله »
    گندالف : « خب پس می تونست، در جنگ دشت سبز اون به صف گابلین ها حمله کرد و چنان گرزش را به سرش کوبید که سرپادشاه گابلین ها از جا کنده شد و 100 متر در هوا پرتاب شد و افتاد داخل یک سوراخ خرگوش و اینطوری در آن جنگ پیروز شدند و بازی گلف رو هم در همان زمان اختراع کردند »
    بیلبو : « مطمئنم که اینارو از خودت در آوردی ! »
    گندالف : « خب هر داستان خوبی نیازمند شاخت و برگ دادن هستش »

    و همینجاست که جکسون ادای احترامی میکند به استاد بزرگ خود و همه ی طرفداران تالکین .

    جکسون طبق معمول و در بیشتر فیلم هایش یک ساعت اولیه ی فیلم خود را بصورت درام روایت سازی میکند . او در بیشتر فیلم هایش یک ساعته ی اول فیلم خود را مختص بازیگرانش قرار میدهد و به آنها فرصت کافی را میدهد تا خودی نشان دهند . یک ساعته ی اول فیلم های او حکم حیاتی ای برایش دارد چونکه جکسون بر این اعتقاد دارد که اگر فیلمی بدون معرفی شخصیت هایش یک سره به روایت اصلی فیلمش بپردازد ممکن است که مخاطب نتواند با فیلم ارتباط برقرار کند به خاطر همین است که او اویل فیلمش را کمی کند میسازد نمونه ی دیگرش فیلم کینگ کونگ او بود که 50 دقیقه ی ابتدایی فیلم برروی شخصیت ها کار شده. حتی هم فیلم منطقه ی 9 نیل بلوم کمپ که تهیه کننده ی آن همین پیتر جکسون بود هم اینگونه است.
    بیلبو یک بگینز است . بگینز ها کسانی هستند که آشیانه ی خود را بسیار دوست دارند و هیچوقت دنبال ماجراجویی نبودند بیلبو از طرف پدری خود به بگینز ها وابسته است ولی از یک طرف دیگر مادر او یک توک است و توک ها هم علاقه ی بسیار شدیدی به ماجراجویی دارند. به همین دلیل است که بیلبو اول زیاد میلی به سفر و ماجراجویی نشان نمیدهد ولی از وقتی که از خواب بلند میشود ناگهان نظرش عوض میشود . دلیل اینکار خصلت توکی و بگینزی او هست.
    بسیار دیده ام که این فیلم را با تریلوژی ارباب حلقه ها مقایسه کرده اند. این مقایسات اگر از نظر محتوا بگویم که درست است ولی اگر از نظر فرم فیلم مقایسه اش میکنید در اشتباه هستید و نباید این مقایسه ها صورت بگیرد . اول در مورد مقایسه محتوا بگویم که بله همانطور که قسمت اول ارباب حلقه ها در مورد شجاعت بود قسمت اول هابیت هم در مورد شجاعت است. همانطور که قسمت دوم ارباب حلقه ها در مورد انتقام و خون خواهی بود قسمت دوم هابیت هم در مورد انتقام است و بدون شک قسمت سوم هابیت هم همانند قسمت سوم ارباب حلقه ها در مورد ایثار و از خودگذشتگی خواهد بود. و بله درسته در تعریف محتوای فیلم ارباب حلقه ها بسیار بهتر و زیباتر از هابیت آن را بیان کرده بود. و اما برسیم در مورد فرم فیلم. رمان هابیت داستان طنزی دارد . فضای گرم تری دارد و آن حس و حال سیاهی و تاریکی را در خود ندارد و کم کم وارد تم سیاه و تلخ خود میشود. بیشتر فیلم های جکسون داستان بسیار تلخی در خود دارند. حتی همین فیلم هابیت او هم داستان تلخ تری حتی نسبت به ارباب حلقه ها هم خواهد داشت. ولی حالا بزارین از مبحث اصلیم نگذرم و بگم. فیلم ارباب حلقه ها تقابل خیر و شر را در نبرد ها و نیرو ها و قدرت ها نشان داده بود ، در فیلم ما 9 یار حلقه داشته ایم ولی در طرف مقابل آنها 9 نازگول هم قرار دارد. همانطور که گندالف و یارانش عقاب ها را در اختیار داشته اند . نازگول ها هم اژدهایان خود را دارند و... ارباب حلقه ها اینگونه تقابل خیر و شر را به مخاطب نشان داده بود ولی قضیه ی هابیت درست در همینجا فرق دارد . تقابل خیر و شر هابیت مانند ارباب حلقه ها نیست . تقابل خیر و شر هابیت با استفاده از تقابل دو شخصیت تاریک و سفید به نمایش گذاشته شده است و به همین دلیل است که میگویند هابیت را نباید با ارباب حلقه ها مقایسه کرد. تقابل خیر و شر هابیت در به نمایش گذاشتن نبرد های سنگین و یا قدرت و بازو نیست . بلکه بر هوش و ذکاوت دو شخصیت که یکی سیاه هست و یکی سفید استوار شده است.
    مثلا در قسمت اول هابیت . ما تقابل و معمابازی های بیلبو با موجود مجنونی به اسم گالوم را شاهد هستیم. گالوم میخواهد با استفاده از بازی ها و چیستان هایش بیلبو را سردرگم سازد و او را یه لقمه ی چپ کند ولی از این رو بیلبو هم چیزی دارد به عنوان هوش و ذکاوتش و او با استفاده از همین هوش خود میخواهد جان خود را نجات دهد. گالوم همیشه از زبانش جمله ی " عزیز من " جاری میشود ولی عزیزمن را با کینه و پلیدی بیان میکند. و به همین دلیل است که مقایسه ی این دو فیلم بسیار غلط و نادرست است و هر چیزی را با استفاده از همان چیزش باید دید وگرنه اگر بخواهیم آن چیز را با چیز دیگری تماشایش کنیم مطمئنا به مشکل برخواهیم خورد.
    در فیلم ارباب حلقه ها قهرمان اصلی فیلم را هابیت/فرودو بگینز معرفی کرده بود (البته در فیلم ارباب حلقه ها همه قهرمان معرفی شده بودند ولی فرودو بگینز در راس آن ها قرار دارد) ولی در فیلم هابیت این موضوع بکل عوض میشود. قهرمان اصلی سرزمین میانه هابیت ها نیستند . بلکه کسی است که از همه دانا تر است . کسی هست که فقط با یک جمله که به یک موجود کوچک تر از خود گفت سرنوشت همه موجودات سرزمین میانه را نجات داده است ، « شجاعت واقعی این نیست که زندگی را بگیری ، بلکه این است که آن را ببخشی » این یکی از دیالوگ های معروف گندالف به بیلبو بگینز ، و به خاطر همین گفته ی گندالف بود که بیلبو گذاشت که گالوم زنده بمونه تا بعدا در آتش با حلقه بیوفته. اگر گندالف آن حرف را نمیزد . بیلبو گالوم را کشته بود ، فرودو حلقه را بر میداشت ، شاید هم فرودو کشته میشد.
    در فیلم ارباب حلقه ها اگر یادتان باشد گندالف جمله ی معروفی را به فرودو بگینز میزند « همه در طول زندگیشون توی همچین شرایطی قرار میگیرند. ولی تصمیم با ما نیست. تنها تصمیمی که ما میتوانیم بگیریم اینه که از زمانمون درست استفاده کنیم. » زمانی که گندالف این جمله را به فرودو میزند . یکی از موسیقی متن های معروف فیلم یعنی تراک شایر پخش میشود . حالا چرا این را میگویم . دلیلش این است ! در فیلم هابیت زمانی که بیلبو حلقه را دستش کرده است و شمشیرش استینگ را در جلوی گالوم قرار داده است در همان لحظه همین موسیقی متن تراک شایر دوباره پخش میشود. حالا حتما میپرسید که دلیلش چه است . خوب دقت کنید. بیلبو در همین لحظه همان گفته ی گندالف که در ارباب حلقه ها به فرودو گفته بود را انجام میدهد . یعنی اینکه تصمیم درست را میگیرد و گالوم را نمیکشد. حالا این موسیقی متن شایر ارتباط بسیار پنهانی را با ارباب حلقه های خود برقرار میکند.
    چرا پیتر جکسون در فیلم هابیت تحریفی کرده بود و سائورون را به ماجرای هابیت آورده بود درحالی که در کتاب هابیت اصلا بحثی در مورد سائورون پیش نیامده بود ؟! لابد این سوال برای خیلی ها پیش آمد است. من دو گونه جواب برای اینجور سوالات دارم : همانطور که گفته ام تالکین بر این اعتقاد داشت که هر داستان خوبی نیازمند و لایق شاخ و برگ دادن هست ، و اینجا هم جکسون به همین گفته ی تالکین داره عمل میکنه . و دوم اینکه جکسون بگونه ای تالکین را همان بیلبو بگینز معرفی کرده است و در کتاب هابیت راوی آن همان تالکین است . حالا بیایین تالکین را همان بیلبو بگینز فرض کنیم . بیلبو بگینز در فیلم هابیت اصلا هیچ اطلاعی در مورد سائورن ندارد. در جلسه شورای سفید حضور ندارد ، در گفتگوی گندالف با راداگاست شرکت نداشته است. به خاطر همین است که در فیلم ما شاهد سائورون هستیم ولی در کتاب این موضوع ذکر نشده است چرا؟! چونکه بیلبوی ما اصلا در این مورد اطلاعی ندارد. و یا اینکه چرا تائوریل و لگولاس در فیلم هابیت هستند ولی درکتاب حضور ندارند . چونکه در فیلم بیلبو اصلا با این دو شخصیت رو در رو نشده است. البته بحث در مورد این ها زیاد است و بگذارید که بعدا وقتی که قسمت دوم هابیت را دیده اید بحث کنیم . بنده همینجا کفایت میکنم .
    ببخشید که سرتان را درد آورده ام. اگر غلط املایی و یا اشتباهی در قلم بنده دیده اید به بزرگی خودتان ببخشین .
    MarshaL, Trainer و esn8009 به این پست علاقمند بوده اند.

  13. 7 کاربر از پست مفید ayub_s سپاس کرده اند .


  14. #8
    Broken Hearts Make It Rain
    MarshaL آواتار ها
    وضعیت : MarshaL آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Mar 2013
    محل سکونت : In Silent HilL
    نوشته ها : 623
    سپاس ها : 2,193
    سپاس شده 2,485 در 683 پست
    یاد شده
    در 8 پست
    تگ شده
    در 560 تاپیک

    پاسخ : Cwa.91- تحليل و بررسي فيلـــــــم هابیت، یک سفر غیر منتظره (The Hobbit: An Unexpected Journey)

    اول از شاهین عزیز بابت تحلیل زیباش تشکر میکنم و همچنین امیدوارم که این آخرین تحلیل ایشون تو سینماسنتر نباشه.

    نقل قول نوشته اصلی توسط ayub_s نمایش پست ها
    همینطور این رو هم بگم که بعضی ها ادعا دارند که کاراکتر گندالف نقش شیطان را دارد . من نمیدانم اینا به چه مدرک محکمی این نظرات را میگویند. حتما با دیدن فیلم ها ! اگر کسانی که در سرزمین میانه بدنبال شیطان هستند و آخرسر به گندالف رسیدند سخت در اشتباهند زیراکه شیطان اصلا در فیلم های سرزمین میانه تاکنون به تصویر کشیده نشده است. نه سائورون شیطان سرزمین میانه است و نه گندالف . بلکه یک موجود اهریمنی به نام ملکور که نام دیگر آن مورگوث است شیطان واقعی سرزمین میانه است. اگر داستان ملکور را بخوانید و کاملا تشابه ماجرای این موجود اهریمنی با شیطان خواهید شد. سائورون فقط یکی از خادمین ملکور به حساب می آید.
    این مسئله خیلی برام جالبه میشه یه مقدار درباره این ملکور توضیح بدین؟
    بعد اگه ما بخوایم گندالف رو شیطان در نظر بگیریم اونوقت سائرون نقش خدا رو پیدا میکنه؟
    sky98 و esn8009 به این پست علاقمند بوده اند.
    زندگی هیچ نمیگوید...نشانت میدهد!

  15. 2 کاربر از پست مفید MarshaL سپاس کرده اند .


  16. #9
    ayub_s آواتار ها
    وضعیت : ayub_s آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Nov 2011
    نوشته ها : 54
    سپاس ها : 56
    سپاس شده 83 در 37 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 181 تاپیک

    پاسخ : Cwa.91- تحليل و بررسي فيلـــــــم هابیت، یک سفر غیر منتظره (The Hobbit: An Unexpected Journey)

    نقل قول نوشته اصلی توسط MarshaL نمایش پست ها
    این مسئله خیلی برام جالبه میشه یه مقدار درباره این ملکور توضیح بدین؟
    بعد اگه ما بخوایم گندالف رو شیطان در نظر بگیریم اونوقت سائرون نقش خدا رو پیدا میکنه؟


    نقل قول نوشته اصلی توسط MarshaL نمایش پست ها
    بعد اگه ما بخوایم گندالف رو شیطان در نظر بگیریم اونوقت سائرون نقش خدا رو پیدا میکنه؟
    ببینید همین طرز فکر غلطه که بسیاری دچار مشکل میشوند. کسانی که اینگونه نظرها را میدهند فقط با دیدن فیلم ها قضاوت کرده اند و هیچ مطالعه و تحقیقی در مورد کتاب های تالکین نمیکنند.
    خدای سرزمین میانه اسم ارو نام داره . در کتاب سیلماریلیون تالکین ارو رو اینطوری معرفی کرده : " ارو بود. آن یکتا، که در آردا او را ایلوواتار می خواندند. او در ابتدا آینوها، یگانگان مقدس را آفرید. آنان که فرزندان اندیشه ی وی بودند. آنها که پیش از آفرینش هر موجود دیگری، نزد او حضور داشتند. " این توصیف تالکین در مورد ارو ، خدای سرزمین میانه هست.
    در مورد ملکور هم ملکور یکی از آفریده های ارو بود. داستان ملکور شباهت های زیادی به داستان و سرگذشت شیطان رو داره . سائورون که همه فقط با دیدن فیلمش فکر میکنند نماد خدا رو داره یکی از بزرگترین و دهشتناک ترین خادمین ملکور بوده. در کتاب سیلماریلیون اینطور آمده : " بین خدمتگذاران معروف ملکور ، بزرگترین و قدرتمندترین روحی بود که او را سائورون میگفتند. یا گورتیهایر ظالم. در آغاز او یکی از مایاهای آئوله بود و خرد و دانش آن مردم قدرتمند را داشت. در تمام کارهای ملکور، در تمام کارهای گسترده اش و در فریب های مکارانه اش نقش داشت و شرارت او تنها اندکی از شرارت های اربابش کمتر بود. "
    در مورد ملکور میتونید از این آدرس اطلاعات خوبی بدست بیارید
    ملکور | آردا، دنیای تالکین

    گندالف یک ایستاری هست که از نزد ارو او به سرزمین میانه فرستاده شده بود تا از آن محافظت کند. ارو پنج تا ایستار به سرزمین میانه فرستاده. سارومان ، گندالف ، راداگاست ، آلاتار و پلاندو. گندالف که بیشتر شبیه شیطان باشد . شبیه حضرت موسی هست که به کمک دورف ها که همان یهودیان باشد می آید، دورف ها حتی زیاد تمایلی به گوش کردن حرف های گندالف را هم ندارند خصوصا تورین که به هیچ عنوان به حرف ها و نظرات او گوش نمیدهد و فقط به خاطر علاقه ی شدید خود به حرف های اهمیت چندانی هم نمیدهد در رمان حتی به گندالف ناسزا هم میگفتند. تالکین بیشتر الهاماتش را از روی کتاب های مختلف ادیان الهام گرفته است ، به خاطر همین تشابه های زیادی را با انجیل ، تورات و حتی قرآن دارد.
    خیلی ها خصوصا ماسون شناس ها دوست دارند هابیت ها را با امریکا تشبیه کنند. در حالی که هابیت ها در اصل نماد بریتانیا را دارند. مسئله ی شرق بد و غرب خوب هم به خاطر این است که تالکین در جنگ جهانی دوم حضور داشته است . آلمان در طرف شرق بریتانیا قرار دارد و به همین دلیل است که در رمان های ایشون شرق بد و غرب خوب است.
    ویرایش توسط ayub_s : 03-14-2014 در ساعت 12:12
    MarshaL, smgh470, esn8009 و 1 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.

  17. 4 کاربر از پست مفید ayub_s سپاس کرده اند .


  18. #10
    mahdi4541 آواتار ها
    وضعیت : mahdi4541 آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Mar 2014
    سن: 23
    نوشته ها : 2
    سپاس ها : 0
    سپاس شده 1 در 1 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 0 تاپیک

    پاسخ : Cwa.91- تحليل و بررسي فيلـــــــم هابیت، یک سفر غیر منتظره (The Hobbit: An Unexpected Journey)

    سلام اقا یه سریال خوب تو مایه های نیکیتا معرفی کنید تخیلی اینا نباشه تو مایه های نیکیتا 24 نگا کردم بجز 24 خواهشا تو مایه های نیکیتا باشه منتظرم

  19. کاربر روبرو از پست مفید mahdi4541 سپاس کرده است .


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دانلود موسیقی متن فیلم The Hobbit: An Unexpected Journey
    توسط Dexter. در انجمن بخش موسيقـــي فیلــــــــم
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 03-31-2014, 18:54
  2. ترجمه نقد فیلم Cwr.81- نقد و بررسی فیلم The Hobbit: An Unexpected Journey توسط جیمز برادینلی(اختصاصی سینماسنتر)
    توسط ScarFace در انجمن نقــدهای معتبر جهانی (اختصاصی)
    پاسخ ها: 49
    آخرين نوشته: 03-24-2013, 13:35
  3. پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: 03-09-2013, 01:46
  4. پوسترهای فیلم هابیت، سفری غیرمنتظره (The Hobbit: An Unexpected Journey)
    توسط AloneDreamer در انجمن پوسترهای مجموعه فیلم ها
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 12-21-2011, 14:09

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 3

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •