سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh بر باد رفته از زاویه ای دیگر

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 28
نمایش شاخه ای69علاقمندی ها

موضوع: بر باد رفته از زاویه ای دیگر

  1. #1
    صدای گرم: ناصر تهماسب* صدای آسمانی:احمد رسول زاده*صدای مهر:جلال مقامی*صدای صلابت:بهرام زند*
    حکمتی آواتار ها
    وضعیت : حکمتی آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jan 2014
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 104
    سپاس ها : 46
    سپاس شده 548 در 93 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 17 تاپیک

    بر باد رفته از زاویه ای دیگر




    با سلام خدمت دوستان
    پس از بررسی رابین هود و زورو (شاهکارهای والت دیسنی) و شرلوک هلمز و ده فرمان امروز تاپیکهایی را که در خصوص یک شاهکار دیگر در سینما را در این سایت خواندم. برای فیلم برباد رفته میتوان کتابی نوشت که از کتاب اصلی رمان قطور تر باشد. ینابر این امروز نصمیم گرفتم این فیلم را از منظری دیگر بررسی کنم. بررسی نکات فنی و صد البته دوبله بسیار زیبای آن. قصد ندارم معرفی و نقدی که از این اثر بزرگ سینمایی را مینمایم با نقدهایی که دوستان در تاپیکهای مختلف در این سایت زحمت کشیدند و نوشتند مقایسه نمایم. متاسفانه گاهی اوقات برخی از دوستان بخش زیادی از نقادی خود را در سایه تعریف خلاصه داستان قرار میدهند. در اینجا من سعی دارم ابتدا به سراغ نکات فنی بروم.

    پس از آن بحثی را آغاز میکنم که تاکنون کمتر دیده ام در جایی اینچنین در خصوص این اثر صحبت شود. بحثی در خصوص هنر پیشه های برباد رفته. و اینکه آیا فلمینگ بزرگ می توانست گزینه های دیگری را جایگزین هنرپیشه های خود نماید؟ بنظر شما اگر هنرپیشه دیگری را جایگزین اشلی میکرد بهتر نبود؟ اگر دوستان کتاب رمان اصلی را خوانده باشند میدانند که اشلیِ خانم میچل از اشلیِ آقای فلمینگ زیباتر بوده است.
    البته نمی خواهم بگویم این کارگردان بزرگ در انتخابهای خود اشتباه کرده است و بحث به چالش کشیده شود بلکه تصمیم دارم همانطور که از موضوع تاپیک پیداست برباد رفته را از زوایای دیگر مورد بررسی قرار دهیم. اگر دوستان هم دوست داشتند میتوانند در بحث شرکت نمایند.

    در کشور ما فیلم بربادرفته در بین خانواده ها طرفداران زیادی داره و شاید از معدود فیلمهایی باشه که حتی کسانی که اهل فیلم و سینما هم نیستند اونو دیدن!! یکی از دلایل اصلی این محبوبیت دست به دست گشتن رمان برباد رفته است که هر کسی پس از خواندنش بی صبرانه منتظر دیدن فیلم هم می شود. به نظر من فیلم بربادرفته با توجه به سال ساختش پروژه ای عظیم و منحصر به فرد بوده (به قولی سالها از زمانش جلوتر بوده) و البته بازی بیادماندنی سلاطین هالیوود نیز در این مورد بی تاثیر نبوده...

    نسخه اصلی این فیلم مورد بازسازی قرار گرفته است . نسخه ای که همکنون در دسترس است ، محصول کار یکی از شرکتهای بزرگ تعمیر و اصلاح فیلمهای فرسوده است که در دهه 1990 روی نسخه اصلی که چندان رنگ و روئی برای آن نمانده بود انجام گرفت...میزان وضوح فیلم بالا رفت و رنگها توسط نرم افزارهائی پیشرفته مجددا تصحیح شدند. اما بخشی از کادر فیلم (از چپ و راست) حذف گردید که نسبت به نسخه اصلی که صرفا در اختیار کمپانی است ناقص اما بلحاظ بصری فوق العاده و پس از 71 سال در حد فیلمهای امروزی است. شرکت اصلاح کننده نسبت به رنگی کردن 2 فیلم دیگر هم اقدام کرد: اولی فیلم گنجهای سیرامادره که محصول کار فوق العاده و دومی کازابلانکا که نتیجه کار مفتضح بود.



    (این عکس از نسخه بازسازی شده استخراج گردیده است همانطور که ملاحظه میکنید در عکس اشکهای اسکارلت و شفافیت لبهای او آشکار است. صحنه ای که در نسخه های قدیمی قابل رویت نیست)

    برباد رفته در سال 1939 به طریقه تکنی کالر سه رنگ فیلمبرداری شده است که یک روش عجیب در نسخ رنگی آنزمان بود. در این روش با سه نگاتیو مختلف از هر صحنه فیلمبرداری میشد که هر کدام ، یکی از رنگهای اصلی را ضبط میکرد. این سه نگاتیو در نهایت با هم تلفیق میشد تا رنگ شفاف تکنی کالر فیلمهای دهه های 40 و 50 بوجود آید. این روش روش چندان دقیقی نبود مضافا به اینکه به درستی هم از آن استفاده نمیشد چراکه به مرور زمان رنگ فیم از بین می رفت. این مشکل گریبان نسخه اصلی برباد رفته را هم گرفت چنانکه بعلت کپی های متعددی که در طول سالها از آن گرفته شد یک فیلم رنگ و رو رفته که حتی در برخی صحنه ها جزئیات اصولا دیده هم نمیشد برجای ماند.

    در سال 1967 شرکت مترو تصمیم گرفت یک بازسازی روی نسخه اولیه انجام دهد اما آنچه انجام شد یک افتضاح کامل بود. برباد رفته اصل با کادر 1 در 33/1 (یعنی همان سه در چهار) فیلمبرداری شد. در سال 67 برای نمایش فیلم بشکل واید اسکرین ، بخشی از بالا و پائین فیلم را زدند که نتیجه کار از دست رفتن یک چهارم از هرنمای فیلم بود که بشدت مورد انتقاد مردم و منتقدین قرار گرفت(هرچند کل پرده سینما را می پوشاند و به نوعی یادآور فیلمهای اسکوپ عریض بود).

    دومین بازسازی در حد فاصل سالهای 1986 تا 1988 (دو سال تمام) و به دستور تد ترنر(سلطان تلویزیونهای کابلی آتلانتا که آنزمان شرکت متروگلدوین میر را یکجا خرید) توسط گروهی تکنسین بسیار خبره انجام شد. آنها برای رسیدن به بهترین کیفیت ممکن سراغ نسخه اصلی فیلم در انباری مترو نرفتند آنها که به مناسبت پنجاهمین سالگرد ساخته شدن برباد رفته مامویتی بزرگ از طرف ترنر یافته بودند مستقیم سراغ همان سه نگاتیو رنگی برباد رفتند که در ایستمن هاوس در روچستر نیویورک نگهداری میشد.

    مشکل جدیدی پیش آمد: بعضی از قسمتها در هر کدام از نگاتیوها چروک خورده بود و اجازه چفت شدن سه نگاتیو را کنار هم نمیداد علاوه بر این بخشی از کادرها از بین رفته و ناواضح شده بود. آنها طی 2 سال کار شبانه روزی و کار روی نگاتیوها (بشکل کادر به کادر) فیلمی ساختند که امروزه در اختیار شماست و عکسهایی که در این صفحه از این فیلم می بینید مربوط به این نسخه بازسازی شده فوق العاده است. کیفیت فیلم چنان بود که حتی سایه ی شمع بخوبی مشخص بود(چیزی که حتی در نسخه 1967 دیده نشد).

    از سوی دیگر متخصصین یاد شده روی باند صدای فیلم نیز کار کردند و صدائی خلق شد که حتی میشد صدای جیرجیر کفشهای گیبل را شنید.

    راجر ایبرت (منتقد مشهور آمریکا) که پیش از آن تد ترنر را بخاطر افتضاحی که در بازسازی فیلم سیاه و سیفد کازابلانکا مرتکب شده بود همه جا تخطئه میکرد بهنگام اکران این نسخه جدید ، و به محض دیدن اولین صحنه فیلم، در تاریکی سالن از جا برخاست و شروع به کف زدن برای ترنر و گروه کارکشته اش کرد.

    برباد رفته را اگر بهترین فیلم تاریخ سینما ندانیم بدون شک بهترین نمونه قصه پردازی در کل تاریخ سینماست. فیلمی که با گذشت بیش از 70 سال کسی جرات بازسازی آنرا حتی به مخیله اش را نداده است

    یقین بدانید تا قرنها کسی را یارای بازسازی چنین حماسه ای نخواهد بود. فیلمی که بدون شک بی نقص ترین فیلم تمام دورانهاست و در طی این هفتاد سال نزدیک به 25 اکران جهانی مجدد یافته است (که یک رکورد در تاریخ سینماست). فیلمی که بیش از هر فیلم دیگر مردم جهان آنرا دیده اند و فیلمی که مختص نسلی خاص نیست و بارها و بارها میتوان آنرا دید و از آن لذت برد...
    در سال 1989 طی بررسیهای بعمل آمده(بمناسبت 50 سالگی بربادرفته) اعلام شد : تماشاگران بسیاری هستند که جنگ ستارگان یا ایندیانا جونز یا کازابلانکا یا همشهری کین یا بن هور را ندیده اند ... اما کمتر کسی در جهان یافت میشود که برباد رفته را ندیده باشد


    بسیاری از نماهای فیلم برباد رفته نظیر این صحنه ای که در بالا می بینید با استفاده از فییلترهای مخصوص (فییلتر: وسیله ای که هنگام فیلمبرداری با این هدف که خصوصیتی از تصویر، معمولا شدت نور یا رنگ آن را، تشدید یا تلطیف کند، روی عدسی بسته می شود) فیلمبرداری شده اند و بدون استفاده از فییلتر اینکار غیر ممکن است. هر چند استفاده از نقاشی های بزرگ و دکورهای عظیم در آن زمان مرسوم بوده اما بدون استفاده از تکنیک های فیلمبرداری، لنزها و فییلترهای مخصوص قادر به خلق تصاویری تا بدین حد زیبا نبودند.

    اگر دوستان حین تماشای فیلم در هنگامیکه به چنین صحنه هایی می رسند (مانند دیدار اسکارلت با پدرش در ابتدای فیلم) بلافاصله به چند لحظه قبل برگردند مشاهده خواهند کرد که آسمان آبی و تا حدودی ابریست و با تصاویر خیره کننده ای که دیده اند کاملا تفاوت دارد و پی به تصنعی بودن آن خواهند برد، منتها آنچنان این تصاویر زیباست که بیننده کاملا فریب می خورد و اصلا به این نکته فکر نمی کند که چگونه در عرض چند لحظه آسمان تا بدین حد دچار تغییر شده است. البته تمام تصاویر خیره کننده این فیلم در خدمت مفاهیم این اثر هنریست و کاملا کارکرد دراماتیک دارد.

    برباد رفته بهترین استفاده را از رنگ کرده است. رنگ در این فیلم جنبه صرفا تزئینی ندارد. بسیاری از نماها و سکانس های فیلم ، فقط در صورتی معنا پیدا می کنند که فیلم رنگی باشد و این نقطه قوت فیلم و استفاده هوشمندانه از رنگ است. بسیاری از فیلم های هم دوره برباد رفته ، صرفا برای این رنگی ساخته می شدند که جذاب تر و پرتماشاگر تر شوند. این گونه فیلم ها را اگر سیاه و سفید هم می دیدید چیز زیادی را از دست نمی دادید اما فیلمی مانند برباد رفته را به هیچ صورت نمی توان غیر رنگی دید و تصور کرد. برخی نماهای فیلم به زیبایی کارت پستال است.

    بر باد رفته یکی از جنجالی ترین فیلمهای تاریخ سینماست؛ هم به خاطر اینکه در زمان خودش هیچ فیلم دیگری در هالیوود چنین پروسۀ طولانی و هزینۀ سنگینی برنداشته بود. و همچنین به این خاطر که تکاپوی تهیه کننده برای یافتن بازیگر مناسب نقش اسکارلت اوهارا دو سال و نیم زمان برد و جنجال آفرین شد.

    تعداد زیادی از بهترین بازیگران زن برای ایفای نفش اسکارلت هجوم آوردند: از بت دیویس و کاترین هپبورن و جون کرافورد و میریام هاپکینز و کلودت کولبرت و کارول لومبارد؛ تا بازیگران تازه کاری مثل سوزان هیوارد کاندیدای این نقش بودند و همگی رد شدند. دیوید او سلزنیک تهیه کنندۀ فیلم از تابستان ۱۹۳۶ که پروژه را در دست گرفت، به دانشگاهها و مدارس دراماتیک و سالنهای نمایش سر می زد تا دختری مناسب برای این نقش بیابد.

    تا اینکه از این جست و جوی طولانی خسته شد و در سال ۱۹۳۹ فیلمبرداری را بدون بازیگر اسکارلت و از صحنۀ سوختن آتلانتا در آتش جنگ آغاز کرد. همان روز برادر سلزنیک، به همراه دختری جوان به سمت او آمد و بازیگر اسکارلت اوهارا را معرفی کرد.



    ویوین مری هارتلی قبل از سفرش به هالیوود برای اهالی سینما در آمریکا چندان شناخته شده نبود. او در لندن در رشتۀ هنرهای دراماتیک درس خوانده بود و در تعدادی فیلم و نمایش انگلیسی ایفای نقش کرده بود. سماجت لی برای گرفتن نقش اسکارلت و دست تقدیر باعث شد تا از همۀ دشواری ها عبور کند و با بازی حیرت انگیزش شخصیت رمان مارگارت میچل را جاودانه سازد. یگانگی بین ویوین لی و اسکارلت اوهارا به حدی بود که حیات بیرونی و درونی این نقش پیچیده در حد کمال روی پرده بازآفرینی شد. بر باد رفته برای لی اسکار و شهرت و محبوبیت بین المللی به ارمغان آورد.

    ویوین لی در سالهای بعد و در فیلمهایی چون پل واترلو و آن خانم همیلتن و آنا کارنینا هم حضوری باشکوه و تأثیرگذار داشت. او به وجوه ظریف و خلاقانۀ نقشهایش امکان بروز می داد و از چارچوب شخصیت پردازی نویسنده هم فراتر می رفت. اما ویران کننده ترین بازی لی در نقش بلانش دوبوآی اتوبوسی به نام هوس است. لی در این فیلم با ترسیم تقابل و نوسان میان صداقت و دروغ و سرزندگی و استیصالِ بلانش، بازی دوگانه و رمزآمیزی به نمایش گذاشت.

    ویوین لی در هر دو مدیوم سینما و تئاتر تجربه های موفقی داشت و در نمایشهایی به کارگردانی همسرش لارنس الیویر بازی کرد. لی در ۵ نوامبر ۱۹۱۳ در دامنه های هیمالیا در دارجیلینگ هندوستان به دنیا آمد و در ۸ ژوئیۀ ۱۹۶۷ در لندن از دنیا رفت.

    در مورد برباد رفته میتوان گفت بزرگترین فیلم داستان گوئی است که تاکنون ساخته شده است و به جرات میتوان گفت یکی از 5 فیلم برتر کل تاریخ سینماست. فیلمی که عنوان پربیننده ترین فیلم تمام دورانها را در اختیار دارد. فیلمی که حتی میچل در اولین اکران آن اذعان کرد چیزی است فراتر از کتاب من. و دوستان بخوبی میدانند که هیچ نویسنده ای از تصویر سینمائی که از اثرش خلق شده است راضی نیست و حتی مردم نیز کتاب را برتر میدانند... اما این، اقتباسی است بی نظیر و حتی فراتر از کتاب ...و نشان میدهد که سینما میتواند گاهی از ادبیات هم سبقت گیرد. چیزی که در تاریخ ادبیات و سینما تعدادش حتی به تعداد انگشتان دست هم نمیرسد.




    Alert در فرصتی دیگر پس از بررسی دوبله برباد رفته بحث جذاب انتخاب هنرپیشه های برباد رفته را خدمت دوستان ارائه خواهم کرد


    ویرایش توسط ScarFace : 03-19-2014 در ساعت 13:34
    Saffar, penn, saraordibehesht و 9 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.


  2. # ADS
     

  3. #2
    saraordibehesht آواتار ها
    وضعیت : saraordibehesht آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Sep 2013
    محل سکونت : کانادا
    نوشته ها : 108
    سپاس ها : 504
    سپاس شده 148 در 83 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 54 تاپیک

    پاسخ : بر باد رفته از زاویه ای دیگر

    سپاس که به بر باد رفته پرداختین. من هیچ وقت از خوندن مطلبی در مورد این فیلم سیر نمی شم.
    شما بر باد رفته رو یکی از 5 فیلم برتر تاریخ می دونین و من بهترین فیلم. شاهکاری که هرگز تکرار نواهد شد. هم کتابش و بارها خوندم و هم فیلم و به زبان اصلی و دوبله، بارها نگاه کردم.
    در مورد بازیگر نقش اشلی، همیشه به نظرم وصله ی ناجور فیلم بود. نه زیبا بود و نه به اندازه ی کافی جوون. اما به جز اشلی، انتخاب سایر باریگران هر کدوم در نوع خودش یه شاهکار بود. حتی اون برده ی جیغ جیغوی اعصاب خورد کن هم به درستی انتخاب شده و تصور فیلم مثلا با یه رت باتلر دیگه برای من که غیر ممکنه.
    تغییراتی که در فیلم انجام شده بود نسبت به کتاب، در خیلی جاها بسیار مفید بودن. مثل حذف کردن انبوه بچه های اسکارلت که کلا توی کتاب هم وجودشون اضافه به نظر می رسید و نقشی در داستان نداشتند. اسکارلت بدون اون بچه ها، با توجه به شخصیتش، آزادتر و قابل باورتر بود.
    اما در مورد دوبله، در جای دیگری گفتین که صدای رفعت هاشم پور، اسکارلت و جاودانه کرد. من با شما هم نظر نیستم و با تمام زیبایی که صدای ایشون داره به نظرم برای اسکارلت کمی صداشون پیر بود.
    penn, narnia67, mohammadd و 2 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.

  4. 3 کاربر از پست مفید saraordibehesht سپاس کرده اند .


  5. #3
    صدای گرم: ناصر تهماسب* صدای آسمانی:احمد رسول زاده*صدای مهر:جلال مقامی*صدای صلابت:بهرام زند*
    حکمتی آواتار ها
    وضعیت : حکمتی آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jan 2014
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 104
    سپاس ها : 46
    سپاس شده 548 در 93 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 17 تاپیک

    پاسخ : بر باد رفته از زاویه ای دیگر

    نقل قول نوشته اصلی توسط saraordibehesht نمایش پست ها
    سپاس که به بر باد رفته پرداختین. من هیچ وقت از خوندن مطلبی در مورد این فیلم سیر نمی شم.
    شما بر باد رفته رو یکی از 5 فیلم برتر تاریخ می دونین و من بهترین فیلم. شاهکاری که هرگز تکرار نواهد شد. هم کتابش و بارها خوندم و هم فیلم و به زبان اصلی و دوبله، بارها نگاه کردم.
    در مورد بازیگر نقش اشلی، همیشه به نظرم وصله ی ناجور فیلم بود. نه زیبا بود و نه به اندازه ی کافی جوون. اما به جز اشلی، انتخاب سایر باریگران هر کدوم در نوع خودش یه شاهکار بود. حتی اون برده ی جیغ جیغوی اعصاب خورد کن هم به درستی انتخاب شده و تصور فیلم مثلا با یه رت باتلر دیگه برای من که غیر ممکنه.
    تغییراتی که در فیلم انجام شده بود نسبت به کتاب، در خیلی جاها بسیار مفید بودن. مثل حذف کردن انبوه بچه های اسکارلت که کلا توی کتاب هم وجودشون اضافه به نظر می رسید و نقشی در داستان نداشتند. اسکارلت بدون اون بچه ها، با توجه به شخصیتش، آزادتر و قابل باورتر بود.
    اما در مورد دوبله، در جای دیگری گفتین که صدای رفعت هاشم پور، اسکارلت و جاودانه کرد. من با شما هم نظر نیستم و با تمام زیبایی که صدای ایشون داره به نظرم برای اسکارلت کمی صداشون پیر بود.

    دوست عزیز
    اینکه این فیلم را چندمین فیلم دنیا بنامیم نوشته بنده با نوشته شما امریست کاملا سلیقه ای اما آنچه مسلم است خیلی بهم نزدیک است . وقتی فیلمی را پس از دهها سال هنوز هم من و هم شما با اشتیاق می بینیم و از دیدنش سیر نمی شویم می تواند صدها دلیل داشته باشد. آقای جیمز کامرون با هزینه ای گزاف و بهره وری از بالاترین امکانات و تکنولوژِی روایت دیگری از تایتانیک را روی پرده سینما می برد. اما مطمئن باشید تایتانیک کامرون با تمام عظمتش ممکن است روزی به فراموشی سپرده شود اما برباد رفته هرگز فراموش نخواهد شد. همین کافیست تا به عظمت این فیلم پی ببریم.در خصوص تایتانیک هم هرچند اینجا جایش نیست اما هنوز برخی از منتقدان فیلم شب بیاد ماندنی (یا شبی طولانی تر از یکسال) را که اثری کلاسیک از تایتانیک بود را ماندگار تر میدانند.

    در خصوص انتخاب هنر پیشه ها همانطور که خدمتتون عرض کردم مفصلا در این تاپیک در موزدشان بحث خواهم کرد و هریک از دوستان هم اگر دویت داشتند می توانند در بحث مشارکت کنند اما اجازه دهید به وقتش به آنجا هم خواهیم رسید و خیلی منطقی و بدور از هرگونه تعصب و چالشی در موردش به بحث و تبادل نظر خواهیم پرداخت. همانطور که عرض کردم تصمیم دارم برباد رفته را از راویه ای دیگر مورد بحث و نقادی قرار دهیم و مطمئنا اطلاعاتی را که در خصوص این فیلم جمع آوری نموده ام برای عاشقان این فیلم جذاب و بکر خواهد بود.





    دوستی که تعصب زیادی روی این فیلم داشت طی پیام خصوصی خواستار صحت و سقم بازسازی این فیلم شده بود . خیلی رک بگویم شاید بسیاری ار دوستان ندانند که این برباد رفته ای که هم اکنون در دسترس همگان میباشد با نسخه اصلی متفاوت است و همگان میپندارند این همان نسخه ای میباشد که مردم سالیان پیش روی پرده سینما دیده اند.
    البته منظور بنده از بازسازی برباد رفته صرفا بازسازی فنی و کبفی فیلم میباشد فکر نکنید در محتوای فیلم دستکاری شده است که بطور قاطع عرض کنم هیچکس جرات چنین کاری را ندارد. همانطور که پس از سالها هیچکس حتی جرات ساختن برباد رفته دیگری را ندارد. زیرا نسخه فلمینگ بزرگ آنقدر کامل و پخته می باشد که هیچ عاقلی نمی تواند حتی فکر ساختن نسخه ای دیگر را به سرش راه دهد چه برسد به آنکه بخواهد واقعا دست به چنین عملی بزند.

    در خصوص دوبله و انتقاد شما از بانو رفعت هاشم پور نیز باید خدمتتون عرض کنم اینمورد هم کاملا سلیقه ای می باشد. تنها رقیب بانو رفعت هاشم پور در عرصه دوبله زنده یاد ژاله کاظمی بود و بس. کافیست لحظه ای چشمان خود را ببندید و تصویر اسکارلت را بخواهید با صدایی بجز بانو هاشم پور تصور کنید. بنظر شما کدامیک از گویندگان زن در عرصه دوبله میتواند بجای اسکارلت گویندگی کند؟ باور کنید همانطور که همگان معتقدند ویوین لی در برباد رفته یک اسمارلت اوهارای واقعی بود من اعتقاد دارم بانو رفعت هاشم پور در بر باد رفته حتی از اسکارلت اوهارا پیشی میگرد و به زیبایی تمام همه احساسات این دختر دوست داشتنی را به بیندده ایرانی خود هدیه میکند.

    مضافا اینکه بانو از جمله گویندگانی می باشد که ضمن داشتن صدایی زیبا در حرفه خود کاملا حرفه ای می باشد و کاملا نقش طرف خود را روی صندلی بازی میکند. چون هنوز به بحث دوبله نرسیده ام در خصوص هنرمندی این بانوی بزرگ همینقدر بگویم که او در گویندگی بجای سوزان هیوارد در میخواهم زنده بمانم آنچنان در نقش خور غرق میشوند که چشمان اشکبارش مانع میشود تا تصویر را روی پرده ببیند تا بتواند درست سینک بزند. این بانو بود که میتوانست با خوشحالی اسکارلت خوشحال شود و با ناراحتیش ناراحت شود و هرجا نیاز باشد عشوه اسکارلت را با صدایش به بینندگان القا کند. نظیر بانو در این صنعت حتی به اندازه انگشتان یک دست هم نداریم. افسوس که مدیریت غلط حاکم بر این عرصه او را در کنار همسرش استاد جلال مقامی در خلوت منزلشان در مهرشهر کرج خانه نشین کردند و جماعتی عاشق را از صدای زیبایش بی بهره نمودند.






    یکی از مزایای کانالهای اونور آبی مثل فارسی وان و جم و ..... این بود که پس از دیدن فیلمهای افتضاح آنهم با دوبله ای افتضاح تر از خودِ فیلم مردم پی به ارزش صدای بزرگان دوبله ایران بردند.
    اما بحث را در خصوص بازسازی فیلم به پیش میبرم:
    در پاسخ به دوستی که در خصوص بازسازی فیلم از بنده سوال کرده بودند باید خدمتشان عرض کنم مطالب از مقاله بزرگمردی که در زمینه مقد فیلمها همه مردم دنیا او را قبول دارند استخراج گردیده بود. منظورم راجر ایبرت میباشد. در اینجا متن کامل نوشته او را در اینخصوص بیان میدارم:

    در دهه 90 راجر ایبرت در مقاله ای تحت عنوان "تصور امروزی" دقیقا تمام ریز و بمهای کیفی فیلم و فیلم بازسازی شده را بررسی کرد. بیاد دارم در آن مقاله صراحتا به این موارد اشاره شده بود:

    در سال 1988 گروهی تکنسین دو سال تمام کار کردند تا برای پنجاهمین سالگرد برباد رفته فیلمی آماده کنند که همان کیفیت اولیه را داشته باشد.آنقدر از نسخه اصلی سال 1939 کپی گرفته بودند که تماشاگران امروزی فقط سایه ای از آن شکوه اولیه فیلم را می دیدند . رنگ و روی فیلم رفته بود، باند صدا پرخش بود و کنتراست نماها آنقدر زیاد بود که جزئیات اصلا دیده نمیشد. تلاشهای قبلی برای نو کردن فیلم مخصوصا تلاش 1967 مترو فاجعه آمیز بود. آنها در آنزمان تصمیم گرفته بودند فیلم را بشکل واید اسکرین درآورند.یک خطای غیرقابل گذشت. چون نسخه اصلی فیلم 1 روی 33/1 بود یعنی هر 4متر عرض 3 متر ارتفاع. مجبور شدند از بالا و پائین کادر بزنند تا فیلم بشکل واید درآید و با این کار یک چهارم تصاویر را ازبین بردند.

    تد ترنر (سلطان تلویزیونهای کابلی آتلانتا) در سال 1986 شرکت مترو گلدوین میر را خرید.گوهر آرشیو او فیلم بربادرفته بود. دستور بازسازی فیلم را صادر کرد. پیش ازین ترنز سابقه خوبی در بازسازیها نداشت. بخصوص نسخه رنگی که از کازابلانکا ساخته بود وی را بدنام کرده بود. اما او برای برباد رفته سنگ تمام گذاشت. بهترین تکنسینهای دنیا را یکجا جمع کرد...تکنسین ها باید کیفیت رنگی تکنی کالر فیلم را بازسازی میکردند که عجیب کهنه شده بود.


    بربادرفته بطریقه تکنی کالر سه رنگ فیلمبرداری شده بود که در آن با سه نگاتیو مختلف از هر صحنه فیلمبرداری میشد که هرکدام یکی از رنگهای اصلی را ضبط میکرد. در نهایت این سه نگانیو باهم تلفیق میشد و فیلم رنگی شفافی از آن بدست می آمد.بطور کلی این روش روش دقیقی نبود و از آن بشکل ناهماهنگی هم استفاده میکردند. نسخه ای که در سال 67 مترو بازسازی کرده بود صرفا از یکی از رنگها استفاده کرده بود که به مرور زمان رنگ آن زایل میشد. مانند بلائی که سر نسخه فارغ التحصیل درآوردند. اما این بار تکنسینها سراغ هر سه نگاتیو فیلم رفتند که در ایستمن هاوس روچستر نیویورک نگهداری میشد . آنها مشاهده کردند که مشکل دیگری هم هست. بعضی از جاها در هر سه نگاتیو چین و چروک خورده بود و هرسه باهم چفت و بست نمیشد.و مشکل دیگر که در برخی صحنه ها در لبه های کادر سائیدگی تصویر وجود داشت...


    تکنسینها دو سال شبانه روز بدون آنکه حتی به آغوش خانواده های خود بازگردند روی نگاتیوها کار کردند و در نهایت نسخه ای پدید آمد که یکی از شاهکارهای بازی سازی فیلم در تاریخ سینماست.آنها نسخه ای را پدید آوردند که شاید از نسخه اصلی هم فراتر بود.

    دوستانی که بلوری فیلم را در اختیار دارند میدانند که فیلم بشکل واید نیست و در تلویزیونهای 16 در 9 بشکل 3 در 4 دیده میشود (یعنی دو ستون سیاه عمودی در کناره ها وجود دارد).



    این در واقع نسخه اصلی فیلم است که باید به همان شکل تماشا کرد. بلوری فیلم یک نسخه بی نظیر است. گوئی فیلمی که جزو اولین فیلمهای رنگی تاریخ سینماست با بهترین دوربینهای فیلمبرداری روز هالیوود فیلمبرداری شده است.جزئیات بشکلی حیرت انگیز نمایان است. دوستان را به صحنه ای که بازیگران اطراف یک شمع جمع شده اند ارجاع میدهم تا ببینند واقعا چه شاهکاری درتصویر سازی بعمل آمده است. تمام پس زمینه های نور شمع بشکلی حیرت انگیز بازسازی شده اند. باند فیلم هم بخوبی ساخته و پرداخته شده است چنان که در نسخه بازسازی شده حتی صدای جیرجیر کفشهای کلارک گیبل بوضوح شنیده میشود.

    من خلاصه ای از مطالب فوق را در پست پیشین خود ابراز داشتم. اما ادامه بحث : آیا میدانید نام بر باد رفته از کجا زینت بخش این رمان زیبا گردید:

    ابتدا توضیح بدهم که این عنوان "برباد رفته" را نویسنده داستان (خانم مارگارت میچل) از کجا پیدا کرد...وقتی رمان تمام شد هنوز میچل نامی روی آن نگذاشته بود.ابتدا نام آن را براساس آخرین جمله اسکارلت (فردا روز دیگری است) را "فردا" گذاشت. اما کتابهای متعددی بود که عنوان فردا یا چیزی شبیه به این داشت و میچل دوست نداشت چنین حماسه ای عنوانی ساده داشته باشد. بعد عنوانهای دیگری انتخاب کرد... مانند : "گوسفند سیاه" ، " ستاره های ما" و ... و در نهایت عنوان بی نظیر "برباد رفته" را از روی قطعه شعری از ارنست داوسون پیدا کرد. این شعر:
    ... من چیزهای بسیاری را فراموش کرده ام/همه چیز برباد رفته است/و همان دسته گلهای سرخی که آشوبگرانه تکان میخورند ...


    اما در خصوص دوبله شاهکار گونه این اثر بیاد ماندنی : برباد رفته نیز مانند بسیاری از اثرهای بزرگ دوبار دوبله گردید. برای اینکه دوستان در خصوص دوبله اول و دوم دچار سردرگمی نشوند باید خدمتتون عرض کنم در حال حاضر به روی تمام نسخه های قابل دسترس که نزد دوستان میباشد دوبله دوم سوار شده است و دوبله اول تقریبا در دسترس هرکسی نمی باشد.

    بدون شک دوبله دوم بر بادرفته بهتر از دوبله اول آن است. این را بدون هیچ تردیدی می گویم.
    صدای کش دار عرفانی برای کلارک گیبل عالی است و در دوبله اول با کمال تعجب صدای جلیلوند چندان صلابتی ندارد و حتی از گویندگیش در دسته فرشتگان(که خیلی خوبه) فاصله داره.

    در مورد رفعت هاشمپور مطمئنا" هر دوبار استادانه اجرا کرده.
    اما ناصر طهماسب به جای لسلی هاوارد نمی شه گفت از جلال مقامی در دوبله اول پیشی گرفته و یا عقب تر است اما هیچ نقصی در این نقش وجود ندارد.
    صدایی که خیلی بهتر از دوبله اول است صدای فهیمه راستگار به جای مامی است که تبحر گویندگی راستگار را نشان می دهد.
    اما احساسی که من از دوبله اول دارم این که ترجمه بهتری نسبت به دوبله دوم دارد. بسیاری از جملات دوبله اول دقیق تر از دوبله دوم کار شده.
    همچنین دوبله اول دارای باند ساندافکت بین المللی بوده . در حالی که دوبله دوم در این زمینه بسیار ضعیف است.

    مدیر دوبلاژ دوبله اول احمد رسول زاده و دوبله دوم خسرو خسروشاهی است که چیدمان گویندگان خسروشاهی تحسین برانگیز است. (درست برعکس شاهکار رابین هود که مدیر دوبلاژ اول رابین هود استاد خسروشاهی بودند و دوبله دوم این انیمیشن زیبا با استاد احمد رسول زاده واگذار گردید. و جالب آنکه در هر دو مورد دوبله دوم از دوبله اول پیشی گرفت)

    در دوبله دوم بواسطه شرایط فرهنگی مملکت ما تغییرات کوچکی در ابراز دیالوگها داده شد برای مثال :
    صحنه خداحافظی رت با اسکارلت در آتش سوزان آتلانتا که دیالوگ ها عوض شده اند کمی به خاطر سانسور ( اسکارلت من را ببوس ببوس...که شده است به من بگو اسکارلت بگو...که باز هم به نظر حس رمانتیکی و در عین حال غم مردانه ای عر
    فانی به نقش می ریزد که سانسور را جبران می کند)

    چون تقریبا معتقدم بیش از 99 درصد دوستانی که برباد رفته را دیده اند آنرا با دوبله دوم مشاهده کردند بنابراین در اینجا به اسامی کامل گویندگان این فیلم در در دوبله دوم اشاره میکنم. تفاوت عمده دوبله اول آن است که چنگیز جلیلوند بجای آقای باتلر و جلال مقامی بجای اشلی گویندگی کردند . حال آنکه در دوبله دوم حسین عرفانی بجای باتلر و ناصر تهماسب بجای اشلی گویندگی نمودند که حاصل کار بسیار زیبا از آب در آمد بویژه انتخاب هوشمندانه حسین عرفانی بجای باتلر که بسیار زیبا گویندگی نمود.
    در لیست زیر ابتدا نام اصلی هنر پیشه آمده است سپس نام نقش او در فیلم و در نهایت نام گوینده آن:





    مدیریت دوبلاژ خسرو خسروشاهی

    راوی/ خسرو شمشیرگر
    ان
    فرد کرین / برنت تارلتون / ناصر نظامی + سرگرد + دستیار دکتر مید
    جورج ریوز
    / استیوارت تارلتون / بهرام زند + افسر اسب سوار
    ویوین لی / اسکارلت اوهارا / رفعت هاشم پور
    هتی مکدانیل
    / مامی / فهیمه راستکار
    توماس میچل / جرالد اوهارا / اکبر منانی
    باربارا اونیل / الن اوهارا / سیمین سرکوب
    ویکتور جوری / جوناس ویلکرسون / عباس سلطانیا
    ولین کیز
    / سوئلن اوهارا / منصوره کاتبی
    آن راترفورد / کارین اوهارا / فریبا شاهین مقدم
    باترفلای مک کوئین
    / پریسی / آذر دانشی

    هوارد هیکمن
    / جان ویلکس / خسرو شمشیرگر
    ان
    آلیشیا رت / ایندیا ویلکس / زهرا هاشمی
    لزلی هوارد
    / اشلی ویلکس / ناصر طهماسب

    الیویا دوهاویلند
    / ملانی همیلتون / معصومه فرخنده
    مآل
    رند بروکس / چارلز همیلتون / آرشاک قوکاسیان + کشیش
    کارول نای
    / فرانک کندی / ناصر احمدی

    کلارک گیبل
    / رت باتلر / حسین عرفان
    ی
    لورا هوپ کروز / عمه پیتیپت اوهارا / بدری نوراللهی
    هری داونپورت
    / دکتر مید / نصرت اله حمیدی
    لیئونا رابرتز / خانم کارولین مید / آذر دانشی
    جکی موران
    / فیل مید / بهرام زند

    جی. ام. کریگان
    / جانی گالاگر / بهرام زند
    تام / محمدعلی دیباج
    بانی باتلر
    / ناهید امیریان

    سیامک اطلسی در سایر نقشهای فرعی


    بحث را در خصوص دوبله ادامه میدهم. برای تداعی صدای این بزرگان به این دیالوگها توجه کنید:

    اسکارلت : مادر چقدر من بدبختم که در این سن باید بیوه بشم . اصلا برای چی باید لباس سیاه بپوشم و وانمود کنم که عزادارم ؟ در حالی که نیستم.

    مادر : عزیزم تو باید به بقیه نشون بدی که از مرگ شوهرت غمگین هستی.

    اسکارت : آخه چرا ؟ من که چیزی احساس نمی کنم !


    دو نقش اصلي بربادرفته و به خصوص نقش اول زن آن، اسكارلت اوهارا، در تاريخ ادبيات كم نظيرند. اصلا اسكارلت يكي از ابهام هاي بزرگ تاريخ ادبيات است. كتاب جوري نوشته شده كه هنوز كه هنوز است نمي شود گفت انگيزه ي اسكارلت در رابطه اش با مردان زندگي اش چيست؟ آيا واقعا رت باتلر را دوست دارد؟ مي خواهد او را اسير خودش كند؟ ازدواج با رت يك جور انتقام جويي زنانه از مرد محترمي است كه كام دل اش را بر نياورده است؟ آيا واقعا رابطه ي پيچيده ي پر از عشق و نفرت او با رت است كه اسكارلت را به سوي مرد مي كشد؟
    گويندگي به جاي چنين شخصيت پيچيده اي، همان قدر كه براي گوينده اش شانس به همراه دارد، وظيفه بسيار سنگيني را هم پيش پاي او مي گذارد. رفعت هاشم پور هنگام صحبت به جاي ويوين لي، بايد اين قدرت را در خود پيدا كند تا بتواند پيچيدگي هاي نقش را در لحن صدايش بازتاب دهد.
    در دوبله برباد رفته، هاشم پور نه تنها موفق مي شود پستي و بلندي هاي صوتي اين شخصيت پر پيج و خم را به خوبي از آب درآورد، بلكه اين سير را هم به خوبي براي تماشاگر به سرانجام مي رساند. او موفق مي شود تا روند تغيير شخصيت اسكارلت از دختري لوس تا زني سرد و گرم چشيده را به خوبي به تصوير بكشد، كاري كه از هر گوينده اي به اين سادگي بر نمي آيد.

    " ... اوه رِت . نمی دونی چقدر برات گریه کردم ... " اسکارلت (ویوین لی)
    حتی ساده ترین جملات هم به زیبایی ادا می شوند. مطمئنا اگر بربادرفته از چنین دوبله زیبایی به همراه تصاویر چشم نواز رنگی تکنی کالر برخوردار نبود اینقدر محبوبیت نداشت. تصور کنید دیوید سلزنیک فیلم را سیاه و سفید تهیه می کرد ! در مورد دوبله هم زنگ صدای دوبلور اسکارلت و آهنگ خاصش در کنار صدای مردانه و باوقار دوبلور رت باتلر حقیقتا به جذابیت اثر اصلی افزوده است. فراموش نکنیم که دوبله خوب به این معناست که حداقل چیزی از کیفیت فیلم اصلی نکاهد. حال اگر چیزی هم به آن بیفزاید که شاهکار کرده است. البته همه دوبلورهای فیلم عالی هستند : اشلی - ملانی - دایه اسکارلت و همه نقش های فرعی ... همگی به بهترین وجهی انتخاب شده اند.

    حسین عرفانی نیز همگان معتقدند صدایش در تنها دو فیلم بسیار جاودانه تر از سایر نقشهایش میباشد ویلون زن روی بام و بر باد رفته. در پایان همچنان اعتقاد دارم حسین عرفانی و بانو رفعت هاشم پور تنها گزینه های بدون جانشین در این اثر زیبا هستند. صدای آهنگین بانو هنوز گوشم را نوازش میدهد: آنجا كه در نهايت ياس ميگويد : "هميشه فردايي هست بمونه براي فردا..."

    اکنون نیز در کمال احترام خدمت دوستان عرض میکنم ادامه این تاپیک را می گذارم برای فردا. همیشه فردایی هست.

    پست بعدی را به انتخاب تک تک هنرپیشه ها و بحث و بررسی در خصوص نحوه انتخابشان و حواشی و ناگفته های برباد رفته در آینده ای ادامه خواهم داد. امیدوارم در پایان بتوانم به دوستانی که عاشق این فیلم هستند اطلاعاتی بدهم که تاکنون در خصوص این فیلم نشنیده باشند.
    ویرایش توسط ScarFace : 03-19-2014 در ساعت 13:34
    saraordibehesht, narnia67, mohammadd و 2 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.

  6. 10 کاربر از پست مفید حکمتی سپاس کرده اند .


  7. #4
    صدای گرم: ناصر تهماسب* صدای آسمانی:احمد رسول زاده*صدای مهر:جلال مقامی*صدای صلابت:بهرام زند*
    حکمتی آواتار ها
    وضعیت : حکمتی آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jan 2014
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 104
    سپاس ها : 46
    سپاس شده 548 در 93 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 17 تاپیک

    پاسخ : بر باد رفته از زاویه ای دیگر

    Alert نحوه انتخاب بازیگران برباد رفته



    اکنون بحث را در خصوص نحوه انتخاب بازیگران برباد رفته آغاز میکنم. قطعا ابتدا باید سراغ تاثیر گذارترین بازیگران برویم. بنابر این باید با عکسی زیبا از شاه ماهی این فیلم یعنی خانم اسکارلت اوهارا شروع کنم:




    نمیدانم دوستان میدانند یا نه که چگونه ویوین لی برای نقش اسکارلت اوهارا در بر باد رفته انتخاب شد ؟ انتخاب او برای این نقش خود یک داستان است که باید شنید و شنید و شنید...


    وقتی قرار شد با موافقت خود مارگارت میچل فیلمی تهیه شود همه بازیگران زن هالیوود برای رسیدن به نقش اسکارلت هجوم آوردند و در واقع یکی از بزرگترین رقابتهای تاریخ سینما برای دستیابی به نقشی خاص آغاز شد.



    1- نخستین نام که به میان آمد تالولا بنکهید بود بازیگری بسیار نامدار از تئاتر برادوی که دختر سیاستمداری بزرگ هم بود.


    2- بعد میریا هاپکینز مطرح شد که قبل از آن در فیلمهائی مانند دکتر جکیل و مستر هاید و همینطور دردسر در بهشت درخشیده بود
    3- نورما شیرر (همسر اروینگ تالبرگ) که همسرش از متنفذین مترو بود
    4- جون کرافورد که پیش از آن در هاسی وسوسه گر و سادی مک کی با شخصیتی مشابه اسکارلت بسیار خوب درخشیده بود نفر بعدی بود
    5- کارول لومبارد که یکی از بینظیرترین استعدادهای روز آنزمان محسوب میشد و جالب آنکه آنزمان در حال ازدواج با کلارک گیبل بود
    6- ایرنه دیون با کوله باری از افتخار (بخصوص در فیلمهای سال 1935 اش)
    7- کلودت کلبرت که توانسته بود قبل از آن در کنار کلارک گیبل در فیلم یک شب اتفاق افتاد اسکار بگیرد
    8- مارگارت سولیوان که چندان مطرح نبود اما به لحاظ قدرت بازی در فیلمهای قدیمی در ذهنها وجود داشت
    9-آن شریدان
    10- لانا ترنر
    11- لوسیل بال (چهره جدید هالیوود)
    12- سوزان هیوارد
    13- جین آرتو
    14- لورتا یانگ
    15- کاترین هپبورن (که جورج کیوکر کارگردان فیلم در مرحله اول ، از او سخت حمایت میکرد)
    16- فرانسیس دی (همسر جوئل مک گری)
    17- مارگارت تالیچ (که بعدها همسر ویلیام وایلر شد)

    همه اینها طی مشورتهائی که سلزینک(تهیه کننده) با خود مارگارت میچل(نویسنده) داشت از بازی در نقش اسکارلت خط خوردند. مفتضح ترین خط خوردن مربوط به کاترین هپبورن میشد. سلزنیک خطاب به هپبورن جممله ای را گفت که در آنزمان تا 50 روز تیتر اول تمام روزنامه های آمریکا شد : " ببین کاترین، تو فوق العاده هستی اما نمیتوانم تصور کنم که رت باتلر 10 سال را صرف تعقیب زنی مثل تو کرده باشد " کار به درازا کشید. حتی عده ای سلزنیک را ریشخند میکردند که انشاءالله صبر میکنیم تا شرلی تمپل (که آنزمان کودکی بیش نبود و در فیلمهای کودکانه بازی میکرد) بزرگ شود و نقش اسکارلت را بازی کند!



    و اما سلزنیک بیکار ننشست. کار او در یافتن اسکارلتی تمام عیار یک حرکت تاریخی بود .کاری که کرد این بود: او 100 نفر را استخدام و به سرتاسر آمریکا می فرستند تا از بین دختران دانشگاه ها ،مدارس هنری ، تئاترها بهترین را انتخاب وبه وی معرفی نمایند. که البته سوزان هیوارد یکی از کسانی بود که در این برنامه مورد توجه قرار گرفت...



    دو سال میگذرد و سلزنیک با آن که 100 هزار دلار خرج میکند اما هنوز به آنچه میخواهد نرسیده است. سلزنیک مجبور میشود بدون یافتن اسکارلت ، فیلمبرداری را شروع کند. اولین صحنه گرفته میشود: فصل آتش سوزی آتلانتا که در مجاورت باقیمانده های دکور فیلم کینگ کونگ (1933) انجام میگیرد. آن روز برادر و مادر سلزنیک وارد میشوند.برادر سلزنیک بانوی جوانی را که کنارش ایستاده است به او معرفی میکند. میگوید : این خانم یک بازیگر انگلیسی که سابقه اش به چند فیلم نجندان با اهمیت محدود میشود. میگوید : این خانم نامش ویوین مری هارت لی است



    سلزنیک او را روانه امتحانات دشوارش میکند و ... همه چیز دست به دست هم میدهد تا... ویوین لی انتخاب و بازیگر نقش اسکارلت اواهارای مارگارت میچل باشد. مارگرات میچل نویسنده در مطوبعات از حوصله سلزنیک تمجید میکند ...



    بعدها سلزنیک خواست که ویوین لی را در فیلمهائی که تهیه میکند به نوعی اسیر و تیپ کند اما او می گفت: در بازیگری ، تیپ شدن معنی ندارددر بلندیهای بادگیر برای نقش الیزابت چه تلاشها که نکرد(چیزی که باعث دعوای او و سلزنیک شد). سلزنیک از بازی او در هنری هشتم (به دلیل کوتاه بودن نقش) جلوگیری کرد و حتی مانع برخی فعالیتهای تئاترریش شد. وقتی سلزنیک سعی کرد در سال 1945 جلو او را در بازی در یک فیلم بگیرد ، شکایتی بلند بالا علیه او راه انداخت و تمام قراردایش با وی را بی اعتبار کرد.


    ویوین لی در عمر نسبتا کوتاهش در 15 فیلم نقش آفرینی کرد که شاید در بین آنها تنها برباد رفته و تراموایی به نام هوس ماندگار بوده باشند . جای تاسف است که او در سراسر دهه باشکوه 1940 که در اوج بود , با هیچ کارگردان درجه یکی همکاری نکرد و از بد روزگار خیلی زود شکسته شد و از پا درآمد . در عکس زیر ویوین لی و رابرت تیلور در " پل واترلو "ساخته مروین لروی 1940 را می بینید:









    موقع ساخت بر باد رفته کلارک گیبل اصلا از وجود او به عنوان نقش مقابلش راضی نبوده ( چون در آنزمان ویوین هنوز خیلی معروف نشده بود ) و خود ویوین در جایی گفته بود بازی در صحنه هایی که در مقابل گیبل داشته براش منزجر کننده بود. البته از طرفی باید به گیبل حق داد. زیرا نمی دانم که آیا میدانستید او دستمزدش سه برابر و نیم از ویوین لی بیشتر بوده.

    اتفاقا این انزجار در طول کل فیلم از نوع رابطه و برخورد اسکارلت با رت باتلر کاملا هویداست و به جذابیت بیشتر فیلم برباد رفته کمک کرده است ! فیلم های عاشقانه ای که دو زوج به نوعی همدیگر را اذیت می کنند جذابیت بیشتری دارند نسبت به فیلم های عاشقانه ای که زوج هایشان از اول تا آخر فیلم قربان صدقه هم می روند چرا که با زندگی واقعی و امروزی تناسب بیشتری دارند !


    ویوین لی در فیلم خانم همیلتون نقش مقابل لارنس را بازی کرد. او نقش اما هملیتون را چنان بازی کرد که میگویند وینستون چرچیل عاشق بازی او در این فیلم می شود. در زیر عکسهایی را مشاهده میکنید که او برای اولین بار با همسر دومش لارنس در تاتر رمئو و ژولیت بازی میکند:










    با نگاهي به زندگينامه ويوين لي به نظر مي رسد يكي از دلايل اصلي موفقيت چشگير وي در ايفاي نقش اسكارلت اوهارا ، شباهت شگفت انگيز شخصيت خود او به اين شخصيت داستاني بوده. غروري كه گاه به حد افراط مي رسيده و ناسازگاري با همكاران و ديگر هنرمندان از صفاتيست كه بيشتر كساني كه با او از نزديك آشنا بودند ، به آن اشاره كرده اند. البته در عين حال مسلما كسي تا كنون توانايي و استعداد ذاتي وي را انكار نكرده است.


    مستند جالبي هم با عنوان Vivien Leigh Scarlett & Beyond در سال 1990 درباره زندگي و هنر او ساخته شده.

    زندگینامه عادی او را در هر سایتی میتوانید بخوانید. اینکه او در چه سالی متولد شده است و نام پدرش چه بوده است و ........ من در اینجا سعی کردم مطالبی را عرض کنم که کمتر در موردش شنیده بودید.

    شخصا اولین فیلمی که از او دیدم همین برباد رفته بود و چون مجموعا نسبت سایر هنرپیشه های معروف هالیوودی هنرپیشه کم کاری بود بعدها به فیلم تراموا و یا بعبارتی اتوبوسی بنام هوس با حضور همین هنرپیشه برخوردم.مشتاقانه این فیلم را تهیه کردم اما نه بخاطر آنکه فیلم را ببینم بلکه تمام اشتیاقم برای دیدن مجدد اسکارلت بود. من معتقدم ویوین لی با این فیلم جواز ورود مارلون براندو را به سینما صادر نمود. اسکارلت برباد رفته 10 سال پیرتر شده بود. اما چهره اش شکسته تر از سنش نشان میداد.

    در مجموع بجز نامزدهای این نقش که از آنها در ایتدای تاپیک نام بردم بیش از 1400 هنرپیشه دیگر مورد بررسی قرار گرفتند. جالب است که بدانید بجز اسامی بالا
    هنرپیشه ای که ابتدا هالیوود و حتی خودش فکر میکرد نقش اسکارلت از آن اوست پولت گوددارد معشوقه چارلی چاپلین بود اما وقتی روزنامه ها بر سر زندگی مشترک بدون ازدواج و گناه آلود او و چاپلین جنجال آفریدند ،پولت به سرعت از لیست کاندیداها خط خورد.


    جالب اینکه ویوین نیز آن زمان نظیر پولت با معشوقش لورنس اولیویه در انگلستان زندگی میکرد لذا استودیو در جریان فیلمبرداری آنها را از کنارهم بودن یا دیده شدن منع کرد تا حرف وحدیثی پیش نیاید.

    دستهای ویوین در اکثر صحنه ها با دستکش پوشانده شد چون دستهای بزرگی داشت که مناسب قالب کوچک و ظریف بدنش نبودندنکته دیگری که کاملا تصادفی اتفاق افتاد این بود که هم اسکارلت اوهارا و هم ویوین لی از پدر و مادری ایرلندی و فرانسوی بودند.

    در طی فیلبرداری ویوین لی روزی 4 پاکت سیگار میکشید .کلارک گیبل بعد از او با 3پاکت سیگارروزانه رکوردداربود.


    در مجموع باید گفت انتخاب اسکارلت کاملا هوشمندانه صورت گرفت و بعبارتی برباد رفته بدون ویوین لی را قطعا هیچکس نمی تواند تحمل کند. به جرات میتوانم بگویم در هیچ فیلم دیگری بجز برباد رفته انتخاب یک هنرپیشه اینقدر هزینه بر و مدت دار نشد.
    همانطور که در تاپیک شرلوک هلمز خدمت دوستان عرض کردم که جرمی فقید در واقع شرلوک هلمزی بود که در خارج از قاب تصویر نقش جرمی را بازی میکرد در خصوص ویوین لی هم باید بگویم او یک اسکارلت اوهارای واقعی بود که در خارج از پرده سینما نقش ویوین لی را بازی میکرد. ویوین لی خودِ خودِ خودِ اسکارلت بود.


    Alert در پست بعدی حواشی و نحوه انتخاب کلارک گیبل را خدمت دوستان مورد بررسی قرار میدهم








    ویرایش توسط ScarFace : 03-19-2014 در ساعت 13:35
    saraordibehesht, narnia67, mohammadd و 3 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.

  8. 9 کاربر از پست مفید حکمتی سپاس کرده اند .


  9. #5
    صدای گرم: ناصر تهماسب* صدای آسمانی:احمد رسول زاده*صدای مهر:جلال مقامی*صدای صلابت:بهرام زند*
    حکمتی آواتار ها
    وضعیت : حکمتی آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jan 2014
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 104
    سپاس ها : 46
    سپاس شده 548 در 93 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 17 تاپیک

    پاسخ : بر باد رفته از زاویه ای دیگر

    لازم به توضیح میباشد که برخی از عکسهای این تاپیک بدلیل مغایر بودن با قوانین از تاپیک حذف گردید

  10. 3 کاربر از پست مفید حکمتی سپاس کرده اند .


  11. #6
    صدای گرم: ناصر تهماسب* صدای آسمانی:احمد رسول زاده*صدای مهر:جلال مقامی*صدای صلابت:بهرام زند*
    حکمتی آواتار ها
    وضعیت : حکمتی آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jan 2014
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 104
    سپاس ها : 46
    سپاس شده 548 در 93 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 17 تاپیک

    پاسخ : بر باد رفته از زاویه ای دیگر

    سلام مجدد خدمت دوستان
    همانطور که مستحضر هستید در این تاپیک فیلم برباد رفته از زاویه ای دیگر مورد بررسی قرار گرفته است و امیدوارم پس از پایان آخرین پست جزو یکی از نادرترین تاپیکهای شود که تمام ناگفته های عظیم ترین فیلم تاریخ سینما در آن درج شود. ابتدا به معرفی فیلم پرداخته شد و سپس به دوبله آن و همانطور که در پستهای قبلی عرض کردم اکنون به معرفی و نحوه انتخاب بازیگران مطرح فیلم می پردازم. در همین راستا در پست قبلی از اسکارلت اوهارا که نقش محوری در فیلم داشت آغاز نمودم و اکنون قطعا نوبت به نقش مقابل او سروان رت باتلر می باشد. مردی که به سلطان هالیوود لقب گرفته است.

    تصمیم ندارم زندگینامه این هنرپیشه فقید سینما را در اینجا بازگو کنم زیرا در تمامی سایتهای سینمایی و همچنین سایت ویکی پدیا شرح مفصلی از زندگینامه او آمده است. در کشور ما وقتی از اغلب علاقه مندان به سینما و یا افراد عادی و عامی در خصوص کلارک گیبل بپرسید قطعا اولین چیزی که به زبان بیاورند به شاه بیت نقش او یعنی سروان رت باتلر در برباد رفته اشاره میکنند.
    به راستی دوستانی که اکنون مشغول خواندن این تاپیک هستند آیا فیلم دیگری را از او دیده اند؟

    جهت اطلاع دوستان در تعطیلات نوروزی این سوال را از بیش از 30 نفر از دوستان و بستگان خود نمودم. تقزیبا 25 نفر از آنها بجز برباد رفته نتوانستند به فیلم دیگری اشاره کنند. 3 نفر بجز بر باد رفته یک فیلم دیگر هم از او دیده بودند. و 2 نفر هم 2 فیلم.
    برایم جای بسی تعجب بود که چرا مردی که به سلطلن هالیوود مشهور شده است چرا در کشور ما او را فقط با رت باتلر می شناسند. بنابر این با توجه به علاقه شخصی که به او دارم تصمیم گرفتم پست مربوط به کلارک گیبل فقید را کمی مفصل تر از سایر بازیگران برباد رفته بنگارم. من خودم بجز یکی از فیلمهای او تقریبا تمام فیلمهای او را دیده ام و هدفم آن بود که ببینم آیا او شایسته چنین لقبی بوده است یا خیر؟

    بنابر این قبل از آنکه به سراغ نحوه انتخاب او برای نقش آقای باتلر بروم تصمیم گرفتم یک شناسنامه کامل از فیلمهای او را خدمت دوستان عرض کنم و سپس کمی از صفات شخصی او بگویم تا متوجه علاقه مندی اینجانب به این شخصیت بزرگ گردید.

    زیر سلطه Possessed
    کارگردان : کلارنس براون
    فیلمنامه : لینور کافی (براساس داستانی از ادگار سلوین)
    فیلمبردار : الیور مارش
    موزیک : چارلز ماکسول
    بازیگران : کلارک گیبل – جون کرافورد – فرانک کانروی – والاس فورد – کلارا بلاندیک
    1931 MGM – سیاه و سفید – 76 دقیقه
    کارگر سادۀ خط تولید یک کارخانه در شهری کوچک (کرافورد) برای دستیابی به رویای خود – خرید خانه ای لوکس در نیویورک- با وکیلی پولدار و سرشناس (گیبل) طرح دوستی می ریزد ...



    مردی از آن ِ او نیست No Man of Her Own
    کارگردان : وسلی راگلز
    فیلمنامه : میلتن هربرت گروپر – ماورین دالاس واتکینس (براساس داستانی از ادموند گولدینگ و بنجامین گلازر)
    فیلمبردار : لئو تاور
    موزیک : فرانکی هارلینگ (بدون ذکر نام در عنوانبندی)
    بازیگران : کلارک گیبل – کارول لمبارد – دوروتی مَکائیل – گرانت میشل – الیزابت پاترسون
    1932 پارامونت – سیاه و سفید – 85 دقیقه

    خلافکاری به نام استیوارت (گیبل) پس از تقلب در قمار از دست پلیس می گریزد و در حین فرار به یک کتابخانه پناه می برد و با خانمی کتابدار به نام راندل (لمبارد) آشنا می شود . آنها ازدواج می کنند و استیوارت همچنان به زندگی خلافکارانه ادامه می دهد. راندل که به مرور با ماهیت زندگی همسرش آشنا شده، او را سرزنش می کند. استیوارت سرانجام به راندل می گوید که او را ترک می کند تا به آمریکای لاتین مهاجرت کند; در حالی که قصد دارد خود را از این وضع خلاص کند و راه متفاوتی در پیش بگیرد ...






    بانوی رقصان Dancing Lady
    کارگردان : رابرت لئونارد
    فیلمنامه : آلن ریوکین – پی. جِی. وولوستون – رابرت بنچ لی (بدون ذکر نام)
    فیلمبردار : الیور مارشموزیک : لوئیس سیلورز – موریس دی پاچ (هردو بدون ذکر نام)
    بازیگران : کلارک گیبل – جون کرافورد – فرانکو تونه – می رابسون – فرد آستر – نلسون ادی
    محصول 1933 MGM - سیاه و سفید – 92 دقیقه
    رقصنده ای گمنام (کرافورد) با ضمانت فردی پولدار (تونه) از زندان آزاد می شود. آشنایی رقصنده با یکی از کارگردانان نمایش های موزیکال برادوی (گیبل) سرآغاز دورۀ موفقیت اوست ...در این فیلم فرد آستر و نلسون ادی در نقش خودشان ظاهر شدند. چهارمین فیلم از 8 فیلم مشترک گیبل و کرافورد.


    مردت را نگه دار Hold Your Man
    کارگردان : سام وود (بدون ذکر نام در عنوانبندی)
    فیلمنامه : هووارد امت راجرز
    فیلمبردار : هارولد راسن
    بازیگران : کلارک گیبل – جین هارلو – استوارت اروین – دوروتی برجس – موریل کرک لند – گری اوئن
    1933 MGM – سیاه و سفید – 87 دقیقه

    روبی (هارلو) دلباختۀ ادی (گیبل) است. ادی که خلافکاری دون پایه است، هنگام باجگیری از یک شهروند اشتباها او را به قتل می رساند و گناه را به گردن روبی می اندازد ...

    حال و هوای جنایی ابتدای فیلم در پایان به اثری آموزشی و اندرز گونه منتهی می شود; ببینید بدی چقدر بد است! هیچوقت نباید ناامید شد! خیر همواره بر شر پیروز است!






    مردان سفیدپوش Men in White

    کارگردان : ریچارد بولسلاوسکی
    فیلمنامه : والدمار یانگ (براساس نمایشنامه ای از سیدنی کینگزلی)
    فیلمبردار : جورج فلوسی
    موزیک : ویلیام آکس
    بازیگران : کلارک گیبل – میرنا لوی – جین هرشال – الیزابت آلن – اتو کروگر – راسل هاردی
    1934 MGM سیاه و سفید – 74 دقیقه

    پزشک جوان جورج فرگوسن (گیبل) نسبت به کار خود متعهد است. فداکاری و دقت او برای منشی او مفهومی ندارد و نمی تواند درک کند که چطور ممکن است فرگوسن حضور در اتاق عمل را به شرکت در یک مهمانی ترجیح دهد. به زودی فرگوسن با پرستاری مواجه می شود که خوی و خصلتی شبیه به خودش دارد و خدمت به مردم برایش در اولویت است ...

    نمایشنامۀ کینگزلی در 1933 و 34 ، 350 بار بر صحنه های تئاتر نیویورک و لس آنجلس اجرا شد و جایزۀ ادبی پولیتزر را از آن خود کرد. بخش هایی از فیلم به دلیل پرداختن به مقولۀ سقط جنین سانسور شد. فیلمبرداری در طی 15 روز انجام گرفت و قبل و بعد از آن گیبل درگیر پروژۀ در یک شب اتفاق افتاد (فرانک کاپرا) بود.


    ملودرام منهتن Manhattan Melodrama

    کارگردان : جورج کیوکر – ون دایک
    فیلمنامه : الیور گارت – جوزف ال منکیه ویچ (برمبنای داستانی از آرتور سزار)
    فیلمبردار : جیمز وونگ هو
    موزیک : ویلیام آک
    بازیگران : کلارک گیبل – ویلیام پاول – میرنا لوی – لئو کاریلو – نَت پندِلتن – میکی رونی
    1934 MGM - سیاه و سفید – 93 دقیقه

    محبت میان دو کودک یتیم سال ها دوام می یابد. آنها با وجود راه و رسم متفاوتی که در زندگی در پیش می گیرند، دوست می مانند، اما ارتباط شان در مواجهه با عشقی مشترک دچار تنش می شود ...

    نقش کودکی کلارک گیبل را میکی رونی ایفا کرد. گانگستر معروف جان دیلینجر هنگامی که پس از ماه ها زندگی مخفیانه به طور ناشناس در سینمایی در شیکاگو به تماشای این فیلم رفته بود، توسط دوست دختر خود به پلیس لو داده شد و در نهایت ماموران FBI دیلینجر را هنگام خروج از سینما هدف قرار داده به قتل رساندند.


    پس از ساعات اداری After Office Hours

    کارگردان : رابرت لئونارد
    فیلمنامه : هرمن منکیه ویچ (برمبنای داستانی از لارنس استالینگز)
    فیلمبردار : چارلز راشر
    بازیگران : کلارک گیبل – کنستانس بنت – استوارت اروین – بیلی بورک – هاروی استیفنس – کاترین الکساندر
    1935 MGM - سیاه و سفید – 72 دقیقه

    ویراستار یک نشریه (گیبل) از اعتبار و امکانات دختری ثروتمند (بنت) برای کشف راز یک جنایت بهره می برد ...

    در تاریخ سینما این فیلم را با دستیار همه کارۀ او (هاکس – 1940) و صفحۀ اول (وایلدر – 1974) مقایسه کرده اند که البته نتیجۀ این قیاس به نفع فیلم لئونارد نبوده است.








    خیلی داغ است Too Hot to Handle
    کارگردان : جک کانوی
    فیلمنامه : لارنس استالینگز – جان لی ماین (براساس داستانی از لن هاموند)
    فیلمبردار : هارولد راسن
    موزیک : فرانز واکسمن
    بازیگران : کلارک گیبل – میرنا لوی – والتر پیجن – والتر کانولی – لئو کاریلو
    1938 MGM – سیاه و سفید – 107 دقیقه

    گزارشگر تصویری کریس هانتر (گیبل) هنگام اقامت در شانگهای چین و هنگام تهیۀ فیلمی مستند درمورد جنگ میان چین و ژاپن، با آلما هاردینگِ خلبان (لوی) ملاقات می کند و او را به عنوان دستیار خود استخدام می کند. آلما در ابتدا شکاک و بددل است اما در ماموریت بعدی در آمریکای لاتین رفتار کریس اعتماد آلما را جلب می کند ...

    در معدود فیلمهایی در تاریخ سینما شاهد پراکندگی و بُعد لوکیشن تا این اندازه هستیم : شانگهای تا آمازون! از این نظر شاید این فیلم الگویی برای اسپیلبرگ در مجموعۀ ایندیانا جونزبوده باشد. در اواخر ساخت فیلم و در اوج کار، هارولد راسن ناگهان به تعطیلات رفت و گروه معلق شدند. به ناچار دستیار او کار را به فرجام رساند.








    لذت ابله Idiot's Delight
    کارگردان : کلارنس براون
    فیلمنامه : رابرت شروود (براساس نمایشنامه ای از خودش)
    فیلمبردار : ویلیام دانیلز
    موزیک : هربرت استوتارت
    بازیگران : کلارک گیبل – نورما شیرر – ادوارد آرنولد – چارلز کابرن – جوزف شیلد کرات – برجیس مردیت
    1939 MGM – سیاه و سفید – 107 دقیقه

    خواننده و نمایشگر باسابقهای به نام وان (گیبل) را هنگام سفر همراه با یک گروه توریستی از ملیت های مختلف در مرز سوئیس متوقف و به هتلی در پای کوه های آلپ منتقل می کنند. در میان مسافران زنی روسی وجود دارد که وان را به یاد عشق دوران شباب می اندازد ...

    نقش معشوقۀ دوران جوانی وان (که در فیلم، نورما شیرر عهده دار آن است) ابتدا برای گرتا گاربو در نظر گرفته شده بود که او نپذیرفت. گیبل برای ایفای این نقش به مدت 6 هفته زیر نظر جورج کینگ و کارول لمبارد آموزش رقص و آواز دید. لانا ترنر از گزینه های بازیگری فیلم (در گروه رقصنده ها و همسرایان) بود که این فرصت را به علت عمل آپاندیس از دست داد. فیلم در واقع آداپته ای بود از یک نمایش موزیکال که سه سال قبل از آن در برادوی به صحنه رفته بود.








    رفیق ایکس Comrade X
    کارگردان : کینگ ویدور
    فیلمنامه : بن هکت – چارلز لدر – هرمن منکیه ویچ (براساس داستانی از والتر ریچ)
    فیلمبردار : جوزف روتنبرگ
    موزیک : برونیسلا کاپر – دانیل آمفی تیاتروف
    بازیگران : کلارک گیبل – هدی لامار – اسکار هومولکا – فلیکس برسارت – ایو آردن – ناتاشا لیتس
    1940 MGM – سیاه و سفید – 90 دقیقه

    خبرنگار آمریکایی در مسکو (گیبل) برای خروج دختر یک کمونیست دوآتشه (لامار) از کشور و انتقال او به آمریکا مجبور می شود باج بدهد ...

    در سکانسی از فیلم گیبل برای دست انداختن لامار وانمود می کند که خبر حملۀ آلمان به شوروی را شنیده است; که این اتفاق تنها چند ماه پس از اکران فیلم به وقوع پیوست. فیلم بی تاثیر از نینوچکای لوبیچ نیست. اما به پای آن نمی رسد.







    آنها در بمبئی ملاقات کردند They Met in Bombay
    کارگردان : کلارنس براون
    فیلمنامه : ادوین مایر (برمبنای داستانی از جان کافکا)
    فیلمبردار : ویلیام دانیلز
    موزیک : هربرت استوتارت
    بازیگران : کلارک گیبل – روزالیند راسل – پیتر لوره – جسی رالف – رجینالد اوو ِن
    1941 MGM – سیاه و سفید – 92 دقیقه

    در هند هنگامی که یک دزد را به اشتباه، پلیس تشخیص می دهند و او را به عنوان سمبل شجاعت گرامی می دارند، استادان فن در زمینۀ طراحی سرقت های پیچیده (گیبل و راسل) رسوا می شوند. آنها با وجود اینکه پیشتر رغیب محسوب می شدند، اما اکنون ناگزیر می شوند در آوارگی و بی خانمانی یار هم باشند و توسط یک قاچاقچی انسان (لوره) خود را گم و گور کنند و از چین سر درآورند ...

    گیبل و راسل هر دو در اوج. این چهارمین فیلم گیبل پس از بربادرفته و نیز چهارمین فیلم راسل پس از بهترین فیلمش دستیار همه کارۀ او (هاکس – 1940) بود.








    کافۀ ارزان Honky Tonk
    کارگردان : جک کانوی
    فیلمنامه : مارگریت رابرتس – جان سانفورد – آنالی ویتمور (بدون ذکر نام)
    فیلمبردار : هارولد راسن – ویلیام دانیلز (بذون ذکر نام)
    موزیک : فرانز واکسمن
    بازیگران : کلارک گیبل – لانا ترنر – فرانک مورگان – کلر ترِوِر – آلبرت دکر – هنری اونیل
    1941 MGM – سیاه و سفید – 105 دقیقه

    دغلبازی به نام کندی (گیبل) به شهرکی در کالیفرنیا می رود و با پولی که از قمار به دست می آورد، یک کافه را افتتاح و اداره می کند ...

    روابط گیبل 40 ساله و ترنر 20 ساله در هنگام ساخته شدن این فیلم کار را به جایی رساند که همسر گیبل (کارول لمبارد) مجبور شد سر صحنۀ فیلمبرداری حضور یابد و به لویی مه یر در خصوص نظارت بیشتر بر حواشی کار تذکر دهد. گیبل بعدها بیان داشت که در1941 ترنر را هنوز خردسال می پنداشته و تمایل ویژه ای به او نداشته و این ترنر بوده که از حضور در کنار سلطان هالیوود در پوست خود نمی گنجیده.







    تو را خواهم یافت Somewhere I'll Find You
    کارگردان : وسلی راگلز
    فیلمنامه : والتر ریچ – چارلز هافمن
    فیلمبردار : هارولد راسن
    موزیک : برونیسلا کاپر
    بازیگران : کلارک گیبل – لانا ترنر – رابرت استرلینگ – پاتریشیا دِین – رجینالد اوون – چارلز دینگل
    1942 MGM سیاه و سفید – 108 دقیقه

    دو برادر خبرنگار که زمانی برای به دست آوردن محبت یک دختر با هم رقابت می کردند، با شروع جنگ ، او را در حال خدمت به کودکان بی سرپرست در چین می یابند ...

    در پی مرگ همسر گیبل، کارول لمبارد در یک سانحۀ هوایی وقفه ای 37 روزه در ساخت فیلم پدید آمد. ابتدا قرار بود استر ویلیامز نقش مقابل گیبل را در این فیلم ایفا کند که اینگونه نشد. درست پس از پایان فیلمبرداری، کلارک گیبل به ارتش پیوست و تا 1945 به هالیوود بازنگشت.







    ماجرا Adventure
    کارگردان : ویکتور فلمینگ
    فیلمنامه : جان لی ماین – وینسنت لارنس – کلاید بریون دیویس – کِیسی رابینسون – آنتونی ویلر – ویلیام رایت – فردریک برنان (بر اساس داستانی از کلاید بریون دیویس)
    فیلمبردار : جوزف روتنبرگ
    موزیک : هربرت استوتارت
    بازیگران : کلارک گیبل – گریر گارسون – جون بلوندل – توماس میچل - ریچارد هیدن – جان کالن
    1945 MGM – سیاه و سفید – 135 دقیقه

    ماجرای عاشقانۀ یک ملوان (گیبل) و یک کتابدار (گارسون) .
    بازگشت کلارک گیبل به عرصۀ سینما که با تبلیغات گسترده همراه بود، ذائقۀ دگرگون شدۀ تماشاگران را قانع نکرد. شکست تجاری فیلم لطمۀ روحی شدیدی به گیبل وارد ساخت و او را بیش از پیش به زندگی نامتعادل سوق داد. آنچنان که در فیلم بعدی ِ او که دو سال پس از ماجرا اکران شد، آشکارا شکسته تر به نظر می رسید.





    تبلیغات چی ها The Hucksters
    کارگردان : جک کانوی
    فیلمنامه : لوتنر دیویس – ادوارد چودوروف – جورج ولز (براساس داستانی از فردریک ویکمن)
    فیلمبردار : هارولد راسن
    موزیک : لنی هِیتون
    بازیگران : کلارک گیبل – دبورا کر – اوا گاردنر – سیدنی گرین استریت – آدولف منجو - کینان وین
    1947 MGM – سیاه و سفید – 115 دقیقه

    کهنه سرباز ارتش (گیبل) با پایان جنگ به حرفۀ سابقش باز می گردد اما کامیابی شغلی و هماهنگی امور را بس دشوار می یابد. در این گیر و دار او در مواجهه با بیوه ای موقر (دبورا کر) و دختری پر شور (گاردنر) قرار می گیرد ...

    فیلم در تثبیت دوبارۀ جایگاه گیبل به عنوان یکی از محبوب ترین و پول سازترین بازیگران هالیوود و نیز شناساندن دبورا کر موثر بود اما برای گاردنر دستاورد چندانی نداشت. عمدۀ تبلیغات فیلم هم روی گیبل و دبورا کر تمرکز داشت نه گاردنر. تبلیغات چی ها به عنوان نمونه ای از نسخۀ تجویزی ِ هالیوود برای شهروندان آمریکایی در رویارویی با التهابات اجتماعی پس از جنگ، جنبه ای سفارشی و کارکردی مصرفی داشت.





    بازگشت به خانه Homecoming

    کارگردان : مروین لروی
    فیلمنامه : پل آزبرن – جان لاستیگ (براساس داستانی از سیدنی کینگزلی)
    فیلمبردار : هارولد راسن
    موزیک : برونیسلا کاپر
    بازیگران : کلارک گیبل – لانا ترنر – آن باکستر – جان هودیاک – ری کالینز – گلادیس کوپر
    1948 MGM – سیاه و سفید – 113 دقیقه

    در زمان جنگ، پزشکی خودشیفته برای ابراز وجود (و نه میهن دوستی) داوطلبانه در جبهه حضور می یابد و با یک پرستار (ترنر) رابطه برقرار می کند در حالی که همسرش (باکستر) بی صبرانه منتظر بازگشت اوست ...

    براساس داستان این فیلم در 1949 نمایشی رادیویی تنظیم و پخش شد و نقش های اصلی را بار دیگر گیبل و ترنر عهده دار شدند.






    هر شماره ای می تواند بازی کند Any Number Can Play
    کارگردان : مروین لروی
    فیلمنامه : ریچارد بروکس (بر اساس داستانی از ادوارد هریس هت)
    فیلمبردار : هارولد راسن
    موزیک : لنی هِیتن
    بازیگران : کلارک گیبل – الکسیس اسمیت - آدری تاتر- وندل کری – فرانک مورگان – ویلیام کانراد – مری آستور – داریل هیکمن
    1949 MGM – سیاه و سفید – 112 دقیقه

    مشغلۀ کاری و دردسرهای ناشی از اداره کردن یک کازینو، هم سلامت صاحب و مدیر آن (گیبل) را به خطر می اندازد و هم رابطۀ او با خانواده اش (اسمیت و هیکمن) را متزلزل می کند ...

    گیبل در میان بازیگران دیگر که بعضا حضوری افتخاری دارند (مورگان، آستور و...) تصویری باورپذیر از خود را ارائه می دهد.



    کلید شهر Key to the City
    کارگردان : جورج سیدنی
    فیلمنامه : رابرت کراچر (براساس داستانی از آلبرت بیچ)
    فیلمبردار : هارولد راسن
    موزیک : برونیسلا کاپر
    بازیگران : کلارک گیبل – لورتا یانگ – فرانک مورگان – مریلین ماکسول – ریموند بر – جیمز گلیسون
    1950 MGM – سیاه و سفید – 101 دقیقه

    در جریان همایش سراسری شهرداری ها در سان فرانسیسکو آقای فیسک (گیبل) و خانم استاندیش (یانگ) همدیگر را ملاقات می کنند. هر یک از آنان به پیشینِۀ خود می بالند و آن را مایۀ مباهات می دانند; فیسک افتخار می کند که از پست ترین مشاغل آغاز کرده و به مقام شهرداری رسیده، و از آن سو استاندیش به سابقۀ درخشان خود در آموزش و پرورش و خدمت صادقانه به مردم بی بضاعت ...

    انتخاب لورتا یانگ از سوی دوره شاری (از مدیران MGM) شیطنت آمیز بود و باتوجه به ماجراهای عاشقانۀ میان گیبل و یانگ در چند سال قبل از آن صورت گرفت. بازیگر دیگر فیلم فرانک مورگان اندکی پیش از اکران درگذشت.





    خشنود کردن یک خانم To Please a Lady
    کارگردان : کلارنس براون
    فیلمنامه : بری لیندون و مگی دکر
    فیلمبردار : هارولد راسن
    موزیک : برونیسلا کاپر
    بازیگران : کلارک گیبل – باربارا استنویک – آدولف منجو – رولاند وینترز – ویلیام مک گرو – بیل هیکمن
    1950 MGM – سیاه و سفید – 91 دقیقه

    افسر سابق ارتش و قهرمان مسابقات اتومبیل رانی مایک (گیبل) با خانمی خبرنگار به نام رجینا (استنویک) آشنا می شود که شیوۀ رانندگی مایک را در یکی از مسابقات رالی که منجر به مرگ راننده ای دیگر شد گناهی نابخشودنی می پندارد ...

    کلارک گیبل خواستار تغییر نام فیلم بود چون اندکی پیش از شروع فیلمبرداری با سیلویا اشلی ازدواج کرده بود و نمی خواست نام فیلم تداعی کنندۀ زندگی شخصی اش باشد. بدلکار مشهور هالیوود بیل هیکمن در این فیلم در برخی صحنه های پرخطر نقش آفرینی کرد. او بعدها در سکانس تعقیب و گریز فیلم بولیت (یتس – 1968) نیز ایفاگر نقش مقابل استیو مکویین بود. در نمایی از فیلم از تصاویر ستارگان دیگر MGM کاترین گریسون ، جین کلی و والتر پیجن به عنوان ورزشکاران سرشناس استفاده شده که می توان آن را یک جور شیرینکاری توام با تبلیغ به حساب آورد.


    هرگز نگذار بروم Never Let Me Go
    کارگردان: دلمر دیوز
    فیلمنامه: جورج فروشل – رونالد میلر (بر اساس داستان اندرو گارو)
    فیلمبردار: رابرت کراسکر
    موزیک: هانس مِی
    بازیگران: کلارک گیبل – جین تیرنی – برنارد مایلز – ریچارد هیدن – بلیتا – کنت مور
    محصول 1953 MGM – سیاه و سفید – 94 دقیقه



    خبرنگار امریکایی (گیبل) در مدت اقامت خود در مسکو به یک بالرین روس (تیرنی) دل می بندد. با شروع جنگ، او برسر دو راهی قرار می گیرد که بماند یا بازگردد ...

    خط کلی داستان فیلم شبیه فیلم دیگری از گیبل، رفیق ایکس (ویدور- 1940) است. اما بر خلاف آن که مایه های کمدی داشت، این بار با یک درام عاشقانه مواجهیم.



    کلارک گیبل در فیلمهای دیگری نیز بازی کرده است که نقش او زیاد مطرح نبوده است. با دیدن چنین لیستی از او کاملا مشخص میشود که لقب سلطان هالیوود کاملا زیبنده او بوده است.
    ...... و اما مطرح ترین فیلمی که او در آن ایفای نقش کرد یعنی بر باد رفته:

    در فيلم بر باد رفته بر عکس نقش اسکارلت عوامل فیلم مشکل زیادی برای انتخاب نقش رت باتلر نداشتند
    سه گزينه کلارک گیبل - گری کوپر - ارول فلین
    در مقابل عوامل فیلم قرار میگیرد. البته حرف و حدیث و شایعات بسیاری در خصوص انتخاب نفر اصلی مطرح میباشد.

    با تحقیقاتی که من نمودم به این نتیجه رسیدم که هیچیک از این سه نفر این نقش را رد نکردند . اما عوامل فیلم برای انتخاب آقای باتلر مولفه های زیادی را در نظر گرفتند. یکی از این مولفه ها یک نظر سنجی کاملا خصوصی بود که در بین دست اندر کاران فیلم و اهالی سینما برگزار گردید . حتی در جایی خواندم که یک نظر سنجی عمومی نیز برگزار گردید و نهایتا قرعه به کلارک گیبل افتاد.
    البته افرادی که برای این نقش کاندید بودند هرگز نگفتند که آنها انتخاب نشدند بلکه در اقدامی غیر حرفه ای در محافل عمومی عنوان کردند که خودشان بازی در فیلم برباد رفته را قبول نکردند.

    سلزیک مجبور شد برای بازی گرفتن گیبل 5/1 میلیون دلار و نیمی از درآمد خالص فیلم را به مترو گلدن مایر پرداخت کند تا کلارک گیبل را بصورت قرضی به او بدهند. گری کوپر پس از آنکه خبر قطعی شدن پیوستن کلارک گیبل به بر باد رفته گفت :
    بر باد رفته بزرگترین شکست هالیوود خواهد بود و خوشحالم از اینکه بجای من دماغ گیبل به خاک مالیده خواهد شد.
    شاید امروز من و شما خیلی خوش شانس باشیم که این نقش به کوپر واگذار نگردید تا امروز شاهد دیدن یک چهره جذاب در قامت رت باتلر در برباد رفته باشیم. پیش بینی کوپر کاملا برعکس از آب در آمد.

    کلارک گیبل اما بازی در بر باد رفته را با اکراه پذیرفت. با توجه به اینکه پست مربوط به کلارک گیبل کمی طولانی تر از حد معمول گردید با اجازه دوستان ادامه انرا موکول میکنم به فرصت دیگری تا دلیل اکراه و قبول بازی در این فیلم را از سوی گیبل فقید را مفصا خدمت دوستان عرض کنم.

















    ویرایش توسط حکمتی : 03-31-2014 در ساعت 03:19
    narnia67, mohammadd, donkishot و 1 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.

  12. 8 کاربر از پست مفید حکمتی سپاس کرده اند .


  13. #7
    saraordibehesht آواتار ها
    وضعیت : saraordibehesht آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Sep 2013
    محل سکونت : کانادا
    نوشته ها : 108
    سپاس ها : 504
    سپاس شده 148 در 83 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 54 تاپیک

    پاسخ : بر باد رفته از زاویه ای دیگر

    جالبه من 3 فیلم دیگه از کلارک گیبل دیدم، یک شب اتفاق افتاد، ناجورها و شورش در کشتی بونتی. اما هیچ کدوم در لیست شما نیستن. حتی یه شب اتفاق افتاد که به خاطرش اسکار برد.

  14. کاربر روبرو از پست مفید saraordibehesht سپاس کرده است .


  15. #8
    صدای گرم: ناصر تهماسب* صدای آسمانی:احمد رسول زاده*صدای مهر:جلال مقامی*صدای صلابت:بهرام زند*
    حکمتی آواتار ها
    وضعیت : حکمتی آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jan 2014
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 104
    سپاس ها : 46
    سپاس شده 548 در 93 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 17 تاپیک

    پاسخ : بر باد رفته از زاویه ای دیگر

    نقل قول نوشته اصلی توسط saraordibehesht نمایش پست ها
    جالبه من 3 فیلم دیگه از کلارک گیبل دیدم، یک شب اتفاق افتاد، ناجورها و شورش در کشتی بونتی. اما هیچ کدوم در لیست شما نیستن. حتی یه شب اتفاق افتاد که به خاطرش اسکار برد.
    دوست عزیز
    همانطور که عرض کردم سلطان هالیوود در فیلمهای دیگری هم بازی کرده است که دارای نقش فرعی بوده است. برای مثال نقش اصلی در فیلم شورش در کشتی بونتی بعهده مارلون براندو بوده است. اما در خصوص یک شب اتفاق افتاد کاملا حق با شماست. سلطان فقط یکبار جایزه اسکار را برد اما نه بخاطر بازی در بر باد رفته بلکه بخاطر فیلم یک شب اتفاق افتاد که با توجه به اینکه بخاطر این فیلم جایزه اسکار را نصیب خود نمود تصمیم داشتم در بخش دوم پستِ مربوط به کلارک گیبل مفصلا در اینخصوص توضیح دهم.


    donkishot به این پست علاقمند بوده است.

  16. 5 کاربر از پست مفید حکمتی سپاس کرده اند .


  17. #9
    هر کس در دنیا باید یکی را داشته باشد که حرف های خود را با او بزند، آزادانه و بدون رودربایسی و خجالت.
    Wolverine آواتار ها
    وضعیت : Wolverine آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Sep 2013
    محل سکونت : مشهد
    نوشته ها : 1,822
    سپاس ها : 4,004
    سپاس شده 4,808 در 1,751 پست
    یاد شده
    در 15 پست
    تگ شده
    در 145 تاپیک

    پاسخ : بر باد رفته از زاویه ای دیگر

    آقا حامد عزیز
    من از کارایی که ارائه می کنی خوشم میاد.
    اینکه به مقوله دوبله می پردازی، اینکه به سراغ آثار کلاسیک سینمای جهان میری.
    مسائلی که خیلی من شده به اونها پرداخته بشه. و البته که در حال حاضر هم با توجه به روند سینما بیشتر سینمای حال حاضر در میان مردم ما بازخورد داره.
    اینکه میشینی و این مطالب رو تهیه می کنی نشون میده که نه تنها علاقمند به این مباحث هستی، بلکه علاقمند هستی تا اطلاعات خودت رو با بقیه شریک بشی.
    اینکه با علاقه میشینی و مطالبی در خصوص بازیگران قدرتمند سینمای کلاسیک، فیلمها و آثار محبوب و مشهور سینمای کلاسیک می نویسی و اونها رو در اختیار بقیه دوستان قرار میدی بسیار جای تشکر داره.
    فقط 1 چیزی هست.
    من صبرم کمه
    بشین مطلبت رو در خصوص هر موضوع تموم کن، 1 جا بذار، اینکه اومدی در خصوص کلارک گیبل پست زدی و تازه می خوای پست ادامه اون رو بعداً بزاری خیلی خیلی بده.
    نکن برادر من، خماری خوب نیست باور کن.
    اما به دور از شوخی. واقعاً منتظرم تا پست بعدیت رو ببینم.
    خود من هم به جز بربادرفته و شورش در کشتی بونتی و همین یک شب اتفاق افتاد اثر دیگه ای ندیدم از این بازیگر.
    همینا رو هم به خاطر اینکه چند سال پیش بودن زیاد چیزی ازشون به خاطرم نمونده و فقط بربادرفته است که تو ذهنم ماندگار شده.
    پس باید بگم این پستها برای من از ارزش بالایی برخورداره.
    ممنون بابت زحماتی که میکشی
    اگر می بینی که کمتر توی این بخش ها فعالیت می کنم، بدون از کم اطلاعی من در خصوص مباحثی هست که مطرح می کنی، نه به خاطر عدم علاقه به فعالیت. برای همین ترجیح میدم بیشتر خواننده مطالبت باشم و هر از گاهی نظرات رو هم بگم.
    donkishot و SiSiBiK به این پست علاقمند بوده اند.



  18. 5 کاربر از پست مفید Wolverine سپاس کرده اند .


  19. #10
    saraordibehesht آواتار ها
    وضعیت : saraordibehesht آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Sep 2013
    محل سکونت : کانادا
    نوشته ها : 108
    سپاس ها : 504
    سپاس شده 148 در 83 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 54 تاپیک

    پاسخ : بر باد رفته از زاویه ای دیگر

    نقل قول نوشته اصلی توسط حکمتی نمایش پست ها
    دوست عزیز
    همانطور که عرض کردم سلطان هالیوود در فیلمهای دیگری هم بازی کرده است که دارای نقش فرعی بوده است. برای مثال نقش اصلی در فیلم شورش در کشتی بونتی بعهده مارلون براندو بوده است. اما در خصوص یک شب اتفاق افتاد کاملا حق با شماست. سلطان فقط یکبار جایزه اسکار را برد اما نه بخاطر بازی در بر باد رفته بلکه بخاطر فیلم یک شب اتفاق افتاد که با توجه به اینکه بخاطر این فیلم جایزه اسکار را نصیب خود نمود تصمیم داشتم در بخش دوم پستِ مربوط به کلارک گیبل مفصلا در اینخصوص توضیح دهم.


    ممنون از توضیحاتتون. این تاپیک متعلق به برباد رفته است اما حالا که بحثش پیش اومد باید بگم که فکر می کنم در مورد فیلم شورش در کشتی بونتی سوء تفاهمی پیش اومده. از این فیلم 2 نسخه ساخته شده یکی در سال 1935 که نقش اصلی رو کلارک گیبل بازی می کنه و بار دوم در سال 1962 این فیلم ساخته می شه که همون نقشی رو که گیبل بازی می کرده اینبار مارلون براندو بازی می کنه. در واقع این دو ستاره همراه هم در فیلم نبودن بلکه هر دو یک نقش رو در یک فیلم اما در 2 نسخه جدا از هم ایفا کردن.
    ناجورها هم که آخرین اثر گیبل هست و نقش اصلی فیلم و برعهده داره در کنار مرلین مونرو.
    بازم سپاس از زحماتتون
    mohammadd و donkishot به این پست علاقمند بوده اند.

  20. 5 کاربر از پست مفید saraordibehesht سپاس کرده اند .


صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. معرفی فیلم «خط ویژه» (ویژه سی و دومین جشنواره فیلم فجر)
    توسط F-Gladiator در انجمن معرفی فیلم‌های سی و دومین جشنواره فجر
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 02-11-2014, 21:17
  2. نقد ویلای من، به نظر شما سریال ویلای من در چه سطحی است؟ (نظرسنجی)
    توسط amir_kubrick در انجمن بخش آزاد سریال های ایرانی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 09-23-2013, 15:40
  3. به یاد استن وینستون "خداوندگار جلوه های ویژ‌ه" (اختصاصی)
    توسط FFKIA در انجمن مقالات سينمايي (اختصاصی)
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: 06-24-2013, 21:36
  4. رزیدنت اویل ششم به احتمال فراوان آخرین اویل خواهد بود!
    توسط Anti Trust در انجمن اخبــــار سينماي جهان
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: 04-19-2013, 00:30
  5. جایزه ویژه جشنواره فیلم هالیوود برای «دنی بویل»
    توسط m_a1100 در انجمن آرشیـــو اخبـــار سینمای جهان سال 1389
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 09-29-2010, 20:07

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •