سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh گرجستان در دوره صفویه

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت  طراحی دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه 

 هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته , طراحی وب سایت , سئو سازی , کابل هلوکیبل , اعلام حریق , پیاده سازی دیتاسنتر

 

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7

موضوع: گرجستان در دوره صفویه

  1. #1
    هر نتی که از عشق بگوید، زیباست... حالا سمفونی پنجم بتهون باشد یا زنگ تلفنی که در انتظار صدای توست...
    Parnian آواتار ها
    وضعیت : Parnian آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    نوشته ها : 1,879
    سپاس ها : 4,267
    سپاس شده 4,229 در 1,374 پست
    یاد شده
    در 4 پست
    تگ شده
    در 522 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    گرجستان در دوره صفویه

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.

    روابط ایران و گرجستان در دوره صفوی (از شاه اسماعیل اول تا روی کار امدن شاه عباس اول)
    بخش اول

    جمهوری گرجستان که نام باستانی آن ايبريا است در مرکز و غرب منطقه قفقاز واقع شده است. این جمهوری در شمال با فدراسيون روسيه، در شرق با آذربايجان، در جنوب با آذربايجان، ارمنستان و ترکيه هم مرز است و در غرب به دريای سياه محدود می شود.
    گرجستان به علت دارا بودن موقعيت کليدی در منطقه قفقاز، از ديرباز تا کنون به عنوان پل ارتباطی آسيای صغير با قفقاز، ايران و آسيای مرکزی و نیز دروازه قفقاز به سوی غرب محسوب می شود. به دلیل همین موقعيت جغرافيايی، تسلط يا عدم تسلط بر آن همواره برای حکومتهای ايرانی اهميت فوق العاده ای داشته است. زيرا گرجستان برای ايران حد فاصل دريای سياه و قاره اروپا محسوب می شد و تسلط بر آن به معنی استيلا بر قفقاز بوده است.
    به دلايل فوق روابط دو کشور ايران و گرجستان از سابقه ديرينه ای برخوردار است. با روی کار آمدن صفويان در 907 ه.ق روابط دو کشور وارد مرحله تازه ای شد. از همان آغاز به کار صفویان گرجستان در برنامه کشورگشايی آنان سهم عمده ای را دارا بود و محل درگيری ايران با قوای متجاوز عثمانی شد.
    منابع دوره صفوی اطلاعات بسيار مفيدی درباره اقدامات و موقعيت صفويان در گرجستان بدست می دهند. از جمه اين منابع، سفرنامه های اروپاييانی است که در مسير سفر به ايران از منطقه قفقاز عبور کرده اند که مهمترین آنها سفرنامه ژان شاردن سياح و تاجر فرانسوی است.
    شاردن در سفرنامه خود در معرفی گرجستان می گويد: « گرجستان، کشوری که تابع ايران است در زمان حاضر از طرف خاور به سرزمين چرکسها و مسکوی، از سوی مغرب به ارمنستان صغير، از جانب شمال به دريای سياه و آن قسمت از کشور مينگرلی که ايمرت ناميده می شود و از قسمت جنوب به ارمنستان کبير محدود است. به عقيده من اين همان کشوری است که در زمانهای بسيار دور ايبری ناميده می شده است.»
    شاردن در ادامه می نويسد که: «گرجستان دارای چهار قسمت به نامهای ايمرت، گوريل، کاخت و کارتوئل است. دو ناحيه کاخت و کارتوئل هم اکنون جزء قلمرو ايران است و همان است که آن را گرجستان می گويند. سرزمين گرجستان بطور کلی شهر زياد ندارد. در زمانهای قديم ناحيه کاخت دارای شهرهای بسيار بوده اما اکنون همه آنها، جز شهری به همين نام - کاخت – ويران شده. ايالت کارتوئل فقط دارای چهار شهر بزرگ است: گوری، سورام، آلی و تفليس. گوری اکنون بوسيله پاسداران ايرانی نگهبانی می شود.»

    شاه اسماعيل اول ( 930_907ه.ق )

    شاردن درباره موقعيت ايران در گرجستان در دوره شاه اسماعيل اول می نويسد: «شاه اسماعيل کبير که مورخان اروپايی وی را صوفی لقب داده اند، پس از تصرف سرزمينهای غرب دريای خزر و مدی و قسمتی از ارمنستان، و راندن ترکها از اين نواحی، با اينکه گرجيها در بسياری موارد به او کمک کرده بودند به سرزمين آنها لشکر کشيد، پيروز شد و پادشاه آنجا را به دادن باج و خراج و گروگان وادار و ناچار کرد. در آن زمان گرجستان علاوه بر نواحی کاخت و کارتوئل دارای چند ناحيه کوچک ديگر مانند آريستاو و فوداتر و غيره بود که غالباٌ با هم در جنگ بودند و همين خصومتها و جدالها يکی از موجبات مهم شکست و ويرانی گرجستان بود. گرجيها در زمان پادشاهی اسماعيل باجگزار ايران بودند. »
    شاردن ديگر هيچگونه اظهار نظری درباره جزييات اين روابط نمی کند در صورتی که در منابع رسمی دوره صفويه جزييات روابط ايران و گرجستان، که عمدتاً بر پايه جنگ بوده، آمده است.
    بر اساس اين منابع اولين حمله شاه اسماعيل به گرجستان در سال 907ه.ق صورت گرفت. در اين سال شاه خلفا بيگ را به غزای گرجستان فرستاد و او گرجستان را ويران کرده و با غنيمتهای بسيار بازگشت.
    آدام اولئاريوس در سفرنامه خود در مورد حمله شاه اسماعيل در اين سال به گرجستان، می نويسد که: « [اسماعيل] در قزوين تاجگذاری کرد و خود را شاه اسماعیل نامید و بعد از استراحت کوتاهی در این شهر روانه گرجستان گردید و حاکم آنجا را که سیمون پاشا نام داشت تحت انقیاد خود درآورد و گرجستان را به همان شخص سپرد بشرط آنکه هر سال سیصد عدل ابریشم به عنوان خراج بپردازد. »
    البته اطلاعاتی که اولئاريوس در اختيار ما قرار می دهد دو اشکال عمده دارد، اولاً شاه اسماعيل در تبريز تاجگذاری کرد. دوماً در هيچ يک از منابع از شخصی به نام سيمون به عنوان حاکم گرجستان در زمان شاه اسماعيل اول نام برده نشده است. با اينحال اولئاريس هم مانند شاردن تأييد می کند که گرجستان در زمان شاه اسماعيل اول خراجگذار ايران بوده است.
    در سال 922ه.ق ميان منوچهر و قرقره ( قوارقواره ) حاکمان گرجستان جنگ در می گيرد. قوارقواره فرار کرده و در تبريز با شاه اسماعيل ملاقات کرده و از شاه درخواست کمک می کند. شاه هم ديو سلطان را با قوارقواره همراه می کند و ديوسلطان بعد از فتح قلعه تومک، حکومت گرجستان را به قوارقواره می دهد و بازمی گردد. به اين ترتيب حاکم گرجستان دست نشانده ايران می شود.
    از طرف ديگر منوچهر هم از سلطان عثمانی درخواست کمک می کند و با کمک قزل احمداغلی از امرای سلطان سليم به گرجستان حمله می کند اما از قوارقواره شکست می خورد و قزل احمداغلی کشته می شود.
    در سال 924 ه.ق بار ديگر قوارقواره از شاه اسماعيل کمک می خواهد و ديوسلطان به دستور شاه همراه با او به گرجستان می رود و او را در آنجا مستقر کرده و بعد از فتح قلعه لوری و صورم باز می گردد.
    می توان اينطور استنباط کرد که شاه اسماعيل به دو دليل عمده پذيرفت که به درخواست کمک قوارقواره پاسخ مثبت دهد، اولاً ترس از اتحاد گرجيها با عثمانيها و دوماً اهميت استراتژيک و نظامی گرجستان برای ايران.
    در سال 927ه.ق لوان حاکم گرجستان کاختی با سپاهيان گرجی سر به شورش بر می دارد و به ولايت شکی حمله می کند. حسن بيک حاکم شکی از شاه اسماعيل کمک می خواهد و شاه ديو سلطان را به ياری او می فرستد. ديو سلطان به گرجستان حمله می کند و بعد از عبور از فاتق و قيری و ويرانی زاگمی و گرمی در قيری اقامت می کند. لوان که می دانست قدرت مقابله با او را ندارد پيغام فرستاد که « چون چهره مروت بواسطه مخالفت خراشيده شده، طريق ملاقات در اين ايام صعوبتی دارد و صورت ملازمت متعذر می نمايد. اگر آن حضرت مراجعت نمايند، بعد از چند وقت، بنده به درگاه شاه عالم پناه شتافته مراسم خدمتکاری و شرايط جان سپاری به ظهور خواهم آورد. » به اين ترتيب لوان تسليم می شود و تقاضای عفو می نمايد و ديوسلطان به تبريز باز می گردد.
    خواندمير در مورد لشکرکشی ديوسلطان به گرجستان در سال 927 ه.ق به اختصار می نويسد که ديوسلطان به عزم غزا به ولايت گرجستان تاخت و بعد از تسخير چند قلعه و شهر، حکام آنجا قوارقواره، داويد، لوان و منوچهر به نزد او رفته و اظهار اطاعت و بندگی کردند و به همراه او در نخجوان به حضور شاه رسيده و شاه آنها را مورد لطف قرار داد و آنها پذيرفتند که باج و خراج بپردازند و به فرمان شاه به ولايات تحت تصرف خود بازگشتند.
    نويسنده ناشناس عالم آرای شاه اسماعيل در ذيل وقايع سال 927 ه.ق در مورد علت لشکرکشی ديوسلطان به گرجستان می نويسد که منوچهر و لوان و قوارقواره به اتفاق هم به ولايت قره باغ تاخته و به آنجا خسارت زيادی وارد می کنند. شاه ديوسلطان را به گرجستان می فرستد. در جنگی که روی می دهد لوان و قوارقواره فرار می کنند و منوچهر دستگير می شود . نويسنده در ادامه می گويد که منوچهر مسلمان می شود و با ديو سلطان به نزد شاه اسماعيل می رود و شاه والی گری گرجستان را به او می سپارد و منوچهر به اتفاق ديوسلطان به تفليس می روند و قوارقواره به آنها حمله می کند اما زخمی شده و فرار می کند.
    بعد از خروج ديوسلطان از تفليس، لوان که می خواست با حيله گری منوچهر را دستگير کند، از او می خواهد که واسطه شود تا شاه اسماعيل از گناه او درگذرد. منوچهر می پذيرد و او را به تفليس دعوت می کند ولی لوان او را با نقشه قبلی دستگير کرده و ولايت کارتلی را متصرف شده و در قلعه تفليس اقامت می کند.
    ديو سلطان به دستور شاه به گرجستان حمله می کند، لوان که در خود قدرت مقابله نمی ديد منوچهر را به نزد ديوسلطان می فرستد. منوچهر و ديوسلطان به جنگ لوان رفته و بعد از دستگيری او را به نزد شاه اسماعيل می فرستند. شاه از گناه او درگذشته و بعد از دلجويی او را به حکومت ولايت ترکم منصوب می کند. قوارقواره هم بعد از اينکه مهربانی شاه با لوان را می شنود به حضور شاه رسيده و مورد الطاف شاه قرار گرفته و به ولايت خود بازمی گردد. بعد از دو ماه بار ديگر منوچهر عريضه ای به شاه اسماعيل می نويسد که الوند قصد کشتن او را دارد. اين بار شاه شخصاً به گرجستان حمله می برد و بعد ار قتل عام سپاهيان گرجی به سلطانيه باز می گردد.
    با مقايسه اين اطلاعات با ساير منابع تناقضاتی مشاهده می شود. احتمالاً اين نويسنده ناشناس لشکرکشی سال 922 ه.ق به گرجستان را در ذيل حوادث سال 927 ه.ق آورده که البته تغييرات و جابجاييهايی در نامها صورت گرفته است. از طرف ديگر اين نويسنده می گويد که منوچهر مسلمان شد در صورتی که در ساير منابع اشاره ای به اين مورد نشده است.

    به اين ترتيب صرف نظر از اختلافاتی که در جزييات لشکرکشيها و يا اسامی حکام گرجی در منابع وجود دارد، از همه آنها اينگونه برمی آيد که در زمان شاه اسماعيل به گرجستان همانند يکی از ولايتهای ايران نگريسته می شد و آنها باجگزار ايران بودند. حکام گرجی که هم درگير جنگهای داخلی و هم تهديدات خارجی بودند سعی می کردند که با ياری خواستن از قدرتهای برتر منطقه برای تثبيت حکومت خود کمک بگيرند و هم بتوانند به محافظت از مردم و کشور خود بپردازند. شاه اسماعيل هم به درخواست کمک گرجيان پاسخ مثبت می داد هم به دليل اهميت استراتژييک گرجستان برای ايران و هم اينکه می ترسيد گرجيان عليه او با عثمانيها متحد شوند. به گفته آنجوللو ونيزی، شاه اسماعيل در جنگ با سلطان سليم عثمانی، با فرستادن پيکی به نزد گرجيان از آنها خواست که با او عليه ترکها متحد شوند و گرجيان علاوه بر انعقاد پيمان صلح پذيرفتند که او را در جنگ با سلطان سليم با فرستادن لشکر ياری کنند.

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.
    ویرایش توسط M.Night : 08-30-2010 در ساعت 19:35




  2. 11 کاربر از پست مفید Parnian سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #2
    "بهترين چيز نگاهيست كه از معجزه عشق تر است"
    M.Night آواتار ها
    وضعیت : M.Night آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 36
    نوشته ها : 208
    سپاس ها : 1,370
    سپاس شده 661 در 177 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 18 تاپیک

    پاسخ : قفقاز شناسی

    ممنون پرنيان خانم
    سلسله صفوي تقريبا طولاني ترين سلسله تاريخي بعد از ظهور اسلام است.
    حساسيت اين سلسله از اين بابت است كه بعد از يكدوره ناپايداري در ميان حكومتهاي ايراني، صفويان توانستند به مدت دويست و بيست سال ايران را داراي حكومتي قدرتمند و البته پايدار كنند.
    مقوله گرجستان و قفقاز به همان دليلي كه شما هر فرموديد براي اين دوره تاريخي ايران مهم است.
    بنياد جنگهاي صفويان و عثمانيان باعث شد كه تا مدتها اين منطقه ميدان نبردهاي كوچك و بزرگ باشد و اصولا تسلط بر اين منطقه استراتژيك براي هر دو دولت صفوي و عثماني مهم باشد.
    اين روال از دوره قبل از اسلام همچنان ثابت بوده است. در زماني اشكانيان با دولت روم گرفتار اين ماجرا بودند و سپس ساسانيان با بيزانس و اين روال بوده تا دوره صفويه.
    حتي در دوران سلجوقي هم نمونه هايي در اين باره ديده ميشود.

    ضمن تشكر، منتظر بخشهاي بعدي اين مقاله زيبا هستم

  5. 4 کاربر از پست مفید M.Night سپاس کرده اند .


  6. #3
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA هم اکنون آنلاین است.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 40
    نوشته ها : 7,505
    سپاس ها : 11,203
    سپاس شده 25,636 در 4,555 پست
    یاد شده
    در 57 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : قفقاز شناسی

    خيلي عالي بود پرنيان عزيز
    خيلي خوشحالم كه در عرض يك ماهي كه از ايجاد سايت گذشته بخش تاريخ يكي از فعالترين بخشهاي سايت بوده.
    خوشبختانه در حال حاضر در يكسري از مهمترين كيورد هاي تاريخي ما در گوگل به راحتي جستجو ميشيم.
    ارزش مقاله هاي تاريخي اين يك ماه بسيار بالاست و واقعا خوشحالم كه الان يك ديتابيس خوب از مقالات و منابع تاريخي موجوده.
    بنده اين مقاله رو البته به صورت كامل مطالعه كردم و هر لحظه از شور تاريخي و دقت پرنيان عزيز لذت بردم .
    اميدوارم كه اين روال ادامه دار باشه و بيش از پيش بتوانيم به اين امر مهم فرهنگي كشور بپردازيم .

    ارادتمند ...فرخ
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


  7. 7 کاربر از پست مفید FFKIA سپاس کرده اند .


  8. #4
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA هم اکنون آنلاین است.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 40
    نوشته ها : 7,505
    سپاس ها : 11,203
    سپاس شده 25,636 در 4,555 پست
    یاد شده
    در 57 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : گرجستان شناسي

    با تشكر مجدد از پرنيان عزيز

    محتويات به تاپيك جديد با عنوان گرجستان شناسي انتقال يافت .

    ارادتمند....مديريت سايت
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


  9. 3 کاربر از پست مفید FFKIA سپاس کرده اند .


  10. #5
    هر نتی که از عشق بگوید، زیباست... حالا سمفونی پنجم بتهون باشد یا زنگ تلفنی که در انتظار صدای توست...
    Parnian آواتار ها
    وضعیت : Parnian آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    نوشته ها : 1,879
    سپاس ها : 4,267
    سپاس شده 4,229 در 1,374 پست
    یاد شده
    در 4 پست
    تگ شده
    در 522 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : گرجستان شناسي

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.

    روابط ایران و گرجستان در دوره صفوی (از شاه اسماعیل اول تا روی کار امدن شاه عباس اول)
    بخش دوم

    شاه طهماسب اول ( 984_930ه.ق )

    شاردن درباره اوضاع گرجستان و روابط آن با ايران دردوره شاه طهماسب اول مي نويسد که: «مقارن اين احوال لهراسب بر کارتوئل قسمت شرقي گرجستان که از سوي خاور هم مرز ايران بود، سلطنت مي کرد. اين پادشاه دو پسر داشت، و وقتي در بستر بيماري افتاد و مرگش نزديک شد مملکتش را ميان آن دو تقسيم کرد: نام پسر بزرگش سيمون و اسم ديگري داود بود. اين هر دو از قسمت خود ناراضي بودند و با هم به جنگ پرداختند، و هر دو از تهماسب شاه ايران ياري طلبيدند. درخواست داوود پسر بزرگتر زودتر به دربار پادشاه ايران رسيد. شاه تهماسب به او جواب داد در صورتي سپاه به کمکش مي فرستد که به دين اسلام درآيد، و او اين شرط را پذيرفت، و شاه ايران سي هزار سپاهي سوار به ياري وي اعزام داشت. داوود به پيشباز قواي ايران شتافت. در اين هنگام سواران ايران وارد خاک گرجستان شدند، و خود شاه در قزوين اقامت داشت. از روي ديگر شاه تهماسب به محض اينکه داوود فرمانبرداري از شاه ايران را پذيرفت همان جوابي را که به داوود نوشته بود براي سيمون فرستاد. مضمون اينکه اگر وي به دين اسلام درآيد و به دربار شاه ايران اظهار فرمانبرداري و بندگي کند از پشتيباني نيروي ايران بهره مند خواهد شد. سيمون که از سپاهيان توانمند ايران در هراس بود به قبول اطاعت از شاه تهماسب تن در داد، اما چون به مسيحيت پاي بند بود دين اسلام را نپذيرفت. شاه ايران که بر همه پادشاهان نواحي مختلف گرجستان مسلط شده بود سيمون را در قلعه جنقه نزديک درياي خزر به زندان کرد، و سلطنت گرجستان را به داوود که متدين به دين اسلام شده بود واگذار کرد، و به او لقب خان داد. پس از آن رجال و اعيان آن سرزمين سوگند ياد کردند که تا پايان عمر به شاه ايران وفادار بمانند. سپس فرزندان داوودخان را به عنوان گروگان به قزوين آورد.»

    شرحي که شاردن در مورد اوضاع گرجستان و روابطش با ايران در دوره شاه طهماسب اول مي دهد هم بسيار مختصر و هم متناقض با منابع دوره صفوي است.

    بر اساس منابع اين دوره ( شاه طهماسب اول ) اولين حمله شاه طهماسب اول به گرجستان در سال 947 ه.ق و تحت عنوان " نصرت اسلام و تقويت دين رسول" صورت گرفت. در آن زمان حاکم گرجستان کارتلي شخصي به نام لوارصاب ود. شاه به قلعه تفليس حمله مي برد ولي لوارصاب موفق مي شود از آنجا فرار کند و گلباد گرجي که از امراي معتبر لوارصاب و حاکم تفليس بود، قلعه را تسلیم و مسلمان مي شود. عده اي از ازناوران به سرکردگي شخصي به نام حبش در قلعه برتيس پناه مي گيرند ولي درنهايت تسليم مي شوند و هرکس که مسلمان شد نجات يافت و باقي کشته شدند. لوارصاب ابتدا به کوه بومدکور پناه برد اما همچنان تحت تعقيب قرار گرفت و سرانجام با پناه بردن به بيشه ها و جنگلها توانست بگريزد و شاه طهماسب به تبريز بازگشت.

    حمله دوم شاه طهماسب به گرجستان درسال 953 ه.ق صورت گرفت. بعد از اينکه خبر شورش القاص ميرزا در شروان، به شاه طهماسب رسيد، شاه به قصد سرکوب او عازم شروان شد. اما القاص ميرزا طلب بخشش کرد و شاه که به گفته اسکندر بيک ترکمان او را از همه برادران بيشتر دوست مي داشت از تقصيرات او گذشت و تصميم گرفت به غزاي گرجستان بپردازد، بنابراين از راه شوره گل و پنبک عازم آق شهر شد. شاه بعد از قتل عام مردم گرجي و گرفتن غنيمت روانه تبدي شد. در اثناي راه لوان حاکم کاختي و بگرات حاکم گرجستان به حضور شاه رسيدند و بعد از چند روز که مورد لطف شاهانه قرار گرفتند به شهرهاي خود بازگشتند.

    ويچنتو دالساندري در سفرنامه خود مي نويسدکه: «مردي مسيحي به نام لنتول اغلي که شهريار گرجستان است نسبت به شاه طهماسب فرمانبردار و وفادار و خراجگذار است و هر سال بيست هزار دوکات به شاه مي پردازد. اگر ميان ايران و عثماني جنگي روي مي داد مي توانست با ده هزار سوار گرجي نيرومند دلاور شاه ايران را ياري کند.»
    احتمالاً اين حمله شاه طهماسب به گرجستان به قصد گرفتن لوارصاب صورت گرفت که باز هم لوارصاب توانست بگريزد ولي در طي اين حمله لوان پادشاه کاخت اظهار اطاعت کرد و به عبارت بهتر خراجگزار ايران شد.

    حمله سوم شاه طهماسب به گرجستان در سال 958 ه.ق صورت گرفت. در اين سال شاه طهماسب در شکي و شيروان اردو زده بود که کيخسرو پسر قوارقواره چند تن از ازناوران را به درگاه شاه فرستاده و اظهار داشت که واخوش گرجي، لوارصاب و شرمزان اغلي بعضي از قسمتهاي سرزمين او را گرفته اند و از شاه درخواست کمک کرد. از طرف ديگر در همين زمان اسکندر پاشا از ارزروم وارد گرجستان شد. به گفته اسکندر بيک چون کيخسرو از تابعان و خراجگزاران شاه بود، شاه طهماسب از شکي عازم گرجستان شد و در حمله اي که کرد بسياري از گرجيها قتل عام و اسير شدند. حاکمان گرجستان، شرمزان اغلي، لوارصاب و واخوش براي عرض اطاعت به حضور شاه رسيدند و کيخسرو هم با پيشکشها و هداياي بسيار به حضور شاه بار يافت و شاه حکومت قلعه تومک با توابع آن را به او سپرد و واخوش و شرمزان اغلي را هم به قتل رساند.

    امان بيک و برادرانش، سرداران و بسياري از اهالي گرجستان مسلمان شدند و شاه، خواهر امان بيک، سلطان زاده خانم را به عقد خود درآورد که چند سال بعد حيدر ميرزا از او متولد شد.
    در پاييز همان سال شاه براي گرفتن لوارصاب به کارتلي لشکر کشيد اما موفق به گرفتن لوارصاب نشد و بعد از قتل عام مردم گرجي و گرفتن اموال و غنايم بسيار به قراباغ بازگشت.

    با انعقاد صلح آماسيه در سال 961 ه.ق مقرر شد که مسق، کارتلي و کاختي متعلق به ايران و ولايت باشي آچوق، داديان، کوريان تا حدود طرابوزان و طرابلس متعلق به عثمانيها باشد.

    لوارصاب که از زمان حمله اول شاه طهماسب به گرجستان در سال 947 ه.ق در کوهها و جنگلها بسر مي برد، هرگاه موقعيتي بدست مي آورد به تفليس و ساير متصرفات ايران در گرجستان حمله مي کرد. در سال 961 خبر يکي از اين حملات به شاه طهماسب رسيد و شاه با سپاهيان عازم آن ديار شد تا لوارصاب را دستگير و گرجستان را بار ديگر مطيع گرداند. در جنگي که بين طرفين درگرفت، لوارصاب بار ديگر گريخت و تعداد زيادي از گرجيان کشته و اسير شدند و غنيمت زيادي بدست آمد.
    بعد از آن شاه طهماسب قلعه مزروت و آمدين را که بسيار مستحکم بودند تصرف کرد. مادر لوارصاب که در قلعه آمدين حضور داشت با اکثر ازناوران دستگير شدند. به گفته همه منابع در اين حملات بيش از سي هزار اسير بدست آمد.

    در مورد سرانجام مادر لوارصاب جز عالم آراي عباسي، ساير منابع سکوت کرده اند. اسکندر بيک در کتاب خود مي گويد که « مادر لوارصاب با اکثر ازناوران دستگير شده آن بي دينان را با تيغ جهاد به جهنم و بئس المهاد فرستادند.»

    بعد از بازگشت شاه طهماسب، لوارصاب همچنان به مبارزات خود براي استقلال گرجستان ادامه داد و بار ديگر به گوري بازگشت. از انجايي که در ميان مردم گرجي به شجاعت و دليري و مردم داري مشهور بود، عده زيادي با او همراه شدند و او در سال 963 ه.ق بار ديگر حملات خود را از سرگرفت.
    اينبار شاهوردي سلطان زياد اغلي خان قراباغ به مقابله او شتافت. لوارصاب با نقشه قبلي فرار کرد و هنگامي که سپاه قراباغ پراکنده شدند به عده باقيمانده هجوم آورد و بر آنها پيروز شد اما ناگهان لوارصاب از اسب سرنگون شد و توسط يکي از قزلباشان به نام ذاکر زخمي شد و از آن زخم در گذشت. گرجيان ذاکر را به قتل رساندند و جسد لوارصاب را با خود بردند.
    به اين ترتيب لوارصاب يکي از حاکمان مدعي استقلال گرجستان به دست سپاهيان شاه طهماسب که سرکشي او را برنمي تافت، کشته شد.

    بعد از لوارصاب پسرش سيمون جانشين پدر شد. سيمون در ابتدا نسبت به شاه ايران اظهار اطاعت کرد اما او هم بعد از مدتي مانند پدر علم استقلال برافراشت و گرجيان زيادي اطراف او جمع شدند. درسال 964 ه.ق شاهوردي سلطان زياد اغلي قاجار با سپاهيان قراباغ عازم گرجستان شد اما سيمون به کوه و جنگل پناه برد و شاهوردي سلطان بعد از خرابي و غارت مساکن گرجيان به گنجه بازگشت.
    در سال 967ه.ق يسه فرزند لوان حاکم کاختي به درگاه شاه طهماسب رسيده و مسلمان شد. شاه او را به فرزندي پذيرفت و او را بر همه امرا و بزرگان مقدم مي داشت.

    در سال 968 ه.ق، سيمون که همچنان به سرکشي خود ادامه داده و در پي استقلال گرجستان بود، به همراه گئورگي پسر لوان حاکم کاختي به قصد تسخير تفليس از گوري حرکت کرد. شاهوردي سلطان با سپاهيان قراباغ به قصد دفع او از گرجستان حرکت کرد. در نبردي که در گرفت سيمون بار ديگر از معرکه گريخت و گئورگي کشته شد و شاهوردي سلطان به گنجه بازگشت.

    بعد از اين واقعه ديويد فرزند ديگر لوارصاب با جمعي از ازناوران گرجي در حضور شاه طهماسب در قزوين مسلمان شده و داودخان نام گرفت، شاه او را به فرزندي پذيرفته و حکومت تفليس را به او سپرد.

    يسه از زماني که مسلمان شد از جانب شاه بسيار مورد احترام بود ولي ناگهان تصميم به فرار و بازگشت به گرجستان گرفت. اين خبر به شاه طهماسب رسيد و به دستور شاه در قلعه الموت زنداني شد و تا پايان عمر شاهدر همان قلعه باقي ماند. روملو و قاضي احمد قمي علت اين امر را اغواگريهاي اطرافيان ذکر مي کنند و شرف خان بدليسي آن را به غرور و نخوت ربط مي دهد و عبدي بيک شيرازي معتقد است که عيسي خان حقوق نعمت فراموش کرده و داعيه فرار داشت.
    ديويد که مسلمان شده و از جانب شاه طهماسب حاکم تفليس بود در سال 975 ه.ق مورد حمله برادر سرکش خود سيمون قرار مي گيرد. در درگيري که روي مي دهد حاکم ايراني قلعه تفليس ابراهيم خليفه قراماني، کشته مي شود اما سيمون در نهايت از سپاهيان ديويد شکست خورده و باز مي گردد.
    در سال بعد سيمون بار ديگر به تفليس هجوم مي برد. اينبار شمخال سلطان چرکسي حاکم شکي به دستور شاه به کمک ديويد رفت. در جنگي که روي داد گرجيان شکست خوردند و سيمون دستگير شده و به قزوين فرستاده شد و چون نپذيرفت که مسلمان شود در قلعه الموت زنداني شد و تا پايان عمر شاه همانجا باقي ماند. سيمون در همانجا با اسماعيل ميرزا که او هم در قلعه زنداني بود آشنا شد.

    اولئاريوس در مورد سرانجام اين دو برادر ( سيمون و ديويد ) مي نويسد که: « از وقايع مهم زمان شاه تهماسب کمک ايران به شاهزادگان گرجستان بود، بدين معني که لواساپ پرنس ارامنه وقتي مرد دو پسر بنام سيمون و ديويد داشت و وصيت کرده بود که پس از او حکومت به پسر ارشدش سيمون برسد ولي ديويد زير بار نرفت و به مخالفت با او برخاست و سيمون وقتي ديد که ديويد لشگريان زيادي گردآورده و ياراي مقابله با او را ندارد از شاه تهماسب استمداد کرد. شاه در حدود چهار هزار سوار را با يکي از فرماندهان خود به گرجستان فرستاد و دستور داد که ديويد را دستگير نمايند و پس از دستگيري به او تکليف کنند که مسلمان شود و خود را ختنه کند، در اين صورت او را بر مسند حکومت بنشانند و ضمناٌ به سيمون هم خاطر نشان نمايند اگر بخواهد بر تخت و مسند پدر خود باقي بماند بايد مسلمان و ختنه شود در غير اين صورت او را دستگير کنند. سواران شاه تهماسب پس از رسيدن به گرجستان ديويد را گرفتند و پيشنهادات شاه را با او در ميان گذاشتند، ديويد شرط را پذيرفت، مسلمان و ختنه شد و او را داوودخان ناميدند و حکومت تفليس را به وي دادند. اما سيمون حاضر نشد از دين مسيحي خود دست بردارد و به همين جهت او را گرفتند و تحت الحفظ روانه ايران نموده و در قلعه کهک زنداني کردند.»

    بنا براين با اطلاعاتي که منابع ايران در اختيار ما قرار مي دهند گفته شاردن مبني بر تقسيم پادشاهي لوارصاب بين دو پسرش را تأييد نمي کنند. از طرف ديگر شاردن مرگ لوارصاب را بر اثر بيماري ذکر مي کند در صورتي که لوارصاب در حين مبارزات استقلال طلبانه اش کشته شد. شاردن همچنين مي نويسد که سيمون براي غلبه بر برادر از شاه ايران درخواست کمک کرد در صورتي که هيچ يک از منابع ايراني به اين موضوع هيچ اشاره اي نکرده اند و همگي متفق القولند که سيمون مخالف تسلط ايران بر گرجستان بوده است.

    در سال 982ه.ق لوان شاه کاختي فوت کرده و برادرش کيخسرو جانشين او شد. پسر کيخسرو الکساندرعليه پدر قيام کرده و در جنگي که در گرفت کيخسرو کشته شد و بر مسند قدرت قرار گرفت و ملازمانش را براي اظهار اطاعت به درگاه شاه فرستاد، شاه هم حکومت گرجستان را بدو تفويض کرد.

    با توجه به مطالب گفته شده مشخص مي شود که در دوران حکومت طولاني شاه طهماسب همچنان گرجستان يکي از ايالتهاي ايراني محسوب مي شده اما شاه صفوي هيچگاه حاکمي ايراني براي ولايتهاي گرجستان نمي فرستاد و همواره حاکماني از سلسله شاهان گرجي که نسبت به ايران اظهار اطاعت مي کردند و يا مي پذيرفتند که مسلمان شوند، به حکومت مي رسيدند و تنها تعدادي از سپاهيان قزلباش به فرماندهي يکي از سرداران به محافظت از قلعه ها مي پرداختند.
    يکي ديگر از راههاي جلب وفاداري گرجيها ازدواج با شاهزاده خانمهاي گرجي بود مثل ازدواج شاه طهماسب با سلطان زاده خانم چرکسي که حيدر ميرزا از او متولد شد.

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.
    ویرایش توسط M.Night : 08-30-2010 در ساعت 19:35




  11. 8 کاربر از پست مفید Parnian سپاس کرده اند .


  12. #6
    هر نتی که از عشق بگوید، زیباست... حالا سمفونی پنجم بتهون باشد یا زنگ تلفنی که در انتظار صدای توست...
    Parnian آواتار ها
    وضعیت : Parnian آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    نوشته ها : 1,879
    سپاس ها : 4,267
    سپاس شده 4,229 در 1,374 پست
    یاد شده
    در 4 پست
    تگ شده
    در 522 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : گرجستان شناسي

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.

    روابط ایران و گرجستان در دوره صفوی (از شاه اسماعیل اول تا روی کار امدن شاه عباس اول)
    بخش سوم

    شاه اسماعيل دوم ( 986-984 ه.ق )

    شاردن در مورد دوران حکومت دو ساله شاه اسماعيل دوم اطلاعات خاصي نمي دهد و تنها مي گويد که گرجيها نيز مانند ساير استانهاي ايران سر به طغيان برداشتند و گرجستان در طول اين دو سال استقلال و آزادي عمل داشت.
    اطلاعاتي که در منابع ايران آمده هم به دليل دوره کوتاه پادشاهي شاه اسماعيل دوم اندک است. بر اساس منابع اين دوره، بعد از مرگ شاه طهماسب اول، قزلباشان دو دسته شدند: دسته اي به طرفداري حيدر ميرزا و دسته اي به حمايت از اسماعيل ميرزا برخاستند.
    از آنجايي که مادر حيدر ميرزا شاهزاده اي چرکسي بود، گرجيها از قبيل زال خان گرجي که دايي حيدر بود و علي خان گرجي به حمايت از او برخاستند. اما کفه ترازوي طرفداران اسماعيل ميرزا سنگين تر بود و حيدر ميرزا و زال خان و علي خان گرجي به قتل رسيدند.
    اين امر به خوبي نشان مي دهد که گرجيان در اين زمان تا چه اندازه توانستند در ميان صفويان و رده هاي بالاي حکومتي نفوذ کنند که حتي تا مرحله دخالت در انتخاب پادشاه صفوي هم توانستند خود را بالا بکشند ولي قزلباشان مانع آنها شدند.

    شاه اسماعيل دوم وقتي قدرت را در دست گرفت دستور داد سيمون و يسه را از زندان قلعه الموت آزاد کنند و اين دو در روز بر تخت نشستن شاه اسماعيل دوم در مجلس بهشت آيين به همراه ساير حکام گرجستان حضور داشتند.
    بر اساس گفته اسکندر بيک، شاه اسماعيل دوم حکومت شکي را به يسه سپرد و سيمون هم مسلمان شده و سلطان محمودخان نام گرفت و با احترام تمام به گرجستان و حکومت الکاي موروثي فرستاده شد.

    اولئاريوس هم در سفرنامه خود مي نويسد که: « سيمون مرد شجاع و در عين حال دانشمندي بود، خوب شعر مي گفت و در فلسفه هم اطلاعات وسيعي داشت و در داخل زندان با اسماعيل پسر شاه تهماسب که در آن موقع زنداني بود تماس گرفت و روابط نزديکي برقرار کرد و اسماعيل به او پيشنهاد کرد دين اسلام را بپذيرد تا بعداٌ از زندان آزاد شود و سيمون هم تعهد کرد که اگر آزاد شده و به حکومت باز گردد هداياي زيادي به اسماعيل خواهد داد. اسماعيل موجبات آزادي او را پس از رسيدن به سلطنت فراهم کرد ولي قبل از آنکه سيمون به مسند حکومت برسد، اسماعيل فوت کرد و سيمون با درجه سرهنگي در رکاب سلطان خدابنده به جنگ با ترکهاي عثماني رفت.»

    سلطان محمد خدابنده ( 996-986 ه.ق )

    شاردن می نویسد: «در چهار سال اول سلطنت سلطان محمد خدابنده گرجستان آزادي و استقلال داشت، اما از آن پس سلطان محمد براي تجديد تسخير آن سرزمين سپاه فرستاد. داوودخان چون نيروي پايداري نداشت به محض نزديک شدن لشکريان ايران گريخت. برادرش سيمون که در قلعه اي نزديک درياي خزر به زندان بود، فرصت را براي بازيافتن پادشاهي گرجستان مغتنم شمرد و بدين اسلام گرويد. شاه ايران وي را به لقب خان مفتخر و فرمانرواي تفليس کرد.»
    اولين تناقض نوشته هاي شاردن با منابع ايراني آزادي سيمون است. تمام منابع ايراني اين دوره متفق القولند که آزادي سيمون به دستور شاه اسماعيل دوم صورت گرفته است نه شاه خدابنده تنها منبعي که گفته هاي شاردن را در اين مورد تأييد مي کند شرفنامه است.

    و اما انعکاس وقايع اين دوره در منابع ايراني:
    در سال 986 ه.ق عثمانيها به تفليس حمله کرده و قلعه تفليس را تصرف کردند. سيمون والي کارتلي همچنان به ايران وفادار مانده و هر از گاهي به سپاهيان عثماني شبيخون مي زد و فرار مي کرد ولي الکساندر والي کاختي با عثمانيها مدارا کرده و اظهار اطاعت کرد. ديويد برادر سيمون که از زمان شاه طهماسب والي تفليس بود، وقتي ديد نمي تواند به تنهايي در مقابل عثمانيها مقاومت کند فرار کرد و عثمانيها به راحتي تفليس، گوري، شکي و شيروان را تصرف کردند.
    با مقايسه اين اطلاعات با نوشته هاي شاردن بار ديگر تناقض بوجود مي آيد و مشخص مي شود که ديويد همچنان به ايران وفادار بوده و بدليل کمبود نيرو و عدم حمايت از جانب برادرش سيمون در مقابل سپاهيان عثماني تاب مقاومت نياورده و مي گريزد.
    به دستور شاه خدابنده امام قلي خان قاجار با لشکر قراباغ به اتفاق سيمون به تسخير قلعه تفليس روانه مي شوند. اين دو هرگاه فرصتي بدست مي آوردند به سپاهيان عثماني شبيخون مي زدند. به گفته شرف خان وقتي مصطفي پاشا وارد گرجستان و شيروان شد، منوچهر پسر قوارقواره حاکم آخسقه با تعداد زيادي از گرجيان به شاه صفوي اظهار اطاعت کرده و مسلمان شدند و شاه حکومت الکاي موروثي را به وی تفيض کرد.

    در سال 989 ه.ق سلطان محمد براي سامان دادن به امور گرجستان شخصاً وارد زاگمي شد و در آنجا دستور داد که سيمون و الکساندر هر يک دختران خود را براي ازدواج با شاهزاده حمزه ميرزا و پسران خود را به عنوان گروگان به دربار بفرستند.
    به گفته قاضي احمد قمي و افوشته اي نطنزي سيمون امر شاه را اجابت کرده و دختر و پسر خود را مي فرستد ولي الکساندر تعلل مي ورزد اما اسکندر بيک مي گويد که سيمون هم در فرستادن دختر و پسر خود تعلل مي ورزد و ميرزا سلمان به همراه بيست هزار نفر براي حل مسأله روانه گرجستان مي شود. الکساندر که در حمله مصطفي پاشا اطاعت عثمانيها را پذيرفته بود و خراج ايران را نمي پرداخت، هراسان شده و قبول کرد که دختر خود را به عقد حمزه ميرزا در آورد و خراج عقب افتاده را هم بپردازد: مبلغ سه هزار تومان رايج شاهي عراقي جهت سرکار خاصه شريفه و يک هزار تومان به جهت نواب جهانباني. سيمون هم امر شاه را اطاعت کرد و هردو ( سيمون و الکساندر ) سوگند ياد کردند که به شاه وفادار باشند و در دفع عثمانيها به لشکر ايران کمک کنند.

    در سال 994 ه.ق سيمون با لشکري عظيم قلعه تفليس را فتح کرده و عثمانيها قلعه را کاملاً تخليه مي کنند و شاه بعد از شنيدن خبر فتح قلعه وارد گنجه مي شود و در آنجا سيمون، الکساندر و منوچهر و ساير حکام گرجستان با هدايا و پيشکشهاي فراوان به دربار شاه آمده و مورد الطاف شاهانه قرار مي گيرند.


    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.
    ویرایش توسط M.Night : 08-30-2010 در ساعت 19:34




  13. 8 کاربر از پست مفید Parnian سپاس کرده اند .


  14. #7
    هر نتی که از عشق بگوید، زیباست... حالا سمفونی پنجم بتهون باشد یا زنگ تلفنی که در انتظار صدای توست...
    Parnian آواتار ها
    وضعیت : Parnian آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    نوشته ها : 1,879
    سپاس ها : 4,267
    سپاس شده 4,229 در 1,374 پست
    یاد شده
    در 4 پست
    تگ شده
    در 522 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : گرجستان شناسي

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.

    روابط ایران و گرجستان در دوره صفوی (از شاه اسماعیل اول تا روی کار امدن شاه عباس اول)


    بخش پایانی

    نتيجه


    گرجستان در محدوه شمال غربي دولت صفوي قرار داشت و علي رغم اينکه مردمانش مسيحي بودند زمامداران صفوي علاقه شديدي به حفظ اين کشور در دايره نفوذ خود داشتند.
    در فاصله سالهاي 906 و 907 ه.ق با لشکرکشيهاي شاه اسماعيل گرجستان تابعيت و باجگزاري دولت صفوي را پذيرفت و از اين زمان رقابت و کشمکش شديدي بين صفويان و عثمانيها بر سر حکومت گرجستان بوجود آمد. اين امر در زمان جانشينان شاه اسماعيل هم ادامه يافت و سرانجام با انعقاد عهدنامه آماسيه در سال 962 ه.ق گرجستان شرقي به ايران و گرجستان غربي به عثماني تعلق گرفت.

    سياست صفويان در گرجستان براي جلب وفاداري گرجيان، استفاده از حاکمان سلسله هاي پادشاهي گرجي بود. ضمن اينکه حتي المقدور سعي مي کردند که از طرق مختلف آنها را وادار به قبول دين اسلام کنند. يکي ديگر از راههاي جلب وفاداري گرجيان بکارگيري آنها در دربار و نيروهاي نظامي بود که اين امر از زمان شاه طهماسب آغاز شد و در زمان جانشينانش با شدت بيشتري دنبال شد. ازدواج با شاهزاده خانمهاي زيباي گرجي هم يکي ديگر از راههاي نزديکي با گرجيان بود.

    از طرف ديگر حاکمان ولايتهاي مختلف گرجستان که سخت با هم درگير بودند براي حفظ حکومت موروثي خود و جلوگيري از ويراني کشور و کشتار مردم خود سعي مي کردند که از قدرتهاي برتر منطقه (ايران و عثماني) کمک بگيرند. به تدريج مبارزاتي هم براي استقلال صورت مي گرفت اما به دليل نبود اتحاد بين حاکمان مختلف گرجستان اين مبارزات با شکست مواجه ميشد. ضمن اينکه به دليل موقعيت حساس و استراتژيک گرجستان براي ايران و ترس از نفوذ بيشتر عثماني در منطقه صفويان هرگونه سرکشي و خودرأيي را به شدت سرکوب مي کردند.



    معرفی اسامی و مکانهای به کار رفته در متن

    کاختی (Kakheti) در بخش کوهستاني قفقاز گسترده بوده است.
    کارتلی (Kartli) بخش شرقي گرجستان را تشکيل مي داده است
    قوارقواره Ghavar ghavare)) که در متون دوره صفويه بصورت قرقره آمده است.
    لوان (Levan) که در متون دوره صفويه بصورت لوند و لونت آمده است.
    زاگمی (Zagemi) پايتخت کاختي که امروزه در جمهوري آذربايجان قرار دارد و در متون دوره صفويه بصورت زاکم آمده است.
    گرمی (Gremi) جايي در کاختي که در متون دوره صفويه بصورت گيرم آمده است
    لوارصاب (Luarsab) که در منابع دوره صفويه بصورت لواسان و لواصات و لوارصاب آمده است.
    ازناور در زبان گرجي به معني پهلوان است ولي در دوره صفويه براي ناميدن اشراف و بزرگان گرجستان استفاده مي شد.
    بگرات (Bagrat) که در منابع دوره صفوي بصورت باش آچوق و بقراط آمده است.
    گوری (Gori) پايتخت کارتلي
    سیمون (Simon) که در منابع دوره صفويه بصورت سمايون آمده است
    یسه (Iese) که در منابع دوره صفويه بصورت عيسي آمده است.
    گئورگی (Georgi) که در منابع دوره صفويه بصورت گرگين آمده است.
    الکساندر (Alexandr) که در منابع به صورت اسکندر آمده است.
    منابع

    اسکندر بيک ترکمان، عالم آراي عباسي، به کوشش ايرج افشار، ج1.
    اولئاريوس، آدام، سفرنامه اولئاريوس، ترجمه حسين کردبچه، ج2.
    بدليسي، شرف خان بن شمس الدين، شرفنامه، به کوشش ولاديمير ويلييامينيوف زرنوف.
    خواند مير، غياث الدين بن همام، تاريخ حبيب السير، ج4.
    خورشاه بن قباد، تاريخ ايلچي نظام شاه، تصحيح محمدرضا نصيري_کوئيچي هانه دا.
    روملو، حسن بيک، احسن التواريخ، تصحيح عبدالحسين نوايي، ج2.
    سفرنامه هاي ونيزيان در ايران، ترجمه منوچهر احمدي.
    شاردن، ژان، سفرنامه شاردن، ترجمه اقبال يغمايي، ج1.
    شيرازي، عبدي بيک، تکملة الاخبار، تصحيح عبدالحسين نوايي.
    قزويني، بوداق ، جواهر الاخبار، به کوشش محمد رضا نصيري_کوئيچي هانه دا.
    قمي، قاضي احمد، خلاصة التواريخ، تصحيح احسان اشراقي، 2ج.
    عالم آراي شاه اسماعيل، تصحيح اصغر منتظر صاحب.
    نطنزي، محمد بن هدايت الله افوشته اي، نقاوة الآثار، تصحيح احسان اشراقی.

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.






  15. 5 کاربر از پست مفید Parnian سپاس کرده اند .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دوست داشتید در کدام فصل سریال در جزیره بودید ؟
    توسط ADoLF در انجمن پرسش و پاسخ پيرامون لاست
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: 08-27-2013, 12:23
  2. اخبار بیست و نهمین دوره ی جشنواره ی فیلم فجر
    توسط Amélie در انجمن بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر
    پاسخ ها: 59
    آخرين نوشته: 02-18-2011, 23:13
  3. نمادهای باروری در دوره باستان
    توسط Parnian در انجمن ايـــــران باستـــــان
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 11-21-2010, 11:41

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •