X-Men
معرفی


"مردان ناشناخته- X-Men" يك تيم از ابرقهرمانان جهش يافته در شركت مارول هستند كه توسط "استن لي- Stan Lee" و "جك كربي- Jack Kirby" خلق شده و براي اولين بار در شماره يك از داستان كاميك "مردان ناشناخته- X-Men" در سپتامبر 1963 ظاهر شدند. این تیم و اعضای آن بدون هیچ شکی مطرح ترین و برترین تیم ابرقهرمانی هستند که تا به حال در عرصه کامیک تشکیل شده و به چاپ رسیده است. حتی برتر از همتای قدرتمند خود "انتقام جویان- Avengers" در انتشارات مارول و حتی برتر و مطرح تر از تیم مطرح انتشارات DC Comics به نام "لیگ عدالت- Justice League".
اعضای این تیم با وجود اینکه به جز چند چهره خاص، نسبت به دیگر ابرقهرمانان از معروفیت کمتری برخوردارند، اما با شخصیت پردازی جالب و حضور در کنار یکدیگر موفق به خلق تیمی شده اند که معروفترین تیم ابرقهرمانان به شمار می رود.
تنی چند از این شخصیتهای به چنان محبوبیت و معروفیتی دست یافته اند که در کنار ابرقهرمانان بزرگ عرصه کامیک بوک به راحتی خودنمایی می کنند، افرادی مانند "پروفسور ژاویر- Professor Xavier"، "جین گری- Jean Gray"، "سایکلاپس- Cyclops"، "مگنتو- Magneto" و... . و البته که در رأس تمام آنها شخصیتی وجود دارد که تبدیل به برگ برنده این گروه و همچنین یکی از 4 شخصیت محبوب تمام تاریخ کامیک بوک است، "ولورین- Wolverine". کاراکتری که بی شک در محبوبیت بی حد و اندازه این داستانها تاثیری بسیار زیاد داشته است.



داستان و مفهوم اصلي مردان ناشناخته كه به مردان ايكس شهرت يافته اند از آنجا آغاز مي شود كه "در سايه افزايش احساسات ضد مردمان جهش يافته و افرادي كه قدرتهايي فرا انساني دارند،‌ پرفسوري به نام ژاوير در عمارت وستچستر خود،‌ پناهگاه و آموزشگاهي را براي آموزش جهش يافتگان جوان ايجاد مي كند تا به آنها نحوه درست استفاده از قدرت خود را بياموزد و به اين ترتيب نشان دهد كه آنها مي توانند از قدرت خود در راه خدمت به بشريت استفاده كرده و جهش يافتگان مي توانند قهرماني براي جامعه باشند. پرفسور ژاوير اقدام به استخدام "سايكلوپس- Cyclops"،‌ "مرد يخي- IceMan"،‌ "آنجل (فرشته)- Angel"،‌ "هيولا- Beast"و "دختر مارول- Marvel Girl" كرده و آنها را "مردان ايكس" مي نامد. برخلاف تصور بسیاری که این نام را برگرفته از ناشناخته بودن این افراد می دانند، نام "مردان ایکس" از آنجا می آید كه آنها قدرت هاي ويژه و خاص خود را به سبب در اختيار داشتن يك نوع "ژن ايكس" دارا مي باشند كه افرادي عادي فاقد آن نوع ژن مي باشند. در ابتدا اين ژن به گونه اي خاص براي مثال در معرض تابش تشعشات اشعه اي خاص فعال مي شد. اين موضوع در بخشي از داستان كاميك "جنبش حقوق مدني آفريقايي هاي آمريكايي تبار- African- American Civil Rights Movement" در سال 1960 مطرح گشت. اما کم کم و با پیشرفت داستان، شخصیتهایی هویدا شدند که نیروهای خود را بدون هیچ گونه آزمایشی کسب کرده و کشف می کنند و حتی برخی از آنها این ژن خاص و نیروهای خود را از پدر و مادر خود به ارث می برند.
زمانیکه این تیم تشکیل شده و داستانها به نگارش در آمدند، موضوعاتی اساسی ذهن تیم نویسنده و طراح را به سختی اشغال کرده بود، اولين و اساسي ترين موضوع براي اين تيم معرفي يك دشمن قدرتمند بود. "مگنتو (مغناطيس)- Magneto" اين نقش را بر عهده گرفت. و براي چندين دهه در طول تاريخ اين كاميك بوك با تيم مردان ايكس به مبارزه پرداخت. او رهبري گروهي به نام "برادري جهش يافتگان- Brotherhood of Mutants" را بر عهده داشت كه در شماره 4 از داستانهاي كاميك مردان ايكس معرفي شد. در ادامه دنياي مردان ايكس، قهرمانان قدرتمند و برجسته ديگري را نيز معرفي كرد. "ولورين- Wolverine" كه سرانجام به عنوان مطح ترين عضو اين گروه شناخته شد، ‌"استورم (طوفان)- Storm"، "كلوسوس (غول)- Colossus"، "نايت كراولر (خزنده شب)- NightCrewler"، "روگ (سركش)- Rogue" و "شدو كت (سايه گربه)- ShadowCat" از قهرمانان جديدي بودند كه به اين داستانها پيوستند و بر جذابيت آن افزودند. و در سوي ديگر نيز دشمنان و ضد قهرمانان جديدي علاوه بر "ميوتانت برادر هود (برادري جهش يافتگان)" نيز به اين مجموعه اضافه شدند كه از ميان قدرتمندترين آنها مي توان به "سنتينلز (ديده وران)- Sentinels"، "آپوكاليپس (آخرالزمان)- Apocalypse"،‌"ميستر سينستر (آقاي شوم)- Mister Sinister"،‌ "مارودرز (غارتگران)- The Marauders"،‌"آكوليتز (دستيار همراه)- Acolytes"، "هلفاير كلاب (باشگاه آتش جهنمي)- The Hellfire Club"، "مردان يو- U-Men" و "پوريفرز (تصفيه كننده)- Purrifers" اشاره كرد.
مردان ایکس چگونه آغاز شد


اوايل سال 1963 بود كه با موفقيت داستانهاي "مرد عنكبوتي- Spider-Man" در "فانتزي شگفت انگيز- Amazing Fantasy" و همچنين "هالك- The Hulk"، "ثور- Thor"،‌ "مرد آهنين- Iron Man" و "چهار شگفت انگيز- The Fantastic Four"،‌ استن لي خالق داستانهاي مطرح آن زمان مارول با طرح اوليه داستان مردان ايكس به نام "جهش يافتگان- The Mutants" نزد "مارتين گودمن- Martin Goodman" رفت. در گفتگوهاي ميان آن دو اين موضوع مطرح شد كه خوانندگان آيا مي دانند "جهش يافتگان" چه هستند؟ حتي با وجود آنكه در داستان به پرفسور ژاوير و ژن ايكس موجود در افراد جهش يافته اشاره مي شد باز هم اين عنوان نمي توانست موضوع را به خوبي منعكس كند،‌ به همين علت به "مردان ايكس" تغيير نام داد و طرح داستاني كه در بالا به آن اشاره گشت، براي اين داستان در نظر گرفته شد.
تاریخچه
دهه 1960


کامیک بوکها و داستانهای مردان ایکس در این دهه بود که آغاز گشت. در اين دوران مسائل مربوط به ابتدا و اوايل داستان مردان ايكس مطرح شد، معرفي دشمني بزرگ به نام مگنتو و تاسيس گروه "برادري با شر- Brotherhood of Evil" كه شامل افرادي چون "مستر مايند (متمركز)- MasterMind"، "كوئيك سيلور (جيوه)- QuickSilver"، "اسكارلت ويچ (جادوگر سرخ)- Scarlet Witch" و "تود (وزغ)- Toad" بود. اين داستانها در آن دوران متمركز شده بود بر روي يك موضوع مشترك انسانهاي خوب در مقابل بد بود و پس از آن موضوعات جديدي افزده شد، موضوعاتی از قبيل تعصب و نژاد پرستي، كه همه آنها را در مجموعه هاي ديگري ادامه مي داد. در اين داستانها بود كه به علت بيزاري و تنفر