سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh یادداشتی بر "دشمن" ، شاهکار دنیس ویلنیو

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
نمایش شاخه ای1علاقمندی ها
  • 1 ارسال شده توسط Death Magnetic

موضوع: یادداشتی بر "دشمن" ، شاهکار دنیس ویلنیو

  1. #1
    The Reflective Age
    Death Magnetic آواتار ها
    وضعیت : Death Magnetic آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Apr 2012
    محل سکونت : Vancouver
    نوشته ها : 116
    سپاس ها : 31
    سپاس شده 405 در 102 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 631 تاپیک

    یادداشتی بر "دشمن" ، شاهکار دنیس ویلنیو



    *نکته: برای چنین فیلمی محال است بدون اسپویل داستان، یاداشتی نوشت. اگر فیلم را ندیده اید این یادداشت را نخوانید!
    ================================================== ===========
    "دشمن" ساخته ی "دنیس ویلنیو" ( Denis Villenueve) حداقل برای من بهترین فیلمی بوده است که تا حالا در سال 2014 مشاهده کردم. فیلمی که من را بعد از مدتی به شدت یاد "بزرگراه گمشده" انداخت اما هر چه فیلم بیش تر جلو می رفت، جذاب تر و اوریجینال تر می شد. برگ برنده ی فیلم 3 عنصر کلیدی است: فیلم نامه، کارگردانی و اجرای عالی "جیک گیلنهال" (Jake Gyllenhaal) در نقش "آدام" و "آنتونی". فیلم با صحنه ای در یک استریپ کلاب شروع می شود. "آدام" بر روی صندلی نشسته و زنی برهنه وارد می شود و پا بر روی "عنکبوت"ـی کوچک می گذارد. "آدام" که یک معلم تاریخ است، بعد از دیدن فیلمی متوجه می شود که یکی از بازیگر های آن فیلم دقیقا شبیه خودش است. از این جاست که داستان فیلم پیچیده می شود و فیلم نامه ی "خاویر گولان" و کارگردانی "دنیس ویلنیو" می درخشد. "آدام" یک دوست دختر به نام "ماری" دارد و "آنتونی" (که یک "بازیگر"است) همسری به نام "هلن"دارد. موسیقی فیلم به ساسپنس (suspense) داستان می افزاید و تصاویر قهوه ای مایل به خاکستری "نیکلاس بلداک" به اتمسفر تاریک فیلم کمک می کند. "آدام" و "آنتونی" با یکدیگر ملاقات می کنند و می فهمند که واقعا عین یک دیگر هستند. اما نکته ی داستان این جاست که فقط یکی از این دو شخص "واقعی" است و آن شخص "آدام" است. برای تثبیت حرفم ، در جایی از فیلم مادر "آدام" به او می گوید که او دیوانه شده و هیچ شخص دیگری عین او وجود ندارد و سپس به او می گوید که "رویای بازیگر شدن " را هم از ذهنش بیرون کند. آیا پیش تر متوجه نشدیم که "آنتونی" یک بازیگر است؟ در صحنه ای کوتاه از فیلم نمای دوری از یک "عنکوبت" می بینیم که به آرامی در حال حرکت بر فراز ساختمان های بلند و شهر "تورنتو" است. این همان عنکبوت ابتدای فیلم است. تفاوت این است که این جا بزرگ تر شده است. این عنکبوت... بگذریم. یکی از تفاوت های "آدام" و "آنتونی" این است که "آدام" در خانه ای نه چندان شیک زندگی می کند اما "آنتونی" در خانه ای بسیار شیک و مدرن زندگی می کند. بار ها و بار ها در فیلم شاهد دیدن عشق بازی "آدام" و "ماری" هستیم. از طرف دیگر، شش ماه از حاملگی"هلن" می گذرد. پایان بندی فیلم فوق العاده و در عین حال گیج کننده است. "آنتونی" به خانه ی "آدام" می رود و از او می پرسد که اگر "با همسرش هلن عشق بازی کرده است" و سپس از او می خواهد تا لباس ها و ماشینش را به او قرض بدهد تا دوست دخترش را به یک سفر رمانتیک ببرد تا مساوی شوند. از لحظه ای که "آدام" وارد خانه ی "آنتونی" می شود، داستان کم کم معنی پیدا می کند. "هلن" از "آدام" می پرسد "امروز مدرسه چه طور بود؟" اما سوال این جاست "هلن" چه گونه می داند "آدام" یک معلم است؟ جواب ساده است : "هلن" در واقع همسر "آدام" (کاراکتر واقعی) است و "آنتونی" خیال پردازی های "آدام" است. اما علت این خیال پردازی ها چیست؟ جواب این سوال نیز ساده است. "ماری" در واقع معشوقه ی پنهان "آدام" است و همان زنی است که در ابتدای فیلم بر روی آن "عنکبوت" پا می گذارد. "آدام" به نوعی یک رابطه ی نامشروع (affair) با زنی دیگر دارد و "آنتونی" تنها توهمات او در مورد این رابطه ی نامشروع است و هیچ کدام از آن صحنه های عشق بازی "آدام" و "ماری" واقعی نبودند و "احساساتی" بودند که "آدام" در مورد این رابطه اش داشت و هنوز هم دارد. مشکل "آدام" این است که نمی تواند این موضوع را از ذهنش بیرون کند و در حال مبارزه با افکار خودش است. آن آپارتمان "نه چندان شیک" تنها مکانی بوده است که "آدام" برای عشق بازی با "ماری" از آن استفاده می کرده و خانه ی اصلی اش همان جایی است که "آنتونی" زندگی می کند. در صحنه ی پایانی فیلم آدام قبل از رفتن اش به محل کار (مدرسه) "کلیدی" را از پاکتی در می آورد. این کلید ورود به استریپ کلاب ابتدای فیلم است ... .(به گفته ای دیگر، ابتدای فیلم پایان فیلم است) شات پایانی فیلم ترسناک اما کلیدی است. "آدام" وارد اتاق همسرش "هلن" می شود و ناگهان "عنکبوتی" عظیم را می بینیم که خودش را به زحمت پنهان کرده. این "عنکبوت" ،همان عنکبوت کوچک ابتدای فیلم، نمادی است برای رابطه ی نامشروع "آدام" و "ماری" و هر چه در فیلم جلوتر رفتیم، این عنکوب (افکار آدام) نیز بزرگ تر و بزرگ تر شد تا جایی که دیگر نمی تواند از ذهنش بیرون کند! "دشمن" معرکه است.

    10/10
    ویرایش توسط Death Magnetic : 04-26-2014 در ساعت 09:16
    amiiir به این پست علاقمند بوده است.

  2. 3 کاربر از پست مفید Death Magnetic سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. "آخرین قطار به سمت ممفیس" در دستان کوین مک دونالد(اختصاصی سینماسنتر)
    توسط Cussed در انجمن اخـــبار سينماي جهان (اختصاصي)
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 09-10-2013, 16:12
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 08-01-2013, 20:27
  3. موهای "برنیس بژو" جلوی بیلبوردهای تبلیغاتی "گذشته" را گرفت
    توسط LuCiFer در انجمن اطـــلاعات سیـــنمای ایــــران
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 07-01-2013, 21:45
  4. "اسکارلت جوهانسن" در فیلمی از "جان فاوریو" (اختصاصی سینماسنتر)
    توسط F-Gladiator در انجمن اخـــبار سينماي جهان (اختصاصي)
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: 05-22-2013, 11:40
  5. مصاحبه خواندنی با "وین دیزل" ستاره فیلم "سریع و آتشین"
    توسط Anti Trust در انجمن مصــــاحبـــه هـــا
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 06-18-2011, 23:08

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •