مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh گفتگو با ريما رامين فر و نسرين نصرتي در مورد پایتخت!

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: گفتگو با ريما رامين فر و نسرين نصرتي در مورد پایتخت!

  1. #1
    1CHAMPION آواتار ها
    وضعیت : 1CHAMPION آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : دروازه کویـر
    سن: 35
    نوشته ها : 7,425
    سپاس ها : 15,219
    سپاس شده 12,849 در 4,447 پست
    یاد شده
    در 30 پست
    تگ شده
    در 953 تاپیک

    گفتگو با ريما رامين فر و نسرين نصرتي در مورد پایتخت!

    پا به پاي مردان «پايتخت»




    بدون شک سريال «پايتخت» و شخصيت هاي مرد اين مجموعه تلويزيوني بخش اعظمي از موفقيت و حتي محبوبيت خود را مديون بازي خوب، روان و قابل باور بازيگران زن سريال، ريما رامين فر و نسرين نصرتي هستند.
    اگر کاراکتر نقي با بازي خوب محسن تنابنده تا اين حد مورد توجه قرار مي گيرد، پارتنر مقابل او رامين فر با بازي در نقش هما نقشي کتمان ناپذير دارد.
    ريما رامين فر اگرچه در سينما و تلويزيون گزيده کار است و بيشتر اوقات حرفه اي خود را با تئاتر مي گذراند، امّا در چند تجربه اخيرش با سيروس مقدم (سه مجموعه «پايتخت» سريال «چک برگشتي») نشان داده چقدر خوب زندگي جلوي دوربين را به دور از هرگونه اغراق و افه هاي نمايشي بلد است.
    بازيگر فيلم هاي «يه حبه قند»، «سيزده» و... که بازي در تلويزيون را با مجموعه «من يک مستاجرم» کليد زده، داراي مدرک کارشناسي ارشد در کارگرداني تئاتر است و در طول سالها فعاليت در اين عرصه چه در بازيگري و چه در کارگرداني صاحب عناوين بسياري است. بديهي است او به خوبي بتواند از پس نقشي مانند هما با رئاليته طوري بر بيايد که بازي بازيگران مقابلش نيز دوچندان ديده شود.
    نسرين نصرتي هم از تئاتر مي آيد و اگرچه خيلي ها حضور موفق او در سريال «تا ثريا» را يک شانس حرفه اي محسوب مي کردند، امّا او با مجموعه «پايتخت» و شخصيت فهيمه و البته ارائه لهجه قابل، ثابت کرد با دست پر از دنياي تئاتر پاي به عرصه تصوير گذاشته است.
    بازيگر مجموعه هاي «کارآگاهان»، «و خداوند عشق را آفريد»، «روشنايي هاي شهر» و... نيز بدون شک در کنار ريما رامين فر، جزو عوامل موفقيت سريال «پايتخت 3» بودند.

    ريما رامين فر:
    مثل هماي سعادت!

    اواسط پخش سريال «پايتخت 3» بود که ريما رامين فر گفت من سري چهارم «پايتخت» را بازي نمي کنم.
    ـ (مي خندد) نه من گفتم پسرم گفته ديگر سري چهارم را بازي نکن! الان به شما مي گويم اگر اين قطار مجدداً راه بيفتد و دوستان به هر شکلي بخواهند اين سريال را ادامه دهند حتماً خواهم بود. به نظرم اين يک موهبت است که مردم اين خانواده را دوست دارند و براي آنها دلتنگ مي شوند. اگر تصميم جمعي بر اين باشد که اين کار ادامه پيدا کند من حتماً خواهم بود. اگرچه خانواده ام مهم است آئين پسرم هم خيلي مهم است، امّا عوامل سريال «پايتخت» هم يک جورهايي خانواده ام هستند پس يک جور بايد با هم کنار بيايند. امّا خب آئين خيلي از نبودن من لطمه مي بيند، خيلي براي او عجيب است که مادر در کل زمستان ها نيست. (مي خندد)
    و نظر امير جعفري...
    ـ امير آنقدر اين تيم را دوست دارد و آنقدر هميشه مشوق من بوده که مطمئن هستم هيچ مخالفتي در اين زمينه ندارد. واقعاً از او بابت نگهداري آئين در مدت زماني که سر صحنه هستم ممنونم. امير خيلي مرا براي کارکردن هدايت مي کند. خودم از آن دست آدم هايي هستم که خيلي زود مي توانم بگويم نه! من پسر مدرسه اي دارم و نمي توانم بيايم ولي امير هميشه مرا براي پذيرش کار، پشتيباني و تشويق کرده از اين بابت هميشه از او تشکر مي کنم.
    دانشگاه و درس هما در سريال «پايتخت 3» تمام شد. مخاطب توقع داشت او را در جايگاهي غير از اين ببيند، امّا مسير زندگي و خانواده او را به سمت مديريت يک آشپزخانه مي برد و خودش بخشي از تعاريف اين کاراکتر است...
    ـ براي من هم جذاب بود که هما حالا يک کارآفرين است، چند نفر پيش او کار مي کند. او به دنبال رونق کارش بود و... به هر حال هما خوشحال است براي اينکه مي تواند بيشتر به خانواده اش کمک کند. شرايط نقي و خانواده طوري است که هما بايد کمکي اقتصادي براي خانواده باشد. البته بايد بگويم هما در رشته صنايع غذايي تحصيل کرده بود و کارش خيلي با رشته تحصيلي اش متفاوت نبود.
    خيلي ها هما را عقل سليم خانواده مي دانند و او در طول هر سه قسمت طوري شکل گرفته و ديده شده که براي حفظ کانون گرم خانواده اش از هيچ تلاشي فروگذار نيست...
    ـ واقعاً هما هيچ اولويتي براي خودش ندارد. هما فاقد هرگونه خودخواهي بود.
    گاهي مي ديديم که فهيمه (نسرين نصرتي) به مسائلي معترض است، امّا...
    ـ اتفاقاً اين براي من خيلي جذاب بود. جالب اينکه گاهي فهيمه خيلي غر مي زد و نسرين به من مي گفت فهيمه در مقابل هما خيلي نامرد شده و اين مرا آزار مي دهد! من مي گفتم ناراحت نباش تو خواهر نقي هستي، همه مي پذيرند! (مي خندد) بدمان نمي آمد يک جورهايي بين فهيمه و هما تضاد وجود داشته باشد.
    لهجه نداشتن هما يک جورهايي شبهه ايجاد کرده بود. راجع به اين صحبت مي کنيد؟
    ـ در همان «پايتخت 1» که شخصيت ها در حال شکل گرفتن و پرداخت شدن بودند، يادم هست محسن گفت اين کاراکتر مي تواند مازندراني نباشد. نگاه ما آن زمان اين بود که از يکدست و يک شکل بودن خارج شويم. انگار که هما يک پدر ارتشي داشته و آنها هر ازگاهي در يک استان مستقر بودند و معلوم هم نمي شود که اصلاً کجا هست، ولي مازندراني نيست. محسن فکر مي کرد اين تفاوت لحن شايد بتواند قضيه را جذاب کند. اين فکر را ما همان زمان، وقتي که کاراکترها در حال شکل گيري بودند داشتيم و در ادامه براي حفظ راکورد از آن عدول نکرديم. روز اول که من آمدم دفتر آقاي مقدم و محسن نقش را براي من توضيح داد، به هيچ وجه نگاه شهري استاني به ماجرا نداشتيم. محسن گفت اين زمان مثل هماي سعادت است که روي شانه هاي اين خانواده نشسته، من بايد اين توضيحات در مورد نقش را در طول اين سه مجموعه حفظ مي کردم.
    فکر مي کنم قرار بوده هما نمايشي واقعي از يک زن اصيل ايراني باشد با ويژگي هاي وفا، گذشت، انسانيت و...
    ـ واقعاً من نمي دانم يک زن ايراني چقدر از ويژگي هاي هما را دارد. من هما را يک زن با گذشت و کامل ديدم که دوست دارد خانواده در هر حال کمال آرامش را داشته باشند، به همين دليل هيچ منفعت طلبي فردي در او نمي بيني...
    ولي وقتي يک شخصيت تا اين حد وجوه مثبت دارد، تماشاگر او را پس مي زند و با خودش مي گويد چنين آدمي اصلاً وجود ندارد؟
    امّا در مورد هما به نظرم اين اتفاق رخ نداد...

    ـ به شدت با شما موافق هستم. من تمام تلاشم را کردم که براي هما بازي باورپذيري داشته باشم و بگويم تو را به خدا او را دوست داشته باشيد اگرچه اينگونه است. من خوب مي دانم که اصولاً کاراکترهايي که نقطه ضعف دارند، جذاب تر هستند. من هم فکر کردم نقي، بهبود و ارسطو خيلي جذاب هستند، هما را خيلي سخت بتوان جذاب نشان داد، چون نقطه ضعف هاي او کم هستند.
    در اکثر بازيهاي شما روي صحنه تئاتر، سينما (نمونه اش فيلم «يک حبه قند») و... اين نکته قابل توجه است که توانايي بسياري در نمايش زندگي جلوي دوربين داريد. کمتر در بازي شما درشت نمايي و اغراق حس مي شود. اتفاقي که به قابل باور بودن و دوست داشتني شدن هما هم در اين سريال کمک کرد.
    ـ اين بر مي گردد به اينکه من اصولاً اينگونه بازي را دوست دارم و خدا را شکر مخاطب هم نوع بازي مرا مي پسندد. خودم هرگاه مخاطب هستم دوست دارم بازي يک نقش را باور کنم. يعني آن ميزان از عشق، علاقه و حتي خشم را ببينم و باور کنم. وقتي که خودم احساس مي کنم يک بازيگر نقشي را بازي مي کند و آن را زندگي نمي کند، باورش برايم سخت است ومن هم پس مي زنم. البته بازيگراني داريم که معمولاً اوراکت هستند، ولي باز هم محبوب هستند، امّا اين جزو علائق من نيست. براي اين دوستان هم احترام زيادي قائل هستم، امّا بازي اين دوستان جنس موردعلاقه من نيست. من نه با علاقه کار آنها را مي بينم و نه دوست دارم با اين عزيزان همبازي باشم! (مي خندد) شايد اين نقطه ضعف من باشد، نمي دانم. من با اين شيوه حضور راحت جلوي دوربين خيلي ارتباط خوبي دارم و هميشه سعي مي کنم به اين سمت بروم شايد هم براي برخي اين نوع از بازي خسته کننده باشد.
    اين نشان از آن دارد که شما از آن دست بازيگراني هستيد که به شدت به اطرافتان نگاه مي کنيد، شخصيت ها را از اطرافتان پيدا مي کنيد و کمتر به دنبال اين هستيد که نقشي را از آستين بيرون بياوريد. نمونه اش بازي در فيلم «يه حبه قند» است که نمي تواند بدون شناخت و ديدن درست ما به ازاي بيروني خلق شود؟
    ـ آن زن يک آدم بسيار شوخ و شنگ بذله گو بود. از آن دست آدم هايي که براي هر جمعي لازم هستند. آدم هايي که باعث شادي فضاي پيرامونشان مي شوند. من اين آدم را ديده ام و مي شناسم. از اين دست کاراکترهاي شلوغ همه ما ديده ايم و مي شناسيم. من و او به سمت هم حرکت مي کنيم و به يک نقطه مشترک مي رسيم. حتماً بخش هايي از من (ريما رامين فر) در آن شخصيت هست و حتماً از ويژگي هاي او نيز در کاراکتر وجود دارد.
    نمي توانم نقشي را باور نکنم و آن را بازي کنم. شما مي دانيد من اصلاً آدم شلوغي نيستم...
    خيلي هم خجالتي هستيد...
    ـ (مي خندد) بله کلي هم خجالتي هستم. ولي من و نقش به سمت هم حرکت مي کنيم. چند قدم من مي روم و چند قدم نقش مي آيد.
    با اين توضيح فکر مي کنم تا حدودي بتوان هما را در ريما رامين فر پيدا کرد. فکر مي کنم هما خصوصياتي را دارد که بتوان آن را در شکل و شمايل همسر امير جعفري ديد؟
    ـ (مي خندد) نه بابا، باور کنيد هر سه بخش پايتخت را که پخش شد، امير مي ديد و مي گفت تو اي کاش تا اين حد خوب بودي! (مي خندد) جدي اين جمله مال خودش است! من خودم اصولاً آدمي دلشوره اي و مضطرب هستم. اينگونه نيست که وقتي يک سختي بيايد، من به راحتي از کنار آن عبور کنم. معمولاً زود به هم مي ريزم. اين نقطه مقابل من و هماست. ضمن اينکه خيلي هم در زندگي خودم غر مي زنم. همه را دارم اعتراف مي کنم. (مي خندد)
    سوالم را تغيير مي دهم پس به نظرم خيلي تلاش کرديد تا به هما با ويژگي متفاوتي که با ريما رامين فر دارد نزديک شويد.
    ـ همانطور که گفتم من و هما به سمت هم حرکت مي کنيم تا به يک نقطه مشترک برسيم.
    اکثر بازيگران دو سه مجموعه آخر سيروس مقدم از تئاتر آمده اند. در واقع اگر امروز آنها دستمزدهاي خوبي از تلويزيون مي گيرند، سالها بي پولي تئاتر را تجربه کرده اند. چقدر حضور اين تيم تئاتري که صحنه را با نقش هاي مختلف تجربه کرده اند، جنس هاي مختلف بازي را ماه ها در سالن هاي تئاتر تمرين کرده اند در موفقيت آثاري مثل «پايتخت»، «چک برگشتي» و... موثر مي دانيد؟
    ـ اين که شما مي گوئيد عين واقعيت است، درست است و قطعاً به هوش آقاي مقدم و انتخاب درست شان بر مي گردد. فکر مي کنم در سريال «پايتخت يک» ايشان ريسک کرد و يک گروه تئاتري را کنار هم جمع کردند، بازخورد خوب از کارشان باعث شد که اين اعتماد در ايشان شکل بگيرد و بخواهند با اين گروه ادامه دهند و آدم هايي که قرار است اضافه بشوند از بستر تئاتر بيايند. من اين مسئله را تنها مختص توانمندي بازيگر نمي دانم. اگر شما توانمندترين بازيگر را بياوريد و بسنده کنيد به جذاب بودن کاراکتر، حتماً شکست مي خوريد! آقاي مقدم هر بار سعي کردند يک پله بالاتر فکر کنند و تنها به دنبال جمع کردن اين تيم بازيگر نباشند. به نظرم قصه منسجم با تعليق هاي زيبا و جذاب در موفقيت «پايتخت» نقش مهمي داشت. حضور آقاي مقدم به عنوان يک ليدر براي چيدن درست همه چيز در کنار هم بسيار در موفقيت کار موثر بود. درست است که بازيگران سريال همگي خوب بودند و خوب با هم کنار آمدند، امّا قصه منسجم و هوش و درايت کارگردان کار، تاثير بسياري در اين موفقيت دارد. قصه بايد خوب باشد که تو در آن ديده شوي!
    تصميم نداريد به دنياي تئاتر برگرديد؟
    ـ پارسال تئاتر کار کردم، ولي الان هيچ تصميمي ندارم. برنامه ام حداقل در بهار استراحت کامل است.
    اگر صحبتي مانده...
    ـ خدا را شکر مي کنم که در کاري بازي کردم که مخاطب داشت، مردم شخصيت ها را دوست داشتند و پس از سه فصل کماکان دوست دارند آنها را ببينند، اين يک موهبت است.
    نسرين نصرتي:
    دلهره اي که برطرف شد

    اولين بار شما با سريال «تا ثريا» با سيروس مقدم همکاري کرديد...
    ـ بله اولين بار من در سريال «تا ثريا» در خدمتشان بودم. نقش کوتاهي در سريال «پايتخت 2» داشتم. خدا را شکر اگرچه حضورم در اين سري کوتاه بود، امّا زمينه اي شد تا در سري سوم نيز در خدمتشان باشم.
    خيلي زود در سري دوم «پايتخت» به همراه مهران احمدي، جنس بازي تان را به اين تيم نزديک کرديد. در واقع از فرصت و شانس حرفه اي تان نهايت سود را برديد.
    ـ بله درست مي گوئيد. در «پايتخت 2» آنقدر جمع صميمي بود و هم جلو، هم پشت دوربين اعضاي پروژه «پايتخت» ارتباط خوبي برقرار کردند که من هم توانستم خودم را به شخصيت فهيمه و خانواده پايتخت نزديک کنم.
    در سري سوم ايفاگر نقش زني بوديد که باردار است و قرار است همراه با خانواده و همسرش بهبود درگير ماجراهاي مختلفي شود؟
    ـ بله، جالب اينکه او باردار بود و در شرايط سختي از جمله پائين آمدن سقف خانه، قصه بهبود و... سعي كرد بچه اش را حفظ کند. خدا را شکر ما در سريال «پايتخت» با کارگرداني طرف هستيم که جدا از توان و قدرت کارگرداني در کارش، يک جامعع شناس است. ايشان براي من حکم آن پدر را دارند که جيب پر پول دارد و بچه نگران نيست از اينکه پدرش بيرون مي رود. همراهي با آقاي مقدم يک خيال آسوده براي بازيگر دارد. تو در کار با آقاي مقدم فقط موظفي نقش خودت را خوب و با انرژي، بازي کني، همين!
    فهميه از ابتدا قرار بود يک شخصيت خوب و مثبت باشد. در سريال «پايتخت 3 » نقش‌هاي خوب زياد بود، شخصيت‌هاي مثبت و خوب از جمله اوس موسي که هدايت هاشمي نقش او را بازي کرد يا مهران احمدي که نقش بهبود فريبا را بازي کرد، همگي شخصيت‌هاي بسيار خوبي بودند منتها فهيمه نقشي پررنگ در ميان خانواده معمولي داشت و بازي در نقش خواهر، خواهر شوهر و همسر باعث شد که نقش من پررنگ‌تر شود.
    لهجه فهميه خيلي قابل باور و منطقي از آب در آمده بود چگونه با اينکه خودتان اهل تهران هستيد به اين لهجه رسيديد؟
    - مادر من گيلاني است، ولي واقعا مازندراني نيستم و کسي هم در اطرافم نبود که مازندراني صحبت کند. راستش را بخواهيد من سريال پايتخت را بسيار دوست داشتم مخصوصا وقتي سري اول را ديدم. صداقت و پاکي که در اين سريال بود برايم بسيار دلنشين بود. علاقه من به پايتخت باعث شد وقتي آقاي مقدم مرا براي بازي در پايتخت دعوت کرد، بلافاصله قبول کنم، ولي با لهجه مشکل داشتم. خاطرم هست که اين مشکل را با محسن تنابنده در ميان گذاشتم و او گفت، نسرين نصرتي فقط شبکه طبرستان را ببين و سعي کن ياد بگيري.
    البته اکثر برنامه هاي شبکه طبرستان بدون لهجه است؟
    -بله متاسفانه همه آنها بدون لهجه صحبت مي‌کردند، حتي فيلم‌هايشان هم دوبله فارسي بدون لهجه مازني بود. بعد يادم آمد دوستي دارم از خطه مازندران که از سال‌ها قبل با وي آشنا بودم و هنوز صدا و گويش او در گوشم بود. پس دست به دامن او شدم و مدتي با او کار کردم تا کمي به لهجه مازني وارد شوم.
    طي يکي، دو سفر که به مازندران داشتم، در نوع گويش و طرز حرف زدن مازني‌ها دقت ‌کردم. به هر حال بازيگري شغلي است که به تحقيق نياز جدي دارد و يک بازيگر بايد به لهجه‌ها و گويش‌هاي مختلف صحبت کند. دانستن برخي لهجه‌ها و مهارت‌ها، جزو بازيگري است و همه بازيگران بايد مقداري با لهجه‌هاي خاص آشنايي داشته باشيم تا دست رد به سينه برخي نقش‌ها نزنيم. از سوي ديگر پايتخت آنقدر براي من مهم بود که سعي کردم بخوبي از پس لهجه مازني برآيم.
    سعي کردم تکيه کلام‌هاي مازندراني‌ها را خوب ياد بگيرم. در «پايتخت 2 » دغدغه‌ام اين بود که اين شخصيت وارد داستان شود و در آن جا بگيرد، ولي در «پايتخت 3 » اين نگراني را نداشتم و تلاش مي‌کردم که مردم با فهميه ارتباط برقرار کنند. دلهره‌ ديگري نداشتم و از بازي در اين نقش لذت مي‌بردم. مردم فهيمه را ديده بودند و بازخورد‌هاي خوبي از ارتباط مردم با او مي‌گرفتم. اين نکته را هم بگويم که «پايتخت 3 » اعث شد توانايي‌هايم را به نمايش بگذارم.
    شخصيت فهيمه خيلي زود جاي خود را در دل سريال باز کرد و باعث شد شما حضوري پررنگ و لعاب والبته تأثيرگذار در سري سوم داشته باشيد؟
    -اين را به حساب شانس و اقبال گذاشتم و لطفي که آقاي تنابنده و آقاي مقدم به من داشتند که در کنار بازيگراني چون ريما رامين‌فر، احمد مهران‌فر، مهران احمدي، عليرضا خمسه و ... حضوري جدي‌تر داشته باشم. من به خاطر شرايط زندگيم اصولا کم کار مي‌کنم.
    شايد سالي يک بار يک تئاتر بازي کنم. بازي در هر کاري و پرکاري دغدغه من نيست. ولي من فهيمه را با اعتقاد و علاقه قلبي بازي کردم. در اين سريال احساس مي‌کردم نقش يک زن قدرتمند را بازي مي‌کنم. زني که بين برادرش و شوهرش يک رابطه متناسب برقرار مي‌کند و دلش نمي‌خواهد خيلي چيزها خراب شود.
    به نظر من فهيمه زني فهيم و قدرتمند بود و مردم چنين زن‌هايي را دوست دارند. فهميه زني راسخ است و در بيشتر قسمت‌هايي که حضور دارد، زني قدرتمند نشان داده مي‌شود؛ به ويژه در دافعه‌هايي که دارد يا جدل‌هايي که مي‌کند. فهيمه ادعاهايي دارد که روي آنها پافشاري مي‌کند و حتي جاهايي مقابل نظر بقيه مي‌ايستد و اعتراض‌هايي هم مي‌کند.
    و اين در واقع تفاوت کاراکتر فهيمه و هما بود؟ او گاهي به برخي اتفاقات معترض است...
    - او نيز مانند نقي لج‌بازي‌ها و اعتقادات خاص خودش را داشت که نشان مي‌داد خواهر نقي است و مي‌تواند به دل مخاطب بنشيند.
    جالب اينکه اين شخصيت بايد بين خواسته‌ها و لجبازي‌هاي برادر و شوهرش توازن برقرار کند و به گونه‌اي رفتار نکند که اين دو خانواده از هم بپاشد. او کاري مي‌کند که ارتباط ميان خانواده‌ها حفظ شود. در عين حال براي عقايد و آراي خود نيز احترام قائل است. برداشت من از شخصيت فهيمه اين بود که او مي‌‌خواهد در زندگي خود و خانواده معمولي، نظمي خاص به وجود بياورد. بين شخصيت هما و فهيمه تفاوت‌هاي زيادي وجود دارد. کدهايي وجود دارد که نشان مي‌دهد نقي و فهيمه، خواهر و برادر هستند،ولي اخلاقيات و روحيات متفاوتي دارند. من براي بازي در نقش فهيمه از غريزه‌ام کمک گرفتم. بهترين چيزي که به يک بازيگر کمک مي‌کند تا چنين نقش‌هاي دروني را بازي کند، غريزه است؛ زيرا اين گونه شخصيت‌ها کاملا واقعي هستند و براي بازي کردنشان به تکنيک نيازي نيست و بازيگر فقط بايد از غريزه خود کمک بگيرد تا بتواند نقش را دربياورد. البته آقاي مقدم و آقاي تنابنده خيلي در اين مسير کمک حال من بود.
    پس از اين کار شما در انتخاب و قبول پيشنهادها سخت خواهد بود. برنامه تان براي ادامه فعاليت در عرصه بازيگري چيست؟
    ـ توکل به خدا، من در طول سال 92 با وجود چند پيشنهاد واقعاً کار نکردم. چون چند سال است که کيفيت کار برايم از کميت آن مهم تر است. سعي مي کنم از اين پس هم جايي باشم و کار کنم که روح و روان و انرژي ام آنجا باشد. يعني مدتهاست کاري را صرفاً براي اينکه سر کار باشم انجام نداده و نمي دهم. خيلي خوشحالم کل سال گذشته کار نکردم ولي در سريال «پايتخت» حضور داشتم. اين براي من مهمترين اصل بود.
    برنامه بعدي تان چه بوده است؟
    ـ چند پيشنهاد داشته ام امّا هنوز حضورم جدي نشده است.


    BaniFilm
    ▆ ▅ ▄ ▃ ▂ شاد بودن بزرگترین انتقامی است که می توان از زندگی گرفت ▂ ▃ ▄ ▅ ▆

  2. 3 کاربر از پست مفید 1CHAMPION سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. "بیتابی بیتا"(اختصاصی سینماسنتر)
    توسط *Shiny* در انجمن اخبار سينماي ايران - اختصاصي سينماسنتر
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 12-18-2011, 21:26
  2. حامد بهداد به بیتابی بیتا پیوست (اختصاصی سینماسنتر)
    توسط joker در انجمن اخبار سينماي ايران - اختصاصي سينماسنتر
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 11-16-2011, 17:32

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •