سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh بازی تاج و تخت : محبوبترین دیالوگ های این سریال - صفحه 2

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 20
نمایش شاخه ای34علاقمندی ها

موضوع: بازی تاج و تخت : محبوبترین دیالوگ های این سریال

  1. #1
    No Country For Old Men
    The.Young.Wolf آواتار ها
    وضعیت : The.Young.Wolf آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Mar 2013
    نوشته ها : 750
    سپاس ها : 2,546
    سپاس شده 2,533 در 756 پست
    یاد شده
    در 8 پست
    تگ شده
    در 625 تاپیک

    بازی تاج و تخت : محبوبترین دیالوگ های این سریال




    بی شک یکی از جذابیت های همیشگی و نکات برتری سریال Game of thrones وجود دیالوگ های قوی و تاثیرگذاریست که در هر قسمت از این سریال بارها و بارها اون هارو شنیدیم.
    به همین دلیل و وجود این دیالوگ های زیاد تصمیم بر این شدش که آرشیوی جداگانه برای محبوبترین دیالوگ های این سریال داشته باشیم.

    در این تاپیک میتونید بهترین و محبوبترین دیالوگ هایی که در این سریال شنیدید و براتون تاثیرگذار بوده رو با دیگر دوستداران این سریال به اشتراک بگذارید.


    "Valar morghulis"
    All Men Must Die
    belmont, smgh470, professor.gemin و 2 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.




  2. 11 کاربر از پست مفید The.Young.Wolf سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #11
    “در این بازیگر خانه ی دنیا هر کسی یک جور بازی می کند تا هنگام مرگش برسد.” -_-
    shahin1 آواتار ها
    وضعیت : shahin1 آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jun 2013
    سن: 26
    نوشته ها : 432
    سپاس ها : 384
    سپاس شده 1,270 در 394 پست
    یاد شده
    در 1 پست
    تگ شده
    در 287 تاپیک

    پاسخ : بازی تاج و تخت : محبوبترین دیالوگ های این سریال

    فصل 4 ، اپیزود 7

    جیمی: زندگی خودت رو با دستای خودت نابود کردی، شوخـــی نیستش ، متوجــهی مگه نه؟
    تیریون: معلومه که یه شــــوخــــیه ولی زیاد خـــنده دار نیست . . .
    smgh470 به این پست علاقمند بوده است.

  5. 4 کاربر از پست مفید shahin1 سپاس کرده اند .


  6. # ADS
     

  7. #12
    هر کس در دنیا باید یکی را داشته باشد که حرف های خود را با او بزند، آزادانه و بدون رودربایسی و خجالت.
    Wolverine آواتار ها
    وضعیت : Wolverine آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Sep 2013
    محل سکونت : مشهد
    نوشته ها : 1,822
    سپاس ها : 4,009
    سپاس شده 4,809 در 1,751 پست
    یاد شده
    در 15 پست
    تگ شده
    در 145 تاپیک

    پاسخ : بازی تاج و تخت : محبوبترین دیالوگ های این سریال

    اپیزود 7 دو سکانس فوق العاده داشت که در اونها دیالوگهای بسیار زیبایی رد و بدل می شد.
    با توجه به اینکه انتخاب بهترین دیالوگ از بین تمامی اونن دیالوگها سخت بود، پس انتخاب من اینطوریه

    1)

    جیمی:
    - من برات معامله ای کردم تا اون سر ناسپاست رو، یکم بیشتر رو اون گردن ناسپاست نگه دارم

    تیریون:
    - شرمنده ، من سپاسگذار چی هستم ؟
    - فرصت زندگی و مردن روی دیوار، به عنوان مجازات جرمی که مرتکب نشدم ؟

    جیمی:
    - تو زندگیتو دور انداختی ، دور انداختیش
    - جوک که نیست ، میفهمی که اینو ، مگه نه ؟

    تیریون:
    - معلومه که جوکه ، فقط یه جوک خنده دار نیست
    - نتونستم ...
    - نتونستم بهش گوش کنم، که اونجا وایسه و دروغ هاش رو به زبون بیاره
    - نتونستم این کار رو بکنم

    جیمی:
    - تو عاشق یه فاحشه شدی !؟

    تیریون:
    - بله ، من عاشق یه فاحشه شدم
    - و انقدر احمق بودم که فکر کنم اونم عاشق من شده بود
    - معامله ای که تو کردی، تمام چیزی بود که پدر میخواست
    - قطعا خودت متوجهی دیگه ؟
    - اون تو رو به عنوان وارثش پس میگیره
    - فرمانده ی آینده ی "راک"
    - و منو با کشتی به قلعه ی سیاه میفرسته
    - و نهایتا از دیدش خارج میشم
    - همه چیز بی عیب و نقص
    - احساس خوبی داشت که اینو ازش گرفتم
    - اون میدونه من بی گناهم و مایله که به هر شکلی منو قربانی کنه

    جیمی:
    - اون مایله هرکدوممون رو قربانی کنه

    تیریون:
    - تو رو نه
    - تو پسر طلایی هستی
    - میتونی یه پادشاه رو بکشی ، دستتو از دست بدی
    - خواهر خودتو *** ، همیشه پسر طلایی خواهی بود

    جیمی:
    - مراقب باش ... من آخرین دوستی هستم که داری

    تیریون:
    - حداقل بهشون گفتم که واقعا چی هستن

    جیمی:
    - بله ، سخنرانی بسیار زیبایی بود
    - اونا در روز های آتی در موردش صحبت خواهند کرد
    - فکر میکردم که آدم واقع گرایی هستی
    - نمیدونستم که برای غرور میمیری

    تیریون:
    - واسه من هنوز تسلیم نشو
    - من از یک محاکمه با نبرد تن به تن جون سالم به در بردم، با اینکه تو اونجا نبودی تا نجاتم بدی

    جیمی:
    - این دفعه هم نمیتونم نجاتت بدم
    - تمریناتم ثابت کرده که نمیتونم با دست چپم، حتی یه کارگر اصطبل رو شکست بدم

    تیریون:
    - حس ماجراجوییت کجا رفته ؟
    - حتی اگه ببازی ، اون نگاه به صورت پدر رو، لحظه ای که میفتی زمین تصور کن
    - نام خانوادگی ما با یک چرخش شمشیر از بین رفت

    جیمی:
    - وسوسه کننده است

    تیریون:
    - خوب....
    - "بران" یه بار برام جنگید ، دوباره این کار رو میکنه
    - اگه ببره، انتظار داره که برای روز های آتی عمرم، دینش به گردنم باشه

    جیمی:
    - اگه ببره

    تیریون:
    - برام پیداش میکنی ؟
    - سرسی" برای دادن اسم قهرمانش"، رو کی داره برنامه ریزی میکنه ؟
    - امیدوارم سر"مرین ترانت" باشه
    - از تماشا کردن اینکه "بران" دل و روده ی اون بچه ی باشکوه کتک زن رو در میاره لذت میبرم

    - نه ، سر "مرین" نیست

    2)

    تیریون:
    - تصور میکردم تو الان تو فاحشه خونه باشی

    اوبرین:
    - اون روز زمانی رو با چند تا از این بلوند های کاملا دلربا گذروندم

    - اهم ، آره ، بگو
    - هر کثافتی رو بگی این پایین دارم، به جز اون نوعش که خوشم میاد

    اوبرین:
    - خواهرت!!!
    - سرسی نزدیک من شد
    - صحبت های زیادی در مورد دخترش کردیم
    - اینکه چقدر خواهرت در موردش نگرانه
    - خیلی سخت داشت تلاش میکرد که وانمود کنه که نیومده بود برای اینکه منو روبروی تو قرار بده
    - فکر میکنم که ممکنه خودش هم باور کرده باشه

    تیریون:
    - بروز دادن احساسات صادقانه اش ، کارهای نادرست انجام دادن، یکی از موهبت های فراوانشه

    اوبرین:
    - براش دشوار بود که نیت های حقیقیش رو مخفی کنه
    - خیلی نادره که ... "لنستر"ی رو ملاقات کنی که در اشتیاق برای "لنستر" های مرده مثل من باشه
    - اون به شدت میخوا که ببینه که کشته شدی

    تیریون:
    - لازم نبود به تو زحمت بده
    - مثل اینکه به نظر میرسه خودم از انجامش مطمئن شدم
    - لذتی که حس خواهد کرد
    - وقتی که سرم گردنم رو ترک میکنه
    - اون این خیلی وقته که میخواسته

    اوبرین:
    - بله ، میدونم
    - ما همدیگرو دیدیم ، تو و من ، خیلی سال پیش

    تیریون:
    - فکر کنم یادم میبود

    اوبرین:
    - متاسفانه ، تازه متولد شده بودی
    - پدرمون من و خواهرم "الیا" رو برای دیدن "کستلی راک" با خودش آورد
    - اولین بار دورشدنم از "دورن" بود
    - از هیچ چیز "راک" خوشم نمیومد
    - نه غذا ، نه آب و هوا ، نه لهجه تون ، هیچی
    - اما بزرگترین ناامیدی
    - تو!!!

    تیریون:
    - تو و خانواده ی من تفاهم های بیشتری دارین که ممکنه تو بهش اقرار کنی

    اوبرین:
    - تمام راه از "دورن" ، همه ی چیزی که مردم داشتند درباره ش حرف میزدن، هیولایی بود که برای تایون لنستر" متولد شده بود"
    - سری دوبرابر اندازه ی بدنش
    - دُمی بین پاهاش!
    - پنجه ، یک چشم قرمز
    - شرمگاه های هر دو ، هم پسر هم دختر!!!

    تیریون:
    - اون اوضاع رو خیلی آسون تر میکرد

    اوبرین:
    - وقتی خواهرت رو دیدیم ، قول داد که تو رو به ما نشون بده
    - هر روز درخواست میکردیم ، هر روز میگفت : "به زودی
    - بعدش اون و برادرت ما رو به پرورشگاه تو بردن و... از این چیز غریب پرده برداشت
    - سرت یکم بزرگ بود
    - دست ها و پاهات یکم کوچیک بودن، اما پنجه ای در کار نبود
    - نه چشم قرمزی ، نه دُمی بین پاهات
    - فقط ***
    - ما سعی نکردیم نا امیدیمون رو مخفی کنیم
    - این که هیولا نیست" ، من به "سرسی" گفتم"، این فقط یک بچه است
    - و اون گفت : "اون مادر منو کشت"
    - و *** رو خیلی محکم فشار داد
    - فکر کردم ممکنه اونو بِکنه
    - تا زمانی که برادرت متوقفش کرد
    - مهم نیست" ، اون بهمون گفت"
    - همه میگن اون به زودی "میمیره"...
    - امیدوارم حق با اونا باشه
    - "اون" نباید انقدر طولانی زنده میموند

    تیریون:
    - خوب...
    - چه زود تر چه دیر تر، سرسی" همیشه به چیزی که میخواد میرسه"

    اوبرین:
    - و اون چیزی که من میخوام چی ؟
    - عدالت ؟
    - برای خواهرم ، و بچه هاش

    تیریون:
    - اگر به دنبال عدالت هستی، جای اشتباهی اومدی

    اوبرین:
    - موافق نیستم
    - من جای درستی اومدم
    - من میخوام به اونهایی برسم که در مقابل عدالت به من ستم کردند
    - و همه ی اونهایی که به من ستم کرده اند درست همین جا هستن
    - من با سر "گرگور کلگین" شروع میکنم
    - که بچه های خواهر منو کشت و بعدش با خون اونا که هنوز روی دستش بود به خواهرم تجاوز کرد، قبل از اینکه اون رو هم بکشه
    - "من قهرمان تو خواهم بود"

    حتی گوش دادن و شنیدن چند باره این دیالوگها هم من رو خسته نمی کنه، به خصوص قسمت دوم!!!
    تمام احساساتی که در این دیالوگها رویت میشه، از گفتگوی بین دو برادر و بعد از اون گفتگوی این دو فرد، فوق العاده است.
    مهرآسا و stonecold به این پست علاقمند بوده اند.



  8. 6 کاربر از پست مفید Wolverine سپاس کرده اند .


  9. #13
    ranger_holly آواتار ها
    وضعیت : ranger_holly آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Nov 2013
    محل سکونت : اصفهان
    نوشته ها : 212
    سپاس ها : 1,091
    سپاس شده 393 در 167 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 100 تاپیک

    پاسخ : بازی تاج و تخت : محبوبترین دیالوگ های این سریال

    فصل 4 ، اپیزود 7

    لرد بیلیش: توی یه دنیای بهتر،جایی که عشق میتونست به قدرت و وظیفه غلبه کنه،تو ممکن بود دختر من باشی.ولی ما توی اون دنیا زندگی نمیکنیم.


  10. کاربر روبرو از پست مفید ranger_holly سپاس کرده است .


  11. #14
    مهرآسا آواتار ها
    وضعیت : مهرآسا آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Mar 2015
    سن: 28
    نوشته ها : 4
    سپاس ها : 0
    سپاس شده 5 در 3 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 0 تاپیک

    پاسخ : بازی تاج و تخت : محبوبترین دیالوگ های این سریال

    2)

    تیریون:
    - تصور میکردم تو الان تو فاحشه خونه باشی

    اوبرین:
    - اون روز زمانی رو با چند تا از این بلوند های کاملا دلربا گذروندم

    - اهم ، آره ، بگو
    - هر کثافتی رو بگی این پایین دارم، به جز اون نوعش که خوشم میاد

    اوبرین:
    - خواهرت!!!
    - سرسی نزدیک من شد
    - صحبت های زیادی در مورد دخترش کردیم
    - اینکه چقدر خواهرت در موردش نگرانه
    - خیلی سخت داشت تلاش میکرد که وانمود کنه که نیومده بود برای اینکه منو روبروی تو قرار بده
    - فکر میکنم که ممکنه خودش هم باور کرده باشه

    تیریون:
    - بروز دادن احساسات صادقانه اش ، کارهای نادرست انجام دادن، یکی از موهبت های فراوانشه

    اوبرین:
    - براش دشوار بود که نیت های حقیقیش رو مخفی کنه
    - خیلی نادره که ... "لنستر"ی رو ملاقات کنی که در اشتیاق برای "لنستر" های مرده مثل من باشه
    - اون به شدت میخوا که ببینه که کشته شدی

    تیریون:
    - لازم نبود به تو زحمت بده
    - مثل اینکه به نظر میرسه خودم از انجامش مطمئن شدم
    - لذتی که حس خواهد کرد
    - وقتی که سرم گردنم رو ترک میکنه
    - اون این خیلی وقته که میخواسته

    اوبرین:
    - بله ، میدونم
    - ما همدیگرو دیدیم ، تو و من ، خیلی سال پیش

    تیریون:
    - فکر کنم یادم میبود

    اوبرین:
    - متاسفانه ، تازه متولد شده بودی
    - پدرمون من و خواهرم "الیا" رو برای دیدن "کستلی راک" با خودش آورد
    - اولین بار دورشدنم از "دورن" بود
    - از هیچ چیز "راک" خوشم نمیومد
    - نه غذا ، نه آب و هوا ، نه لهجه تون ، هیچی
    - اما بزرگترین ناامیدی
    - تو!!!

    تیریون:
    - تو و خانواده ی من تفاهم های بیشتری دارین که ممکنه تو بهش اقرار کنی

    اوبرین:
    - تمام راه از "دورن" ، همه ی چیزی که مردم داشتند درباره ش حرف میزدن، هیولایی بود که برای تایون لنستر" متولد شده بود"
    - سری دوبرابر اندازه ی بدنش
    - دُمی بین پاهاش!
    - پنجه ، یک چشم قرمز
    - شرمگاه های هر دو ، هم پسر هم دختر!!!

    تیریون:
    - اون اوضاع رو خیلی آسون تر میکرد

    اوبرین:
    - وقتی خواهرت رو دیدیم ، قول داد که تو رو به ما نشون بده
    - هر روز درخواست میکردیم ، هر روز میگفت : "به زودی
    - بعدش اون و برادرت ما رو به پرورشگاه تو بردن و... از این چیز غریب پرده برداشت
    - سرت یکم بزرگ بود
    - دست ها و پاهات یکم کوچیک بودن، اما پنجه ای در کار نبود
    - نه چشم قرمزی ، نه دُمی بین پاهات
    - فقط ***
    - ما سعی نکردیم نا امیدیمون رو مخفی کنیم
    - این که هیولا نیست" ، من به "سرسی" گفتم"، این فقط یک بچه است
    - و اون گفت : "اون مادر منو کشت"
    - و *** رو خیلی محکم فشار داد
    - فکر کردم ممکنه اونو بِکنه
    - تا زمانی که برادرت متوقفش کرد
    - مهم نیست" ، اون بهمون گفت"
    - همه میگن اون به زودی "میمیره"...
    - امیدوارم حق با اونا باشه
    - "اون" نباید انقدر طولانی زنده میموند

    تیریون:
    - خوب...
    - چه زود تر چه دیر تر، سرسی" همیشه به چیزی که میخواد میرسه"

    اوبرین:
    - و اون چیزی که من میخوام چی ؟
    - عدالت ؟
    - برای خواهرم ، و بچه هاش

    تیریون:
    - اگر به دنبال عدالت هستی، جای اشتباهی اومدی

    اوبرین:
    - موافق نیستم
    - من جای درستی اومدم
    - من میخوام به اونهایی برسم که در مقابل عدالت به من ستم کردند
    - و همه ی اونهایی که به من ستم کرده اند درست همین جا هستن
    - من با سر "گرگور کلگین" شروع میکنم
    - که بچه های خواهر منو کشت و بعدش با خون اونا که هنوز روی دستش بود به خواهرم تجاوز کرد، قبل از اینکه اون رو هم بکشه
    - "من قهرمان تو خواهم بود"

    حتی گوش دادن و شنیدن چند باره این دیالوگها هم من رو خسته نمی کنه، به خصوص قسمت دوم!!!
    تمام احساساتی که در این دیالوگها رویت میشه، از گفتگوی بین دو برادر و بعد از اون گفتگوی این دو فرد، فوق العاده است.[/quote]



    این دیالوگ ها از نظر من محبوب ترین دیالوگهای سریاله که از گوش دادن بهش و حتی خوندنش سیر نمیشم.
    The.Young.Wolf به این پست علاقمند بوده است.

  12. 3 کاربر از پست مفید مهرآسا سپاس کرده اند .


  13. #15
    shabab426 آواتار ها
    وضعیت : shabab426 آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jun 2015
    سن: 32
    نوشته ها : 2
    سپاس ها : 0
    سپاس شده 1 در 1 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 0 تاپیک

    پاسخ : بازی تاج و تخت : محبوبترین دیالوگ های این سریال

    تو اخرای فصل 5
    تیریون به کالیسی:همینجا بمون و پادشاهی کن شاید وستروس نیازی به تو نداشته باشه
    کالیسی:من هدفم ساختن دنیایی بهتره و نمیتونم بی تفاوت باشم

  14. کاربر روبرو از پست مفید shabab426 سپاس کرده است .


  15. #16
    KIng KArleto
    clark آواتار ها
    وضعیت : clark آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2013
    محل سکونت : tehran
    نوشته ها : 177
    سپاس ها : 497
    سپاس شده 173 در 108 پست
    یاد شده
    در 1 پست
    تگ شده
    در 76 تاپیک

    پاسخ : بازی تاج و تخت : محبوبترین دیالوگ های این سریال

    تو فصل 5 اونجایی که جیمی و برن میرن تا دختر سرسی رو نجات بدن برن به جیمی میگه : هیچی مثل یه مبارزه تو رو برای یه رابطه جنسی محشر اماده نمیکنه و هیچی مثل یه رابطه جنسی تو رو برای مبارزه اماده نمیکنه این دیالوگ واقها قشنگه
    smgh470 به این پست علاقمند بوده است.

  16. کاربر روبرو از پست مفید clark سپاس کرده است .


  17. #17
    cloudio آواتار ها
    وضعیت : cloudio آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2015
    سن: 26
    نوشته ها : 2
    سپاس ها : 0
    سپاس شده 1 در 1 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 0 تاپیک

    پاسخ : بازی تاج و تخت : محبوبترین دیالوگ های این سریال

    سرسی لنیستر:
    دین و دربار دو تا ستون این دنیا هستن...
    هرکدوم که فرو بریزن باعث فرو ریختن اون یکی هم میشن...
    smgh470 به این پست علاقمند بوده است.

  18. کاربر روبرو از پست مفید cloudio سپاس کرده است .


  19. #18
    vampire_sh17 آواتار ها
    وضعیت : vampire_sh17 آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Apr 2017
    محل سکونت : in hell ._.
    سن: 19
    نوشته ها : 45
    سپاس ها : 3
    سپاس شده 5 در 5 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 0 تاپیک

    پاسخ : بازی تاج و تخت : محبوبترین دیالوگ های این سریال

    هرچقدر افراد بیشتری رو دوست داشته باشی, ضعیف تری. از سرسی لنیستر
    ادما با دشمناشون صلح میکنن نه با دوستاشون تیریون لنیستر

    و از اونجایی که جاکن هاگار به اریا میگه و دختر بالاخره تبدیل به هیچکس شد و اریا میگه این دختر اریا استارک از وینترفله و میخواد برگرده خونه

    و دیالوگ مورد علاقه همه از هانت ف*ا*ک د کینگ

  20. کاربر روبرو از پست مفید vampire_sh17 سپاس کرده است .


  21. #19
    asoa آواتار ها
    وضعیت : asoa آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jan 2017
    سن: 37
    نوشته ها : 2
    سپاس ها : 0
    سپاس شده 0 در 0 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 0 تاپیک

    پاسخ : بازی تاج و تخت : محبوبترین دیالوگ های این سریال

    پیتر بیلیش:خیلــی از آدمــا خیلــی کم ریسک میکنن، اونا تمام عمرشونو از خطر دوری میکنن ، . . . و بعد هم میمـــیرن ! ولـی من برای چیزی که میخــوام روی همه چیز ریسک میکنم
    سانسا: و تــو چی میـــخوای؟
    پیتر بیلیش : همـــه چیـــز

  22. #20
    asoa آواتار ها
    وضعیت : asoa آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jan 2017
    سن: 37
    نوشته ها : 2
    سپاس ها : 0
    سپاس شده 0 در 0 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 0 تاپیک

    پاسخ : بازی تاج و تخت : محبوبترین دیالوگ های این سریال

    هرچقدر افراد بیشتری رو دوست داشته باشی, ضعیف تری. از سرسی لنیستر

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ویکی "بازی تاج و تخت" : سریال بازی تاج و تخت (Game of Thrones)
    توسط The.Young.Wolf در انجمن Wiki Game of Thrones
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: 06-23-2015, 15:10
  2. پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: 04-23-2013, 00:41

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •