مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh گفتگو با پرويز پرستويي(هيچکس به صراحت من نه نمي گويد)

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: گفتگو با پرويز پرستويي(هيچکس به صراحت من نه نمي گويد)

  1. #1
    1CHAMPION آواتار ها
    وضعیت : 1CHAMPION آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : دروازه کویـر
    سن: 35
    نوشته ها : 7,425
    سپاس ها : 15,219
    سپاس شده 12,849 در 4,447 پست
    یاد شده
    در 30 پست
    تگ شده
    در 953 تاپیک

    گفتگو با پرويز پرستويي(هيچکس به صراحت من نه نمي گويد)



    به ندرت پيش مي آيد بازيگري بتواند تشخص هنرمندانه و محبوبيت ميان عامه مردم را به صورت توامان حفظ كند و از اين دشوارتر، تدام و حضور موفقيت آميز هنرمند در دوراني طولاني است. در سينماي ايران تعداد بازيگراني كه چنين ويژگي اي دارند چندان پرتعداد نيست و پرويز پرستويي يكي از اين هنرمندان است. پرستويي بازيگري را با حضور در صحنه تئاتر و آموختن آموزه هاي تئوريك و آكادميك شروع كرد. نسلي كه با تربيت تئاتري رشد كرد و به سينما آمد و در سينما هم تا سال ها از معدود فرصت هاي مختلفي كه به دست مي آورد بهره گرفت و تنها به يمن استعداد، توانايي و پشتكارش توانست در قامت يكي از بهترين بازگران تاريخ سينماي ايران ظاهر مي‌شود. پرستويي كه در دهه شصت با حضور در فيلم هايي چون «ديار عاشقان» و «شكار» توانايي هاي خود را نمايان كرده بود با «آدم برفي» چشم ها را خيره كرد. بازي در نقش جواد كولي در فيلم «آدم برفي» عيار بالاي بازيگري پرستويي را مشخص كرد. نقش يك لمپن لاف زن كه در سينماي قبل از انقلاب بهمن مفيد و مرتضي عقيلي بارها آن را بازي كرده بودند، با اجراي ظريف و درك شده پرستويي از الگوهاي سخيف سينماي فارسي فاصله گرفت.
    گام بلند بعدي با كاراكتر صادقي مشيكني در «ليلي با من است» برداشت شد. ارزش هاي اولي و بهترين كمدي جنگي ايران در سال هاي بعد پيشتر درك شد و پرستويي در يكي از بهترين حضورهاي سينمايي اش توانست نقش حساس و دشوار را به گونه اي باور پذير در بياورد. آفرينش كمدي و خنداندن لبخند بر لب مخاطب بدون لودگي و شوخي هاي سخيف و حركت بر مرز باريك خطوط قرمز بدون لغزيدن و سقوط در ورطه اي كه مي توانست نتيجه اي نامطلوب را به همراه داشته باشد. 2 سال بعد در هيأت حاج كاظم «آژانس شيشه اي» پرستويي شد قله بازيگري سينماي ايران. بازيگري توانمند كه حالا هم محبوب مردم بود و هم كارشناسان به كارش مهر تأييد مي زدند. پرستويي در اين دوران نقش هاي متنوعي را تجربه كرد و در ايفاي اغلب آنها نيز به توفيق رسيد. يكي از نقاط اوج كارنامه پرستويي با فيلم «مارمولك» رقم خورد. رضا مارمولك يك شاه نقش براي بازيگر برجسته اي چون پرستويي بود و اگر فيلم با بي مهري مواجه نمي شد و از پرده پايين نمي آمد احتمالاً به عنوان پرمخاطب ترين فيلم سينماي ايران، جايگاهي دست نيافتني مي يافت.
    در دهه هشتاد پرستويي همچنان حضور خود را تداوم بخشيد هر چند در سال هاي اخير ترجيح داد به دليل شرايط نامناسب سينما كمتر جلوي دوربين برود و تن به هر پيشنهادي ندهد.
    با پرويز پرستويي در حاشيه مراسم رونمايي از بسته فرهنگي «من پرويز پرستويي» گفت و گويي انجام داديم كه خواندنش خالي از لطف نيست.

    در سالهاي اخير علاوه بر بازيگري به عنوان سرمايه گذار هم در برخي از پروژه ها حضور پيدا كرديد.
    آن هم در پروژه هايي فرهنگي كه فاقد مولفه هاي تجاري بودند. از اين تجربه ها رضايت داريد؟

    -خير، رضايت ندارم. من هيچگاه سوداي تهيه‌كنندگي و سرمايه گذاري نداشتم و نه اصلاً سرمايه اي داشتم كه بخواهم صرف اين امور كنم. متأسفانه يا خوشبختانه انسان هر چه جلوتر مي رود احساس مسؤوليت بيشتري مي‌كند و تعهداتش نسبت به مخاطبش بالاتر مي رود. به هر حال سعي كردم كارهايي انجام دهم كه با مخاطب ارتباط بيشتري برقرار كنم. در كارهايي مثل « من و زيبا» يا «خرس» هم كه پيام خوبي براي مخاطب داشت اصلاً قرار نبود سرمايه گذار باشم، اما متأسفانه سرمايه گذاران كار به نوعي پس زدند. وقتي عقب رفتند به ناچار خودمان كار را جمع و جور كرديم. در «خرس» و «من و زيبا»هم سهم من 50 درصد بوده كه آن هم ماجرا دارد.
    از سالها پيش (همان زمان بازي ام در «بيد مجنون») آقاي خسرو معصومي از من خواسته بود در «خرس» بازي كنم. ايشان روزي بين من به عنوان بازيگر مجموعه با سرمايه گذار كار قرار ملاقاتي گذاشتند كه من به احترام شخص آقاي معصومي با سرمايه گذار مربوطه ديدار كردم. در آن شب كذايي سرمايه گذار 35 ساله اي كه تاجر شكر بود مدام نور انگشتر 7 ميلياردي اش را در چشم من مي انداخت. او دنبال چيز ديگري در سينما مي گشت و من همانجا به آقاي معصومي گفتم كه از ساخت فيلمش حمايت مي كنم. گفتم دستمزدم را نمي گيرم و آنچه در توانم هست را مي گذارم كه اين كار جمع شود. اين اتفاق افتاد، اما فيلم همچنان توقيف است.
    در مورد «من و زيبا» هم ماجرا از اين قرار بود كه در ابتدا با آقاي نوروزبيگي تهيه كننده كار صحبت هايي درباره فيلم كرديم. در آنجا آقاي نوروز بيگي گفتند از آنجا كه فيلم مضمون عاشورايي روز دارد سرمايه گذاري پيدا شده كه عاشق امام حسين (ع) است و مي خواهد كه در اين پروژه كاري انجام دهد. ما هم رفتيم و كار را شروع كرديم، اما يك دفعه عاشق امام حسين (ع) ناپديد شد و هنوز هم پيدا نشده. در آنجا هم به ناچار من از فيلم حمايت كردم.


    به عنوان يكي از بازيگراني كه وزن و تشخص هنري و محبوبيت ميان مخاطب را به صورت توامان حفظ كرده، از رمز و راز تدام موفقيت تان بگوييد؟
    -فكر نمي كنم هيچ رمز پيچيده و خاصي داشته باشد. به نظرم كاملاً طبيعي است. من با 59 سال سن و حدود 45-44 سال كار هنري آموخته ام كه هر جا به مخاطب ام احترام بگذارم، احترام مقابل هم مي بينم. اصلاً در زندگي روزمره هم به همين صورت است، احترام احترام مي آورد. من سعي كرده ام به دنبال ماديات بروم و كمتر به فكر سرمايه جمع كردن نباشم. قطعاً پول و رفاه بد نيست و فقر زيبا نيست، اما من براي پول هر كاري را نپذيرفته ام.
    شخصا به پول توجيبي انسان ها احترام مي گذارم. همان پول توجيبي كه قرار است هزينه سينما شود. وقتي در اين دنياي وانفسا فردي دست خانواده اش را مي گيرد و به ديدن فيلمي مي برد، حتماً بايد وقتي از سالن خارج مي‌شود از فيلم رضايت داشته باشد. اگر تماشاگر رضايت داشته باشد خوشحال مي‌شود و همين در روند كاري و زندگي اش تأثير مي گذارد، اما اگر از بازي من رضايت نداشته باشد طبيعتاً اثر بالعكس دارد، از من دلخور مي‌شود و.... .
    در اين سالها من انجام وظيفه كرده ام و به مخاطبم احترام گذاشته ام. ما اگر خودمان را هنرمند خطاب مي كنيم بايد اينگونه باشيم. قطعاً تفاوت بسياري است بين هنرمند، هنرپيشه و بازيگر. به شخصه هميشه سعي كرده ام از اين لقب هنرپيشه يا بازيگر فرار كنم. من نه هنرپيشه ام، نه بازيگر. چون پيشه ام هنر نيست. شايد در حال حاضر از اين راه امرار معاش كنم، اما اصلاً به آن وصل نيستم. دوشنبه شب در مراسمي به مناسبت هفته كارگر حضور داشتم. قرار بود آنجا تقديري از من شود. در آنجا هم گفتم كه اصلاً به درآمد سينما وصل نيستم. هنوز بلدم كارگري كنم. هنوز مي توانم در بلور سازي كار كنم و چند نفر از كنارم زندگي شان را بگذرانند.
    من از روز اول اين مسئله را براي خودم حل كردم كه بين هنر براي مردم و هنر براي هنر تفاوت است. من سعي كرده ام كه هنر را براي مردم حفظ كنم، نه براي اينكه فقط بازي كرده باشم و ديده شوم. گاهي عكس هاي مراسمي كه اين روزها بسيار باب شده و هنرمندان در آن حضور دارند را نگاه مي كنم واقعاً از خودم بدم مي آيد. وقتي شمايل هنرمندي كه در چنين مراسم هاي رسمي شركت مي‌كنند را مي بينم شرمنده مي شوم. نمي دانم قرار است به كجا برويم! نمي دانم به كجا وصليم؟ مقلد چه كسي هستيم؟ قطعاً آراستگي خيلي خوشايند است، اما بايد اول ببينيم و بسنجيم كه در كدام دنيا و جامعه اي قرار داريم. بارها از مردم شنيده ام كه به من مي گويند شما را جور ديگري دوست داريم و.... .
    من از اين حرف خوشحال نمي شوم. چرا ديگري بايد جوري باشد كه مورد پسند مردم نباشد؟ فكر مي كنم كه اين تعامل همچنان بايد بين هنرمندان و مردم حفظ شود. هنرمند بايد مخاطب را بفهمد و با او همذات پنداري كند. بارها گفته ام كه چرا فكر مي كنيد وقتي مردم حالشان خوب نيست بايد برايشان فيلم كمدي بسازيد؟ كدام قانون اين را وضع كرده؟ امكان دارد با ساخت فيلمي كه انعكاس درد مردم باشد، آنها بيشتر آرام شوند تا اينكه بي خود و بي جهت بخندند مردم الان به سادگي نمي خندند.


    خيلي از علاقه مندان شما، خاطره همكاري هاي مشتركتان با حاتمي كيا را همچنان در ذهن دارند. چرا در سالهاي اخير با حاتمي كيا همكاري نكرده ايد؟
    -من هيچ وقت مقاومتي نكردم كه با آقاي حاتمي كيا كار نكنم. ايشان برايم بسيار عزيز هستند و من تجربيات خوبي را در «آژانس شيشه اي»، «موج مرده»، «به نام پدر»، «روبان قرمز» و «خاك سرخ» با او داشته ام. از كار با ايشان هميشه لذت بردم. لذت از آن جهت كه مخاطب با آن كارها ارتباط خوبي برقرار كرده.
    ايشان در فيلم هاي «گزارش يك جشن»، «دعوت» و «چ» هم از من دعوت به بازي كردند، اما خيلي ساده شرايطم براي همكاري مساعد نبود. هيچ دليل خاص ديگري هم وجود ندارد. من با كمال تبريزي هم 3 كار انجام دادم. «ليلي با من است»، «مارمولك» و «مهر مادري» كه تنها در 2 سكانس آن بازي كردم. بعد از آن هم ايشان چندين بار به من كار پيشنهاد دادند و من خيلي راحت گفتم شرايط همكاري ندارم. اصطلاحي در سينما رايج است كه يك كاري بكن تا در كار بعدي هم باشي، اما من مي گويم كه من اصلاً به كار بعدي كاري ندارم. مهم همين كار فعلي است و اينكه اين كار را بايد انجام بدهم يا ندهم.
    من تنها يك اجرا كننده در كار هستم و اگر احساس كنم كار مي تواند با مخاطب ارتباط برقرار كند، به طور كامل پاي آن مي ايستم. در غير اين صورت با صراحت تمام آن را رد مي كنم. در زندگي در مورد هيچ چيز هيچ ادعايي ندارم، جز اينكه در اين سينما هيچكس به صراحت من نه نمي گويد. من براي اينكه در كار بعدي فلان كارگردان نظرش روي من مثبت باشد، كار فعلي ام را انتخاب نمي كنم. روي كاري كه انجام مي دهم تعصب دارم. چرا كه فكر مي كنم تمام ما يك خانواده هستيم و اين خانواده را بايد حفظ كنيم.


    سالها پيش در مصاحبه اي با مجله فيلم گفتيد نقش معتاد و ديوانه را بازي نمي كنيد چون قبلاً بهروز وثوقي به بهترين شكل در «گوزن ها» و «سوته دلان» آنها را بازي كرده. همچنان بر اين باور هستيد؟
    - سال ها پيش قرار بود فيلم «قيصر» را بازسازي كنند با بازي بهرام رادان. من با ايشان تماش گرفتم و توصيه كردم اين كار را نكنند. به اين دليل كه «قيصر» قبلاً با بازي بهروز وثوقي ساخته شده، حالا يا شما بهتر از ايشان بازي مي كنيد كه من باز هم مي گويم اين كار را نكن يا بدتر كه باز هم براي شما بد است. كاملاً خاطرم است كه آقاي رادان گفتند قبل از شما خانم بني اعتماد هم اين حرف را به من زدند. گفتم خدا را شكر كه ايشان جلوتر از من به شما گفتند، وگرنه در دنياي بازيگري مي گفتند كه من حسادت مي كنم! اخيراً هم فيلمنامه اي به من پيشنهاد شده راجع به «داش آكل» به كارگرداني آقاي عرب.
    به ايشان هم گفتم كه به خودم اجازه نمي دهم اين نقش را بازي كنم. چون قبلاً بهروز وثوقي آن را به بهترين شكل اجرا كرده. قطعاً بزرگترين نوشته هاي دنيا به كررات در شكل هاي مختلف ساخته شده و هيچ ايرادي هم ندارد، اما من حسي راجع به اين شخص دارم كه نمي خواهم نقش اش را دوباره بازي كنم. احترام خاصي برايشان قائلم، اگرچه متاسفم كه در اين جشنواره آقاي راد نامي از ايشان بردند و بعد دوباره حرف شان را تغيير دادند. من حتي به آقاي راد تلفن زدم و گفتم كه كارشان بسيار اشتباه بوده. با صراحت مي گويم كه بازيگري را از روي دست نسل آنها ياد گرفتيم. از روي دست بهروز وثوقي، فردين و.... .
    ما فيلم هاي اينها را ديده ايم. اينها جزو تاريخ ما هستند. مگر ما مي توانيم تاريخ مان را پاك كنيم؟ چه اشكالي دارد كه در عصر حاضري كه داريم زندگي مي كنيم من از هنرمندي بهروز وثوقي تعريف كنم؟ ما مسائل درون گروهي زياد داريم. اگر قرار باشد من دلم را بشكافم شايد زندگي ها بهم بريزد. مسائل درون گروهي را بايد درون گروه حل كنيم. پيش آمده كه من گلايه هايي از «بانی فیلم» داشته ام و آن را با سردبير شما در ميان گذاشته ام يا از «هفت» گله داشتم كه چرا فريماه فرجامي را با آن وضعيت نشان مي دهيد؟
    چرا به ديدن فريماه فرجامي با چراغ خاموش نمي رويد؟ الان چه كسي سراغ از فرامرز صديقي مي گيرد؟ مگر فرامرز صديقي بازيگر بدي بوده؟ او تحصيلكرده صداوسيما بوده. بهترين تئاترها را بازي كرده. از قبل انقلاب فيلم هاي خوبي با خسرو هريتاش كار كرده و... . كجاست فرامرز صديقي! خسرو شجاع زاده كجاست! مگر او با آقاي بيضايي كار نكرده! مگر در «گاو» كار نكرده؟ چرا سراغشان را نمي‏گيرند كه الان در چه وضعيتي زندگي مي‌كنند. متأسفانه ما انقدر به فرعيات مي پردازيم كه اصل را فراموش مي كنيم.

    BaniFilm
    ▆ ▅ ▄ ▃ ▂ شاد بودن بزرگترین انتقامی است که می توان از زندگی گرفت ▂ ▃ ▄ ▅ ▆

  2. 5 کاربر از پست مفید 1CHAMPION سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. بيوگرافي پرويز پرستويي
    توسط MiSS SAYTA در انجمن بيوگرافي هاي سينماگران ايراني ( اختصاصي سينماسنتر)
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: 09-04-2014, 14:26
  2. 16 - بيوگرافي اهالي تئاتر - پرويز فني زاده
    توسط Skyfly در انجمن اهالی تئاتر
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 04-22-2012, 19:01
  3. گلايه‌هاي تند و صريح پرويز پرستويي از وضعيت سينماي ايران
    توسط 1CHAMPION در انجمن مصــــاحبـــه هـــا
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 12-14-2010, 00:14

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •