سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh تاریخ سینما

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت  طراحی دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه 

 هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته , طراحی وب سایت , سئو سازی , کابل هلوکیبل , اعلام حریق , پیاده سازی دیتاسنتر

 

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 , از مجموع 9

موضوع: تاریخ سینما

  1. #1
    كاربر !
    BLACK MASTER آواتار ها
    وضعیت : BLACK MASTER آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : اهل مشهدم ،‌روزگارم بد نيست
    سن: 24
    نوشته ها : 238
    سپاس ها : 472
    سپاس شده 499 در 212 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 25 تاپیک

    تاريخچــه فيـــلم

    معرفی و تاریخچه فیلم

    تعریف فیلم
    فیلم اصطلاحی است که به‌طور عام شامل تصاویر متحرک و هم‌چنین زمینه می‌گردد. ریشهٔ این نام در این واقعیت است که فیلم عکاسی به‌طور تاریخی عنصر اساسی رسانه ضبط و پخش تصاویر متحرک به حساب می‌آمده است.
    تولید فیلم‌ها از طریق ضبط تصویر مردم و اشیاء واقعی با دوربین یا بوجود آوردن آن‌ها از طریق تکنیک‌های انیمیشن و یا جلوه‌های ویژه است. فیلم‌ها از مجموعه‌ای از قاب‌های انفرادی تشکیل شده‌اند که زمانی که به سرعت و پشت سرهم نمایش داده می‌شوند، توهم حرکت را در بیننده بوجود می‌آورند. بر اثر پدیده‌ای به نام ماندگاری تصویر که بر اثر آن یک منظره برای کسری از ثانیه پس از از بین رفتن آن در حفظ می‌کنند، چشمک‌های بین تصاویر، قابل رویت نیستند. هم‌چنین عامل ارتباط عامل دیگری است که باعث مشاهده تصاویر متحرک می‌گردد. این اثر روانی به نام حرکت بتا معروف است.

    تاریخچه فیلم

    در اوایل دهه ۱۸۶۰ با استفاده از وسایلی مانند زوتروپ و پراکسینوسکوپ، مکانیزم‌های تولید مصنوعی به وجود آمده و تصاویر دو بعدی متحرک به نمایش در آمدند. ماشین‌های فوق‌الذکر انواع تکامل یافته ابزارهای ساده اپتیکی (مانند توری‌های سحرآمیز) بودند. این ابزار قابلیت نمایش متوالی تصاویر با سرعتی را داشتند که در آن تصاویر به شکل متحرک به نظر می‌رسیدند. این پدیده ماندگاری منظر نام گرفت. طبیعتا، تصاویر می‌بایست به‌طور دقیق طراحی می‌شدند تا اثر مورد نظر را داشته باشند- به همین منظور اصول زیر بنائی خاصی به‌عنوان بنیان ساخت فیلم انیمیشن در نظر گرفته شدند.
    با پیشرفت فیلم سلولوئید برای مقاصد عکاسی ثابت، امکان گرفتن اشیاء متحرک در زمان حرکت، نیز میسر گردید. در مراحل اولیه فناوری گاهی لازم است که شخص بیننده برای مشاهده تصاویر، در داخل دستگاهی مخصوص را نگاه کند. در سال‌های دهه ۱۸۸۰، با معرفی دوربین تصویر متحرک امکان گرفتن تصاویر انفرادی و ضبط آن‌ها بر روی یک حلقه واحد فراهم آمد که سریعا به اختراع پروژکتور تصویر متحرک انجامید. کار این دستگاه گذراندن نور از فیلم پردازش و چاپ شده و نهایتا بزرگ‌نمائی «اجرای تصاویر در حال حرکت» بر روی پرده جهت رویت تمام حاضران بود. این حلقه‌های فیلم‌های نمایش داده شده به نام «تصاویر متحرک» معروف شدند. اولین فیلم‌های تصویر متحرک حالت استاتیک صحنه داشتند که در آن‌ها یک حادثه یا عمل بدون هیچ‌گونه ویرایش کردن و یا دیگر تکنیک‌های سینمایی، به نمایش در می‌آمدند.
    تصاویر متحرک تا پایان قرن ۱۹، صرفاً به‌عنوان هنر دیداری به حساب می‌آمدند. اما ابتکار فیلم‌های صامت ذهنیت مردم را نیز در اختیار گرفته بود. در زمان آغاز قرن بیستم، ساختار داستانی فیلم‌ها شروع به شکل‌گیری نمود. در این زمان فیلم‌هائی به صورت دنباله‌دار صحنه ساخته شدند که در مجموع یک داستان را نقل می‌کردند. این صحنه‌ها بعدا جای خود را به صحنه‌های چندگانه از زوایا و ابعاد متفاوت دادند. تکنیک‌های دیگر از قبیل حرکت دوربین نیز به‌عنوان راه‌های اثرگذار در انتقال داستان فیلم شناخته و به کار گرفته شدند. صاحبان سالن‌های تئاتر نیز به جای این‌که حاضران را در سکوت نگاه دارند، با در اختیار گرفتن یک پیانیست و یا نوازنده ارگ و یا یک ارکستر کامل، به نواختن موسیقی متناسب با فضای هر صحنه فیلم اقدام می‌نمودند. در اوایل دهه ۱۹۲۰، اکثر فیلم‌ها با لیست صفحات موسیقی تهیه شده بدین منظور عرضه می‌شدند. در محصولات شاخص، این صفحات به صورت کامل برای کل فیلم تدارک می‌گردیدند.
    رشد صنعت سینما در اروپا با بروز جنگ جهانی اول متوقف گردید و این در حالی بود که صنعت فیلم در ایالات متحده با ظهور هالیوود به شکوفائی رسید. به‌هرحال در دهه ۱۹۲۰، فیلم‌سازان اروپائی مانند سرگئی آینشتاین و اف. دبلیو. مارنائو به همراهی مبتکر امریکائی دی. دبلیو. گریفیت و دیگران، به ارتقاء سطح این رسانه پرداختند. در طول سال‌های دهه ۱۹۲۰، فناوری جدید امکان الصاق حاشیه صوتی گفتار، موسیقی و افکت‌های صوتی متناسب با نوع صحنه به فیلم میسر ساخت. این فیلم‌های صوت دار از ابتدا با نام‌های «تصاویر با صداً یا»تاکیز" شناخته می‌شدند.
    قدم اصلی بعد در پیشرفت صنعت سینما معرفی رنگ بود. اگرچه اضافه شدن صدا به سرعت فیلم‌های صامت و موزیسین‌های تئاتر را تحت‌الشعاع قرار داد، رنگ به تدریج مورد استفاده قرار گرفت. عامه مردم در رابطه با رنگ و در مقایسه آن با فیلم‌های سیاه و سفید بالنسبه بی‌تفاوتی نشان می‌دادند. اما هم‌چنان که روش‌های پردازش رنگ بهبود یافته و در مقایسه با فیلم‌های سیاه – و – سفید قابل رقابت‌تر می‌گشتند، فیلم‌های رنگی بیش‌تر و بیش‌تر تولید می‌شدند. این زمان هنگام پایان جنگ جهانی دوم بود. هم‌چنان که این صنعت در امریکا رنگ را به‌عنوان عنصر اصلی جذب مخاطب تشخیص داد، آن را در رقابت با تلویزیون که تا اواسط دهه ۱۹۶۰ به صورت رسانه‌ای سیاه – و – سفید باقی مانده بود، مورد استفاده قرار داد. در پایان دهه ۱۹۶۰، رنگ به‌عنوان شیوه عادی کار فیلم‌سازان مطرح شد.
    دهه‌های ۱۹۵۰، ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ شاهد تغییرات در روش تولید و سبک فیلم بودند. هالیوود جدید، موج جدید فرانسوی و ارتقاء فیلم‌های فیلم‌سازان تحصیل‌کرده و مستقل همه و همه از تغییراتی بودند که این رسانه آن‌ها را در نیمه دوم قرن بیستم تجربه نمود. در دهه ۱۹۹۰ و در آستانه ورود به قرن بیست و یکم، فناوری دیجیتال، موتور اصلی تحولات به‌شمار می‌آمد.

    صنعت تصاویر متحرک
    بلافاصله پس از ابداع صنعت پردازش، حرفه ساخت و نمایش تصاویر متحرک به‌عنوان منبع کسب درآمد مطرح گردید. پس از مشاهده نتیجه موقفیت‌آمیز ابتکار جدید خود و محصول خروجی آن در فرانسه، لومیرها اقدام به برگزاری تور دور قاره اروپا به منظور به نمایش‌گذاری خصوصی اولین فیلم‌های خود برای عوام و خواص جوامع نمودند. آن‌ها در هر کشور به‌طور عادی مناظری جدید از محلات را به آلبوم خود اضافه نموده و خیلی سریع طرف‌های تجاری در کشورهای مختلف اروپا پیدا نمودند تا خریدار وسایل و عکس‌های آن‌ها بوده و در امر صادرات، واردات و تجاری کردن محصولات صحنه‌ای یاور آنان باشند. درسال ۱۸۹۸ (میلادی)، نمایش احساس اوبرامرگوا اولین فیلم تجاری شد که تا آن زمان تولید گشته بود. به زودی فیلم‌های دیگر نیز ارائه گشتند تا صنعت فیلم به‌عنوان صنعتی نو و مستقل جهان واریته را تحت‌الشعاع قرار دهد. شرکت‌های اختصاصی جهت تولید و توزیع فیلم به وجود آمدند و این در حالی بود که بازیگران سینما از محبوبیت بسیار زیادی برخوردار گشته و اجرت‌های سنگینی را برای بازی در فیلم‌ها طلب می‌نمودند. قبل از آن یعنی در سال ۱۹۱۷، چارلی چاپلین قراردادی برای حقوق سالیانه یک میلیون دلار منعقد نموده بود.

    مراحل فیلم‌سازی
    مراحل مرسوم فیلم‌سازی در هالیوود شامل پنج مرحله اساسی است:
    1_ ارتقاء
    2_ مرحله قبل از تولید
    3_ تولید
    4_ مرحله بعد از تولید
    5_توزیع
    مدت زمان لازم برای این مراحل معمولاً سه سال است. سال اول صرف مرحله «ارتقاء» است. در سال دوم مراحل «قبل از تولید» و «تولید» به انجام می‌رسند. سال سوم نیز به مراحل «بعد از تولید» و «توزیع» اختصاص می‌یابد.

    محل نمایش فیلم
    پس از مراحل اولیه تولید، به‌طور عادی فیلم را در سینما تئاتر و یا سینما به بینندگان نمایش می‌دهند. اولین سالن تئاتری که طراحی آن انحصاراً به‌عنوان سینما انجام شده بود در سال ۱۹۰۵ در پیترزبورگ، پنسیلوانیا گشایش یافت. در عرض چند سال هزاران سالن تئاتر مشابه ساخته شده و یا تغییر کاربری یافت. این تئاترها در ایالات متحده به نام سینما تئاتر نیکلویئون نیکلودئون شناخته شدند. دلیل انتخاب این نام نیز آن بود که هزینه ورودی آن‌ها معادل یک نیکل (پنج سنت) بود.

    توسعه فناوری فیلم
    نوار فیلم شامل مواد سلولوئید شفاف، پلی استر، یا استات بیس بوده که با لایه‌ای از امولسیون حاوی مواد شیمیائی سبک و حساس پوشانیده شده‌است. ابتدائی‌ترین نوع فیلم که برای ضبط تصاویر متحرک مورد استفاده قرار گرفت از جنس نیترات سلولز بود که بعدها به دلیل خاصیت اشتعال‌زائی جای خود را به انواع مواد مطمئن‌تر داد. عرض نوار و نوع فیلم برای تصاویر ضبط شده بر روی حلقه آن نیز دارای تاریخچه‌ای غنی است. اگرچه هنوز هم فیلم‌های تجاری عظیم را بر روی نوارهای ۳۵ میلیمتری تهیه و به بازار عرضه می‌کنند.
    در آغاز فیلم‌های تصویر متحرک را در سرعت‌های متفاوت تهیه و توسط دوربین‌ها و پروژکتورهای هندلی پخش می‌نمودند؛ اگر چه استاندارد سرعت فیلم صامت ۱۶ فریم در ثانیه‌است، تحقیقات موید آنست که سرعت فیلم‌برداری اکثر فیلم‌ها بین ۱۶ تا ۲۳ فریم در دقیقه بوده و حداکثر در ۱۸ فریم در ثانیه نمایش داده می‌شدند (معمولاً حلقه‌های فیلم حاوی دستورالعملی بودند که نشان می‌داد چه صحنه‌هایی را باید با چه سرعتی نمایش بدهند). در اواخر دهه ۱۹۲۰ و هم‌زمان با معرفی فیلم‌های صدادار، سرعت فیلم‌ها نیز می‌بایست جهت هماهنگی آن با صدا، ثابت می‌گردید. بنابراین سرعت ۲۴ فریم در ثانیه را به دلیل این‌که پایین‌ترین (و طبعا ارزان‌ترین) سرعت متناسب با ارائه کیفی صوت محسوب می‌گشت را برگزیدند. از اواخر قرن نوزدهم بهبودهای فنی شامل مکانیزه شدن دوربین‌ها که امکان فیلم‌برداری با سرعت ثابت را فراهم می‌نمود، دوربین‌های بی‌صدا که امکان ضبط صدا در صحنه و بدون نیاز به بالون‌های هوائی بزرگ برای پوشش دوربین را در اختیار قرار می‌دادند، اختراع انواع پیچیده‌تر نوارهای فیلم و لنزها برای مدیران امکان ساخت فیلم حتی در ضعیف‌ترین شرایط را فراهم می‌آورد. درهمین راستا، پیشرفت صدای هم‌زمان نیز باعث گردید تا بتوان صدا را کاملاً متناسب با سرعت فضای صحنه مورد نظر ضبط نمود. هم‌چنین می‌توان صدا را به‌طور جداگانه از فیلم‌برداری تهیه نمود، ولی برای تهیه فیلم‌های اکشن زنده بسیاری از قسمت‌های صدا را معمولاً به صورت هم‌زمان ضبط می‌نمایند.

    پایایی و دوام فیلم‌ها
    عمر فیلم از زمان ظهور به حدود یک قرن می‌رسد؛ به‌هرحال این زمان را اگر با عمر هنرهای دیگر از قبیل نقاشی یا مجسمه‌سازی مقایسه کنیم چندان زمان طولانی به نظر نمی‌آید. در سال‌های ابتدائی دهه ۱۹۵۰، یک «تهدید» که توسط تلویزیون ایجاد شده بود تشخیص داده شد، خصوصا هنگامی که اف. سی. سی. اقدام به گسترش تلویزیون در سال ۱۹۵۲ و در طی گسترش امتیاز تی وی خود نمود. مجلات تجاری مقالاتی در باب «مرگ» تئاترهای محلی به چاپ رسانیدند. با این حال، در زمان حاضر بسیاری اعتقاد دارند که فیلم هنری ماندگار و پایاست زیرا تصاویر متحرک قابلیت ایجاد تغییرات در احساسات آدمی دارا هستند. صرف‌نظر از هنجارهای جامعه و تغییرات فرهنگی، هنوز هم شباهت‌های نزدیکی بین نمایش‌نامه‌های تئاتر کهن و فیلم‌های امروزی مشهود است. سینمای عشقی در باره دختری که عاشق مردی است که به هر دلیل نمی‌تواند با او باشد، فیلم‌هائی درباره یک قهرمان که در برابر تمام بدیهای یک دشمن شیطان صفت قدرتمند می‌جنگد، کمدی‌هائی درخصوص زندگی روزمره و غیره تماما دارای زمینه‌هائی با موضوعات مشترک که در کتاب‌ها، نمایش‌نامه‌ها و دیگر مکان‌ها آمده، هستند.

    منبع: سوتک
    BLACK MASTER RETURN

  2. 4 کاربر از پست مفید BLACK MASTER سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #2
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    نوشته ها : 11,461
    سپاس ها : 10,060
    سپاس شده 25,647 در 7,116 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    تاریخ سینما

    CINEMA PIONEERS


    اولین پیشگامان سینما برادران لومیر بودند آنان در اواخر قرن نوزدهم در فرانسه با ضبط واقعیت دنیای دوروبر خود پایه های سینمای واقعیت پرست را بنا نهادند .بلافاصله هموطنشان ، شعبده بازی کهنه کار ژرژ مه لیس ، با ابداع ترفندهای سینمائی (مثل حرکت آهسته ، برهم اندازی تصاویر و…) سینمای فانتزی پرور را بنیاد گذاشت . قبل از او تامس آلوا ادیسن ،مخترع آمریکائی خواست پا جای پای برادران لومیر بگذارد و موفقیتی نداشت تا اینکه در اوایل قرن تکنسینی آمریکائی ،ادوین استرتن پورتر ، با کارگردانی فیلم سرقت بزرگ قطار قدرت داستانگوئی در سینما را یاداور شد سپس تا یک دهه اتفاق مهمی نیفتاد .تصاویر متحرک صرف ثبت واقعیتهای روزمره و روایتهای افسانه ای گردید .
    بالاخره در اوایل دهه 1910 به یمن خلاقیت یکی ازبزرگترین پیشگامان ،دیوید وارک گریفیث ،سینما نخست در آمریکا و بعد در تمام دنیا حرمت پیدا کرد و به عنوان هنر تلقی شد گریفیث با به کارگیری هنرمندانه تمهدات سینمائی ( مانند تدوین موازی ،نمای نزدیک ، نورپردازی و…) سینما را صاحب خصوصیاتی مستقل از دیگر هنرها معرفی کرد .
    همزمان با گریفیث سینما خندیدن را نیز آموخت .مک سنت کانادائی الاصل ،سنتهای نمایشهای وودویل و موزیک هال را با خصوصیتهای مستقل سینما تطبیق داد او شاگردانی را نیز تربیت کرد و به سینما علاقمند ساخت مثل چارلی چاپلین وباستر کیتن که هریک جداگانه ،سینمای کمدی را به اوج رساندند.
    دو فیلم معروف گریفیث ،تولد یک ملت (1915) وتعصب(1916) اگر در دنیای سرمایه داری امکانات پولسازی سینما را پدید آوردند ،به دنیای کمونیستی امکانات تبلیغی آن را معرفی کردند .هنرمندان جوان حکومت بلشویکها در شوروی ،تحت تاثیر فیلمهای گریفیث کوشیدند سینما را در جهت تبلیغ ایدئولوژی حاکم بر کشورشان به زبانی تازه مسلح کنند ،مثل دیگا ورتوف لهستانی الاصل که با فیلمهایش در دهه 1920 مبدع مکتب ( سینما – حقیقت ) گردید .
    در این بین فیلمسازانی تکرو ظهور کردند . مثل رابرت فلاهرتی آمریکائی که فارغ از آنچه در عالم سینما می گذشت یکتنه با فیلمهائی که در دهه 1920 الی 1940 در کشورهای مختلف ساخت سینمای مستند را به وجود آورد.
    پیشگامان سینما فقط همین نوابغ نبودند . جیمز استوارت بلکتن و پیروان مکتب برایتن انگلستان حتماً منبع الهام پورتر بودند جووانی پاسترنه ایتالیائی با کابیریا (1913) و اکسپرسیونیستهای آلمانی را نباید فراموش کنیم .همچنین پیشگامان سوئدی ودانمارکی را که با فیلمسازانی مثل ویکتور شوسترم ، کارل تئو درایر ، موریس استیلر که فیامهائی مثل یاغی و همسرش (1917) ، گنج آرنه (1919) و ارباب خانه (1925) سینمای ملی پدید آوردند . فیلمسازانی مثل آبل گانس و مارسل لربیه با فیلمهائی مثل چرخ (1923) وماتیا پاسکال فقید (1925) چشم اندازی شاعرانه و حماسی از دنیا گشودند که تا سالها نظیری پیدا نکرد .
    بدون تردید باز هم هستند . نامهای دهها پیشگام دیگر را قادر هستیم ذکر کنیم و یادی از آنها ببریم .در این مبحث به مرور فیلمهای اولیه و مطرح این افراد را معرفی خواهیم نمود .



    برادران لومیر



    دیوید وارک گریفیث



    ژرژ مه لیس




    ادوین اس پورتر



    مک سنت
    ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!
    ----------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.


  5. 7 کاربر از پست مفید ScarFace سپاس کرده اند .


  6. #3
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    نوشته ها : 11,461
    سپاس ها : 10,060
    سپاس شده 25,647 در 7,116 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : اولین های سینما(جالب و خوادنی)

    فیلمهای لومیر

    « بر پرده ای کوچک و طی چند لحظه تصویری بی حرکت که نشان دهنده میدان بل کور لیون بود نقش بست .کمی متعجب شدم و فقط فرصتی بدست آوردم تا بگویم : برای نشان دادن همین است که جنجال براه انداخته اید ،من این کارها را ده سال است انجام میدهم هنوز جمله من تمام نشده بود که اسبی در حالیکه ارابه ای را میکشید به طرف ما آمد بعد ماشینهای دیگر و بعد عابران و خلاصه تمام تحرک یکی خیابان ، در این نمایش نشان داده شد و ما با دهان باز و احوالی شگفت انگیز بالاتر از هر احساس و توصیفی بر جایمان خشک شده بودیم و بعد ورود قطار به ایستگاه و غیره ، در پایان نمایش تب و هذیانی به وجود آمده بود و همه از خود میپرسیدند چطور چنین اتفاقی افتاده است …»
    روایت بالا نشان میدهد راوی بیشتر از بقیه دچار تب و هذیان شده بود ( راوی ، ژرژ مه لیس همتای نابغه لومیرها ، به عنوان شعبده بازی با سابقه در سالن حضور داشت.) خبر این نمایش دنیا را تکان داد بشر برای اولین بار موفق شده بود خود و دیگران را آنطور که هست ببیند .
    سینما برای تماشاگران فیلمهای لومیرها رویائی بود که عینیت می یافت ،خوابی بود که تعبیر میشد در عین حال رویا وخوابی که دیگر متعلق به فرد نبود و گروهی شده بود مخاطب با هنری روبرو می شد که میتوانست مخربترین و سازنده ترین تاثیرات را بگذارد .
    اما راز فیلمهای لومیرها در چه بود که باعث شد با بقیه فیلمهای پیشگامان مخترع سینما تفاوت داشته باشد و از آنها به عنوان اولین فیلمهای مطرح تاریخ سینما یاد شود و هنوز هم گیرا وتاثیر گذار باشد .
    برای کشف این راز میبایست به میزانسن این فیلمها رجوع کنیم میزانسنی که نمایانگر دات روایتی فیلمدر بطن تصاویر مستند است .مثلاً ورود قطار به ایستگاه تماشاگر را میترساند چون دوربین در زاویه ای است که قطار به طرف آن و در نتجه تماشاگر حرکت میکند یا در خروج کارگران از کارخانه ، چون افراد اگاه به حضور دوربین فیلمبرداری هستند طوری حرکت میکنند تا خود را به نمایش بگذارند زاویه دوربین ومحل آن هم طوری است که این بازی را بتواند ثبت کند.





    لومیرها در باغبان آبپاش شده هم از این فراتر میروند .نوعی کمدی را خلق میکنند که پایه اغلب کمدیهای( بزن وبکوب )تاریخ سینماست . جوانی ایش را روی شیلنگ آب باغبانی که مشغول آبیاری است قرار میدهد باغبان به تصور اینکه آب قطع شده سر شیلنگ را به طرف صورتش میگیرد ،جوان نیز پایش را از روی شیلنگ بر میدارد و باغبان خیس میشود .
    اهمیت این فیلم نه فقط به دلیل تاثیرات کمدی لحظات نخستینش ، بلکه به جهت انتهای آن است که فیلم از تماشاگر جلو میافتد در انتهای فیلم برخلاف انتظار جوان قربانی شوخی خودش میشود و عدالت با خشونت اعمال میگردد.
    لومیرها با همین اولین فیلمهایشان ذات دوگانه سینما را برملا کردند ذاتی که میتوانست واقع نما باشد یا توهم نما .






    لوئی و آگوست لومیر (کارگردان ، فیلمبردار و مخترع فرانسوی)
    (1948-1864)
    (1954-1862)


    لوئی و آگوست لومیر پسران آنتوان لومیر بودند آنتوان عکاس موفقی بود اودر سال 1871 کارگاهش را از زادگاهش شهر بزانسون به لیون منتقل نمود .پس از چندی ، لوئی که محقق و شیمیدان بود نوعی شیشه عکاسی اختراع کرد با این اختراع درهای موفقیت به روی خانواده گشوده شد ، اگوست سرپرستی امور مالی خانواده را به عهده گرفت و در سال 1893 که پدر خود را بازنشسته کردند برادران امکان این را یافتند تا به رویای تصاویر متحر عینیت بخشند البته پیش از انها هم بسیاری نیز کوششهائی کردند اما این برادران لومیر بودند که اولین فیلمها را فیلمبرداری کردند و اولین جلسه نمایش فیلم را برپا ساختند با این حال خانواده هیچگاه سینما را جدی نگرفت آنان سینما را اختراعی بی آینده خواندند و در سال 1900 امتیاز دستگاه سینماتوگرافشان را که هم فیلم برمیداشت و هم نشان میداد به شارل پاته واگذار نمودند.


    البته آنان در این میان بیکار نشستند لوئی که با معیارهای امروزی کارگردان خانواده بود طی سالهای 1896 تا 1900 حدود شصت فیلم کارگردانی و بیش از دوهزار فیلم تهیه کرد فیلمهای لومیرها در تمام جهان به نمایش در آمدند فیلمبرداران آنها به همه جا سرکشیدیند.مثلاً در روسیه ،تاجگذاری تزار نیکولای دوم را به ثبت رساندند ، در ایتالیا قایقرانی در شهر ونیز را ضبط کردند ، در انگلستان سیاهپوستی را در حال رقص در خیابانهای لندن به تصویر کشیدند ، د هند مهاراجه ای را در قصرش به یادها سپردند و…
    فیلمهای لومیرها اغلب ثانیه ای بیشتر طول نمیکشید لوئی تصوری از اهمیت انها نداشت او ترجیح میداد خود را محقق و شیمیدان بداند تا سینماگری هنرمند .
    از فیلمهای لومیرها:
    1- ورود قطار به ایستگاه سیوتا
    2- باغبان آبپاشی شده
    3- تخریب یک دیوار
    4- آکواریوم
    5- آب تنی در دریا
    6- نبرد زنان
    7- جش کودکان
    8- کودکان صیاد
    9- غذای بچه
    -10دعوای بچه گانه
    -11سواران اتش نشان
    و........
    ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!
    ----------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.


  7. 5 کاربر از پست مفید ScarFace سپاس کرده اند .


  8. #4
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    نوشته ها : 11,461
    سپاس ها : 10,060
    سپاس شده 25,647 در 7,116 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : اولین های سینما(جالب و خوادنی)

    سفر به ماه

    Le Voyage Dans La Lune



    فیلمنامه نویس : ژرژ مه لیس با الهام از داستان اولین مردان در کره ماه نوشته هربرت جرج ولز

    فیلمبرداران : لکرک ، میشو ، لالمان و...
    بازیگران : ژرژ مه لیس ، بلوئت ّرنون ، ویکتور آندره

    سیاه وسفید ، صامت
    هزینه تولید : ده هزار فرانک طلا
    فیلمبرداری در ماه مه سال 1902
    پخش در ماه اوت 1902
    مدت نمایش : 10 الی 14 دقیقه





    سفر به ماه مشهورترین فیلم مه لیس یکسره توهم بود، واین توهم طی سی تابلو بازگو میشود :

    اولین فضانوردان به کره ماه میروند و پیروزمندانه به کره زمین باز میگردند : ستاره شناسان موشکی اختراع میکنند و ان را با شلیک توپی به طرف ماه به پرواز در میاورند . موشک بر چشم ماه آزرده فرود می اید . ستاره شناسان از موشک پیاده میشوند و اتشفشانی میبینند توفانی شروع میشود و موجوداتی عجیب و غریب ظاهر میشوند جنگ آغاز میشود ستاره شناسان در پایان میگریزند موشک را بر لبه کره ماه اویزان میکنند و به اققیانوسی در کره ژمین فرود می آیند



    سفر به ماه اولین فیلم یک حلقه ای مه لیس نبود اما موفقیتش غیر قابل انتظار بود تماشاگران با مزه شیرین داستان در سینما آشنا شدند آنچنان که باعث شد تا یک دهه سینمای فرانسه در صدر سینماهای محبوب دنیا قرار بگیرد



    مه لیس تمام شگردهای آموخته اش را را بکار گرفته بود تا مخاطب را متحیر سازد فیلم بدون میان نوشته و بدون اینکه از سنتهای تئاتری گسسته شود ( صحنه ها بدون استثناء از یک زاویه گرفته شده اند) مخاطب را با فانتزی سرگرم میکند نماها ساده است طراحیها بر مبنای تصاویر کتابهای ژول ورن صورت گرفته است و نسخه هائی از فیلم را با دست رنگ کرده اند بدین ترتیب سینما در آغاز راهی بود که در دهه های بعد به جنگهای ستاره ای منتهی میشد بدون اینکه شعبده بازش متوجه این آغاز شود


    ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!
    ----------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.


  9. 3 کاربر از پست مفید ScarFace سپاس کرده اند .


  10. #5
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    نوشته ها : 11,461
    سپاس ها : 10,060
    سپاس شده 25,647 در 7,116 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : اولین های سینما(جالب و خوادنی)

    تامس آلوا ادیسن



    اگر اشتباه نکرده باشم طی برگزاری مراسم اسکار سال 1991 ، سینمای امریکا به تجلیلی از فیلمهای برادران لومیر دست زد، به ترتیبی که درسالن خیالی گران کافه دوباره فیلم ورود قطار به ایستگاه سیوتا به نمایش درآمدوبعد از اینکه تماشاگران پاریسی سال 1895 وحشتزده به هرسو دویدند ، از پرده های در لس انجلس سال 1991 بیرون پریدند!



    این تجلیل دقیقاً آنچه را که در واقعیت رخ داده بود به تصویر کشید چون ادیسن تحت تاثیر فیلمهای برادران لومیر به صرافت افتاد تا نمایشهای همگانی برای سینما برپا کند او پیش از آن فیلمهای حداکثر یک دقیقه ای تهیه می کرد که در کینتوسکوپها (شهرفرنگ) تعبیه میشدند و تماشاگر میتوانست تک نفره مناظر را ببیند




    اگر به سابقه اختراعات ادیسن توجه کنیم ، تعجب میکنیم که چرا زودتر از برادران لومیر قطار سینما را روی پرده بزرگ به راه ننداخت ، ادیسن مخترعی ود که قبل از هرچیز به اینده صنعتی و تجاری هر اختراعی بها میداد بهرحال ادیسن بعد از رخداد سالن گران کافه ، دریافت با صنعتی تحاری روبرو است و هرگونه مشتری را جلب میکند بنابراین شروع به رقابت با برادران لومیر کرد

    دوربین ادیسن یک تن وزن داشت و همین سنگینی باعث میشد که در استودیو باقی بماند و واقعیت را در انجا بازسازی کند شصت فیلمی که سازمان ادیسن در سالهای اولیه فعالیت تولید کرد اختصاصبه عملیات رقاصان ، مشتزنان ، حیوانات ، شعبده بازان و در واقع بازیگرانی داشت که جلوی دوربین روایتی را بازگو می کردند.

    ادیسن از این حد بیشتر نرفت اوج موفقیت او در همان اولین نمایش همگانی فیلمهایش به دست امد یعنی در 23 آوریل 1896 در تالاری در شهر نیویورک که دوازده فیلم کوتاهش ( شصت تا هشتاد ثانیه ای ) در معرض تماشا قرار گرفتند

    استودیو ادیسن در ملک شخصی اش در وست اورنج نیوجرسی واقع شده بود و اولین استودیوی فیلمسازی تاریخ سینما بود استودیوئی که بی شباهت به واگن اسبها نبود وبه همین دلیل به آن Black Maria میگفتند ماریای سیاه دو اتاق بیشتر نداشت وقابل حرکت روی پایه ای بود تا بتوان برای فیلمبرداری از نور آفتاب در ساعتهای مختلف استفاده کرد






    دستگاه کینتوسکوپ اختراع اولیه ادیسن بود که به سیاق شهر فرنگ یکنفر میتوانست پشت ان بایستدو یکدقیقه تصویر متحرک تماشا کند



    ختراع بعدی او کینتو فونوگراف بود این دستگاه به مانند پروژکتور بزرگی بود که قادر بود فیلمها راروی پرده به نمایش بگذارد این دستگاه پررونق ترین اختراع ادیسن از آب درآمد




    متاسفانه فیلمهای سرگرم کننده او نتوانستند به فیلمهای مشابه ان زمان که در حال تهیه بودند رقابت کند





    وبالاخره در سال 1917 ادیسن و سازمانش به کلی از صنعت سینما کنار رفتند ودر سال 1931 دیده از جهان فرو بست





    ادیسن (پشت دوربین) و جرج ایستمن (موسس کمپانی کداک و مبدع فیلم سلولوئیدی)
    ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!
    ----------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.


  11. 3 کاربر از پست مفید ScarFace سپاس کرده اند .


  12. #6
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    نوشته ها : 11,461
    سپاس ها : 10,060
    سپاس شده 25,647 در 7,116 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : اولین های سینما(جالب و خوادنی)

    سرقت بزرگ قطار

    The Great Train Robbery




    در سال 1903 نوبت ادوین -اس.پورتر بود که به سینما جلوه هنری بدهد و سرقت بزرگ قطار را خلق کند این فیلم را میتوان به عنوان نخستین فیلم با معیارهای امروزین به شمار اوردالبته اغلب این فیلم به دلایلی مهم انگاشته میشود که در واقع شاید مهم نباشد مثلاً اولین فیلم بلند شمرده میشود درصورتی که زمان ان به زحمت به 12 دقیقه می رسد که البته در ان سالها زمان زیادی بود ویا اولین فیلم داستانی تلقی میشود در صورتی که نیست ، یا پدر سینمای وسترن شناخته میشود که به نوعی درست است و... اما چیزی که مهم است این است که این فیلم سینما را انطور که بعدها شناخته شد معرفی و پابرجا می کند


    سرقت بزرگ قطار مضمونی داشت که تا سالها توفیق به همراه داشت مضمون سرقت ، تعقیب وگریز وپیروزی حافظان نظم وقانون همیشه برای تماشاگران خوشایند بوده است : گروهی دزد به تلگرافخانه ای در ایستگاه قطار وارد میشوند تلگرافچی را وادار میکنند تا قطار را درایستگاه متوقف کند با نزدیک شدن قطار دست وپای تلگرافچی را میبندند و به سوی طعمه خود می شتابند


    در واگن پست محافظی را کشته و سپس گاوصندوق را منفجر میکنند و محتویاتش را به تاراج می برند یکی ازدزدان در درگیری بر روی سقف قطار مردی را به کنار پرتاب کرده و لوکوموتیو را در اختیار می گیرد
    دزدان بعد از رسیدن به مقصد مورد نظرشان از قطار پیاده شده و می گریزند در اینجا داستان دوباره از تلگرافخانه پی گرفته میشود ،دختر کوچک تلگرافچی زمانی که برای اوردن غذای پدرش وارد تلگرافخانه میشود با مشاهده پدر اورا ازاد میکند تلگرافچی بعد از آزادی به سراغ مردم رفته واز انها کمک میگیرد به زودی دسته ای از مردم به تعقیب دزدان میپردازد و با انان درجنگلی روبرو مشوند و بعد از کشتن یکی از انها بقیه را دستگیر میکنند


    داستان فیلم درونمایه ای دارد که سالهای بعد بصورت مستمر به عنوان تم اصلی فیلمنامه ها به کار گرفته شد



    پورتر در این فیلم از تدوین به عنوان یک عامل پیش برنده داستان استفاده کرده است در چهارده صحنه منحصر به فرد فیلم در تک تک انها از تدوین خبری نیست اما از طریقی که پشت هم قرار میگیرد نوعی روایت سینمائی ابداع میشود ماجرای اصلی برخلاف انتظار حول محور دزدان یا به عبارتی ضد قهرمانان میگردد هیجان با تاکید بر انها و اعمالشان خلق میشود از قهرمان و ضد قهرمان منفرد خبری نیست و دزدان به صورت گروهی دیده میشوند پورتر در صحنه های داخلی فیلم به نیت بعد بخشیدن به نماها (سینمائی کردن ) از بک پروجکشن استفاده کرده بود رویکرد دیگر در نحوه استفاده از تمهیداتی است که پورتر از مه لیس اموخته بود مه لیس از طریق کات ادم غیب میکرد و جادو میساخت پورتر نیزاز طریق کات توانست در صحنه جدال بالای قطار به جای ادم واقعی ادمکی را به کناری پرتاب کند همین راز و رازهای دیگر اهمیت پورترو سرقت بزرگ قطار در انه سالها بود اما در پایان نمای اخر فیلم زمانی که یک یاغی رو به دوربین و تماشاگر شلیک میکند با هر معیاری که به ان دیده شود در هر زمانی تکان دهنده است البته این را هم بدانیم که طبق کاتالوگ کمپانی ادیست صاحبان سینما اختیار داشتند بنا به سلیقه خود و تماشاگران از این نما در ابتدا یا انتهای فیلم استقاده کنند




    در هر حال سرقت بزرگ قطار شهرت یکشبه برای پورتر به ارمغان اورد .این فیلم تا به روی پرده امدن تولد یک ملت ساخته دیوید وارک گریفیث در سال 1915 موفقترین فیلم سینمای امریکا محسوب می شد . ادوین اس پورتر را باید به عنوان اولین فیلمساز خلاق سینمای امریکا نامید

    ***************************
    ادوین –اس.پورتر
    Edwin-s.Porter

    پورتر با نام تعمیدی ادوین-استرتن در سال 1869 در ایالت پنیسلوانیا ی آمریکا به دنیا امد او در ابتدای شروع به کار به مشاغلی پرداخت که ارتباط با دنیای نمایش را نداشت تا اینکه در تئاتری مشغول به کارشد و بعد با گذراندن دوره ای در نیروی دریائی به خدمت تشکیلات تامس ادیسون در امد وی در ترتیب دادن اولین جلسه نمایش فیلمهای ادیسن د رسال 1896 شرکت داشت به تریج به امور فنی سینما علاقمند شد و به یک تکنسین درجه یک تبدیل شد در ابتدای قرن جدید به فیلمبرداری و کرداندن استودیو ادیسن مشغول شد و بالاخره درسال 1903 اولین فیلم مشهورش زندگی یک آتش نشان امریکائی را ساخت در ان روزگار فیلمسازان به صحنه های اتش سوزی توجه خاصی داشتند بنابراین به تکه های مستند آماده ای که از اتش سوزیها داشت نماهائی اضافه کرد مثلاً اتش نشانی که زن و فرزند را از مهلکه اتش سوزی نجات میدهد تفاوت فیلم با فیلمهای مشابه در نحوه افزودن تکه های جدید به قدیم بود که این در اصل همان اصطلاح تدوین موازی است و یکی از رمزهای سینما در ایجاد هیجان و شکل روایتی متفاوت با روایت دیگر هنرها



    بلافاصله بعد از این فیلم سرقت بزرگ قطار را ساخت و توفانی را در سینما به وجود اورد توفانی که سینما را به حرکت دراورد و پورتر را نیز با خود برد او هیچگاه نتوانست موفقیت سرقت بزرگ قطار را تکرار کند تا چندی دیگر به فیلمسازی پرداخت اما پیشرفتی نداشت وسرانجام درسال 1915 کارگردانی را کنار گذاشت و به زمینه فنی سینما برگشت وی در سال 1941 از دنیا رفت

    فیلمشناسی :
    1900-چرا خانم جونز طلاق گرفت، رویای یک هنرمند ،فاوست و مارگریت
    1901- یکروز در سیرک ، کافه اسرار آمیز
    1902– جک و ساقه لوبیای سحر آمیز
    1903- زندگی یک اتش نشان ،سرقت بزرگ قطار، کیس و بز همسایه اش ، اشتباه پسر قاصد
    1904 - محکوم سابق ، پارزیفال ، رویای هولناک کیسی
    1905 دزدیده شدن به وسیله کولیها ،سرقت کوچک قطار
    1906- زندگی یک کابوی، سه زیباروی امریکائی
    1907- دانیل بون
    1908- انتقام نقاش ، دوشیزه شرلوک هومز
    1909- عشق کور است ، اوای وحش
    1911- شرلوک هومز جونیور
    1912- رام کردن خانم جونیور
    1913- همسر همسایه او
    1914 – تس
    1915 - شاهزاده وگدا

    منبع : عصر جوان
    ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!
    ----------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.


  13. 6 کاربر از پست مفید ScarFace سپاس کرده اند .


  14. #7
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    نوشته ها : 11,461
    سپاس ها : 10,060
    سپاس شده 25,647 در 7,116 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    Icon14 تاریخ سینما (جالب برای همه)

    پیدایش سینمای کلاسیک هالیوود :
    ۱۹۱۰ – ۱۹۲۷
    در سال ۱۹۱۰ کارگردان د. و. گریفیث از طرف شرکت بیوگرافی همراه با گروه بازیگرانش به سواحل لوس آنجلس فرستاده شدند. آنها شروع به ساختن فیلمی در محلی نزدیک لوس آنجلس کردند. این شرکت ترجیح داد تا فیلم های دیگری هم در آن مکان و مناطق نزدیک به آن بسازد، آن محل را هالیوود نامیدند.
    چندی بعد آنجا پیشرفت کرد و استودیوهای زیادی در آنجا ساخته شد(Paramount, MGM, Fox, Universal). تا قبل از جنگ جهانی اول فیلم های زیادی در شهرهای مختلف آمریکا ساخته می شد اما کارگردانان بیشتر به طرف جنوب کالیفرنیا جذب می شدند.
    این تولید انبوه سینمای آمریکا را آشکارا به سمت سینمای روایی سوق می داد. نخستین این فیلم ها زندگی یک آتش نشان آمریکایی در سال ۱۹۰۲ بود که توسط وودویل ساخته شده بود.
    در ۱۹۰۳ پورتر فیلم سرقت از قطار بزرگ را ساخت که الگویی همیشگی برای سینمای هالیوود به حساب می آید. پورتر در سال ۱۹۰۵ از توازی روایی ساده در فیلم دیوانه سرقت استفاده کرد که در آن زندگی دو زن ثروتمند و فقیر که هر دو حین سرقت دستگیر می شوند به صورت موازی نشان داده می شد.
    د. و. گریفیث در سال ۱۹۰۸ کارگردانی خود را شروع کرد. د. و. گریفیث نخستین کسی بود که بسیاری از تکنیک های سینمایی را از انگیزه های روایی برخوردار کرد. به عنوان مثال در فیلم تعصب در سال ۱۹۱۶ از طریق قطع از یک محل وقوع به چند محل وقوع سکانسهای طولانی از کار در می آورد.
    او همچنین بازیگران خود را به شیوه نامتعارف، با تمرکز بر تغییرات ظریف در حالت چهره، رهبری می کرد. برای این کار دوربین را به نمایی نزدیکتر از نمای دور استاندارد و پلان آمریکایی فیلم های اولیه برد و بازیگرانش را در نمای دور متوسط یا نمای متوسط قرار می داد. تدوین پرتحرک و سریع او در صحنه های تعقیب و گریز پایانی تعصب بعدها تاثیر بسیار زیادی بر تدوین روسی دهه ۲۰ گذاشت.
    در سال ۱۹۱۴ تا سال ۱۹۱۷ کم کم استدیوها با سقف شیشه ایی جای خود را به استدیو هایی با نور مصنوعی دادند. فیلم نیرنگباز (۱۹۱۵) به کارگردانی سیسیل . ب . دومیل عامل اساسی این تحول مهم در سینمای استدیویی بود. نور پردازی این فیلم که ترکیبی از نور طبیعی و دو منبع پر نور بود، تاثیر بسیاری بر سینمای امپرسیونیزم آنزمان فرانسه گذاشت.
    در پاین دوره صامت، سینمای کلاسیک هالیوود به صورت جنبش پیشرفته ایی درآمده بود. اما محصولات هالیوود کاملا استاندارد و پیروی سبک خاص فیلمسازی بود و تولید مستقل مفهومی نداشت.

    اکسپرسیونیزم آلمان:
    ۱۹۱۹- ۱۹۲۶
    در آغاز جنگ جهانی اول تولید سینمای آلمان بسیار اندک بود و در دو هزار سالن سینما آلمان فیلمهای آمریکایی، ایتالیایی، فرانسوی و دانمارکی نمایش داده می شد. حکومت نازی آلمان برای مبارزه با فیلمهای وارداتی و همچنین تولید فیلم های تبلیغاتی خود، در سال ۱۹۱۶ واردات فیلم را ممنوع و پا به صنعت سینما شد. در سال ۱۹۱۷ دولت آلمان برای مبارزه با تفکرات کمونیستی ناشی از انقلاب روسیه دست به احداث استدیوی سینمایی یوفا (UFA) زد تا با هم پیمانا اروپایی خود دست به ساختن فیلم های ضد کمونیستی و نژادپرستانه بزند. این استدیو کارگردانان بزرگی را در آن زمان و آینده تاریخ خود به دنیا معرفی کرد. پس از پایان جنگ جهانی اول و نبود نیاز برای ساخت فیلمهای میلیتاریستی صنعت آلمان تولیدات خود را بر سه موضوع متمرکز کرد. فیلم های پلیسی- حادثه ایی، فیلم های جنسی- آموزشی و فیلم های حماسی مردم پسند.
    در سال ۱۹۱۹ فیلم مادام دوباری به کارگردانی ارنست لوبیچ برای اولین بار یوفا را به فراتر از مرزها برد که با استقبال زیادی نیز روبرو شد. ارنست لوبیچ در سال ۱۹۲۳ اولین کارگردان آلمانی بود که به استخدام هالیوود درآمد.
    در سال ۱۹۱۹ کارل مایر و هانس یانوویتس دست به تولید فیلمی با سبکی غیر متعارف برگرفته از هنر نقاشی در آنزمان زدند. غرفه دکتر کالیگاری(۱۹۲۰) این دو کارگردان مبتکر سبک اکسپرسیونیزم در جهان به حساب می اید. این فیلم به شدت مورد استقبال قرار گرفت و شروع سبک جدیدی در سینما شد. سبک اکسپرسیونیزم در سینما به مزیت رقابتی فیلمسازی اروپا نسبت به سینمای هالیوود تبدیل شد. در سال ۱۹۲۶ با ساخت فیلم فاوست توسط مورنا آخرین فیلمهای بزرگ اکسپرسیونیستی ساخته شد. پس از آن به علت کوچ بسیاری از کارگردانان آلمانی به آمریکا فیلم های هالیوودی رنگ مایه هایی از سبک اکسپرسیونیسم گرفتند اما فاصله زیادی با شالوده اصلی این سبک داشتند.
    هدف اصلی این جنبش نمایش دنیای درونی بشر ، مخصوصا عواطفی مثل ترس ،نفرت ،عشق و اضطراب بود .غرابت دکور و اشکال خارجی ،دیوارهایی با زوایای تیز و غیر معمول ،سایه های کج و مبالغه شده ،تاریکی حاکم برفضا و دستکاری عمدی در واقعیت، وسایلی برای خبردادن از روحیه انسان و دنیای خوف آور، نومید، جنون زده و پر اضطراب قهرمان فیلم بود.

    امپرسیونیزم و سورئالیزم فرانسه
    ۱۹۳۰ – ۱۹۱۸
    دوران جنگ جهانی اول فیلمسازی در فرانسه تقریبا متوقف بود و پر کننده سالن های سینمایی، فیلم های آمریکایی آن دوران. پس از جنگ نیز استقبال زیادی از فیلم های فرانسوی در آن کشور نمی شد. از اینرو فیلمسازان جوان فرانسوی مانند گانس، دلوک، لربیه، لاروک و اپستاین دست به تجربه های سینمایی زدند که کاملا نسبت به تکنیک های هالیوودی نا متعارف بود. آنان اعتقاد داشتند سینما هنری است ناب همچون سعر و نقاشی و تاتر. اصول زیبایی شناسی خود را بر اساس احساس و عاطفه شکل می دادند. پس فیلمهای آنها تحت تاثیر روایت های روانشناسی عمیقی قرار داشتند. این مکتب از آن رو امپرسیونیزم نام گرفت که به جای تاکید بر رفتار جسمانی خارجی به کنش های درونی اشاره می کند. در این سبک فلش بک استفاده بسیاری می شد به طوری که قسمت عمده ایی از فیلم جهت بیان خاطرات با فلش بک گرفته می شد. تاکید بر نشان دادن رویا و خیال بسیار مورد توجه بود. امپرسیونیزم تغییرات بسیاری در تدوین و سینماتوگرافی به وجود آورد. در فیلم های امپرسونیستی از تمهیداتی چون آیریس کردن و ماسکه کردن در خدمت انعکاس افکار و احساسات کاراکتر هاست. به طور خلاصه این سبک تجربه ادراکی یعنی «امپرسیون» را نشان می دهد. یکی از مهمترین نوآوری های این سبک حرکت قاب است. یعنی اگر قرار بود دوربین به جای چشمهای کاراکتر باشد باید حرکت دوربین به شکلی می بود که حس حرکت آدمی و چشمها القا شود. سوار کاردن دوربین بر روی اتومبیل، کالاسکه و …. نیز ناشی شده از این سبک بود.
    این سبک در جذب مخاطبین به سمت سینمای فرانسه نسبتا موفق بود. دو فیلم پرهزینه ناپلئون (۱۹۲۷) و پول (۱۹۲۹) مورد استقبال قرار نگرفت و سینمای امپرسیونیزم به پایان رسید و تنها اثرات کوچکی از آنها در سینمای جهان به جا ماند.
    در حالی که فیلمسازان امپرسیونیست فرانسه در بطن صنعت سینمای تجاری کار می کردند. فیلمسازانی سینمای سورئال خود را در میان جمعیت اندکی هنرمند نمایش می دادند. سورئالیزم از نظر آندره برتون سخنگوی خود «اعتقاد به واقعیت برتر برخی اشکال تاکنون مورد غفلت واقع شده، تداعی بر قدرت مطلق رویاها و بر بازی آزادانه افکار» است.هنر سورئالیزم متاثر از روانشناسی فرویدی بود. بسیاری سینمای سورئالیزم را نگارش و نقاشی اتوماتیک می نامند.
    سال ۱۹۲۴ را می توان سال پیدایش سورئالیزم نامید. فیلمهای خیالی و شگفت آور با امیال رام نشده از موارد مورد تحسین فیلمسازان این سبک است. لویس بونوئل معروفترین فیلمساز این جنبش است.
    سینمای سورئال آشکارا ضد روایت است و علیت را برهم می زند. تا با منطق مبارزه کند. معروفترین اثر این دوران سگ آندلسی(۱۹۲۸) است که ساخته مشترک لوئیس بونوئل و سالوادور دالی است. بونوئل اثر خود را «یک شور شهوانی برای کشتن» می نامد.
    در اواخر ۱۹۲۹ آندره برتون به حزب کمونیست پیوست و سورئالیست ها را درگیر بحث داغی بر سر این کرد که آیا کمونیزم مابه ازای سیاسی سورئالیزم هست یا نه. اخلاق صفر (۱۹۳۲) کاری از ژان ویگو فیلمی بود که جاه طلب های سو رئال را به صنعت سینما آورد و این همان جام زهر بود که سورئال را به سوی مرگ کشاند. زیرا روشنفکران آوانگارد دیگر با این شرایط میلی به ساختن فیلم نداشتند. اما باز می توان بیان کرد که بونوئل که پنجاه سال از عمر خود را به سبک سورئالیزم بخشید تا در کنار سگ آندلسی شاهکارهایی دیگر همچون بل دژور(۱۹۶۷) و جذابیت پنهان بورژووازی (۱۹۷۲) را بیآفریند و جز معدود ادامه دهندگان سنت سورئالیستی است
    ویرایش توسط ScarFace : 08-30-2010 در ساعت 00:49
    ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!
    ----------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.


  15. 3 کاربر از پست مفید ScarFace سپاس کرده اند .


  16. #8
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    نوشته ها : 11,461
    سپاس ها : 10,060
    سپاس شده 25,647 در 7,116 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : تاریخ سینما (جالب برای همه)

    پیداش سینمای آمریکا

    تولد سینما را تا حد زیادی می‌توان به آمریکا نسبت داد. اولین انیمیشن سینمایی توسط ادوارد مای‌بریج ساخته شد که تصویر یک اسب در حال دویدن بود.
    توماس آلوا ادیسون هم یکی از اولین تولیدکنندگان سینما بود که دستگاه جنبش نما را اختراع کرد.
    اولین نمایش فیلم در آمریکا برای عدهٔ زیادی از تماشاگران در وقت استراحت بین جشنهای رقص و دانس برگزار می‌شد. پایه‌گذاران این فیلمها از مکانهای مختلف دنیا به آمریکا می‌آمدند و غارتها و راهزنی‌ها را به صورت فیلمهای درام نشان می‌دادند. اولین موفقیت آمریکا در سینما، فیلم سرقت بزرگ قطار به کارگردانی ادوین س. پورتر بود.

    پیدایش هالیوود

    در سال ۱۹۱۰ کارگردان د. و. گریفیث از طرف شرکت بیوگرافی همراه با گروه بازیگرانش به سواحل فرستاده شدند. آنها شروع به ساختن فیلمی در محلی نزدیک لوس آنجلس کردند. این شرکت ترجیح داد تا فیلم‌های دیگری هم در آن مکان و مناطق نزدیک به آن بسازد، آن محل را هالیوود نامیدند.
    چندی بعد آنجا پیشرفت کرد و استودیوهای زیادی در آنجا ساخته شد. تا قبل از جنگ جهانی اول فیلم‌های زیادی در شهرهای مختلف آمریکا ساخته می‌شد اما کارگردانان بیشتر به طرف جنوب کالیفرنیا جذب می‌شدند.

    پیدایش ویدئوهای خانگی

    سینمای مستقل آمریکا بیشتر بعد از دهه ۶۰حضور پیداکرد.قبل از آن استودیوهای هالیوودی اجازه نمیدادند که کارگردانان فیلمهای خودشان را بسازند وشدیدا بر فیلمهااحاطه داشتند.کسانی مثل جان فورد وهیچکاک نمیتوانستد که فیلمهای خودشان را تدوین کنند چون تهیه کننده بر آنها اعمال نظر میکرد.اما بعد از دهه۶۰وظهور مکاتب مختلف درهنر وهمچنین تغییر علاقه مردم وجوانان به فیلمهایی که فرهنگ عامه داشتند باعث شد که تهیه کنندگان هالیوودی هم به فیلمهای مستقل تر بیشتر توجه کنند.واینجا بود که کارگردانان جوان ونوجویی مثل اسپیلبرگ، اسکورسیزی، کاپولا ودی پالما هم بتوانند که فیلمهای موردعلاقه خودشان را بسازند وتهیه کنندگان هالیوودی هم به آنان توجه ویژه‌ای بکنند. البته کارگردانانی مثل اندی وارهول یا کاساویتس زیر بار سیستم استودیویی نرفتند وخودشان همچنان مشغول فیلمسازی شدند.بیشتر دلیل حضور سینمای مستقل در بخش ### واروتیک بود.چون دیگرتابوها در هالیوود وآمریکا شکسته شده بودومردم این مسائل را راحتر درک میکردند ودرواقع ### موتورجلوبرنده سینمای امریکا شد. فیلمهایی مثل خیابانهای پایین شهر (اسکورسیزی)، دوئل (اسپیلبرگ)، دیوار نوشتهای امریکایی (لوکاس)از جمله مستقلهای هالیوود آن زمان بود.

    اشخاص برجسته در سینمای آمریکا
    کارگردانان
    * وودی آلن
    * رابرت آلتمن
    * هال آشبی
    * جان کاساوتز
    * فرانسیس فورد کاپولا
    * سیسیل ب. دمایل
    * تیم برتون
    * جان فورد
    * هاوارد هاوکس
    * جورج روی هیل
    * جان هوستون
    * جیم جارموش
    * استنلی کوبریک
    * اسپایک لی
    * بری لوینسون
    * جورج لوکاس
    * سیدنی لومت
    * دیوید لینچ
    * ژوزف ل. منکیویکز
    * لئو مک‌کری
    * آلن ج. پاکولا
    * آرتور پن
    * سام پکینپا
    * سیدنی پولاک
    * مارتین اسکورسیزی
    * استیون اسپیلبرگ
    * الیور استون
    * آرسون ولز
    * رابرت وایز
    بازیگران
    * فرد استیر
    * مارلون براندو
    * رابرت دنیرو
    * دنیس هاپر
    * جیمز کگنی
    * جان کرافورد
    * بت دیویس
    * جیمز دین
    * کلینت ایستوود (بازیگر و کارگردان برجسته)
    * هنری فوندا
    * جین فوندا
    * هریسون فورد
    * کلارک گیبل
    * جودی گارلند
    * جین هکمن
    * تام هنکس
    * آدری هپبورن
    * کاترین هپبورن
    * داستین هافمن
    * ساموئل ل. جکسون
    * جین کلی
    * گریس کیل
    * ماریلین مونروئه
    * پل نیومن
    * جک نیکلسون
    * آل پاچینو
    * گریگوری پک
    * سیدنی پویتیر
    * جیمی استوارت
    * مریل استریپ
    * شیرلی تمپل
    * اسپنسر تریسی
    * جان وین
    ویرایش توسط ScarFace : 09-28-2010 در ساعت 09:36
    ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!
    ----------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.


  17. 5 کاربر از پست مفید ScarFace سپاس کرده اند .


  18. #9
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    نوشته ها : 11,461
    سپاس ها : 10,060
    سپاس شده 25,647 در 7,116 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : تاریخ سینما (جالب برای همه)

    به حرکت در آوردن تصاویر در حقیقت رویای چند هزار ساله بشر بوده است. تصویر هایی که از چندین هزار سال پیش از این بر دیوارهای غار آلتامیرای اسپانیا به یادگار مانده است ، نشان دهندۀ این آرزوی بشر است. در این غار گرازی نقاشی شده است که دو جفت دست و دو جفت پا دارد که نمایانگر شوق نقاش برای نشان دادن حرکت است ، زیرا هر جفت دست و پا یک مرحله از حرکت را نشان می دهد. در معابد هند نیز مجسمه هایی است که شیوا را در حال رقص نشان می دهند و هر یک چندین دست دارند. در این جا نیزهر یک از دست های شیوا مرحله ای از یک حرکت را نشان می دهند.

    با وجود آن که می توان منشا تصاویر متحرک را در دوره نقاشی غارها و مجسمه های اسطوره ای دانست ، اما این تاریخ با مراحلی آغاز می شود که منجر به اختراع دوربین فیلم برداری و پروژکتور می شوند. این عصر در تاریخ مقدماتی سینما قلمرو فعالیت مخترعان است ، نه هنرمندان.

    در قرن نوزدهم سه آزمایش علمی آغاز شد که ترکیبشان تا پایان قرن منجر به خلق تصاویر متحرک شد که عبارت اند از :

    پدیده تداوم دید یا دوام بصری
    پدیده فای
    عکاسی

    تداوم دید ( Persistence Of Vision )

    تداوم دید از ویژگی های چشم انسان است . ما تصور می کنیم حرکت روان و کاملا پیوسته ای را روی پرده تماشا می کنیم ، حال آن که در واقع شاهد قسمت های کوتاه ، نامنظم و غیر پیوسته ای هستیم که به واسطه همین ویژگی چشممان یعنی تداوم دید آن ها را به طور مداوم می بینیم.

    این پدیده پیش ازاین نزد مصریان باستان شناخته شده بود ، اما کسی که این پدیده را برای نخستین بار به صورت علمی تشریح کرد پیتر مارک رژه ( Peter Mark Roget ) نام داشت. او در سال 1824 اعلام کرد که مغز انسان تصویری را که بر شبکیه چشمش می افتد تا زمانی حدود یک بیستم تا یک پنجم ثانیه ، پس از کنار رفتن تصویر از مقابل چشم همچنان حفظ می کند. در غیر این صورت ما می توانستیم از صدها بار پلک زدنمان در طول روز آگاهی بیابیم . ذهن هیچ تصوری از پلک زدن ندارد زیرا با این که پلک در مدت کمتر از یک ثانیه روی چشم را می پوشاند ، در همین حال تجسمات پیش از پلک محفوظ مانده اند.


    بعد از انتشار نظریه رژه بلافاصله دانشمندان تمام دنیا فرضیه او را به آزمایش گذاشتند. وسایلی که به کار بردند بیشتر به اسباب بازی بچه ها شباهت داشت. این وسایل عبارت بودند از صفحات و سکه های گردان ، دفترچه ای پر از تصویر که صفحات آن را به سرعت ورق می زدند و ... ولی همه آن ها به سرعت گفته رژه را تایید کردند.

    در واقع تکنیک فیلم برداری نیز برروی همین پدیده استوار شده است. دوربین فیلم برداری یک کادر را در یک زمان فیلم برداری می کند. هر کادر شامل یک عکس واحد بی حرکت است. شاتر دوربین برای ضبط یک تصویر بر روی فیلم 30/1 ثانیه باز نگاه داشته می شود. این شاتر 16 تصویر ( برابر سرعت فیلم های صامت ) مشابه را در هر ثانیه می گیرد. پس به این ترتیب دراین گونه فیلم ها هر ثانیه از فیلمی که نمایش داده می شود تنها شامل 30/16 ثانیه از حرکتی است که در معرض دید قرار داده شده است و 30/14 ثانیه آن تاریکی بین کادرهاست. به هنگام تماشا ، یک ثانیه فیلم به صورت خط ممتدی به نظر می رسد که در واقع خطی است غیر ممتد و این تداوم دید است که باعث پرشدن فضاهای خالی می شود.


    پدیده فای ( Phi Phenomenon)

    این پدیده در سال 1912 توسط متخصص روان شناسی گشتالت ، مارکس ورتایمر (Marx Vertimer ) مورد مطالعه قرار گرفت وهمان چیزی است که موجب می شود ما پره های یک پنکه در حال حرکت را مانند تیغه ای واحد و مدور ببینیم ، یا پره های رنگارنگ یک چرخ گردان را به صورت تک رنگی آمیخته در نظر آوریم. در واقع این پدیده است که به کمک تداوم دید توهم حرکت را ایجاد می کند، به این ترتیب که اگر تصاویر ساکن 12 تا 24 بار در ثانیه پشت سر هم بیایند ، آن ها را همچون تصاویر متحرک می انگاریم.


    عکاسی ( Photography )

    کشف دو پدیده تداوم دید و فای تنها به این معنی بود که می توان از تصاویر ساکن به یک تصویر متحرک رسید. اما حقیقت آن است که بدون ثبت تصاویر واقعی امکان متحرک کردن آن ها و دیدنشان بر روی پرده فراهم نمی شد. در این حالت تنها می توانستیم تصاویری را که با دست انسان نقاشی شده بودند را به صورت متحرک ببینیم ، یعنی همان چیزی که به آن کارتون یا انیمیشن می گوییم. به همین خاطر است که بسیاری صنعت فیلم برداری را در ا دامۀ صنعت عکاسی می دانند.

    اصل و منشا عکاسی به زمان رنسانس و طرح اتاق تاریک ( Camera Obscura ) لئوناردو داوینچی ( Leonardo Da Vinci ) بر می گردد. اتاق تاریکی که توسط لئوناردو داوینچی ساخته شد ، در واقع اتاقکی بود که بر



    روی یکی از دیوارهای آن روزنه ای وجود داشت. اگر صفحه سفیدی را درون اتاق تاریک روبه روی روزنه قرار می دادند ،از هر آن چه در مقابل روزنه اتاق تاریک بود ، به دلیل آن که اتاقک هیچ رخنه و روزنه دیگری نداشت تصویری معکوس و کوچکتر از چیزی که مقابل آن قرار داشت بر روی آن صفحه سفید می افتاد.

    در سال 1550 میلادی دانشمند دیگری با نصب یک عدسی بر روی روزنه اتاقک تاریک داوینچی ، آن را کامل کرد و سبب شد تصویرهایی بسیار شفاف تر از تصویرهای قبلی به وجود آید ، اما هنوز تا ساخت دوربین عکاسی و پس از آن دوربین فیلم برداری راه زیادی بود.

    برای تبدیل اتاق تاریک به دوربین عکاسی ، وسیله مورد نیاز ، شیشه عکاسی بود که جایگزین دیوار شود. دانشمندان قرن نوزدهم در روند پی گیری اختراع این شیشه عکاسی دست به کار یک سلسله عملیات شدند.

    در اوایل 1816 یک فرانسوی به نام ژوزف نیسفورنیپس ( Joseph Nicephore Niepce ) که در پی اصول عکس برداری می گشت ، تصاویری تقریبا تار و گذرا را روی صفحات فلزی به دست آورد و کار خود را هیلوگراف (Heliograph) نامید. با ملحق شدن لوئی داگر ( Louis Daguerre ) به او ، آن ها به فعالیت های خود در این زمینه ادامه دادند تا اینکه در سال 1839 توانستند روش عملی عکس برداری را ارائه دهند و اصول آن را معین کنند. روش آن ها خیلی کند و پر زحمت بود ، زیرا زمان نوردهی لازم برای یک تصویر پانزده دقیقه بود. به همین خاطر ، آن ها فقط از طبیعت بی جان می توانستند عکس بگیرند ، یا اگر قرار بود از موجودی زنده عکس بردارند می بایست سر او را با وسیله ای فلزی نگه می داشتند تا در وضعی سخت و بی حرکت مدت ها بماند.

    برای این که عکس برداری بتواند به طور عملی مورد استفاده قرار بگیرد می بایست زمان نوردهی کاهش پیدا می کرد. برای این کار نیاز به مواد عکاسی با حساسیت بالا بود. پس از تکمیل اصول اولیه عکاسی ، حساسیت مواد عکاسی نیز روز به روز رو به افزایش گذاشت ، تا اینکه در 1841 زمان نوردهی به سه دقیقه کاهش یافت و سی سال بعد شیشه عکاسی مناسب برای نوردهی با سرعتی کمتر از یک ثانیه به دست آمد.

    تلاش های اولیه برای ایجاد تصاویر متحرک با استفاده از عکس های ثابت انجام شد. لازمه یک فیلم متحرک واقعی ، حرکات پیاپی و مداومی بود که به جای این که ترکیب ساده ای از بخش های ثابت یک حرکت باشد ، ابتدا در داخل واحدهای تشکیل دهنده خود تجزیه و بعد ترکیب شود. نخستین کسی که از این مرحله قدم فراتر گذاشت ، مردی انگلیسی به نام ادوارد مایبریج ( Edward Muybridge ) بود که به کالیفرنیا مهاجرت کرده بود. مایبریج عکاسی دوره گرد و مخترع بود. او در سال 1872 به استخدام للند استنفورد ( Leland Stanford ) ، فرماندار کالیفرنیا ، در آمد. استنفورد که علاقه مند به پرورش اسب و مسابقات اسب دوانی بود ، با یکی از دوستانش روی شکل یورتمه اسب ها شرط بندی کرده بود. او معتقد بود که هر چهار سم اسب ، هنگام یورتمه ،در یک زمان از زمین جدا می شوند.

    مایبریج برای اثبات گفته او پنج سال تحقیق کرد. سرانجام مایبریج دوازده دوربین را در طول مسیری در یک ردیف مستقر کرد ، سپس بندهایی را به شاترهای دوربین ها وصل کرد و از عرض مسیر عبور داد. در عرض بیست سال بعد ، مایبریج تکنیک چند دوربینی خود را کامل تر کرد و تعداد آنها را از دوازده به چهل رساند ، فیلم های حساس تری استفاده کرد و محاسباتش را نیز دقیق تر نمود. اما مایبریج تنها بر روی حرکات حیوانات متمرکز شد و از آنجا که حرکت حیوانات چندان توجه چندانی را در بین عموم به خود جلب نمی کرد ، فعالیت هایش بی نتیجه ماند.

    در فرانسه نیز دانشمندی به نام اتی ین ژول ماره ( Etienne Jules Marey ) عکاسی متحرک را آزمایش می کرد. او در سال 1882 برای نخستین بار تصاویر متحرک را با یک دوربین که خود اختراع کرده بود فیلم برداری کرد. دوربین فیلم برداری او شبیه به یک تفنگ بود. این تفنگ عکاسی از یک لوله بلند برای عدسی هایش استفاده می کرد و نیز دارای یک خزانه مدور بود که شیشه عکاسی را در خود جا می داد. ماره نیز از انسان ها و حیوانات فیلم برداری می کرد. در 1888، ماره امکان نوردهی را سریعتر و بیشتر کرد ، اما برای تولید تصویر متحرکی که رویدادی یک یا دو ثانیه ای را ضبط کند ، می بایست ماده خامی تولید می شد که بتواند تعداد بسیار زیادی تصویر ( شاید هزاران تصویر ) را در خود جای دهد.

    در 1888 جرج ایستمن ( George Eastman ) ، موسس کمپانی کداک ( Kodak ) ، بر آن شد که از فیلم سلولوئید برای دوربین عکاسی خود ، کداک ، استفاده کند. فیلم سلولوئید ایستمن که در اصل برای عکس برداری ثابت ابداع شده بود ، تبدیل به ماده ای طبیعی برای تجربیات بیشتر در عکاسی متحرک شد و کم کم موانع راه فیلم برداری را از میان برداشت.

    منبع : کوی سینما
    ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!
    ----------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.


  19. 2 کاربر از پست مفید ScarFace سپاس کرده اند .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

(جالب, 1910, cinema, فقط, فیلم, فیلم‌ها, فیلمهای, فانتزی, فراموش, فرانسه, فضای, قهرمان, قابل, قبل, قرن, قرار, ملی, مه, مورد, موزیک, موسیقی, مانند, مانده, متفاوت, متحرک, مثل, مختلف, مدیران, مردم, مسلح, مستند, مشاهده, مشترک, مطرح, معرفی, معروف, نمایش, نوابغ, نورپردازی, نوزدهم, نیمه, نیاز, نگاه, نام, نام‌های, نامهای, چاپلین, چارلی, چارلی چاپلین, چشم, همه, همه), هماهنگی, همزمان, همسرش, هنگام, هنر, هنرها, هالیوود, های, هر, هستند, ویژه, ویرایش, واقعیت, وجود, ورود, کمدی, کنند, کنیم, که, کار, کارگردانی, کاربری, کرد, کردن, کردند, کشورهای, گنج, گذشت, گرفتن, پنج, پیدا, پایه, پایان, پخش, پرست, پشت, آن‌ها, آنچه, افراد, افسانه, الهام, الی, امکانات, انیمیشن, انتقال, انتخاب, اندازی, اولین, اولیه, این, اینکه, ابزارهای, اثر, ارباب, ارتباط, از, است, استفاده, استوارت, به, بوده, بین, با, باقی, بالاخره, بازی, بازیگران, بازار, بدون, بر, برگزاری, برای, برادران, بزرگ, بعد, تمام, توسط, تاریخ, تاریخچه, تاریخی, تازه, تبلیغی, تصویر, تصاویر, تعریف, تغییرات, ثبت, جنگ, جهت, جوان, جیمز, جای, جدید, حماسی, حالت, خلاقیت, خود, خانه, خصوصی, دقیقه, دنیای, دهه, دوم, دیگر, داد, داده, داری, در, درباره, رابرت, زمینه, زمانی, زندگی, زیادی, زیر, سینما, سینمای, ساخت, ساخته, ساده, سرقت, سرعت, شکل, شد, شروع, صفت, صحنه, طریق, طراحی, ظهور, عنوان, عکس‌های, عالم

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •