سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh تحلیل و بررسی سینمای جهان Cwa.93- تحليل و بررسي فيلـــــــم ملانکولیا (Melancholia)

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت  طراحی دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه 

 هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته , طراحی وب سایت , سئو سازی , کابل هلوکیبل , اعلام حریق , پیاده سازی دیتاسنتر

 

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 18
نمایش شاخه ای50علاقمندی ها

موضوع: Cwa.93- تحليل و بررسي فيلـــــــم ملانکولیا (Melancholia)

  1. #1
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA هم اکنون آنلاین است.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 40
    نوشته ها : 7,505
    سپاس ها : 11,203
    سپاس شده 25,636 در 4,555 پست
    یاد شده
    در 57 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    Cwa.93- تحليل و بررسي فيلـــــــم ملانکولیا (Melancholia)

    نام فیلم: ملانکولیــــا
    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  Melancholia2.jpg
مشاهده: 3797
حجم:  37.0 کیلو بایت
    اطلاعات فیلم
    کارگردان: لارنس فون تریر
    نویسنده: لارنس فون تریر
    تهيه کننده: لوئیس فولداگر، لوئیس وث
    موسيقي متن: کریستین ایدنس اندرسون
    فيلمبردار: مانوئل آلبرتو کلارو
    تدوين: مولی مارلن استنسگارد
    بازیگران
    کریستن دانست: جاستین
    شارلوت گینسبورگ: کلیر
    الکساندر اسکارزگارد: مایکل
    کیفر ساترلند: جان
    یان هارت: دکستر
    استلان اسکارزگارد: جک
    یودو کایر: طراح عروسی
    جسپر کرستنسن: پدر کوچک
    شارلوت رمپینگ: گابی
    کامرون اسپیور: لیو
    اطلاعات دیگر
    ژانر: درام، علمی تخیلی
    تاریخ اولین نمایش : 18 می 2011 (فستیوال کن)
    تاریخ اکران: 26 می 2011 (دانمارک)
    توزيع کننده: ممفیس فیلم، زئوتروپا اینترتیمنت
    مدت زمان: 136 دقيقه
    محصول: فرانسه، آلمان، دانمارک، سوئد
    زبان: انگليسي
    بودجه: حدود 7.4 ميليون دلار
    فروش: 15.9 میلیون دلار
    افتخارات و جوایز
    فستیوال فیلم کن سال 2011
    برنده بهترین بازیگر زن نقش اول (کریستن دانست)
    نامزد بهترین کارگردان سال 2011 (لارنس فون ترییر)
    آکادمی فیلمهای تخیلی، فانتزی و ترسناک آمریکا سال 2012
    برنده بازیگر نقش اول زن (کریستن دانست)
    نامزد بازیگر نقش دوم زن (شالروت گینسبورگ)
    جوایز بادیل سال 2012
    برنده جایزه بهترین فیلم (لارنس فون ترییر)
    برنده جایزه بهترین فیلم برداری (مانوئل آلبرتو کلارو)
    جوایز فیلم اروپائی سال 2011
    برنده جایزه بهترین فیلم (لازنس فون ترییر)
    برنده جایزه بهترین فیلم بردار (مانول آلبرتو کلارو)
    برنده جایزه بهترین طراحی صحنه (جت لمن)
    تحلیل و بررسی از سعید مرادی
    Backstreetboy, amir_kubrick, Don Corleone و 10 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته



  2. # ADS
     

  3. #2
    Caeser Caligula
    Caligula آواتار ها
    وضعیت : Caligula آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2011
    نوشته ها : 101
    سپاس ها : 320
    سپاس شده 583 در 91 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 642 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : Cwa.93- تحليل و بررسي فيلـــــــم ملانکولیا (Melancholia)

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.
    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  Melancholia3.jpg
مشاهده: 3262
حجم:  32.9 کیلو بایت
    تحليل و بررسي فيلم ملانکولیـــا
    سودازدگی – حزن - ملانکولیا

    ملانکولیا داستان تلاقی "آنچه انسان می پندارد" و "آنچه انسان در حقیقت با آن روبروست" در دنیای پر تلاطم اما یکنواختِ انسان مدرن امروزیست. حکایت آن دو دسته از انسان هایی که "می خواهند فراموش کنند" و "می خواهند بپذیرند". اینکه این دو دسته، دنیا و یکدیگر را چگونه می بینند و چگونه می شناسند.
    اگرچه شاید این تعبیر، خلاف تصورات اولیه به نظر برسد اما در حقیقت، ملانکولیا حکایت همدردی با یک انسان دچار افسردگی نیز هست. نیمه اول فیلم نشان می دهد که انسان افسرده (کسی که در دنیای خاص خودش زندگی می کند)، دچار چه احساس ها، کنش ها و واکنش هایی می شود. در نیمه دوم، دیگران را در دنیایی می بینیم که افسردگی در آن لازم و مرگ در آن حتمی است و کارگردان به شناخت واکنش های آنان می پردازد.

    در نیمه نخست، انسانی دلزده از روابط اجتماعی را می بینیم. در نهایت بسیاری از وجوه افسردگی جاستین، نه متناقض که ناشناخته و کشف نشده به نظر می آیند. فون تریه، مسیری را به ما نشان می دهد تا به شناخت و کشف این وجوه برسیم.
    هر کدام از شخصیت های اطراف جاستین به گونه ای به یکی از ویژگی های رفتارهای اجتماعی مبتلا هستند. خواهر و شوهر خواهرش نمایشگر نوعی شخصیت بورژوا می باشند. شخصیت هایی که فکر می کنند می توان با فراموش کردن مسائل و سختی های روزمره، به زندگی ادامه داد. اما جاستین فاقد این تواناییست، و این مساله از نظر اطرافیان غیرقابل قبول و حتی غیرقابل تحمل است. خواهرش کارگردان نمایشی ساختگی از یک زندگی ایده آل است. کسی که سعی می کند پوسته زیبای خانواده را حفظ کرده و از آن در مقابل نگاه جامعه محافظت کند. شوهر خواهرش همین نگاه را از منظر مالی و اقتصادی دنبال می کند. او نگاهی کاملا قطبی به مسائل دارد. در دنیای شخصیت هایی نظیر او، مسائل موجود در زندگی در دو دسته قرار می گیرند. دسته ای را می توان کنترل کرد و دسته دیگر را نمی توان. از این زاویه می توان عکس العملِ او را در نیمه دوم داستان توجیه کرد. صاحب کارِ جاستین، بورژوایی مسخ شده در سیستم صنعت و بازاریابی‌ست، (به این نکته توجه شود که شغلش هم ساخت تبلیغات است). به طوریکه در عروسی نیز به دنبال این مساله است، هدیه عروسیش جایگاه شغلی‌ست و حاضر به تحقیر و اخراج بستگانش برای کار و پیشرفت می‌باشد. شخصیت این انسان، منفورترین شخصیت در دنیای جاستین است. زیرا مهمترین مسائل این صاحب کار، بی اهمیت‌ترینشان در دنیای جاستین به حساب می آیند. در این میان شوهرش، یک بورژوای احمق است! او یک رابطه زناشویی را تنها در عشقی خالص، پاک و عاری از هر گونه پیجیدگی اجتماعی می بیند. عشقی که بناست رویایی باشد, با تفکرات احمقانه شوهر به یک رفتار و عادت برنامه ریزی شده تبدیل شده است. این نکته در یکی از نماهای پایانی بخش اول نمایان می شود. جایی که در پایان عروسی، وی با تمام خستگی های هر دو، تمام المان های جاستین را که ناشی از خستگی است، برداشتی عاشقانه می انگارد. دراز کشیدن ناشی از خستگی جاستین، حرکتی رمانتیک از طرف شوهرش برداشت می شود، و درآوردن لباسی که تمام مدت موجب آزار جاستین شده بود، از طرف شوهر نشانه آغاز یک هم آغوشی است. این مساله به نکته ای اساسی در داستان فیلم بدل می شود و گویی یکی از دل مشغولی های اصلی فیلمساز نیز هست. اینکه حوادث مشابه در دنیا و زندگی افراد، می تواند از منظرهای مختلف به برداشت‌های متفاوتی منجر شود که گاها می توانند کاملا متناقض باشند. در نهایت جاستین تلاش می کند که ابتدا در خفا و به شکل پنهانی و اندکی بعد به شکلی آشکار، اعتراض خود را به تمامی این قوانین نشان دهد. استفاده از زمین گلف به عنوان توالت!، رابطه با دستیارِ رئیسش و یا آن جمله زیبا در انتهای فیلم به خواهرش. جایی که خواهرش از او تقاضا می کند با شرابی به ایوان خانه بروند و در آنجا با آرامش با مسائل کنار بیایند. او هم این سوال را مطرح می کند که چرا همین شراب را به توالت نبرند و در آنجا ننوشند؟! اینها هر کدام، تلنگریست به آن نگرش بورژوا. نکته جالب در این مساله در این است که همه می دانند که جاستین انسانی مریض و بیمار است (در جایی خواهرش به جان می گوید که اون خواهرمه، مریضه! ولی جان علی رغم اینکه این مساله را تایید می کند اما تغییری در رفتارش اتفاق نمی افتد). اما هیچکدام نمی خواهند انسانی را که قادر نیست در دنیای آنها به خوبی زندگی و رفتار کند بپذیرند.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  Logo1.png
مشاهده: 3006
حجم:  33.1 کیلو بایت

    حمله فون تریه به قرارداهای اجتماعی از این هم فراتر می رود بطوریکه پدر جاستین را انسانی بی بند و بار و مادرش را یک بی دین متحجر و خودخواه می خواند تا انتقاد خود را به نهادهای اجتماعی، به مرزهای خانواده نیز بکشاند. این نارضایتی در درون داستان نیز خود را نشان می دهد. عوارض افسردگی جاستین دقیقا پس از بحث های خانوادگی پدر و مادرش در مراسم سخنرانی در عروسی ست که شدت می گیرد.
    یکی از ویژگی های عمده ملانکولیا، زیبایی بصری آن به خصوص در سکانس ابتدایی است. این سرآغاز از چند منظر قابل ملاحظه است. علی رغم خالی بودن این قسمت از بداعت، اما وحدت و یکپارچگی آن از یک طرف، و دقت و انسجام آن از طرف دیگر، قابل تحسین است. در وهله اول، شاهد پیش درآمدی هستیم که خلاصه ای از کلیت داستان را در خود دارد که با تأکید بر جزئیات نیز همراه است. دیدن چهره جاستین در نحستین لحظه این سکانس، می تواند بیانگر این مساله باشد که تمامی حوادثی که در این سکانس می بینیم از خلال تصورات ذهنی او نشان داده شده اند. تابلوی شکارچیان در برف اثر پیتر بروگل، اگرچه خود کارکرد کنایه ای دارد اما این آمادگی را ایجاد می کند که در ادامه شاهد تصاویری با این ویژگی (ثابت بودن) خواهیم بود. (این تابلوی نقاشی به عنوان نمادی از آرامش و زندگی در روال معمول زندگی روزانه اغلب مورد استفاده قرار گرفته است. در اینجا نیز در وهله اول به بیننده، القای آرامش می کند، اما در نهایت می بینیم که این منظره در حال سوختن و خاکستر شدن است. در واقع اخطاری به مخاطب درباره اینکه این آرامش از بین خواهد رفت). در ادامه تکنیک دیگری از سوی فون تریه به کار می رود. با استفاده از همین قاب ثابت، حرکت جسم واحدی در میانه تصویر با تکنیک حرکت آهسته نشان داده می شود. (این شکل از حرکت آهسته که از طریق فیلمبرداری با تعداد فریم بالا و پخش مجدد آن با سرعت معمولی بدست می آید موجب افزایش وقار و رخوت حرکت می شود که در هماهنگی خوبی با تم اصلی داستان قرار دارد) این حرکت آهسته در میانه تصویری ثابت موجب تمرکز توجه مخاطب بر حرکت شده و به نوعی حرکت را در مرکز توجه مخاطب قرار می دهد. فون تریه به خوبی از این تکنیک برای بیان صریح موضوعات بهره می برد. مسلما بیشترین کاربرد این تصاویر – جدا از کارکردشان در بیان خلاصه ای از داستان – در بیان کنایی و یا استعاریِ آن است. افتادن اسب بر روی زمین، حرکت شب پره ها در اطراف جاستین، خارج شدن زبانه های نور از سر انگشتان جاستین، حرکت سه شخصیت اصلی به سمت دوربین، در حالیکه سه جسم آسمانی در بالای سر هر کدام قرار دارند، گرفتار شدن جاستین با لباس عروسی در شاخ و برگ درختان و... استعاره‌هایی هستند که خطوط اصلی درون مایه ملانکولیا را تشکیل می دهند.
    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.
    اما این سرآغاز دارای ویژگی مهم دیگری است که هارمونی و ریتم دلچسب آن را موجب شده است. فون تریه با درک درستی که از روایت خود داشته، ساختاری مشابه با نوعی ساختار موسیقیایی را برای اثر خود انتخاب کرده است. اپرای واگنر علاوه بر اینکه تم غالب موسیقی فیلم را تشکیل می دهد، منبع الهام بخش فون تریه برای انتخاب ساختار روایی فیلم نیز بوده است. واگنر در اپرای تریستان و ایزولد از پیش درآمدی استفاده می کند که در موسیقی به آن "نغمه معرف" می گویند. به این شکل که در ابتدای اثر قطعه ای کوتاه ارائه می شود تا مخاطب را وارد حال و هوای اثر کند. از قرار معلوم این تکنیک در موسیقیِ کلاسیک اغلب با نام واگنر همراه است. البته کاری که فون تریه از این سبک در فیلمسازی ارائه می دهد، با ارائه اطلاعات بیشتری همراه است. علاوه بر این قطعه ابتدایی، فون تریه بیش از هر زمان دیگری از موسیقی در فیلم خود استفاده کرده است. به طوریکه گاها تدوین فیلم نیز بر اساس اوج و فرود قطعه های انتخابی انجام شده است.
    داستان با قسمتی از اپرای تریستان و ایزولد آغاز می گردد. در نگاه اول شاید این قطعه متناسب با فضای عروسی و تازه عروس و داماد تلقی شود، اما نزدیکی این اپرای اروپایی به فضای بورژوازی مد نظر فیلم، تاکید دیگری است بر این مساله. در واقع جاستین در طی نیمه نخست فیلم (جایی که بناست با ویژگی های شخصیتی او آشنا شویم) و به واسطه بیماری افسردگی شدیدی که دارد، به تک تک قراردادهای اجتماعی مرسوم پشت پا می زند. فون تریه که خود نیز به مدت طولانی دچار این نوع افسردگی بوده، نگاهی توأم با مدارا و گاه حتی جانبدارانه نسبت به افسردگی و ملانکولیا داشته است.
    البته باید به این مساله توجه کرد که فون تریه کارگردانی است که به شدت موافق و همراه با احساسات و تفکرات خود، دست به خلق آثارش می زند. از این رو مساله رد مناسبات عامیانه و عرفی نیز مساله ایست که در آثار پیشین او (مخصوصا در ضدمسیح که بی رحمانه مورد بی مهری همگان قرار گرفت) وجود داشته و در این اثر نیز مورد تاکید قرار گرفته است که به خوبی با مساله اصلی یعنی افسردگی هماهنگ به نظر می رسد.
    مهم نیست که قسمت دوم فیلم تا چه اندازه حقیقت دارد (هر چند با توجه به حقایق فیزیکی امکان پذیر نیست). اما با توجه به روند فیلم، می توان پذیرفت که این بخش در واقع آلترناتیوی است بر قسمت نخست، جایی که دنیا منطبق بر دیدگاه و پیش بینی های جاستین و به نوعی به کام جاستین می شود. اینک ترس و اضطراب جاستین، جنبه ای حقیقی می یابد و ما شاهد عکس العمل دیگران در دنیای او هستیم. به این شکل –همانطور که اشاره شد- اثر به دو قسمت تقسیم می شود. قسمت اول، جاستین در دنیای اطرافیانش و قسمت دوم، دیگران در دنیای جاستین.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  Logo2.png
مشاهده: 2893
حجم:  26.9 کیلو بایت

    در نیمه نخست شاهد رفتارهای ناهنجار جاستین هستیم. می بینیم که جاستین در فضایی ایده آل و مناسب برای زندگی، چگونه لحظه به لحظه از حقایق فاصله گرفته و رفتاری غیرعادی از خود نشان می دهد. همانطور که گفته شد نقطه آغازین این دگردیسی (از آن بازه زمانی که ما شاهد زندگی جاستین هستیم) لحظه سخنرانی پدر و مادر است که چهره جاستین تغییر می کند. حتی زمانی که جاستین به اتاق می رود، خواهرش او را مورد شماتت قرار می دهد و به او تاکید می کند که "ما امروز هیچ نمایش مسخره ای نمی خوایم!" و جاستین با پاسخِ "من که کاری نکردم" تلاش می کند تا خواهرش را از بیگناهی خود و اشتباه پدر و مادرش آگاه کند، که ناکام می ماند. در ادامه جاستین، اودیسه وار، مخاطب تک تک اعضای خانواده و نزدیکانش قرار می گیرد. در این مکالمات، او هر لحظه بیشتر به درک نشدن توسط دیگران آگاه شده و فاصله اش با آنها و دنیای اطرافش افزایش می یابد. مادرش از اینکه لحظه ای او را دلداری دهد اجتناب می کند. پدرش حتی حاضر نیست یک شب در خانه او بماند. خواهرش او را به خاطر دورویی در احساسی که دارد و شوهرخواهرش او را به خاطر شاد نبودن و قدرناشناس بودن شماتت می کند. رئیسش موقعیت حساس او را درک نمی کند و در حین عروسی از او درخواست هایی درباره تبلیغات و بازاریابی دارد. دستیار رئیس هم که دچار سوءتفاهم است. از همه بدتر همسرش است که حتی او را نمی شناسد. اینها همه در کنار هم و مرحله به مرحله، جاستین را به نقطه فروپاشی نزدیک می کنند.
    اما در نیمه دوم، این مساله، روندی معکوس به خود می گیرد. وقتی که طبق پیش بینی های جاستین، دنیا به سوی زوال پیش می رود، حرکات جاستین نیز کاملا به جا، منطقی و مناسب به نظر می رسد. در حالیکه اطرافیانش، بسیار حقیر و سرگردان شده اند. جان که بیش از همه از حرکات جاستین در نیمه نخست نگران و شاکی بود، پس از رفتاری مضطربانه و حقیرانه در نهایت اقدام به خودکشی میکند، آنهم به شکلی کاملا خودخواهانه و از روی استیصال. (این مساله را با نیمه نخست مقایسه کنید، این مساله نشان می دهد که جاسیتن تا چه میزان زن مستحکمی‌ست. زیرا اگر جان شرایطی مثل جاستین، در نیمه نخست، داشت، مطمئنا خیلی زودتر دست به خودکشی می زد!) خواهرش که همیشه متکی به نفس و انسانی معتدل بود، به واقع از هم می پاشد. مستأصل می شود و درخواستش برای نوشیدن شراب و گوش دادن به موسیقی، مورد تمسخر و استهزاءِ جاستین قرار می گیرد. از این نظر که جاسیتن برای رسیدن به آرامش در شرایط بحرانی نیازی به آرامش‌بخش های ساختگی ندارد. آرامش در شرایط سخت، برای او یک عادت است.
    فکر می کنم این مساله یکی از مهمترین مسائلی باشد که دنیای امروزی - با توجه به روند افزایش ناراحتی های روانی – با آن روبروست. اینکه چگونه باید با انسانی که با ناراحتی های روانی دست و پنجه نرم می کند، برخورد کرد. شاید بهتر باشد برای یک بار هم که شده خودمان را در جایگاه یک روان رنجور بگذاریم، تا به این نتیجه برسیم که اگر ما هم در دنیای دیگری با قوانینی متفاوت زندگی کنیم، دوام زیادی نخواهیم داشت.
    حکایت ستاره ملانکولیا و احتمال قریب الوقوع برخوردش با زمین و نابودی بشریت نیز سه کارکرد متفاوت به خود می گیرد. در نیمه نخست داستان، نشانگر اوج بیماری جاستین است. اینکه ستاره ای با زمین برخورد خواهد کرد و اینکه جاستین فکر می کند که جز خودش هیچ کس دیگر از این فاجعه باخبر نیست، نشانه ی اوج بدبینی جاستین به روح زندگی است. در اینجا ستاره ملانکولیا توضیح دهنده عمق اختلال روانی جاستین است.


    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  Logo1.png
مشاهده: 3006
حجم:  33.1 کیلو بایت
    در نیمه دوم اثر نیز این ستاره همچنان به عنوان عنصری در خط روایی به کار می رود. ستاره ای که دنیا را از هم می پاشد. این عنصر به عنوان عنصری محرک به کار می رود تا بتوانیم عکس العمل انواع شخصیت هایی که در نیمه نخست معرفی و پرداخته شده اند را بررسی کنیم.
    اما مهمترین کارکرد این ستاره، کاملا استعاری‌ست. ستاره ملانکولیا در جایگاه همان بیماری مالیخولیا * قرار می گیرد. زمین به عنوان جایگاه و مقر انسان، استعاره از بشریت می شود. و برخورد این ستاره با زمین نمادی از دچار شدن انسان به این بیماریست. اگر ملانکولیا را نیز نمادی از انواع ترس ها، ناآگاهی ها و ناهنجاری های بشر مدرن در مقابل دنیای تنش زا و پر استرس مدرن بدانیم، فیلم منقول در این بیان استعاری نگرشی چندان خوش بینانه اتخاذ نمی کند. در این نگرش، انسان، گریزی از این فاجعه ندارد و تنها عملی که می تواند از او سر بزند، ایستادن، نگریستن و پذیرفتن آن است. زیرا از نقطه نظر فون تریه، این چالش، جدالی نابرابر و نامفهوم است. چیزی برای درک وجود ندارد. مساله به غایت ساده و قابل هضم است. اما مشکل در توان انسان برای پذیرفتن این مساله است. چیزی که در سکانس پایانی و در جلوه بصری زیبایی به تصویر در می آید. تنها بودن و کوچک و حقیر بودن انسان مدرن در برابر دنیایی که او را احاطه کرده و حوادثی که در آن اتفاق می افتد.

    اما همانطور که در ابتدا هم گفته شد، تلاش فون تریه در جای جای اثرش از بررسی یک فرد بیمار فراتر می رود و به قصد بررسی عموم بشریت می رسد. اما با این حال نمی تواند به جمع بندی یکدستی نائل شود. نگاه جاستین به مساله مرگ در پایان فیلم، اگرچه قصد دارد که نگاهی اگزیستانسیالیستی به نظر برسد اما در تناقض با برخی از دیدگاه های اوست که در نیمه نخست ارئه شده بود. در حالیکه همین تناقض در ساختار بررسی روانی وی کاملا قابل قبول به نظر می رسد. به عنوان مثال می توان به برخی تلاش های جاستین در نیمه نخست که به عنوان واکنش های وی نشان داده می شوند اشاره کرد. تلاش هایی که مذبوحانه تر از حقیقتی است که او با آن روبروست. پس می توان اینگونه مطرح کرد که کارگردان در تلفیق و انسجام دهی به دو وجه فلسفی و روانکاوی اثرش ناکام می ماند. از طرف دیگر، فون تریه در وجه فلسفی اثرش (اگر بتوان این جنبه را با این عنوان مشخص کرد) نمی تواند از بیان ترس ها، تشویش ها و نگرانی های بشر مدرن فراتر رود، هر چند که این مساله را به زیبایی به تصویر می کشد. در واقع او در این مرحله متوقف می شود تا نتواند در نهایت به یک جمع بندی کامل در دیدگاهش برسد و در آخر در جهان بینی اش شخصیت یا راهکاری مستحکم باقی نمی ماند تا بتواند جهان بینی و نگرش فیلمساز را بیان کند. نقطه ای که این مساله در آن کاملا مشهود است، همان غار جادوییست. غار جادویی نیز که در انتها عینیت پیدا می کند، همانند بسیاری از موارد دیگر موجود در اثر، کارکردی چند گانه پیدا میکند. غار جادویی به عنوان مکان و موضوعی که توسط جاستین مطرح می شود تا تشویش خواهرزاده اش را کاهش دهد (جنبه داستانی). غار به عنوان تعبیری از جایگاه ابتداییِ انسان اولیه و غیر متمدن. در واقع بشر در حرکت به سوی تمدن و دنیای مدرن ( تعبیر فلسفی و جامعه شناسانه). غار به عنوان رحمِ مادر، نقطه ابتدایی و آغازین انسان. مادر که از لحظه تولد، آرزوی دیرینه انسان می شود. بازگشت به این فضا و فارق شدن از مسئولیت ها و ترس های دنیای خارج تا به انتها در وجود انسان باقی می ماند؛ و غار جادویی به عنوان آن قسمت از فضای شخصی که در افراد مبتلا به اختلالاتی چون ملانکولیا موجب ایجاد فضایی ایزوله می گردد. در این افراد ترس از دنیای اطراف، موجب تشویشی مستمر در انسان می شود. تشویشی که به هیچ وجه آرام نمی گیرد. ناخودآگاه این افراد، همانگونه که در نیمه نخست برای جاستین رخ داد، تصمیم به ایجاد فضایی جدا و نفوذ ناپذیر می کند تا از گزند اطراف در امان باشد. اغلب این افراد این فضا را همچون غار، تصویر می کنند. برخی از این تعابیر اگرچه در جایگاه خود قابل طرح هستند، اما در نگاهی فراگیر و کلی کاملا در تناقض اند. از اینرو نمی توان فون تریه را مدافع جهان بینی خاصی دانست. او (یا شخصیتی که می آفریند) انسانی تنها و افسرده است که نیازمند درک و مقبولیت است. نیازی که با ویژگی های افراد دچار ملانکولیا مطابقت دارد!

    نکته دیگر که کمی آزار دهنده به نظر می رسد (که البته ممکن است در دفعات نخست مشاهده فیلم به نظر نیاید) حرکت شخصیت ها به سمت کاریکاتور شدن (و شاید بتوان گفت، تیپ شدن) است. اگرچه این تمهید فون تریه در سایر آثارش با فضای کلی اثر هماهنگ بود (مانند داگویل)، و در ملانکولیا نیز برای بررسی واکنش های جاستین لازم به نظر می رسد، اما این هماهنگی در کنار فضای واقع نمای آن در دفعات چندم دیدن اثر، قضاوت درباره جاستین و سایر شخصیت ها را تا حدودی با اشکال مواجه می کند.
    ملانکولیای فون تریه شباهت های بسیاری هم به آثار تارکوفسکی دارد. چه در انتخاب مضمون (مقایسه کنیم با نوستالژیای تارکوفسکی) و چه در پرداخت آن (جاییکه در کنار داستان به تصویرسازی های ضدبورژوایی و اگزیستانسیالیستی می پردازد) می توان این گریز به آثار تارکوفسکی را مشاهده کرد. حتی پوستر اصلی اثر هم با پس زمینه سبز و تأکید بر گیاهان به عنوان عنصری از طبیعت و تمرکز بر چهره زن یادآور دغدغه ها و تأکیدات تارکوفسکی است.
    نمی توان راجع به ملانکولیا و فون تریه صحبت کرد و وقایع جشنواره کن را نادیده گرفت. اتفاقاتی که در حواشی اکران و مصاحبه مطبوعاتی رخ داد، مطمئنا تأثیر نامطلوبی بر اثر و کارگردان گذاشت. اما فارغ از این مسائل، فون تریه همچنان هنرمندی متفاوت و پیشرو باقی مانده است. باید دید که در آینده، این پیشروی می تواند تا کجا ادامه پیدا کند.

    *ملانکولیا (که گاها در فارسی مالیخولیا نیز گفته شده)، نوعی اختلال روحی و در مواقع شدیدتر با عوارض جسمی است که در آن فرد علاقه و اشتیاق خود را به انجام دادن هر گونه فعالیتی از دست می دهد. این اختلال با ناامیدی، پریشانی و استیصال همراه است. ابوعلی سینا در آثار خود، آن را حزن می نامد (که تا سالها پس از وی از همین عنوان برای نامگذاری این بیماری استفاده می شد).

    امروزه از معادل فارسی سودازدگی استفاده می شود.
    با تشکر از فرخ FFKIA بابت گرافیک و مهناز عزیز RASHNOبابت ویراستاری
    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  Logo1.png
مشاهده: 3006
حجم:  33.1 کیلو بایت
    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.
    تحلیل و بررسی از سعید مرادی
    ویرایش توسط FFKIA : 10-13-2014 در ساعت 19:35
    amiiir, autumn63, Backstreetboy و 14 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.
    همه چیز چه بغرنج و پیچیده است و با این حال چه ساده و طبیعی. اگر ماه را به دست می آوردم .اگر عشق کفایت می کرد وضع عوض می شد.
    اما کجا می توانم این تشنگی را فرو بنشانم؟ کدام دلی ست، کدام خدایی ست که برای من عمق دریاچه را داشته باشد؟
    در این دنیا و آن دنیا هیچ چیز نیست که در حد من باشد... با اینهمه می دانم و تو هم می دانی:
    فقط کافی ست که نا ممکن وجود می داشت، ناممکن.

    کالیگولا - آلبر کامو


  4. #3
    KIng KArleto
    clark آواتار ها
    وضعیت : clark آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2013
    محل سکونت : tehran
    نوشته ها : 177
    سپاس ها : 497
    سپاس شده 173 در 108 پست
    یاد شده
    در 1 پست
    تگ شده
    در 76 تاپیک

    پاسخ : Cwa.93- تحليل و بررسي فيلـــــــم ملانکولیا (Melancholia)

    ممنون از تحلیل و خسته نباشید
    ولی.....
    فون تریر و این فیلم را دوست ندارم و دوست نخواهم داشت
    واقعا تحلیل فیلم کار سختی بود
    ولی فیلم اصلا به نظر من فیلنم خوبی نیست و فون تریر هم اصلا کارگردان نیست(به جز فیلم رقصنده در تاریکی)
    koroshrahimi1 به این پست علاقمند بوده است.

  5. #4
    Caeser Caligula
    Caligula آواتار ها
    وضعیت : Caligula آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2011
    نوشته ها : 101
    سپاس ها : 320
    سپاس شده 583 در 91 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 642 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : Cwa.93- تحليل و بررسي فيلـــــــم ملانکولیا (Melancholia)

    نقل قول نوشته اصلی توسط clark نمایش پست ها
    فون تریر و این فیلم را دوست ندارم و دوست نخواهم داشت
    واقعا تحلیل فیلم کار سختی بود
    ولی فیلم اصلا به نظر من فیلم خوبی نیست و فون تریر هم اصلا کارگردان نیست(به جز فیلم رقصنده در تاریکی)
    سلام دوست عزیز
    خیلی متشکرم.
    حیلی خوب راجع به احساست گفتی، قابل تقدیره. اما خوب دلیلش رو هم بگو دیگه! چرا دوست نداری؟ چرا کارگردان نیست؟
    دوم هم اینکه، به نظر شما رقصنده در تاریکی نسبت به بقیه ی فیلم های فون تریه (مخصوصا ملانکولیا) دارای چه برتری هست که شما علیرغم نفرت ات از این آقا این فیلم رو استثنا کردی؟
    دیگه اصلا کارگردان نیست؟!!! والا فون تریه شاید بین 10 کارگردانی که من ازشون خوشم بیاد نباشه، شاید بین 20 تا هم نباشه ... ولی دیگه اصلا کارگردان نیست؟! حال شما یه ارفاقی بکن، به عنوان کارگردان قبول کن بنده خدا رو تا بتونی یه نظری هم راجع به کارگردانیش بدی دیگه!
    ویرایش توسط Caligula : 07-09-2014 در ساعت 18:36
    FFKIA, Anti Trust و amiiir به این پست علاقمند بوده اند.
    همه چیز چه بغرنج و پیچیده است و با این حال چه ساده و طبیعی. اگر ماه را به دست می آوردم .اگر عشق کفایت می کرد وضع عوض می شد.
    اما کجا می توانم این تشنگی را فرو بنشانم؟ کدام دلی ست، کدام خدایی ست که برای من عمق دریاچه را داشته باشد؟
    در این دنیا و آن دنیا هیچ چیز نیست که در حد من باشد... با اینهمه می دانم و تو هم می دانی:
    فقط کافی ست که نا ممکن وجود می داشت، ناممکن.

    کالیگولا - آلبر کامو

  6. 4 کاربر از پست مفید Caligula سپاس کرده اند .


  7. #5
    شاد بودن تنها انتقامي است که ميتوان از زندگي گرفت
    lord2012 آواتار ها
    وضعیت : lord2012 آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2013
    محل سکونت : زیر سقف آبی آسمان
    نوشته ها : 848
    سپاس ها : 2,369
    سپاس شده 2,428 در 775 پست
    یاد شده
    در 10 پست
    تگ شده
    در 323 تاپیک

    پاسخ : Cwa.93- تحليل و بررسي فيلـــــــم ملانکولیا (Melancholia)

    سلام خیلی ممنون از تحلیل .
    من تازه نیمی از تحلیل رو خوندم با این تفاسیری که هست و ترکیباتی که شما فرمودین مثل برخی ترکیبات جلوه های ویژه بصری با اپرای واگنر برای یه همچین فیلمی با این درون مایه بسیار عالی و بی نظریه ، من تازه میخوام فیلم رو ببینم و بعد از دیدن فیلم و مطالعه کامل تحلیل نظرم رو میدم .
    ممنون از تلاشتون
    Caligula و FFKIA به این پست علاقمند بوده اند.



  8. 3 کاربر از پست مفید lord2012 سپاس کرده اند .


  9. #6
    .:: خــــــدا ::.
    Saffar آواتار ها
    وضعیت : Saffar آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jan 2014
    محل سکونت : خونمون
    نوشته ها : 671
    سپاس ها : 1,239
    سپاس شده 1,522 در 653 پست
    یاد شده
    در 4 پست
    تگ شده
    در 45 تاپیک

    پاسخ : Cwa.93- تحليل و بررسي فيلـــــــم ملانکولیا (Melancholia)

    سلام .

    ممنون از تحلیل زیبا و کاملتون .

    من این فیلمو قبل عید دیدم فیلم کمی مبخم بود برام ولی ر کل فیلم قشنگی بود .

    از نظر من
    Kiefer Sutherland در این فیلم بسیار زیبا بازی کرده بود .

    حالا اگه بخوام در یک کلمه بگم ‌: شاهکار بود
    22038 و FFKIA به این پست علاقمند بوده اند.

    .::: IRAN :::.

  10. 3 کاربر از پست مفید Saffar سپاس کرده اند .


  11. #7
    puyan.f آواتار ها
    وضعیت : puyan.f آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jun 2014
    سن: 31
    نوشته ها : 5
    سپاس ها : 0
    سپاس شده 7 در 6 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 0 تاپیک

    پاسخ : Cwa.93- تحليل و بررسي فيلـــــــم ملانکولیا (Melancholia)

    سلام. نام فیلم " مالیخولیا " هست.
    در ترجمه فارسی " سودازدگی" و یا " اندوه " صحیح هست.
    نوعی بیماری که "هملت" از اون خیلی رنج می برد.
    شما یادتون نمیاد.....

  12. کاربر روبرو از پست مفید puyan.f سپاس کرده است .


  13. #8
    Caeser Caligula
    Caligula آواتار ها
    وضعیت : Caligula آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2011
    نوشته ها : 101
    سپاس ها : 320
    سپاس شده 583 در 91 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 642 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : Cwa.93- تحليل و بررسي فيلـــــــم ملانکولیا (Melancholia)

    نقل قول نوشته اصلی توسط puyan.f نمایش پست ها
    سلام. نام فیلم " مالیخولیا " هست.
    در ترجمه فارسی " سودازدگی" و یا " اندوه " صحیح هست.
    نوعی بیماری که "هملت" از اون خیلی رنج می برد.
    سلام دوست عزیز
    با تشکر از حسن توجه شما، اگر در پاراگراف اول و پاراگراف آخر دقت بفرمایین، می بینین که کلماتی که اشاره کردید، همه در متن وجود دارن. از اونجایی که در فیلم ستاره ای به اسم ملانکولیا نیز وجود داره و عنوان فیلم اشاره ای به این اسم هم محسوب می شه و از اونجایی که ترجمه ی اسم ها در متون جایز نیست، بنابراین از دوستان بخش ویراستاری تقاضا کردم که عنوان را همون ملانکولیا حفظ کنن. از اونجایی که دوستان در بخش ویراستاری ( و ایضا ترجمه و تحلیل و معرفی و همه ی بخش های دیگه) به شدت تلاش می کنن تا مطالب رو بی نقص و با کمترین ایراد ارائه کنن، تنها لطف شما می تونه خوندن کامل متون باشه.
    در ضمن شخصیت های حقیقی تر و مستندتری مثل کارگردان همین فیلم رو هم میشه مثال زد که از این بیماری رنج بردن ... که البته به این موضوع هم تلویحا در متن اشاره شده.
    متشکرم
    FFKIA, Anti Trust, Saffar و 1 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.
    همه چیز چه بغرنج و پیچیده است و با این حال چه ساده و طبیعی. اگر ماه را به دست می آوردم .اگر عشق کفایت می کرد وضع عوض می شد.
    اما کجا می توانم این تشنگی را فرو بنشانم؟ کدام دلی ست، کدام خدایی ست که برای من عمق دریاچه را داشته باشد؟
    در این دنیا و آن دنیا هیچ چیز نیست که در حد من باشد... با اینهمه می دانم و تو هم می دانی:
    فقط کافی ست که نا ممکن وجود می داشت، ناممکن.

    کالیگولا - آلبر کامو

  14. 5 کاربر از پست مفید Caligula سپاس کرده اند .


  15. #9
    Caeser Caligula
    Caligula آواتار ها
    وضعیت : Caligula آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2011
    نوشته ها : 101
    سپاس ها : 320
    سپاس شده 583 در 91 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 642 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : Cwa.93- تحليل و بررسي فيلـــــــم ملانکولیا (Melancholia)

    نقل قول نوشته اصلی توسط Saffar نمایش پست ها
    سلام .
    ممنون از تحلیل زیبا و کاملتون .
    من این فیلمو قبل عید دیدم فیلم کمی مبخم بود برام ولی ر کل فیلم قشنگی بود .
    از نظر من Kiefer Sutherland در این فیلم بسیار زیبا بازی کرده بود .
    حالا اگه بخوام در یک کلمه بگم ‌: شاهکار بود
    سلام و بسیار متشکرم دوست عزیز
    خیلی خوشحالم که برای شما خیلی مبهم بوده! چون در زمان تماشای فیلم برای من خیلی خیلی مبهم بوده!!!
    امیدوارم این تحلیل تونسته باشه تا حدودی به رفع ابهامات کمک کرده باشه.
    اگر نکته ای در مورد فیلم در ذهن تون بوده یا در تایید مطالب نظری داشتین، خوشحال می شم که با ما هم در میون بزارین.
    باز هم از اینکه متن رو مطالعه کردین متشکرم.
    موفق باشین.
    Saffar و FFKIA به این پست علاقمند بوده اند.
    همه چیز چه بغرنج و پیچیده است و با این حال چه ساده و طبیعی. اگر ماه را به دست می آوردم .اگر عشق کفایت می کرد وضع عوض می شد.
    اما کجا می توانم این تشنگی را فرو بنشانم؟ کدام دلی ست، کدام خدایی ست که برای من عمق دریاچه را داشته باشد؟
    در این دنیا و آن دنیا هیچ چیز نیست که در حد من باشد... با اینهمه می دانم و تو هم می دانی:
    فقط کافی ست که نا ممکن وجود می داشت، ناممکن.

    کالیگولا - آلبر کامو

  16. 5 کاربر از پست مفید Caligula سپاس کرده اند .


  17. #10
    .:: خــــــدا ::.
    Saffar آواتار ها
    وضعیت : Saffar آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jan 2014
    محل سکونت : خونمون
    نوشته ها : 671
    سپاس ها : 1,239
    سپاس شده 1,522 در 653 پست
    یاد شده
    در 4 پست
    تگ شده
    در 45 تاپیک

    پاسخ : Cwa.93- تحليل و بررسي فيلـــــــم ملانکولیا (Melancholia)

    نقل قول نوشته اصلی توسط Caligula نمایش پست ها
    سلام و بسیار متشکرم دوست عزیز
    خیلی خوشحالم که برای شما خیلی مبهم بوده! چون در زمان تماشای فیلم برای من خیلی خیلی مبهم بوده!!!
    امیدوارم این تحلیل تونسته باشه تا حدودی به رفع ابهامات کمک کرده باشه.
    اگر نکته ای در مورد فیلم در ذهن تون بوده یا در تایید مطالب نظری داشتین، خوشحال می شم که با ما هم در میون بزارین.
    باز هم از اینکه متن رو مطالعه کردین متشکرم.
    موفق باشین.
    بله صد در صد تحلیل شما کمک کرد .

    واقعا ممنونم از زحمت شما و تحلیل بسیار زیبا و کامل و جامع شما .
    FFKIA, parseek و Caligula به این پست علاقمند بوده اند.

    .::: IRAN :::.

  18. 3 کاربر از پست مفید Saffar سپاس کرده اند .


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تحلیل و بررسی ایران Cia.01- تحليل و بررسي فيلـــــم حســن كچــــل
    توسط MiSS SAYTA در انجمن بخش رسمي تحلیل و بررسي فيلمهاي ايراني
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: 02-23-2014, 19:52
  2. مجموعه كامل پرسي جكسون- ريك ريوردن(هر 5 جلد-ترجمه فارسي)
    توسط rah1373 در انجمن کتابخــانه الکترونیکی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 12-07-2013, 09:21
  3. تحلیل و بررسی ایران Cia.08- تحلــيل و بــررسي فيــلم مـن مـادر هســتم
    توسط MiSS SAYTA در انجمن بخش رسمي تحلیل و بررسي فيلمهاي ايراني
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: 01-07-2013, 20:07
  4. معرفی فیلم Melancholia در سال 2011 (اختصاصی سینماسنتر)
    توسط ScarFace در انجمن سينماي درام
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: 02-15-2012, 10:06
  5. نقد و بررسي فيلم مظنونين هميشگي
    توسط MOHAMMAD در انجمن بخش آزاد تحلیل و بررسي فيلمهاي جهان
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 07-27-2010, 08:57

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 19

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •