سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh بخش گمشده سریال فرینج (فصل 4.5)

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2
نمایش شاخه ای1علاقمندی ها
  • 1 ارسال شده توسط Olivia

موضوع: بخش گمشده سریال فرینج (فصل 4.5)

  1. #1
    Olivia آواتار ها
    وضعیت : Olivia آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2014
    نوشته ها : 5
    سپاس ها : 0
    سپاس شده 9 در 4 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 0 تاپیک

    بخش گمشده سریال فرینج (فصل 4.5)

    سلام
    من تصور میکنم این سریال هنوز جای کار داره . چون در خود سریال هم ما یک بخش گمشده بین فصل 4 و 5 داریم.
    یعنی از زمان بسته شدن پل بین دو دنیا و جداسازی دو دنیا از دیگر , تا سالی که والتر و سایر افراد گروه از کهربا مجددا" بیرون آورده میشن در سریال گم شده است.یعنی چیزی حدود 27 سال .
    ماجراهای این قسمت اونقدر هست که بشه حتی دو فصل کامل به این سریال اضافه کرد و بعید هم نیست که سازندگان این سریال به این فکر بیفتند که فصل 4.5 رو بسازند .
    بعد از جداسازی دو دنیا و بسته شدن پل ارتباطی دو دنیا چند سالی الیویا و پیتر باهم یک زندگی عادی داشتند . حتی بعد از تولد اتا هم تا 4 سالگی اتا (دخترشون) این قسمت ادامه داره..(یکی از فصلهای گم شده که حدود 5 سال رو در بر میگیره) . و بعد ظهور و تهاجم مشاهده گرها اتفاق میفته و خود این بخش یه بخش کامله چون در فیلم این قسمت 21 سال تمام طول میکشه . 21 سالی که انسانها و گروه مقاومت بدون حضور گروه فرینج در حال مبارزه با Observer ها بودند .
    نظر شما چیه؟آیا خبری در خصوص بازسازی این بخش از سریال به گوشتون نخورده؟

    ضمنا" در خط زمانی اصلی فیلم که در فصل 5 ادامه پیدا میکنه چند نکته مبهم باقی مونده که در سریال به اونها پرداخته نشد.
    مثلا" در خط زمانی قبلی ویلیام بل بخاطر برگرداندن گروه به دنیای خودشون , خودش رو فدا کرد (قبل از آشتی بین دو دنیا) و بعد سعی کرد با استفاده از گیرنده روح که در چای به خورد الیویا داده بود و بعد از تصاحل موقتی جسم الیویا راهی برای حلول خودش در جسم میزبانی دیگر پیدا کنه. که متوجه شد چنین کاری عملی نیست و موندنش در جسم الیویا میتونه باعث مرگ الیویا بشه. در اینجا باز هم فداکاری دومش رو انجام داد و با گول زدن والتر و سایر افراد گروه و با تظاهر به اینکه انتقالش به یک دستگاه کامپیوتر بعنوان میزبان ممکنه, خودش رو از جسم الیویا خارج کرد و درصورتی که از اول هم میدونست چنین کاری غیرممکنه. (با اون جمله معروفش که میدونستیم سگ شکار نمیشه و نمیشه اون سگ رو گرفت)
    یعنی در این خط زمانی دو بار ویلیام بل فداکاری کرد . یکبار جسمش رو فدا کرد و باردوم روحش رو که بطور موقت دربدن میزبان قرار گرفته بود مجددا" خارج و گم کرد..
    اما در ادامه در فصل 5....

    اما در ادامه فصل 5 والتر صحبت از خیانت ویلیام بل به گروه فرینج میکنه
    بصورتیکه حتی بجای تلاش برای نجات ویلیام بل از کهربا و بیرون آوردنش (که البته در اون فرصت کم باقیمانده ممکن هم نبود) دستش رو از مچ جدا میکنه تا بتونه با اثر انگشتش به انبارهای مخفی ومحل اختفای دستگاههای تمرکز زمان و مکان که آینده دزدیده شده بودند وارد بشه و نقشه نابودی مشاهده گرها رو اجرا کنه.
    یعنی در اینجا و دراین خط زمانی چگونگی بازگشت دوباره ویلیام بل به این دنیا و همچنین دلایل خیانتش به گروه فرینج و لو دادن اونها به مشاهده گرها و همچنین روابط گروه فرینج با ویلیام بل در طی این مدت (فاصله بین ورود مشاهده گرها و شروع تهاجمشون تا .....فرو رفتن گروه فرینج در کهربا به همراه ویلیام بل) نامشخصه... هیچ توضیحی هم درموردش داده نمیشه
    این قسمت به نظرم یکی از نقطه ضعفهای این سریال بود که مشخص نکرد که ویلیام بل بعد از دو بار تلاش ناموفق همراه با فداکاری (که اولیش بصورت میزبان در جسم الیویا بود و دومی اش با قرار گرفتن در چشم توفان در کشتی شبیه به کشتی نوح قصد ادغام دو جهان موازی با یکدیگر و نابودی هردو و ایجاد جهانی نو با قواعد خاص خودش و والتر رو داشت ) چطور دوباره به این دنیا برگشته
    و یا اگر فرض کنیم خط زمانی عوض شده و این والتر اصلا" اون والتری نیست که در کشتی نوح قصد نابودی دو جهان را داشت , بازهم نامشخصه چرا شخصیتی که دو بار در یه خط زمانی دیگه بخاطر الیویا و زنده موندنش فداکاری میکنه در این خط زمانی تا حد یک خائن به گروه فرینج تنزل داده میشه ..تا حدیکه به گروه خیانت میکنه و اونها رو مشاهده گرها میفروشه و باعث میشه ناچار بشن برای مدت 21 سال خودشون رو در کهربا زندانی کنند.

    نکات مبهم سریال تا الان اینها بود:
    =آزمایشات قبلی ویلیام بل و والتر در مورد کورتکسیفان - جهان های موازی و ساخت اون پنجره برای دیدن و مشاهده جهان موازی: که فقط بصورت فلش بک های کوتاه بهش پرداخته شد و خیلی جای کار داشت و متیونست دهها فصل به این سریال اضافه کنه

    =شخصیت مبهم ویلیام بل و نامشخص بودن وضعیتش در خط زمانی انتهایی منتهی به فصل پنجم

    = نکته دیگر هم اون پنجره مشاهده جهان موازی بود که خیلی بهش بصورت مبتدی پرداخته شده بود . بطوریکه سوالهای زیادی رو در ذهن ایجاد میکرد که اگر واقعا" امکان ساخت چنین پنجره ای باشه چه استفاده های مختلفی ازش میشه کرد درصورتیکه در سریال اصلا" به این نوع استفاده ها پرداخته نشد و در حد یک اسباب بازی باقی موند. بجز آخر فصل پنجم و قسمت آخر سریال که برای مشاهده وضعیت دنیای موازی و اینکه آیا مشاهده گرها اونجا رو هم تسخیر کرده اند یا نه مورد استفاده قرار گرفت.
    (بعنوان مثال با بسته شدن پل نباید ارتباط بین دو دنیا قطع میشد. چون اگرچه ارتباط فیزیکی قطع شده بود اما هم امکان ساخت تعداد بالای پنجره هایی در دو دنیا موجود بود که لاقل از طریق دیداری بتونن با هم تماس تصویری داشته باشند و همدیگر رو توسط دو پنجره ببینند و بهم پیام بدن و ارتباطشون رو حفظ کنند...هم امکان استفاده از ماشین تحریر نوترونی هم هنوز موجود بود برای تلگراف زدن بین دو دنیا....)
    ضمنا" در فصل 4 و بعد از آشتی دو دنیا بایکدیگر و بر سر لطف اومدن والتر نیت , هیچ استفاده خاصی از پل بین دو دنیا (لااقل برای انتقال تکنولوژی که در دنیای موازی پیشرفته تر از دنیای الیویا بود) و یا رفع کمبودها مثل ارسال قهوه ازین دنیا به اون دنیا یا صدور تکنولوژی در مسیر برعکس در سریال نشون داده نشد که اینهم از نقطه ضعفهای سریال بود.
    ضمنا" مسئله بازگشت پیتر به دنیا و بوجود آمدنش از هیچ ( و فقط از خاطرات الیویا و والتر و سایر اشخاصی که در مورد پیتر خاطره داشتند) هم بصورت ماستمالی بهش پرداخته شد و در واقع چون جاذبه سریال با خروج پیتر از داستان افت میکرد ناچار شدند بصورتی غیرقابل باور و خیلی ساده وار پیتر رو دوباره به سریال وارد کنند که این هم جای کار زیادی داشت و میشد و با کمی اعمال ترفند و داستانسرایی در خصوص تصحیح خط زمانی توسط سپتامبر اون رو خیلی جالبتر و منطقی تر و واقعی تر دوباره به سریال برگردوند نه به این صورت ناگهانی و بی دلیل و ظهور از هیچ....

    در خصوص اتا و جریان گم شدنش در 4 سالگی..(درصورتی که در زمان تهاجم تنها چند قدم ازالیویا و پیتر فاصله داشت) .اینکه چرا و چطور گم شد و بعد کجا رفت؟ وضعیت بزرگ شدنش در زمانی که اونها در کهربا بودند و چگونگی اطلاعش از اینکه فرزند چه کسانی هست و چطور اون فشنگ کذایی الیویا (که در جریان قسمت کشتی نوح سبب مرگ موقت الیویا توسط واالتر شده بود) به دستش رسیده بود هم هیچ توضیحی در سریال داده نشد.که اینهم از نقاط ضعف یا شاید فقط نقاط مبهم سریال بود.

    همچنین اینکه چرا و چطور الیویا و پیتر بعد گم شدن اتا از هم جدا شدند. چطور هرکدوم جداگانه در دو شهر و منطقه متفاوت در کهربا اسیر شدند هم هیچ اطلاعاتی به تماشاگر داده نشد.

    نکته بعدی که بهش خیلی کم پرداخته شده بود و در پرده ای از ابهام باقی موند وضعیت مشاهده گرها از لحاظ جسمی و روانی بود. از یکطرف میگفتند قسمت احساسات در مغزشون کاملا" از بین رفته...از طرف دیگر نشون داده شد که هنگام برگشت بله زمان گذشته و هجوم به گذشته , دقیقا" دست به تفریحاتی میزدند که کاملا" با احساسات رابطه مستقیم داشت. مثل حضور در کاباره و رقص و مغازله با خانمهای خوشگل و.... و همچنین طرز رفتارشون با مردم درست مثل افرادی پیرو هوای نفس بود که دیگران رو برده کرده اند و فقط دارن ازشون بهره کشی میکنند . درصورتی که از انسانهایی که قسمت احساساتشون در مغزشون از بین رفته انتظار این میره که فقط منطقی فکر کنند و اصلا" اعتنایی به تمایلات نفسانی نداشته باشند
    یا مسئله حس خشم , تنفر و کینه ای که در سرهنگ ویدمارک مشاهده شده بود کاملا" با گفته سریال و حذف قسمت احساسات از مغز مشاهده گرها کانفلیکت داشت.
    و مهمتر از همه...قضیه ای که نتونستند حلش کنند

    ادامه...
    نظر شما چیه؟

    موضوعی که در سریال بهش پرداخته نشد چون اگر پرداخته میشد کلا" فصل 5 باید عوض میشد اثر پروانه ای بود.
    اینکه چطور مشاهده گرها تونستن زمان و مکانی رو برای هجوم انتخاب کنند که تاثیر پروانه ای اعمالشون روی نسلهای آینده (که خودشون بودند) به صفر برسه از نکات مبهم فیلم بود.
    البته سعی کوچکی کردند که نشون بدند رفت و آمد مشاهده گرها. نت برداشتنهاشون و زیر نظر داشتن اتفاقات گذشته و مشاهده کردنها برای این بوده که بهترین زمان و مکان برای تهاجم مشخص بشه که کمترین اثر پروانه رو برای چند نسل بعدی داشته باشه. اما بازهم قابل تصور نیست چون در دنیایی که با له شدن یک مگس زیر پای یک اسب ممکنه تاثیرش در چندین نسل بعد بصورت یک حادثه بسیار بزرگ اثر پزوانه ای اش رو نشون بده تصور اینکه یکی مثل سرهنگ ویمارک یا سایر مشاهده گرها در سال 2037 بتونن براحتی هرکس رو که عضو مقاومته شکنتجه کنن یا بکشن و اصلا" طرز زندگی اون نسل رو تغییر بدن و برده شون کنن بدون اینکه کوچکترین تایری در 600 سال آینده بزاره از منطق بدور بود.چه بسا همون فرد مقاومت که در این زمان توسط افراد ویدمارک کشته میشد پدر جد بیست نسل قبل سرهنگ ویدمارک میبود و با کشته شدنش توسط مشاهده گرها ویدمارک باید از خط زمانی حذف و ناپدید میشد (یا هرکدام دیگر از مشاهده گرها) این نقطه صعف خیلی به این سریال ضربه زد.
    (اگر دلیل منطقی بر ضد این نظر بنده دارید لطفا" بگین تا منهم خیالم راحت بشه )


    ضمن اینکه مشخص نشد در جهان موازی جهان الیویا ...(در دنیای والترنیت) مشاهده گرها چکار کرده اند. چون مشخصا" مشاهده گرهایی هم مربوط به اون جهان موازی در آینده اون جهان باید وجود میداشتند . اینکه این مشاهده گرها خودشون و سیاره رو نابود کردند و ناچار به مهاجرت به گذشته شدند اما در جهان موازی چنین اتفاقی نیفتاد نشاندهنده جداسازی عمیق خط زمانی در بین این دو دنیای موازی بود. که بهش اصلا" پرداخته نشد و به تخیل تماشاچی واگذار شد.
    شاید اگر از اون پنجره و ماشین تحریر استفاده بهینه میشد راههای خیلی بهتری از اون نقشه هزارتوی والتر برای از بین بردن هجوم مشاهده گرها و نوشتن مجدد خط زمانی وجود میداشت.مثل در آوردن تجربه مشاهده گرهای دنیای والتر نیست و نشون دادنش به مشاهده گرهای این دنیا تا نیاز نباشه با زدن یه ضربه کوچک به سر والتر اونو در حد یک پیرمرد ابله و گیچ پایین بیارن که دچار فراموشی عجیبی شده و مهمترین هدف زندگی اش یعنی نجات دنیا رو فراموش کرده (ولی علاقه اش به شکلات و پاستیل شیرین بیان رو نه)

    یا نشون داده شد که مشاهده گرها بسادگی بین زمانهای مختلف , مکانهای مختلف و حتی دنیاهای مختلف رفت و آمد میکردند. در قسمت آخر فصل پنجم دیدیم که تعقیب کنندگان الیویا و پسر سپتامبر (دیوید) به دنبال الیویا به جهان والتر نیت رفتند تا اونو بکشند و توسط همزاد الیویا بهشون تیراندازی شد. بنظر بعید میرسه انسانهای باهوشی مثل مشاهده گرها با وجود دراختیار داشتن این قدرت خودشون به این فکر نیفتاده باشند که با رفتن به دنیای موازی و مشاهده آینده همزادهای خودشون , راه جلوگیری از نابودی سیاره و نوع بشر رو پیدا کنند و بسادگی به فکر تهاجم به چند قرن قبل بیفتند که در اون مسئله و دام اثر پروانه ای گیر کنند و ارزش سریال تا این حد پایین بیاد


    نظر شما چیه؟
    ویرایش توسط autumn63 : 07-12-2014 در ساعت 22:35
    قطره باران به این پست علاقمند بوده است.

  2. 2 کاربر از پست مفید Olivia سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #2
    می ای ده که چون شیشه بر لب زند/ لب شیشه تبخاله از تب زند
    autumn63 آواتار ها
    وضعیت : autumn63 آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jun 2011
    نوشته ها : 1,630
    سپاس ها : 4,718
    سپاس شده 4,111 در 1,266 پست
    یاد شده
    در 20 پست
    تگ شده
    در 836 تاپیک

    پاسخ : بخش گمشده سریال فرینج (فصل 4.5)

    اول اینکه خیلی خوش اومدید دوست عزیز
    والاه این سریال رو من یکی که از وقتی تموم شده دیگه ندیدمش. فک کنم 2 سال شد راستش خیلی از جاهاش رو یادم نمیاد اصلا.
    ولی شما با این دقتی که سریال رو دیدی فک کنم بهتر بری سراغ جی جی شاید بتونی متقاعدش کنی فصل 4.5 رو هم بسازه
    ولی با توجه به حفره های زیادی که تو سریال وجود داشت و افت شدیدی که تو دو فصل آخر داشت، یه جورایی سر و ته داستان رو هم آوردن. و با پایان خیلی ضعیفش یه جورایی این سریال رو به فنا بردن. احتمال اینکه یه همچین فصلی ساخته بشه خیلی کمه.
    به قول شما میتونست اون 21 سالی که تو کهربا بودن رو ازش یه فصل با کلی ماجرا بسازن. اما این فاصله زمانی رو یه جورایی برای زودتر به پایان بردن سریال ازش استفاده کردن و متاسفانه کاریشم نمیشه کرد.
    به هر حال ممنون از اینهمه دقتی که داشتین و مطلبی که نوشتین
    <img src=http://files.cinemacenter.ir/images/x0jtr1ps33l4xrtloa9c.jpg border=0 alt= />

  5. کاربر روبرو از پست مفید autumn63 سپاس کرده است .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •