سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh تحلیل و بررسی سینمای جهان Cwa.98- تحليل و بررسي فيلـــــــم دشمـــن (Enemy)

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت  طراحی دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه 

 هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته , طراحی وب سایت , سئو سازی , کابل هلوکیبل , اعلام حریق , پیاده سازی دیتاسنتر

 

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5
نمایش شاخه ای24علاقمندی ها
  • 9 ارسال شده توسط FFKIA
  • 14 ارسال شده توسط Caligula
  • 1 ارسال شده توسط amir_kubrick

موضوع: Cwa.98- تحليل و بررسي فيلـــــــم دشمـــن (Enemy)

  1. #1
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA هم اکنون آنلاین است.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 39
    نوشته ها : 7,505
    سپاس ها : 11,201
    سپاس شده 25,633 در 4,555 پست
    یاد شده
    در 57 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    Cwa.98- تحليل و بررسي فيلـــــــم دشمـــن (Enemy)

    نام فیلم: دشمـــن
    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  avn9u5bf3nnazg5bjni9.gif
مشاهده: 1036
حجم:  152.4 کیلو بایت
    اطلاعات فیلم
    کارگردان: دنیس ویلنوو
    نویسنده: خوزه ساماگو
    تهيه کننده: ام-ا فائورا، نیو فیچمن
    موسيقي متن: دنی بنسی
    فيلمبردار: نیکلاس بولداک
    تدوين: ماتیو هانام
    بازیگران
    جیک جیلنهال: آدام + آنتونی
    ملانی لارانت: ماری
    سارا گیدون: هلن
    ایزابلا روسیلینی: مادر
    جاشوا پیس: معلم مدرسه
    تیم پست: آنتونی
    کدار برون: گارد امنیتی
    اطلاعات دیگر
    ژانر: راز آلود، هیجان انگیز
    تاریخ اکران: 8 سپتامبر 2013 (کانادا - تورنتو)
    توزيع کننده: رامبوس فیلم، راکس بری پیکچرز
    مدت زمان: 90 دقيقه
    محصول: کانادا، اسپانیا
    زبان: انگليسي
    بودجه: حدود نامشخص
    فروش: 1 میلیون دلار!
    افتخارات و جوایز
    برنده جایزه تدوینگران کانادائی سال 2013
    نامزد جایزه Canadian Screen Award سال 2014
    نامزد جوایز گیلد کارگردانان کاناد سال 2014 در رشته های بهترین طراحی صحنه، بهترین تدوین و عوامل ساخت
    برنده جوایز ژنی سال 2014 در 5 رشته و نامزدی در 5 رشته دیگر
    برنده جایزه فستیوال بین المللی کاتالونیا سال 2013
    تحلیل و بررسی از سعید مرادی
    wintergirl, layra, Anti Trust و 6 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته



  2. # ADS
     

  3. #2
    Caeser Caligula
    Caligula آواتار ها
    وضعیت : Caligula آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2011
    نوشته ها : 101
    سپاس ها : 320
    سپاس شده 582 در 91 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 642 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : Cwa.98- تحليل و بررسي فيلـــــــم دشمـــن (Enemy)

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.
    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  ghzxr7ok4or1jytvlq8.gif
مشاهده: 811
حجم:  125.5 کیلو بایت
    تحلیل فیلم دشمن
    دشمن، نمونه بارز آن دسته آثاری است که برای بیان مفاهیم خود به مجموعه ای از کنایه ها، تشبیهات، استعاره ها و تمثیل ها تکیه می کند.
    برای مثال استفاده از عنکبوت، کلید، زن باردار، پوسترها و دیوار نوشته ها، استفاده از محیط شهری در معنایی کنایی و... همگی بیانی استعاری و فراداستانی به خود می گیرند. از سوی دیگر برای درک داستانی که در اثر تعریف می شود باید به مجموعه ای از نظریات و تئوری های علمی در مباحث انسان شناسی و جامعه شناسی در سطوح ابتدایی آشنایی داشت. استفاده از نظریات کسانی جون مارکس و هگل در درجه اول شاید بسیار سطحی و ابتدایی بوده و کاربردشان صرفا در جهت جدی نشان دادن اثر باشد، اما مسلما استفاده از نظریات افرادی چون فروید و روانکاوان پس از او در باب مفاهیمی چون غرایز، آزادی فردی و اجتماعی، نهاد خانواده، وجدان، اخلاقیات، شکل گیری عقده ها و... می تواند از پایه های ابتدایی شکل گیری اثر چه در داستان و چه در فرم بیانی باشد. بحث از فرم بیانی شد؛ دشمن در ساختار خود نیز نیازمند مداقه و بررسی بیشتری است. ساختار دایره ای و تکرارشونده اثر خود مساله مهمی است که موجب درک بیشتر فضای ذهنی و خیالی شخصیت محوری اثر می شود. در این مورد، مصادیق بارزی وجود دارد. می توان به یکی بودن صحنه «زنی باردار بر روی تخت» در ابتدای فیلم و «عنکبوت بر روی تخت» در انتهای فیلم اشاره کرد و کل داستان را تنها گذر کسری از ثانیه در ذهن و روان آدام دانست؛ یا حتی به ساختار پاندول مانند و تکرار شونده آن اشاره کرد (که بیشتر در ادامه توضیح داده می شود). از این رو فیلم تا حدودی به آثار سورئال و (در روایت) مدرن ِ دیوید لینچ نیز پهلو می زند. کسی که تاثیراتش بر این فیلم غیرقابل انکار است. اما معرفی اثر و نگاه کلی را در اینجا به پایان می رسانیم تا در ادامه بتوانیم بر جزئیات بیشتری تمرکز کرده و دشمن را به مفاهیم سازنده اش خلاصه کنیم. از این منظور تصور بنده این است که دشمن را بر خلاف بسیاری از آثار مشابه می توان به راحتی تجزیه کرد و آن را درک نمود، تا آنجا که نکته مبهمی در آن باقی نماند. اگرچه این مساله به مذاق مخاطبانی که به دنبال پاسخ های قطعی و سرراست هستند خوش می آید، اما مخاطبان خاصی که به دنبال پیچیدگی ها و مفاهیم درهم تنیده هستند، ترجیح می دهند که پاسخ سرراستی برای سوالاتشان نیابند و راه برای تفسیر و تعبیر تا به بی نهایت ادامه داشته باشد؛ و در حقیقت همین مساله است که آثار ماندگار را از اثار خوب اما فراموش شدنی، متمایز می کند. شاید مهمترین علت چنین ساختار مشخصی، هالیوودی بودن اثر باشد.

    بسیاری از سکانس های ابتدایی فیلم، دارای پیام ها و اطلاعاتی هستند که پیش از موعد مقرر در اختیار مخاطب قرار می گیرند، بنابراین در نگاه اول درک نمی شوند. زنی که بر روی تخت دراز کشیده است، تماسی که مادر با پسرش گرفته است و از همه مهمتر، مراسم خاصی که آدام و دوست همراهش (که بعد می فهمیم نگهبان ساختمان محل زندگی وی نیز هست) به آنجا می روند، همه تصاویری هستند که در ادامه معنای واقعی خود را می یابند. با این حال در میان این تصاویر، تنها سکانس مراسم است که باید با نگاهی متفاوت به آن توجه شود، که به آن نیز در ادامه خواهیم پرداخت.
    بیاییم در وهله نخست، برخی از عناصر کلیدی داستان را بررسی کنیم.

    رابطه آدام و آنتونی: بیاید به سکانسی از فیلم رجوع کنیم که آدام و آنتونی برای اولین بار یکدیگر را ملاقات کرده اند. آدام احساس می کند با شخص دیگری آشنا شده است، کسی که از هر نظر به او شباهت دارد. او به دنبال کشف این مساله است، از این رو به چرایی و چگونگی این مساله فکر نمی کند. اما حقایقی در این دیدار برای او آشکار می شود که او را شوکه می کند (و ممکن است به نظر مخاطب نیاید). در این دیدار، هنگامی که آنتونی جای زخم خود را به آدام نشان می دهد، وی هرچه بیشتر به شباهت بیش از اندازه خود و آنتونی پی می برد. این مساله در درجه اول او را به این نکته می کشاند که شاید برادر همسانی داشته است اما با از بین رفتن این احتمال (در دیدار با مادرش)، بیش از پیش فضای وقایعِ پیش روی خود را غیرطبیعی می یابد. علاوه بر این، در دیدار آنتونی و آدام تاکید بر دستها به دلایل خاصی صورت می گیرد. دستها و انگشتان نشانه خاصی از هویت هستند. در حقیقت دست ها می توانند موجب تشخص و تمایز در میان افراد شوند. وجود شباهت کامل در دست های انتونی و آدام، آخرین علائمی هستند که به مخاطب و آدام داده می شوند تا به این نتیجه برسیم که آدام و آنتونی یکی هستند. با بروز این حوادث کم کم بر آدام مسجل می شود که آنتونی کسی جز خودش نمی تواند باشد، بنابراین درصدد بر می آید که او و تمام مسائل آزاردهنده اش را از سر راه بردارد. با این حال این سوال باقی می ماند که چگونه آدام و آنتونی دو شخصیت متفاوت هستند و چرا؟

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  5sxtp2h688qkqgscnms.png
مشاهده: 777
حجم:  21.6 کیلو بایت

    عنکبوت: عنصر تکرار شونده ای که به کرات نشان داده می شود. یک بار در مراسم ابتدایی اثر و زیر پای یک زن، بار دیگر در میانه های فیلم و به صورت سر عنکبوت بر بدن یک زن، یک بار دیگر در میانه های فیلم و به شکل عنکبوتی عظیم الجثه که در سکانسِ پس از دیدار آدام با مادرش نشان داده می شود (هنگامی که آدام برای کرایه کردن دو فیلم دیگر به فروشگاه مراجعه می کند، در پس زمینه، پوستر یک فیلم ترسناک از دهه ی 30 و 40 را مشاهده می کنیم. تصویر از دختری غول پیکر است که بر روی شهری راه می رود. می توان این تصویر را در کنار همین نما از عنکبوت غول پیکری گذاشت که در میانه های فیلم مشاهده می شود. به شکل کنایی در این تصویر به ماهیت عنکبوت اشاره می شود) و در انتها که همسر آنتونی تبدیل به عنکبوت می شود. در وهله اول مشاهده می کنیم که عنکبوت در جایگاه زنان به کار رفته است، اما زنانی آشنا! همسر و مادر آدام/آنتونی. کسانی که این آدام/آنتونی به آنها وابسته است یا به نوعی در زندگی مشترک با آنها به سر می برد. اما چگونه همسر و مادر وی به عنکبوت تبدیل می شوند؟! و چرا؟

    شهر: شهر همیشه مبهم و پر از دود است. در صحنه های مختلفی از فیلم پس از آنکه نمایی از شهر را می بینیم، بلافاصله آدام را می بینیم که با دستی بر روی پیشانیش، در حال فکر کردن است. پوستری نیز از فیلم وجود دارد که شهر را بر بخشی از سرِ آدام می بینیم. علاوه بر حضور عنکبوت در سرتاسر فیلم، شاهد اثرات ناشی از عنکبوت در شهر نیز هستیم. سیم های مخابراتی و برقی، کابل های وسایل نقلیه شهری، تَرَک های ناشی از شکستگی بر روی شیشه که مشابه تار عنکبوت هستند، همین اثرات مشابه روی شیشه کلاه ایمنیِ آنتونی یا شیشه حمامی که همسر آنتونی در آن حضور دارد. در حقیقت، در فیلم بارها شهر به منطقه ای تشبیه می شود که در تسخیر عنکبوت است. عنکبوت در شهر حرکت می کند، تارهایش را در شهر می تند (سیم ها و کابل هایی که تمام شهر را در بر گرفته است) و بر حوادث و وقایع تاثیر دارد (شکستگی های روی شیشه ماشین). اما چگونه می توان شهر را (به عنوان بستری که همه حوادث در آن رخ می دهند) تصورات آدام دانست؟

    فکر می کنم زمان آن رسیده که به شرح ماوقع داستان بپردازیم. آدام مردی میانسال است. مدتی است ازدواج کرده و همسرش باردار است. او قبل از ازدواج (و حتی در هنگام ازدواج) دارای روابطی خارج از نهاد خانواده بوده است. این مساله را همسرش نیز می دانسته است. در مکالمه ای که آنتونی و همسرش با هم دارند، همسرش به دختری اشاره می کند که انتونی ممکن است باز هم با وی در ارتباط باشد. اما با حامله شدن همسر آنتونی، تعهدی که آدام به خانواده اش دارد منجر به این مساله می شود که او عادت های پیشین را ترک کرده و مسئولیت زندگی خود را بپذیرد.
    این حادثه دقیقا شش ماه قبل از وقایع فیلم رخ می دهد. یعنی در مراسم ابتدای فیلم. کل مراسم ابتدای فیلم، فلش بکی است که شش ماه قبل رخ داده است. این مساله را در یکی از سکانس های فیلم درمی یابیم: «هنگامی که آدام به آژانس استعدادیابی مراجعه می کند، از مسئول آنجا می شنود که 6 ماه است به آنجا سر نزده است. این زمان برابر با مدتی است که همسرِ آنتونی حامله شده است. این مساله نشان می دهد ادام نیز از زمانیکه همسرش حامله شده، نقش و شخصیت خود را تغییر داده و زندگی دیگری را به طور جداگانه ادامه می دهد. در حقیقت او از این طریق برای مدتی خواست ها و نیاز های خود را سرکوب کرده است». اما این تعهدپذیری در ضمیر ناخودآگاه آدام نه از روی خواست قلبی، که به اجبار صورت می گیرد. بنابراین آدام با انکار همه آنچه بر او گذشته است، گذشته خود را فراموش می کند (یا به بیان دیگر، گذشته ای فراموش شده برای خود خلق می کند). دراین گذشته، او بازیگری بوده که در چند اثر بازی کرده است. مهمترین دلیل دو پاره‌گی شخصیت ادام/ آنتونی فشار نیازها و غرایز از یکسو و تلاش برای پذیرفتن مسئولیت ها و وظایف خانوادگی و اجتماعی از سوی دیگر است که روان او را از هم می گسلد. او در پی این گسست شخصیتی، با خودش روبرو می شود، به چالش کشیده می شود، مبارزه می کند و با سرکوب نیازها و هوس ها به آغوش همسر و خانواده باز می گردد. اما در نهایت نیازها و غرایز بار دیگر خود را نشان می دهند (مساله کلید که در ادامه راجع به آن صحبت خواهیم کرد).

    موضوع درسی که آدام در دانشگاه تدریس می کند با محوریت مساله کنترل آغاز می شود. او تاکید می کند که همه مسائل به کنترل مربوط می شود و کنترل کردن از دغدغه های حکومت های دیکتاتوری است. چیزی که ذهن آدام را مشغول کرده، کنترل شدن توسط افراد دیگر است. او احساس می کند که کنترل زندگی خود را از دست داده است و این کنترل شدن را ناشی از سلطه زنان (مادر در درجه اول و سپس همسرش) می داند. حلقه در دستان آنتونی در ابتدای اثر نشان دهنده وجود رابطه و نگرانی آدام از این رابطه است.
    آدام در ابتدای اثر (و نه در ابتدای ماجرای اصلی فیلم) یک زندگی معمولی و روتین، بدون هیچگونه تعهدی را داراست. او در کلاس آموزش می دهد، دوستی دارد که با او رابطه عادی و مساعدی را حفظ کرده است و مادری که گهگاه با او در تماس است. اما این حقیقت زندگی آدام نیست. این تنها یک آرزو یا ایده آل برای آدام محسوب می شود. این یک دنیای خیالی است. این آپارتمان، کلاس های درس و حتی دوست دخترش پوسته ای خیالی از طرف روانِ رنجور او برای سرپوش گذاشتن بر حقیقت زندگی او هستند.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  5sxtp2h688qkqgscnms.png
مشاهده: 777
حجم:  21.6 کیلو بایت
    در سکانسی در اوایل فیلم، هنگامی که دوستِ آدام وارد می شود، آدام صدای زنگ را می شنود و عکس العمل نشان می دهد، اما در ادامه صدای سلام هر دو را می شنویم، در حالیکه آدام در جای خود ثابت است. در این لحظه، خیالی بودن دوست آدام به خوبی نشان داده می شود.
    فشارهای ناخودآگاه آدام برای به یادآوردن حقیقت در نهایت منجر به سکانس مکالمه با همکارش می شود. همکار آدام به احتمال زیاد وی را از فیلم خاصی به خاطر می آورد (خودآگاه یا ناخودآگاه)؛ بنابراین راجع به سینما از او می پرسد و فیلمی را به وی پیشنهاد می دهد که آدام را در آن دیده است. این همکار می تواند تنها در خیال آدام باشد. زیرا ناخودآگاه آدام در تلاش است تا مسائل فراموش شده وی را دوباره به وی گوشزد کند. نام اولین فیلمی که به آدام پیشنهاد شد نیز خود اشاره ای است به همین سکانس: Where there's a will, there's a way (اگه واقعا بخوای کاری رو انجام بدی، راهش رو هم پیدا می کنی!). آدام در تلاش است که به یاد بیاورد پیش تر در فیلمی بازی کرده و به سینما علاقه مند است، اما نمی تواند به یاد بیاورد. این علاقه و خواست درونی وی به یادآوری، در نهایت راهی را پیش روی او می گذارد: یک همکار که یکی از فیلم های او را برای دیدن به او پیشنهاد می دهد. در حقیقت این سکانس نیز در ذهن وی شکل می گیرد.

    اما همسر آدام/آنتونی نیز یکی از شخصیت های کلیدی و تأثیرگذار در داستان است. او نزدیک ترین شخص به آنتونی ست و از این رو در داستان به خوبی یکی بودن این دو نفر را تشخیص می دهد. در دیداری که آدام و همسر آنتونی در مدرسه با یکدیگر دارند این گونه به نظر می رسد که همسر آنتونی از دیدن فردی که شبیه به همسرش است تعجب می کند. اما در حقیقت مساله به گونه ای دیگر است. در حقیقت این زن به هویت آدام (که همان آنتونی باشد) پی برده است. او از این خودبیگانگی آنتونی شوکه می شود و نمی تواند آن را باور کند. در نهایت هنگامی که آنتونی برای رفتن به سر کلاس به داخل ساختمان می رود، همسرش با او تماس می گیرد. دوربین در زاویه ای قرار می گیرد که ما بر هر دو نفر اشراف داشته باشیم. آنتونی به گوشی پاسخ نمی دهد تا زمانیکه آدام وارد ساختمان شده و از دید خارج می شود. در اینجا بیننده و همسر آنتونی به این برداشت قاطع می رسند که آنتونی و آدام دو شخصیت مجزا نیستند.
    بر این مساله در سکانس دیگری نیز تاکید می شود. زمانیکه شب‌هنگام آنتونی و همسرش در حال مکالمه هستند، همسر آنتونی ماجرای رفتنش به محل کار آدام را برای آنتونی بازگو می کند. پس از مکالمه ای کوتاه آنتونی بیان می کند که نمی داند همسرش از چه چیزی صحبت می کند و همسرش با ابهام از او می پرسد که آیا واقعا از این مساله بی خبر است. در اینجا اطمینان پیدا می کنیم که همسر انتونی/آدام به یکی بودن آنها ایمان آورده است.
    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  w8zkd916irpjpuethe.gif
مشاهده: 778
حجم:  114.6 کیلو بایت

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.
    در داستان بر ایجاد تضاد میان آنتونی و آدام به اشکال مختلف اشاره می شود تا بر فرار انتونی/آدام از خود تاکید شود. به عنوان مثال، آنتونی به بلوبری علاقه مند است و این را در سکانسی که از ورزش برگشته است نشان می دهد. اما از سوی دیگر آدام علاقه ای به بلوبری ندارد، با این حال تاکید مادر آدام بر اینکه او پیش تر از بلوبری خوشش می آمده است، بیانگر تغییری است که در آدام/ آنتونی رخ داده است. یا این مساله که آدام هرگز به تماشای فیلم های سینمایی نمی نشیند و علاقه ای به آنها ندارد اما آنتونی خود بازیگر چند فیلم سینمایی بوده است. در این مورد نیز سخنان مادر آدام راهگشاست: «تو یه شغل قابل احترام داری. یه آپارتمان خوب داری. و بدون تعارف مجبورم بگم که دیگه باید این تخیلات بازی کردن در 3 تا فیلم رو بزاری کنار».

    اما این تفاوت ها امری ظاهری هستند و نیازهای درونی و اصیل آدام را می توان در آنتونی یافت. به عنوان مثال، در سکانس قبل از اولین دیدار آنتونی و ادام در هتل، زنی در حال عبور از راهرو است که نظر آدام را جلب می کند. دیدزدن و رفتن به سراغ زنان از ویژگی های آنتونی است نه آدام. در اینجا این نکته منتقل می شود که آدام در درون خود، همان آنتونی بوده است که عادت های پیشین خود را کنار گذاشته و مسائلی را به دست فراموشی سپرده است. از این رو، گاه عادت های پیشین او باز می گردند اما سعی دارد آنها را فراموش کند. ما تکرار همین رفتار را در سکانسی که آنتونی و دوست آدام در اتوبوس هستند دوباره شاهد هستیم. این بار آنتونی ست که به چشم چرانی می پردازد اما بر خلاف آدام نمی خواهد آن را کنترل کند، بلکه بر آن اصرار دارد و از آن لذت می برد.
    اما یکی از سکانس های مهم در اثر مربوط به ملاقات آدام و مادرش می باشد. مسائل تسلط، عنکبوت، مادر و شهر و رابطه این موضوعات با یکدیگر، به خط محوری اثر تبدیل می شود. شهر به نمادی از ذهن و دنیای درونی آدام تبدیل می شود. در این شهر عنکبوت ها سلطه پیدا کرده اند. این عنکبوت ها که بزرگترین شان، مادر آدام است، زنهایی هستند که در زندگی او حضور دارند و تسلطشان را بر وی حفظ کرده اند (به این مساله توجه شود که سکانس عنکبوت بزرگ پس از ملاقات با مادر قرار دارد) وی زنان را تنها موجوداتی می داند که قصد دارند بر او تسلط پیدا کرده و آزادی او را سلب کنند. دلایل متعددی برای انتخاب عنکبوت به عنوان نماد این افراد وجود دارد. یکی از آنها وجود تار عنکبوت است. عنکبوت ها با ایجاد تار، بر وابستگی بیشتر موجودات اطراف می افزایند. آنها با تنیدن تار، خود را در محل اثبات می کنند. دلیل دیگر انتخاب عنکبوت، روشی است که این موجود در مصرف طعمه هایش دارد. او آنها را نمی کشد بلکه زنده نگه داشته و به مرور زمان از آنها استفاده می کند. در این حالت طعمه های او زجر می کشند تنها برای اینکه این موجود بتواند طعمه ها را برای مدت بیشتری در اختیار نگه دارد.

    تصور آدام از زنهای زندگی اش نیز به همین صورت است. او احساس می کند که همسرش با به دنیا اوردن فرزند، او را در تارهای خود گرفتار کرده و او نمی تواند دیگر مثل قبل آزادانه به زندگی خود ادامه دهد و به مرور در یک زندگی کسل کننده، آرام و شبه مرگ گرفتار شده است. اما شاید یکی دیگر از دلایل انتخاب عنکبوت را بتوان عادت آن در از بین بردن جفت دانست. برخی از گونه های عنکبوت، پس از جفت گیری اقدام به از بین بردن موجود نر می کنند، که در مورد عنکبوتی به نام بیوه سیاه این مساله همراه با تناول موجود نر نیز هست! بنابراین در این حالت می توان ترس آدام از بچه دار شدن را نیز درک کرد. به گمان او، ذات همسرش موجب می شود که پس از بچه دار شدن اقدام به از بین بردن زندگی و رفاه او کند. تمام این ها را حتی می توان در درسهایی که آدام در دانشگاه می دهد نیز یافت. او مدام از دیکتاتوری صحبت می کند. از اینکه حکومت های دیکتاتوری از روش های مختلفی برای کنترل استفاده می کنند. در نگاه آدام، او تحت کنترل زن ها، اعم از همسر و مادرش است. مساله غالبی که ذهن آدام را اشغال کرده است، از بین رفتن آزادی و اراده است.
    در نهایت، آدام با به یادآوردن سختی هایی که بر همسرش وارد می شود، عشق خود به همسرش را قوی تر از پیگیری نیازهای خود می یابد، بنابراین با نقشه ای که در ذهن خود می کشد، آنتونی و دوست خودش را از ماجرا حذف می کند. در نماهای پایانی به خوبی بر ذهنی بودن آنتونی و دوست آدام تاکید می شود. زمانیکه دوست آدام از اثر انگشتر بر روی انگشت انتونی باخبر می شود، ادام نیز از خواب بر می خیزد، در حقیقت آدام در حال نقشه چینی است تا انتونی و دوست سابق خودش را سر به نیست کند. او آمادگی دارد که به تنهایی مسئولیت همسرش را بپذیرد. اشک های او به دلیل عملی است که می خواهد انجام بدهد: از دست دادن دوستش.

    دوست ادام در ماشین به آنتونی می گوید که : You're not a man!. او این جمله را در این معنا به کار می برد که « تو مرد نیستی!» اما می توان این جمله را در این معنا که « تو یک انسان نیستی!» نیز به کار برد. و همین جمله نیز هست که آنتونی را خشمگین می کند. در حقیقت او بدلی از آدام است. او تنها بخشی از آدام است که می تواند توسط او از بین برود.
    زمانی که ماشین تصادف میکند، می توانیم روی شیشه اثر تار عنکبوت را مشاهده کنیم. اخطاری دیگر که نشان می دهد عامل اصلی، تارهای عنکبوت یا به نوعی وابستگی ناشی از رابطه با همسر آدام است. آدام می خواهد این رابطه را به هر صورتی که شده حفظ کند بنابراین، عوامل مزاحم و تهدید کننده را حذف می کند. زمانیکه میخواهد جزئیات تصادف اعلام شود نیز آدام موج را تغییر می دهد تا حادثه در ابهام باقی بماند. در حقیقت تصادفی که رخ می دهد تنها بهانه ای است برای آدام که داستانش را کامل کند. همچنین هنگامی که همسر آدام/آنتونی در حال دوش گرفتن است، می توان اثراتی شبیه به تارهای عنکبوت را روی شیشه مشاهده کرد. گویی عنکبوتی در لانه خود زندگی می کند.
    علاوه بر اینها تابلوهای روی دیوار همگی نشان دهنده ساختمان ها و سازه هایی هستند که بیش از پیش فضایی شبیه به لانه عنکبوت را شبیه سازی می کنند. این حجم از فضای اشاره کننده با عنکبوت یا لانه عنکبوت بار دیگر نشان می دهد که تمام فضایی که در آن حضور داریم در درون ذهن آدام رخ می دهد. این داستان به طور کلی داستانی ساختگی ست که آدام در ذهن خود شکل می دهد. یکی بودن تصویر اولیه، همسر آنتونی که روی تخت است، و تصویر انتهایی که عنکبوتی روی تخت قرار دارد نشان میدهد که فاصله ابتدا و انتهای فیلم یک لحظه است. یعنی ادام همه اینها را در بعدی که زمان ندارد متصور شده است که این بعد تنها می تواند رویای او باشد.

    می توان اینگونه گفت که وضعیت آدام همچون یک پاندول است. در یک سمت آدام قرار دارد و در سمت دیگر آنتونی و شخصیت آدام/انتونی مدام در حال تغییر و تبدیل به یکدیگر است. این مسئله به خوبی درنقل قولی که آدام در کلاس تاریخ ارائه می دهد خود را نشان می دهد. او آنجا از هگل نقل می کند: که تمام حوادث تاریخ تکرار می شوند. در واقع او در حال شرح اتفاقی است که برای خودش افتاده و باز هم قرار است که تکرار شود. در انتهای فیلم، همسر انتونی به آدام می گوید که مادرت زنگ زد. اما ما این تماس ضبط شده را در ابتدای فیلم و از زبان مادر آدام می شنویم. این مساله نیز تاکید دیگری بر تکرار شدن ماجرا و حوادث دارد. نقل قول دیگری که از مارکس در کلاس آدام ارائه می شود از این قرار است: هر حادثه ای در رخداد اول یک تراژدی و در رخداد دوم یک کمدی هجو است. این مساله در هماهنگی کامل با نفس عمیق و پوزخند پایانی آدام است و نشان می دهد که این حوادث پیش تر هم رخ داده اند و اینک برای آدام از تراژدی گذشته و تبدیل به کمدی شده اند. این مساله بار دیگر تئوری پاندولی بودن شخصیت آدام/آنتونی را پر رنگ می کند.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  5sxtp2h688qkqgscnms.png
مشاهده: 777
حجم:  21.6 کیلو بایت
    اما در سکانس پایانی شاهد این هستیم که عنکبوت غول پیکری در اتاق دیده می شود. تا اینجای کار دانستیم که چرا در سکانس آخر، آدام همسرش را به شکل عنکبوتی عظیم الجثه می بیند. اما چرا عنکبوت از آدام می ترسد. پاسخ این مساله را باید در کلید دانست. کلید در حقیقت نماد انگیزه و هوس خارج شدن از نهاد خانواده و وارد شدن به محیطی است که برای همسر آدام خطرناک و تهدید کننده است. این مساله را می توان به سکانس ابتدایی ربط داد. در سکانس ابتدایی و در آن مراسم کذایی، زنی زیبا، قصد له کردن عنکبوتی را داشت. این زن زیبا را می توان نمادی از هوس ها و غرایز آدام دانست. از این رو در سکانس پایانی و زمانی که آدام با دیدن کلید وسوسه می شود که بار دیگر به آن مراسم خاص برود، عنکبوت احساس تهدید و ترس می کند.
    فیلم در تعریف داستان تا جایی که توانسته به اثر وفادار مانده است، اما با اضافه کردن برخی از عناصر علاوه بر تقویت غنای تصویری و متناسب کردن مسائل مطرح شده با مدیوم سینما، از یک طرف بر پیچیدگی اثر افزوده و از سوی دیگر مسائل حاشیه ای را از آن حذف نموده است. اگرچه ممکن است، برخی از مخاطبین و منتقدان، این ساده سازی در خطوط روایی و پیچیده سازی در بیان را نپذیرند، اما در کل می توان دشمن را اقتباسی آبرومندانه، مستقل و در نهایت، اقتباسی موفق از داستان ژوزه ساراماگو دانست.

    عنوان کتاب ژوزه ساراماگو « The Double» است که در ایران با نام «مرد تکثیر شده» ترجمه و انتشار یافته است. کتاب در دنیای متفاوتی بیان می شود. در کتاب هرگز بر مسائل روانکاوانه تاکید نمی شود (اگرچه اشاره می شود)، بلکه ساراماگو تلاش می کند که با اشاره به برخی از کهن الگوها و ترس های بشری، راه را برای سوالاتی عمیق تر در باب شناخت جایگاه انسان در جوامع و کیستی او هموار کند. از این رو ابهامات در داستان ساراماگو به مراتب کمتر است و در مقابل مسائل کمتر به حوزه های شخصی ِ شخصیتها راه پیدا کرده و بیشتر جنبه عام و جهان شمول پیدا می کند.
    اما عنوان «دشمن» نیز در جای خود جالب است. در وهله اول این تصور به وجود می آید که آنتونی باید دشمن باشد. سپس به این نتیجه می رسیم که عنکبوت ها (زنان) دشمنان حقیقی هستند. اما آنچه در حقیقت نقش دشمن را در این سناریو ایفا می کند، خودِ آدام است. آدام در جنگی مداوم با خود است و نمی تواند از آزاری که به خودش می رساند رهایی پیدا کند. آدام انسانیست که نه تنها از آزادی بهره ای ندارد، بلکه از یک طرف خواهان آزادیست و از سوی دیگر از آزادی گریزان است. آدام قربانی ِ تناقضات موجود در نیازها و آرزوهای بشر است. تناقضاتی که روان او را آزار داده و کنترل او را از خودش گرفته اند. تصاویر روی دیوار شهر که مردی با کت و شلوار و کیفی در دست در حال دادن سلام فاشیستی است، از یکسو دیکتاتوری موجود در تصورات آدام را نشان می دهد. اما از سوی دیگر شاید، خودِ آدام باشد که همچنان بر نگاه نادرست خود به زندگی، زنان، خواسته ها و نیاز های خود و دیگران تاکید دارد و به هیچ وجه از این مسیر محتوم خارج نمی شود.

    اما در این قسمت پایانی بد نیست نگاه دقیق تر به مراسمی بیاندازیم که در ابتدا نمایش داده شد. این سکانس از یک سو استعاره ایست از برآوردن غرایز همه مردان در طول تاریخ. آنان گویی برای بر آوردن نیازهایشان همه به یک اتاق پناه می برند. آنان همه مسخ شده اند و بهت زده به تماشا نشسته اند. آدام نیز به تماشای هوس ها و لذت های خود نشسته است. اینکه غرایزش چگونه عامل عذاب او را تهدید می کنند، مساله ایست که سخت او را به فکر فرو برده است. او می تواند بی حرکت بماند و مرگ عنکبوت را شاهد باشد، اما ما مرگ عنکبوت را نمی بینیم. بی شک آدام دیگر به آن محفل پا نگذاشته است.
    انسان بازیچه ایست در دست خود! آن زمان که از خود وارَهَد، به آزادی ابدی دست یافته است.


    ای بسا ظلمی که بینی در کسان ... خوی تو باشد دریشان ای فلان
    اندریشان تافته هستیِ تو ... از نفاق و ظلم و بد مستیِ تو
    آن تو و آن زخم بر خود می‌زنی ... بر خود آن دم تار لعنت می‌تنی
    در خود آن بد را نمی‌بینی عیان ... ورنه دشمن بوده ای خود را بجان
    حمله بر خود می‌کنی ای ساده مرد ... همچو آن شیری که بر خود حمله کرد
    چون به قعر خوی خود اندر رسی ... پس بدانی کز تو بود آن ناکسی
    با تشکر از سعید عزیز AloneDreamer بابت گرافیک و مهناز عزیز RASHNOبابت ویراستاری
    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  5sxtp2h688qkqgscnms.png
مشاهده: 777
حجم:  21.6 کیلو بایت
    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.
    تحلیل و بررسی از سعید مرادی
    ویرایش توسط Caligula : 09-09-2014 در ساعت 23:13
    A.Tak, mhtd, kia-king و 11 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.
    همه چیز چه بغرنج و پیچیده است و با این حال چه ساده و طبیعی. اگر ماه را به دست می آوردم .اگر عشق کفایت می کرد وضع عوض می شد.
    اما کجا می توانم این تشنگی را فرو بنشانم؟ کدام دلی ست، کدام خدایی ست که برای من عمق دریاچه را داشته باشد؟
    در این دنیا و آن دنیا هیچ چیز نیست که در حد من باشد... با اینهمه می دانم و تو هم می دانی:
    فقط کافی ست که نا ممکن وجود می داشت، ناممکن.

    کالیگولا - آلبر کامو


  4. #3
    همه چیزی برای گفتن دارند اما کسی به حرف های دیگری گوش نمی دهد. . .
    amir_kubrick آواتار ها
    وضعیت : amir_kubrick آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Sep 2013
    محل سکونت : فعلا پیش استنلی ساکنم تا ببینم چی میشه
    سن: 19
    نوشته ها : 131
    سپاس ها : 406
    سپاس شده 416 در 110 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 26 تاپیک

    پاسخ : Cwa.98- تحليل و بررسي فيلـــــــم دشمـــن (Enemy)

    ممنون از تحلیل و موشکافی درجه یک فیلم .... باید بگم بعد از مدت ها که فیلم های آبکی ای در این ژانر دیده بودیم(اسرار آمیز،فلسفی)،این فیلم واقعاً حال منو جا آورد. فکر کنم کارگردان فیلم،دنی وینو،(که قبل از این فیلم زندانی ها2013 رو ساخته بود)داره کم کم به یکی از کارگردان های مورد علاقم تبدیل می شه. بازم ممنون
    A.Tak به این پست علاقمند بوده است.
    “تراژدی زندگی این نیست که چیزهای زیبا جوان می‌میرند، بلکه این است که زندگی آن‌ها را پیر و خوار می‌کند.” Raymond Chandler, The Long Goodbye

  5. 2 کاربر از پست مفید amir_kubrick سپاس کرده اند .


  6. #4
    MiKa آواتار ها
    وضعیت : MiKa آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Sep 2014
    سن: 31
    نوشته ها : 24
    سپاس ها : 2
    سپاس شده 21 در 9 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 0 تاپیک

    پاسخ : Cwa.98- تحليل و بررسي فيلـــــــم دشمـــن (Enemy)

    واو .......
    تحلیل فوق العاده ای بود ، ممنون
    واجب شد یه بار دیگه ببینمش
    واقعن خسته نباشید
    Hope is a good thing , Maybe the best of thing , and no good thing ever dies
    THE SHAWSHANK REDEMPTION

  7. 2 کاربر از پست مفید MiKa سپاس کرده اند .


  8. #5
    danger96 آواتار ها
    وضعیت : danger96 آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2012
    سن: 20
    نوشته ها : 1
    سپاس ها : 0
    سپاس شده 0 در 0 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 2 تاپیک

    پاسخ : Cwa.98- تحليل و بررسي فيلـــــــم دشمـــن (Enemy)

    تبریک میگم نقد ارزشمندی بود

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. معرفی فیلم دشمن " Enemy " (اختصاصی سینماسنتر 2013)
    توسط Anti Trust در انجمن سينماي رازآلود
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 07-20-2014, 22:48
  2. مجموعه كامل پرسي جكسون- ريك ريوردن(هر 5 جلد-ترجمه فارسي)
    توسط rah1373 در انجمن کتابخــانه الکترونیکی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 12-07-2013, 10:21
  3. معرفی فیلم‌ دشمن پشت دروازه‌ها (Enemy at the Gates)
    توسط MasihMostafavi در انجمن سينماي جنگی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 07-07-2013, 17:03
  4. بحث اپیزودیک فصل چهارم فرینج: قسمت نهم(Enemy of My Enemy)
    توسط ScarFace در انجمن بحـث اپيـزوديك فصل چهارم Fringe
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: 01-28-2012, 00:07
  5. بحث اپیزودیک فصل دوم:قسمت هفدهم خاطرات خون آشام - Know Thy Enemy
    توسط ScarFace در انجمن بحث اپيزوديك فصل دوم خاطرات خون آشام
    پاسخ ها: 28
    آخرين نوشته: 05-02-2011, 23:41

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 3

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •