سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh تحلیل و بررسی سینمای جهان Cwa.101- تحليل و بررسي فيلـــــــم بازیهای عطش قسمت اول (Hunger Games)

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 20
نمایش شاخه ای35علاقمندی ها

موضوع: Cwa.101- تحليل و بررسي فيلـــــــم بازیهای عطش قسمت اول (Hunger Games)

  1. #1
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 41
    نوشته ها : 7,619
    سپاس ها : 11,364
    سپاس شده 25,849 در 4,626 پست
    یاد شده
    در 59 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    Cwa.101- تحليل و بررسي فيلـــــــم بازیهای عطش قسمت اول (Hunger Games)

    نام فیلم: بازی های عطش (قسمت اول)
    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  pjfyly14zrh5nle08stt.gif
مشاهده: 1557
حجم:  100.7 کیلو بایت
    اطلاعات فیلم
    کارگردان: گری راس
    تهیه کننده: نینا یاکوبسن، جان کلیک
    فیلمنامه: گری راس، سوزان کالینز

    موزیک متن: جیمز نیوتون هوارد
    فیلم برداری: تام استرن
    تدوین: استیپن میریون، جولیت ولفلینگ
    کارگردان هنری: رابرت فیچمن
    بازیگران
    جنیفر لارنس: کتینس اوردین
    وس بنتلی: سینسا کران
    استنلی توچی: سزار فلیکرمن
    وودی هالرسون: هایمیش آبرناتی
    لیام همسورث: کاتنیس اوردین
    الیزابت بنکس: افی ترینکت
    ویلو شیلدز: پریمرز اوردین
    پاولا مالکومسون: مادر کتینس
    اطلاعات دیگر
    ژانر: هیجان انگیز - علمی تخیلی
    درجه نمایش PG-13
    IMDB Rate: 7.3
    تولید شده توسط کمپانی: لایون گیتس - کالر فورس
    اکران: 12 مارچ 2012 آمریکا
    مدت زمان: 142 دقیقه
    کشور سازنده: آمریکا
    زبان: انگلیسی
    بودجه: 78 میلیون دلار
    فروش کل فیلم: 691 میلیون دلار
    افتخارات و جوایز
    نامزد جایزه بهترین ترانه فیلم از گلدن گلوب سال 2013
    برنده جایزه بهترین فیلم از بفتای سال 2012
    برنده جایزه بهترین فیلم باکس آفیس از ASCAP سال 2012
    برنده جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن از آکادمی فیلمهای ترسناک، فانتزی و تخیلی آمریکا سال 2012
    برنده جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن از امپایر سال 2012
    برنده جایزه بهترین ترانه فیلم از Grammy سال 2013
    برنده جوایز بهترین بازیگر نقش اول زن، بهترین بازیگر نقش اول مرد، بهترین نبرد و بهترین انتقال بر روی صحنه از MTV سال 2012
    و جوایز و نامزدی های دیگر ...
    تحلیل و بررسی از: شادی امیری
    ویرایش توسط FFKIA : 08-22-2014 در ساعت 22:43
    lord2012, sara.v, layra و 6 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته



  2. # ADS
     

  3. #2
    شاد بودن تنها انتقامي است که ميتوان از زندگي گرفت
    lord2012 آواتار ها
    وضعیت : lord2012 آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2013
    محل سکونت : زیر سقف آبی آسمان
    نوشته ها : 845
    سپاس ها : 2,369
    سپاس شده 2,429 در 776 پست
    یاد شده
    در 10 پست
    تگ شده
    در 323 تاپیک

    پاسخ : Cwa.101- تحليل و بررسي فيلـــــــم بازیهای عطش قسمت اول (Hunger Games)

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.
    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  7cprvinqedleheq7xtk4.gif
مشاهده: 892
حجم:  104.9 کیلو بایت
    تحلیل فیلم
    "تحلیل و بررسی قسمت اول فیلم مسابقات عطش" (Hunger Games)

    طرح و بنیه اصلی این فیلم بر مبنای کتابی است به همین نام، یعنی مسابقات عطش اثری از سوزان کالینز. مسابقات عطش چالش و کشاکشی درونی برای ارضای تمایلات و نیازهای انسانی و در کنار آن تباه کردن برخی ارزش ها است مثل تلاش برای زندگی و کشتن سایر انسانها که تهدیدی برای زندگی هستند.
    این فیلم به طور حتم سه لایه عمده دارد که خود را در قالب آن لایه ها به مخاط نشان میدهد:
    لایه اول ظاهر است و در ادامه به شرح خط سیر داستان و فیلم خواهیم پرداخت. این فیلم همان طور که اشاره شد برمبنای یک سه گانه است مثل ارباب حلقه ها، هابیت، نارنیا و هری پاتر. واضح است که یک کتاب سیصد چهارصد صفحه ای هنگامی که به روایت دوربین به مخاطب نشان داده میشود بسیاری از جزئیات را در برندارد و در این تحلیل جزئیات از قلم افتاده را به روایت صفحات وب برای شما روایت خواهیم کرد.
    لایه دوم فیلم که از همان آغاز فیلم وارد لنز دوربین میشود و بخش اعظمی از سکانس ها را به خودش اختصاص میدهد (که امری بدیهی است و قرار نیست دور از ذهن مخاطب باشد) تبعیض های بین مردم و دو قطبی شدن است به طوری که مردم دو قشر ثروتمند و فقیر را تشکیل میدهند. در فیلم جهان دیگری هم مطرح میشود، همان سیزده قسمت که بخش سیزدهم آن پایتخت است. دوازده بخش دیگر، معادن و توانایی هایشان در جهت برآوردن نیازهای پایتخت و قشر ثروتمند جامعه انجام وظیفه میکنند. طبقه حاکم یا همان طبقه مسلط از طبقه زیرسلطه استفاده میکند نه برای لذت قدرت بلکه به خاطر نیاز به بقایش و این تسلط یا کنترل وقتی موفقیت آمیز است که میزان مواد و سرمایه ای که در اختیار طبقه زیر سلطه قرار داده میشود کمتر باشد. این همان تعریفی از مارکسیست و سرمایه داری است و شرایط انسانی را به تصویر میکشد، اما بنا بر نظریه مارکس در نهایت طبقه سلطه گر با بحرانی مثل انقلاب روبه رو خواهد شد. پس طبقه سلطه گر باید ابزاری داشته باشد تا انقلابی نباشد. مسابقات عطش از مسابقه ای تحقیرگرایانه و سلطه طلبانه دم میزند و میگوید "ما به راحتی فرزندانتان را میگیریم و سلاخی میکنیم پس اگر باز هم شورشی در پیش باشد شما را به راحتی نابود میکنیم " چرا که قبلا شورشی رخ داده است و این مسابقات نتیجه همان شورش پیشین است که در ادامه بیشتر با آن آشنا میشویم. لایه سوم که از آغاز مسابقات عطش به مخاطب القا میشود همان ماتریکس است، ماتریکسی از جنس مسابقات عطش، با همان آرشیتکت و با همان محیط بسته و کنترل شده توسط خالقش که بقیه پیشکشان -همان بیست و چهار نفر منتخب- عروسکی دست آموز در دستان آرشیتکت میشوند و اگر اسپانسرها و ثروتمندان از مسابقات لذت نبرند وظیفه دارد هیجانی را به بازی بدهد پس طراحی میکند. فضای مسابقات توهم نیست ولی واقعیتی است در کنار ایجاد توهم، دقت کنید که هیچ کس به واسطه طراحی آرشیتکت کشته نشد و همه به دست سایر رقیبان کشته شدند اما این موضوع سند و مدرک دیگری دارد که در ادامه روشن تر صحبت خواهیم کرد.

    "مسابقات عطش، علت شکل گیری و قوانین"

    مسابقات عطش مسابقاتی است که هرساله در منطقه سیزدهم که همان پایتخت یا کاپیتول است (کاپیتول در لغت به معنای عمارت پارلمان ایالتی است و اشاره ای هم به معبد ژوپیتر در روم دارد، ژوپیتر در روم باستان خدای خدایان بوده و فرزندش مارس الهه جنگ است، کاپیتول به شکلی پنهانی اشاره به شکل گیری تمدنی دارد که سلطه گر است و نتیجه اش مارس یا همان جنگ و خونریزی است)، برگزار میشود. علت شکل گیری این مسابقات هم آن است که مردم دوازده منطقه علیه کاپیتول دست به شورش میزنند اما کاپیتول به خاطر داشتن موقعیت خوب و پشتیبانی به وسیله کوه ها و داشتن امکانات و تجهیزات مدرن و بهتر در این شورش پیروز شده و هر دوازده منطقه را سرکوب میکند. نتیجه آن شورش شکل گیری عهدنامه ای به نام "عهدنامه خیانت" است که قوانین جدیدی را برای دوازده منطقه ایجاد میکند و برای یادآوری روزهای شورش که نباید تکرار شوند مسابقات عطش شکل میگیرند (ابزار جلوگیری از انقلاب). مسابقاتی که به شکل جشن برگزار میشوند تا مردم را بیش از پیش تحقیر کنند. قوانین هم ساده اند، هر منطقه باید یک دختر و یک پسر که بین سنین دوازده تا هجده سال دارد را به مسابقات پیشکش کند و در نهایت آن بیست و چهار نفر در میدانی بزرگ و پهناور حبس میشوند و تا سرحد مرگ با هم مبارزه خواهند کرد. در نهایت آخرین نفری که زنده بماند برنده مسابقه است. برنده هم از ناز و نعمت جایزه اش لذت میبرد.
    نحوه نام نویسی هم به این صورت است که افراد در سن دوازده سالگی یکبار نامشان وارد قرعه میشود و در سیزده سالگی دو بار و این روند صعودی تا هجده سالگی ادامه دارد. اما اگر بخواهند برای کالابرگ که معادل سرانه روغن و غلات است هم نام نویسی کنند، در دوازده سالگی باید دوبار نامشان را در قرعه بگذارند و اگر بخواهند برای خانواده اشان هم کالابرگ بگیرند مجبورند به تعداد نفرات نامشان را در قرعه بیندازند!

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  k3l7r9awmmx55lk90ch.png
مشاهده: 616
حجم:  24.5 کیلو بایت

    "داستان فیلم"

    فیلم شروع متفاوتی دارد به طوری که قوانین مسابقات را همان ابتدا شرح میدهد و دادن اطلاعات را به بعد موکول نمیکند. پس از آن طراح مسابقات از ضرورت این آدم کشی برای حفظ وحدت یاد میکند. پس از آن به منطقه دوازده میرویم که در آن کتینس اواردین برای سیرکردن خانواده اش به طور غیرقانونی شکار میکند. اینجاست که نان که در طول تاریخ بشریت اصلی ترین و ارزان ترین غذای انسان بوده است به اندازه یک غذای اصیل و گران قیمت نشان داده میشود تا فقر و گرسنگی را به تصویر بکشد. مردمی که حتی نان ندیده اند! نمادهای فیلم پایان نمی پذیرند و کتینس برای خرید به بازار میرود و آنجا یک سنجاق سینه ماکینگ جی میخرد، (ماکینگ جی ها چیزی مثل یک سیلی برای حکومت هستند و نماد شورش در نظر گرفته میشوند. علت آن هم آن است که این پرندگان قدرت حفظ مکالمات و آواها و در نهایت تکرار آنها را دارند، ماکینگ جی ها در زمان شورش توسط حکومت به کار گرفته شدند تا اخبار مناطق را برای کاپیتول بیاورند اما سران شورش که از این موضوع آگاه شده بودند دروغ هایی میبافتند و پرنده ها آن ها را برای حکومت میبردند در نتیجه حکومت که از این موضوع آگاه شده بود پرندگان را رها کرد و پس از سالها این پرندگان توانایی ضبط مکالمات را از دست دادند و صرفا آواز خوان شدند).
    مراسم انتخاب برگزار میشود و بازهم همان فیلم تکراری که هرسال پخش میشود، پخش میگردد تا قصه شورش یادآوری شود و در نهایت نام پریم خواهر کتینس از ظرف قرعه خارج میشود ولی کتینس خودش را جلو می اندازد و داوطلب میشود. مردم هم بجای تشویق کتینس سه انگشت میانی دست چپشان را بالا میبرند که در منطقه دوازده صرفا در مراسم سوگواری و خاک سپاری استفاده میشود که به معنای قدردانی، ستایش و خداحافظی برای شخصی است که دوستش دارند. سپس نام پیتا ملارک از ظرف خارج میشود. که همین لحظه کتینس اولین برخوردش با پیتا را به یاد می آورد، (کتاب : این اتفاق مربوط به چند سال پیش است وقتی که کتینس نتوانسته بود برای خانواده اش غذا تهیه کند و و آنها از گرسنگی رنج می بردند کتینس ناامیدانه به سمت نانوایی ملارک ها می رود، پیتا که اجازه ندارد به او نان بدهد از قصد نانی را درون تنور می اندازد تا بسوزد سپس نان سوخته را به دستور مادرش به سمت محل خوک ها میبرد اما پیتا فقط قسمت های سوخته را برای خوک ها می اندازد و بقیه نان را مخفیانه به کتینس میدهد و این درحالی است که به خاطر سوزاندن نان از مادرش کتک میخورد و این دینی بر گردن کتینس است).
    آنها کتینس و پیتا را به سمت کاپیتول میبرند و برای اولین بار شخصیت های جدیدمان را معرفی میکنند مثل مربی هیمج که خودش قبلا برنده این مسابقات بوده است ولی هیچ وقت مشتاق به نظر نمی آید و همیشه مست است اما بعدا معلوم میشود که ذکاوت و هوشمندی قابل ستایشی دارد. او برای آنها از برخی قوانین و شرایط بازی میگوید و تنها حامی اشان را "اسپانسر" می نامد. ثروتمندانی که در هنگام مسابقه پولهایشان را برای خرید اقلام موردنیاز شرکت کنندگان محبوبشان خرج میکنند و روی آنها شرط بندی میکنند و تنها کمک در میان مسابقه هستند.
    مراسم آماده سازی شرکت کنندگان آغاز میشود و سینا مسئول آماده سازی کتینس میشود. رژه مناطق هم با ارابه های گلادیاتوری یونان به این صورت است که باید مناطق به ترتیب وارد زمین اصلی شوند و هر منطقه لباس خاصی را می پوشد که بیانگر ویژگی های منطقه اش باشد. مثلا منطقه دوازده که به داشتن معادن زغال سنگ معروف است لباس سیاهی به تن دارند که در میانه رژه آتش میگیرد. منطقه ای که دارای معادن جواهرات است لباس هایی پوشیده از جواهرات به تن دارند یا منطقه چهار با لباس های ماهیگیری نشان داده میشود.

    "هفته اول : دوره آموزشی"

    هفته اول به شکل آموزشی آغاز میشود و چهار جلسه عمومی و در نهایت یک جلسه خصوصی آموزشی برگزار میشود که هیمج از کتینس و پیتا میخواهد در طول آموزش عمومی توانایی هایشان را نشان ندهند و آنها هم به سراغ کارهایی مثل درست کردن تله میروند.
    و اما حرفه ای ها هم خودی نشان میدهند، افرادی که کل عمرشان را مشغول آموزش برای این مسابقات بودند و اغلب پیروز هم بوده اند ولی چیزی از زندگی در طبیعت و جمع کردن آذوقه نمیدانند، نه مثل کتینس.
    روز ارزشیابی هم در پایان دوره آموزشی عمومی برگزار میشود. این روز مهم است چون کسانی که امتیازات بالاتری بگیرند توجه اسپانسرها را جلب می کنند و در نهایت می توانند کمک های بیشتری را در طول مسابقه داشته باشند. کتینس مثل همیشه سراغ تیروکمان میرود ولی به دلیل عدم آشنایی اش با تیروکمان جدید اولین تیر را به اشتباه میزند و توجه طراحان مسابقه و داوران را از دست میدهد و وی که از این بابت عصبانی است تیری را به سمت سیب درون دهان خوک میفرستد (سیب در فرهنگ های دینی اعم از اسلام و یهود پیشینه ای قوی دارد به طوری که نمادهایی مثل وسوسه و گناه یا جاودانگی را به آن نسبت داده اند و البته تفاسیری متضاد بر آن هم برایش نوشته اند ولی اینجا منظور این است که کتینس جلوی فساد و جاودانگی آنها را میگیرد!) و باعث ترس و تعجب همه میشود. در نهایت برخلاف انتظارش بالاترین امتیاز را از جانب داوران دریافت میکند؛ امتیاز یازده! پیتا هم امتیاز هشت را به دست می آورد که در کتاب گفته شد او از توانایی استتارش برای جلب توجه استفاده کرده است. (توانایی استتار را هم به خاطر طراحی کیک هایی که در نانواییشان می پختند به دست آورده است)
    پس از امتیازدهی و ارزشیابی، مصاحبه ای با سزار فلیکرمن، مرد خوش صحبت و مجری توانمند مسابقات عطش برگزار میشود و با هر پیشکش سه دقیقه صحبت میشود و باز هم شوی لباس و آرایش رقیبان برگزار میشود تا توجه اسپانسرها و طرفداران جلب شود، هرچند که جلوه های ویژه کمی ناامیدکننده است. پیتا هم در این مصاحبه پرده از عشق واقعی اش نسبت به کتینس برمیدارد و نظر مثبتی را به خود جلب میکند.
    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  z5wsf2v0ur9bo68ssm26.gif
مشاهده: 561
حجم:  121.0 کیلو بایت

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.
    "هفته دوم : مسابقات عطش"

    پس از پایان هفته اول کتینس برای مسابقات راهی میشود در حالی که پندها و نصیحت های هیمج مربی آموزشی اش تا دقیقه آخر او را بدرقه میکند. پیشکش ها وارد سفینه میشوند و ماده ای به نام کنترلر یا مسیریاب به آنها تزریق میشود ولی این فقط یک کنترلر نیست بلکه چیزی فراتر است! طراحان مسابقه هر بار چیزهای جدید و گاهی افسانه ای در محل خلق میکنند و این امر ممکن نیست مگر با بازی کردن با ذهن، نمونه بارزش هم همان گرگ هایی هستند که در آخر بازی خلق میشوند ولی توانایی کشتن ندارند. آنها با فکر بازی میکنند و خلق میکنند. این کنترلر بیشتر شبیه به یک کنترلر ذهن است.
    مسابقه آغاز میشود و طبق نصیحت هیمج، کتینس جلوی وسوسه اش را میگرد و سراغ تیروکمان نمیرود. این جاست که اولین و خشن ترین قتل عام در کورنوکوپیا آغاز میشود. هرکسی طمع بیشتری نشان بدهد شانس کشته شدنش را افزایش میدهد. (کورنوکوپیا در افسانه های یونان شاخی مخروطی شکل بوده که از آن نعمت خارج میشده است). سناریونویسان ایده جالبی را به کار میبرند و از مجری های برنامه مسابقات عطش استفاده میکنند تا برخی جزییات لازم و موجود در کتاب را برای مخاطبین توضیح دهند مثل صدای توپ که بیانگر کشتار است. شب اول با نمایش چهره مقتولین در آسمان به پایان میرسد و سیزده نفر کشته میشوند.
    روز سوم طراحان بازی وقتی می بینند بازی از هیجان افتاده و کتینس از بقیه دور است با ایجاد یک آتش سوزی و پرتاب توپ های آتشین او را مجبور میکنند به سمت گروه اتحاد برود. مردم به کمی هیجان نیاز دارند! و از طرفی او دختر آتش است...
    کتینس زخمی از آتش سوزی، بالای درختی پناه میگیرد، هیمج که از وضع کتینس ناراحت است با گروهی از ثروتمندان صحبت میکند تا اسپانسری برای کتینس بیابد تا دارویی التیام دهنده سوختگی برای او بفرستد و موفق میشود.
    روز چهارم، وو کوچکترین پیشکش، دختری از منطقه یازده یا همان منطقه کشاورزی و غلات به کمک کتینس میشتابد و او را راهنمایی میکند تا با بریدن شاخه درختی که کندوی زنبورهایی وحشی به نام ترکر جکرس است رهایی یاید، زنبورهایی بسیار خطرناک که سمشان باعث توهم های شدید، درد و در نهایت مرگ نیش خوردگان میشود.
    نمایی مختصر و نامفهوم از زندگی کتینس نشان داده میشود این صحنه ها روز کشته شدن پدر کتینس در معدن را نشان میدهد، پدر او یک معدنچی بود که پس از کشته شدن در اثر انفجار، شهردار مدال افتخاری به کتینس میدهد و مادر او هم به دلیل ارتباط شدید عاطفی که با همسرش داشته دچار افسردگی شدید میشود به طوری که تا مدت ها حرف نمیزند و این گونه است که کتینس مسئول نگهداری از پریم و تهیه مایحتاج خانواده میشود.
    دو روز بعد، روز ششم، کتینس به کمک داروها و نگهداری وو به هوش می آید، (وو علت کمک به کتینس را نماد ماکینگ جی روی لباسش میداند چرا که او در منطقه یازده مسئول اطلاع پایان کار از طریق پرنده های ماکینگ جی بوده است، او برای پرنده ها آواز میخوانده و پرنده ها هم با تکرار آواز به کارگران پایان زمان کار را اعلام میکردند.) کتینس هم به علت هم سن بودن وو و پریم رابطه عاطفی را با او ایجاد میکند و یک اتحاد جدید شکل میگیرد.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  k3l7r9awmmx55lk90ch.png
مشاهده: 616
حجم:  24.5 کیلو بایت

    "نقشه انفجار تدارکات"

    روز هفتم سه منطقه هیزم گذاری میشود، وو باید هیزم ها را روشن کند تا گروه اتحاد از حضورش مطلع شوند و به سراغ او بروند و در مقابل کتینس هم هرم آذوقه حرفه ای ها را منفجر کند (علت این کار هم قبلا ذکر شده است حرفه ای ها نمی توانند خودشان آذوقه شان را از طبیعت تهیه کنند).
    نقشه عملی میشود ولی وو در تله می افتد، کتینس به کمک او میرود ولی وو کشته میشود و البته قاتل وو هم توسط کتینس کشته میشود. اینجاست که اولین آواز آزادی طلبانه توسط او زمزمه میشود و در همه مناطق پخش میشود اما کتینس به این امر راضی نمیشود و برای نشان دادن مخالفتش با این مسابقات وحشیانه جسد وو را با گل تزیین میکند تا به همه مردم بفهماند وو مظلومانه کشته شده است و باید اعتراض کنند. (صحنه شورش مردم منطقه یازده در کتاب نیست بلکه گفته شده آنها نان مخصوص منطقه یازده را به نشانه تشکر از کتینس برای او می فرستند مثل اسپانسرها).
    کتینس برای وو ادای احترام میکند و مردم منطقه یازده هم به کتینس. اولین برخورد مردم با قشر ستمگر و تحت سلطه رخ میدهد ولی با واکنش شدیدی روبرو میشود و شورش منطقه ای سرکوب میشود.
    طراح مسابقات که قصد برداشتن کتینس از مسابقه را دارد با پیشنهاد هیمج مبنی بر انتخاب دو نفر روبرو میشود. رئیس جمهور هم به طراح می فهماند که نباید این شورش به منطقه دوازده برسد چون غلات و مواد معدنی دو عنصر مهم برای پایتخت هستند.
    طراحان طرح جدیدی می ریزند و مایحتاج پیشکشان را در کورنوکوپیا میگذارند تا قتل عام جدیدی را شکل بدهند.
    (کتاب این صحنه را جور دیگری تفسیر میکند. به خاطر تلاش های پیتا برای ممانعت از رفتن کتینس، هیمیج از طریق اسپانسرها برای او داروی بیهوشی میفرستد و کتینس با خواب کردن پیتا به محل موعود میرود.)
    روز هشتم کتینس به محل کورنوکوپیا میرود. هم منطقه ای وو یعنی ترش به کمک کتینس میشتابد و اتحاد حرفه ای ها در هم میشکند اکنون فقط پنج نفر باقی مانده اند (که البته ترش همان شب توسط کاتو کشته میشود).
    روز نهم در حالی آغاز میشود که پیتا به جای توت اشتباها توت های سمی به نام قفل شب را می چیند و در محل قرارش با کتینس می گذارد، دختری که به صورت روباهی معروف است از آنها میدزدد تا آنها را بخورد ولی میمیرد پس فقط سه نفر می مانند.
    در مرحله آخر باید هیجان بازی به اوج برسد پس طراحان سگ های افسانه ای به نام موتاها را وارد بازی میکنند؛ سگ هایی عظیم الجثه با توانایی راه رفتن مثل انسانها (کتاب)
    شب فرا میرسد و سگها حمله میکنند، بازماندگان مسابقات عطش روی کورنوکوپیا پناه میگیرند و آخرین مبارزه شکل میگیرد. با همکاری پیتا و کتینس کاتو به سمت گرگ ها پرت میشود (کتاب: کاتو تا صبح توسط گرگ ها مورد حمله قرار میگیرد و از درد می نالد. اینجاست که کتینس خودش وارد عمل میشود و درد و رنجش را خاتمه میدهد برای همین است که از لفظ ایجاد توهم توسط کنترلر استفاده کرده ام، کاتو فقط در ذهنش زجر میکشیده است). کاتو هم کشته میشود ولی طراح از آنها میخواهد که یک نفر باقی بماند و قانون لغو میشود اما کتینس با هوشمندی قفل های شب را بین خودش و پیتا تقسیم میکند تا باهم خودکشی کنند اما طراح در آخرین لحظه تغییر عقیده میدهد و هردو را برنده اعلام میکند (کتاب: پس از این اتفاق پیتا که به شدت زخمی شده است از هوش میرود ولی به کمک دکتر مسابقات زنده می ماند و پای آسیب دیده اش در نبرد با کاتو قطع شده و به پای فلزی تبدیل میشود).
    رئیس جمهور که از دست کتینس عصبانی است طراح را مجبور به خودکشی میکند و عصبانیتش از دست کتینس رخدادهای قسمت دوم کتاب و فیلم را پدید می آورد.
    هیمج به عنوان آخرین نصیحتش به کتینس میخواهد که او اوج عشقش را به پیتا نشان بدهد تا مردم و ثروتمندان از هردو حمایت کنند و به این شکل از خطر مرگ توسط رئیس جمهور نجات یابد. چون بدین شکل به چهره های محبوبی در میان مردم تبدیل میشوند.
    در نهایت آنها به خانه باز میگردند (کتاب: کتینس به پیتا میگوید که عشقی میانشان نبوده و همه اش تظاهر بوده است که در فیلم به تصویر کشیده نمیشود!)

    "نقد اجمالی فیلم"

    فیلم موسیقی عجیب و غریبی ندارد و موسیقی محور هم نیست. ضربات آرامی دارد و اوج نمایشش در لحظه مرگ وو به چشم میخورد. به نظر می آید حتی سکوت های نسبتا طولانی بهترین موسیقی متن در جریان فیلم است.
    مخاطبین در جریان فیلم استراتژی های عجیبی برای پیروزی نمی بینند و گهگاه کشتارهای متوالی جلوه ای از یک نبرد آسان و بدون غافلگیری را برای بینندگان تصویرسازی میکند.
    از منظر جلوه های ویژه بصری هم فیلم کیفیت مطلوبی ندارد و آتش به عنوان یکی از چهار عنصر اصلی طبیعت و نماد منطقه دوازدهم چنگی به دل نمیزند و برای فیلمی که در سال 2012 اکران شده است جالب به نظر نمیرسد.
    از منظر پرداخت به داستان و داستان پردازی هم نقاط ضعف کم نیستند و مخاطبی که در جریان کتاب نباشد در بسیاری از سکانسها و صحنه ها، پرداخت ناقصی از داستان را دنبال میکند مثل برخورد اول پیتا و کتینس، یا رابطه بدی که کتینس با مادرش دارد اگرچه ابتکار عملی که در جریان فیلم وارد میشود کمک بزرگی به مخاطب است ولی عیب ها و کمبودها را کاملا از بین نمی برد.
    نمادپردازی و توجه به نمادها هم کم نیستند و داستان و اشارات مکرر به نمادها طیف وسیعی را شامل میشوند که اگر بخواهیم به انتخاب تصادفی اعداد بی توجه نباشیم و انتخاب ها را آگاهانه بدانیم (چرا که چندی است هالیوود به عددپردازی علاقه شدیدی پیدا کرده است) میتوانیم بگوییم کتینس از منطقه دوازدهم است، عدد دوازده در فرهنگ اسلامی نماد منجی است. پایتخت، سیزدهمین منطقه است، عددی شیطانی و نحس. آتش نماد انتقام است. ماکینگ جی که کتاب سوم سری مسابقات عطش هم هست نماد شورش است و در طول فیلم کتینس با این نماد دیده میشود.
    پوتین هایی از سربازان که برای مدتی طولانی در کادر دوربین قرار میگیرند و نماد استکبار و سلطه هستند و وو دختری سیاهپوست که از منطقه ای بلند شده است که کشاورز هستند و ما را به یاد سیاهپوست های تحت سلطه آمریکای جنوبی می اندازد.

    در کل امیدوارم از تماشای این فیلم و قسمت بعدی آن لذت ببرید.
    با تشکر از سعید عزیز AloneDreamer بابت گرافیک و مهناز عزیز RASHNOبابت ویراستاری
    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  k3l7r9awmmx55lk90ch.png
مشاهده: 616
حجم:  24.5 کیلو بایت
    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.
    تحلیل و بررسی از شادی امیری
    ویرایش توسط FFKIA : 08-22-2014 در ساعت 22:34
    amirhossein17, professor.gemin, layra و 9 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.




  4. #3
    هر کس در دنیا باید یکی را داشته باشد که حرف های خود را با او بزند، آزادانه و بدون رودربایسی و خجالت.
    Wolverine آواتار ها
    وضعیت : Wolverine آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Sep 2013
    محل سکونت : مشهد
    نوشته ها : 1,822
    سپاس ها : 4,009
    سپاس شده 4,810 در 1,751 پست
    یاد شده
    در 15 پست
    تگ شده
    در 145 تاپیک

    پاسخ : Cwa.101- تحليل و بررسي فيلـــــــم بازیهای عطش قسمت اول (Hunger Games)

    ممنون از تاپیک!
    اما در این زمان برای صحبت در مورد تحلیل زوده!
    باید مورد مطالعه دقیقتر قرار بگیره، نه سرسری و اون وقت برای بیان نظرات در موردش برمیگردم.
    FFKIA و lord2012 به این پست علاقمند بوده اند.



  5. 2 کاربر از پست مفید Wolverine سپاس کرده اند .


  6. #4
    AmiRHoSSeiN آواتار ها
    وضعیت : AmiRHoSSeiN آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Feb 2013
    محل سکونت : تهران | ایران
    نوشته ها : 35
    سپاس ها : 83
    سپاس شده 82 در 25 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 222 تاپیک

    پاسخ : Cwa.101- تحليل و بررسي فيلـــــــم بازیهای عطش قسمت اول (Hunger Games)

    تشکر بابت تحلیل به این کاملی و زیبایی

    به نظر من فیلم خوش ساختی بود ، با این که داستانی تقریباً تکراری و کلیشه ای رو به همراه داشت ولی نقش کتنیس به خوبی اجرا شده بود .

    یادمه خاطرات زیادی از دوبله این اثر رو با بچه های گروه داشتیم که تقریباً همه از ادامه کار منصرف شده بودند ولی به خاطر زیبایی فیلم دوباره همه ادامه دادیم
    Saffar, reza12001, lord2012 و 1 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.

  7. 3 کاربر از پست مفید AmiRHoSSeiN سپاس کرده اند .


  8. #5
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    سن: 30
    نوشته ها : 11,484
    سپاس ها : 10,143
    سپاس شده 25,840 در 7,194 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    پاسخ : Cwa.101- تحليل و بررسي فيلـــــــم بازیهای عطش قسمت اول (Hunger Games)

    مرسی شادی جان بابت تحلیل های خوبی که تو این مدت تو سایت گذاشتی ...
    واقعا قابل ارزش هستند و این که به سینمای جدید بیشتر بها میدی و فیلم های عامه پسند رو انتخاب میکنی برای تحلیل جالب هستش ...

    نقل قول نوشته اصلی توسط lord2012 نمایش پست ها
    فیلم موسیقی عجیب و غریبی ندارد و موسیقی محور هم نیست. ضربات آرامی دارد و اوج نمایشش در لحظه مرگ وو به چشم میخورد. به نظر می آید حتی سکوت های نسبتا طولانی بهترین موسیقی متن در جریان فیلم است.
    مخاطبین در جریان فیلم استراتژی های عجیبی برای پیروزی نمی بینند و گهگاه کشتارهای متوالی جلوه ای از یک نبرد آسان و بدون غافلگیری را برای بینندگان تصویرسازی میکند.
    از منظر جلوه های ویژه بصری هم فیلم کیفیت مطلوبی ندارد و آتش به عنوان یکی از چهار عنصر اصلی طبیعت و نماد منطقه دوازدهم چنگی به دل نمیزند و برای فیلمی که در سال 2012 اکران شده است جالب به نظر نمیرسد.
    از منظر پرداخت به داستان و داستان پردازی هم نقاط ضعف کم نیستند و مخاطبی که در جریان کتاب نباشد در بسیاری از سکانسها و صحنه ها، پرداخت ناقصی از داستان را دنبال میکند مثل برخورد اول پیتا و کتینس، یا رابطه بدی که کتینس با مادرش دارد اگرچه ابتکار عملی که در جریان فیلم وارد میشود کمک بزرگی به مخاطب است ولی عیب ها و کمبودها را کاملا از بین نمی برد.
    نمادپردازی و توجه به نمادها هم کم نیستند و داستان و اشارات مکرر به نمادها طیف وسیعی را شامل میشوند که اگر بخواهیم به انتخاب تصادفی اعداد بی توجه نباشیم و انتخاب ها را آگاهانه بدانیم (چرا که چندی است هالیوود به عددپردازی علاقه شدیدی پیدا کرده است) میتوانیم بگوییم کتینس از منطقه دوازدهم است، عدد دوازده در فرهنگ اسلامی نماد منجی است. پایتخت، سیزدهمین منطقه است، عددی شیطانی و نحس. آتش نماد انتقام است. ماکینگ جی که کتاب سوم سری مسابقات عطش هم هست نماد شورش است و در طول فیلم کتینس با این نماد دیده میشود.
    پوتین هایی از سربازان که برای مدتی طولانی در کادر دوربین قرار میگیرند و نماد استکبار و سلطه هستند و وو دختری سیاهپوست که از منطقه ای بلند شده است که کشاورز هستند و ما را به یاد سیاهپوست های تحت سلطه آمریکای جنوبی می اندازد.
    دقیقا تمام حرفهایی که میخواستم رو تو این نقد کوتاهت اوردی ...
    خیلی حرفها میشه در مورد این فیلم زد که بسیار خسته کننده است ..من نمیدونم تو کتاب هاش هم این طور بوده یا فقط تو فیلم این طوری نمایش داده میشه ..
    اگه این طوری هستش چطور کتاب این طور پر فروش بوده؟؟ و واقعا چطور فیلم این طور پر فروش شده ؟/
    اخه خداییش این فیلم چیزی برای بیان نداره ... چند نفر افتادن دنبال هم همیدیگر رو میکشن که چی اخر ؟ اینم شد داستان جذاب .. اخر هم میخوان حکومت رو از بین ببرن ؟

    چی بگم والا ...
    lord2012 و FFKIA به این پست علاقمند بوده اند.
    ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!
    ----------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.


  9. 4 کاربر از پست مفید ScarFace سپاس کرده اند .


  10. #6
    شاد بودن تنها انتقامي است که ميتوان از زندگي گرفت
    lord2012 آواتار ها
    وضعیت : lord2012 آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2013
    محل سکونت : زیر سقف آبی آسمان
    نوشته ها : 845
    سپاس ها : 2,369
    سپاس شده 2,429 در 776 پست
    یاد شده
    در 10 پست
    تگ شده
    در 323 تاپیک

    پاسخ : Cwa.101- تحليل و بررسي فيلـــــــم بازیهای عطش قسمت اول (Hunger Games)

    نقل قول نوشته اصلی توسط ScarFace نمایش پست ها
    دقیقا تمام حرفهایی که میخواستم رو تو این نقد کوتاهت اوردی ...
    خیلی حرفها میشه در مورد این فیلم زد که بسیار خسته کننده است ..من نمیدونم تو کتاب هاش هم این طور بوده یا فقط تو فیلم این طوری نمایش داده میشه ..
    اگه این طوری هستش چطور کتاب این طور پر فروش بوده؟؟ و واقعا چطور فیلم این طور پر فروش شده ؟/
    اخه خداییش این فیلم چیزی برای بیان نداره ... چند نفر افتادن دنبال هم همیدیگر رو میکشن که چی اخر ؟ اینم شد داستان جذاب .. اخر هم میخوان حکومت رو از بین ببرن ؟

    چی بگم والا ...
    کتاب و فیلم هردو خیلی بهم نزدیک بودن هرچند که شخصیت هیمج به اون خوبی نشون داده نشد و به نظرم تنها کششی که درجریان کتاب دیده شد عشق نامشخصی بود که بین کتینس و پیتا بود البته به نظرم کتاب خیلی بهتر بود و خیلی از صحنه های جذاب حذف شده بودن!
    درمورد بحث آخرت که می افتن دنبال هم تا همدیگرو بکشن من قسمت اول تحلیل نظر خودم رو گفتم و یه چیز جالب که به نظر خودم درموردش وجود داشت همون بحث مارکسیست بود و علت این اتفاقات چی میتونه باشه ! اگه از اون منظر بهش نگاه کنی به نظرم ایده جالب میشه مثلا مقایسه کن ما توی این نظریه (مارکس منظورمه) فیلم موفقی که داشتیم و تحلیلش هم هست ماتریکس رو داریم ، حکومت اونجا برای جلوگیری از شورش ،مردم رو در خواب مصنوعی فرو میبره و این میشه ابزارش ولی اینجا میشه یه سری مسابقه! شاید نگاه کردن نویسنده از این منظر ابتکار عمل باشه و اینکه حالا چطور شخصیت اصلی داستان قصد داره مسابقات رو منحل کنه جذابه!
    البته این رو هم بگم جریان قتلها توی کتاب خیلی مفصل تر پرداخت شده ولی اینجا همه عین آب خوردن کشته میشن و این ضعف بدی برای فیلم بود! و این طور که فکر میکنم طرفداران ژانر اکشن خیلی تو ذوقشون خورد وقتی این فیلم رو دیدن شاید یکی مثل خود من!



  11. 2 کاربر از پست مفید lord2012 سپاس کرده اند .


  12. #7
    هر کس در دنیا باید یکی را داشته باشد که حرف های خود را با او بزند، آزادانه و بدون رودربایسی و خجالت.
    Wolverine آواتار ها
    وضعیت : Wolverine آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Sep 2013
    محل سکونت : مشهد
    نوشته ها : 1,822
    سپاس ها : 4,009
    سپاس شده 4,810 در 1,751 پست
    یاد شده
    در 15 پست
    تگ شده
    در 145 تاپیک

    پاسخ : Cwa.101- تحليل و بررسي فيلـــــــم بازیهای عطش قسمت اول (Hunger Games)

    نقل قول نوشته اصلی توسط lord2012 نمایش پست ها
    فیلم شروع متفاوتی دارد به طوری که قوانین مسابقات را همان ابتدا شرح میدهد و دادن اطلاعات را به بعد موکول نمیکند.
    حقیقت اینه که نمیشه اون رو یک شروع متفاوت دونست، چرا که در فیلمی با چنین داستانی مجبور هستیم برای بیننده و تماشاگر روشن کنیم که این بازی چه قوانینی دارد.
    همونطور که شما در یک بازی معمولی وقتی قرار می گیرد، در همان ابتدای بازی قوانین رو برای شما شرح میدن اینجا هم همینطوره.
    و به عبارت بهتر باید گفت این یک امر اجباری بوده و کارگردان و فیلمنامه نویس مجبور به اطاعت از این قانون شده و انتخاب دیگری نداشتند.


    نقل قول نوشته اصلی توسط lord2012 نمایش پست ها
    پس از آن طراح مسابقات از ضرورت این آدم کشی برای حفظ وحدت یاد میکند.
    یک مسئله طبیعی.
    به نوعی داره میگه ما با این کار داریم به شما لطف می کنیم و اجازه زنده موندن رو به بقیه شما می دیم.
    پس باید اونطور که میل ماست رفتار کنید و سعی در برپا کردن شورش دیگه ای نداشته باشید، چرا که در اون صورت اوضاع شما بدتر خواهد شد.


    نقل قول نوشته اصلی توسط lord2012 نمایش پست ها
    مراسم انتخاب برگزار میشود و بازهم همان فیلم تکراری که هرسال پخش میشود، پخش میگردد تا قصه شورش یادآوری شود
    علت نمایش یک فیلم تکراری، به جز یادآوری آن به مردمی که سالها قبل اون قضیه رو دیده و شنیده اند، اینه که با این تکرار باعث نهادینه شدن اون در ذهن این افراد و علی الخصوص افراد جوانتر میشه.
    به اونها گوشزد می کنه که اینچنین ماجرایی که در حال حاضر اتفاق افتاده، به سبب انجام عملی است از جانب پدران و مادران آنها.
    جدای از اینکه باعث میشه اونها همیشه در وحشت و ترس از کپیتال باقی بمونند و همیشه بیم این رو داشته باشند که در صورت وقوع یک ماجرای مشابه چه اتفاقات و عواقب سنگین تری در انتظار اونهاست، باعث میشه تا جوانترها والدین و بزرگترهای خود رو مقصر این بدبختی کنونی خود بدونند و همین امر باعث ایجاد فاصله بین اونها میشه.


    نقل قول نوشته اصلی توسط lord2012 نمایش پست ها
    یتا هم در این مصاحبه پرده از عشق واقعی اش نسبت به کتینس برمیدارد و نظر مثبتی را به خود جلب میکند.
    در کل این مسئله عشق و عاشقی در این فیلم به نظرم خیلی سطحی به تصویر کشیده شده.
    درسته که مانور بسیاری روی این مسئله داده میشه، اما نوع بیان و به تصویر کشیدن روابط عاشقانه ضعیف و تصنعی کار شده، به طوریکه گاها این حس به من منتقل میشد که آیا این دو از روی اجبار با هم ارتباط برقرار کردن؟ (منظورم در خلال روایت داستان فیلمه، نه اون چیزی که مجبور به انجامش در حین ساخت فیلم هستند) به هر حال وقتی یک رابطه عاطفی قراره ساخته بشه و روش هم مانور بسیاری میدن، باید حداقل کمی هم به طبیعی تر شدن این روابط کمک بشه!


    نقل قول نوشته اصلی توسط lord2012 نمایش پست ها
    سناریونویسان ایده جالبی را به کار میبرند و از مجری های برنامه مسابقات عطش استفاده میکنند تا برخی جزییات لازم و موجود در کتاب را برای مخاطبین توضیح دهند مثل صدای توپ که بیانگر کشتار است.
    این رو میشه یکی از نقاط قوت فیلم به شمار آورد.
    در حالیکه به خاطر مدت زمان محدودی که برای یک فیلم وجودا داره، امکان بیان همه جزئیات و اطلاعات مورد نیاز به راحتی وجود نداره و به راحتی میشه بیننده رو سردرگم و کم اطلاع رها کرد، این ایده باعث شده در زمانیکه هم داریم تلاشهای مسابقه دهندگان و تدارکات مسولین این مسابقات رو می بینیم، مجریانی مورد استفاده قرار بگیرند که هم از صدا و هم تصویرشون بشه استفاده کرد و این اطلاعات رو منتقل کرد، تا افراد با دلیل برخی از وقایع اتفاق افتاده آشنا شده و اونها رو راحتتر درک کنند.


    نقل قول نوشته اصلی توسط lord2012 نمایش پست ها
    مایی مختصر و نامفهوم از زندگی کتینس نشان داده میشود این صحنه ها روز کشته شدن پدر کتینس در معدن را نشان میدهد، پدر او یک معدنچی بود که پس از کشته شدن در اثر انفجار، شهردار مدال افتخاری به کتینس میدهد و مادر او هم به دلیل ارتباط شدید عاطفی که با همسرش داشته دچار افسردگی شدید میشود به طوری که تا مدت ها حرف نمیزند و این گونه است که کتینس مسئول نگهداری از پریم و تهیه مایحتاج خانواده میشود.
    این قسمت به واقع ضعیف کار شده بود، خیلی راحت می تونستند این مسئله رو فقط در قالب دیالوگ بیان کنند و حداقل با یک نمایش ضعیف موجبات کسل کننده شدن رو فراهم نکنن.


    نقل قول نوشته اصلی توسط lord2012 نمایش پست ها
    برای نشان دادن مخالفتش با این مسابقات وحشیانه جسد وو را با گل تزیین میکند تا به همه مردم بفهماند وو مظلومانه کشته شده است و باید اعتراض کنند.
    ضعیف و سرسری کار شده، به نظرم حتی بیان احساسات هم زیاد خوب و جالب از کار در نیومده بود و بیشتر حالت اجباری و تصنعی به این بخش از فیلم می داد.
    فقط نکته قابل تامل در این قسمت رو میشه موسیقی فیلم دونست که در این لحظات بیشتر از تمام دقایق فیلم به چشم اومد.



    نقل قول نوشته اصلی توسط lord2012 نمایش پست ها
    فیلم موسیقی عجیب و غریبی ندارد و موسیقی محور هم نیست. ضربات آرامی دارد و اوج نمایشش در لحظه مرگ وو به چشم میخورد. به نظر می آید حتی سکوت های نسبتا طولانی بهترین موسیقی متن در جریان فیلم است.
    مخاطبین در جریان فیلم استراتژی های عجیبی برای پیروزی نمی بینند و گهگاه کشتارهای متوالی جلوه ای از یک نبرد آسان و بدون غافلگیری را برای بینندگان تصویرسازی میکند.
    از منظر جلوه های ویژه بصری هم فیلم کیفیت مطلوبی ندارد و آتش به عنوان یکی از چهار عنصر اصلی طبیعت و نماد منطقه دوازدهم چنگی به دل نمیزند و برای فیلمی که در سال 2012 اکران شده است جالب به نظر نمیرسد.
    از منظر پرداخت به داستان و داستان پردازی هم نقاط ضعف کم نیستند و مخاطبی که در جریان کتاب نباشد در بسیاری از سکانسها و صحنه ها، پرداخت ناقصی از داستان را دنبال میکند مثل برخورد اول پیتا و کتینس، یا رابطه بدی که کتینس با مادرش دارد اگرچه ابتکار عملی که در جریان فیلم وارد میشود کمک بزرگی به مخاطب است ولی عیب ها و کمبودها را کاملا از بین نمی برد.
    نمادپردازی و توجه به نمادها هم کم نیستند و داستان و اشارات مکرر به نمادها طیف وسیعی را شامل میشوند که اگر بخواهیم به انتخاب تصادفی اعداد بی توجه نباشیم و انتخاب ها را آگاهانه بدانیم (چرا که چندی است هالیوود به عددپردازی علاقه شدیدی پیدا کرده است) میتوانیم بگوییم کتینس از منطقه دوازدهم است، عدد دوازده در فرهنگ اسلامی نماد منجی است. پایتخت، سیزدهمین منطقه است، عددی شیطانی و نحس. آتش نماد انتقام است. ماکینگ جی که کتاب سوم سری مسابقات عطش هم هست نماد شورش است و در طول فیلم کتینس با این نماد دیده میشود.
    پوتین هایی از سربازان که برای مدتی طولانی در کادر دوربین قرار میگیرند و نماد استکبار و سلطه هستند و وو دختری سیاهپوست که از منطقه ای بلند شده است که کشاورز هستند و ما را به یاد سیاهپوست های تحت سلطه آمریکای جنوبی می اندازد.
    همونطور که ذکر شد، واقعا سطحی به تصویر کشیده شد! روز اول 13 نفر و در روزهای بعد به زور شاهد حتی یک قتل هستیم! تمام اون دسته از توانایی هایی که در زمان تمرینات مورد استفاده قرار گرفته بودند، اینجا انگار از یاد رفته بود. خیلی راحت به افراد حمله میشد و از اون راحتتر به مرگ اونها می انجامید. همین عدم استفاده نامناسب و کافی از عناصر غافلگیرانه که در چنین فیلمهایی به اونها احتیاج هست باعث شده تا از بار هیجانی فیلم کاسته بشه.
    جلوه های ویژه هم نسبت به اون چیزی که از فیلمی با این تبلیغات و هجمه انتظار میرفت، آنچنان چنگی به دل نمیزد و حتی به اندازه کافی هم استفاده نشده بود، البته در برخی موارد شاهد مناظر جالب توجه و جلوه های جالبی هستیم که مورد استفاده قرار گرفته بودند. عنصر آتشی که ذکر شد، حتی به اندازه کافی مورد استفاده هم قرار نگرفته که بشه از اون به عنوان یک نماد خاص نام برد.
    مسئله داستان پردازی و پرداخت داستان، مسئله ای هست که مربوط به این فیلم به تنهایی نمیشه. اکثر کتابهایی که با محبوبیت بسیار و ناگهانی رو به رو شدند و به پرده نقره ای رسیدند، از این مشکل رنج می برند. چرا که سعی شده تا بیشتر به جلوه های ظاهری و بصری که میشه در کتاب به تصویر کشیده توجه نشون داده بشه و روابط میان شخصییتها و داستان در حاشیه قرار بگیره. درسته که از یک ایده جالب برای بیان برخی جزئیات استفاده شده، اما واقعا همون ایده هم کمک خیلی زیادی نمی کنه! امکان نداره که بشه بشینیم و انتظار داشته باشیم تمام داستان از طریق این مجریان بیان بشه. در نتیجه نیازه که کاراکترها نیز به پیشبرد داستان کمک کنند.

    در کل به شخصه این فیلم رو آنچنان سطح بالا نمی دونم، کتابی که بیشتر برای نوجوانان نوشته شده و محبوبیت بسیاری بین اونها داره، به فیلم تبدیل شده! اما این فیلم در بعضی جاها واقعا خسته کننده میشه، مدت زمانش زیاده برای چنین فیلمی و همچنین بار هیجانی خوبی هم نداره.
    و عجیبه که سازندگان اصرار بسیاری بر این دارند که حتما مدت زمان فیلم زیاد باشه، اما شاهدیم که در همین مدت زمان زیاد کار چندانی از دستشون برنمیاد، نه به نکته خاصی اشاره میشه و نه حتی با استفاده از عناصر هیجان انگیز سعی در تزریق آدرنالین به تماشاگر میشه.

    فیلم برای یک بار دیدن مناسبه! اما همون یک بار هم گاها در برخی صحنه ها شما رو خسته می کنه و ممکنه با خودتون بگید کاش زمان کمتری به برخی مسائل می پرداختند. و مدت زمان فیلم رو کاهش می دادند.

    در انتها هم ممنون از شادی عزیز بابت این تحلیل.
    به هر حال خوبه که در انجمن به فیلمهایی از این دست هم پرداخته بشه، قرار نیست همیشه فیلمهای هنری و ارزشی مورد بررسی قرار بگیره.
    lord2012 به این پست علاقمند بوده است.



  13. 2 کاربر از پست مفید Wolverine سپاس کرده اند .


  14. #8
    شاد بودن تنها انتقامي است که ميتوان از زندگي گرفت
    lord2012 آواتار ها
    وضعیت : lord2012 آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2013
    محل سکونت : زیر سقف آبی آسمان
    نوشته ها : 845
    سپاس ها : 2,369
    سپاس شده 2,429 در 776 پست
    یاد شده
    در 10 پست
    تگ شده
    در 323 تاپیک

    پاسخ : Cwa.101- تحليل و بررسي فيلـــــــم بازیهای عطش قسمت اول (Hunger Games)

    نقل قول نوشته اصلی توسط Wolverine نمایش پست ها
    حقیقت اینه که نمیشه اون رو یک شروع متفاوت دونست، چرا که در فیلمی با چنین داستانی مجبور هستیم برای بیننده و تماشاگر روشن کنیم که این بازی چه قوانینی دارد.
    همونطور که شما در یک بازی معمولی وقتی قرار می گیرد، در همان ابتدای بازی قوانین رو برای شما شرح میدن اینجا هم همینطوره.
    و به عبارت بهتر باید گفت این یک امر اجباری بوده و کارگردان و فیلمنامه نویس مجبور به اطاعت از این قانون شده و انتخاب دیگری نداشتند.
    ببین مثال بارزش جومانجی هستش اول فیلم قوانین گفته نمیشه و به مرور در جریان فیلم مخاطب درجریان بازی و قوانین قرار میگیره ، این به نظرم یک ابتکار بود کمااینکه خودم وقتی دیدم بجای تیتراژ فیلم دارم قوانین بازی رو می بینیم شوکه شدم و این رو یه اصل غافلگیری میدونم!

    نقل قول نوشته اصلی توسط Wolverine نمایش پست ها
    علت نمایش یک فیلم تکراری، به جز یادآوری آن به مردمی که سالها قبل اون قضیه رو دیده و شنیده اند، اینه که با این تکرار باعث نهادینه شدن اون در ذهن این افراد و علی الخصوص افراد جوانتر میشه.
    به اونها گوشزد می کنه که اینچنین ماجرایی که در حال حاضر اتفاق افتاده، به سبب انجام عملی است از جانب پدران و مادران آنها.
    جدای از اینکه باعث میشه اونها همیشه در وحشت و ترس از کپیتال باقی بمونند و همیشه بیم این رو داشته باشند که در صورت وقوع یک ماجرای مشابه چه اتفاقات و عواقب سنگین تری در انتظار اونهاست، باعث میشه تا جوانترها والدین و بزرگترهای خود رو مقصر این بدبختی کنونی خود بدونند و همین امر باعث ایجاد فاصله بین اونها میشه.
    دقیقا متوجه منظورم شدی و این یه چیز دیگه هم هست رسانه میتونه ابزار دومی باشه برای کمک به جکومت و سرکوب آشوبگران ! اینجا ما داریم اهمیت کنترل ذهن رو از طریق رسانه می بینیم


    نقل قول نوشته اصلی توسط Wolverine نمایش پست ها
    در کل این مسئله عشق و عاشقی در این فیلم به نظرم خیلی سطحی به تصویر کشیده شده.
    درسته که مانور بسیاری روی این مسئله داده میشه، اما نوع بیان و به تصویر کشیدن روابط عاشقانه ضعیف و تصنعی کار شده، به طوریکه گاها این حس به من منتقل میشد که آیا این دو از روی اجبار با هم ارتباط برقرار کردن؟ (منظورم در خلال روایت داستان فیلمه، نه اون چیزی که مجبور به انجامش در حین ساخت فیلم هستند) به هر حال وقتی یک رابطه عاطفی قراره ساخته بشه و روش هم مانور بسیاری میدن، باید حداقل کمی هم به طبیعی تر شدن این روابط کمک بشه!
    موافقم و گفتم که کشش کتاب شاید به خاطر ارتباط پیتا و کتینس بود ولی اینجا شکل خوبی نداشت!


    نقل قول نوشته اصلی توسط Wolverine نمایش پست ها
    این قسمت به واقع ضعیف کار شده بود، خیلی راحت می تونستند این مسئله رو فقط در قالب دیالوگ بیان کنند و حداقل با یک نمایش ضعیف موجبات کسل کننده شدن رو فراهم نکنن.
    این رو من از اونجایی متوجه شدم که بچه ها توی قسمت نقد همین فیلم گفته بودن که این سکانس رو متوجه نشدن! خب این ضعف مربوط به دکوپاژ نیست بلکه به سناریو برمیگرده ، توی کتاب چندین بار این قصه گفته میشه ولی توی فیلم فقط یه صحنه ناقص میشه!




    نقل قول نوشته اصلی توسط Wolverine نمایش پست ها
    عنصر آتشی که ذکر شد، حتی به اندازه کافی مورد استفاده هم قرار نگرفته که بشه از اون به عنوان یک نماد خاص نام برد.
    آتش از اون لحظه ای به نماد تبدیل میشه که کتینس و پیتا موقع رژه لباسشون آتش میگیره بعد از اون همه به کتینس میگن دختر آتش ، حالا اینجا آتش هم یک عنصر طبیعت هستش و جزء چهار عنصر اصلیه که میدونیم ولی از طرفی همین دختر آتش بعدا میره برای انتقام از جکومت و این شباهت ایجاد شده آتش رو نماد انتقام میکنه! به نظرم فیلم اصولا نمادپردازه و نمیشه یک بخشی مثل این رو جدا کرد و اون رو نماد ندونست . از همون سکانس های اول ما شاهد نمادها هستیم ..



    نقل قول نوشته اصلی توسط Wolverine نمایش پست ها
    مدت زمانش زیاده برای چنین فیلمی و همچنین بار هیجانی خوبی هم نداره.
    ما فیلم با زمان زیاد داشتیم که خوب بوده ولی شاید اگه بار هیجانی و احساسی بیشتر می بود فیلم کشش خودش رو از دست نمیداد و حتی وجود یک موسیقی متن خوب !
    اما حتی موسیقی هم نبود! اینجا از ضعف دکوپاژ فیلم نمیشه چشم پوشی کرد

    ممنون بابت توجهت



  15. 2 کاربر از پست مفید lord2012 سپاس کرده اند .


  16. #9
    هر کس در دنیا باید یکی را داشته باشد که حرف های خود را با او بزند، آزادانه و بدون رودربایسی و خجالت.
    Wolverine آواتار ها
    وضعیت : Wolverine آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Sep 2013
    محل سکونت : مشهد
    نوشته ها : 1,822
    سپاس ها : 4,009
    سپاس شده 4,810 در 1,751 پست
    یاد شده
    در 15 پست
    تگ شده
    در 145 تاپیک

    پاسخ : Cwa.101- تحليل و بررسي فيلـــــــم بازیهای عطش قسمت اول (Hunger Games)

    نقل قول نوشته اصلی توسط lord2012 نمایش پست ها
    ببین مثال بارزش جومانجی هستش اول فیلم قوانین گفته نمیشه و به مرور در جریان فیلم مخاطب درجریان بازی و قوانین قرار میگیره ، این به نظرم یک ابتکار بود کمااینکه خودم وقتی دیدم بجای تیتراژ فیلم دارم قوانین بازی رو می بینیم شوکه شدم و این رو یه اصل غافلگیری میدونم!
    در واقع جومانجی هم داشت از یک قانون خاص برای بازی استفاده می کرد.
    در واقع در جومانجی هم قانون اصلی بازی بیان میشه، وقتی بازی کردی، باید تا انتها باشی!
    اما چون در جومانجی با یک سلسله وقایعی که به هم ارتباط آنچنانی نداشتند رو به رو بودیم و هر مرحله از بازی جدای از مرحله بعدی بود و اگر می تونستی سریع بازی رو انجام بدی از اون مرحله عبور می کردی، لذا باید به نوعی بیان میشد که حس و عنصر غافلیگیری در فیلم باقی بمونه.
    اما اینجا نه!
    یکسری قوانین مشخص وجود داشتند، مثل بکشید تا زنده بمونید! و...
    که در واقع برای درک بهتر فیلم و اتفاقات نیاز بود قبل از هر چیزی بیان بشه.
    اما در جومانجی این احساس نیاز وجود نداشت که در ابتدا قرار بر توضیح باشه.
    به نوعی باید هر مرحله اتفاق می افتاد تا ما بدونیم جریان چیه!
    پس به نوعی احتیاج به این بود که برای درک بهتر قوانین (که البته قانون های خاصی هم نداشت) در همون مراحل توضیح بده.
    و در واقع کسی که آشنای به بازی بود در همه مراحل سایر بازی کنندگان رو راهنمایی می کرد.
    در واقع میگم قانون اصلی این بازی همون "باید تا آخرش وایستی" بود.


    نقل قول نوشته اصلی توسط lord2012 نمایش پست ها
    آتش از اون لحظه ای به نماد تبدیل میشه که کتینس و پیتا موقع رژه لباسشون آتش میگیره بعد از اون همه به کتینس میگن دختر آتش ، حالا اینجا آتش هم یک عنصر طبیعت هستش و جزء چهار عنصر اصلیه که میدونیم ولی از طرفی همین دختر آتش بعدا میره برای انتقام از جکومت و این شباهت ایجاد شده آتش رو نماد انتقام میکنه! به نظرم فیلم اصولا نمادپردازه و نمیشه یک بخشی مثل این رو جدا کرد و اون رو نماد ندونست . از همون سکانس های اول ما شاهد نمادها هستیم ..
    درسته، فیلم نماد پردازی داره و من هم نگفتم نه!
    در واقع منظور من نوع استفاده از این عنصر به عنوان یک نماده. این استفاده اون اندازه درست مورد استفاده قرار نگرفته که بشه از اون به واقع به عنوان نماد یاد کرد.
    در صورتیکه برای بیان یک نماد می بایست وقت بیشتری گذاشته میشد.
    مثلا همونطور که گفتی استفاده از پوتین های سربازان که به نوعی نماد سرکوب محسوب میشد رو با همین عنصر آتش مقایسه کنیم می بینیم که درک ساده تر و پرداخت بهتری رو داره.


    نقل قول نوشته اصلی توسط lord2012 نمایش پست ها
    ما فیلم با زمان زیاد داشتیم که خوب بوده
    دقیقا
    برای مثال 3 گانه ارباب حلقه ها...
    فیلم مدت زمان زیادی داره، اما به قدری زیبا کار شده که هیچ احساس خستگی دست نمیده.


    نقل قول نوشته اصلی توسط lord2012 نمایش پست ها
    شاید اگه بار هیجانی و احساسی بیشتر می بود فیلم کشش خودش رو از دست نمیداد و حتی وجود یک موسیقی متن خوب !
    اما حتی موسیقی هم نبود! اینجا از ضعف دکوپاژ فیلم نمیشه چشم پوشی کرد
    به نظر میرسه سر این موضوع با هم توافق داریم.


    نقل قول نوشته اصلی توسط lord2012 نمایش پست ها
    این رو من از اونجایی متوجه شدم که بچه ها توی قسمت نقد همین فیلم گفته بودن که این سکانس رو متوجه نشدن!
    این مسئله قابل درک هست، اما خوب به خاطر پرداخت ناقص درکش سخته.
    به نظر من باز هم بهتر بود در قالب دیالوگ بیان می کردند تا این مشکل رو نداشته باشند، یا حداقل بهتر از اینها پرداخت می کردند.

    ممنون از پاسخگویی
    lord2012 به این پست علاقمند بوده است.



  17. 2 کاربر از پست مفید Wolverine سپاس کرده اند .


  18. #10
    شاد بودن تنها انتقامي است که ميتوان از زندگي گرفت
    lord2012 آواتار ها
    وضعیت : lord2012 آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2013
    محل سکونت : زیر سقف آبی آسمان
    نوشته ها : 845
    سپاس ها : 2,369
    سپاس شده 2,429 در 776 پست
    یاد شده
    در 10 پست
    تگ شده
    در 323 تاپیک

    پاسخ : Cwa.101- تحليل و بررسي فيلـــــــم بازیهای عطش قسمت اول (Hunger Games)

    نقل قول نوشته اصلی توسط Wolverine نمایش پست ها
    در واقع جومانجی هم داشت از یک قانون خاص برای بازی استفاده می کرد.
    در واقع در جومانجی هم قانون اصلی بازی بیان میشه، وقتی بازی کردی، باید تا انتها باشی!
    اما چون در جومانجی با یک سلسله وقایعی که به هم ارتباط آنچنانی نداشتند رو به رو بودیم و هر مرحله از بازی جدای از مرحله بعدی بود و اگر می تونستی سریع بازی رو انجام بدی از اون مرحله عبور می کردی، لذا باید به نوعی بیان میشد که حس و عنصر غافلیگیری در فیلم باقی بمونه.
    اما اینجا نه!
    یکسری قوانین مشخص وجود داشتند، مثل بکشید تا زنده بمونید! و...
    که در واقع برای درک بهتر فیلم و اتفاقات نیاز بود قبل از هر چیزی بیان بشه.
    اما در جومانجی این احساس نیاز وجود نداشت که در ابتدا قرار بر توضیح باشه.
    به نوعی باید هر مرحله اتفاق می افتاد تا ما بدونیم جریان چیه!
    پس به نوعی احتیاج به این بود که برای درک بهتر قوانین (که البته قانون های خاصی هم نداشت) در همون مراحل توضیح بده.
    و در واقع کسی که آشنای به بازی بود در همه مراحل سایر بازی کنندگان رو راهنمایی می کرد.
    در واقع میگم قانون اصلی این بازی همون "باید تا آخرش وایستی" بود.
    میدونی منظور من از قوانین اینه که مثلا در جومانجی ،اول فیلم مخاطب نمیدونه با چه بازی روبرو شده کما اینکه وقتی بازی آغاز میشه تازه میفهمیم هربار که تاس ریخته میشه اتفاقاتی در دنیای ما رخ میدن! یا متقلب چطوری مجازات میشه و حتی همین شرط که باید تا آخر بازی انجام بشه حالا همین رو با این فیلم مقایسه کن ! اول فیلم بجای تیتراژ ما قوانین داریم من به این میگم یک آغاز جدید و این رو قبول دارم که باید همون ابتدا قوانین گفته بشه تا مخاطب در جریان قرار بگیره . یک سبک دیگه در حسن مطلع فیلم رو ما در فیلم 127 ساعت داریم که یه فضای اسپورت نشون داده میشه و بعد از چند دقیقه تازه تیتراژ در اوج فیلم نمایش داده میشه . من هدفم اشاره به نحوه آغاز فیلم بود.


    نقل قول نوشته اصلی توسط Wolverine نمایش پست ها
    درسته، فیلم نماد پردازی داره و من هم نگفتم نه!
    در واقع منظور من نوع استفاده از این عنصر به عنوان یک نماده. این استفاده اون اندازه درست مورد استفاده قرار نگرفته که بشه از اون به واقع به عنوان نماد یاد کرد.
    در صورتیکه برای بیان یک نماد می بایست وقت بیشتری گذاشته میشد.
    مثلا همونطور که گفتی استفاده از پوتین های سربازان که به نوعی نماد سرکوب محسوب میشد رو با همین عنصر آتش مقایسه کنیم می بینیم که درک ساده تر و پرداخت بهتری رو داره.
    توی کتاب ساخت گرایی این طور مثال میزنه برای نماد که مثلا علامت صلیب به خودی خود شاید معنایی در فیلم نداشته باشه ولی وقتی به گردن کاراکتری آویزون میشه تعبیر میکنیم کاراکتر فردیه با گرایش های مذهبی ، قرار نیست برخی نمادها مستقیما به چیزی دلالت کنن برخی نمادها معنای نهفته دارن و من این طور از آتش الهام میگیرم که وقتی برای کتینس در معرض توجهه با توجه به حس انتقام و روحیه خشنی که داره میتونه بیانگر انتقام باشه چون اصولا یکی از نمادهایی که برای آتش در نظر میگیرن همین انتقام هستش.

    دیگه به نظرم سر بقیه موارد توافق داریم ، ممنون



صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ترجمه نقد فیلم Cwr.32- نقد و بررسی فیلم Hunger Games توسط راجر ایبرت(ترجمه اختصاصی)
    توسط ScarFace در انجمن نقــدهای معتبر جهانی (اختصاصی)
    پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: 11-02-2013, 01:27
  2. پوسترهای فیلم (The Hunger Games: Catching Fire)
    توسط .:SiSiBK:. در انجمن پوسترهای مجموعه فیلم ها
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: 09-04-2013, 19:35
  3. قسمت سوم سری فیلم های The Hunger Games دو قسمته خواهد بود
    توسط Backstreetboy در انجمن اخبــــار سينماي جهان
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 07-17-2013, 16:54
  4. معرفي فيلم The Hunger Games در سال 2012 (اختصاصي سينماسنتر)
    توسط Skyfly در انجمن سینمای علمی، تخیلی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 01-08-2012, 15:48
  5. انتشار پوستر و تبلیغ جالب The Hunger Games (اختصاصی سینماسنتر)
    توسط FTSAMO در انجمن اخـــبار سينماي جهان (اختصاصي)
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 12-30-2011, 04:20

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •