سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh بررسى ۱۰۰ جنگ بزرگ تاریخ (بخش دهم)

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت  طراحی دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه 

 هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته , طراحی وب سایت , سئو سازی , کابل هلوکیبل , اعلام حریق , پیاده سازی دیتاسنتر

 

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: بررسى ۱۰۰ جنگ بزرگ تاریخ (بخش دهم)

  1. #1
    "بهترين چيز نگاهيست كه از معجزه عشق تر است"
    M.Night آواتار ها
    وضعیت : M.Night آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 36
    نوشته ها : 208
    سپاس ها : 1,370
    سپاس شده 661 در 177 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 18 تاپیک

    بررسى ۱۰۰ جنگ بزرگ تاریخ (بخش دهم)

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  building-old-az-400.jpg
مشاهده: 147
حجم:  79.5 کیلو بایت

    جنگ هفدهم: نبرد اورلئان (شالون)


    از قرن چهارم ميلادى به بعد امپراتورى عظيم روم با چند مشكل بزرگ نظامى روبرو شد.
    ابتدا عدم قطعيت پيروزى در مرزهاى شرقى، به دليل قدرت امپراتورى ساسانى، دوم فشار بى امان قواى اقوام شمال اروپا، سوم وسعت بيش از اندازه امپراتورى و چهارم بروز جنگهاى داخلى اما از
    ۴۰۰ميلادى عامل جديدى به اين عوامل اضافه شد. قدرت گرفتن هونها.

    هونها كه از سرزمينهاى بسيار دور در شرق (شمال چين) آمده بودند اكنون آرام آرام در حال نفوذ به داخل شرق اروپا بودند. در
    ۴۰۶ ميلادى آنها ديگر غيرقابل چشم پوشى نبوده و به دليل قدرت جنگاورى بخش بزرگى از غرب درياى خزر، شمال درياى سياه و بالكان امروزى را در تصرف گرفتند. اما آنها به دليل فقدان رهبرى مقتدر تا ۴۳۳ براى روم خطرناك نبودند. ورود آتيلا به صحنه تاريخ در سال۴۳۳ ناگهان صحنه نبرد را تغيير داد. هونها اكنون با برنامه اقوام پرقدرت جنگل نشين، ژرمنى، ويزگوت، فرانك و بورگوندى را يكى پس از ديگرى از صحنه مبارزات اروپاى قرن پنجم حذف كردند.

    آتيلا ابتدا در
    ۴۳۶ بورگوند ها را در هم كوبيد و در ۴۴۳ سراسر آلمان را گرفت. آتيلا كه خود را بلاى آسمانى مى ناميد تا آن روز هيچ شكستى نخورده بود وتنها حاضر شده بود از نابود كردن پايتخت امپراتورى روم شرقى بيزانس خوددارى كند. البته مردم بيزانس ۶۰هزار تالان طلا به او غرامت دادند وحاضر شدند خراجگذار وى باقى بمانند.
    در اين زمان امپراتورى هونها از قفقاز تا كوههاى آلپ وسعت داشت و طى
    ۳دهه آتيلا قدرتى را ايجاد كرد كه به تنهايى از امپراتورى دو تكه شده روم و امپراتورى ايران بزرگتر شده بود.

    «روم ضعيف شده» مى دانست قادر به جلوگيرى از سقوط فرانسه (گل) به تنهايى نيست بنابراين از اقوام شمالى اروپا نظير فرانكها، ويزگوتها و بورگوندى ها كمك خواست. اين اقوام نيز اگرچه تا آن زمان دشمن روم بودند اما اكنون به خوبى مى دانستند كه سرنوشت غرب اروپا به اين نبرد بستگى دارد.

    در
    ۴۵۱ميلادى آسيوس فرمانده رومى با سپاه بزرگى از نيروهاى اروپايى در دشت شان (شالوئيك) در شمال فرانسه در انتظار آتيلا ماند. آتيلا كه از تصرف اورلئان نااميد نشد به مصاف با اين نيروى بسيار عظيم رفت. نبرد بين دونيرو مدتى ادامه يافت و على رغم كشته هاى بسيار زياد از طرفين نتيجه قطعى حاصل نشد. اگرچه برنده واقعى متحدين اروپايى بودند چرا كه براى اولين بار توانستند نيروهاى آتيلا را متوقف كنند. آتيلا پس از دريافت اين ضربه ديگر نتوانست در غرب پيشروى كند اگرچه روم غربى نيز در سال بعد غرامتى سنگين به آتيلا داد تا او به روم حمله نكند و سردار خونخوار هون نيز موقتاً از توسعه امپراتورى عظيم خود دست كشيد و به تجديد قوا پرداخت.

    مرگ آتيلا

    آتيلا على رغم خوى وحشى و خونخوارش فوق العاده سياستمدار بود و در فرماندهى نظامى نيز در بين اقوام وحشى تنها با مردانى چون چنگيز و تيمور قابل قياس است. مرگ او در
    ۴۵۳ به دست يك دختر به اسارت گرفته شده دنيا را از شر او نجات داد در غير اين صورت بدون شك او دوسال بعد براى گرفتن غرب و جنوب غرب اروپا اقدام مى كرد. حال آنكه با مرگ وى پسران بى كفايتش (خوشبختانه) كل امپراتورى او را در يك دهه به باد دادند.

    اهميت نبرد شالون

    آتيلا ظرف
    ۲۰سال غرب روسيه امروزى و سرزمينهايى كه امروز لهستان، مجارستان، اتريش، آلمان، شرق فرانسه، صربستان، كرواسى، اكراين، دانمارك، جمهوريهاى بالتيك، رومانى و بلاروس خوانده مى شود را تصرف كرد و براى اطاعت كامل اروپا تنها به يك پيروزى بزرگ ديگر در غرب نياز داشت چرا كه در شرق بيزانس (روم شرقى) قدرت او را پذيرفته بود.
    اگر در دشت شالون و اورلئان اتحاد بزرگ قبايل و دول اروپا شكل نگرفته بود بى شك آتيلا آبادى اى براى مردم اروپا باقى نمى گذاشت.
    آتيلا اگرچه از جنگجوترين سواران جنگى برخوردار بود اما تركيب نيروهاى مدافع نيز اثر مناسبى داشت. پياده نظام رومى در كنار سواران شمالى قدرت نظامى آتيلا را خنثى كرد.
    ۸۰۰سال بعد نيز شرق گرفتار فردى به نام چنگيزخان شد اما متأسفانه قادر به رخنه او و قومش نشد و صدها سال شرق در تسخير اين اقوام خطرناك باقى ماند.

    جنگ هيجدهم:سقوط روم غربى
    سقوط امپراتورى روم غربى، بر هم خوردن ثبات نظامى اروپا


    امپراتورى روم كه از قرن سوم پيش از ميلاد به عنوان قدرت اول دنياى قديم مطرح بود از قرن سوم ميلادى به تدريج پس از
    ۶۰۰ سال قدرت خود را از دست داد و در ۳۹۵ ميلادى دو قسمت شد؛ روم شرقى كه تا ۱۰۵۰ سال بعد دوام آورد و روم غربى كه ۸۰ سال پس از اين تاريخ ناگهان فروپاشيد. البته روم غربى قسمت قويتر امپراتورى بود كه سال ها بزرگترين نبردها را به خود ديده بود و حتى در نبرد با دشمنان شرقى امپراتورى فرستنده بزرگ ترين واحدها بود. درباره انحطاط روم غربى تاريخ نگاران كتاب هاى زيادى نوشته اند و در اين فصل تنها به ذكر دلايل نظامى فروپاشى اين امپراتورى بسنده مى شود.
    در
    ۴۵۱ شكست سنگين آتيلا روم را از خطر بزرگ نجات نداد بلكه اقوام ژرمن، فرانكى را از خطر جارو شدن به دست جنگاورانى خشن تر از خودشان نجات داد. اكنون آنها آماده در هم كوبيدن امپراتورى فرتوت روم بودند.

    دولاند لن درباره سال هاى آخر امپراتورى روم چنين مى نويسد:
    «ماگزيم به تخت نشست ولى لياقت اداره مملكت آن روزگار آشفته را نداشت.... پس از وى آوتيوس از مردم گل امپراتور شد ولى چيزى نگذشت كه ريسيمر فرمانده رومى او را خلع و ماژورين را به جاى او به تخت گذاشت. وى مردى شايسته بود و خرابى هاى روم را برطرف كرد و پس از رفع حمله وندالها، ويزگوتها را در گل شكست داد اما ريسيمر او را به قتل رساند... امپراتورى همچنان رو به ضعف مى رفت و آخرين قسمت خاك خود را از دست مى داد.»
    در اين زمان اقوام ويز گوت اسپانيا و جنوب غربى گل را در اختيار داشتند و بورگاندها نيز دره رن را متصرف بودند. شمال شرقى گل در اختيار فرانكى بود.

    در سال
    ۴۶۵ ريسيمر، انتيموس را به امپراتورى پذيرفت. اين مرد كه از طرف امپراتورى روم شرقى پيشنهاد شده بود آخرين كسى بود كه مى توانست جلوى سقوط روم را بگيرد وى ابتدا با ناوگان خود به جنگ واندالها در جنوب مديترانه رفت اما در نبرد آفريقا از وندال ها شكست خورد و در ۴۷۲ مجدداً ريسيمر او را بركنار كرد و ادلى بريوس را برگزيد. امپراتورى شرقى ۳ نفر ديگر را براى فرمانروايى بر روم فرستاد اما به نظر مى رسيد كار روم تمام است. در ۴۷۶ سربازان رومى به رياست اودواكر قيام كردند و ناگهان امپراتورى عظيم روم ديد كه هيچ ياورى ندارد.
    گتهاى غربى، باسكى، فرانكى، وندال ها، المانها و انگلوساكسونها و سوئدى ها ناگهان امپراتورى را قطعه قطعه كردند و ظرف
    ۱۵ سال جغرافياى اروپا شاهد حذف ۲ قدرت بزرگ و به وجود آمدن ده ها قدرت محلى شد. (۴۵۳ امپراتورى هون و ۴۷۶ امپراتورى روم)

    اما از نقطه نظر نظامى چرا روم و لژيون هاى عظيمش از بين رفتند؟

    ۳ دليل عامل اصلى فروپاشى نظامى روم غربى بود.

    ۱- برترى عددى مهاجمان شمال بر لژيونرهاى رومى، ژرمن ها مرتب در حال افزايش بودند.
    ۲- قدرت رزمى نيروهاى فرانك، ژرمن افزايش يافته بود گتها با آخرين فنون سواره نظام آشنا شده بودند و سربازان ژرمن از شمشيرهايى با فولاد بسيار مقاوم بهره مند بودند.
    ۳- سپاه هاى رومى از مردان سرزمين هاى تسخير شده تشكيل شده بود و آنها انگيزه اى (در اين اواخر) براى كشتن هموطنان خود نداشتند.
    ۴- ورود هونها به صحنه نبردهاى اروپا سبب شد تا ژرمن ها، فرانك ها، واندال ها، ويزگتها و گتهاپى ببرند كه امپراتورى روم غربى تا چه اندازه اى آسيب پذير است.

    نتيجه فروپاشى روم

    امپراتورى روم غربى پس از مواجه با فروپاشى، ناگهان خود را با ده ها مليت جديد در اروپا و شمال آفريقا ديد. جغرافياى اروپا در اينجا شكل مى گيرد. در
    ۴۷۶ ميلادى ناگهان اسلاوها، فرانك ها، المان ها، گت هاى غربى، ايتاليايى ها، بورگاندى ها، و ندال ها، بربرها، ساكسون ها، سوئدى ها، لمباردها و... هر كدام براى خود كشور مستقلى را ايجاد مى كنند و هون ها نيز در شرق چند حكومت تشكيل مى دهند.
    اكنون در دنيا فقط
    ۳ امپراتورى قدرتمند وجود دارد؛ چين، ايران و روم شرقى. امپراتورى ساسانى با خيال راحت وقايع امپراتورى روم شرقى را تحت نظر دارد. ساسانيان اكنون مى دانند كه روم شرقى قدرت گذشته خود را ندارد چرا كه از طرفى در زير فشار فزاينده قدرت هاى متعدد و پراكنده اما جنگاور «غربى» است و از طرفى ديگر از لژيون هاى جنگنده غربى در نبردهاى مشرق زمين خبرى نيست.

    جنگ نوزدهم:
    فتح سوريه توسط ايران


    از قرن ها قبل به اين سو، شمال ميان رودان ( بين النهرين)، شامات (سوريه كنونى) و فلسطين در اختيار ارتش روم بود و در حقيقت در كشمكش دايم بين ارتش هاى ايرانى و رومى ايرانيان تدريجاً اين بخش ها را جزو امپراتورى روم (و بعدها روم شرقى) پذيرفته بودند. اما در
    ۶۰۳ ميلادى اوضاع متفاوت بود. روم شرقى از طرفى تحت فشار فزاينده آوارها، گتها، فرانك ها و لمباردها (اقوام به اصطلاح بربر) قرار داشت و از طرف ديگر در ايران پادشاه پرقدرتى به نام خسرو پرويز بر سر كار بود.

    خسرو پرويز در
    ۵۹۱ ميلادى با كمك سپاه روم توانسته بود تاج خود را از سردارى ياغى پس بگيرد و اكنون پس از ۱۲ سال به خونخواهى قتل موريس امپراتور مقتول روم، آماده نبرد با فاكس امپراتور جديد روم شد.
    در
    ۶۰۵ ميلادى سپاه هاى ايرانى كليه استحكامات رومى در شمال ميان رودان و سپس غرب ميان رودان را فتح كرده و شهرهاى مهم حران و ادسا را تسخير نمود و سپس هيراپوليس و حلب امروزى را فتح كرد.
    از آن طرف نيروهاى ايرانى در ارمنستان شروع به پيشروى كرده و كاپادوكيه و فريزى را گرفتند. در
    ۶۱۱ ايران فتوحات غربى خود را تكميل كرده و به دروازه هاى قسطنطنيه پايتخت روم شرقى رسيد و در ۶۱۴ بيت المقدس (يا اورشليم) را فتح كرد.

    ارتش هاى ايران ظرف
    ۹ سال كليه نيروهاى رومى را جارو كرده و به مديترانه ريختند و در ۶۱۶ براى اولين بار پس از ۹۰۰ سال با عبور از صحراى سينا اسكندريه را در مصر تصرف كردند. شاهين براز سردار ايرانى نيز در سال بعد «كالسدون» را در مقابل قسطنطنيه (كنستانتين) را فتح كرده و ايران را به اوج قدرت خود پس از دوران هخامنشيان رساندند.

    نتايج اين جنگ ها

    نتيجه نبردهاى
    ۱۵ ساله سبب شد كه طى سال هاى ۶۰۲ تا ۶۱۷ ناگهان امپراتورى ايران به قدرت اول جهان تبديل شود اين در حالى بود كه از ۸۰۰ سال قبل به اين سو قدرت غالب جهان روم بود و اكنون براى اولين بار رومى ها از نظر وسعت و جمعيت از ايران عقب افتاده و كاملاً منفعل شدند.
    نبردهاى خسرو پرويز كه توسط دو سردار بزرگش شهر براز و شاهين براز رهبرى مى شد سبب منگنه شدن رومى ها شد چرا كه رسماً در همان زمان توسط آوارها تحت فشار بودند و وندال ها نيز شمال آفريقا را از چنگ روم در آورده بودند. اگر هرقل امپراتور لايق روم ظهور نيافته بود در
    ۶۲۰ ميلادى كار امپراتورى روم تمام بود.

  2. 2 کاربر از پست مفید M.Night سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •