سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh نگاهی به زندگی و آثار تئو آنجلوپولوس

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 , از مجموع 9
نمایش شاخه ای18علاقمندی ها
  • 7 ارسال شده توسط penn
  • 1 ارسال شده توسط penn
  • 2 ارسال شده توسط penn
  • 1 ارسال شده توسط A.R
  • 1 ارسال شده توسط penn
  • 1 ارسال شده توسط penn
  • 2 ارسال شده توسط 1900
  • 1 ارسال شده توسط penn
  • 2 ارسال شده توسط penn

موضوع: نگاهی به زندگی و آثار تئو آنجلوپولوس

  1. #1
    TOUCH DARKNESS AND DARKNESS TOUCHES YOU BACK
    penn آواتار ها
    وضعیت : penn آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Feb 2014
    محل سکونت : رشت
    سن: 23
    نوشته ها : 729
    سپاس ها : 2,028
    سپاس شده 3,031 در 805 پست
    یاد شده
    در 10 پست
    تگ شده
    در 0 تاپیک

    نگاهی به زندگی و آثار تئو آنجلوپولوس

    نگاهی به زندگی و آثار تئو آنجلوپولوس



    آنجلوپولوس (با نام کامل تئودوروس آنجلوپولوس)، در 17 آوریل 1935 در آتن به دنیا آمد. وی فارغ التحصیل رشته حقوق از دانشگاه آتن بود اما بعد از دوران خدمت سربازی برای ادامه تحصیل به پاریس رفت و در دانشگاه سوربن ثبت نام کرد اما بعد از مدتی تحصیلاتش را در سوربن نیمه تمام گذاشت و برای تحصیل در رشته سینما، وارد مدرسه سینمایی معروف ایدک (فمیس فعلی) شد. بعد به یونان بازگشت و به حرفه روزنامه نگاری و نقد فیلم پرداخت.
    آغاز کار آنجلوپولوس در سینما در دهه شصت، همزمان شد با کودتای نظامی در یونان و روی کار آمدن حکومت سرهنگ ها. با این حال وی موفق شد نخستین فیلم کوتاهش را با عنوان "پخش تلویزیونی" در سال 1968 بسازد.
    "بازسازی"، نخستین فیلم بلند آنجلوپولوس بود که در سال 1970 ساخت. بعد از آن در سال 1972 فیلم "روزهای 36" را ساخت که هر دوی آنها درونمایه ای سیاسی داشت و نقدی بر فضای سیاسی یونان در زیر چکمه های سرهنگ ها بود. بعد از آن فیلم "بازیگران سیار" را ساخت که فیلمی 4 ساعته در هشتاد نمای بلند درباره یک گروه تئاتر سیار بود که تاریخ سیاسی پرتلاطم و خونبار معاصر یونان در فاصله سال های 1939 تا 1952 از دید آنها روایت می شد.
    آنجلوپولوس در سال 1983 با ساختن فیلم "سفر به سیترا"، جایزه بهترین فیلمنامه را از جشنواره فیلم کن دریافت کرد. وی در سال 1988 نیز به خاطر فیلم "چشم اندازی در مه"، برنده شیر نقره ای جشنواره فیلم ونیز به عنوان بهترین کارگردان شد.
    فیلم "نگاه خیره اولیس"، فیلمی درباره جنگ های خونین بالکان بود که هاروی کیتل در آن نقش یک فیلمساز تبعیدی یونانی را بازی می کرد و جایزه بزرگ هيأت داوران کن 1995 را به دست آورد. در میانه فیلمبرداری این فیلم بود که جیان ماریا ولونته، بازیگر برجسته ایتالیایی، بر اثر سکته قلبی از دنیا رفت و ارلاند یوزفسون بازیگر سوئدی فیلم های برگمان جایگزین او گردید.




    آنجلوپولوس در سال 1998، به خاطر فیلم "ابدیت و یک روز"، برنده نخل طلای جشنواره کن گردید. این فیلم داستان زندگی شاعر و نويسنده ای است که قصد دارد سفری را آغاز کند اما سفر او برخلاف سفر شخصيت‌های ديگر فيلم‌های آنجلو پولوس، سفری بدون بازگشت است چرا که او از بيماری سرطان رنج می‌برد و در آستانه مرگ است. الکساندر که بنا به پيش بينی پزشکان تنها يک روز از عمرش باقی مانده، سعی می‌کند با يادآوری خاطرات گذشته، زندگی اش را يک بار ديگر مرور کند و تنها افسوس او اين است که کارهايش در آستانه مرگ، ناتمام مانده. او تمام عمرش را بر سر پروژه‌ای گذاشته که نتوانسته آن را به پايان برساند و آن تکميل شعر ناتمام يک شاعر قرن نوزدهمی به نام سولوموس است. بخش مهمی از فيلم در فلاش بک می‌گذرد و روايت آن بين گذشته و حال در نوسان است. الکساندر از طريق يادآوری و مرور خاطرات گذشته است که درمی‌يابد آنچنان که بايد برای همسر از دست رفته‌اش وقت نگذاشته و ندانسته او را چگونه دوست داشته باشد.



    آخرین فیلم آنجلوپولوس، یعنی فیلم ناتمام "دریای دیگر"، محصول مشترک ایتالیا، یونان و ترکیه است و سومین قسمت از تریلوژی آنجلوپولوس بود که با فیلم "دشت گریان" آغاز شد و با فیلم "غبار زمان"ادامه یافت اما اکنون با مرگ نابهنگام و تراژیک وی ناتمام مانده است. داستان این فیلم در یونان معاصر روی می‌دهد که گرفتار بحران اقتصادی، بیکاری و فساد سیاسی است.
    آنجلوپولوس همچنین در سال 2001 دکترای افتخاری دانشگاه اسکس بریتانیا را دریافت کرد.
    از میان آثار آنجلوپولوس، فیلم های "سفر به سیترا"، "چشم اندازی درمه"، "دشت گریان" و "گام معلق لک لک"، در جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمدند. وی در سال 2004، برای شرکت در این جشنواره، به تهران هم سفر کرده بود.
    درگذشت نابهنگام تئو آنجلو پولوس، سینماگر برجسته یونانی در سن 76 سالگی، در آخرین ساعات شب (24 ژانویه) سال 2012، دوستداران این سینماگر را غافلگیر کرد. آنجلوپولوس روز 24 ژانویه، در حالی که سرگرم ساختن آخرین فیلمش به نام "دریایی دیگر" در اطراف آتن بود، بر اثر تصادف با یک موتورسیکلت در صحنه فیلمبرداری، جان باخت. آنجلوپولوس در حالی که به شدت از ناحیه سر مجروح شده بود، به بیمارستان منتقل شد اما تلاش پزشکان برای نجات او بی فایده بود.
    آنجلوپولوس را بعد از مایکل کاکویانیس، باید به عنوان بزرگترین و سرشناس ترین کارگردان سینمای یونان و از برجسته ترین سینماگران مولف و صاحب سبک سینمای امروز جهان به شما آورد. او فیلمسازی بود که در آثارش، واقعیت، خیال و نوستالژی، در ترکیب منجسم و شگفت انگیزی ارائه گردید.
    آنجلوپولوس، بیانگر عمیق ترین احساسات و عواطف بشری و روایت گر روشنفکران غم زده، پرملال، تنها و سرگشته معاصر بود که در کوچه ها و خیابان ها، کوهستان ها و یا سواحل دریا پرسه می زنند یا به دنبال عشق ها، خاطرات و رویاهای گذشته خود، همانند اولیس از مکانی به مکان دیگر سفر می کنند.




    سبک سینمایی آنجلوپولوس

    آنجلوپولوس، سينماگری شاعر و فيلسوف بود. سينمای او، سینمایی انديشمندانه و فلسفی است که پرسش‌هايی اساسی و بنيادی را در باره جهان امروز و انسان مدرن مطرح می‌کند. سينمايی که با ريتم کند و پلان سکانس‌ها و حرکت‌های آرام، طولانی و پيچيده دوربين تعريف می‌شود و از اين نظر شباهت زيادی به سبک آثار آنتونيونی، تارکوفسکی و ميکلوش يانچو دارد اگرچه دنياهای آنها تا حد زيادی با هم تفاوت دارد. سينمايی که تماشای آن فراتر از حد تحمل تماشاگرعادی سينماست که به فيلم‌هايی با ريتم تند و اکشن زياد عادت کرده است. اما برداشت های بلند، ریتم آرام تصاویر و حرکات موزون بازیگران در فضای قاب هایی زیبا و چشم نواز در فیلم های او فضای شاعرانه ای می ساخت که با موسیقی خیال انگیز و ملودی های زیبا و گوش نواز النی کاریندرو، آهنگساز بزرگ یونانی و همسری وی
    ، تقویت می شد.
    هنر آنجلوپولوس این بود که می توانست بازیگران بی شماری را درون قاب های متحرک سحر انگیزش قرار دهد و در میزانسی پیچیده و موزون آنها را دایت کند. قاب هایی چشمگیر و خیره کننده که کار فیلمبردار همیشگی اش گئورگوس آروانیتیس بود.




    گئورگوس آروانیتیس به عنوان فیلمبردار، تونینو گوئرا به عنوان فیلمنامه نویس و النی کوریندرو به عنوان آهنگساز، تیم حرفه ثابتی بودند که در بیشتر کارهای آنجلوپولوس با او همکاری کردند. النی کاريندرو، آهنگسازی است که موسیقی او به طرز حیرت انگیزی با سبک بصری و زيبايی شناسی آثار آنجلوپولوس و با ريتم و ضرباهنگ درونی فيلم‌هایش هماهنگی دقيقی دارد. وسعت موسيقی او به اندازه وسعت پلان سکانس‌های آنجلوپولوس است و ايده‌های موسيقايی او در تقارنی کنترپوان با رويداد‌های سينمايی آثار اوست.
    النی خود گفته است، تصاوير آنجلوپولوس بهترين امکان را به او می‌دهد که عميق ترين احساسات و عواطف درونی خود را بيان کند. نگاه شاعرانه و غنای تصويری فيلم‌های آنجلوپولوس با موسيقی ملوديک و روان او تکميل می‌شود.




    مولفه های تماتیک


    فيلم‌های آنجلوپولوس، دارای درونمایه های اجتماعی و سیاسی بسیار پر رنگی اند و ارتباط تنگاتنگی با تاریخ سیاسی یونان و اروپا دارند. این فیلم ها عمدتا بر مبنای تم‌های انسانی مشخصی مثل مهاجرت و آوارگی، سرزمین و هويت فرهنگی، آب و خاک و مرزبندی جغرافيايی، سرگشتگی، تنهايی و اندوه روشنفکران چپ زخم خورده، تبعیدی و سرکوب شده ساخته شده‌اند. آدم‌های فيلم‌های او غالبا انسان‌های تنها و سرگشته‌ای اند که دنبال ارزش های گم شده‌ای در گذشته دردبار خود می‌گردند و به همين منظور راهی سفر می شوند. سفری که عنصر اصلی و تماتیک فیلم های آنجلو پولوس است. تقریبا در همه آثار او، شخصیت ها، نه تنها دست به سفری واقعی و جابجایی فیزیکی می زنند بلکه این سفر آنها غالبا با سفری ذهنی، دردناک و حسرت بار به درون گذشته همراه است.
    فیلم های آنجلوپولوس، مکاشفه ای در زندگی و خاطرات غبار گرفته شخصبت ها در بستر تاریخ سیاسی معاصر یونان است. شناور بودن زمان و شخصیت ها در ساختار روایی فیلم، از ویژگی های مهم سبکی آثار آنجلوپولوس به حساب می آید. وی استاد ترکیب جادویی واقعیت، خیال و نوستالژی بود.
    بيشترفيلم‌های آنجلوپولوس در مناطق دورافتاده يونان می‌گذرد، در دهکده‌ای ساحلی يا کوهستانی فراموش شده. به ندرت در فيلم‌هايش تصويری از يک شهر بزرگ و مدرن و شلوغ مثل آتن را می‌بينيم.




    يکی از وجوه مهم آثار آنجلوپولوس، جنبه تاريخی و اسطوره‌ای فيلم‌های اوست. برای او تاريخ همانقدر اهميت دارد که ادبيات، شعر و اساطير يونان باستان. جدال انسان و سرنوشت درونمايه اصلی آثار اوست که از دل تراژدی‌های يونانی می‌آيد. "نگاه خیره اوليس"، سفر حماسی و اديسه وار يک فيلمساز تبعیدی یونانی به منطقه بالکان در اوج جنگ‌های داخلی، برای یافتن حلقه های فیلم های گمشده سینماگری قدیمی است که در واقع استعاره ای است از جستجوی مفهوم زندگی و پيوندی دوباره با تاريخ و گذشته.
    فيلم های آنجلوپولوس پیوندی ارگانیک با مفهوم زمان دارند. برای آنجلوپولوس، زمان بيشتر امری ذهنی و روانی است تا واقعيتی فيزيکی. زمان در فیلم های او به شکل سیالی بین گذشته و حال در نوسان است. در فیلم "ابدیت و یک روز"، حرف او اين بود که حتی اگر يک روز از عمرت باقی مانده باشد، اگر آن روز را درست زندگی کنی، به درازای ابديت خواهد بود.
    آنجلوپولوس دیگر زنده نیست که با برداشت های بلند اعجاب انگیز و کورئوگرافی شگفت آور بازیگران و ریتم موزون حرکات دوربین اش، ما را مسحور و دیوانه کند. او در روزی به درازای ابدیت زیست و آثاری ماندگار از خود به جا گذاشت و رفت.

    جوایز و افتخارت:

    برنده ی نخل طلای جشنواره کن برای فیلم ابدیت و یک روز ( Eternity and a Day )

    برنده ی جایزه بزرگ هيأت داوران و جایزه فیپرشی (انجمن منتقدان بین المللی) جشنواره کن برای فیلم نگاه خیره اولیس ( Ulysses' Gaze )

    برنده ی جایزه بهترین فیلمنامه و جایزه فیپرشی جشنواره کن برای فیلم سفر به سیترا ( Voyage to Cythera )

    برنده ی جایزه فیپرشی جشنواره کن برای فیلم بازیگران سیار ( The Travelling Players )

    برنده ی شیر نقره ای بهترین کارگردانی-جایزه ویژه هيأت داوران و جایزه فیپرشی جشنواره ونیز برای فیلم چشم اندازی در مه ( Landscape in the Mist )

    برنده ی هوگوی نقره ای بهترین کارگردانی جشنواره شیکاگو برای فیلم چشم اندازی در مه ( Landscape in the Mist )

    برنده ی جایزه ویژه هيأت داوران و جایزه فیپرشی جشنواره ونیز برای فیلم اسکندر کبیر ( Alexander the Great )

    برنده ی جایزه بهترین فیلم-بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه جشنواره تسالونیکی برای فیلم ابدیت و یک روز ( Eternity and a Day )

    برنده و نامزد 61 جایزه معتبر دیگر

    گزیده فیلم‌شناسی:

    1975 - بازیگران سیار ( The Travelling Players )

    1980 - اسکندر کبیر ( Alexander the Great )

    1984 - سفر به سیترا ( Voyage to Cythera

    1986 - پرورش‌دهنده زنبور عسل ( The Beekeeper )

    1988 - چشم اندازی در مه ( Landscape in the Mist )

    1991 - گام معلق لک‌لک ( The Suspended Step of the Stork )

    1995 - نگاه خیره اولیس ( Ulysses' Gaze )

    1998 - ابدیت و یک روز ( Eternity and a Day )

    2004 - دشت گریان ( The Weeping Meadow )

    2008- غبار زمان ( The Dust of Time )

    منبع بیوگرافی: سایت خشت و آینه

    ویرایش توسط penn : 12-08-2014 در ساعت 14:38
    Skyfly, FFKIA, warcraftbaz و 4 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.





  2. # ADS
     

  3. #2
    TOUCH DARKNESS AND DARKNESS TOUCHES YOU BACK
    penn آواتار ها
    وضعیت : penn آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Feb 2014
    محل سکونت : رشت
    سن: 23
    نوشته ها : 729
    سپاس ها : 2,028
    سپاس شده 3,031 در 805 پست
    یاد شده
    در 10 پست
    تگ شده
    در 0 تاپیک

    پاسخ : نگاهی به زندگی و آثار تئو آنجلوپولوس



    10 فیلم عمر تئو آنجلوپولوس:

    «همشهری کین» ساخته اورسن ولز، 1941

    «ایوان مخوف
    » ساخته سرگئی ایزنشتاین، 1944

    «اردت» ساخته کارل تئودور درایر، 1955

    «هشت و نیم» ساخته فدریکو فلینی، 1963

    «نوسفراتو» ساخته
    اف. دبلیو. مورنائو، 1922

    «ماجرا» ساخته میکل‌آنجلو آنتونیونی، 1960

    «جویندگان طلا» ساخته
    چارلی چاپلین، 1925

    «اگستو مونوگاتاری» ساخته کنجی میزوگوچی، 1953

    «جیب بر» ساخته روبر برسون، 1959

    «پرسونا» ساخته اینگمار برگمن، 1966
    ویرایش توسط penn : 12-09-2014 در ساعت 15:04
    Britney Army به این پست علاقمند بوده است.




  4. 9 کاربر از پست مفید penn سپاس کرده اند .


  5. #3
    TOUCH DARKNESS AND DARKNESS TOUCHES YOU BACK
    penn آواتار ها
    وضعیت : penn آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Feb 2014
    محل سکونت : رشت
    سن: 23
    نوشته ها : 729
    سپاس ها : 2,028
    سپاس شده 3,031 در 805 پست
    یاد شده
    در 10 پست
    تگ شده
    در 0 تاپیک

    پاسخ : نگاهی به زندگی و آثار تئو آنجلوپولوس

    فیلم ابدیت و یک روز ( Eternity and a Day )
    ابتدا میخواستم خودم فیلم رو معرفی کنم اما نقد مفصلی از این فیلم خوندم که برای دوستان عزیز هم میزارم و واقعا حق مطلب رو ادا میکنه درباره این فیلم
    البته قسمت هایی از نقد که ممکن بود داستان فیلم رو لو بده رو حذف کردم و دوستان قسمت آخر نقد (مضمون) رو قبل از تماشای فیلم نخونن بهتره




    ابدیت و یک روز بیش از هر چیز یک نوستالژی است. نوستالژی گذشته از کف رفته، نوستالژی عشق های به خاک سپرده شده، کودکی و نوستالژی برای سینمای هنری دهه های 50 و 60 میلادی.
    شعر-فیلم آنجلوپولوس تمام و کمال یادآور نسل سینماگران سینمای شعرگونه اروپاست. سینمایی که به واسطه بزرگانی چون فلینی، آنتونیونی، برگمان، برسون، تروفو، تارکوفسکی و... نشان داد که بیان هنری به واسطه نوارهای سلولوئیدی می تواند بیان عصر ما باشد. سینمایی که با مرگ کیشلوفسکی در 1996 یکی از آخرین غول های خود را از دست داد تا امروزه اینچنین شاهد سلطه کوتوله های هالیوودی باشیم.

    1- شخصیت محوری

    پیرنگ فیلم به جای اینکه استوار به زنجیره علت و معلولی باشد به الگوی حرکت درون شخصیتی استوار است. در واقع این الگو باعث بر حذر ماندن فیلم از روابط و حادثه های دراماتیک شده و نوعی خلسه درونی شخصیت اصلی فیلم (الکساندر) را نمایش می دهد. این نوع دراماتیک زدایی که پیش از این به عنوان مثال در سینمای آنتونیونی (سه گانه : ماجرا، شب و کسوف) و یا فلینی (زندگی شیرین، هشت و نیم) موجود است از ویژگی های سینمای مدرن در تقابل با سینمای کلاسیک و جدید هالیوود به شمار می رود.

    2- الگوی روایت پیرنگ

    الگوی روایت پیرنگ به شکل الگوی سرگردانی شخصیت می باشد.

    3- تراولینگ دوربین

    فیلم ابدیت و یک روز شدیدا وفادار به میزانسن است و از این رو شکوه فیلم های قبل از موج نو را به یاد می آورد. دوربین کاملا با حرکت های متعدد پن و مدیوم لانگ شات های به جا از ایجاد حس دراماتیک جلوگیری می کند. در هیچ صحنه یا شاید در هیچ فیلم آنجلوپولوس نمایی تنش دار از فیلمبرداری دوربین روی دست به چشم نمی خورد و کارگردان سعی می کند با حرکات منسجم دوربین و تراولینگ حس تنهایی و رکود زندگی را تصویر کند. این امر یکی از ویژگی های فیلمساز است که باعث می شود بیننده بیشتر احساس خود را به شخصیت فیلم دهد نه به ماجراهایی که برای او در دنیای بیرون اتفاق می افتد.

    4- تاکید بر میزانسن

    در ابدیت و یک روز بر خلاف تکنیک های موج نویی ها و به خصوص ژان لوک گدار (از نفس افتاده ) اتکا به تدوین و استفاده از جامپ کات ها و یا به شکل فیلم های دراماتیک هالیوودی از تدوین سریع استفاده نشده است. تعداد نما های فیلم با توجه به مدت زمان ١١۴ دقیقه ای فیلم چندان زیاد نیست و در عوض دوربین میزانسن های طبیعی (کوه و دریا و ...) یا مصنوعی (خانه الکساندر و..) را با دقت در قاب می گیرد. هم چنین استفاده از قاب مرکز گرا باعث شده است تا الکساندر را در مناطق مختلف محصور میان طبیعت و زندگی شهری نشان دهد و باز هم تنهایی و بی کسی او را گوشزد کند.

    ۵- مضمون

    فیلم از خانه ای تنها و تک افتاده در کنار دریا شروع می شود. شاعری پیر که به دریا می نگرد و ما متوجه می شویم که در سالهای اخیر با پیرزنی که ندیمه اوست تک و تنها آنجا زندگی می کند. الکساندر یا شاعر پیر در پی چیست؟ کلید آن در دیالوگی است که وقتی به همسایه ناشناس که سرودی قدیمی را از خانه روبرو برای او می خواند فکر می کند بر زبان می آورد .« این روزها فکر آنا تمام ذهن مرا پر کرده است » آنا همسر از دست داده اش و نماد تمام جاری بودن و جلوه های شادی و شور زندگی است. تقابل زندگی شاد و شور زندگی با عقل افسرده که فیلسوف آلمانی « مارتین هایدگر» در کتاب هستی و زمان -1927 مطرح می کند.
    پیش از هایدگر، دیگر فیلسوف آلمانی و آخرین حلقه زنجیر فیلسوفان کلاسیک تاریخ، فردریش ویلهلم نیچه، تفاوت دو دیدگاه « دیانیزوسی» و «آپولونی» را در یونان باستان مطرح می کند. نیچه معتقد است شور و اشتیاق به زندگی و شادمانه زیستن همراه با برخورداری از بهترین طعام ها و شراب ها و جنگاوری و ورزش و... اساس زندگی یونانیان بود (دیدگاه دیونیزوسی) تا وقتی که سقراط زشت روی بد خو اندیشه را و تفکر را و در یک کلام حقیقت یابی را وارد اساس زندگی نمود و از آن پس زندگی به افسردگی و غمبارگی در جستجوی پوچ حقیقت بدل شد. هایدگر نیز در هستی و زمان شرح می دهد که چگونه یونانیان باستان با درک شهودی حیات به جوهره هستی نزدیک تر بودند تا سقراطیان و افلاطونیان و...
    الکساندر تمام عمرش را در پی یافتن حقیقتی گذرانده است. تحقیق در کشف ریشه های شعری و تکمیل کار شاعری قرن نوزدهمی که سالها از وطن خود دور بوده و حال برای مردمش به موطنش بازمی گردد اما از انجا که مدت زیادی از خاکش دور بوده و زبان مادری اش را فراموش کرده از مردم کشورش واژه می خرد تا شعرش را بسازد. اما شعرش ناتمام می ماند. الکساندر با دیدگاهی آپولونی وار و در پی رسیدن به ابدیت سالهای عمرش را به تفکر و اندیشه و تلاشی غمبار برای تکمیل شعر و پیوستن به ابدیت می گذراند. هر چند خانه اش در کنار ابدیتی آبی (دریا) قرار دارد اما او آنچنان غرق است که زندگی روزمره و دم دست را به چشم تحقیر می نگرد. به خواسته های همسرش آنا بی توجه است چرا که همیشه به ابدیتش فکر می کند، به مادرش که همیشه دوست دارد الکساندر در کنار سفره با جمع آنها باشد توجهی نمی کند - به ابدیتش فکر می کند، وقتی تنها دخترش به دنیا می آید و همسرش در میان جمع مهمانان است او جدا از جمع به ابدیتش فکر می کند، برای او زندگی رفتن نیست که رسیدن است. تنها دارایی اش سگی است که ان را هم به ندیمه وا می گذارد. صحنه مجلس عروسی ندیمه و لباس های سفید مهمانان و رقص و شور در تضاد با لباس سیاه الکساندر و چهره غمبار او طوری است که انگار الکساندر بوی افسردگی و مرگ را با خود به هر جا می برد. چنانچه پس از تحویل سگ به ندیمه-مادر داماد- عروسی دیگر از آن شور تهی می شود.
    پس از اینکه دامادش خانه الکساندر را برای فروش می گذارد اولین شوک برای بازگشت به درون برای او رخ می دهد. در هیات پیر امروزی به گذشته می رود و روابط خانوادگی خود را به یاد می آورد. (الگوی change in knowledge). در خیابان با آن ماشینی که مثل خود او از مد افتاده و بی اعتبار است پسرکی را از دست ماموران پلیس و در مرحله بعد از دست انسان فروشان نجات می دهد. همسفران دیروز و فردای زندگی روزی را به شب می رسانند. الکساندر ابتدا برای اینکه پسرک را از سر خود باز کند تا دوباره بتواند به زندگی و ابدیت زندگی بیندیشد پسرک را به مرز کشورش، آلبانی می برد. اما ورودی شهر و چنازه های آویزان واقعیت تلخ زندگی پسرک را به پیرمرد اوار می کند. اینجا دو شخصیت غمدیده در کنار هم قرار می گیرند. عقل افسرده (الکساندر) و پسرک فقیر و بی خانمان و بی وطن. الکساندر اینجاست که در مواجه شدن با سویه تلخ و زشت زندگی دومین شوک را پذیرا می شود. و به سراغ مادر پیرش که در بستر مرگ است می رود، در واقع به نوعی تامل در خود می رسد.

    صحنه شب که با سفر انها با اتوبوس انجام می شود از نمادی ترین سکانس های فیلم است که به خوبی تفاوت سینمای شاعرانه با سینمای عوام پسند را نشان می دهد. الکساندر و پسرک کنار هم در اتوبوس نشسته است. جوانی با پرچم سرخ کمونیستی وارد اتوبوس می شود و در طرف مقابل آنها می نشیند. نور چراغ اتوموبیلی که بر شیشه عقبی اتوبوس افتاده است در مه روی شیشه خورشیدی می سازد. شاعر کلاه سیلندری قرن 19 هم به شکل سوررئالی وارد اتوبوس می شود و شعرش را می خواند. پیرمرد از صندلی برخاسته و روبه روی جوان آرمانگرا می نشیند و پسرک هم برخاسته و جلوی الکساندر می نشیند. در طی زمان شعر خوانی شاعر قرن پیش ، نور امید در چشم پسرک و الکساندر می تراود و جوان کمونیستی خواب است. امروز و آینده؟! واقعیت و آرمان ؟! شعر و خشونت؟!
    من فکر نمی کنم تاریخ سینما چنین ایجازی را در نماش نمادگرایانه تقابل های فوق که البته در یونان ریشه تاریخی دارند. (یونان از مهد شاعری و هنر تا کمونیسم از سوفوکل تا کامانتویس به چنین طرز شکوهمندی به تصویر کشیده باشد.)

    در سکانسی کنار دریا پسرک به شیوه شاعر قرن 19 برای الکساندر کلمه می خرد. کلمات چیست؟ تنهایی، خیلی دیر! و الکساندر در صحنه طلوع فردا شعر تلخ زندگی اش را تکمیل می کند. ابتدا در یک سکانس سوبژکتیو (ذهنی) خود را در کنار همسر از دست داده اش می بیند و به او - بر خلاف همه عمر- پیشنهاد می دهد که با هم برقصند -(رقص به قول نیچه یکی از نمادهای رویکرد دیونیزوسی به زندگی است)- آنا می گوید :«تو که هیچ وقت دوست نداشتی رقصیدن رو؟!» و الکساندر می گوید «امروز روز توست!»
    با این جمله الکساندر از خیال شیرین و ای کاش هایش به واقعیت تلخ زندگی بازمی گردد. هنوز صدای آنا تکرار می شود که او را به نام صدا می زند و هر بار صدایش محو تر می شود .الکساندر رو به دریا فریاد می کشد « تنهایی! خیلی دیر! تنهایی! خیلی دیر ...خیلی دیر» و صدای او و تصویر او در صدا و تصویر ابدیت (دریا) دیزالو می شود. جستجوی ابدیتی که سرانجام حسرت یک روز گرم و آفتابی با دست در دست آنا انداختن و رقصیدن را بر دل او داغ گذاشت.

    bapooya و mrrad به این پست علاقمند بوده اند.




  6. 12 کاربر از پست مفید penn سپاس کرده اند .


  7. #4
    A.R
    AnathemA
    A.R آواتار ها
    وضعیت : A.R آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Sep 2011
    نوشته ها : 251
    سپاس ها : 183
    سپاس شده 550 در 182 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 459 تاپیک

    پاسخ : نگاهی به زندگی و آثار تئو آنجلوپولوس



    « روزی از تو پرسیدم: چقدر طول میکشه تا فردا برسه؟!
    و تو گفتی: ابدیت و یک روز... »


    فیلم ابدیت و یک روز رو خیلی دوست دارم... واقعا فیلم تحسین برانگیزی بود... البته در مورد فیلم های آنجلوپولوس، در واقع چیزی که بیشتر توجه منو جلب میکنه، موسیقی بینظیر بانوی موسیقی، النی کاریندرو هست که به واقع روح عجیبی در فیلم های او دمیده...
    penn به این پست علاقمند بوده است.

  8. 6 کاربر از پست مفید A.R سپاس کرده اند .


  9. #5
    TOUCH DARKNESS AND DARKNESS TOUCHES YOU BACK
    penn آواتار ها
    وضعیت : penn آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Feb 2014
    محل سکونت : رشت
    سن: 23
    نوشته ها : 729
    سپاس ها : 2,028
    سپاس شده 3,031 در 805 پست
    یاد شده
    در 10 پست
    تگ شده
    در 0 تاپیک

    پاسخ : نگاهی به زندگی و آثار تئو آنجلوپولوس



    3 سال قبل در چنین روزی آتش شعر در سینما خاموش شد...
    مردی با موتورسیکلت تصادف کرد و زندگی را وداع گفت...
    عشق و شعر را با خود برد... در مه غلیظ ناپدید شد... اما کارنامه ای از خود به جای گذاشت که او را وارث تارکوفسکی
    کرد...
    تئو آنجلوپلوس...
    با مرگ تو شعر نیز به پایان رسید...
    با بسته شدن دریچه ی نگاه تو ، سهم عشق سکوت شد...
    ای کاش سفر نمیکردی... ای کاش در غبار زمان جسمت ناپدید نمیشد.... دلمان برای نگاه خیره ی اولیس وارت تنگ خواهد شد... با دیدن فیلمهای تو، فیلم بگویم؟ یا شعر؟ یا نقاشی؟؟ نمیدانم... با دیدنشان در دشتی حیران و گریان گم میشویم... نگاه و دلمان با دیدنشان همچون گام معلق یک لک لک به لرزه می افتد... با نگاه در یک مه عاشقانه میتوان تو را دید... که به ابدیت پیوسته ایی... جایت خالی است... خیلی خالی است.... (پ.ق)

    ویرایش توسط penn : 01-27-2015 در ساعت 14:06
    bapooya به این پست علاقمند بوده است.




  10. کاربر روبرو از پست مفید penn سپاس کرده است .


  11. #6
    TOUCH DARKNESS AND DARKNESS TOUCHES YOU BACK
    penn آواتار ها
    وضعیت : penn آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Feb 2014
    محل سکونت : رشت
    سن: 23
    نوشته ها : 729
    سپاس ها : 2,028
    سپاس شده 3,031 در 805 پست
    یاد شده
    در 10 پست
    تگ شده
    در 0 تاپیک

    پاسخ : نگاهی به زندگی و آثار تئو آنجلوپولوس


    bapooya به این پست علاقمند بوده است.




  12. 2 کاربر از پست مفید penn سپاس کرده اند .


  13. #7
    1900 آواتار ها
    وضعیت : 1900 آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Feb 2012
    نوشته ها : 1
    سپاس ها : 1
    سپاس شده 1 در 1 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 0 تاپیک

    پاسخ : نگاهی به زندگی و آثار تئو آنجلوپولوس

    ترکیب آثار تئو آنجلوپلوس و النی کاراندرو با روح و روان آدم بازی میکنه
    تک تک صحنه ها و دیالوگ های چمنزار گریان در ذهن آدم جاودانه میمونه
    ممنون بابت مطالبتون
    penn و bapooya به این پست علاقمند بوده اند.

  14. کاربر روبرو از پست مفید 1900 سپاس کرده است .


  15. #8
    TOUCH DARKNESS AND DARKNESS TOUCHES YOU BACK
    penn آواتار ها
    وضعیت : penn آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Feb 2014
    محل سکونت : رشت
    سن: 23
    نوشته ها : 729
    سپاس ها : 2,028
    سپاس شده 3,031 در 805 پست
    یاد شده
    در 10 پست
    تگ شده
    در 0 تاپیک

    پاسخ : نگاهی به زندگی و آثار تئو آنجلوپولوس



    در سینما فیلمسازانی هستند که فقط فیلم نساخته اند، شعر سروده اند، با قاب بندی ها و میزانسن هایی که به نقاشی میمانند، با قلمی به نام "دوربین" برای بشر بیانیه ای را ترسیم کرده اند...
    بی شک و بدون اغراق تئو آنجلوپولوس
    ‫‬ کارگردان بزرگ یونانی از این دسته فیلمسازها است... فیلمهای او شلیک تیری زهرآلود به احساسات مخاطب است... به قلب...
    سینمای پولوس سینمایی پر محتوا است از دغدغه های بشر امروزی، پر است از سلاخی و نقد مفاهیمی که ساخته دست خود بشر است که امروزه این مفاهیم قد علم کرده اند و در مقابل انسان سینه سپر میکنند. مرز... مهاجرت... تنهایی... که پولوس استادانه با موسیقی متن همیشگی ویرانگر فیلمهایش و با فرمی که مخاطب را جادو میکند، دست به کالبد شکافی این مفاهیم میزند با تیغی تیز...
    سینمای پولوس از برای سرگرم شدن نبوده و نیست و نخواهد هم بود، این سینماست، در گوشه ای خلوت، با مخاطب خود حرف دارد... خصوصی
    ...

    پ.ق
    عکس : فیلم "نگاه خیره اولیس"

    ویرایش توسط penn : 02-18-2015 در ساعت 17:16
    bapooya به این پست علاقمند بوده است.




  16. کاربر روبرو از پست مفید penn سپاس کرده است .


  17. #9
    TOUCH DARKNESS AND DARKNESS TOUCHES YOU BACK
    penn آواتار ها
    وضعیت : penn آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Feb 2014
    محل سکونت : رشت
    سن: 23
    نوشته ها : 729
    سپاس ها : 2,028
    سپاس شده 3,031 در 805 پست
    یاد شده
    در 10 پست
    تگ شده
    در 0 تاپیک

    پاسخ : نگاهی به زندگی و آثار تئو آنجلوپولوس



    نگاه... عشق...
    همه چیز در نگاه تو بود... در اولین نگاه تو...
    نگاهی که وجود مرا تسخیر کرد و به من دلداگی آموخت...
    نگاهی که از هزاران دوستت دارم های زبان و عشق بازی های بدن فراتر است...
    همین نگاه خیره مرا بس... همین گم شدن در دریچه ی نگاه تو مرا تا پایان عمر بس...
    همین اسارت مرا بس... زندانی شدن در سلول بی مرز نگاه تو... - به عشق در یک نگاه اعتقاد داری؟؟؟
    - من به فریاد و فوران در یک نگاه اعتقاد دارم... مگر عشق چیزی جز فریاد و فوران است؟ فریاد و فورانی در عظمت یک نگاه مملو از سکوت...

    پ.ق
    عکس : فیلم "گام معلق لک لک"

    bapooya و The Pianist به این پست علاقمند بوده اند.




  18. کاربر روبرو از پست مفید penn سپاس کرده است .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. بخش طرفداران کلاوس(خاطرات خون آشام)
    توسط KLAROLINE در انجمن بخش ویژه Vampire Diaries
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: 01-13-2015, 09:24
  2. مهم : تئو آنجلوپولوس کارگردان شهیر یونانی بر اثر تصادف درگذشت
    توسط Yousef در انجمن اخبــــار سينماي جهان
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 01-26-2012, 17:00
  3. 10 حقیقت جالب در مورد میکی موس!!
    توسط ScarFace در انجمن کارتون های کودکی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 12-04-2010, 09:22
  4. فرانسیس فورد کوپولا
    توسط ScarFace در انجمن بيوگرافي هاي سينماگران جهاني
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 10-14-2010, 18:20

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •