سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh نگاهی به فیلم ساکن طبقه وسط

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت  طراحی دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه 

 هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته , طراحی وب سایت , سئو سازی , کابل هلوکیبل , اعلام حریق , پیاده سازی دیتاسنتر

 

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3

موضوع: نگاهی به فیلم ساکن طبقه وسط

  1. #1
    raha_92 آواتار ها
    وضعیت : raha_92 آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Oct 2013
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 25
    سپاس ها : 42
    سپاس شده 22 در 15 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 4 تاپیک

    نگاهی به فیلم ساکن طبقه وسط






    فیلم ساکن طبقه وسط کارگردان: شهاب حسینی

    نویسنده جوانی وارد یک خانه سه طبقه می‌شود، او که در حال نوشتن یک رمان است، در آن خانه با اتفاقات جالب و عجیبی روبه‌رو می‌شود.



    ساکن طبقه ی وسط یک پرسش بی جواب است.یک درماندگی خمار آلود بدون نشٸگی . داستان مردی است که نمیدانیم از کجا آمده و خود نمیداند میخواهد بکجا برود . نه نامی از او میدانیم نه نشانی . فقط میدانیم یک هو آمده در یک آپارتمان سه طبقه و در طبقه ی وسط ساکن شده . طبقه ای که پنجره اش روبه سینما آزادی باز میشد . این طبقه ی میانی نماد است . نماد انسانهایی که بین شر طبقه ی زیرین و پاکی طبقه ی بالا معلقند . گاهی درگیر زد و بند دنیا شده و این عروس هزار داماد زمینگیرشان میکند ، گاهی دیگر دل از زنگار دنیا پاک کرده به سقف پاکی و زلالیت صعود میکنند . بیان حال قشر متوسط جامعه است. قشری که نه کاملا دل از دنیا بریده و مادیات براو تاثیر گذار نیست و نه کاملا غرق در فساد و امور دنیوی گشته که امیدی به بازگشتش نباشد. همه ی ما ساکن طبقه ی وسطیم و تا ساکن این طبقه ایم روح و روان و ذهنمان مثل اثاث منزل مرد جوان بهم ریخته و آشفته است .


    اشفتگی منزل که نماد آشفتگی ذهن نویسنده نیز هست در تمام مدت فیلم سروسامان نمیگیرد و این شاید نشانه این است که تا تکلیف خودمان را با طبقه ی زیرین و بالا مشخص نکنیم وضع به همین منوال است. فیلم در مورد جوانی است که گویا نویسنده و سناریست است، لباسی که برتن دارد تصویری از نقاشی " آفرینش انسان " اثر میکل آنژ دارد که نماد خلقت انسان توسط آفریدگار و رها کردن او در روی زمین است . زمانی متاهل بوده و ظاهرا به علت عقیم بودن خودش ، همسرش از او جدا شده . برای نوشتن بهترین داستان عمرش دنبال یک پایان جاودان است . پایان و داستانی که تا سالها بعد از عمرش نیز نامش را بجای فرزندانی که ندارد زنده نگه دارد. برای یافتن یک پایان جاودان سفری مکاشفه وار و سیری ناملموس بین رویا و حقیقت لابلای اساطیر کهن و دوستان معاصرش میکند . هر کدام به فراخور زمان و موقعیت خود نسخه ای برای این درد لاعلاجش میپیچند. در جایی هم که تهیه کننده ی فیلمش ( فرهاد اصلانی) از داستانش ناراضی ست و نویسنده در دفاع از اثرش به زندگی مشاهیر ومفاخر این آب و خاک اشاره میکند در پاسخ توصیه ی جالبی میشنود : " بابا این مفاخر ملی رو ولشون کن ، تهشون معلومه ، یا سرِ دارَن یا تهِ چاه . مرگ و میر دیگه خوب نیس . مردم حالشون بده جون تو" این دیالوگ خود به تنهایی گویایی وضعیت انحطاط جامعه و پسرفت هست که توضیح بیشترش از حوصله ی بحث ما خارج است.
    اشاره پزشک به جهش های ژنتیکی اجداد نٸاندرتال که بشر امروز را حاصل بزرگ شدن مغز و تفکیک انگشت شصت و عشق میداند کمی با باورهای دینی ما در تضاد است.عشقی که هم میتواند به فرزند باشد( همسرش که بچه میخواهد) به معبود باشد ( رفتگر پیری که در پارک نماز میخواند) یا به جنس مخالف باشد ( دختر همسایه در نوجوانی ).
    در ادامه ی مسیرش سراغ زن فیلسوف - شاعره ای ( هنگامه قاضیانی) میرود. به پیرمردِ تاکستان میرسد


    نویسنده در خیال به هر کسوت و شغل و لباسی در می آید تا بلکه به پاسخ سوالاتش نزدیک شود. مانکنی که فقط باید نگران دور کمرش باشد ، فوتبالیستی که فقط نگران ساق پایش است ، دانشمندی که مراقب سرش است و یا مرد عیال واری ( کیانوش گرامی) که باید نگران تولیدمثل بی رویه ش باشد. بازیگر اسکار گرفته ، موزیسینی که روی صحنه خودکشی کند ، مسیحی که بر صلیب خدایش را صدا میکند، چگوارایی که ترور میشود یا شهید دفاع مقدس کشور خودمان.اما هیچ کدام جاودانگی ازلی ابدی را برایش به ارمغان ندارند . در خیالش فرشته ای میشود که اشکهایش الماسند و بر مصایب آدمیان میگرید.
    سر خورده و بی نتیجه به مکاشفات و سفر خود ادامه میدهد . در لابلای این سیر در آفاق و انفس صدای فلوتی از طبقه ی بالا تاثیر عجیبی روی نویسنده دارد . حالش را دگرگون میکند و کنجکاویش را تحریک میکند . گویی معبود هم نغمه وصال سر میدهد تا بنده ی مشتاقش راه را گم نکند. او بدنبال صدا در موسیقی خواننده میشود ، فرهاد مهراد میشود ،ویگن میشود، ربنای شجریان میشود ولی حتی در پاپ، راک، ٱپرا ، تلفیقی و رقص سماع هم نسخه ی درمان آشفتگیش را نمیابد.
    اینقدر در پی یافتن پاسخش غرق میشود که از دنیای اطرافش بی خبر میماند . مثل آدهای مسخ شده ی اطرافمان که چنان بدنبال امورات خویشند که واضح ترین بدیهیات زندگی را نمیبینند. با چشم دل نمیبینند و باگوش دل نمیشنوند چنان که حتی متوجه نمیشود گدایی که از او طلب پول کرده (حسین محب اهری) دارد نقشی برای دوربین مخفی بازی میکند . طنزتلخ جامعه ی مبهوت امروز ما.
    در ادامه به دوست دانشمند و مُنَجِمَش (بابک حمیدی) میرسد. نماد تجربی گرایی و دید صرفا علمی به تمامی پدیده ها و چالشهایی ست که بشر با آنها درگیر است.نویسنده باز بی نتیجه ادامه میدهد . زکریا میشود ، رومٸو میشود، شیخِ صنعان و مولانا و پرومته در زنجیرِ زٸوس میشود . در نهایت خسته و ملول ازهمه جا و پس از یک خودکشی ناموفق تصمیم میگیرد به دیدارهمسایه ی طبقه ی زیرین برود.
    طبقه زیرین سرشار از امور دنیوی است. پرده های قرمز و رقص های شهوت انگیز زنی در پلاک ۶۹ که اشاره ی زیرکانه ای است به مفهوم عدد 69 در مضامین جنسی و شیطانی همراه با صدای موزیک تند بی وقفه . مردی زن نما(مانی کسراییان) با آرایشی عجیب و نقش چشم سومی در وسط پیشانی . که تماما به شیطانی و لهو لعب بودن این طبقه اذعان دارد . استحاله میشود . رخت از دنیا برکنده بالباسی شبیه احرام پا به طبقه ی بالا میگزارد . طبقه ای که برخلاف دوطبقه ی دیگر دربی سفید دارد پس از آنکه خاضعانه میگوید : "مرا بپذیر" درب براحتی برویش گشوده میشود و منبع صدای فلوت را میابد . این سکانسِ اوج فیلم است که با صدای عالی علی رضاقربانی ( قطعه ی بی قرار از آلبوم حریق خزان) آرامش عجیبی به دل مخاطب میدهد.

    تمام حرف فیلم این ست که زمانی درب عام الوهیت برویمان باز میشود که "منوبپذیر " را از ته دل گفته باشیم . وقتی از دنیا بریده ایم و مستاصل و بی پناه به آغوش رب پناه ببریم انجاست که هیچ دری گشوده تر از درب خالق نیست . سوالات و ابهامات نویسنده ، دغدغه ی خیلی از آدمهای ساکن طبقه ی وسط جامعه ست . ادمهایی که هرچه میگردند کمتر میابند . باهرکس و هرفازی دمخور میشوند تا بلکه سَر از سِرِّ این خلقت خویش در آورند . فیلم بشدت نمادگراست و هرکدام ازشخصیتهای فیلم نماد یک نوع تفکر یا طبقه است . کارگردان و نویسنده(محمد هادی کریمی - نقش دکتر روانشناس) اثر که هردو در فیلم هم بازی میکنند ، رسالت خویش را در انتقال مفهوم به مخاطب بخوبی انجام داده اند . کارگردانی و بازیگری نقش اول در یک فیلم کار سختی است که حسینی در اولین اثر خود در مقام کارگردانی بخوبی ، ونه عالی از پس آن بر آمده است . علاوه بر این توانسته بازی های خوبی در تایمهای کوتاه از بازیگرانش بگیرد . اصلانی، محب اهری ، یاری وحمیدیان بازی های جذابی داشتند و اصطلاحا خوب نقش را در آورده اند . موسیقی های مختلفی در میان فیلم بگوش میرسید که نشان از تسلط کارگردان بر سبک های مختلف موسیقی و انتخاب های با وسواسش دارد .حسینی در این فیلم در۳٨ نقش ظاهر میشود که قصد ثبت این رکورد را در گینس دارد . فرزند و همسر حسینی هم در فیلم نقشهای کوتاهی داشتند . فیلم فروش خوبی هم درگیشه داشت و اثبات کرد فیلم های معنا گراهم اگر خوب ساخته شوند مخاطب پیدا میکنند . استفاده از طنزهای عمدتا تلخ در فیلم حوصله ی مخاطب را برای صبر تا پایان فیلم غلغلک میدهد و نویسنده خوب از حس شوخ طبعی برای تجمیع اضداد در فیلم بهره برده و اغلب مخاطبین را راضی از سینما راهی خانه میکند. فیلم به ابعاد مختلف انسان اشاره میکند و باتکیه بر دانش فلسفی ، روانشناسی، اجتماعی، دینی وهنری سعی دارد هر بُعد را ارضا کند.
    هر مخاطب بسته به زاویه ی دید و تفکرش یکی از پاسخ ها را میپذیرد ولی تنها مخاطبانی تا اخر فیلم با نویسنده همراه میشوند که هیچ کدام از پاسخ ها راضیشان نمیکند و مطمینند راز خلقت بشر را هیچ بُعدی به تنهایی پاسخ گو نیست. جواب تمام آشفتگی ها و ابهامات و دلتنگی ها و سرگردانی ها جز نزد خالقی یکتا و مهربان که با تک تک نعمتهایس ما را به سمت خویش میخواند نیست.
    فیلم گرچه در پاسخ دهی به سوالات و ابهامات دیگر زیاد موفق نبوده وگاهی دچار شعار زدگی یا پیچیدگی بیهوده میشود ولی همینکه این پالس را به مخاطبینی که خود نیز به نحوی با این ابهامات ومواجه هستند میدهد که تنها نیستند ،شاید نصف راه را رفته باشد . فیلم اما در جذب مخاطبین خاص ضعیف عمل کرده و چیز جدیدی برای مخاطبی که مطالعاتی در این زمینه ها داشته برای گفتن ندارد . شخصیت های فیلم باید کمی پخته تر در داستان گنجانده میشدند انسجام فیلم نامه بیشتر حفظ میشد . شاید اگر شخصیت ها ی فیلم نامه کمتر میشد مخاطب راحت تر و سریعتر یا فیلم ارتباط برقرار میکرد. طراحی صحنه های متفاوت همراه با گریم های متعدد تصاویر را از یکنواختی دور کرده و نقش مثبتی در جذب مخاطب عام برای فیلمهای خاص ایفا مینماید.بازی ضعیف دکتر کریمی در نقش پزشک روانشناس هم کمی توی ذوق میزند.


    منبع





  2. کاربر روبرو از پست مفید raha_92 سپاس کرده است .


  3. # ADS
     

  4. #2
    *بانو* آواتار ها
    وضعیت : *بانو* آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2016
    محل سکونت : زیر آسمون خدا
    نوشته ها : 18
    سپاس ها : 0
    سپاس شده 4 در 4 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 0 تاپیک

    پاسخ : نگاهی به فیلم ساکن طبقه وسط

    به نظر من فیلمش مسخره بود.نه خالم ازش خوشش اومد نه دختر خالم نه خواهرم . منم خوشم نیومد

  5. #3
    2001 آواتار ها
    وضعیت : 2001 آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Oct 2013
    محل سکونت : تهران
    سن: 28
    نوشته ها : 57
    سپاس ها : 73
    سپاس شده 55 در 38 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 18 تاپیک

    پاسخ : نگاهی به فیلم ساکن طبقه وسط

    اگر از پایان کمی شعاری فیلم صرف نظر کنیم
    فیلم فوق العاده زیبایی بود.واقعا مرحبا به شهاب حسینی...
    نگاه خاص فیلم به جامعه و عوام رو به شدت دوست داشتم
    این فیلم فوق العادست.حتما ببینید

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. نقدی بر فیلم آشوب Ran 1985/اثری از آکیرا کوروساوا
    توسط amir_kubrick در انجمن نقـــــدهای آزاد سینمای جهان
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 08-08-2014, 11:24
  2. نظرسنجی و معرفی فیلم های جناب کوروساوا آکیرا (黒澤 明)
    توسط P.Hirohito در انجمن اطلاعــــــات سینمــــــــــایی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: 07-26-2014, 02:06
  3. اولین وسایل الکترونیکی ساخته شده در دنيا
    توسط m_a1100 در انجمن سخت افزار
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 11-15-2010, 22:17
  4. چگونه نقشه مایکروسافت را به وب سایت اضافه کنیم
    توسط m_a1100 در انجمن ترفندهای اینترنت
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 10-08-2010, 22:41

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •