سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh Swa.22- تحلیل و بررسی سریال خاطرات خون آشام (Vampire Diaries) اپيزود پنجم الي نهم - فصل يك

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت  طراحی دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه 

 هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته , طراحی وب سایت , سئو سازی , کابل هلوکیبل , اعلام حریق , پیاده سازی دیتاسنتر

 

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 17
نمایش شاخه ای11علاقمندی ها

موضوع: Swa.22- تحلیل و بررسی سریال خاطرات خون آشام (Vampire Diaries) اپيزود پنجم الي نهم - فصل يك

  1. #1
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA هم اکنون آنلاین است.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 40
    نوشته ها : 7,505
    سپاس ها : 11,203
    سپاس شده 25,636 در 4,555 پست
    یاد شده
    در 57 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    Swa.22- تحلیل و بررسی سریال خاطرات خون آشام (Vampire Diaries) اپيزود پنجم الي نهم - فصل يك

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  65542919338280479212.gif
مشاهده: 2821
حجم:  69.6 کیلو بایت

    دومین نقد و بررسی اختصاصی سریالهای تلویزیونی .
    کاری از گروه نقد و بررسی سینماسنتر



    داستان برگرفته از سري كتاب هاي"‌دفترچه هاي خاطرات خون آشام"‌ نوشته ي ال جي اسميت (
    L J Smit) مي باشد كه چهار كتاب آن در سال 1991 و كتاب پنجم آن در سال 2009 منتشر شد.
    خاطرات روزانه یک خون آشام،داستانيست كه در شهری به ناممیستیک فالز جريان دارد،‌ شهري قديمي و كهن با ساكنين اصيل كه در داستان متوجه گذشته پر ماجرا و مبهمي از آن ها مي شويم. جنگي كه در ساليان دراز ميان آن ها و خون آشام ها اتفاق افتاده است.

    كار گردان: ماركوس سي يگا (Marcos siega)
    تهيه كنندگان: كوين ويليامسون (‌نويسنده جيغ)، جولي پلس و لزلي مورگنشتاين


    بازيگران اصلي سريال:

    ايان سامر هالدر (بازيگر نقش بون در سريال لاست) متولد 8 دسامبر 1978 در آمريكا در نقش ديمن سالواتوره. دیمن، برادر استفن داراي روحيات وحشيانه و خشن مي باشد. براي بقا و زندگي به هر عملي دست مي زند و از خون انسان تغذيه مي كند. داراي قدرت كنترل مه است و كلاغي به نشانه حضورش است.
    نينا دوبروف: متولد 9 ژانويه 1989 در بلغارستان در نقش الينا گيلبرت،‌ دختري دبيرستاني كه والدينش را در يك حادثه رانندگي از دست داده و همراه برادر كوچكتر و خاله اش زندگي
    مي كند.

    پاول وسلي: متولد 23 ژولاي 1982 نيو جرسي در نقش استفن سالواتوره از خانواده بزرگ سالواتوره است. خون آشامي كه حدود 154 سال است كه در 17 سالگي خود زندگي
    مي كند. خون آشامي از نوع متمدن كه تمايلي به كشتن انسان ها ندارد و از حيوانات تغذيه
    مي نمايد. از توانايي هايش مي توان به فناناپذيري،‌ قدرت كنترل ذهن افراد و قدرت گوش نمودن به صحبت ديگران از فاصله ي دور اشاره كرد.

    بررسی کننده : نازنین
    Skyfly به این پست علاقمند بوده است.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


  2. 15 کاربر از پست مفید FFKIA سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #2
    کــــاش گاهی زنـــدگی هــم كليــد [◄◄ι] [ ιι ] [■] [►] [ι►►] داشت...!
    MiSS SAYTA آواتار ها
    وضعیت : MiSS SAYTA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : ı̴̴̡ ̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı
    نوشته ها : 7,155
    سپاس ها : 10,643
    سپاس شده 16,549 در 4,216 پست
    یاد شده
    در 63 پست
    تگ شده
    در 850 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 3- تحلیل و بررسی سریال خاطرات خون آشام (Vampire Diaries) بخش سوم

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  51633082883599411698.gif
مشاهده: 2746
حجم:  53.0 کیلو بایت


    خاطرات يك خون آشام (‌ The Vampire Diaries ) :
    فصل اول- اپيزود پنجم تا نهم

    اپيزود چهارم در حالي به پايان رسيد كه استيفن تلاش خود را براي كنترل خونخواري هاي ديمن آغاز نمود. سعي او در بار اول ثمر نداشت و نهايتا با خوراندن گياه شاه پسند به كارولاين كه رابطه نوپا با دیمن را شروع کرده بود، به نتيجه دلخواه رسيد. گام بعدي استيفن در اين مسير حبس برادر ظالم و ديوسيرت خويش در دخمه تاريك عمارت سالواتوره است. گياه شاه پسند وارد خون ديمن شده است،‌ رفته رفته او را ضعيف ساخته و با توجه به اينكه ديمن تحت كنترل است و نمي تواند از خون انسان تغذيه نمايد پس از چند روز بطور كامل فاقد انرژي خواهد شد. تا بدين لحظه اطلاعات ما از گذشته در حدي نيست كه بتواند رفتار سنگدلانه دو برادر نسبت به هم را توجيه نمايد، علت اين كه استيفن اينگونه نسبت به برادر خويش قسي القلب شده، چه مي تواند باشد؟ زندگي الينا چندان خوشايندنبوده است. روزهاي غمبار جدايي از پدر و مادر و‌ رفتار نامهربان برادر فراموش نخواهند شد. اكنون دختر جوان دل در گرو استيفن نهاده و زندگي سرد و بي روحش را طراوتي تازه بخشيده است. ليك شك و ترديد آنقدر به او مجال نداد كه با تمام وجود شيريني عشق را لمس نمايد. شاخه هاي خشك شك و ابهام در بوستان سبز اين عشق به سرعت رشد مي كنند. در اين راه استيفن كه به ناچار بر بي قراري ها و ابهامات او مهر سكوت مي زند الينا را پريشان خاطر مي سازد. استيفن حضور ديمن در جوار الينا را خطرناك مي داند و تصميمش براي حبس برادر در واقع حفاظت از معشوقه اش است. براي رسدن به اين هدف لازم است خود را از ملاقات با الينا نيز محروم نمايد كه اين غيبت با دليل نامشخص براي الينا قابل هضم نيست. داستان با سرعت پيش مي رود. كريستالي كه ديمن بطور پنهاني از جعبه يادگاري هاي خانواده گيلبرت برداشت پس از اتفاقي كه برايش رخ داد اكنون در دست كارولاين است،‌ كريستالي كه مطمئنا راز بزرگي در خود دارد. كارولاين كه گويي مورد حمله قرار گرفتنش براي ديگران مهم تر از خودش قلمداد مي شود با خاطري آسوده و در آرامش در جستجوي مرد جذابش ديمن است كه اين بار بايد بگوييم انگار خود نيز از تقديم خون به خون آشام باكي ندارد. كنترل ذهن او توسط برادران سالواتوره كه منجر به پاكسازي حافظه اش شد، كينه ديمن را از خاطرش برده است. ديمن به گمان ما در زندان خانگي لحظه به لحظه ضعيف تر مي شود اما حمله به عمو زك اين نكته را در خاطرمان مهم مي سازد كه او به اين سادگي نابودشدني نخواهد بود و استيفن نبايد اميد كنترل او را در ذهن خود داشته باشد. نكته اي كه در اين اپيزود به شفاف سازي گذشته دو برادر كمك مي نمايد توضيحات استيفن در مورد كاترين به اليناست. در قسمت هاي قبل ديمن نيز كاترين را براي الينا توصيف كرده بود. استباط هر دو برادر از آن دختر يكسان است، زيبا روي كم تحمل و عصبي،‌ كه غرور و زيبايي مثال زدني اش دل از برادران سالوارتوره برده است. توضيح استيفن كمي ذهن ما را روشن تر مي نمايد ، كينه ديمن از آن جا شروع شده است كه هر دو برادر عاشق يك دختر مي شوند و در اين راه ديمن خود را دلباخته تر از رقيب مي داند و مرگ كاترين سبب كينه اي عميق در دل او مي شود. مثلث عشقي كه در گذشته وجود داشته، دو برادر را دشمن ساخته و حال دوباره تكرار شده با دختري كه گويي كاترين ديگري است. موضوع مهمي كه در اين قمست مشاهده مي نماييم رفتار ديمن است. ديمن چند روزي است كه توسط برادر در زيرزمين عمارت زنداني شده است. ضعف و تحليل قواي جسماني او هر لحظه افزايش مي يابد. در اين قسمت است كه ويژگي منحصر به فرد و عجيبي از وامپايرها مشاهده مي نماييم. حضور در دو جاي مختلف از طريق كنترل ذهن،‌يا بهتر است بگوييم قدرت شبيه سازي خود بر كسي كه بر ذهنش مسلط هستند. ديمن در اين قسمت با اين وجود كه در زيرزمين حبس است و انگشتر مخصوصش نيز نزد استيفن است، به اشكال مختلف پيش روي كارولاين ظاهر مي شود و از او طلب كمك مي نمايد. كلاغ سياهي كه معرف حضور ديمن است ابتدا شب هنگام در اتاق كارولاين و در صبح روز بعد خود ديمن در راهروي مدرسه مشاهده مي شود و همين كافي است كه كارولاين براي ياري اش به عمارت سالواتوره بشتابد. استيفن اين بار به موقع مي رسد و ازآزادي ديمن جلوگيري مي كند. سير داستان در آخرين لحظات اپيزود آنقدر سريع پيش مي رود كه بطور خلاصه از آن ياد مي كنيم. روزي كه الينا قصد داشت جعبه يادگاري هاي خانواده گيلبرت را با اصرار بيش از حد خانم لاك وود براي جشن موسسان آماده سازد ساعت يادگاري آقاي گيلبرت را به برادرش جرمي بخشيد. خانم لاك وود و همسرش به همراه لوگان فل و كلانتر شهر به شدت و به شكل مشكوكي از نبود ساعت عصباني شدند. در اين قسمت لوگان فل با مقدمه چيني در ايجاد رابطه مجدد با جنا به منزل گيلبرت رفت و بالاخره موفق به يافت ساعت شده كه در اين جا اهميت خاص ساعت برايمان روشن مي شود كه اكنون مي دانيم بی ارتباط با وامپايرها و مقابه شهر با آنان نيست. در ادامه الينا با مرد ميانسالي روبرو مي شود كه ادعا مي كند استيفن را كاملا مي شناسد، تا آنجا كه از جوان ماندن ظاهر استيفن به شدت متعجب است. او شك و ترديد الینا را به اوج مي رساند. مرد معتقد است در ژوئن سال 1953 استيفن را در پانسيون سالواتوره مشاهده نموده است. الينا براي آرامش خاطر چاره اي جز مراجعه به خبرنگار قديمي شهر،‌ لوگان فل ندارد. خبرنگاري كه آرشيو اتفاقات مهم گذشته را در اختيارش قرار مي دهد. فيلمي از سال 1953مربوط به عمارت سالواتوره كه الينا در كمال ناباوري با استيفن مواجه مي شود، لحظات پاياني داستان است. استيفن نگران به نظر مي رسد، گويي ذهنش به اتفاق شومي گواهي مي دهد، خود را به عمارت مي رساند. ديمن فرار كرده است،‌ زك با زندگي وداع نموده و روي زمين افتاده است،‌ ديمن در گوشه اي از تاريكي شهر به ويكي حمله مي كند. باني با خاطري پريشان از نيروي ناخواسته جادويش به مادربزرگش پناه مي برد. الينا با اطلاعاتی که دارد تكه هاي پازل را در كنار هم قرار مي دهد،‌ چشمان استيفن در مواجه با خون... حمله هاي مداوم در شهر... راز سر به مهر استيفن را با جمله" تو چي هستي" به چالش میکشد.
    شهر ميستيك فالز سال 1864... عمارت سالواتوره
    استيفن را در حالي كه براي استقبال از يك مهمان در جلوي عمارت ايستاده مي بينيم. مهماني كه براي استقبالش آمده كسي نيست جز كاترين، معشوقه برادران سالواتوره! با همان اوصافي كه شنيده ايم،‌زيبا اما با ظاهري كاملا مغرور و متكبر.


    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  b72db2139b90487d943c.png
مشاهده: 1925
حجم:  22.6 کیلو بایت



    وقتي عشق رنگ مي بازد...

    الينا براي پاسخ به سوالات بي شمار و البته براي اطمينان از آنچه در ذهنش پيرامون ماهيت استيفن نقش بسته به عمارت سالواتوره مي آيد. پاسخ سوال را خود مي داند اما توان باور در وجودش نيست،‌ هراس در چشمانش موج مي زند. پاسخ همان است،‌ استيفن يك وامپاير است.
    نگاه نگران و مملو از حسرت استيفن از آشكار شدن ماهيتش خبر مي دهد، الينا از او مي گريزد و عشق از دل رفته و ترس جانشينش مي شود. التماس دستان و تمناي نگاه استيفن ثمر ندارد. الينا از اين خون آشام مي ترسد و ديگر در دل عشقي ندارد. رفتارهاي وحشيانه ديمن استيفن را نيز در خاطرش تيره و خطرناك ساخته است. ديمني كه اكنون براي جبران ضعف بدني با ذات حيواني اش رحم ندارد و با نابودي چند نفر در شهر وحشت را به دل ساكنين انداخته است. الينا براي هضم آنچه روي داده استيفن را به ملاقاتي براي پرسش و پاسخ دعوت مي نمايد. استيفن خون آشامي ست كه آفتاب را تحمل مي نمايد،‌ سير مي خورد، از آينه هراسي ندارد، خون انسان را تغذيه نمي كند و بر خلاف ديمن داراي ذاتي انساني است. اطلاعات ديگري بر دانسته هايمان افزوده مي شود و پرسش و پاسخي كه گويي براي شفاف سازي اذهان ما فراهم شده است. استيفن از نابودي خون آشام هايي در گذشته ميتيك فالز سخن مي گويد. استيفن انگشتر مخصوص را براي كنترل ديمن پيش خود نگه داشته است، ديمن بي قرار و آشفته ناچار در منزل مانده است وبراي تغذيه اش نيز چاره انديشي نموده،‌ ويكي را كه شب گذشته مورد حمله قرار داده اكنون به عمارت منتقل كرده است. در اين لحظه ويكي كه بيهوش است با اجبار از خون ديمن،‌ مي نوشد. از نيت ديمن اطلاع نداریم اما اين عمل مي تواند ويكي را به يك خون آشام تبديل نمايد. استيفن قصد دارد تمام اتفاقات را براي الينا توضيح دهد. همراه او به محل متروكه اي مي رود. ناكجا آبادي كه استيفن از آن به عنوان خانه اش نام مي برد. خانه اي كه قدمت آن الينا را شگفت زده مي كند. منزل پسري كه از سال 1864 در سن هفده سالگي باقي مانده است. همراه استيفن به خاطرات گذشته سفر مي نماييم. دختري زيبا، با سخنان دلفريب، نگاهي ژرف دل دو برادر را اسير نموده است. آرام و قرار از آنها ربوده، راز اولين جشن موسسان نيز مشخص مي شود. جشني كه الينا در آن اسامي برادران سالواتوره را بر يك تابلو مشاهده نمود، جشني كه اكنون مي دانيم استيفن به همراه كاترين در آن حضور داشته است. جشني كه سرآغاز كينه و حسادت ديرينه ديمن به استيفن بوده است.
    و اما كاترين: كاترين همان دختري است كه دل دو برادر را ربود و تخم كينه را در دل آنها نشاند. كاترين همان دختر يا بهتر است بگويم خون آشامي است كه زندگي و حيات را از برادران سالواتوره گرفت و عمر جاودانه اي را براي دو وامپاير برادر ارمغان آورد.

    ساعتي كه تنها قدمتش مهم نيست...

    منزل شهردار لاك وود را مشاهده مي نماييم. لوگان فل،‌كلانتر شهر و شهردار كساني هستند كه مبارزه را براي آنچه خون آشام مي ناميم آغاز نموده اند. مبارزه با همراهي ساعتي كه بسيار آن را ديده ايم، ‌ساعت خانواده گيلبرت كه اكنون با تعويض عقربه آن توسط شهردار مي توان گفت از ساعت به ردياب و يا قطب نما تبديل شده است.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  b72db2139b90487d943c.png
مشاهده: 1925
حجم:  22.6 کیلو بایت


    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.


    گذشته اي تيره و آينده اي تاريك...

    اين است سرگذشت دختري به نام ويكي كه تا كنون حركات و اعمال ناخوشايند زيادي از جانب او مشاهده نموده ايم. بدون پدر،‌با مادري كه تمام اوقات خود را با مرد ديگري دور از فرزندانش مي گذراند و برادري كه تنها به آينده خويش مي نگرد. ويكي سر بر شانه ديمن از تلخي زندگي مي گويد و ديمن كه اكنون انرژي از دست رفته اش را بازيافته مخاطب درد و دل هاي اوست. گوش جان براي درد و دل دختري با زندگي نا به سامان كه ديمن براي نجاتش از غم هاي روزگار چاره اي جز مرگ نمي بيند و اين گونه زندگي ويكي داناوان با وجود خون ديمن در بدن به پايان مي رسد. و خون آشام ديگري در شهر ميستيك فالز به وجود مي آيد. ويكي بي اطلاع از آنچه بر او گذشته، در حالي كه به شدت احساس ضعف و گرسنگي مي كند به جرمي پناه مي برد. خطر به خانواده گيلبرت نزديك مي گردد.
    عمليات براي شناسايي وامپايرها آغاز شده است. در جنگلي اطراف شهر لوگان با همان ساعت آماده رديابي مي باشد. جستجو در دل شب آغاز مي شود،‌ عقربه هاي ساعت وجود يك خون آشام در نزديكش را اعلام مي نمايد. كلانتر و مامورين به همراه لوگان به محل مورد نظر،‌قبرستان قديمي شهر مي روند. ويكي تنها و پريشان در قبرستان اشك مي ريزد و استيفن براي كمك به او مي شتابد در حالي كه از عمليات شناسايي اطلاع ندارد. لوگان با اسلحه اي كه فشنگش چوبي است به او شليك مي نمايد. در اين سريال مي بينيم كه چوب تنها وسيله و سلاحي است كه منجر به مرگ يك وامپاير مي شود. اين تير به استيفن اصابت مي كند، او بر زمين مي افتد و درست زماني كه لوگان قصد دارد خنجري چوبي را وارد قلبش نمايد،‌ درست زماني كه نفس در سينه حبس نموده ايم ديمن به ياري اش مي آيد و با حمله به لوگان برادر را نجات مي دهد. نجات استيفن با حمله ويكي به يك انسان همراه مي شود و ويكي قدم در مسيري غيرقابل بازگشت و تاريك مي گذارد.
    استيفن و ديمن سالواتوره برادران خون آشامي هستند كه تنها نقطه مشترك ميانشان رابطه برادري مي باشد. اولي فردي مهربان كه ذات انساني خويش را حفظ نموده و زندگي مسالمت آميزي را در پيش گرفته و ديگري ديوسيرتي كه كينه و انتقام چشمانش را تار نموده است. ديمن در ادامه اين مسير ويكي دختر بي گناهي را نيز به وادي مرگ و تباهي میکشاند. استيفن تمام تلاشش را به كار گرفت تا ويكي مسير اشتباه را انتخاب نكند اما اين اتفاق افتاد و حال ويكي تبديل به خون آشام خطرناكي شده كه با صلاحديد استيفن بايد كنترل شود. درگيري ميان لوگان فل و برادران سالواتوره ایجاد شده و نهايتا منجر به حمله ديمن به او شد، به واسطه ساعت و يا همان ردياب بود كه لوگان توانست از محل وامپايرها مطلع شود و اين ردياب اكنون نزد ديمن است كه اين مسئله خانم و آقاي لاك وود را به شدت هراسان نموده است. ديمن با خاصيت شنوايي فوق العاده اش مكالمه بين آنها را كه از از ترسشان از روبه رو شدن با خون آشام هايي كه حتي تعدادشان بر آنان پوشيده است حکایت میکند را مي شنود. زماني كه استيفن متوجه شد ويكي با اشتباه ديمن تبديل به يك خون آشام شده و مراحل تغييرات در حال شروع است سعي كرد از تغذيه ويكي به وسيله خون انسان جلوگيري نمايد تا عمل تبديل در وجودش شكل نگيرد كه حمله ويكي به لوگان پس از ديمن اين تلاش را با شكست مواجه كرد. اكنون او تبديل به خون آشامي شده كه نمي تواند حس خونخواري و گرسنگي خود را مهار نمايد. الينا و استيفن به شدت نگران هستند و استيفن تلاش مي كند كه با كلام ويكي را آرام و كنترل نمايد. الينا از رفتارهاي وحشيانه ويكي هراسان است و حضور او را در نزديكي برادر خطرناك مي پندارد. ويكي انسانيت خويش را از دست داده تا آنجا كه الينا را از دخالت در رابطه اش با جرمي بر حذر مي دارد.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  b72db2139b90487d943c.png
مشاهده: 1925
حجم:  22.6 کیلو بایت


    جشن هالووين... غروب يك زندگي

    جشن هالووين در كالج برگزار شده است. لباس ها و چهره هاي مختلف، نقاب روي صورت ها و خنده و شادي در فضا موج مي زند. جشني براي نشان دادن آن چه كه نيستيم. ماهيت اين مراسم اين است،‌ تبديل به يك شخصيت ديگر‌، اما در اين سريال خواسته يا ناخواسته شخصيت هاي آشناي ما كم وبيش ماهيت وجودي خود را به نمايش گذارده اند. باني كه لباس بر تنش همان چيزي است كه در واقعيت مي دانيم، لباس جادوگران افسانه ها، الينا لباس پرستار بر تن دارد كه اگر سن و سال را در نظر نگيريم نگهداري دلسوزانه از برادر هماهنگي خاصي با تغيير لباسش ايجاد كرده است. در اين ميان ويكي كاملا به جا و مناسب لباس انتخاب نموده است. لباس خون آشام بر تن يك خون آشام. نگراني الينا از نزديكي او در كنار برادرش به اوج رسيده است.
    درگوشه اي از جشن ديمن با باني روبرو شده و با ديدن كريستال بر گردن ساحره جوان خشمگينمي شود. زور و قدرت او براي در اختيار گرفتن كريستال اثري ندارد و باني به سرعت به سراغ مادربزرگش،‌ گرمز كه از جادوگران قديمي شهر است مي رود،‌ راز كريستال مشخص مي شود: متعلق به جد باني دختري به نام اميلي مي باشد. دختري كه براي ما آشناتر از آن است كه نياز به تفكر داشته باشيم،‌خدمتكار كاترين! داستان هر لحظه مهيج تر مي شود. الينا و استيفن با آگاهي از حضور ويكي در جشن به دنبال جرمي مي روند. ويكي وحشيانه قصد حمله به جرمي را دارد كه حضور استيفن مانع اين عمل مي شود و سرانجام در هيجان انگيزترين و تلخ ترين لحظات، ويكي كه به سمت الينا يورش مي برد توسط استيفن با فرورفتن چوب در قلبش كشته مي شود. جرمي ناباورانه اشك مي ريزد، ديمن به سرعت جسد را از آنجا دور مي سازد.الينا براي آرامش برادر از استيفن و ديمن تقاضا مي كند كه از قدرت خود بهره گيرند و ذهن جرمي را از حوادث تلخ پيش آمده پاك نمايند. جشن به پايان مي رسد و اين چنين زندگي تلخ يك دختر بي گناه به نقطه آخر مي رسد.
    عمارت سالواتوره ميزبان مهمان جديدي است. لكسي خون آشامي از دوستان قديمي استيفن و ديمن كه اكنون به منظور تبريك تولد استيفن به شهر ميستيك فالز سفر كرده است. مرگ ويكي با نظر الينا و سالواتوره ها بر همگان پنهان ماند. اينك همه تصور مي كنند كه ويكي از شهر رفته است. كلانتر شهر براي روشن شدن اين مسئله از همه بازپرسي مي نمايد. جواب ها يكسان بوده،‌ ويكي بدون اطلاع شهر را ترك نموده است.
    با خروج استيفن از عمارت لكسي با ديمن روبرو مي شود. مكالمه كوتاهي ميان آنها شكل مي گيرد،‌ لكسي به وضوح ديمن را تهديد مي نمايد و از او اصلاح رفتارش را تقاضا مي كند. ترس ديمن از قدرت برتر لكسي قابل توجه است.
    ديمن با توجه به مكالمه شهردار و همسرش و اين مسئله كه عمو زك قبل از مرگ بايد براي افراد سرشناس گياه شاه پسند مي برد (طبق قانون موسسان) با خود مقداري از اين گياه را نزد كلانتر مي برد و با هوش و ذكاوت خاصي از برنامه هاي افراد سرشناس شهر در رابطه با مبارزه با وامپايرها اطلاعات كسب مي كند. پيش كشي كه ديمن براي كلانتر همراه دارد ناخواسته اعتماد او را جلب مي نمايد. كلانتر با توجه به شكست در شناسايي وامپايرها و اين خيال كه آنها شب هنگام ديده مي شوند،‌ برنامه جديد را براي ديمن اينگونه بيان مینماید كه از اين پس افراد تازه وارد به شهر تحت نظر قرار مي گيرند و كلانتر ندانست كه با اين حرف چه نقشه شومي را در ذهن ديمن بنا نهاد.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  32198404610430990337.gif
مشاهده: 3759
حجم:  60.7 کیلو بایت


    طراوت به دوستي ها باز مي گردد...

    باني، دوست صميمي الينا،‌همدم روزهاي تلخ گذشته و غمخوار الينا كه مدتي به دليل حضور استيفن و احساس ناخوشايندي كه نسبت به او داشت به ناچار از بهترين دوست خويش فاصله گرفته بود بار ديگر به ديدن الينا آمده است. الينايي كه اكنون غم دوري از كسي كه زندگي را به كامش شيرين ساخته بود باز در پيله تنهايي فرو رفته است. باني سعي در جبران غيبت خويش دارد. اين بار نيروي سحر و جادويش را براي شادي الينا به كار مي گيرد. تلاش باني،‌ همان جادوگر مهربان لبخند را بر لبان الينا مي نشاند.
    ديمن به وضوح از لكسي مي هراسد. گويي قدرتي در وجود لكسي است كه ديمن و منافع او را به خطر مي اندازد. رفتار او بيانگر اين است كه نقشه اي براي رهايي از لكسي در سر مي پروراند،‌ بخصوص كه صحبت كلانتر در مورد افراد تازه وارد جرقه اي در ذهن او ايجاد نمود. او در اجراي اين نقشه شخصي ساده تر از كارولاين را مناسب نمي داند و دستور برپايي يك مهماني را به او مي دهد. در اين لحظه كارولاين به درستي به كلمه برده اشاره مي كند،‌ و به بردگي خويش نسبت به ديمن مهر تائيد مي زند.
    مهماني كه ظاهرا براي تولد استيفن ترتيب داده شده اما خود او و لكسي علي رغم ميل باطني در آن شركت مي كنند. اينكه لكسي چگونه مي توانست براي ديمن و وصال او به مقاصد شومش خطرآفرين و مانع محسوب شود را متوجه نشديم،‌اما مي دانيم اين خطر آنقدر براي ديمن دردسر ساز بود كه او اين تلاش را براي نابودي لكسي متحمل شد. حمله به پسري درست بيرون محوطه رستوران، با وجود كلانتر و نيروي امنيتي در آن حوالي، ورود كلانتر به مهماني و شناسايي تنها تازه وارد شهر كه كسي نيست جز لكسي و دستگيري او،‌ سياه ترين و ظالمانه ترين لحظات در زماني رقم مي خورد كه لكسي پس از شليك گلوله از طرف كلانتر بوسيله خنجر چوبي توسط ديمن كشته مي شود،‌ الينا و استيفن در گوشه اي از محوطه بيروني رستوران تنها بر اين همه بي رحمي و قساوت اشك مي ريزند و لكسي بي گناه جان مي سپارد. كينه بر ديمن آنچنان غالب شده كه براي ضربه به برادر از هيچ ننگي دريغ نمي كند. استيفن آنقدر از ديمن كه اكنون شيطان را در چشمان او مي توان ديد مي هراسد كه ناچارا از الينا فاصله مي گيرد، ديمن به الينا رحم نخواهد كرد و استيفن براي محافظت از معشوقه اش جدايي را بهترين راه مي داند. شب تلخي است... جدال دو برادر، شيطان و انسان...
    كابوس اين نبرد خواب را بر چشم همه حرام كرده است.
    كابوس باني آخرين تصوير ما را در ناكجا آبادي كه قبرستان ديده مي شود رقم مي زند.
    كابوس و روياهاي باني همچنان ادامه دارد. چه در خواب و چه در بيداري اميلي حضور خود را به باني نشان مي دهد. حضوري كه در پي آن تمناي تعقيب و پيگيري طلب مي شود. باني با او همراه شده،‌ اميلي قصد بيان مطلبي را دارد. اميلي و باني به قبرستان قديمي شهر و كنار كليساي سوخته مي رسند. اميلي مدعي است همه اتفاقات از اين مكان شروع شده و همين جا نيز بايد پايان يابد. اتفاقاتي كه به مرور با آن درگير خواهيم شد، در حال حاضر اميلي براي درخواست كمك از باني آمده است.

    جانشيني براي او...

    آقاي تانر با بي رحمي و بطور وحشيانه توسط ديمن كشته شد. در كلاس تاريخ امروز جانشيني براي مشاهده مي نماييم،‌ آقاي الاريك سالتزمن مردي است كه از بوستون به اين شهر مهاجرت نموده و از اين پس كلاس تاريخ را اداره مي كند.
    كلاس امروز دو غايب دارد،‌ آقاي تانر كه جاي خالي او براي هميشه خواهد بود و استيفن! نگاه مملو از حسرت الينا بر صندلي خالي استيفن غم را مهمان لحظه هايمان مي كند. در اين سو الينا دوري از استيفن را با قلبي مالامال از اندوه تحمل مي نمايد و در سوي ديگر استيفن لحظات غمبار جدايي را به ناچار در كنار برادر ديو سيرتش سپري مي نمايد. ديمن كه از بابت تهديد موقعيتش هم از جانب لكسي و هم كلانتر و ماموران شهر آسوده خاطر گشته،‌ اكنون به گفته خويش قصد تغيير شيوه زندگي را دارد. تغيير رژيم غذايي و رفتاري،‌ زندگي مشابه برادر، اين تصميم همانقدر كه براي ما عجيب است كه استيفن را نيز شگفت زده مي كند.

    طلسم يك ساحره...

    باني پريشان خاطر به نظر مي رسد. اتفاقاتي كه برايش رقم مي خورد او را هراسان ساخته است. باني در گفت و گو با الينا ادعا مي كند كه روحش توسط اميلي،‌ جدش كه از جادوگران قدرتمند دوران جنگ صليبي بوده تسخير شده است و دليل اين ادعا ورود گردنبند اميلي به زندگي باني مي باشد.
    استيفن براي دلجويي و شايد وداع با اليناي دوست داشتني اش به كالج آمده است. با حضور ديمن كه سرتاسر وجودش را با كينه از برادر آغشته كرده،‌ زندگي الينا به خطر مي افتد و با اينكه جدايي از الينا برايش آسان نيست اما عشقي كه نسبت به او در دل دارد منطق را براي تصميم گيري اش حاكم مي داند. الينا كه دل در گرو استيفن نهاده بود،‌ اكنون با قلبي شكسته با او وداع مي كند. استيفن كه كاملا از اين جدايي شكسته به نظر مي رسد تنها به درخواست الينا براي كشف راز گردنبند در جستجوي راهي براي نزديكي به ديمن مي باشد.
    ديمن خود را به باني مي رساند و دوباره از او گردنبند را طلب مي كند. اينكه آن گردنبند كه به قول باني نازيبا و مرموز به نظر مي رسد براي ديمن چه اهميت و رازي را در خود دارد برايمان مشخص نيست،‌ اما اصرار و التماس او حاكي از رازي سر به مهر مي باشد. تهديد براي باني سودي ندارد و ديمن ناچار است از وقوع اتفاقات ناخوشايند خبر دهد و براي او توضيح دهد كه حوادث ناگواري كه در پيرامون زندگي باني رخ مي دهد ناشي از سحر و نحس بودن همين گردنبند است و باني براي خلاصي از اين حوادث بايد كريستال را از خود دور سازد.
    باني از ديمن فاصله مي گيرد در حالي كه ذهنش در درياي متلاطمي رها شده،‌ تحت تاثير كلام ديمن گردنبند را از گردن جدا كرده و با آن وداع مي كند. شايد اين عمل ساده تر از چيزي باشد كه در فكر ما مي گذرد اما شب هنگام، زماني كه باني همان گردنبند را مجددا در كيف خويش مي بيند متوجه مي شود رهايي از اين جادو آسان نخواهد بود. استيفن پس از جدايي ناخواسته از الينا رفتار خود را با برادرش تغيير مي دهد. اين تحول كه نیت اصلي آن مهار ديمن و مهم تر از آن كشف راز هدف ديمن از تلاش براي به دست آوردن گردنبند است، براي لحظاتي هر چند اندك گذشته را تداعي مي كند. روزهاي زيباي گذشته كه كدورتي ميان دو برادر نبود و اين چنين كينه در دل نداشتند. براي ديمن اين لحظات زيباست،‌ بازي فوتبال، نگاه به آسمان پر ستاره،‌ اما او زيركانه اين تحول را بدون منظور نمي داند. استيفن به گذشته سفر مي كند،‌ اكنون پس از يك قرن به حقيقتي اعتراف مي كند كه شايد شهامت اداي آن را بالاخره پيدا نموده است: واقعي نبود ديمن،‌ عشق ما به كاترين واقعي نبود. منظور استيفن روشن نيست،‌ دختر زيبايي كه در ظاهر دل از آنها ربوده بود و بر قلبشان حكومت مي كرد غير واقعي به نظر نمي رسيد. نمي دانيم استيفن با عشق به الينا اين اعتراف را مي كند يا با نفرت از كاترين! اما هرچه هست او مي گويد كاترين با اجبار و از روي كنترل ذهنشان دو برادر را فرمانبردار و عاشق خود ساخته است!!!

    پرسش ما با سوال استيفن همراه مي شود: ديمن بوسيله گردنبند چه هدفي را دنبال مي كند؟ و پاسخ ديمن غافلگير كننده است،‌ بازگشت كاترين!
    بازگشت كسي كه برايمان مرگش قطعي به نظر مي رسيد و چنانچه قبلا مشاهده نموديم و استيفن شرح داد در يك آتش سوزي نابود شده است و حال ديمن از بازگشت او مي گويد؟ حادثه اي در كليسا رخ داده كه در آن تمام كساني كه در كليسا حضور داشته اند نابود شده اند. افرادي كه به گمان استيفن كاترين نيز در ميانشان بوده و در همان آتش سوزي كشته شده است. اما ديمن از جادوي بزرگي مي گويد كه اميلي با استفاده از گردنبند انجام داده و به وسيله آن كاترين و تعدادي از وامپاير هاي شهر ميستيك فالز را در معبدي واقع در زير كليسا حبس نموده است.
    اين اپيزود پر حادثه پيش مي رود. اتفاق عجيب ديگري در منزل گيلبرت به وقوع مي پيوندد. الينا،‌باني و كارولاين بار ديگر دور هم جمع شده اند. باني احساس خوشايندي ندارد. بازگشت گردنبند به سمت او، ‌خاطرش را آشفته نموده است. اميلي او را ترك نكرده است. كارولاين با آگاهي از موضوع پيشنهاد احضار روح را مي دهد. تلاشي براي نجات باني از وضعيتي كه به آن دچار شده است. احضار روحي كه خود وجود دارد و به وضوح حضورش را به باني نشان مي دهد باعث مي شود كه حادثه اي تلخ روي دهد و روح امیلي در بدن باني حلول نمايد. تسخير روح از ديرباز همواره دستمايه داستان ها،‌ فيلم ها و افسانه هاي متعدد بوده است. در پايان تحليل مقاله مختصري را در اين رابطه خواهيم خواند. باني وارد اتاق مي شود. درب قفل مي شود،‌ صداي فرياد فضا را پر كرده،‌ نور كم و زياد مي شود،‌ فضايي آميخته با ترس كه در چشم بر هم زدني به پايان مي رسد و باني در كمال تعجب با ظاهري آرام از اتاق خارج مي شود. جسمي كه تنها ظاهر باني را نشان مي دهد و حقيقتا روح اميلي را با خود همراهي مي نمايد. باني با تسخير روح اميلي به سرعت از آنجا خارج مي شود. اميلي به محلي مي رود كه به گفته او همه چيز از آنجا آغاز شده است. الينا و برادران سالواتوره هم خود را به آنجا مي رسانند.

    بازگشت...

    اميلي با آگاهي از قصد ديمن براي بازگرداندن خون آشام هاي معبد درجسم باني حلول نمود كه از اين اتفاق جلوگيري نمايد. شب فرا رسيده است. اميلي در جسم باني،‌ برادران سالواتوره و الينا كنار كليسا مشاهده مي شوند. افرادي كه در معبد زنداني شده اند خون آشام هستند،‌ شكستن طلسم اميلي منجر به آزادي تمام آن ها خواهد شد و عاقبت اين آزادي حمله دوباره وامپايرها به شهر و نابودي ساكنين خواهد بود. براي انتقام از شهر ميستيك فالز، ‌شهري كه ساكنينش در 150 سال قبل با وامپايرها مبارزه كرده اند، اكنون پس از گذشت اين مدت به نظر ديمن لايق مرگ و نابودي هستند. بازگشت اميلي سدي است بر اين خواسته ديمن!
    طلسم شكسته مي شود...
    جادو از بين مي رود... اميلي با عبور يك ستاره دنباله دارد به وسيله يك كريستال كاترين را افسون نمود و بيست و هفت خون آشام را در معبدي زنداني نمود. حال زمان شكست آن طلسم فرا رسيده است. اميلي در ميان نقش يك ستاره بر روي زمين به همراه گردنبند خود را آتش مي زند و با شكست آن جادو از بدن باني خارج مي شود. الينا فرياد مي زند،‌ اميد ديمن تبديل به ياس مي شود.
    انتقام،‌ كينه و شكست وجود ديمن را در بر مي گيرد و او وحشيانه به باني يورش مي برد. داستان به نقطه اوج هيجان رسيده است. باني با مرگ دست و پنجه نرم مي كند و اين بار استيفن فرشته نجات مي شود.
    جدايي ها صورت مي گيرد،‌ ديمن براي هميشه از كاترين، استيفن از الينا... اشك مهمان لحظه ها مي شود. باني پريشان از حمله ديمن، الينا مضطرب از معرفي ماهيت استيفن به باني، ديمن در اندوه شكست... سياهي همه جا را فرا گرفته است. عاقبت،‌ يك افسون اينگونه شكسته مي شود.


    بيشتر بدانيم:

    تسخیر روح

    در سراسر تاریخ مسئله تسخیر روح دیده شده که به شکل نفوذ های خارجی روحی روی بدن موجودات زنده اثر گذاشته و کنترل بدن موجود زنده را در اختیار گرفته است. امروز توانسته اند دلایلی برای توجیه این شواهد پیدا کنند، شاید بعضی از این دلایل قانع کننده بوده است ولی به طور کلی پایه های علم بشر در مورد این تجلی های خارجی آنقدر نیست که بشود از نظر علمی آن ها را توجیه کرد. دو نوع «تسخير روح» وجود دارد كه بايد به دقت از هم تفكيك شوند. يكى تسخير روح توسط «روح فاقد تجسد» كه در شخص خاصى حلول مى‏كند، ديگرى تسخير روح تحت تأثير شرايط حاكم و مكان خاص. چنين تسخير روحى، هر فردى را كه به قدر كافى حساس باشد و به آن مكان برود تحت‏ تأثير قرار مى‏دهد. افراد غيرحساس، مگر در مواردى كه تأثير محيط، بسيار قوى باشد، ايمن هستند. براى اين كه شخص در معرض تسخيرِ روح قرار گيرد، بايد از نظر روانى سبكبار و بسيار حساس باشد، به همين دليل است كه كودكان، اقوام سِلت و نژادهاى رنگين‏پوست، بيش‏تر از سايرين به تسخيرِ روح مبتلا مى‏شوند. حال آن كه افراد بلغمى مزاج اروپاى شمالى در مقايسه با آن‏ها از اين عارضه ايمن هستند و مردمان شكاك و مادى‏نگر لاتين بيش‏تر از همه در امانند. اجازه دهيد نخست به مسئله حلول روح توسط يك روح تجسد نيافته بپردازيم.توجه داشته باشيد كه به جاى واژه «حمله» از واژه «حلول» استفاده كرده‏ام، زيرا چنين آشفتگى و پريشانى روانى لزوماً نتيجه‏ حمله عمدى نيست. گاه، روحِ وابسته، حال غريقى را تداعى مى‏كند كه به نجات‏دهنده‏ خود مى‏آويزد و او را نيز با خود به زير مى‏كشاند. موجودى كه مشكل‏ساز است ممكن است خود روحى باشد سرگردان كه در عالم برزخ گرفتار آمده و از عواقب كار خود و آسيبى كه در اثر وابستگى تنگاتنگ به فردى زنده به او وارد مى‏آيد بى‏خبر باشد. از اين روست كه ترويج گسترده‏ تعاليم روحانى، بسيار ارزشمند است. زيرا اين تعاليم موجب مى‏شود تا تنش‏هاى ميان اين دنيا و دنياى آخرت كاهش يابد.تا آن‏جا كه به تجارب شخصى‏ام مربوط مى‏شود، بر اين باورم كه در اين نوع تسخير روح، بدنهادى و غرض‏ورزى كم‏تر دخالت دارند. به هر حال وابستگى حريصانه‏ ارواح به زندگان، پديده چندان نادرى نيست و خود، علت و مصايب بسيار ناخوشايندى را كه يكى از جفت‏ها پس از مرگ زوج خود بدان مبتلا مى‏شود، توضيح مى‏دهد. مواردى نيز پيش مى‏آيد كه «روح» تا حدى با علوم غيبى آشنايى دارد و در چنين حالى شديداً به علت اميال و علايق دنيوى، به جهان خاكى وابسته است و اين علايق باعث مى‏شود تا از طريق برقرارى روابط عجيب و غريب از جسم مادى شريك جفت خود براى ارضاء آرزوهاى خويش استفاده كند.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  b72db2139b90487d943c.png
مشاهده: 1925
حجم:  22.6 کیلو بایت

    ادامه دارد ...

    با تشكر از RASHNO عزيز بايت ويراستاري و همچنين سعيد عزيز بابت گرافيك

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.
    ویرایش توسط FFKIA : 09-08-2010 در ساعت 01:34
    Skyfly, FFKIA, weird و 3 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.


  5. #3
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    نوشته ها : 11,461
    سپاس ها : 10,060
    سپاس شده 25,647 در 7,116 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 3- تحلیل و بررسی سریال خاطرات خون آشام (Vampire Diaries) بخش سوم

    مرسی نازنین جان جامع و کلی بود داستان سریال رو تا اینجای کار خوب بردی جلو
    انشالله با شروع فصل دوم که همین جمعه است هفتگی تحلیل های زیبات رو نظاره میکنیم و ازش لذت میبریم
    دستت درد نکنه
    فقط به نظر من یک آنچه گذشت کلی از روند داستان تو 21 قسمت تو این دو روز بزن تا با شروع فصل جدید باهاش پیش بریم
    مرسی منتظرم دستتون درد نکنه
    ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!
    ----------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.


  6. #4
    چيزي كه مرا نكشد قويترم ميسازد...
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,071
    سپاس ها : 6,225
    سپاس شده 6,213 در 2,017 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 3- تحلیل و بررسی سریال خاطرات خون آشام (Vampire Diaries) بخش سوم

    خاطرات خوناشام دریچه تازه ای از افسانه رو به روی ما باز میکنه. این که خوناشامها در طی سالیان سال در غرب دستمایه داستانهای مختلف بوده اند شاید این داستان رو تکراری جلوه بده ولی اینطور نیست چون خاطرات خوناشام با نگاهی نو و زیبا به این موضوع هر چند تکراری، بیننده رو چنان جذب میکنه که در جای خودش میخکوب بشه و تا اخرین لحظه سریال نخواد حتی روشو برگردونه تا مبادا چیزی رو از دست بده.
    از نازنین عزیز هم تشکر میکنم که زحمتشو میکشه و این سریالو برامون پررنگتر میکنه


    دوباره خواهيم روييد...




  7. 3 کاربر از پست مفید RASHNO سپاس کرده اند .


  8. #5
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA هم اکنون آنلاین است.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 40
    نوشته ها : 7,505
    سپاس ها : 11,203
    سپاس شده 25,636 در 4,555 پست
    یاد شده
    در 57 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 3- تحلیل و بررسی سریال خاطرات خون آشام (Vampire Diaries) بخش سوم

    نازنين جان ممنون
    جاي بسي خوشبختيست كه اين امكان رو داريم كه در سايت تحليل گرهايي مثل شما داشته باشيم .
    فعاليت گروه تحليل هر لحظه مهمتر و غني تر ميشه و اين جز با تلاش اعضاي اين گروه كاري به دست نمياد.
    كارها از اين به بعد مرتب تر و به موقع تر ارائه خواهد شد و با توجه به رسيدن فصل سريالها اين فعاليتها بيشتر نمود پيدا خواهد كرد.
    باز هم ممنون از اين تحليل زيبا
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


  9. 4 کاربر از پست مفید FFKIA سپاس کرده اند .


  10. #6
    .:Se7eN:. آواتار ها
    وضعیت : .:Se7eN:. آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : ahwaz
    نوشته ها : 572
    سپاس ها : 561
    سپاس شده 359 در 207 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 0 تاپیک

    پاسخ : 3- تحلیل و بررسی سریال خاطرات خون آشام (Vampire Diaries) بخش سوم

    نازنین جان خیلی عالی بود
    ایشالا زودتر پایان فثل اول رو تموم کنی که آماده بشی برای فصل دوم
    خیلی عالیه
    ممنون

  11. کاربر روبرو از پست مفید .:Se7eN:. سپاس کرده است .


  12. #7
    "بهترين چيز نگاهيست كه از معجزه عشق تر است"
    M.Night آواتار ها
    وضعیت : M.Night آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 36
    نوشته ها : 208
    سپاس ها : 1,370
    سپاس شده 661 در 177 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 18 تاپیک

    پاسخ : 3- تحلیل و بررسی سریال خاطرات خون آشام (Vampire Diaries) بخش سوم

    نازنين جان مثل هميشه خوب بود و عالي
    البته بايد اعتراف كنم كه اين خلاصه شدن تحليل كمك خيلي خوبي به كيفيتش كرده .
    واقعا فكر ميكنم كه براي اين سريال در شروع مجددش بايد شاهد تحليل هاي خوبي از شما باشيم .

  13. 3 کاربر از پست مفید M.Night سپاس کرده اند .


  14. #8
    کــــاش گاهی زنـــدگی هــم كليــد [◄◄ι] [ ιι ] [■] [►] [ι►►] داشت...!
    MiSS SAYTA آواتار ها
    وضعیت : MiSS SAYTA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : ı̴̴̡ ̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı
    نوشته ها : 7,155
    سپاس ها : 10,643
    سپاس شده 16,549 در 4,216 پست
    یاد شده
    در 63 پست
    تگ شده
    در 850 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 3- تحلیل و بررسی سریال خاطرات خون آشام (Vampire Diaries) بخش سوم

    از لطف دوستان عزيز كمال تشكر و قدرداني رو دارم ،‌خيلي خرسندم كه مطلب و نوشته من مورد توجه و رضايت مدير عزيزمون فرخ ،‌و دوستان ديگه واقع شد ،‌ كه همين رضايت باعث دلگرمي بنده خواهد شد براي ارائه مطالب جامع تر و دقيقتر در آينده !
    ممنون از همگي !‌

  15. 4 کاربر از پست مفید MiSS SAYTA سپاس کرده اند .


  16. #9
    Banned
    Mark Benford آواتار ها
    وضعیت : Mark Benford آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    محل سکونت : تهران قزوین
    نوشته ها : 216
    سپاس ها : 112
    سپاس شده 333 در 139 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 0 تاپیک

    پاسخ : 3- تحلیل و بررسی سریال خاطرات خون آشام (Vampire Diaries) بخش سوم

    یکم اطلاعات تکمیلی در مورد این سریال
    خالق این سریال کوین ویلیامسون است که پیش از این با نوشتن فیلمنامه‌های فیلم‌های ترسناکی چون جیغ، می‌دانم تابستان گذاشته چه کار کردی و دانشکده شناخته می‌شد و در تلویزیون نیز سابقه ساخت دو سریال را پیش از خاطرات خون‌آشام دارد. در میان بازیگران خاطرات خون‌آشام به غیر از نینا دوبرف، پل وزلی و یان سامرهلدر نیز نقش‌های دو برادر خون‌آشام را بازی می‌کنند. یان سامرهلدر را بینندگان تلویزیون با نقش بون در سریال لاست به خاطر می‌آورند.
    منتقدان این سریال را متوسط ازریابی کرده‌اند؛ به طوری که نمره ۵۰ از ۱۰۰ براساس ۲۲ نقد گرفته است؛ اما سریال نزد مخاطبان محبوب بوده و قسمت اول آن با ۴.۹ میلیون بیننده بیشترین تعداد تماشاگر را در شبکه cw داشته است و در نهایت میانگین بینندگان فصل اول آن به ۳.۶ میلیون نفر رسیده است. این تعداد بیننده برای شبکه cw آمار مناسبی به نظر می‌رسد. این شبکه که مجموعه‌های دیگری چون ۹۰۲۱۰، فراواقعی و دختر شایعات را برای جوانان تولید و پخش کرده با این سریال نیز جوانان زیادی را پای تلویزیون نشانده است. جالب آن که خاطرات خون‌آشام از شبکه‌های زیادی در سراسر دنیا پخش شده و بینندگان در بیش از ۴۰ کشور دنیا شانس تماشای آن را پیدا کرده‌اند.
    البته از نگاه imdb و مخاطبانش نیز این سریال امتیازی بالاتر از 8 گرفته که نشان از پرطرفدار بودن این سریال است
    Ari.N به این پست علاقمند بوده است.

  17. 2 کاربر از پست مفید Mark Benford سپاس کرده اند .


  18. #10
    "بهترين چيز نگاهيست كه از معجزه عشق تر است"
    M.Night آواتار ها
    وضعیت : M.Night آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 36
    نوشته ها : 208
    سپاس ها : 1,370
    سپاس شده 661 در 177 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 18 تاپیک

    پاسخ : 3- تحلیل و بررسی سریال خاطرات خون آشام (Vampire Diaries) بخش سوم

    اين خبر رو يكجا ديدم و فكر كردم به درد اين تحليل ميخوره

    محققین ایتالیایی معتقدند بقایای یک خون آشام را در قبری دست جمعی در ونیز یافتند.

    دردهان این خانم خون آشام تیغی بین فک ها قرار داشت تا مانع خوردن قربانیان طاعون در این شهر در قرن 16 میادی شوند.
    یک باستان شناس دانشگاه ایتالیا در این زمینه گفت: این کشف عقیده قرون وستایی که خون آشام ها رامسئول گسترش بیماری های کشنده مانند طاعون سیاهمی دانستند را تقویت می بخشد.
    این اسکلت از یک گور دست جمعی از بیماران طاعونی در سال 1575 در ونیز پیدا شده است.
    گسترش طاعون که اروپا را در سال های 1300 تا 1700 درگیر خود گرده بود اعتقاد به خون آشام ها را بیشتر کرد، به خصوص به خاطر اینکه فرایند تجزیه بدن را درک میک کردند.
    گورکنانی که قبرهای دست جمعی را بار دیگر باز می کردند گاهی اوقات با بدن هایی که به علت گاز های موجود متورم شده بودند، موهایی که همچنان رشد می کردند و خونی که از دهان آن ها خارج می شد، گویی هنوز زنده بودند، مواجه می شدند.
    پارچه هایی که برای پوشاندن صورت مردگان استفاده می کردند معمولا به دلیل باکتری های دهان از بین رفته بودند و اجازه می دادن دندان های جسد دیده شود، به همین دلیل خون آشام ها، "خوردنگان پارچه" نام گرفتند.
    بر اساس افسانه های قرون وسطی، کشیش ها و پزشکان معتقد بودند، بیمارانی که زنده به گور می شدند، بیماری خود را برای مکیدن جانی که در اجساد باقی مانده بود پخش می کردند، تا برای بازگشت به شهر قدرت دوباره کسب کنند.
    برای کشتن یک خون آشام باید پارچه را از صورت او که منبع تغذیه اش بود، همانند شیر برای نوزاد، بر می داشتند و وسیله ای می گذاشتند که نتواند چیزی بخورد.
    Ari.N به این پست علاقمند بوده است.

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: 08-24-2011, 19:29
  2. پاسخ ها: 24
    آخرين نوشته: 05-19-2011, 20:41
  3. پاسخ ها: 23
    آخرين نوشته: 12-30-2010, 10:31
  4. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 12-27-2010, 21:22
  5. پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: 09-17-2010, 18:08

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •