سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh ارزشگذاری فیلـم Mwr.45- ارزشگذاری فیلـــم: سه بیلبورد بیرون ابینگ، میزوری (2017)

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4
نمایش شاخه ای6علاقمندی ها
  • 3 ارسال شده توسط FFKIA
  • 1 ارسال شده توسط Dexter.
  • 1 ارسال شده توسط Cold Hand
  • 1 ارسال شده توسط Amélie

موضوع: Mwr.45- ارزشگذاری فیلـــم: سه بیلبورد بیرون ابینگ، میزوری (2017)

  1. #1
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 41
    نوشته ها : 7,619
    سپاس ها : 11,355
    سپاس شده 25,846 در 4,625 پست
    یاد شده
    در 59 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    Mwr.45- ارزشگذاری فیلـــم: سه بیلبورد بیرون ابینگ، میزوری (2017)

    سه بیلبورد بیرون ابینگ، میزوری (Three Billboards Outside Ebbing, Missouri)

    نام: Three-Billboard.jpg نمایش: 173 اندازه: 213.4 کیلو بایت


    اطلاعات فیلم

    کارگردان: مارتین مک دونا
    نویسنده:
    مارتین مک دونا
    موسيقي:
    کارتر بورول
    تدوین:
    جان گرگوری
    تهیه کننده:
    گراهام بوردبنت


    بازیگران

    فرانسیس مک دورماند
    وودی هالرسن
    سام راکول
    ابی کورنیش
    جان هاوکس
    پیتر دینکلیج


    خلاصه داستان

    داستان فیلم سه بیلبورد بیرون از ابینگ میزوری به اتفاقاتی میپردازد که پیرامون مرگ یک دختر در حوزه ابینگ میزوری رخ میدهد. واکنشها و درگیریهای میان مادر این دختر و روشهایی که او برای استیفای حقوقش مورد استفاده قرار میدهد...


    يادداشت منتقدان
    فرخ فرمان (FFKIA)
    فکر میکنم یکی از معدود فیلمهای دلچسب چند سال اخیر بود. در این دوره و زمانه نابودی استعدادهای سینمائی خصوصا در حوزه فیلم نامه، سه بیلبورد در بیرون ابینگ میزوری بارقه ای از امید بود بر سینمای نخ نمای هالیوود. واقعا مدتهای مدیدی است که انتظار خاصی از سینمای هالییود ندارم و تک هایی مانند فیلم حاضر را تنها جرقه هایی از استعدادهای ته نشین شده در این سینما میبینم.سه بیلبرد در بیرون ابینگ، میزوری دارای سطح روایی ساده و سر راستی است، سرشار است از حس کنجکاوی میان آدمها و حس انسانیتی که گاهی از نبودش خشمگین میشویم و گاهی از فورانش مانند صحنه بیمارستان و آب پرتقال، دچار تاملات عمیق. این فیلم دارای تفکر ویژه و عمیقی در لایه های مختلف فیلم نامه است و کاملا بیننده را درگیر میکند، البته بیننده ای که خودش هم به درگیر شدن علاقمند باشد. با این که این فیلم نامه دارای لایه های شخصیتی و همچنین اتفاقات از زوایای مختلف است اما زیاد خود را درگیر جرئیات پیچیده نکرده است و همین مسئله سبب ساده شدن فیلم و راحتی برقراری ارتباط با بیننده شده است.
    از حیث بازیگری میتوان فیلم را یک شاهکار تمام عیار خواند، بازیهای اصلی از هر جهت قوی و پر تاثیر هستند، بخصوص بازی های سام راکول و مک دورماند که بینظیرند، اما نباید از بازی وودی هالرسن و بازیگران نقشهای فرعی تر نیز گذشت. بازیگران فیلم خوشبختانه به حق خود در مورد کیفیت بازیشان رسیدند و از جوایز گلدن گلوپ و اسکار امصال بدون نصیب نماندند که این خود جای خوشبختی است.
    از حیث تکنیک فیلم در همان حد که لازم بوده تکنیکی به نظر میرسد، نه بیشتر ونه کمتر. انتظاری بیشتری هم از این موضوع نمیرفت، با این حال فیلم دارای فرم مناسب سبک سینمائی خویش است و کاملا خوب از کار درآمده. از فیلم برداری گرفته تا تدوین و صدابرداری کاملا خوب و قابل قبول است و بی ایرادی در موارد تکنیکی کار را به سطوح بالاتری سوق داده است.
    شکی نیست که سه بیلبرد در بیرون ابینگ، میزوری از جمله بهترین فیلمهای امسال، بلکه بهترین آنهاست. لذت عجیبی از دیدن فیلم به بیننده دست میدهد که البته برای بیندگانی که از سینمای پر حادثه هالیوود خسته شده اند این موضوع بسیار ناب و پر ارزش است. درگیر شدن در چالش های فکری و دیدن کنش و واکنش های افردای که گاهی کاملا خوبند و گاهی کاملا خاکستری، و در واقع بد مطلق کمتر وجود دارد. با این حال میتوان گفت که آنچه در این فیلم به وضوح بد دیده میشود جامعه ای است که دیگر بر هیچ اصولی اتکا ندارد و از هیچ قاعده ای پیروی نمیکند.
    امتیاز 8 از 10 کاملا مناسب این فیلم است.

    سعید مرادی (Caligula)
    طنز گزنده، دیالوگ‌های پر شور، صریح و جذاب، پیچش‌های داستانی غافلگیرکننده، مونولوگ های درگیر کننده و پیچیده و ... نکات ریز و درشت دیگری که در سطح فیلم «سه بیلبورد ...» قرار گرفته‌اند، نه تنها به اندازه‌ی کافی سرگرم‌کننده و جذاب هستند، بلکه خود راهی هستند برای ورود به دنیای نامأنوس، متفاوت و ساختارشکن «مک دانا» تا بتوانیم با تضادهای اخلاقی، بن‌بست‌های فلسفی و بهت و پرسش شخصیت‌هایی آشنا شویم که به شکل عمیقی مورد بررسی و آزمون نویسنده، قرار گرفته‌اند.
    مک دانا که پیشینه‌ای در هنرهای اجرایی و تئاتر دارد، توانسته همه‌ی آنچه را که پیش از این به خوبی در «هفت سایکوپت» و «در بروژ» پیاده کرده بوده، ارتقا داده و نقاط ضعف خود در برخی ویژگی‌های سینمایی مثل حفظ ضرباهنگ را جبران کند؛ تا در نهایت به فیلم‌نامه‌ای بی‌نقص و مسحورکننده برسد؛ اما همچنان این ویژگی‌های تئاتری اوست که فیلم‌نامه را به اثری مثال‌زدنی تبدیل کرده است: دیالوگ‌های فوق‌العاده، فضاسازی منحصر به فرد و شخصیت‌هایی درگیرکننده!
    ساختارشکنی «مک دانا» -مثل همیشه- تنها به دیالوگ‌ها، خشونت، پیچش‌های غافلگیرکننده و پایان پرسش‌برانگیز ختم نمی‌شود، بلکه علاقه‌ی بیش‌ازحد او به پرداخت شخصیت‌های درمانده در دنیای مدرن، -شخصیت‌هایی که همگی در آستانه‌ی دوراهی‌های اخلاقی زندگی شخصی-زندگی اجتماعی وامانده‌اند - همه‌ی خط داستانی را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
    اما با این حال، می‌تواند ادعا کرد که «مک دانا» توانسته با پایبند ماندن به برخی ویژگی‌های سینمای بدنه و قواعد ژانر، روی مرز سینمای متفکر و سینمای سرگرمی ساز حرکت کند، کاری که این روزها کمتر دیده‌شده و بسیار سخت به نظر می‌رسد.

    نازنین اختری (MiSS SAYTA)
    تو ماراتنِ فیلم‌های ابرقهرمانانه، با جلوه‌های ویژه‌ اغراق‌آمیز و خارج از حوصله‌ی این روزهای سینمای هالیوود، بین مسابقه‌ی کدوم فیلم می‌تونه شخصیت تخیلی و سوپر هیرویی بهتر و خشن‌تر داشته باشه، تماشای این فیلم، چنان لذت‌بخش بود که قابل بیان نیست. از لحظه‌ش شروع، متوجه می‌شوی که با فیلمی ساده و فضایی خارج از اغراق روبه‌رو هستی. سادگی به معنای داستانی کسل‌کننده و بدون فراز و نشیب نیست. بلکه داستان انقدر در بطن عادی جامعه روایت می‌شود که اصلا نیازی برای تصویرسازی نداری. بیش از هرچیزی، خلاقیت فوق‌العاده‌ی نویسنده، مبهوتت می‌کند. چیدمان شخصیت‌های داستان به موقع و درست سر جای خود، اتفاقات به موقع و بعضا غافلگیر کننده، منطق خوبی و بدی در داستان کاملا هوشمندانه بود.
    داستان سرشار از شخصیت خاکستری‌ست که در عین حال جذاب هستند برای بیننده، تا جایی که برای شاید بی‌منطق‌ترین شخصیت داستان هم دل می‌سوزانی...
    داستان، داستانِ جامعه‌ای است که شاید الان و شاید در چند سال آینده، به خاطره و افسانه‌ها بپیوندد، آدم‌هایی که در دنیای خشن و طماعِ این روزها وجود خارجی ندارند...
    انسان‌هایی که ناخواسته مورد ظلم قرار می‌گیرند، اما در لحظه‌ای که باید تنفر تمام وجودشان را پر کند، با کمک به دیگری لبخند بر لبت می‌آوردند.
    در لحظات پایانی، این جمله به ذهنت می‌رسد که کاش ما انسان‌ها انقدر بی‌رحم نشده بودیم...
    با اینکه فیلم برنده‌ی اسکار رو ندیدم، اما تهِ دلم انگار یک حسی می‌گه، در کنار شایستگی کامل بازیگران برای اسکار، خود فیلم بیشترین حق رو برای این جایزه داشت و افسوس که آکادمی باز هم برای غافلگیری مخاطبان، انرژی مضاعف دارد هنوز...


    سه بیلبورد خارج از میزوری، بعد از مدت‌ها، 2 ساعت در حین مشاهده و ساعت‌ها بعدش، ذهنم رو درگیر کرد و این حس خوشایندی بود.

    سروش ممدوحی (ScarFace)
    سه بیلبورد در میزوری .. یکی از بهترین فیلم های امسال بدون هیچ شک و تردیدی فیلم نامه ای با برنامه که نه تنها نمیخواد بیننده را با سوالات زیاد و پر پیچ و خم همراه کند بلکه با تنها سوالی که از بیننده میپرسد " چه کسی به دختر تجاوز و سپس او را به قتل رسانده است" همراه میکند و تا آخر فیلم نیز همراه خود میکشاند و به جلو میبرد .. فیلم زمانی اکران شد که بیشترین سوالات چنین در دنیای هالیوود و سینما در حال پرسش است چه کسی مورد آزار و اذیت جنسی واقع شده است سوالی که سوال اصلی فیلم نیز هست .. چرا قاتل تا به امروز پیدا نشده است رئیس ویلوبی ؟ .. فیلم از نظر فیلمنامه بهترین فیلمنامه سال نیز میباشد و به راستی در فکر و ذهن اعضای اکادمی چی میگذشت که به فیلم دیگری جز سه بیلبورد جایزه دادند؟؟ از طرف دیگر شاهد بهترین بازیها از بازیگران فیلم هستیم فرانسیس مک دورمند بعد از فارگو شاید بهترین بازی خود را به نمایش گذاشته است گزاف نگفته باشیم یک بازی شستو رفته از فرانسیس که همه راه به همراه خود میبرد از طرف دیگر بازی دوبازیگر مرد فیلم وودی هارلسون و سم راکول که واقعا یکی از بهترین بازی های خود را در فیلم به نمایش گذاشته اند و به حق هردو نامزد اسکار بودند و شاید راکول کمی حتی بهتر ضاهر شده بود بازی عالی که ازفردی عصبانی به فردی آرام تبدیل شد ..
    فیلم سه بیلبورد در میزوری بدون شک بهترین فیلم سال است و یکی از بهترین ساخته های مک دانا .. مک دانا با این فیلم ره صد ساله را رفت .. از نظر من البته .. منتظر اثار متفاوت و جذابتری از این کارگردان در آینده باید باشیم ...

    جدول ارزشگذارى

    فرخ فرمان سعید مرادی نازنین اختری سروش ممدوحی ستاره نهایی نمره نهایی (از 10)
    8.3



    © 2018 by CinemaCenter. All rights reserved



    ویرایش توسط FFKIA : 03-18-2018 در ساعت 01:18
    Caligula, Anti Trust و Mobin.M به این پست علاقمند بوده اند.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


  2. 10 کاربر از پست مفید FFKIA سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #2
    ?what if your future was the past
    Dexter. آواتار ها
    وضعیت : Dexter. آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Dec 2012
    محل سکونت : Miami
    نوشته ها : 1,156
    سپاس ها : 3,626
    سپاس شده 2,938 در 1,011 پست
    یاد شده
    در 8 پست
    تگ شده
    در 890 تاپیک

    پاسخ : Mwr.45- ارزشگذاری فیلـــم: سه بیلبورد بیرون ابینگ، میزوری (2017)

    دومین فیلم تاپ امسالم بود، بدون شک.
    ولی دوست داشتم فیلم call me by your name اسکار بهترین فیلم سال رو ببره؛ عشق و احساس توی این فیلم ویران کننده‌اس.
    FFKIA به این پست علاقمند بوده است.


  5. 3 کاربر از پست مفید Dexter. سپاس کرده اند .


  6. #3
    Broken Hearts Make It Rain
    Cold Hand آواتار ها
    وضعیت : Cold Hand آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Mar 2013
    محل سکونت : In Silent HilL
    نوشته ها : 628
    سپاس ها : 2,210
    سپاس شده 2,489 در 687 پست
    یاد شده
    در 8 پست
    تگ شده
    در 560 تاپیک

    پاسخ : Mwr.45- ارزشگذاری فیلـــم: سه بیلبورد بیرون ابینگ، میزوری (2017)

    یکی از چند موردی که از ابتدا تا انتهای فیلم برای من حل نشده باقی موند این بود که چطور سه بیلبورد تبلیغاتی تو جاده ای که کسی تو اون رفت و آمدی نداره میتونه تمام کاراکتر های فیلم رو تو یه جنگ عجیب به جون هم بندازه؟رئیس پلیس و نیروهایی که زیر دستش هستن و تمام تلاششون رو برای پیدا کردن قاتل انجام دادن و به نتیجه نرسیدن چرا باید دیوانه وار به ماجرای بیلبورد ها واکنش نشون بدن؟(رئیس پلیسی که درک تصمیمش برای خودکشی با توجه به نحوه خودکشیش هم کمی سخت بود) و با در نظر گرفتن اینکه در انتها هم این داستان اجرای عدالت و پیدا کردن قاتل قراره بی سرانجام بمونه... این سوال رو تو ذهن ایجاد میکنه که"مشکل اصلی تو دنیای فیلم چیه؟"به نظر میاد که فیلمساز با یک مشت کاراکتر عصبی یک انبار باروت درست کرده و اون سه بیلبورد حکم جرقه ای دارن که به کمکشون بتونه این انبار رو منفجر کنه و نشون بده که داستان خیلی جدی تر از این حرفهاست...
    شاید ماجراهای سال گذشته مربوط به رسوایی‌های جنسی و #metoo و... هم تو موفقیت و بیشتر دیده شدن و بیشتر تحویل گرفته شدن این فیلم تو جشنواره ها و مراسمات بی تاثیر نبودن.

    پ.ن:اون سکانس مربوط به دعوای مادر و دختر و دیالوگشون
    FFKIA به این پست علاقمند بوده است.
    زندگی هیچ نمیگوید...نشانت میدهد!

  7. کاربر روبرو از پست مفید Cold Hand سپاس کرده است .


  8. #4
    Reality is your perception
    Amélie آواتار ها
    وضعیت : Amélie آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 28
    نوشته ها : 910
    سپاس ها : 3,829
    سپاس شده 1,528 در 607 پست
    یاد شده
    در 4 پست
    تگ شده
    در 413 تاپیک

    پاسخ : Mwr.45- ارزشگذاری فیلـــم: سه بیلبورد بیرون ابینگ، میزوری (2017)

    سه بیلیورد در بیرون ابینگ میزوری در مورد زنی (فرانسیس مک دورمند) ست که پس از ماه ها از وقوع فاجعه ای که برای دخترش اتفاق افتاده و پیدا نشدن قاتل تصمیم می گیرد که بیلبورد های جاده ای متروک که دخترش در آن به قتل رسیده را اجاره کند و پیام هایی را برای توجه مجدد به این فاجعه و عدم کفایت پلیس منتقل کند.
    فرانسیس مک دورمند به خوبی از عهده ی این نقش بر آمده و الحق شایسته ی دریافت جایزه بود. چرا که به خوبی حس همدردی بیننده رو برانگیخته کرده است تا با توجه به تمام دیوانگی هایش مانند سکانس آتش زدن ایستگاه پلیس، بیننده حق را به او بدهد و با خود فکر کند جایی که عدالتی وجود ندارد و پلیسی می تواند فردی بیگناه را کتک زده و از پنجره به پایین پرت کند و تنها از کارش معلق شود، تنها راه، گرفتن انتقام، آن هم به شیوه ی خود باشد.
    فیلم درامیست با طنزی تلخ، روایتی سیال، دیالوگ هایی درگیر کننده و پرداختی عالی به کاراکترها و احساساتشان. و تمام اینها نشان دهنده ی فیلمنامه ی درخشان این فیلم است که توانسته با تکیه بر آن، بدون صرف هزینه های هنگفت و وجود سوپراستارها این چنین مورد توجه منتقدین و مردم قرار گیرد.
    تماشای این فیلم برای من بسیار لذت بخش بود و قطعا یکی از بهترین فیلم های ۲۰۱۷ است. بنابراین فکر می کنم امتیاز ۸ امتیاز مناسبی برای این فیلم باشه.
    FFKIA به این پست علاقمند بوده است.

  9. 2 کاربر از پست مفید Amélie سپاس کرده اند .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. اخبار جشنواره کن 2017
    توسط raha_92 در انجمن فستیوال کن
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: 06-04-2017, 06:42
  2. ○ اخــــبار اســـکار 2017 ○
    توسط MiSS SAYTA در انجمن آکادمی اسکار
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 07-11-2016, 08:23

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •