سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh گفتگوي لاستي !!!

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت  طراحی دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه 

 هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته , طراحی وب سایت , سئو سازی , کابل هلوکیبل , اعلام حریق , پیاده سازی دیتاسنتر

 

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 , از مجموع 9
نمایش شاخه ای9علاقمندی ها
  • 8 ارسال شده توسط FFKIA
  • 1 ارسال شده توسط Zombie Slayer

موضوع: گفتگوي لاستي !!!

  1. #1
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 39
    نوشته ها : 7,504
    سپاس ها : 11,200
    سپاس شده 25,632 در 4,554 پست
    یاد شده
    در 57 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    گفتگوي لاستي !!!

    اولي – خوب ميگفتي...
    دومي – اره ديگه بعدش اونجا همه سر و صدا ميكنن و كمك ميخوان و اين حرفا ...
    اولي – خوب، بعد چي ميشه؟
    دومي- بعد دكتره ميره اون وسط ، شروع ميكنه به كمك و اينها... آقا يكي زير هواپيما مونده بوده كه با كمك يه كچله ميارنش بيرون ...
    اولي- چه جالب ... چه جالب ... پس كچله رو هم نجات ميدن؟
    دومي – نه بابا ... كچله خودش كمك ميكنه تا يكي ديگه رو نجات بدن...
    اولي – پس كچله رو كي نجات ميده؟
    دومي – كچله خودش نجات پيدا كرده بوده ...
    اولي – يه چي ميگي هاااا ... مگه ميشه كسي خودش نجات پيدا كنه؟
    دومي – آره ميشه ... اونو جزيره نجات ميده!!!
    اولي – جزيره كيه؟
    دومي – جزيره كسي نيست جزيره همون جايي كه افتادن...
    اولي- كجا افتادن؟
    دومي – تو جزيره ...
    اولي – اما تو گفتي جزيره كچله رو نجات داده ...
    دومي – آره اما اينا مسيرش بوده نگو قراره آخر سر كچله هم جزيره رو نجات بده ...
    اولي – چه با حال ...خوب خوب ...پس جزيره يك نفريه؟
    دومي – نه بابا ... جزيره يك جاييه ...
    اولي – پس چطوري كچله رو نجات ميده؟
    دومي – بابا كچله معلول بوده بعد كه مي افتن تو جزيره، جزيره كچله رو شفا ميده!!
    اولي – مگه جزيره امام زاده است؟
    دومي – نه بابا نـــــــــــــــــه ...
    اولي – پس چيه ؟
    دومي – جزيره يك جاييه كه زيرش نوره...
    اولي – چه باحال مثل آباژور؟
    دومي – نه بابا ... عجب گيري كرديمــــــــــا...آباژور چيه؟
    اولي – مگه زير آباژور نور نيست؟
    دومي – اون كه لامپه !!!
    اولي – يعني زير جزيره لامپ نيست؟
    دومي- نه اونجا نوره ... همين طوري نور داره ...
    اولي – هه هه ..... يعني چي نور داره؟
    دومي – يك سوراخي داره كه ازش نور مياد بيرون ...از اينورشم آب ميره تو...
    اولي – چه پديده جالبيه ....پس مثل فانوسه ...از اين ور نفت ميريزي از اون ور نور ميده ... آره ؟
    دومي – عجبــــــــا .... تو چرا مزخرف ميگي هي ... فانوس چيه ... نفت كجا بود؟
    اولي – بابا من چه مزخرفي ميگم، مگه نميگي از يك طرف آب ميره از اونور هم نور مياد بيرون...
    دومي – اصلا من اينو نميگم ... ولش كن بريم سر داستان ...خوب ..
    اولي – اما داستانش قشنگه داره خوشم مياد...
    دومي – آره بابا خيلي قشنگه .. همه مردم چند ساله هي منتظرن بقيش بياد...
    اولي – خوب چرا بقيه اش نمياد؟
    دومي – اومده بابا ...
    اولي – پس چرا نميبينن اگه اومده؟
    دومي – ميبينن ... همه ديدن ....
    اولي – پس چرا منتظرن بقيش بياد؟
    دومي – ميذاري بگم يا نه؟
    اولي – من كه چيزي نميگم بگو .. آقا ...
    دومي – بعد دكتره و ميره سراغ دختره كلير... بعد نجاتش ميده ..
    اولي – كلير همون كچله است؟
    دومي – نه بابا كچله كجا بود؟
    اولي – مگه نگفتي يك جزيره بود كه كچله هي نجاتش ميداد؟
    دومي – نه نه نه ... جزيره كچله رو نجات داد...
    اولي – پس كچله كي رو نجات داد؟
    دومي- كچله به دكتره كمك كرد.
    اولي – دكتره كدوم بود؟ همون كه كچل نبود؟
    دومي – نه دكتره مو داشت اما موهاش كم بود...
    اولي – پس دكتره هم كچل بود؟
    دومي- نه موهاش كم بود!!
    اولي – مگه كچله چطوري بود؟
    دومي – اونم موهاش كم بود ... اما وسط سرش مو نداشت ..
    اولي – فكر كنم كچلا نبايد وسط سرشون مو داشته باشه!!! نه؟
    دومي – اون كچله فرق داره ... اول مو داشته بعد از ساختمون كه مي افته موهاش كمتر ميشه...
    اولي – مگه نگفتي از هواپيما مي افته؟
    دومي – اون ماله قبله آخه يكبار هم از ساختمون مي افته ..
    اولي – اين كچله چرا اينقدر مي افته ؟
    دومي – حالا تو هم همه چي رو ول كردي گير دادي به اين كچله؟
    اولي- آخه من كچلا رو دوست دارم ... خوب بقيش چي ميشه ...
    دومي – دكتره همه رو نجات ميده ... بعد همه ميرن كنار ساحل كمپ ميزنن...
    اولي – خوب خوب ...
    دومي- بعد كيت مياد از يك تا پنج ميشمره و جك رو بخيه ميزنه ..
    اولي – جك همون كچله است؟
    دومي – نه جك همون دكتره است..
    اولي – همون كه كچله رو نجات داد؟
    دومي – نه كچله رو جزيره نجات داد... دكتره بقيه رو نجات داد...
    اولي – بقيه كي بودند؟
    دومي- زن سياهه و زن حامله هه و اينا رو ....
    اولي – دكتره هم زن بود؟
    دومي – نه دكتره مرد بود .
    اولي – پس چرا دكتره همه زنها رو نجات داد؟
    دومي – چون بقيه خوب بودن ...
    اولي – كچله چي ؟
    دومي – كچله رو جزيره نجات داده بود...
    اولي – ببين من هنوز نفهميدم كه چطور جزيره كسي رو نجات داد؟
    دومي – ببين جزيره زيرش نوره و اون نوره همه چي رو شفا ميده؟
    اولي – پس چرا زن حامله هه و زن سياهه رو شفا نداد؟
    دومي- نميدونم ...بهش فكر نكردم .
    اولي – شايد كچله رو هم يكي ديگه شفا داده؟
    دومي – مثلا كي؟
    اولي – هر كي !!!
    دومي – تو كه اصلا نديدي كه، چرا پرتو پلا ميگي؟
    اولي – خوب بابا ... بگو
    دومي – بعد شب سعيد و چارلي آتيش درست ميكنن و هارلي هم غذاها رو تقسيم ميكنه ..
    اولي – هارلي ديگه كيه؟
    دومي – هارلي همون چاقه ... همون كه مهربونه ...
    اولي – پس باز كه داري كچله رو ميگي. .
    دومي- نه بابا چه ربطي به كچله داره؟
    اولي- آخه كچلها مهربونن!!!
    دومي- چرا چرند ميگي، كچلها همه آدم منفي فيلم ها هستند... كجا مهبونن؟
    اولي – اگه كچله آدم منفي بود، چرا جزيره نجاتش داد...
    دومي- اين فرق داشت ... اين جان لاكه خوب ...
    اولي – آقا كچل هست يا نه؟
    دومي – بابا ... چه ربطي داره آخه ...الان اون چاقه مهربونه و سعيد هم بعدا منفي ميشه اما الان مثبته ...
    اولي – سعيد همون چاقه است؟
    دومي- نه سعيد همون عراقيه است..
    اولي – عراقيه كيه؟ دكتر رو ميگي ؟
    دومي- دكتر كه جكه بابا ....عراقيه همون سعيده ...
    اولي – پس معلوم شد كه كچله كجاييه !!
    دومي – از كجا فهميدي؟ كچله كجاييه؟
    اولي – عراقيه ديگه !!!
    دومي – من كي گفتم عراقيه كچله؟
    اولي – اشتباه كردم، ببخشيد. تو گفتي اوني كه چاقه عراقيه!!
    دومي – من كي گفتم چاقه عراقيه؟
    اولي- پس دكتره عراقيه؟
    دومي – اي خــــــــــــــــــدا ...نه نه ... دكتره آمريكائيه..
    اولي – اوه اوه اوه ... چه جنگيه پس!!!
    دومي- چه جنگي؟؟؟
    اولي- بابا واسه همينه كه هواپيماشون رو زدن ديگه!!
    دومي- هواپيماي كي رو زن؟
    اولي- عراقيه داشته با هواپيما ميرفته تو برجهاي دو قلو .... بعد كچله ميپره و هواپيما رو ميندازه زمين...
    دومي- نه نه ..نـــــــــــــــــــــــ ـه .... چرا مزخرف ميگي ؟؟؟!
    اولي – پس چرا هواپيما سقوط كرده؟
    دومي- چون جزيره خواسته...
    اولي –مگه جزيره كچله رو نجات نداده!!!! پس چرا هواپيما رو اين طوري كرده؟
    دومي- بابا اينها همش مسيرشه ..... قراره اينها يك كار ديگه بكنن !!
    اولي – چه كاري؟ ........ببين خودتم پرت و پلا ميگي ...
    دومي- بابا اين جريانها ربطي به برجهاي دو قلو نداره ... اصلا برجها خيلي وقته نيستند... سال 2001 چپه شدن رفت پي كارش ...
    اولي – پس چرا كچله اين كارو كرد؟
    دومي- كچله چي كار كرد؟
    اولي- همه رو نجات داد!!!
    دومي- من كي گفتم كچله كسي رو نجات داد؟
    اولي – صفحه قبلو بخون ...خودت گفتي آخرش كچله جزيره رو نجات ميده ...
    دومي- بابا ... اون يك چيز ديگست ... الان هنوز به اونجا نرسيديم كه ..
    اولي – الان به كجا رسيديم پس؟
    دومي- الان شب اوله ... هنوز اوله داستانه ...
    اولي – بهـــــــــــــه ... اين همه تعريف كردي، هنوز اول داستانه ...
    دومي- تو كه نميذاري من چيزي بگم كه ... همش چرت و پرت ميگي ..
    اولي – آقا يك چيز رو به من بگو ... داستانش خوب بودا ... اما بگو آخرش كچله چي ميشه؟
    دومي – كچله كشته ميشه ... ميزنن ميتوكوننش ... حالشو ميگيرن .... خسته ام كردي ... مردشور، تو با هر چي كچله رو ببره ...
    اولي – همين ديگه ... شماها لياقت اون كچل رو نداشتين ... همتون همينين .. تا يك كچل ميبينيد، باهاش دشمن ميشين ... من كه ميدونم اون كچله قهرمان داستان بوده ... تو هي بگو عراقيه بوده هي بگو چاقه بوده ... امــا من مطمئنم كه كچله بوده!!!
    دومي – من كي گفتم كي قهرمان بوده ...چرا حرف بيخود ميزني ؟
    اولي – تو اصلا معلومه طرفدار دكتره هستي ...
    دومي – آخه تو كه آخرشو نميدوني ... همه ميميرن دكتره ميمونه ...
    اولي – پس معلوم شد داستان چرنديه ... وقتي كچل بميره وو دكتر بمونه ... چرنده ..
    دومي – بابا داستان اصلا يك چيز ديگست ...
    اولي – هر چي هست، به درد نميخوره ... آخرش دكتره قهرمانه و كچله هم دود ميشه ميره هوا .... !!!
    دومي - از كجا فهميدي كچله دودسياه ميشه؟
    اولي – اينا همش مسيرشه، آخرش هميشه يكجورتموم ميشه!!!
    دومي- هــــــــــــــــــــــــ ـــااااااااااااا
    اولي – آهـــــــــــــــــــــــ ـــااااااااااااا


    و اين مكالمه تا ابد ادامه پيدا كرد!!!
    ویرایش توسط FFKIA : 05-14-2011 در ساعت 02:49
    Zombie Slayer, Don Corleone, ღ♥ஜDAYANஜ♥ღ و 5 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.

  2. 17 کاربر از پست مفید FFKIA سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #2
    كاربر !
    BLACK MASTER آواتار ها
    وضعیت : BLACK MASTER آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : اهل مشهدم ،‌روزگارم بد نيست
    سن: 23
    نوشته ها : 238
    سپاس ها : 472
    سپاس شده 499 در 212 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 25 تاپیک
    بسيار بسيار عالي بود. اشك در چشمان اينجانب حلقه زده از خنده.

    اولي- آخه كچلها مهربونن!!!
    BLACK MASTER RETURN

  5. #3
    ایــستاده مــردن ..
    ADoLF آواتار ها
    وضعیت : ADoLF آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : Tehran
    نوشته ها : 1,541
    سپاس ها : 3,447
    سپاس شده 2,143 در 951 پست
    یاد شده
    در 5 پست
    تگ شده
    در 486 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    بسیار ممنون فرخ عزیز
    فقط این هم جزو نوشته های پیشین شما بود که اینجا آوردید یا تازه از تنور در اومده؟

    آنان که میفهمند عذاب میکشند
    و آنان که نمیفهمند عذاب میدهند


  6. #4
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 39
    نوشته ها : 7,504
    سپاس ها : 11,200
    سپاس شده 25,632 در 4,554 پست
    یاد شده
    در 57 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    جديد نيست . اما يك جايي بود كه كسي زياد نديدش .
    مال زمان خداحافظي با لاست بود .
    اما در اعماق موند

  7. #5
    "بهترين چيز نگاهيست كه از معجزه عشق تر است"
    M.Night آواتار ها
    وضعیت : M.Night آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 36
    نوشته ها : 208
    سپاس ها : 1,370
    سپاس شده 661 در 177 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 18 تاپیک
    فرخ جان من اينو خونده بودم . اما خوندن چند باره اين مطلب باز هم همون حس اوليه رو بهم ميده .
    واقعا خيلي شيرين مينويسي .
    ممنون

  8. #6
    SEYED AMIR آواتار ها
    وضعیت : SEYED AMIR آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    محل سکونت : ......
    نوشته ها : 1,732
    سپاس ها : 2,628
    سپاس شده 2,279 در 865 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 494 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : گفتگوي لاستي !!!

    بابا فرخ دمت گرم چه باحال بود
    کلی خندیدم
    اون اولیه عشقه آدمای کچل بود

  9. #7
    Unhealthy , Unclean
    Mr Shinoda آواتار ها
    وضعیت : Mr Shinoda آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jan 2011
    محل سکونت : ایــــــ فعلا ــــران
    نوشته ها : 963
    سپاس ها : 2,103
    سپاس شده 1,489 در 567 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 748 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : گفتگوي لاستي !!!





    الان مامان فکر کردن اتفاقی برای من افتاده و از خواب پریدن به خاطر صدای خنده !


    در دنیا هیچ بن بستی نیست ،
    یا راهی‌ خواهم یافت ، یا راهی‌ خواهم ساخت !


  10. کاربر روبرو از پست مفید Mr Shinoda سپاس کرده است .


  11. #8
    Zombie Slayer آواتار ها
    وضعیت : Zombie Slayer آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Dec 2011
    محل سکونت : Zombie Land
    سن: 22
    نوشته ها : 9
    سپاس ها : 0
    سپاس شده 7 در 5 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 0 تاپیک

    پاسخ : گفتگوي لاستي !!!

    اولي – اين كچله چرا اينقدر مي افته ؟
    خب مسیرش بوده لابد !!!!
    FFKIA به این پست علاقمند بوده است.
    When there is no more room in Hell , the dead shall walk here = Zombies

  12. #9
    D.H
    D.H آواتار ها
    وضعیت : D.H آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Apr 2014
    محل سکونت : ناکجا اباد
    نوشته ها : 76
    سپاس ها : 3
    سپاس شده 45 در 31 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 0 تاپیک

    پاسخ : گفتگوي لاستي !!!

    دومیه چه قدر حرف می زد

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •