سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh بررسى ۱۰۰ جنگ بزرگ تاریخ (بخش یازدهم)

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت  طراحی دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه 

 هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته , طراحی وب سایت , سئو سازی , کابل هلوکیبل , اعلام حریق , پیاده سازی دیتاسنتر

 

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: بررسى ۱۰۰ جنگ بزرگ تاریخ (بخش یازدهم)

  1. #1
    "بهترين چيز نگاهيست كه از معجزه عشق تر است"
    M.Night آواتار ها
    وضعیت : M.Night آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 36
    نوشته ها : 208
    سپاس ها : 1,370
    سپاس شده 661 در 177 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 18 تاپیک

    بررسى ۱۰۰ جنگ بزرگ تاریخ (بخش یازدهم)

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  b_spartacus_the_slaves_revolt.jpg
مشاهده: 618
حجم:  21.3 کیلو بایت

    جنگ بيستم:
    ضد حمله سنگين هراكليوس


    تاريخ فرمانروايى مطلق دو قدرت ايران و روم بر جهان متمدن در قرون متوالى (پنجم قبل از ميلاد تا هفتم بعد از ميلاد) اكنون وارد آخرين صفحه خود شده بود. كسى گمان نمى كرد در زمانى كه شاهنشاهى ايران در اوج قدرت بود ناگهان توسط نيروهاى ناشناخته اى از مرزهاى جنوب غربى (اعراب) در هم كوبيده شود. اما قبل از فروپاشى امپراتورى بزرگ ايران توسط اعراب اتفاقى مهم براى اين كشور رخ داد كه در قدرت يافتن اعراب نيز بى تأثير نبود.
    ضعف فرماندهى فكاس سبب شد كه در
    ۶۱۰ ميلادى هراكليوس يا هرقل امپراتور روم شرقى شود وى بلافاصله با تهييج افكار عمومى و شارژ روحيه وطن پرستى رومى ها در كنار فراخوانى مسيحيت عليه ايرانيان قدرتى عظيم براى خود تدارك ديد و در ۶۲۲ از داردانل (هلسپونت آن زمان) گذشت و به خليج ايسوس رسيد و آماده درگيرى با شهر براز سردار ايرانى شد. نبردى سخت در گرفت و در انتها پس از ۲۰ سال اولين پيروزى نصيب روم شد.

    خسرو در سال بعد سپاه عظيمى متشكل از
    ۴۰ هزار سرباز را در كانزاكا (ارمنستان) جمع كرد و به ساير سپاه هاى خود نيز دستور داد كه در اين منطقه به او بپيوندند اما هرقل در اينجا دست به بهترين حركت نظامى خود زد. وى به سرعت خود را به سپاه خسرو رسانده و نگذاشت وى از سپاه هاى كمكى خود بهره ببرد. ناگهان ورق برگشت. خسرو پرويز كه تاكنون در هيچ جبهه اى شكست نخورده بود سپاه خود را ترك كرد و به كوه هاى اطراف فرار كرد. اين عقب نشينى سبب رسيدن هرقل مسيحى به شهر مذهبى و با اهميت اروميه (محل تولد زرتشت) شد و هرقل به تلافى انتقال صليب مقدس توسط خسرو پرويز از اورشليم به تيسفون آتش مقدس اروميه را (كه همواره بايد روشن مى بود) خاموش كرد.
    اين عقب نشينى و شكست خسرو را به شدت عصبانى كرد چرا كه وى اعتبار خود را از دست داده بود اما او هنوز حداقل سه سپاه بزرگ ديگر در اختيار داشت در
    ۶۲۴ نيروهاى او از جنوب وارد ارمنستان شده و هرقل يا هراكليوس را تعقيب كردند اما از بد حادثه دوباره سردار رومى بلايى را سر سپاه هاى ايرانى آورد كه آنها انتظار نداشتند. برترى نيروهاى ايرانى اين انتظار را در خسرو ايجاد كرده بود كه امپراتور رومى از خاك ايران خارج مى شود اما هرقل بدون از دست دادن فرصت هر سه سپاه ايرانى را كه هر كدام جدا از يكديگر بودند در هم مى شكند.
    زنجيره شكست هاى ايران در اين مجموعه نبردها گويى پايانى ندارد. در
    ۶۲۵ شهربراز سردار ايرانى شكستى ديگر از رومى ها در بين النهرين مى خورد.

    محاصره قسطنطنيه

    خسرو پرويز در اين زمان چاره را در تسخير پايتخت روم و كوبيدن سرمار به جاى ضربه زدن به تنه او ديد وى در
    ۶۲۶ اتحادى را با خانات آوار كه در شمال امپراتورى روم مستقر بودند بست و قرار گذاشت كه با آنها از شمال و جنوب قسطنطنيه را در هم بكوبند. اما نيروى درياى رومى مانع عبور نيروهاى ايرانى از تنگه داردانل شد و در نتيجه آوارها نيز از حمله خود فايده اى نبردند. اين در حالى بود كه تئودور برادر هرقل در نبردى در زمين شاهين براز فرمانده ايرانى را شكست داد.
    در
    ۶۲۷ ميلادى پس از آن كه هرقل مطمئن شد توان خسرو كاملاً تحليل رفته پايتخت ساسانى را هدف گرفت وى در پاييز همان سال به ۱۱۰ كيلومترى تيسفون (دستگرد) رسيد و درگير نبردى بزرگ در نينوا با سپاه هاى ايرانى شد اما شكست نخورده عقب نشست ظاهراً فشار نيروهاى پياده نظام رومى او را وادار به عقب نشينى مى كند و او سپاه را ترك مى كند. اما نيروهاى ايرانى بدون سردار به خوبى مقاومت مى كنند و در نتيجه هراكليوس از فتح تيسفون منصرف مى شود. اما بد نامى فرار (آن هم دوباره) سبب تنفر سرداران، اشراف و مردم ايران از خسرو پرويز مى شود.

    نتيجه نبردهاى پنج ساله ايران و روم

    شكست هاى خسرو پرويز تقريباً بلافاصله پس از پيروزى هاى بزرگ او روى داد و سبب شد تا علاوه بر كشته شدن وى ارتش ايران به شدت ضعيف شود. پس از خسرو پرويز نيز چند نفر يكى پس از ديگرى به سلطنت رسيدند اما هيچ كدام نتوانستند مانع انحطاط شاهنشاهى ايران شوند تا آن كه در
    ۶۳۵ ميلادى ضربات خردكننده اعراب ايران را براى صدها سال از قدرت متمركز ملى محروم كرد. شايد اگر خسرو پرويز با درايت بيشترى از پيروزى هاى خود بهره مى گرفت مى توانست از انحطاط ايران جلوگيرى كند اما حماقت ها و ستم او زمينه را براى سقوط ايران تسريع كرد.

    نبرد
    ۲۱:
    نبردهاى صدر اسلام


    در حالى كه نيروهاى رومى در آخرين نبرد بزرگشان با شاهنشاهى ايران موفق به شكست دادن قواى ايران و تحكيم پايه هاى خود در شامات بودند، در سرزمين هاى جنوبى آنها و در شنزارهاى عربستان تاريخ به گونه اى ديگر در حال شكل گيرى بود. تقدير چنين بود، سرزمينى كه تاكنون هرگز در محاسبات نظامى به حساب نمى آمد، با بهره گيرى از قدرتى خدايى به توانى خارق العاده برسد.
    بعثت حضرت محمد(ص) و پس از آن هجرت آن حضرت به مدينه در
    ۶۲۲ ميلادى در ابتدا از نظر قدرت هاى عظيم آن زمان واقعه اى مهم محسوب نمى شد، اما اوضاع بسرعت در حال تغيير بود. در ۶۲۳ ميلادى قواى اسلام در نبردى كوچك اما سرنوشت ساز به نام بدر با ۳۱۳ نفر نيرو سپاه ۹۰۰ نفرى قريش را درهم كوبيدند. نبردى كه در چاه هاى بدر صورت گرفت، براى اولين بار نشان داد كه حضرت محمد(ص) و نيروهايش نه تنها از عنصر اعتقاد بهره مى برند، بلكه با به كارگيرى روش هاى جديد رزمى كه اصلاً براى اعراب بدوى قريش آشنا نبود (از جمله استفاده از صفوف منظم فالانژ پياده عليه سواران مهاجم) بسرعت سپاه قريش را درهم شكستند.

    نبرد احد

    شكست بدر براى قريش قابل تحمل نبود و آنها با سپاه عظيمى (در مقياس عرب بدوى) بالغ بر سه هزار نفر در
    ۶۲۵ ميلادى (سوم هجرى) به نيروى هزار نفرى مسلمانان در كوه هاى احد حمله بردند. حضرت محمد كه مى دانست برترى سواره نظام عرب قريش مى تواند خطرناك باشد، به عبدالله بن جبير با ۵۰ تيرانداز دستور داد تا مراقب حمله سواران قريش از تنگه احد باشند و آنگاه با ۹۵۰ نفر نيروى خود به مقابله با قواى سه هزار نفرى ابوسفيان رفت. جنگ آغاز شد و پايدارى پياده نظام مسلمانان در كنار قدرت شمشيرزنى حضرت على(ع) و حمزه عموى پيامبر سبب از هم پاشيده شدن قلب سپاه قريش شد. فرار ناگهانى سپاه قريش سبب حركت سپاه مسلمانان به تعاقب آنها شد. در اين لحظه كمانداران عبدالله از تنگه به پايين آمدند. حال آنكه حضرت به آنها فرموده بود تا آخر جنگ در همان نقطه بمانيد.

    ابوسفيان كه همه چيز را تمام شده مى ديد و حتى سر اسب خود را به سوى مكه بازگرداند، ناگهان با نهيب خالد بن وليد سردار صبور عرب كه سواران خود را هنوز وارد كارزار نكرده بود، ايستاد.
    خالد تنگه بدون محافظ احد را نشان داد و گفت: از همين تنگه مسلمانان را شكست مى دهم.
    ۲۰۰ سوار عرب با سرعتى عجيب تنگه بدون مراقب را دور زده و درست از پشت سر سپاه اسلام سر در آوردند. مردان مسلمان كه عمدتاً پياده بودند، ناگهان متوجه حمله سواران با شمشيرهاى آخته شدند. در همين حال حمزه نيز به دست غلام «هنده» از فاصله دور با زوبين به شهادت رسيد. ناگهان ورق برگشت. سواران قريش به ضرب شمشيرهاى خود ده ها تن از شجاع ترين مردان مسلمان را به شهادت رساندند و نيروهاى فرارى قريش نيز دوباره به صحنه نبرد بازگشتند و جنگى خونين به راه افتاد.
    شكست احد «تنها» در اثر پايمردى چند نفر از مسلمانان و حضرت محمد(ص) به نابودى كامل سپاه اسلام منجر نشد، اما توان رزمى مسلمانان را تا آنجا كاهش داد كه تا سال ها در وضعيت تدافعى مقابل قواى مكه قرار گرفتند.

    جنگ خندق

    ابوسفيان در سال پنجم هجرى برابر با
    ۶۲۷ ميلادى قبايل عرب را راضى كرد كه به نبردى سرنوشت ساز با مسلمانان بپردازند. نيروى ده هزار نفرى اعراب كه ۶۰۰ نفر سوار نيز داشت، به سمت مدينه به راه افتاد و چون حضرت محمد(ص) نتوانست بيش از ۳ هزار نيرو جمع آورى كند، تصميم گرفتند از تجربه سلمان فارسى استفاده كرده و با حفر خندق به مقابله با اعراب مهاجم بپردازند.
    اكنون مدينه از سه طرف توسط نخلستان و ساختمان و از يك طرف توسط خندق در احاطه بود و پشت خندق نيز كمانگيران مسلمان آماده تيراندازى. اين بار نيز تاكتيك جديد مسلمانان سبب توقف تهاجم مكيان شد و آنها پس از
    ۱۵ روز ايستادگى بدون نتيجه پشت خندق عقب نشينى كردند و ديگر ابوسفيان براى هميشه فرصت جمع كردن احزاب و قبايل عليه مسلمانان را از دست داد.

    جنگ خيبر

    حضرت محمد(ص) به جز مشركان دشمن ديگرى نيز داشت. يهوديان ثابت كرده بودند كه در شرايط حساس مى توانند دشمنان خطرناكى باشند، مانند واقعه بنى قريظه. در
    ۶۲۸ (هفتم هجرى) سپاه مسلمانان به فرماندهى حضرت على(ع) عازم قلعه هاى خيبر در ۱۵۰ كيلومترى شمال مدينه شدند و پس از نبردى پيروزمندانه، كليه قلعه ها را فتح كردند.

    فتح مكه

    سپاه اسلام براى تسلط بر شبه جزيره عربستان تنها نياز به فتح مكه داشت، چرا كه تقريباً تمام مناطق مهم عربستان تحت انقياد درآمده بود.
    موفقيت نيروهاى مسلمان سبب شد كه در
    ۶۲۹ ميلادى ابوسفيان قبول كند كه حضرت محمد(ص) با دو هزار نيرو آزادانه وارد مكه شود و به طواف كعبه مشغول شوند. در اين زمان همه پى بردند كه قريش سيادت خود را به مكه از دست داده است و هنگامى كه در سال بعد (سال هشتم هجرى) سپاه اسلام با ۱۰ هزار نيروى ورزيده و منظم ناگهان در پشت دروازه هاى مكه ظاهر شد، رمقى براى قريش نمانده بود كه از ورود آنها ممانعت كند و اين شهر بدون خونريزى به تصرف درآمد. اكنون همه چيز براى تأثيرگذارى مسلمانان عرب بر نقشه سياسى جهان آماده بود

  2. 6 کاربر از پست مفید M.Night سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •