سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh تحليل عمليات والفجر ۸ -فتح فاو

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت  طراحی دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه 

 هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته , طراحی وب سایت , سئو سازی , کابل هلوکیبل , اعلام حریق , پیاده سازی دیتاسنتر

 

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6
نمایش شاخه ای1علاقمندی ها
  • 1 ارسال شده توسط M.Night

موضوع: تحليل عمليات والفجر ۸ -فتح فاو

  1. #1
    "بهترين چيز نگاهيست كه از معجزه عشق تر است"
    M.Night آواتار ها
    وضعیت : M.Night آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 36
    نوشته ها : 208
    سپاس ها : 1,370
    سپاس شده 661 در 177 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 18 تاپیک

    تحليل عمليات والفجر ۸ -فتح فاو

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  185067_orig.jpg
مشاهده: 4143
حجم:  70.1 کیلو بایت

    فتح الفتوح

    پيروزى هاى فزاينده جمهورى اسلامى در جنگ - كه از سال دوم هجوم عراق آغاز شد و با فتح خرمشهر به اوج خود رسيد - غرب را بر آن داشت تا براى تحميل صلح ياآتش بس به جمهورى اسلامى بدون تأمين حقوق تضييع شده ايران، تلاش اصلى را بر حفظ صدام معطوف نمايد. بدين ترتيب از يك سو تصميم قطعى غرب و پافشارى بر حفظ صدام به هر شكل ممكن ( با پشتيبانى همه جانبه از رژيم عراق وادامه تحريم فروش سلاح هاى نظامى و تجهيزات به ايران ) و از سوى ديگر عزم راسخ جمهورى اسلامى براى رسيدن به اهداف خود در جنگ و تن ندادن به سازش و تسليم نشدن در برابر فشارهاى همه جانبه استكبار ، نوعى حالت نه جنگ ، نه صلح را ميان طرفين حاكم ساخت. به عبارت ديگر، استكبار جهانى سعى داشت توان جمهورى اسلامى را فرسوده كند تا انجام دادن حركتى سرنوشت ساز و تعيين كننده براى اختتام جنگ ، با حفظ آرمان هاى مطلوب ايران اسلامى امكان پذير نباشد.

    در واقع حفظ صدام و باز داشتن ايران از پافشارى بر آرمان هاى خود، براى برقرارى موازنه قوا بود. از اين رو افزايش و تقويت توانايى هاى عراق، به ويژه نيروى هوايى اين كشور ، در دستوركار قدرت هاى بزرگ بود . در پى اين پشتيبانى ها بود كه ارتش عراق تلاش كرد آسمان را به طور مطلق در اختيار بگيرد تا جنگ را از ميدان رزم زمينى به آسمان، دريا و شهرها بكشاند.

    آنچه غرب را بر اتخاذ سياست مزبور واداشت، هراس از تاكتيك هاى ويژه جمهورى اسلامى بود، عاملى اساسى كه نقشى تعيين كننده در كسب پيروزى داشت.
    قواى نظامى جمهورى اسلامى با اقدامات و عمليات مبتكرانه، رژيم عراق را به فروپاشى تهديد مى كرد كه در اين صورت گسترش انقلاب اسلامى را در پى داشت و منافع غرب را در منطقه خاورميانه، با تهديداساسى مواجه مى ساخت. از اين رو غرب براى بازداشتن ايران از دستيابى به هرگونه موفقيتى كه رژيم بغداد را متزلزل و گسترش انقلاب اسلامى را تسهيل مى كرد، به هر شيوه ممكن متوسل مى شد. براين اساس غرب سياست ديپلماسى - فشار رادر پيش گرفت و دراين روند، رژيم بغداد را براى فشار مستقيم به جمهورى اسلامى ، تحت حمايت و هدايت قرار داد.
    گرچه عراق توانايى بهره بردارى لازم و كامل را از مساعدت هاى غرب نداشت ، ليكن قدرت هاى بزرگ براى جلوگيرى از پيروزى ايران در جنگ، به انحاى مختلف و وسايل متعدد به كمك حاكمان بغداد شتافتند از جمله:

    ۱- واگذارى تكنولوژى برتر (خصوصاً درزمينه تجهيزات هوايى) به عراق.
    ۲ - قراردادن اطلاعات كسب شده به وسيله آواكس ها و ديگر دستگاه هاى جاسوسى و اطلاعاتى در اختيار عراق .
    ۳ - كسب اطلاع از تاكتيك ها و توانايى هاى نظامى ايران و بهره بردارى از فكر مستشاران نظامى براى كمك به عراق .
    ۴ - حمايت هاى تبليغاتى ، سياسى و اقتصادى دنياى غرب و وابستگان آن، خصوصاً مرتجعين عرب منطقه از رژيم عراق.

    ارتش عراق به رغم اينكه توانست در برهه اى خاص از زمان با گسترش سازمان رزم خود به
    ۵۰ لشكر و عمق بخشيدن به ميادين مين وموانع واستحكاماتش و نيز ممانعت از تثبيت وتأمين مناطق تصرف شده وقفه اى در پيشروى رزمندگان به داخل خاك عراق ايجاد كند، ليكن اين وضع ناپايدار بود و با گذشت زمان و رشد توانايى هاى جمهورى اسلامى در جنگ - طراحى عمليات در زمين هاى مختلف (دشت ، كوهستان ، آب، رمل و...) سازماندهى نيرو و گسترش سازمان رزم - زمينه تزلزل و بى ثباتى رژيم بغداد فراهم شد.
    در هر صورت، رويارويى غرب با چنين وضعيتى ، بن بست جنگ را براى غرب پيچيده تر كرد و غرب نتوانست نگرانى خودرا كاهش دهد.

    البته گفتنى است كه آنچه تا اندازه اى افزايش توان بازدارندگى عراق را موجب شد، گذشته از استراتژى ابرقدرت ها در حمايت هاى همه جانبه عملى و نظرى از رژيم عراق، تلاش و سخت كوشى اين رژيم در اصل قراردادن جنگ بود. حكومت عراق با بسيج كردن كليه امكانات در خدمت جنگ، جنگ را مسأله اصلى خود قرار داده بود و با توجه به ارتباط تنگاتنگ جنگ با اوضاع سياسى - اجتماعى - اقتصادى عراق و سرنوشت رژيم عراق از هرگونه سهل انگارى در اين باره جلوگيرى مى كرد.

    وضعيت عراق

    رژيم عراق روند تحولات جنگ در چهار سال گذشته و حفظ موقعيت دفاعى خود را ناشى از برترى تسليحاتى واطلاعاتى ارزيابى مى كرد.بدين معنا كه رزمندگان اسلام پس از درهم شكستن خطوط دفاعى دشمن با برترى آتش توپخانه، قدرت هوايى و قواى زرهى ارتش عراق مواجه مى شدند كه اين برترى مانع از تثبيت مواضع تصرف شده مى گرديد. درك عراق از عوامل مؤثر در حفظ موقعيت دفاعى نيروهاى عراقى در برابر ايران، آنها را بيش از گذشته به خريد تكنولوژى دفاعى ، سلاح و تجهيزات ترغيب مى كرد. حاميان عراق نيز برپايه همين ملاحظه همچنان سيل سلاح و تجهيزات نظامى را به سوى عراق سرازير مى كردند.
    عراقى ها مايل بودند بيش از خريد سلاح، تكنولوژى نظامى خريدارى كنند تا از توانايى لازم براى توليد نيازمندى هاى دفاعى و بهسازى سلاح ها برخوردار شوند. از اوايل سال
    ۱۹۸۶ ، شواهد و قرائن موجود نشان دهنده توانايى عراق در توليد بسيارى از تجهيزات نظامى بود. ديپلمات هاى غربى در بغداد به دولت هاى متبوع خود گزارش دادند كه عراق از بمب ها ومهمات ساخت داخل استفاده مى كند.

    به هر صورت، برابر گزارش انتونى كردزمن، كارشناس نظامى آمريكا، عراق در طول سال هاى
    ۱۳۶۲ تا ۱۳۶۴ مبلغ ۱۸/۱ ميليارد دلار سلاح و تجهيزات نظامى خريدارى كرده است.اين كارشناس نظامى مجموع نيروهاى نظامى ثابت ارتش عراق را در سال ۱۳۶۴ تعداد ۷۵۰۰۰۰ تن و نيروهاى جيش الشعبى عراق را ۶۵۰۰۰۰ تن برآورد كرده است.
    در مجموع ارتش عراق در نيمه دوم سال
    ۱۳۶۴ ، تعداد ۵ لشكر زرهى ، ۳ تيپ مستقل زرهى ، ۲ تيپ مستقل مكانيزه ، ۲۰ تا ۲۵ لشكر پياده و ۸۰ تيپ مستقل و ۱۰ تيپ مستقل نيروى مخصوص و كماندويى دراختيار داشت.
    همچنين بنابر تجزيه و تحليلى كه معاون عمليات فرمانده كل سپاه (غلامعلى رشيد) به عمل آورده و در تاريخ
    ۱۳۶۴/۲/۲۵ ارائه كرده است، ارتش عراق بر پايه سازمان و نيروى انسانى و تجهيزاتى كه در اختيار داشت از توانايى هاى زير برخوردار بود:
    - دشمن درهر زمان توانايى جابه جايى
    ۳ لشكر پياده را در هر منطقه دارد . يك تيپ پياده را در عرض ۲۴ ساعت جابه جا مى كند. يك تيپ زرهى را در ۷۲ ساعت از غرب منتقل مى كند.
    - دشمن درهر زمان داراى
    ۵ لشكر زرهى و مكانيزه است كه در عرض ۴ تا ۵ روز قابليت مانور و جابه جايى سريع را دارد.
    - دشمن در هر زمان توانايى تمركز
    ۴۰ گردان توپخانه را براى مقابله با نيروى مهاجم دارد.
    - دشمن توانايى يك ماه بمباران و فشار هوايى به گستردگى عمليات بدر را دارد.
    - دشمن توانايى اداره دو عمليات همزمان به وسعت
    ۳ تا ۴ لشكر را دارد.
    - دشمن در برابر عمليات آفندى ما با
    ۱۰۰ گردان، مى تواند با ۳۰۰ گردان آزاد، مقابله كند.

    وضعيت ايران

    مشكل ايران در مرحله جديد جنگ با توجه به افزايش توان نظامى عراق، اساساً ناشى از اين بود كه به راحتى قادر به كسب پيروزى نظامى براى تغيير توازن به سود خود نبود. در واقع تقويت عراق و متقابلاً تضعيف ايران ، فاصله ميان توانمندى ايران براى تهاجم و كسب پيروزى و توانايى عراق براى مقابله با تهاجمات ايران را به نحوى آشكار افزايش داده بود. به عبارت ديگر امكانات و مقدورات سپاه با خلاقيت و ابتكارات اين نيرو براى دستيابى به پيروزى لازم، به تناسب ضرورت ها و اوضاع سياسى حاكم بر جنگ نبود.

    در سال ششم جنگ در وضعيتى كه دشمن حدود
    ۵۵۰ گردان نيروى پياده در اختيار داشت و براى مقابله با عمليات آفندى، از ۳۰۰ گردان نيروى آزاد برخوردار بود، سپاه تنها ۸۰ گردان نيرو براى ۷ روز جنگ در اختيار داشت. ضمن اينكه بخشى از توان رزمى سپاه به عنوان يك نيروى دفاعى در مناطق تصرف شده مانند جزاير مجنون و هور زمين گير شده بود. در اين روند كاهش توان ايران در برابر عراق دو عارضه اساسى به دنبال داشت: نخست آنكه نمى توانست از امكان غافل گيرى و تجزيه قواى دشمن برخوردار شود، در نتيجه اجراى عمليات با نوعى ريسك و عدم موفقيت همراه بود. علاوه بر اين، قواى ايران فاقد توانايى لازم براى نبرد طولانى در يك عمليات بود. زيرا بلافاصله پس از آغاز عمليات در حالى كه خطوط دفاعى دشمن در هم شكسته شده بود، دشمن به سرعت نيروهاى خود را در منطقه عمليات متمركز مى كرد و با افزايش آتش هوايى و توپخانه تدريجاً نيروهاى خودى را از مناطق تصرف شده عقب مى راند.

    با توجه به واقعيت هاى موجود، كم كم اين اعتقاد به وجود آمد كه «با اين توان نمى توانيم غافل گيرى را رعايت كنيم و قطعاً بايد اين توان
    ۲ تا ۳ برابر شود كه با يكى دشمن را فريب بدهيم و با ۲ توان ديگر بتوانيم به طور جدى عمل كنيم».
    برپايه همين ملاحظه در انتخاب منطقه عمليات نيز دچار مشكل بوديم. لذا چنين استدلال مى شد كه ما جايى مى توانيم بجنگيم كه بلافاصله پشت يك رودخانه، يك عارضه يا تنگه اى برسيم تا دشمن به راحتى نتواند به ما حمله كند.

    پس از عمليات بدر بحث هاى بسيار اساسى و جدى در مورد نحوه ادامه جنگ صورت گرفت.لازمه ارائه طرح به شوراى عالى دفاع بررسى اى همه جانبه بود كه با حضور فرماندهان سپاه انجام شد.
    سپاه از يك سو به اين نتيجه قطعى و روشن رسيده بود كه با روش گذشته امكان ادامه جنگ با عمليات گسترده وجود ندارد و ازسوى ديگر اوضاع جنگ پس از عمليات بدر، با تشديد فشار به ايران، اجراى عمليات را ضرورى ساخته بود. در واقع ميان توانايى ايران براى اجراى عمليات مؤثر و تعيين كننده با تضمين پيروزى ، با اوضاع و ضرورت هاى سياسى حاكم بر جنگ، تناسبى وجود نداشت. پيدايش اين وضعيت در جنگ بيش از هر مسأله اى متأثر از نحوه نگرش به جنگ و كسب پيروزى بود. بدين معنا كه پس از فتح خرمشهر پيروزى بر عراق بسيار سهل و آسان پنداشته مى شد و اين باور همگانى وجود داشت كه صدام در حال سقوط است. برپايه همين نگرش، تفكرات استراتژيك مسؤولان درباره جنگ مبنى بر «كسب يك پيروزى و خاتمه جنگ » متعاقب ناكامى در عمليات رمضان تدريجاً شكل گرفت. در چارچوب اين تفكر تصور مى شد كه با يك پيروزى قاطع مى توان جنگ را تمام كرد، لذا نيازى به بسيج كشور در خدمت جنگ نيست. اين گونه تفكرات منطبق و همسو با انديشه استراتژيك امام در مورد جنگ نبود. شكاف موجود ميان دو نگرش ياد شده در واقع از مهم ترين دلايل وضعيت جنگ در چهار سال گذشته بود. تدريجاً با گذشت دامنه جنگ و فشار بر ايران و افزايش موانع موجود براى دستيابى به پيروزى نوعى ترديد و نااميدى در مسؤولان به وجود آمد. برخى چنين تصور مى كردند كه كار تمام شده است و بايد چهار سال پيش (پس از فتح خرمشهر) تصميم مى گرفتيم. علاوه بر اين، مشاهده واكنش حاميان عراق در مورد پيروزى هاى نسبى ايران، اين نگرانى را به وجود آورده بود كه حتى اگر موفق به تصرف بغداد بشويم امكان حمله اتمى به ايران وجود دارد!

    سپاه با الهام از نظريات امام و دركى كه از اوضاع و ضرورت هاى جنگ داشت، در انديشه تداوم جنگ بود.
    با بررسى هايى كه انجام گرفت اين نتيجه حاصل شد كه براى ادامه جنگ ، بدون بسيج كليه سازمان ها و امكانات كشور، امكان پشتيبانى از جنگ وجود ندارد.حداقل توان لازم براى ادامه جنگ
    ۳۰۰ گردان نيرو بود كه در آخرين پيشنهاد سپاه ارائه شد.

    با تبيين استراتژى جنگ و ارائه آن از سوى سپاه، اين شائبه كه سپاه تمايل به ادامه جنگ ندارد، گسترش يافت! اين وضعيت در حالى پيش آمده بود كه قبل از آن تمايل سپاه به ادامه جنگ بنا بر نظر امام خمينى، عامل اصلى در ادامه جنگ ذكر مى شد! در نتيجه سپاه در مرحله جديد كه اساساً بار جنگ را بر دوش مى كشيد تحت فشار برخى جريانها قرار گرفته بود.
    سپاه بر پايه همين ملاحظات و براى استمرار جنگ، استراتژى جديدى را تبيين كرد كه از اصول زير پيروى مى كرد:

    ۱_ ضرورت ادامه جنگ با جنگ درازمدت
    ۲_ اجراى عمليات محدود با هدف زنده نگه داشتن جنگ و فشار نظامى بر دشمن.
    ۳_ افزايش توان و سازمان رزم سپاه براى اجراى عمليات گسترده.
    ۴_ طرح ريزى و اجراى عمليات گسترده به صورت مستقل.

    سپاه در فاصله خرداد
    ۱۳۶۴ تا شهريور همان سال سلسله عمليات محدودى را انجام داد كه آثار مثبتى بر جاى نهاد. علاوه بر اين، تلاش براى عمليات گسترده، با توجه به تجارب حاصله در عملياتهاى پيشين، بويژه عمليات بدر، منجر به تعيين شرايطى به شرح زير شد:

    ۱_ در اختيار داشتن حداقل ۱۵۰گردان نيرو (هدفهاى ارزشمند در جنوب بدون ۱۵۰گردان قابل تصرف نبود).
    ۲_ نياز بيش از يك ميليون گلوله توپ براى آتش پشتيبانى مناسب در يك عمليات گسترده.
    ۳_ نياز سلاح ضدزره به اندازه كافى (حداقل سه هزار موشك تاو) براى اجراى يك عمليات گسترده.
    ۴_ اجراى تك پشتيبانى درجزيره مينو.
    ۵_ شركت مؤثر نيروى هوايى ارتش براى پشتيبانى هوايى عمليات.

    اهداف و جايگاه عمليات والفجر
    ۸ در استراتژى نظامى ايران

    هر چه جنگ ايران و عراق تداوم مى يافت در مسير تحقق استراتژى ايران پيچيدگى و دشوارى بيشترى بروز مى كرد. البته حفظ ابتكار عمل و اجراى عملياتهاى بزرگ كه نقش تعيين كننده اى در موازنه سياسى _ نظامى جنگ داشت، ضرورتى انكارناپذير براى كشور و انقلاب بود. دستيابى به برترى در موازنه نيز بستگى بسيار به عملياتى داشت كه طى آن تمام توان دشمن به رويارويى كشيده شده و منهدم شود. در واقع، انهدام دشمن و تصرف زمين هاى استراتژيك از هدفهاى اساسى جنگ به شمار مى رفت. از اين رو، عمليات والفجر،
    ۸ براى تحقق استراتژى تنبيه متجاوز در بعد نظامى و بويژه در بعد سياسى اهميت بسزايى داشت. مهمترين هدفهاى سياسى _ نظامى اين عمليات چنين بود:

    ۱_ تصرف شهر فاو
    ۲_ تسلط بر اروندرود
    ۳_ تهديد بندر ام القصر
    ۴_ هم مرزى باكويت
    ۵_ مسدود كردن راه ورود عراق به خليج فارس
    ۶_ تأمين خور، موسى و امكان تردد كشتى ها به بندر امام خمينى
    ۷_ انهدام سكوهاى پرتاب موشك عراق در منطقه فاو.
    FFKIA به این پست علاقمند بوده است.

  2. 7 کاربر از پست مفید M.Night سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #2
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 40
    نوشته ها : 7,505
    سپاس ها : 11,206
    سپاس شده 25,636 در 4,555 پست
    یاد شده
    در 57 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : تحليل عمليات والفجر ۸ -فتح فاو

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  104.jpg
مشاهده: 3197
حجم:  125.0 کیلو بایت

    مهرداد جان ممنون از این تاپیک

    تاریخ جنگ ایران و عراق یکی از بخصوص ترین جنگها در نیمه دوم قرن بیستم بوده و تقریبا آخرین جنگ کلاسیکی بود که در ابعاد گسترده در دنیا اتفاق افتاد.
    در یکسوی این جنگ کشوری بود مانند ایران که عملا از سال 62 به بعد فقط مجبور بود به قدرت تفکر و نیروی انسانی تکیه کند و در سوی دیگر کشوری مثل عراق که در پایان جنگ آنقدر قدرت داشت که به سرعت به فکر دست اندازی به کشورهای دیگر افتاد.
    صدام حسین که خود را فاتح مینامید, با تصور خودش میخواست با بلیتزکریک ایران را تسخیر کند.
    اما این تصور هیچ گاه میسر نشد.

    مقاله زیر در تکمیل مقاله شماست. البته نوشته من نیست و از سایت رشد تهیه شده است.

    اما عملیات فتح فاو یا والفجر 8 چرا یک عملیات ویژه در تارخ جنگ ایران و عراق است؟
    در سال 64 به نظر میرسید که دیگر ایران توان اجرای عملیاتهای گسترده را در خاک عراق ندارد. جبهه جنگ مدت زیادی را در فطرت گذرانیده بود و همه چیز به سکون رسیده بود.
    این سکون بیش از آنکه به نفع ایرانیان باشد به نفع ارتش عراق بود, چرا که در آنسوی میدان یکسره در حال تجهیز و خرید تسلیحات بود.
    به این ترتیب بود که عملیات آفندی والفجر 8 طراحی شد, تا ضمن غافلگیری عراق در فاو و اطراف بصره, وضعیت جبهه های جنگ به نفع ایران تغییر کند.



    -------------------------------------------------------------

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  223481_orig.jpg
مشاهده: 9269
حجم:  25.5 کیلو بایت

    پیروزی های جمهوری اسلامی با فتح خرمشهر به اوج خود رسید، غرب به منظور فراهم آوردن شرایط مناسب در تحمیل صلح و سازش به جمهوری اسلامی، تلاش اصلی را معطوف بر حفظ صدام کرد. بدین ترتیب از یک سو پافشاری و تصمیم قطعی غرب مبنی بر حفظ صدام و از سوی دیگر، عزم راسخ جمهوری اسلامی جهت حصول به اهداف حقه خود در جنگ و تسلیم نشدن در برابر فشارهای همه جانبه استکبار، به نوعی، حالت نه جنگ، نه صلح را میان طرفین حاکم کرد. در واقع حفظ صدام و بازداشتن ایران از پافشاری روی آرمان های خود، برقراری موازنه قوا بود. از این رو افزایش و تقویت توانایی های تکنولوژی عراق به ویژه نیروی هوایی، در دستور کار استکبار قرار گرفت و به دنبال آن دشمن سعی کرد فضا را به طور مطلق در اختیار بگیرد تا شاید به این وسیله به لحاظ ضعف های متعددی که داشت، صحنه جنگ را از میدان رزم زمینی به آسمان، دریا و شهرها بکشاند.

    گذشته از استراتژی غرب و حمایت های همه جانبه علمی و نظیر از رژیم عراق، رژیم بعثی نیز تمامی توان خود را در جهت پشتیبانی و پاسخ گویی به نیازهای جنگ قرار داد.
    اجتناب از جنگ در زمین مسطح – پس از عملیات های والفجر مقدماتی و والفجر 10 – و در پی آن ابتکار عملیات در هورالهویزه طی دو عملیات بزرگ خیبر و بدر – به خصوص خیبر – موجب انفعال رژیم عراق و ایجاد نگرانی در میان حامیان منطقه ای و بین المللی او گردید، و متقابلا جمهوری اسلامی ایران که ابتکار عمل و برتری سیاسی و نظامی را همچنان در دست داشت، زمینه عملیات بعدی را با استفاده از تجربه عملیات در هور فراهم نمود.

    در این میان، عاملی که مجوب شد طراحان نظامی در انتخاب منطقه بعدی برای عملیات دقت بیشتری به عمل آورند، این بود که هیچ یک از عملیات های انجام شده پس از فتح خرمشهر دارای نتایجی نبود که قادر باشد برتری تعیین کننده ای را نصیب ایران کند. از این رو، لازم بود حرکت جدیدی در صحنه جنگ انجام شود که با آنچه از اول جنگ تا آن زمان به وقوع پیوسته بود، متفاوت باشد و فرماندهان نظامی عراق نیزاز پیش بینی آن ناتوان باشند. این حرکت، عبور از رودخانه عریضی همچون اروند و تسخیر منطقه مهم شبه جزیره فاو بود.

    اهداف عملیات

    به لحاظ موقعیت جغرافیایی شمال خلیج فارس و منطقه فاو، عملیات والفجر 8 از اهداف سیاسی – نظامی ویژه ای برخوردار بود که مهم ترین آن ها عبارت بودند از:

    • تصرف شهر فاو و تاسیسات بندری آن.
    • هم مرزی با کویت.
    • تهدید بندر ام القصر.
    • انهدام و یا تصرف سکوهای پرتاب موشک.
    • تامین خورموسی و تردد کشتی ها به بندر امام خمینی.
    • تسلط بر اروندرود.
    • انسداد راه ورود عراق به خلیج فارس.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  1764_677.jpg
مشاهده: 19257
حجم:  31.6 کیلو بایت

    ویژگی های منطقه فاو

    منطقه فاو علاوه بر ارزش سیاسی – نظامی، به لحاظ فراهم سازی امکان حضور مقتدرانه ایران در خاک عراق و موقعیت جغرافیایی و طبیعی، دارای ارزشاستراتژیک نیز بود و هم چنین معضلات ناشی از عدم تامین مناطق عملیاتی پیشین و مقابله با فشارهای دشمن پس از تصرف منطقه را هم مرتفع می کرد، زیرا با تلاقی بودن سواحل رودخانه اروند درهر دو سو و نیز وجود عارضه کارخانه نمک، عملا بیشتر زمین منطقه را برای دشمن غیر قابل استفاده کرده بود و این مساله کارایی زرهی ارتش عراق را کاهش می داد. همچنین احاطه آب از سه قسمت موجب شده بود، پدافند در برابر دشمن تنها در یک سمت انجام شود و آسیب پذیری از جناحین را کاهش دهد.

    علاوه بر این ها، کوتاه بودن عقبه نیروهای خودی، پوشش مناسب منطقه برای پدافند هوایی، تسلط آتش بر روی خطوط و عقبه دشمن، امکان رعایت اصل غافلگیری، محدود بودن زمین و عمق قابل دسترس، از جمله عواملی بودند که بر میزان امیدواری ها نسبت به کسب پیروزی می افزود. اما در عین حال با توجه به ویژگی های خاص منطقه، مساله عبور از رودخانه و پشتیبانی عملیات، احداث پل، تردد قایق ها به ساحل دشمن و پهلو گرفتن آن ها در ساحل رودخانه ها، هر کدام به عنوان موانعی بودند که برداشتن آن ها از سر راه به سادگی امکان پذیر نبود. به همین دلیل در طرح ریزی عملیات، تدابیر ویژه ای برای رفع آن ها اتخاذ شد.

    منطقه عملیات

    از آن جایی که زمین منطقه در میان آب محصور است، تحت تاثیر جذر و مد آب خلیج فارس و رطوبت دائم حاصل از آن می باشد. به همین دلیل، قسمت عمده ای از زمین منطقه باتلاقی، نمک زار و سست می باشد.

    ارتفاع آب رود اروند، که از دریا تاثیر می پذیرد، در عمیق ترین قسمت رودخانه به 25 متر می رسد . در ساحل رودخانه پوششی از چولان (بوته های بلند) و نی وجود دارد. ارتفاع چولان ها حداکثر 5/1 متر و ارتفاع نی ها 3 تا 4 متر می باشد؛ به گونه ای که انسان به راحتی می تواند در میان آن مخفی شود.

    هم چنین نخلستان بزرگی در ساحل خودی و دشمن، که عمق آن بین 2 تا 5 کیلومتر متغیر است، وجود دارد که زمین اطراف آن اغلب سست است.

    استعداد دشمن

    منطقه عملیاتی در حوزه استحفاظی سپاه هفتم عراق قرار داشت. منطقه مسئولیت این سپاه از ابوالخصیب تا راس البیشه و قرارگاه تاکتیکی آن در ابوالخصیب بود و طول خط پدافندی اروند رود را با دو لشکر 15 و 26 پیاده و یگان هایی از نیروی دریایی پوشانده بود.
    لشکر 15 پیاده با یگان های زیر از ابوالخصیب تا جنوب سیبه – مقابل پالایشگاه آبادان – گسترش داشت:

    • تیپ های 8 ، 104، 401، 436 و 439 پیاده.
    • دوگردان کماندویی.
    • پنج گردان تانک و نفربر.
    • پنج گردان جیش الشعبی.
    • گردان های 15 و 20 توپخانه.

    لشکر 26 پیاده نیز با یگان های زیر از جنوب زیادیه تا راس البیشه مستقر بود:

    • تیپ های 107، 113، 110 و 111 پیاده.
    • تیپ 440 و 441 پیاده ساحلی.
    • ناو تیپ های 7 و 72 دریایی.
    • گردان 22 دفاع الواجبات.
    • دو گردان کماندو.
    • دوگردان تانک و نفربر.
    • چهار گردان جیش الشعبی.
    • گردان های 22، 94، 79، 33 و 632 توپخانه.

    با شروع عملیات، لشکرهای زیر نیز وارد منطقه شدند:

    • 10، 12، 6، 3 زرهی.
    • 2، 11، 4، 8، 7، 17، 19و 18 پیاده.
    • 5 و 1 مکانیزه.
    • دفاع ساحلی .
    • گارد ریاست جمهوری.

    در مجموع، یگان هایی که قبل و حین عملیات والفجر 8 در منطقه فاو حضور یافتند، برحسب تیپ و یا گردان مستقل به قرار ذیل می باشد:

    الف – پیاده:
    : تیپ های 414، 29، 702، 704، 442، 502، 111، 110، 104، 47، 501، 419، 48، 39، 22، 23، 2، 602، 603، 703، 96، 95، 108، 421، 424 و5
    ب – پیاده ساحلی:
    : تیپ های 440، 441 و 443.
    ج – زرهی:
    : تیپ های 30، 16، 34، 42، 26 و گردان های تانک 17 تموز، الرافدین، ذوالنورین و گردان 43 از لشکر 5.
    د – مکانیزه:
    : تیپ های 25، 20، 15، 8 و 24.
    هـ – نیروی مخصوص:
    : تیپ های 65، 66 و 68.
    و – گارد ریاست جمهوری:
    : تیپ 1 مکانیزه:

    • 2 کماندو
    • 3 نیروی مخصوص
    • 4 مکانیزه
    • 10 زرهی
    • یک گردان کماندویی

    ز – کماندو:

    • تیپ های کماندویی سپاه های 3، 4، 6 و 7.
    • تیپ 73 از لشکر 17.
    • گردان حطین.
    • گردان 5 از لشکر 26.
    • گردان کماندویی لشکر 15.

    ح – جیش الشعبی:
    : شش قاطع جیش الشعبی تحت امر لشکر 26.

    قوای خودی

    قرارگاه خاتم الانبیاء صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم هدایت و اجرای عملیات را با دو قرارگاه عملیاتی کربلا و نوح بر عهده داشت. یگان های تحت امر این قرارگاه ها نیز به ترتیب زیر بودند:

    قرارگاه کربلا (محور شمالی) هدایت نیروهای زیر را بر عهده داشت:

    • لشکر 27 محمد رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم .
    • لشکر 25 کربلا.
    • لشکر 7 ولی عصر (عج).
    • لشکر 31 عاشورا.
    • لشکر 5 نصر.
    • لشکر 8 نجف اشرف.
    • لشکر 14 امام حسین علیه‌السلام.
    • لشکر 17 علی ابن ابی طالب علیه‌السلام.
    • تیپ مستقل 32 انصارالحسین علیه‌السلام.
    • تیپ مستقل 15 امام حسن علیه‌السلام.
    • تیپ مستقل 44 قمر بنی هاشم علیه‌السلام.

    قرارگاه نوح :

    • لشکر 19 فجر.
    • تیپ مستقل 33 المهدی (عج).
    • 16 گردان از توپخانه

    هم چنین، چهار قرارگاه فرعی با ماموریت های جداگانه به شرح ذیل تشکیل شدند:

    1- قرارگاه یونس 1: تحت امر قرارگاه نوح بود با ناو تیپ کوثر ماموریت تصرف اسکله العمیه را بر عهده داشت.

    2- قرارگاه یونس 2: قرارگاه عملیاتی نیروی دریایی ارتش و تحت امر قرارگاه خاتم الانبیاء بود و ماموریت تصرف اسکله الکبر را بر عهده داشت.

    3- قرارگاه رعد: قرارگاه عملیاتی نیروی هوایی ارتش بود و ماموریت پشتیبانی هوایی و پدافند هوایی را بر عهده داشت.

    4- قرارگاه شهید سلیمان خاطر: قرارگاه عملیاتی هوانیروز بود با ماموریت تشکیل تیم آتش، تخلیه مجروح و هلی برد نیرو.

    ضمناً قرارگاه قدس نیز به سه تیپ 21 امام رضا علیه‌السلام، 10 سیدالشهدا و 18 الغدیر ماموریت تک پشتیبانی در محور بوارین را بر عهده داشت.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  shohada_roohani_1.jpg
مشاهده: 4357
حجم:  51.4 کیلو بایت

    طرح عملیات

    در طراحی مانور عملیات، دو عامل به طور قابل ملاحظه ای موثر بودند:


    1. تجارب عملیات بدر.
    2. پیچیدگی ها و ویژگی های خاص عملیات والفجر 8.

    اگر سپاه پاسداران تجربه گران بهای دو عملیات خیبر و بدر در هورالهویزه را به همراه نداشت، قطعا طراحی عملیات والفجر 8 با مشکل روبه رو می شد.

    در طراحی مانور این عملیات چند مساله حایز اهمیت بود که عبارتند از:

    • آگاهی از چگونگی و حالت های خاص آب اروند در نوبت های خاص هفته، ساعت، شب و روز و... .
    • عملیات عبور غواص ها از رودخانه.
    • عملیات شکستن خط و پاکسازی سرپل به دست آمده.
    • مرحله بندی عملیات.
    • توسعه در عمق.
    • و...
    • نسبت به درک حالت های مختلف آب اروند رود، ماه ها کار صورت گرفت و با جمع بندی اطلاعات موجود در تاریخچه این رودخانه و نیز شرایط جوی منطقه خسروآباد و فاو طی بیست ساله گذشته که از اداره هواشناسی گرفته شد، هیچ گونه مشکلی به نظر نمی رسید.
    • در مورد عملیات عبور غواص ها از رودخانه آموزش و تمرین های زیادی انجام شد. این اقدام برگرفته از تجربه عملیات بدر بود. این عملیات، اوج خطرپذیری نیروهای انقلاب را به نمایش گذاشت. در این باره، یکی از نگرانی های اصلی، تاثیر جریان آب بر حرکت غواص ها و دور شدن آن ها از هدف خاص واگذار شده به آن ها بود.
    • مرحله بندی عملیات، پی بردن به نحوه عبور از رودخانه، چگونگی شکستن خط و گرفتن سرپل و چگونگی هوشیاری دشمن قطعا نیازمند حضور در غرب اروند و شناخت بیشتری از واکنش های دشمن بود. با توجه به عکس، نقشه و اطلاعات به دست آمده از زمین، چهار مرحله برای عملیات مشخص گردید:

    1- عبور از رودخانه و شکستن خط و پاکسازی سرپل به دست آمده.

    2- تصرف شهر فاو، رسیدن به خورعبدالله و استقرار در منطقه مثلثی شکل شمال شهر. هم چنین، استقرار در پایگاه دوم موشکی در شمال غربی شهر.

    3- پیشروی تا ابتدای کارخانه نمک و تشکیل خط دفاعی به موازات این منطقه از ساحل تا خورعبدالله.

    4- رسیدن به زمین انتهای کارخانه نمک و کانال انتهای کارخانه واقع در جاده ام القصر تا ساحل رودخانه.

    ماموریت مرحله اول به عهده لشکرهای 7 ولی عصر، 5 نصر، 41 ثارالله، 31 عاشورا، 25 کربلا، 14 امام حسین علیه‌السلام و تیپ های 44 قمر بنی هاشم و 33 المهدی بود.

    در مرحله دوم، لشکرهای 27 محمد رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم ، 17 علی ابن ابی طالبعلیه‌السلام و در مرحله سوم لشکرهای 8 نجف و 31 عاشورا برای تحقق طرح مانور لحاظ شدند. در مرحله چهارم نیز همه یگان ها برای انجام عملیات مدنظر بودند.

    در خصوص توسعه در عمق باید متذکر شد در عملیات های بزرگی که پس از فتح خرمشهر انجام شد، همواره میان عمق بخشیدن به عملیات وتوان موجود از یک سو، و هماهنگی پیشروی با پشتیبانی عملیات از لحاظ مهندسی و ... از سوی دیگر، تعارض وجود داشت. در این عملیات توسعه در عمق و استمرار عملیات مورد توجه بود.

    شرح عملیات

    سرانجام پس از حل معضلات اساسی عملیات و تکمیل طرح مانور و تامین پشتیبانی های مورد نظر و سازماندهی قرارگاه ها و یگان ها، دستور انجام عملیات در ساعت 22:10 تاریخ 20/11/1364، توسط فرمانده کل سپاه با قرائت رمز عملیات به این شرح، صادر شد:
    بسم الله ارحمن الرحیم. لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم. قاتلو هم حتی لا تکون فتنه. یا فاطمةالزهرا، یا فاطمةالزهرا، یا فاطمةالزهرا.

    یگان های نیروی زمینی سپاه با پشتیبانی آتش طرح ریزی شده، تهاجم خود را در محورهای مورد نظر آغاز و مبادرت به شکستن خط کردند.

    گسترش وضعیت و تامین هدف های عملیات در همان شب اول چنان غیر منتظره بود که نیروهای پشتیبان که می بایستی برای تامین مراحل بعدی عملیات در صبح یا شب دوم عملیات به کار گرفته می شدند، در ساعت 12 همان شب وارد منطقه شدند. پس از پاکسازی خط اول، در ادامه کار دو مساله عمده در پیش روی رزمندگان قرار داشت:
    یکی دور زدن و محاصره شهر و حضور در محور ساحلی واقع در جناح شمالی. حضور در محوریادشده، نقش موثری را در مقابله با پاتک های دشمن و نیز تثبیت و تامین سرپل اولیه داشت لذا دو لشکر پرتوان وقدرتمند سپاه که ماموریت دستیابی به اهداف فوق را داشتند، به منظور پاکسازی والحاق خط اول، تلاش خود را شروع کردند. بدین ترتیب قبل از روشن شدن آزمایش‌های مربوط به هوا و پس از درهم شکستن مقاومت های ضعیف دشمن، یگان مامور جهت تصرف شهر فاو، ابتدا با حضور در مدخل ورودی شهر، به محاصره آن پرداخت.

    در جنوب شهر فاو نیز یکی دیگر از یگان ها با طی نمودن مسافت زیادی در عمق، به صورتی باورنکردنی خود را به خور عبدالله رساند و شهر فاو از شمال و جنوب به محاصره درآمد.

    پاکسازی جنوب شهر فاو و باقی مانده نیروهای پراکنده و غیر منسجم دشمن، که در منطقه به صورت سرگردان حضور داشتند دنبال می شد. با حضور پرقدرت نیروها پس از محاصره شهر فاو در محور ساحلی و نیز دستیابی به خور عبدالله در جنوب فاو، پاکسازی عناصر باقی مانده دشمن در راس البیشه آغاز شد. در نتیجه یگان مامور به تصرف شهر فاو، پس از رفع موانع موجود و مقابله با مقاومت های پراکنده دشمن، توانست با انهدام مقر تیپ 111 و به اسارت گرفتن فرمانده آن، شهر فاو را به صورت کامل پاکسازی کند. در نتیجه تا پایان روز اول، رزمندگان اسلام موفق به تصرف شهر فاو و پاکسازی کامل منطقه و حضور در شمال فاو(محور ساحلی) شدند و بدین ترتیب مراحل اول و عملیات انجام پذیرفت.

    دشمن در شرایطی که جمهوری اسلامی را فاقد توانایی و قابلیت اجرای عملیات عبور از رودخانه ارزیابی می کرد، پس از مواجهه با حضور قدرتمندانه نیروهای اسلام در شهر فاو و بعد از گذشت سه روز از شروع عملیات، به تدریج نسبت به ابعاد عملیات فاو هوشیار شده و لشکر گارد را وارد منطقه کرد. شتاب زدگی و عدم توجیه کامل نسبت به منطقه، موجب گردید که نیروهای لشکر گارد سوار برخودرو و در حال حرکت به سمت منطقه درگیری، در محاصره نیروهای خودی افتاده و به هلاکت برسند. از این زمان بود که نبرد سنگین به مدت 75 روز ادامه پیدا کرد.
    فاو از حضور تا تثبیت

    حضور نظامی ایران در فاو، نشانگر بی ثباتی حکومت بغداد و ضعف و ناتوانی ارتش عراق بود.

    دشمن پس از ناتوانی در باز پس گیری یک باره فاو، شیوه پیشروی لاک پشتی را آغاز کرد تا بلکه بتواند قسمت های محدودتری را تصرف کند. و خط تبلیغاتی رسانه های جهانی هم در تحرکات نظامی دشمن بی تاثیر نبود، چنانچه نشریه واشنگتن پست طی گزارشی نوشت:

    «عراق نمی تواند اجازه دهد ایرانی ها در این شهر باقی بمانند، زیرا این مساله به احتمال قوی عواقبی تضعیف کننده از نظر روحی و سیاسی در داخل عراق و نیز در کشورهای همسایه خواهد داشت... تصرف شبه جزیره فاو توسط نیروهای ایران و غافلگیری عراقی ها، به طوری که هنوز هم موفق به بیرون راندن سربازان ایرانی از منطقه نشده اند، بغداد را سخت سرافکنده کرده است.»

    رادیو بی بی سی نیز طی تفسیری اظهار داشت:

    «ایران به خوبی در زمین از عهده نیروها برآمد و تصرف این همه اراضی عراق، ضربه ای تحقیر آمیز به عراق وارد کرده است.»

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  valfajr.jpg
مشاهده: 2491
حجم:  14.3 کیلو بایت

    مشکلات باز پس گیری فاو برای دشمن

    دشمن در انجام پاتک می بایست از نیروی زرهی مکانیزه استفاده می کرد که با توجه به باتلاقی بودن زمین عمدتا محدود به جاده می شد و این وضعیت با توجه به آتش توپخانه بر روی جاده ها و حضور قدرتمند نیروهای ایران در آن جا، امکان مانور را از دشمن می گرفت. به علاوه نظر به این که قسمتی از منطقه پوشیده ازنخل است، راه حل دیگر جنگ تن به تن در نخلستان بود. اما نیروهای دشمن توانایی و روحیه مناسب برای این کار را نداشتند.

    تلاش های دشمن در این فاصله عمدتا در سه محور خلاصه می شود:


    1. ادامه پاتک در برخی از محورها، خصوصا کارخانه نمک و جاده ام القصر.
    2. گسترش عقبه ها و احداث جاده و مواضع جدید توپخانه و ... .
    3. طراحی استراتژی دفاع متحرک.

    دشمن به منظور حل بحران های ناشی از فتح فاو و ضایعات وارده به ارتش خود، علی رغم رکود جبهه ها و نیز عدم توانایی در عقب راندن نیروهای خودی، مکررا تبلیغاتی را مبنی بر بازپسگیری منطقه عملیاتی والفجر 8، انجام می داد.


    منبع : سایت رشد
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


  5. 9 کاربر از پست مفید FFKIA سپاس کرده اند .


  6. #3
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 40
    نوشته ها : 7,505
    سپاس ها : 11,206
    سپاس شده 25,636 در 4,555 پست
    یاد شده
    در 57 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : تحليل عمليات والفجر ۸ -فتح فاو

    عوامل انتخاب منطقه

    طراحان و دست اندركاران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای اجرای عملیات والفجر 8، به لحاظ موقعیت خاص جغرافیایی منطقه، وضعیت كلی دشمن، وجود رودخانه اروند و ... ، مشكلات و معضلات عدیده ای را رویاروی خود داشتند كه در نهایت با درنظر گرفتن عوامل و پارامترهای مختلفی از جمله: ارزش نظامی- سیاسی زمین منطقه، عدم وجود سابقه عملیات در عبور از رودخانه عریض و جزر و مدّ بالا، عدم هوشیاری دشمن وا مكان پدافند و نگهداری منطقه، منطقه فاو را در مقایسه با سایر مناطق عملیاتی ترجیح دادند.

    الف: ارزش نظامی- سیاسی زمین منطقه

    موقعیت زمینی منطقه و نیز وضعیت خاص نیروهای خودی و دشمن در آن مقطع بطور طبیعی ارزش های متعددی را در بر داشت كه بدون ارتباط با محاسن انتخاب زمین و ارزش های سیاسی منطقه نبود از جمله:

    1- تصرف شهر فاو و تأسیسات بندری آن
    2- هم مرزی با كویت در شمال خلیج فارس
    3- تهدید بندر ام القصر
    4- انهدام و یا تصرف سكوهای پرتاب موشك
    5- تأمین خورموسی و تردد كشتی ها به بندر امام خمینی
    6- تسلط بر اروندرود

    ب: عدم هوشیاری دشمن

    معمولاً قسمت اعظمی از هوشیاری دشمن مبتنی بر، كسب خبر و تحلیل اطلاعاتی آنها نسبت به شواهد و قرائن موجود در مناطق عملیاتی می باشد. گذشته از این اطلاعات و تجربیات دشمن در خصوص توانایی های جمهوری اسلامی و تاكتیكهای اتخاذ شده در طول جنگ نقش تعیین كننده ای را در كشف منطقه عملیاتی از سوی دشمن دارد. فی المثل در جنوب كشور دشمن همیشه نسبت به هورالهویزه، حساسیت خاصی را داشته است زیرا پس از عملیات والفجر4 تا قبل از عملیات والفجر8، قوای اسلام تحركات چشمگیری را توأم با عملیات گسترده خیبر و بدر در هور انجام دادند.
    بر این اساس از آنجایی كه انجام عملیات در منطقه فاو،‌نیازمند امكانات ویژه و تاكتیك ابتكاری می بود دشمن تصور وقوع عملیات گسترده را نمی داد. پیدایش این وضعیت (عدم هوشیاری دشمن) برای فرماندهان سپاه در طرح ریزی عملیات والفجر8 بعنوان یك عنصر مثبت در مزیت منطقه فاو، تلقی می شد.

    ج: امكان پدافند، تأمین و نگهداری منطقه

    چنانچه در مبحث «گسترش توان رزمی» اشاره شد قسمت عمده ای از عملیات، پس از شكستن خطوط مقدم دشمن و حضور در منطقه، نگهداری آن در مقابل فشارهای عدیده دشمن می باشد. در این روند قطعاً گذشته از كسب آمادگی های لازم جهت حفظ منطقه و رویارویی مناسب با دشمن، ‌«زمین» و موقعیت آن از دیدگاه مزبور از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

    نظر به اینكه منطقه فاو را آب از سه طرف احاطه كرده است، طبعاً فشار دشمن تنها از یك قسمت خواهد بود و این امر با اتخاذ تدابیر مناسب مانند حفر كانال، اجرای آتش، بهره برداری از عارضه كارخانه نمك و ... قابل حل بنظر می رسید.

    نكته ‌قابل ذكر در اینجا پیش بینی نحوه برخورد دشمن بود در این زمینه چنین تصور می شد كه با توجه به اینكه دو مسئله «زمین» و «نیرو» برای دشمن از اهمیت حیاتی برخوردار می باشد لذا در اینجا برخلاف گذشته ارتش عراق بین انتخاب یكی از دو مسئله دچار تردید خواهد بود به عبارت دیگر از یك سو ارزش سیاسی نظامی زمین دشمن را وادار به باز پس گیری آن، به هر شكل ممكن، خواهد كرد و از سوی دیگر شكل زمین منطقه، عملاً توان قابل ملاحظه ای را از دشمن می گیرد و خسارات و ضربات فراوانی را بر سازمان رزم و ارتش عراق وارد خواهد ساخت، درنتیجه دشمن نمی تواند دو مسئله را در كنار هم حفظ نماید بلكه می بایستی یكی را فدای دیگری كند كه این امر خود مقدمه از دست دادن عنصر بعدی خواهد شد.
    در نتیجه اگر دشمن برای حفظ زمین بجنگد نیرو را از دست خواهد داد عملاً در درازمدت قادر به حفظ سایر مناطق عملیاتی نیز نخواهد بود و اگر بخواهد نیرو را حفظ نماید بایستی خسارات و ضایعات روحی و تزلزل سیاسی – اجتماعی ناشی از شكست در فاو و از دست دادن منطقه حساس ومهم آنجا را متحمل شود.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


  7. کاربر روبرو از پست مفید FFKIA سپاس کرده است .


  8. #4
    مرا در گورستان سگها دفن کنید شاید دمی در میان با وفایان عالم باشم
    SovRan آواتار ها
    وضعیت : SovRan آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : همه جای ایران سرای من است
    نوشته ها : 1,334
    سپاس ها : 3,243
    سپاس شده 4,257 در 922 پست
    یاد شده
    در 1 پست
    تگ شده
    در 725 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : تحليل عمليات والفجر ۸ -فتح فاو

    فوق العاده بود...
    از نوشته های زیباتون بسیار بسیار ممنونم...خوندن این مطالب اون هم تویه این روز ها و هفته ها واقعا آدم رو به فکر فر میبره که اینها کجا و ما کجا!!!!!
    درود بر این آزاد مردان واقعی

    کاش می شد که کسی می آمد/ باور تیره ما را می شست
    و به ما می فهماند دل ما منزل تاریکی نیست

    اخم بر چهره بسی نا زیباست/بهترین وقت همان لبخند است

    کاش می شد که به انگشت نخی می بستیم


    تا فراموش نگردد که هنوز انسانیم

    که هنوز انسانیم...


  9. #5
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 40
    نوشته ها : 7,505
    سپاس ها : 11,206
    سپاس شده 25,636 در 4,555 پست
    یاد شده
    در 57 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : تحليل عمليات والفجر ۸ -فتح فاو


    عمليات والفجر 8 در 20 بهمن ماه 1364 شروع شد كه طولاني ترين عمليات دوران جنگ بود كه 75 روز طول كشيد و تقريبا تنها عمليات مهمي بود كه توانستيم منطقه بسيارمهمي از خاك عراق را به تصرف خود در بياوريم. يعني در والفجر 8 ارتباط دريايي عراق با خليج فارس قطع شد. مثلث فاو كه بر روي نقشه مي بينيد به طور كامل به تصرف ايران در آمد. بعد از عمليات بيت¬المقدس چنين هدفي در دستور كار جمهوري اسلامي بود؛ يعني بعد ازفتح خرمشهر اينكه ما جنگ را چگونه تمام بكنيم يكي از مسائل بسيار مهم بود، و وقتي كه قرار شد براي ختم ما از مرز عبور بكنيم جنگ اينكه كجاي عراق را بگيريم كه تأثير تعيين كننده در جنگ داشته باشد يكي از مسائل مهم بود. براي مقدمه شايد بد نباشد اشاره كنم كه بعد از فتح خرمشهر عمده مسئله جنگ بحث خاتمه جنگ بود.

    خاتمه دادن به جنگ هم به نظر مي رسيد كه چند راه حل بيشتر ندارد: يكي از راه حل ها اين بود كه صدام و رژيم بعث سقوط كنند و قضيه حل شود. يكي از راه حل هايش اين بود كه ما اينقدر فشار روي گرده صدام بگذاريم تا خواسته هاي ما را بپذيرد. خواسته هاي ما هم معلوم بود؛ يكي اين كه عراق به قرارداد1975 برگردد. خواسته دوم¬مان هم اين بود كه خسارات جنگ را تأمين بكند. خواسته سوم ما اين بود كه تضمين بدهد كه ديگر چنين جنگي اتفاق نخواهد افتاد.
    راه حل بعد اين بود كه ما جنگ را با فشار روي صدام به گونه اي ادامه بدهيم كه قدرت هاي حامي صدام احساس خطر بكنند و احساس بكنند برنامه به هم خواهد ريخت؛ لذا آنها وارد عمل بشوند و حداقل خواسته هاي ايران را تضمين شده در يك چارچوبي دربياورند و بپذيرند و قضيه جنگ خاتمه پيدا كند. به نظرم اين سه راه حل بيشتر به صورت كلام به نظر مي رسد؛ البته در دل سه راه حل راه حل هاي مختلفي وجود داشت، وليكن عمده كار اين بود. بعد از فتح خرمشهر اگر ما مي¬خواستيم صدام را سرنگون بكنيم و چه به صدام فشاري وارد كنيم كه خواسته هاي ما را بپذيرد، چه جريانات بين المللي به اين نتيجه برسند كه پيروز ميدان ممكن است ايران باشد، براي اين كه پيروز كامل نشود يك كاري بكنيم جنگ خاتمه پيدا بكند. ما اگر مي خواستيم در داخل سرزمين هاي عراق عمليات بكنيم تقريباً دو سه نقطه بيشتر براي عمليات وجود نداشت: يكي اين بود كه از نظر نظامي برويم بغداد را بگيريم. اگر بغداد را مي گرفتيم قضيه حكومت عراق تمام بود. صدام سرنگون مي شد و به هم مي ريخت.

    يكي از راه حل ها اين بود كه يك منطقه بسيار مهمي را بگيريم كه فشار روي رژيم بعث وارد بكند و بترسد و بيايد تسليم شود. آن منطقه هم منطقه بصره بود در جنوب عراق. دليلش هم اين است كه منطقه بصره از نظر ژئوپولوتيك سه تا اثر دارد كه بسيار تعيين كننده است: يكي عمده نفت عراق آنجاست. دوم ارتباط دريا با عراق از آنجا برقرار مي شود و اگر شما بصره را مي گرفتيد ارتباطش با درياي آزاد قطع مي شد و حسن سومي كه بصره داشت، اين است كه به تمركز حضور شيعيان طرفدار ايران در عراق دسترسي پيدا مي كرد و مردم مي¬توانستند كمك بشوند و خودشان اقدام بكنند به سرنگوني صدام. پس اين هم يك راه حل بود. راه حل سوم هم اين بود كه در يك نقطه اي نيروي مسلح ارتش عراق را منهدم كنيم كه قدرت دفاعي و قدرت تهاجمي و قدرت ايستادگي نظام صدام از بين برود و تسليم بشود. من فكر مي كنم غير از اين سه راه حل راه حل ديگري وجود نداشت. ايران بعد از فتح خرمشهر به اين نتيجه رسيد كه ما قدرت گرفتن بغداد را نداريم به خاطر اين كه بغداد دور است و عمليات كردن در آنجا از نظر نظامي تقريباً كار بسيار سخت و با توجه به مقايسه توان ما با عراق نشدني است. بنابراين كار دومي كه در دستور كار قرار گرفت رفتن به سمت بصره بود. از عمليات رمضان تا عمليات فاو، همه عمليات هاي بزرگ كه ما طرح ريزي كرديم و انجام داديم به نوعي براي رسيدن به بصره بوده است. حالا يا از شرق مي خواستيم به بصره برسيم يا از شمال و يا از جنوب. عمليات رمضان هم براي رسيدن به بصره از جانب شرق بود. عمليات هاي خيبر و بدر عمليات هايي بودند تا از شمال به سمت بصره برسيم و عمليات فاو هم عملياتي بود كه ما از جنوب مي خواستيم به بصره برسيم. والفجر مقدماتي، والفجر1 و محرم و همه اينها براي اين بود كه چون از اين مناطق نشد، از منطقه بالاتر بياييم - سمت العماره - بياييم به سمت بصره؛ پس از نظر عملياتي يك همچين برنامه اي بود و ما غير از اين راهي نداشتيم.

    از نظر مسئله حل جنگ بلافاصله پس از ناكامي در عمليات رمضان و در ادامه اش والفجر و... به عمليات خيبر كه مي رسيم اين مسئله مطرح مي شود كه اين جنگ بالاخره طولاني مي شود و مثل اين كه قضيه حل شدني نيست. در آن موقع دو ديدگاه مطرح شد: يك ديدگاه اين بود كه ما يك قدرت نظامي عظيمي را بسيج كنيم كه بتوانيم به آن هدف اول برسيم؛ يعني اين قدرت نظامي ما يا بتواند بصره را بگيرد، فشار روي صدام وارد كند و نيروي نظامي اش را منهدم كند و قضيه حل بشود. اين يك راه حلي بود كه تقريباً كساني كه در جنگ بودند اين راه حل را بيشتر مي پسنديدند و شعار جنگ جنگ تا پيروزي هم اينجوري تفسير مي كردند. يك راه حل دومي هم بود: برخي از مسئوليني كه كشور را اداره مي كردند به اين نتيجه رسيدند كه ما در جنگ ما نمي توانيم از راه نظامي قاطعانه پيروز بشويم. پس راه حل اين است كه ما اقدام نظامي مؤثر بكنيم تا آن اقدام نظامي به اقدام سياسي ما كمك بكند؛ و آن هم اين بود كه يك نقطه مهم و ارزشمندي از عراق را بگيريم تا فشار لازم را ايجاد كنند و در پاي ميز مذاكره مسئله را حل كنيم. قبل از عمليات هاي بدر و خيبر شعار جنگ جنگ تا يك پيروزي مطرح شد، يعني اين كه ما يك نقطه مهمي را بگيريم. نقطه مهم اول تصور مي شد منطقه عملياتي خيبر است، بعد تصور مي شد منطقه بدر است كه اينها موفق نشد و ادامه پيدا كرد تا به منطقه فاو رسيديم. اين مقدمه را گفتم كه بدانيد براي انجام اين عمليات در چنين شرايطي بوديم. حال به عمليات فاو مي¬پردازيم.

    بنابر آنچه گفته شد، از عمليات رمضان تا قبل از عمليات فاو، ما نتوانستيم نه به يك پيروزي بزرگ برسيم و نه توانستيم به هيچ كدام از آن سه راه حل از نظر نظامي جامه عمل بپوشانيم. دلايل كار را الان وارد بحثش نمي شويم وليكن به طور مختصر اگر بخواهم بگويم دليل چيست؟ بالاخره دليلش به صورت عاميانه اين است كه ما زورمان نرسيد، يعني ما قدرت نظامي لازم را براي اين كه بتوانيم در صحنه عمل به كار ببريم و چنين كاري را انجام بدهيم نداشتيم. ما قبل از عمليات فاو بررسي كرديم ديديم كه مشكل ناكامي هايمان همان چيزهايي است كه سال اول جنگ هم بود. ما از نظر نظامي دچار مشكلاتي شديم كه براي يك عمليات بايد اينها را رعايت بكنيم تا بتوانيم موفق بشويم: اولين مسئله اين است كه سپاه پاسداران به اين نتيجه رسيده بود كه براي موفقيت در عمليات ها بايد از تك جبهه اي پرهيز كند، يعني رو در رو با دشمن و نقاط قوت او نجنگد؛ چون هر كجا ما اينكار را كرديم ناموفق بوديم. در والفجر مقدماتي يك همچين نتيجه اي را داشتند؛ ما رو در رو با دشمن جنگيديم و ناموفق بوديم. دومين نتيجه اي كه سپاه رسيده بود اين بود كه دشمن را بايد دور زد؛ يعني نبايد با دشمن رده به رده رفت جلو. بايد سعي كرد كه قواي دشمن را به غنيمت گرفت، يعني رفت يك جايي پشت سر دشمن سر در آورد. نكته سوم هم اينكه بايد در عمليات، نفوذ عميق ايجاد كرد و در خطوط دفاعي دشمن رخنه كرد؛ يعني شما نبايد قدرتتان را بگذاريد با واحدهايي كه دشمن آرايش داده بجنگد و جلو برود. اين نتايجي بود كه رسيد.
    اما براي اينكه به اين مسائل عمل كند مهم اين است كه حالا در كدام منطقه عمليات صورت بگيرد كه بتوانيم اين كار را بكنيم، چون دشمن هم تمام مناطق را بر حسب وضعيت تهاجمي ما محكم كرده بود؛ يعني جايي وجود نداشت كه چنين كاري انجام بدهيم. بنابراين ما هميشه دنبال يك سرزميني مي¬گشتيم كه بتوانيم چنين كاري را در آن انجام بدهيم. اين به عنوان مقدمه سيستم طرح ريزي سپاه يا حالا اسمش را مي توانيم بگذاريم دكترين عملياتي سپاه مطرح بود. در سال 64 كه از ابتداي سال تقريباً برنامه ريزي عمليات والفجر8 شروع شد سپاه در يك شرايط جالبي بود، اولين مسئله اين بود كه در اين زمان هم سپاه و هم ارتش در عمليات هاي مشتركي كه با هم انجام مي دادند به اين نتيجه رسيدند كه با هم نمي توانند كار كنند؛ يعني اختلاف اساسي بين سپاه و ارتش بوجود آمد. البته اين اختلاف از عمليات رمضان شروع شد و هر چه جلوتر رفتيم بيشتر شد، دليلش هم اين بود كه وقتي ناكامي ايجاد مي شود اختلافات خودش را نشان مي¬دهد و زماني كه پيروزي و موفقيت است معمولا اختلاف خودش را نشان نمي دهد در عمليات ها وقتي كه ناكام مي شديم بالاخره هر كسي مي گفت كه دليل اين ناكامي چه هست و ما در اين زمان درگير مسائل سپاه و ارتش بوديم، به چند دليل؛ اولين مسئله اين بود يك موضوعي مطرح مي شد كه در جنگ وحدت فرماندهي باشد، ولي اينكه وحدت فرماندهي چگونه اعمال بشود اختلاف نظر بود. دومين مسئله اين بود كه كجا عمليات كنيم. منطقه عملياتي¬مان كجا باشد.

    سر اين موضوع هم اختلاف بود، يعني اين¬كه چه مناطقي را انتخاب كنيم اختلاف ايجاد مي شد. سپاه يك مناطقي را پيشنهاد مي كرد، ارتش هم يك مناطقي را پيشنهاد مي¬كرد. دليل اين كه اين پيشنهادات متفاوت بود اين بود كه ديدگاه هاي نظامي متفاوت بود؛ ديدگاه هاي نظامي دو نوع بود يعني ارتش يك روش¬هايي را مناسب مي¬ديد و سپاه يك روش ديگري را مناسب مي¬ديد. سومين مسئله¬اي كه عامل اختلاف بود اگر يك جايي كه مثلا قرار مي¬شد عمليات انجام دهيم قوايمان را چگونه روي هم بريزيم. تا عمليات بيت المقدس قرارگاه مشترك و نيروها با هم به صورتي كه در جنگ بتوانيم پيروز شويم صورت مي¬گرفت و چون در آن زمان فرصت براي خيلي از بحث ها نبود و پيروزي ها پشت سر هم بود، خيلي از اشكالاتي كه وجود داشت مطرح نمي شد. ولي از زماني كه ناكامي ها شروع شد اختلاف ها خودش را نشان داد. پس يكي از مسائلي كه ما از ابتداي سال 64 داشتيم اين مسئله بود. حالا براي حل اين مسئله به چه نتيجه اي رسيدند؟! به اين نتيجه رسيدند كه عيسي به دين خود، موسي به دين خود. و گفتند: خيلي خوب ارتش برود براي خودش جدا منطقه پيشنهاد كند و طرح عملياتي بياورد، سپاه هم جدا پيشنهاد كند. البته قبل از اين يك اتفاق ديگر هم افتاد؛ بعد از عمليات بدر كه ناكام شديم (آخر سال 63) ابتدا فرماندهي را به شهيد صياد شيرازي دادند، ايشان هم آمدند و گفتند فرمانده عمليات ايشان باشد و سپاه هم در اختيار ايشان برود و منطقه بياورد در آنجا. ايشان يك قرارگاهي به نام كميل ايجاد كرد. از سپاه هم اختلافات زياد بود، من شدم فرماندهي كه از طرف سپاه با شهيد صياد شيرازي هماهنگ شده باشد و قائم مقام ايشان شدم. آن موقع ايشان آمد و براي اينكه سيستم وحدت فرماندهي را حل كند گفت فرمانده قائم مقام قبلا فرمانده مشترك بود يعني فرماندهان سپاه و ارتش در كنار هم امضا مي كردند.

    اين دفعه ايشان آمد در عمليات بعد از بدر گفت: نه فرمانده من هستم و سپاهي مي شود قائم مقام. قرار بر اين شد كه از ضلع شرقي جزيره جنوبي عملياتي صورت بگيرد، بين آنجا و طلاييه، كه آن منطقه آب گرفتگي بريم به سمت نشوه؛ اين منطقه عمليات بود و ايشان طرح داده بود. براي اين طرح هميشه دو قرارگاه ايجاد مي كرد؛ يكي قرارگاه هجوم كه لشكر هاي سپاه باشند كه من هم شدم فرمانده آن قرارگاه و يكي هم قرارگاه دنبال پشتيبان. كه بچه ها و يگان هاي ارتش باشند و خود ايشان هم شد فرمانده قرارگاه. بعد از فرودين بلافاصله يك همچين قرارگاهي درست شد و قرار شد يك چنين عملياتي بكنيم. در اين عمليات ما خيلي هم تلاش كرديم، يعني خدا رحمت كند شهيد دستواره، فرمانده لشكر 27 محمد رسول الله(ص)، شهيد احمد كاظمي، فرمانده لشكر نجف، حسين خرازي، فرمانده لشكر امام حسين(ع)، سردار اسدي، فرمانده المهدي، آقاي نبي رودكي، فرمانده فجر و لشكر علي بن ابي طالب فرمانده آن غلامرضا جعفري بود؛ اينها كه از سپاه با ما بودند و بعضي ها حالاممكن است يادم رفته باشد؛ قرارگاه مهندسي مان هم قرار گاه خاتم بود و آقاي فروزنده مسئولش بود كه اين كار را انجام مي¬داد. يك طرحي ريخته شده بود كه ما از اول واقعا تلاش زيادي كرديم. تمام شناسايي ها را بچه ها انجام دادند و من خوب كه در اين عمليات وارد شدم ديدم كه اين عمليات قابل اجرا نيست؛ علتش اين بود كه ما از روي پد شرقي جزيره جنوبي به عنوان محور مواصلاتي مي خواستيم برويم در يك دشت وسيع كه قبلا در عمليات خيبر هم آنجا نا موفق بوديم و تمام يگان ها را از اينجا عبور بديم و برويم آنجا؛ چون كنارش هم يك آب گرفتگي بود كه از آنجا فقط براي هجوم اول مي شد استفاده كنيم. بعد براي ادامه كار بايد از روي پد جزيره جنوبي عبور مي كرديم، يعني بعد از اينكه اينها را گرفتيم بايد اينها را پر مي كرديم تا مي شد جاده؛ طرحي هم كه آماده شده بود اين بود كه يگان هاي خط شكن يعني اين قرارگاه هجوم خط را بشكنند و بعد يگان هاي دنبال پشتيبان بيايند و با تانك از روي پد شرقي جزيره جنوبي بروند و به صورت سريالي حركت بكنند. يادم هست آقاي اسدي آمده بود و به طنز به شهيد صياد مي گفت كه ما 5 ريال مي¬ديم ولي سريال گريمان نمي آيد ها. ايشان مي گفت كه اينها سريال سريال پشت سر هم مي روند و ايشان يك هم چين جمله اي را مي گفت. احمد كاظمي وقتي كه ديد اين قضيه قابل اجرا نيست در يكي از جلسات آمد و به شهيد صياد گفت: تيمسار ما در حد حرف در خدمتيم. يعني اينكه اين كار قابل اجرا نيست و حالا اينها طنزهاي عمليات بود.

    ما واقعا مي خواستيم اين كار را انجام بدهيم وليكن هر چه بحث مي كرديم به نتيجه نمي رسيديم مثلا به آقاي فروزند مي گفتيم خوب شما فرض كنيد كه ما خط اول را گرفتيم و حالا مي خواهيم اين را باز كنيم شما اين بريدگي ها را چطور پر مي كنيد؟ بايد كاميون خاك و اينها بلافاصله آماده مي شد و خاك مي ريختند و پر مي كردند. خوب ايشان آمد و طرحي كه ارائه مي داد، ديديم كه مثلا اگر روي جاده يك كاميون با آتش توپ خانه بخورد طرح به هم مي ريزد و اجرايي نيست؛ يا مثلاً بعداً گفتيم اين تانك ها حركت مي كنند و نفربرها مي¬خواهند بروند. حال فرض كنيم مسئله حل شد؛ اگر دو سه تا تانك روي اين حد كوتاه خورد تمام راه بسته مي شود آنوقت چه كنيم؟ بعد حالا وارد شديم وارد دشت وسيعي تا نشوه (شرق بصره)، آنجا چگونه مي خواهيم آرايش كنيم؟ ما رفتيم و اينها نشد و شهيد صياد روز (ر) و ساعت (س) را تعيين كرد و گفت فلان تاريخ ديگر بايد عمليات انجام شود. ما همه بچه ها را برديم پاي كار و مي خواستيم عمليات بكنيم، من احساس كردم كه اين چيز خطرناكي است ما لازم است كه فرمانده جنگ و آقا را كه آن موقع رئيس جمهور بودند در جريان بگذاريم. هر چه با شهيد صياد استدلال كرديم حل نشد و من به اين نتيجه رسيدم كه من وظيفه دارم يك همچنين كاري بكنم. آمدم به شهيد صياد، چون ايشان خيلي به زيارت اعتقاد داشت گفتم: حالا اگر قرار است 48 ساعت بعد عمليات كنيم بايد بروم زيارت قم؛ چون ايشان هم به قم خيلي علاقه مند بود، گفت: باشد. يك توربو كماندو به من داد از اين هواپيماهاي پي سي. گفت: با اين برو، صبح برو شب برگرد. گفتم: باشد. من اين را گرفتم زنگ زدم فوري به آقاي هاشمي و به آقا گفتم كه من بايد فوري يك ملاقات آني با شما بكنم. گفتم من صبح مي آيم و بعد از ظهر هم بايد برگردم. بايد يك همچين ملاقاتي انجام شود. آنها هم قبول كردند. من رفتم طرح و نقشه و همه را گذاشتم جلوي آقاي هاشمي و توضيح دادم. گفتم: اين است و ما اين را عمل مي كنيم، شما بدانيد صد در صد اين عمليات جز خسارت هيچ چيز نخواهد داشت و موفق نخواهيم شد. ايشان وقتي خوب گوش كرد گفت: آره اين حرف هايي كه شما مي زنيد درست است، ولي خوب ما به مردم قول داديم و خودمان را آماده كرديم براي يك همچين عملياتي، آقاي صياد قول داده كه اين عمليات موفق بشود. گفتم: بالاخره منطق اين را مي گويد اگر شما فكر مي كنيد اين حرف هايي كه ما مي زنيم ايراد دارد بگوييد ما الان هم بنا به دستور مي رويم عمليات انجام مي دهيم با انگيزه اي كافي و با تمام قوا، وليكن اين عمليات نتيجه اي در بر نخواهد داشت. ايشان گفت: پس شما اينها را بايد با آقا هم بگوييد. من رفتم بلافاصله رياست جمهوري وقت هم گرفته بودم. براي آقا اين را كامل توضيح دادم. بعد از اين كه توضيحات تمام شد يك مقداري استدلال و مباحثه شد سر عمليات. آخرش در جمع بندي يك چيزي ايشان فرمودند كه من هنوز در ذهنم است. گفتند: باغ سبزي است ولي در ندارد يعني نمي شود وارد اين مجموعه شد. گفتم: ما برمي گرديم ديگر تصميم با خودتان. گفتند: خيلي خوب شما برويد ما مي گوييم. ما رفتيم و بعد از ظهر من برگشتم رفتم قرارگاه. در قرارگاه به شب كه رسيديم شهيد صياد ما را خواست و گفت كه اين عمليات را بايد رويش تأمل كنيم. گفتم: كه چطور مگه، ما آماده شديم. براي چه تأمل كنيم؟ گفت: كه يك سري ابهاماتي هست و بالا رويش ابهام پيدا كردند، گفتم: حالا هر جور كه صلاح مي دانيد، ما ايحال آماده ايم براي عمليات. بچه ها را هم واقعاً از نظر كار آماده كرده بوديم براي عمليات آخر شب. ايشان دوباره صدا كرد و گفت: نه عمليات را نمي توانيم انجام دهيم. من متوجه شدم كه از آنجا گفتند و قضيه خاتمه پيدا كرده است. من مي خواهم بگويم كه اين كار هم انجام شد. يعني اينكه فرماندهي يك دور كامل به شهيد صياد واگذار شد كه اين عمليات را انجام بدهيم كه خدا لطف كرد انجام نداديم؛ چون به نظر من خسارات فراواني داشت. بعد از اين در آن زمان ما از نظر توازن قوا هم با ارتش عراق به هم خورده بوديم، به همين خاطر امام در 26 شهريور فرمان ايجاد سه نيرو را در سپاه دادند. من فكر مي كنم كه امام واقعاً دنبال اين بودند كه با ايجاد يك قدرت نظامي بتوانيم به آن سه راه حل اولي كه عرض كردم، به يك كدام از آنها برسيم. يعني توسعه توان بدهيم و به يك كدام از آنها برسيم.

    به همين خاطر حكم سه نيرو را خود امام دادند. يعني سپاه هم نگفته بود، امام به اين نتيجه رسيده بودند بايد سازمان رزم توسعه پيدا كند. اين ظرف توسعه سازمان رزم هم در سپاه مي تواند باشد، به دليل اينكه عمده مردمي كه مي توانند بيايند كمك كنند و بيايند توسعه بدهند سازمان را مي توانند در ساختار سپاه به كارگيري شوند و در ساختار سازمان هاي ديگر امكان چنين ظرفيتي وجود ندارد. بنابراين، اين را هم امام صادر كردند. ما در يك چنين شرايطي بوديم كه حالا بايد عمليات انجام شود. در اين زمان فرماندهي جنگ هم به اين نتيجه رسيد كه نمي شود سپاه و ارتش را با هم به كار بگيريم. چرا؟ چون يك ستادي كه بتواند اينها را به كار بگيرد وجود نداشت، بنابراين به ارتش گفتند شما يك منطقه را تعيين كن، هر كجا كه فكر مي كني مي تواني عمليات انجام بدهي در آن منطقه كه شما تعيين مي كنيد سپاه در اختيارت است به سپاه هم اعلام كرد رسماً هم يك منطقه تعيين كنيد براي عمليات. آن منطقه اي كه شما تعيين مي كنيد براي عمليات امكانات ارتش در اختيار شما قرار خواهدگرفت. بر اين اساس ارتش رفت منطقه زيد (بالاي شلمچه) را براي عمليات پيشنهاد كردو براي آن منطقه آن¬ها كاملاً برنامه ريزي كردند. سپاه هم آمد براي منطقه فاو برنامه ريزي كرد. همينجا بايد اين را عرض كنم كه درون سپاه هم اختلاف نظر بود براي منطقه فاو. بسياري از فرماندهاني كه به عنوان فرماندهان خوب جنگ بودند اينها منطقه فاو را براي عمليات قبول نداشتند و مي گفتند در اين منطقه ما با شكست مواجه خواهيم شد؛ دليلشان هم مشخص بود، مي گفتند كه ما در منطقه فاو وقتي مي خواهيم عمليات بكنيم چند تا مسئله داريم مثلاً فرض مي كنيم عبور از رودخانه مسئله نيست، ما از رودخانه عبور كرديم رفتيم منطقه را گرفتيم، مهم ترين مسئله اي كه داريم پشتيباني از نيروهايي است كه در اينجا عمل كردند پشت سرمان رودخانه اروند بود پشت سرمان رودخانه بهمنشير خواهد بود و تمام اينها مسيل هايشان مي آيد داخل يك گرهي به نام آبادان. از آنجا بايد عبور كنند. بنابراين ما نيروها را مي بريم عملاً در محاصره رودخانه ها و محاصره آتش دشمن. پس اين چنين عملياتي از نظر اجرايي موفقيت آميز نخواهد بود حتي اگر ما كل منطقه را تصرف كنيم. به همين خاطر برخي از فرماندهان توي اين عمليات در مراحل اول شركت نكردند. مثلاً از كساني كه با اين عمليات مخالف بودند سردار رشيد، سردار عزيز جعفري، سردار حسين خرازي و شهيد احمد كاظمي بودند. يعني خيلي از فرماندهان جنگي سپاه هم مخالف بودند. به همين خاطر مي بينيد كه در مراحل اول عمليات اينها اصلاً حضور پيدا نكردند. براي اينكه از نظر منطقي معتقد بودند كه نمي شود اين عمليات را انجام داد. البته بعد از اينكه عمليات شروع شد و تصميم گرفته شد همه آمدند. ولي ميخواهم بگويم كه منطقه فاو منطقه اي بود كه از نظر انجام عمليات بحث هاي زيادي رويش صورت گرفت و مخالفان جدي داشت و موافقان جدي هم داشت. تقريبا فرماندهان ارتش هم تا آنجايي كه من در خاطرم هست همه مخالف بودند؛ بعد از اينكه قضيه قطعي شد و صحبت شد در مورد عبور از اروند و نحوه پشتيباني جلساتي بود. فرمانده نيروي دريايي ارتش آن زمان آمد و توضيحاتي در مورد لايروبي نشدن اروند و نحوه استفاده از اروند كه داد، تقريبا هر چه كه گفت معني اش اين بود كه نمي شود از اينجا عمليات انجام داد.
    سه تا هدف بزرگ در اين عمليات بود: اولين هدف اين بود كه تنها جايي است كه ما مي توانيم يك عمليات موثر و موفق انجام دهيم، يعني وقتي كه اين منطقه را بگيريم عمليات موثر موفق است؛ اين دليل اولش بود. دليل دومش در مورد موثر بودن اين بود وقتي كه ما اين منطقه را مي گرفتيم يك منطقه اي بود كه از يك گوشه اي از عراق از كشورش جدا مي كرديم و ارتباط عراق با دريا كاملا قطع مي شد، اين هم خيلي ارزش مهمي داشت. نكته سوم هم اين بود ما وقتي اين منطقه را مي گرفتيم فشار جنگ را كشورهاي حامي صدام هم درك مي كردند؛ يعني ما هم مرز مي شديم با كويت و آن¬ها هم مي فهميدند جنگ يك جنگ درست و حسابي است و از نظر تبليغاتي خود به خود در دنيا سرو صدا مي كرد و اين براي ما خيلي مهم بود. نكته بعدي هم اين بود كه ما در اينجا متوجه شده بوديم اگر اين منطقه را بگيريم. در حوزه شمال خليج فارس دست برتر را پيدا خواهيم كرد. چون آن موقع عراقي ها از جزيره فاو استفاده مي كردند و به كشتي هايي كه از خور موسي مي رفتند به سمت بندر امام موشك مي زدند و در منطقه شمال خليج فارس ناامني ايجاد مي كردند.

    اما در مورد اينكه چرا ما منطقه فاو را براي عمليات انتخاب كرديم اولين مسئله اش اين بود كه دشمن نسبت به اين منطقه حساس نبود و غافل گيري استراتژيك داشت؛ چرا؟ چون هميشه دشمن فكر مي¬كرد كه عبور از اروند رود براي يگان هاي منظم امكان پذير نيست. براي يك غواص امكان پذير است. براي شناسايي امكان پذير است. ولي براي عمليات امكان پذير نيست. اصلا از نظر منطقي به اين معتقد بود. دليلش هم اين بود كه عراقي ها از ابتدا تا انتهاي جنگ هيچ وقت يگاني را از اروند رود عبور ندادند، حتي در زماني كه ما رفتيم خرمشهر را بگيريم و شرايط به گونه اي بود كه آنها تنها مسير ارتباطيشان از سمت اروند رود به آن طرف بود. آنها نتوانستند به روي اروند رود پل بزنند و يا اينكه يگان هايشان را حتي تخليه كنند، چنين كاري نكرده بودند؛ بنابراين ارتش عـراق وقتي كه از ديدگاه خودش به منطـقه نگاه مي¬كرد هميشه مي گفت امكان عمليات در اينجا وجود ندارد چون ما در دهانه اروند مي خواستيم عمليات بكنيم و دهانه اروند مي دانيد كه عرضش بيشتر از ساير نقاط است؛ بنابراين شرايط خيلي مشكل تر بود. يعني ما نقطه اي كه بايد عبور مي كرديم از رودخانه حداقل 600 متر تا 1200 متر عرض داشت و اين از نظر عراقي ها منطقه وسيعي بود. مهم ترين مسئله براي عمليات تدارك عمليات و خطوط مواصلاتي عمليات است و اگر پل نباشد نمي توانيد ارتباط خطوط مواصلاتي را برقرار كنيد؛ بنابراين آنها به صورت منطقي مي گفتند عمليات نخواهد شد. حتي يادم هست كه در آن زمان وقتي اينها تحركات مهندسي ما را در منطقه ديدند فرمانده سپاه هفتم (فكر مي كنم) بود مسئول اين منطقه. يك تعداد لشكر ها را آوردند در ديدگاه و ما هم آنجا چون بوديم متوجه شديم آنها آمدند نگاه كردندچون فرمانده تيپي كه در خط بود گزارش داده بود اين تحركات، تحركات عمليات است. آنها رفتند و آمدند نگاه كردند بعدا اسنادي كه بعد از عمليات والفجر 8 گير آورديم ديدم كه آنها رفتند و در گزارش تحليلي خودشان به رده بالا يعني به مقامات بالا نوشته اند بله ايراني ها يك كارهايي مي كنند ولي اين براي فريب است و امكان اجراي عمليات در اين منطقه وجود ندارد. پس اولين مسئله اين بود كه ما هم قبل از عمليات يعني فرمانده سپاه به اين نتيجه رسيده بود كه اينجا عراقي ها از نظر منطقي و فكري نسبت به اين منطقه غافلگير مي شوند. يعني تصورشان اين است كه چنين اتفاقي نمي افتد و چنين عملياتي در اينجا صورت نخواهد گرفت. دليل دومش اين بود كه در اينجا خطوط پدافندي دشمن نسبت به خيلي جاهاي ديگر ضعف داشت، به دليل اين كه آنها اروند را مانع مي ديدند. از اروند در خط اول موانع درست كرده بودند ولي چون ساحل باتلاقي وجود داشت خيلي از موانعي كه جاهي ديگر بايد درست مي كردند اينجا نمي توانستند درست كنند. البته خورشيدي و نبشي زده بودند. سيم خاردار بود. نه اين كه مانع نبود، موانع بود. ولي شما مثلاً نسبت به مانع شلمچه كه حدود چندصد متر زمين را از انواع مين و سيم خاردار و كانال و همه چيز فرش كرده بودند خوب اينجا نسبت به آن خطوط پدافندي ضعف داشت. نكته ديگر اين كه اينها رديف اول خط را تشكيل مي دادند، به دليل اينكه منطقه نخلستان بود. امكان اين كه خطوط بعدي دفاعي درست بكنند پشت سري تقريباً وجود نداشت. پس دليل دوم هم اين بود كه اينجا ضعف اساسي عراقي ها از نظر شرايط زمين داشتند و زمين اجازه را به آنها نمي داد كه خطوط دفاعي مستحكم درست كنند؛ نه اين كه نمي¬خواستند هر كاري كه مي¬شد كرده بودند ولي بيش از اين ديگر نمي¬توانستند كاري بكنند واين براي ما مي¬توانست در شكستن خط يك حسن باشد. مسئله سوم، وقتي كه در آنجا كساني كه طرح ريزي مي كردند عمليات را آمدند بررسي كردند گفتند اين مثلث فاو كه اينجوري است به ما خود به خود يك جناحي داده.. شما همه جا كنار دشمن مستقريد بنابراين اگر يك آتش توپخانه عظيمي از ما اينجا مستقر شود تمام خطوط تداركاتي دشمن كه بخواهدحركت كند زير آتش قرار مي گيرد. پس ما در اين منطقه عمليات بكنيم وليكن دشمن كه از اينجا شروع بكند نيروهايش را بياورد به سمت خطوط مقدم مي توانيد به صورت عرضي با توپخانه اي كه بُرد بلند ندارد رويش آتش كنيد؛ يعني به اين نتيجه رسيديم كه درست است اينجا يك سري ضعف هاي اساسي داريم و ما كه به اينجا مي رويم عملاً محاصره مي شويم ، وليكن يك حسني كه دارد دشمن هم كه از اينجا مي خواهد بيايد پاتك كند با تمام اين مناطق يعني 40، 50 كيلومتر قبل از اين كه برسد به خط، ما مي توانيم رويش آتش اجرا كنيم و آتش باز كنيم و اين تمام سازماندهي دشمن را براي پاتك و براي بازپس گيري به هم خواهد زد. اين هم يكي از دلايلي بود كه ما به آن رسيديم. بنابراين به اين دلايل گفتند شما اين منطقه را مي توانيد بگيريد و مي شود در اين منطقه عمليات انجام داد. اما مسئله بعدي اين است كه ما در تمام دوران جنگ از نظر قدرت رزمي يا توان رزمي نسبت به ارتش بعثي صدام در مرحله كمتري قرار داشتيم؛ يعني اگر منحني توان رزمي صدام در طول جنگ را رسم كنيم هميشه نسبت به توان رزمي ما بالاتر بود. يعني در تمام دوران جنگ هيچ زماني را ما نداريم كه از نظر نظامي بر آنها برتري پيدا كرده باشيم. ما قدرت رزمي نسبي برتر را در بعضي از عمليات ها ايجاد كرديم.

    توانايي براي تداوم جنگ، به دليل استمرارمان در پشتيباني¬ها بوده، وليكن در هر عملياتي ما يك سري برتري مقطعي نسبت به دشمن ايجاد كرديم؛ مثلا فرض كنيد در عمليات طريق القدس ما از نظر پياده نسبت به دشمن برتري ايجاد كرديم، ولي از نظر زرهي و آتش و هواپيما ما بر آنها برتري پيدا نكرديم. در عمليات فاو هم ما در كل از نظر توان رزمي نسبت به ارتش صدام برتري نداريم، وليكن ما برتري مقطعي ايجاد كرديم؛ مثلا ما برتري آتش را نسبت به ارتش صدام ايجاد كرديم؛ يا اينجا مثلا ما از نظر پياده برتري ايجاد كرديم؛ يا از نظر پدافند هوايي، به دليل اينكه توانستيم سايت هاگ را در ميان نخلهاي اين منطقه مستقر كنيم و آنها امكان زير آتش گرفتنشان به جزء با استفاده از هواپيما وجود نداشت و از نظر تاكتيكي هم يادگرفتيم كه هاگ را چگونه استفاده كنيم كه آنها با موشك رادار نزنند، بنابراين ما از نظر پدافند هوايي در شرايط مناسب تري پيدا كرديم. ما به دليل اينكه هيچ گاه قدرت برتر نبوديم، هيچ عملياتي را نداشتيم مگر اينكه براي موفقيت در آن بايد براي غافلگير كردن دشمن برنامه ريزي مي كرديم، يعني ما درعمليات هايمان زماني موفق مي شديم كه دشمن غافلگير بشود. مثلا در عمليات بيت المقدس دشمن قبل از عمليات مي دانست ما مي خواهيم در اين منطقه عمليات انجام دهيم، ولي ما غافلگيري را چه طور انجام داديم؟ ما در مانور غافلگيري ايجاد كرديم، نه در منطقه عمليات؛ چون دشمن مي دانست ما در اين منطقه مي خواهيم عمليات انجام دهيم. ولي كاري كه ما انجام داديم در مانور غافلگيري ايجاد كرديم، يعني دشمن تصورش اين بود كه ما از روي جاده اهواز و خرمشهر و از سمت شمال حركت خواهيم كرد و مي آييم پايين ولي ما از رودخانه كارون عبور كرديم و از كمرش حمله را شروع كرديم؛ بنابراين ما غافلگيري را اينطور ايجاد كرديم، اين خيلي مهم است، اين جزء اصول است كه بايد غافلگيري ايجاد كرد؛ فرق نمي¬كند شما با ضعيف ترين دشمن هم كه بخواهيد بجنگيد اگر نتوانيد غافلگيري را اعمال كنيد مي تواند براي شما مزاحمت ايجاد كند و پيروزي شما را به تاخير بيندازد، وليكن غافلگيري مي تواند قدرت عظيمي را ايجاد كند. بنابراين ما در همه عمليات هايمان يكي از كارهايمان اين بوده كه چگونه غافلگيري ايجاد كنيم.

    من در اينجا يك بحثي را مي¬آورم به عنـوان روش هاي غافلگـيري كه ما چگونه دشمن را غافلگـير مي¬كرديم: اولين كاري كه ما كرديم طرح ريزي عمليات فريب بود، يعني آمديم يك منطقه ديگر را به دشمن نشان داديم و گفتيم كه ما مي خواهيم در اين منطقه عمليات كنيم. آن منطقه هم كجا بود؟ منطقه بعد از هور و منطقه بدر و خيبر آمديم و در آنجا تظاهر به تك كرديم حدود هزار دستگاه مهندسي درآنجا مامور شدند. در همين جا بايد ذكر خير كرد از برادران جهاد كه واقعا هم در عمليات خيبر و هم در عمليات بدر و هم در عمليات فاو نقش بسيار مهمي را در پشتيباني از عمليات داشتند؛ در همين عمليات فاو، دو كار مهم قبل از عمليات به عهده جهاد بود كه برادران جهاد بسيار زحمت كشيدند: اولين كار مهم جاده سازي در درون نخلستان ها بود و آماده كردن فضاي عمليات، اين قبل از عمليات بود. باز قبل از عمليات يك كاري ديگري هم كردند كه در حين عمليات به نتيجه رسيد. پل بعثت را آنها زدند، پل هاي فجر را آنها زدند، پل هاي خاكي زدند و برادران جهاد از نظر مهندسي جنگ كمك بسيار زيادي در اين عمليات و همه عمليات ها كردند. پس يكي از كارها اين بود كه آمديم در منطقه عملياتي بدر و خيبر طرح ريزي عمليات فريب كرديم و در آنجا هزار دستگاه شروع كردند به مهندسي كردن و گروه هاي شناسايي هم در آنجا مامور شدند بروند شناسايي، عملياتي انجام دهند؛ چون شناسايي ها دونوع است: شناسايي عملياتي فرق مي¬كند با شناسايي عمومي. در شناسايي عملياتي به گونه اي جدي كار شناسايي انجام مي¬شود كه دشمن متوجه مي¬شود اينجا خبرهايي هست در اين شناسايي ها هم گفته شده بود كه اگر بعضي از بچه هاي شناسايي هم اسير شدند اشكالي ندارد و چون يگان هايي كه در آنجا شناسايي مي كردند خود آنها هم بهشان گفته شده بود كه منطقه قطعي عمليات اينجاست در نتيجه خود يگان ها هم غافلگير بودند و نمي¬دانستند ممكن است جاي ديگر عمليات باشد. بنابراين در آنجا به دشمن نشان داده شد كه منطقه عمليات آنجاست. شما بدانيد كه هر وقت بخواهيد دشمن و رقيبتان را غافلگير كنيد اول بايد آدمهايي كه دور و وري هستند وخودي ها را غافلگير كنيد؛ اگر خودي غافلگير نشود، دشمن هم غافلگير نمي شود؛ ولي اگر خودي غافلگير شد، چون معمولا مي گويند خانه در دارد، درب خانه ديوار دارد، ديوار سوراخ دارد، سوراخ موش دارد ، موش گوش دارد و اينطور چيزها اينها متوجه مي شوند. پس ما در اعمال غافلگيري آمديم و نيروهاي خودي را هم نسبت به منطقه غافلگير كرديم. اين كار اول ما بود. نكته دوم اين بود كه ما برنامه ريزي كريم براي تك پشتيباني. قرار بر اين بود كه هر كدام از منطقه عملياتي سپاه يا ارتش تصويب شد و قرار شد عمليات انجام دهند آن ديگري بشود عمليات پشتيباني اين يكي. بنابراين اگر ارتش عمليات زيد را آماده مي كرد اين عمليات فاو انجام مي شد ولي به عنوان عمليات پشتيباني از عمليات زيد و چون ارتش آماده نشد قرار شد عمليات اصلي فاو باشد عملياتي كه ارتش قرار شد در زيد انجام بدهد، شد عمليات پشتيباني. بنابراين اين هم طرح ريزي شده بود. نكته بعدي عمليات حفظ اطلاعات بود. عمليات حفظ اطلاعات خيلي مسئله مهمي بود؛ براي اينكه افرادي كه در منطقه هستند تردد و رفتارشان باعث حساسيت نشود، براي اولين بار يك طرح حفاظتي بسيار قوي در اين منطقه انجام شد. مثلا با توجه به اين كه خط آنجا دست ژاندارمري بود براي اينكه معلوم نشود نيروهاي در خط عوض شده اند و سپاه آمده و خط را از ژاندارمري تحويل گرفته، بچه هايي كه در خط بودند همان لباس ژاندارمري را پوشيده بودند، همان تفگ هاي ژ3 را گرفتند و با ژاندارمري هم چك كرده بودند كه اينجا تبادل آتش چقدر است. مثلا اگر آنها روزي يك گلوله را مي زدند، اينها هم همان روزي يك گلوله را مي زدند. مثلا اگر در منطقه تبادل آتش برقرار بود كسي نمي¬زد كه آنها هم نزنند اين كار را مي¬كردند و تمام اين كارها انجام مي شد. نكته ديگر اينكه يك دژباني قوي گذاشته شد و منطقه بسته شد كه كسي در اين منطقه تردد نكند و به همين خاطر فرمانده و مسئول عمليات و مسئول اطلاعات هر لشكر موظف بودند در اين منطقه تردد كنند و كار را آماده بكنند و افرادي كه تردد مي كردند حتما بايد فرمانده سپاه مجوز مي داد. خيلي روي اين مسئله تاكيد شد كه حفظ اطلاعات انجام شود. حتي توپخانه اي كه از برادران ارتش گرفته شد براي اينكه در اين منطقه مستقر بشود، توپخانه ها را اول بدون نفرات آوردند در اين منطقه به طوري كه برادران ارتش ناراحت شدند كه چرا اينجا به هيچ يك از مسئولين آنها و نفرات و خدمه توپ خانه ها اجازه ندادند به اين منطقه بيايند. يعني آنها هم متوجه نشدند. سخت گيري زيادي شد براي اينكه حفظ اطلاعات صورت بگيرد و موفق هم بود. البته من فكر مي كنم مهم ترين تاثير همان غافلگيري اساسي بود. اما مسئله آخر تمام مردمي كه در آن منطقه بودند تخليه شدند؛ اطراف بهمن شير و چوئيبده، كه خودش يكي از مسائل مهم بود كه در آنجا كسي نباشد. دلايلي براي مردم گفته شد و مردم آرام آرام منتقل شدند.

    مسئله بعدي كنترل اطلاعات دشمن بود؛ در كنترل اطلاعات دشمن ما بايد مطمئن مي شديم كه دشمن نفهميده كه ما مي خواهيم در اينجا عمليات انجام بدهيم، يعني بايد عكس هوايي مي گرفتيم و با دكل هاي بلند ديدباني كه زديم منطقه دشمن را كنترل مي كرديم. با اين كنترل ها فهميديم كه ما مي توانيم بگوييم كه با اين اقدامات و با انتخاب خود منطقه فاو كه يك منطقه غافلگير كننده براي دشمن بود توانستيم اين غافلگيري را انجام دهيم. به لحاظ موقعيت مكاني عمليات يك منطقه اي بود مركب از نخلستان و باتلاق و رودخانه و ما براي اينكه در اينجا عمليات انجام بدهيم بايد اين عوارض طبيعي را كاملا در نظر مي گرفتيم: پوشش گياهي منطقه نخلستان هايي بود كه عمقشان سه تا پنج كيلومتر بود. و ما خيلي از فعاليت ها را درون نخلستان انجام داديم وليكن دشمن هم در اين منطقه براي اينكه بتواند درك كند دكل داشت و نگاه مي كرد و عكس هاي هوايي مي گرفت و كار مي كرد. وليكن دليل مهمترش اين بود كه كلاً از نظر منطقي نسبت به اين منطقه غافلگير شد، اعتقاد نداشت كه مي شود در اين منطقه عمليات كرد؛ و الا با همه كارهايي كه ما كرديم دشمن متوجه فعاليت هاي ما شد. با همه اين ها، اروند رود هم كه يك رودخانه اي بود با مشخصات خاص خودش و از اول جنگ هم لايروبي نشده بود، اينكه چگونه از اروند رود استفاده بكنيم خود مسئله مهمي بود. جريان جزر و مد در اروند رود وجود داشت، جريان خود رودخانه هم وجود داشت و در واقع همزمان چهار جريان در اروند رود وجود داشت و براي اينكه غواص ها بتوانند از اروند رود عبور كنند بايد اين چهار جريان را خنثي مي كردند: يك جريان طبيعي رودخانه بود. يك جريان زماني بود كه مد مي¬شد يك جريان زماني بود كه جزر مي شد. يك جريان هم زماني بود كه مد و جريان طبيعي رودخانه در هم تلغي مي كردند؛ يعني از اين طرف آب مي آمد و از اين طرف از زير آب مي¬رفت. علي ايحال جريانات رودخانه، ساحل رودخانه و شرايط رودخانه اينها مسائلي بود كه براي تاكتيك عمليات بسيار مهم بود. عراق پيش از عمليات والفجر 8 هم از نظر اقتصادي، هم از نظر نظامي، هم از نظر سياسي، وضع خوبي داشت؛ يعني در اين زمان از نظر نظامي تجهيز فوق العاده اي شد، بخصوص توانست كه با در اختيار گرفتن هواپيماهاي ميراژ در سطح وسيع، عمليات دريايي را به صورت گسترده اي در خليج فارس انجام دهد كه اين خيلي مهم بود. كشورهاي مختلف از عراق حمايت مي كردند و همزمان با اين عمليات عراق داشت جنگ نفت كش ها را به سرعت انجام مي داد؛ پس از نظر نظامي عراق وضعش خوب بود. از نظر درآمد نفتي هم آنها شرايط مناسبي داشتند. با لوله هاي نفتي كه از طريق تركيه و از طرف عربستان كشيده بودند، نفتشان صادر مي كردند و بخشي از نفت را هم از طريق نفت كش ها و تانكر هاي نفت كش مي¬بردند از بندر عقبه در اردن صادر مي كردند. از نظر سياسي هم وضع خوبي را داشتند. در آن زمان ارتش عراق 25 لشكر داشتند و حدوداً تقريباً 70 و اندي تيپ داشتند. در آن زمان در كل جبهه ها كل ارتش عراق با اين استعداد قادر بوده كه برداشت بشود و در اين منطقه عمليات انجام بدهد؛ اما در منطقه عملياتي فاو در لحظه عمليات عراقي ها حدوداً استعداد يك تيپ را بيشتر نداشتند. البته بالاتر چرا داشتند، وليكن در حين عمليات اين يگان ها همه به منطقه آمدند؛ يعني وقتي كه عمليات شروع شد در اين 75 روز اينها آوردند و اين عمليات را انجام دادند. در آن زمان سياست دشمن اين بود؛ يعني استراتژي نظامي¬شان و استراتژي عملياتي شان در آن زمان از آن چيزي كه من مطالعه كردم اين بوده. نكته بعدي اين بود كه مي¬خواستند ايران را در دفاع از سرزمينهايي كه در اختيار گرفته بودند به اين نتيجه برسانند كه عمليات نظامي شما را به نتيجه نخواهد رساند و فايده ندارد و ايران را خسته بكنند. مسئله بعديشان اين بود چون در جبهه هاي زميني آنها نمي¬توانستند كار موفقي انجام بدهند جبهه دريا را روي ما باز كرده بودند، جنگ نفت كشها و زدن مراكز توليد و صدور نفت ايران به شدت ادامه داشت. ديگر اين كه آنها در آن زمان، جنگ شهر ها را انجام مي دادند؛ يعني به شهر ها حمله مي كردند، البته گستردگي جنگ در شهرها زمان هاي مختلف متفاوت بود، ولي قبل از عمليات فاو جنگ شهر ها ادامه داشت. به علاوه عراقي ها سلاح شيميايي در اختيار داشتند و درباره آن به عنوان يك سلاح مهم بازدارند در برابر حملات ايران فكر مي¬كردند و روي سازماندهي سلاح شيمياي شان هم زياد كار كرده بودند و در مجموع آماده بود.

    اما ايران؛ ايراني كه مي خواست عملياتي را انجام دهد: جهاد به عنوان پشتيباني در جنگ شركت داشت، توپخانه ارتش در اين عمليات از ابتدا بود، سايت پدافند هوايي هاگ از ابتدا بود، در ادامه عمليات هم هوانيروز چند فروند هليكوپتر كبري آورد، و بعدها در ادامه كار، لشكر 30 گرگان هم به عنوان پدافند وارد اين منطقه شد. يك توپ 76 م.م از نيروي دريايي گرفتيم كه كنار خور عبدالله مستقر كرديم. از لشكر 21 حمزه سيدالشهدا آمدند و اينها ادامه داشت وليكن روز اول اينطور بود. برادران جهاد سازندگي همانطور كه عرض كردم پشتيباني از عمليات را به عهده داشتند و قرارگاه خاتم نيز در اين عمليات دو قرارگاه ايجاد كرد: يكي كربلا و يكي قرارگاه نوح. قرارگاه كربلا برادر عزيزمان آقاي غلامپور فرمانده اش بودند، يگان هاي قرارگاه نوح هم بود كه قرارگاه فاو در اين منطقه عمل مي كرد. اما در اينجا براي اينكه عمليات را طرح ريزي بكنيم چند چيز به ما كمك كرد: يكي از مسائل تجربيات عمليات هاي خيبر و بدر بود. در عمليات هاي خيبر و بدر مهمترين چيزي كه باعث ناكامي ما شد مسئله پشتيباني بود؛ يعني جاده نداشتيم، تدارك نمي¬توانستيم بكنيم و نمي توانستيم نيروها را در منطقه خوب درگير عمليات نگه داريم؛ بنابراين براي اين عمليات روي اين مسئله خيلي فكر كرده بوديم كه چگونه عمليات را انجام دهيم كه مثل بدر و خيبر دوباره همان حوادث تكرار نشود. نكته ديگر اينكه چون همه با عمليات والفجر 8 مخالف بودند و پيچيدگي زياد داشت، روي برنامه ريزي و مانور پشتيباني اش خيلي دقت انجام شد؛ يعني در واقع آن مخالفت هاي فراوان كمك كرد به اينكه ما اشكالات را قبل از عمليات به سرعت برطرف كنيم.

    پايان

    منبع پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس
    ویرایش توسط FFKIA : 02-13-2011 در ساعت 23:23
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


  10. 3 کاربر از پست مفید FFKIA سپاس کرده اند .


  11. #6
    ایــستاده مــردن ..
    ADoLF آواتار ها
    وضعیت : ADoLF آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : Tehran
    نوشته ها : 1,541
    سپاس ها : 3,447
    سپاس شده 2,143 در 951 پست
    یاد شده
    در 5 پست
    تگ شده
    در 486 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : تحليل عمليات والفجر ۸ -فتح فاو

    یادش بخیر ..
    رفته بودیم راهیان نور ، یکی از رزمندگان جانباز این عملیات رو روی شکل برامون تحلیل کرد .

    آنان که میفهمند عذاب میکشند
    و آنان که نمیفهمند عذاب میدهند


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •