سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh معرفی فیلم Invictus

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت  طراحی دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه 

 هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته , طراحی وب سایت , سئو سازی , کابل هلوکیبل , اعلام حریق , پیاده سازی دیتاسنتر

 

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: معرفی فیلم Invictus

  1. #1
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    نوشته ها : 11,461
    سپاس ها : 10,060
    سپاس شده 25,647 در 7,116 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    معرفی فیلم Invictus


    invictus
    کارگردان : کلینت ایستوود
    بازیگران :مورگن فریمن
    مت دیمون
    IMDB

    یکی از این روزهایی که دستگاه تنفسیم به کارخانه آه سازی تبدیل شده است تصمیم گرفتم برای فرار از قیل و قال دنیا بروم سینما. اینویکتوس را انتخاب کردم که تعریفش را زیاد شنیده بودم. اما همین که فیلم شروع شد یک آه دیگر، این بار خودآگاه به مجموعه آن آه ها اضافه شد! کلی خودم را سرزنش کردم که چرا بدون مطالعه فیلم انتخاب می کنی. فیلم راجع به حوادث بعد از انتخابات ماندلا در سال 1994 بود و با روز بعد از انتخابات و انزجاری که سفید پوستان از انتخاب ماندلا به عنوان رییس جمهور ابراز می کردند آغاز شد. فکر کردم دوساعت دیگر باید با فکرهای سیاسی کلنجار بروم و خسته و با اعصابی خردتر از سالن بیرون بیایم. اما اینطور نبود. اینویکتوس روایت روح بزرگ و هوشیار ماندلاست که دست دوستی و آشتی و صلح به طرف کسانی دراز کرد که 27 سال او را به زندان و کار اجباری کشیده بودند و قرنها به همسانانش بخاطر رنگ پوستشان ظلم کرده بودند. کلینت ایسوود، کارگردان فیلم، به خوبی نشان داد ماندلا چطور اول از همه خودش به طرف کسانی رفت که از او منتفر بودند و حتی بعضیهاشان قصد جانش را داشتند، چطور کینه ای از آنهمه ظلمی که به او کرده بودند به دل نگرفت، آنها را دشمن خود ندانست – درحالیکه می دانست بعضیهاشان به سختی دشمنش هستند-، دست دوستی به سمتشان دراز کرد، آنها را وارد دولت کرد و چگونه در پی آن سعی کرد همین را به مردم، سیاه و سفید، نشان دهد و آنها را تشویق کند که با هم آشتی کنند و دشمنی ها را فراموش کنند.
    ماندلا به فراست دریافت و آن را به صراحت ذکر کرد که اگر این دوپارگی بین مردم ادامه پیدا کند «نابود خواهیم شد» و تمام توان و تلاش و هوشش را به کار گرفت که از راگبی استفاده کند و از آن نماد آشتی بین سیاه و سفید بسازد. سیاهی که چنان از سفید بیزار بود که حتی در مسابقه ها، تیم ملی راگبی خودش را رها می کرد و تیم حریف را تشویق می کرد چون راگبی در سیطره سفیدها و سمبل این سیطره بود. و سفیدی که در سرش به جز برتری داشتن و برده دانستن سیاه پوستان و نالایق بودن ماندلا برای ریاست جمهوری نداشت. اینویکتوس نام شعر زیبایی است که ماندلا خیلی دوستش داشت و نخ هدایت کننده داستان فیلم است: هر اندازه جاده باریک باشد/ هر قدر به من تهمت بزنند و سرزنشم کنند/من صاحب سرنوشت خویشم/ من ناخدای جان خویشم.
    به نظر من مفهوم و عملی که کارگردان خواسته در این فیلم برجسته اش کند بخشش است، بخششی آنچنان، که فقط از روح های بزرگ می توان انتظارش را داشت، اما من پیش خودم می گفتم آیا می توان فکر کرد که هر کدام از ما یک ماندلای درون داریم که بتواند چنین واکنشهایی را در ما سبب شود؟ حالا شاید نه به حد و اندازه ماندلا و قدرتمندی رییس جمهوری که به راحتی می توانست انتقام بگیرد، که در حد همین واکنشهای روزانه با اطرافیانمان... مایی که با دیدن این صفات به وجد می آییم و تحسینشان می کنیم و در نزد دیگران زیبا می پنداریمشان، خودمان چقدر می توانیم از کینه کسی که به ما ظلم کرده تهی باشیم و به جایش دوستی و صلح بنشانیم؟
    اینویکتوس فیلمی است پر از مفاهیم و مخصوصا جملات زیبا. اینویکتوس برای من فیلم صلح است، فیلم بزرگواری، بخشش، لبخند، صلح، آشتی، امید، رفتن به طرف دیگری حتی کسی که ازت متنفر است، و فیلم... حسرت.
    ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!
    ----------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.


  2. 2 کاربر از پست مفید ScarFace سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #2
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    نوشته ها : 11,461
    سپاس ها : 10,060
    سپاس شده 25,647 در 7,116 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : معرفی فیلم Invictus

    درباره شکست ناپذیر (Invictus) آخرین ساخته کلینت ایستوود


    نتیجه نهایی: آینده 1، گذشته صفر

    ای. او. اسکات


    ممکن است ابتدا به ساکن مشخص نباشد، ولی «شکست ناپذیر» کلینت ایستوود که داستانی حقیقی و بیدا ر کننده را بازگو می کند، آخرین مکاشفه کارگردان در باب زمینه اصلی کاری او در دوران حرفه ای اش، یعنی انتقام، می باشد. فکر کردن درباره بازیگر یا فیلمسازی مثل آقای ایستوود که با تر و تمیزی هر چه تمام تر، انگیزه های یک انسان را می پروراند ـ از «سوار رنگ پریده» تا «رودخانه مرموز»، از هری کثیف تا «گرن تورینو» ـ و میل به انتقام را در شخصیت مورد نظر شکل می دهد، خیلی مشکل است.
    البته از طرف دیگر، با بررسی ریشه های غمبار و عواقب هولناک انتقام، یک دید بحرانی نسبت به آن ارائه کرده است. در معروف ترین فیلمش، نابخشوده،چنین مطرح می شود که انتقام خشن جای تاسف دارد. ولی به ندرت در دنیای فیلم های آقای ایستوود پیش می آید که انتقام اجتناب ناپذیر باشد.
    «شکست ناپذیر» یک جورایی استثناست، فیلمی درباره آشتی و عفو ـ نقطه مقابل انتقام ـ که اعتبار اخلاقی دقیقی به دست می دهد، زیرا سایه خون و خونریزی همه جای آن را فرا گرفته است. فیلم که بر اساس کتاب «بازی با دشمن» جان کارلین ساخته شده، در آفریقای جنوبی اواسط دهه نود می گذرد، یعنی دقیقا زمانی که نلسون ماندلا به عنوان اولین رئیس جمهور سیاهپوست کشور انتخاب شد. بسیاری از سفیدپوست هایی که در فیلم هستند ـ بیشترشان آفریکانر هایی (قوم هلندی تبار آفریقای جنوبی ـ مترجم ) ناسیونالیت هستند که هنوز به سیستمی که هموطنان سیاهپوست آنها را فقیر، مظلوم و محروم از حقوق شهروندیشان نگه می دارد، وفادارند ـ با به قدرت رسیدن ماندلا، برای تسویه حساب جلوی او صف آرایی می کنند. البته، بسیاری از پشتیبان های سیاهپوست رئیس جمهور، این قضیه را پیش بینی می کنند، زیرا آنها به دلیل تبعیض نژادی، دهه ها تحقیر و وحشیگری را تحمل کرده اند.
    اما ماندلا، که نقشش را مورگان فریمن با وقار و زیبایی و بارقه درخشانی از شیطنت ایفا کرده، می داند که نتیجه بازی های فوتبال، برای یک دموکراسی نوپا و شکننده می تواند بسیار مخاطره آمیز باشد. هنگام عبور از کنار یک دکه روزنامه فروشی، در صبح اولین روز رئیس جمهوری، یکی از سرتیتر های روزنامه آفریکانز چشمش را می گیرد. «او نشان داده که می تواند انتخابات را ببرد، اما آیا می تواند حکومت هم بکند؟» محافظین شخصیش می خواهند به سروقت روزنامه کینه توز بروند، ولی ماندلا شانه هایش را بالا می اندازد و می گوید: «سوال منصفانیه!» این عملیست که همیشه برای یک دموکراسی، ضروری است.
    آقای ایستوود و نویسنده فیلمنامه، آنتونی پکهام، بی دلیل به جزییات ریز داستانی که در اختیار داشته اند پرداخته اند تا شباهت های تاریخی با زمان حال به دست بدهند، زیرا مفاهیم مطرح شده در «شکست ناپذیر»، ماورای زمان و مکان خاص خود هستند و فراموش شدن آنها غیر ممکن است. این یک فیلم ورزشی هیجان انگیز، یک داستان الهام بخش درباره غلبه بر تعصب، و بالاتر از همه اینها، یک بررسی جذاب در باره رهبری سیاسی است.
    نبوغ بازیگری آقای فریمن جاهایی که می خواهد آرمان گرایی و لزوم تغییر در نمادها و احساسات ناسازگار ولی مکمل هم را به سایرین بفهماند، خود را نشان می دهد. به قدرت رسیدن، چند سال پس از تحمل یک دوره حبس 27 ساله، به صورت خودبخود ماندلا را به نمادی بزرگتر از زندگی و بتی در آفریقای جنوبی و کل دنیا تبدیل کرده است. شهرت او بار مسئولیتی است که به دوش
    می کشد. همچنین سرمایه ذاتی که باید یاد بگیرد چطور از آن استفاده کند، پرستیژ اخلاقی او یک اسلحه در مناسبات سیاسی است.
    اما در جنبشی که به راه انداخته، گرفتار ترس و بی میلی وفاداران به رژیم سابق است و دنبال راهی برای توافق ـ نه لزوما دوستی و آشتی، بلکه حداقل کنار گذاشتن دشمنی ها ـ با افرادی می گردد که از او متنفرند یا از او می ترسند: سفیدپوست ها به چشم یک تروریست به او نگاه می کنند، یک غاصب که سنت ها و ارزش های آنها را تهدید می کند. شکاف بین ماندلا و آفریکانر ها ـ که با امتناع او از ترخیص اعضای سفیدپوست پرسنل و محافظان مقر ریاست جمهوری آغاز شد ـ تا حدی خارج از اصول گاندی و محاسبات سیاسی رخ داد. آنها بازوی قدرتمندی در ارتش، پلیس و اقتصاد آفریقای جنوبی هستند.
    یاران ماندلا ـ به خصوص برندا مازی بوکو (آجو اندا) ـ وقتی او دست روی تیم راگبی آفریقای جنوبی می گذارد گیج می شوند، چون این تیم سمبلی از غرور آفریکانر های گردن کلفت است و بیشتر سیاه پوست ها آن را تحقیر می کنند و از آن متنفرند. تیم اسپرینگ باک مسکات، که نامش را از نوعی غزال آفریقایی گرفته، لباس های باریکنانش ترکیبی از سبز و زرد طلایی است که یادآور پرچم نفرت انگیز آپارتاید است. از طرفی وقتی ماندلا اصرار به حفظ این پیراهن می کند، به عنوان اقدامی خائنانه که حتی مستحق مرگ است، قلمداد می شود. آفریقای جنوبی که زمانی طولانی در عرصه ورزش بین المللی منفور بوده است (آن طور که ماندلا مطرح می کند «راسوی متعفن جهان»)، خود را برای میزبانی جام جهانی راگبی آماده می کندو ماندلا می داند که اگر ملتش می خواهند اتحاد و عزت نفس خود را به دست بیاورند، اسپرینک باک که کسی رویش حساب نمی کند، باید به قهرمانی برسد.
    همچنین یک نوع پیوستگی و پیمان بین رئیس جمهور و فرانسیس پیه نار، کاپیتان اسپرینگ باک، که به نظم و انضباط اهمیتی نمی دهد و نقشش را مت دیمون با مو هایی موجدار (و تسلط کامل بر لهجه ای اهریمنی و نیرنگ آمیز) ایفا کرده، شکل می گیرد. سر و کله زدن پیه نار برای کنترل تیمش و وادار کردن آنها برای پذیرش واقعیت های اجتماعی جدید و پیچیده، بخش کوچکی از پروژه بزرگ ماندلاست. او هم ماندلا را به عنوان مرشد می پذیرد. ماندلا هم برای او شعری از زمان ملکه ویکتوریا می خواند که اسم فیلم هم از آن گرفته شده است.
    آقای فریمن و آقای ایستوود به ما اجازه می دهند تا ورای یک شخصیت سیاسی، یک دید کلی نسبت به مردی پیچیده و سودازده، که بار تنهایی دوران طولانی زندان را به دوش می کشد وبا اکثر اعضای خانواده اش بیگانه است، به دست بیاوریم. او در گروه های کوچک موفق و جذاب است، اما سخنرانی اش در محافل عمومی در عین کوبنده بودن، از سر اجبار است. رهبریست که اقتدارش متکی به یک دسته بهم فشرده پیاده نظام جان برکف و همراهانی بعضا مشکوک است.
    اگرچه «شکست ناپذیر» به شکل برجسته ای، یک بررسی کاراکتر جذاب در باره یکی از خارق العاده ترین کاراکترهای عصر ماست، از طرفی با تصویر دقیقی که از بازیگران جزیی و کم اهمیت و پیرنگ های فرعی ترسیم می کند، سیر تکاملی گرایش به دوستی نژادی را در بعد انسانیش، کاملا روشن می کند. بادیگارد های سیاهپوست و همکاران سفید پوست آنها، بدون اینکه هیچ گونه اغراقی به کار رفته باشد، از خصومت به مدارای هوشیارانه و از آن به صمیمیت محافظه کارانه کشیده می شوند. و این قضیه بیشتر از هر چیز دیگری، نحوه کارگردانی آقای ایستوود را می رساند که همیشه بی تکلف، بدون عجله و کارآمد می باشد. در این فیلم، او با چند خرده داستان و روش بی پرده همیشگی اش، داستانی عظیم روایت می کند و همانطور که در واقعیت اتفاق می افتد، اجازه می دهد اختلافات جزیی، خودشان با هم کنار بیایند.
    و این همان چیزیست که در «نامه هایی از آیوجیما» ـ بررسی ماهیت فرماندهی و رهبری از جنبه تراژیک، نه قهرمان پروری ـ دیدیم. «شکست ناپذیر» داستان گسترده تری از آن فیلم دارد و در احساسات گرایی بیشتر خطر کرده است. این فرصتی است که آقای ایستوود با خوشحالی کامل از آن استفاده می کند، چون هیچ ژانری برای پذیرش آن مستعد تر (یا صادقانه تر) از این نیست. یعنی یک فیلم ورزشی که در آن یک تیم دستکم گرفته شده، بی امان پیروز می شود. آنچه برای اکثر آمریکایی ها در مورد این ورزش عجیب است این است که اهالی سیاه پوست آفریقای جنوبی را به عنوان حریف ببینند، اما در پایان فیلم، احتمالا بیشتر از آنچه فکر می کنید به راگبی اهمیت خواهید داد، حتی اگر تحمل کردن آن از سیاست مشکل تر باشد.
    همگرایی سیاست و ورزش باعث ایجاد موقعیت مناسبی برای فیلمسازی هوشمندانه و نیرومند شده است ـ فیلمی که از با تاثیرات عمیق درونیش، از چهار طرف به شما ضربه می زند و تا مدت ها بعد در ذهنتان باقی می ماند.
    منبع: نیویورک تایمز
    ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!
    ----------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •