سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh پانتومیم

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت  طراحی دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه 

 هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته , طراحی وب سایت , سئو سازی , کابل هلوکیبل , اعلام حریق , پیاده سازی دیتاسنتر

 

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: پانتومیم

  1. #1
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    نوشته ها : 11,461
    سپاس ها : 10,060
    سپاس شده 25,647 در 7,116 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پانتومیم

    ميم هنر وهم است. هنر پندار است . هنر خيال و كابوس است. هنرمند ميم بدون اينكه از واژه اي ياري بگيرد ، تنها با بدن خود همه چيز را بيان مي كند.
    هنرمند ميم محدوده اي نمي شناسد ، در سكوت گرسنگي و تشنگي، مرگ ، عشق ، ترس ، وحشت و... را خلق مي كند.
    «مارسل مارسو»


    جایگاه بدن برای بازیگر تئاتر

    باید پذیرفت که یک بازیگر تئاتر با پا نهادن بر صحنه نمایش، پیش از آنکه نخستین دیالوگ خود را به گوش تماشاگر برساند با بدن با مخاطب خود اولین گامهای ارتباطی را برقرار می کند.
    هیچ اصراری بدین مطلب نیست که تمرینات بدنی باید گوی سبقت را از تمرینات بیانی برباید، اما هردوی اینان بایستی همچون دوریل موازی واگن نقش وحس را برای یک بازیگر به سر منزل اصلی هدایت کنند.
    این امر متاسفانه امروزه نه در تئاتر غیر حرفه ای کاربرد صحیح خود را دارد و نه در بعضی کارهای حرفه ای تئاتر و حال چرا؟ علت به درستی وشفافی مشخص نیست. شاید، نداشتن زمان تمرین کافی، و یا اینکه گروهی از بازیگران معتقدند که ما کارمان با دیالوگ است؛ کارمان نه « باله» است نه « اپرا» و نه ...
    اگر به راستی اینگونه است وآنقدرها بدن و حرکت برایشان اهمیت ندارد، پس تفاوت بین بازیگری تئاتر در رادیو و صحنه چیست؟
    برای یک بازیگر حرفه ای و جهانی بودن تنها داشتن یک حس کافی نیست، داشتن بدن نرم و منعطف، گوش قوی برای اجرای ریتم وضرب آهنگ، لباس و... همه این عناصر بایستی در کنار یکدیگر هارمونی زیبایی به وجود آورند تا یک بازیگر موفق جلوه کند.
    برای آنکه جایگاه بدن را ملموس تر حس کنیم مثالی ساده می آوریم:
    شما هر اندازه در کشورتان یک بازیگر حرفه ای تئاتر باشید، آنگاه که پا از مرز کشورتان بیرون می نهید (اگر چنانچه به زبان کشور میزبان آشنایی نداشته باشید) با دیگران مشکل ارتباط برقرار کردن خواهید داشت وحتی روی صحنه نمایش آن کشور نیز مشکل ارتباط زنجیره ای با مخاطب خواهید داشت.
    از این روست که نمایش های بی کلامی همچون « پانتومیم» یا « باله» از این مشکل فرسنگ ها فاصله دارند.
    در این گونه اجرا چون زبانی برای گویش کار انتخاب شده که هیچ نیازی به ترجمه ندارد، تماشاگر به راحتی همپای هنرپیشه خود را در مسیر جاری نمایش پیش می برد. درست است که تماشاگر نمونه نمایش تنها نگاه می کند وآن تمام خواسته این نوع کار است، چون نگاه تنها زبانی است که نیاز به ترجمه ندارد.
    تماشاگر همزمان با هنرپیشه یا هنرپیشگان، می خندد، می گرید، ابرو به هم گره می کند، مضطرب می شود و... . امروزه در تئاترهای بزرگی همچون فرانسه نمایش های بدون کلامی اجرا می شود که کارگردان از تمام تکنیک ها جهت ارتباط تنگاتنگ تماشاگر با کار اجرایی خود بهره می گیرد. مثلا : در گوشه ای مایم اجرا می شود، در گوشه ای باله اجرا می کنند، زمانی با اسکیت قطعه ای اجرا می کنند، لحظاتی به اجرای شعبده بازی و آکروبات سپری می شود وحتی زمانی از کار خود را به حرکات کاراته اختصاص می دهند.
    جالبی این روایت اینجاست که شما وقتی روی خود را از صحنه بر روی تماشاگر می گردانید، از چهره هر یک به خوبی میزان تاثیر گذاری نمایش را در می یابید.

    ****
    چون وقت کوتاه است و حوصله اندک، امید بر آن داریم که با این مختصر کلمات؛ بیش از پیش به جایگاه بدن برای یک بازیگر تئاتر پی برده باشیم.

    حامد نصرآبادیان








    تاریخچه پانومیم

    جنگجویان و شکارچیان عهد باستان، ابتدایی ترین شکل های پانتومیم را با حرکات اندام واشارات سرو دست و رقص اجرا می کردند. آنها از این طریق احساسات و همچنین داستان های خود را منتقل می کردند و از این راه با دیگر افراد قبیله ارتباط برقرار می کردند. در قرن پنجم قبل از میلاد برای نخستین بار استفاده از پانتومیم در کشور هندوستان ثبت شده است.
    خوانندگان و رقاصان و بازیگران پانتومیم برای بهاراتا خدای نمایش داستانی( دراماتیک) برنامه اجرا
    می کردند.


    در قرن چهارم قبل از میلاد پانتومیم از طریق راه های تجاری به مشرق چین راه یافت. بازیگران از پانتومیم برای انتقال داستان ها و رویداد های اجتماعی و تاریخی بهره می بردند. حدود قرن ششم بعد از میلاد مسیح، ژاپنی ها با این نوع تئاتر که به عنوان " تئاتر چینی" شناخته شده بود، اشنا شدند. آنها از پانتومیم برای بازگو کردن نیایش های مذهبی و داستان های حماسی و جنگی استفاده می کردند.
    آنها نوعی پانتومیم بوجود آوردند که برای جلوگیری از زمین لرزه و انفجار آتشفشان اجرا می کردند و این نوع پانتومیم را سامباسو (sambaso) نامیدند.


    در کشور چین و ژاپن هنوز هم پانتومیم اجرا می شود. پانتومیم در این کشورها هنری مستقل و جدا نشدنی از هنر نمایش شناخته شده است. هنری که نمی تواند از رقص و بازی و موسیقی دور و جدا بماند.
    پانتومیم از طریق مصر و یونان باستان به غرب راه یافت. در قرن چهارم قبل از میلاد، در کشور یونان اشاره ای به "ایتولوگ" (ethologue) شده است، که معنایش توصیف آداب و رسوم از طریق پانتومیم بوده است.
    ایتولوگ گونه ای از نمایش بوده است که در ابتدای صحنه و میان پرده های نمایش اجرا می شد. ایتولوگ میان پرده ای کمدی بود تا به هنگام خندیدن تماشاچیان، بازیگران اصلی نمایش مجال کوتاهی برای استراحت کردن به دست بیاورند. این نوع پانتومیم شکل ناکاملی به حساب می آمد و از وقایع مضحک و خنده آوری الهام می گرفت که با آوای فلوت همراه می شد.


    با گذشت زمان این شکل از پانتومیم بیشتر گسترش و تکامل یافت و تبدیل به نمایشی بی صدا شد. نمایشی که شخصیت در آن نسبت به موضوع برتری یافته بود و از اهمیت بیشتری برخوردار بود.
    بازیگران با ماسک، تمام صورت را می پوشانند یا نیمی از صورت خود را، بی آنکه سوراخی برای دهان صورتک ها ایجاد کنند. تا از این طریق برای تماشاچیان فرصتی فراهم کنند و به آنها بفهمانند که نمایش صامت اجرا می شود.


    اولین پانتومیم های یونانی در جنوب ایتالیا در فستیوال فلورا روی صحنه آمده فستیوالی که قبل از میلاد مسیح برگزار شد، شبیه فستیوال های پرجنجال دیونیزوس یکی از خدایان یونان بود. از آنجایی که تماشاچیان با پانتومیم آشنایی نداشتند، یکی از بازیگران ناچار بود، داستان نمایش را از پشت صحنه برای تماشاگران بازگوید.


    در قرون وسطی دلقک هااز بازیگران پانتومیم فنونی آموختند. شاید بتوان گفت آنها پیشگامان اجرای پاتومیم کمدی تک نفره بودند. بعدها پانتومیم در نمایش های مذهبی کلیسا راه یافت. این نوع نمایش ها از نمایش هایی که در یونان باستان اجرا می شد، مذهبی تر بود. در قرن شانزدهم میلادی، پانتومیم تبدیل به کمدیادل آرته شد و دیگربار روی صحنه ها آمد و در خیابان ها پدیدار شد.
    کمدیادل آرته شکلی از تئاتر سیار بود که با پیش پرده های کوتاه وبا استفاده از کلام و پانتومیم تماشاچیان را به خنده می انداخت. در این نمایش که شکلی ساده و عامیانه داشت، بازیگران با حرکات زیاد اندام ها و انتخاب موضوع های ملموس و شخصیت های شناخته شده، برنامه های خود را اجرا می کردند. در سال 1576 گروهی بازیگر ایتالیایی به رهبری "فلامینوآسکالا" (scala flamino) به فرانسه سفر کردند و درباریان فرانسه را با پانتومیم آشنا کردند. بعدها فرانسویان پانتومیم را به شکل "هارلکن" (harlequin)
    شناخته شده امروزی مبدل کردند.


    در سال 1800 میلادی، دیگر در بسیاری از کشورها پانتومیم نمایشی شناخته شده و سرگرم کننده بود، اما پانتومیم که امروز آن را می شناسیم با تلاش و کار "ژان گاسپار دبارو" (jean gaspard debarau) در اوایل قرن نوزدهم شکل گرفت. دبارو پانتومیمی را که به صورت نمایشی خنده دار و همراه با سرو صدا و ناقص اجرا می شد، مبدل به پانتومیم واقعی و امروزی کرد. او برای اجرای پانتومیم داستان هایی خلق کرد که مربوط به زندگی روزمره مردم بود. داستان هایی که در آن صحنه ها و شخصیت ها کامل و واقعی بودند.
    او شخصیت عامیانه "پایروت" (pierrot) را که بازیگری رنگ پریده بود خلق کرد. بازیگری مجنون و پر از جذابیت که با عرقچینی سیاه و در لباسی سفید بر صحنه نقش خود را ایفا می نمود.
    پس از مرگ دبارو پسرش چرلز جای او را گرفت و آموزش پانتومیم را به عنوان یک هنر مستقل و رسمی و قانونمند شروع کرد. هنگامی که شاگردان دبارو پانتومیم های تک پرده ای را در اپرای پاریس به نمایش گذاشتند، مردم با پانتومیم بهتر آشنا شدند.


    اما کسی که در این میان از محبوبیت جهانی نسبت به پانتومیم برخوردار شد نامش "مارسل مارسو" (marcel marceau) است. « شیوه کار مارسو در پانتومیم بیشتر استوار بر تمرین های بدنی دقیق و تجسم فضا بود. او برای نشان دادن فضا و موقعیتی ویژه از حرکات ساده و هماهنگ اندامها بهره می برد. او با خلق شخصیت دوست داشتنی آقای "بیپ" به دنیای پانتومیم معنی و ابعاد تازه ای بخشید. آقای بیپ با کلاه مشخص وگلی که بر آن زده بود، معرف مردانی است که در شرایط و موقعیت های متفاوت و مختلفی قرار گرفته اند. مارسل مارسو با 300 نمایش که در سال اجرا می نماید و با تعبیر ویژه و دخل و تصرف خود در سنت 2500 ساله نمایش پانتومیم، هنوز هم صدها تماشاگر را به خنده و شادی وا می دارد.»


    شاید استاد پانتومیم را چارلی چاپلین بدانیم


    منبع : کوی سینما
    ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!
    ----------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.


  2. 4 کاربر از پست مفید ScarFace سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #2
    webkadeh آواتار ها
    وضعیت : webkadeh آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Feb 2015
    نوشته ها : 7
    سپاس ها : 0
    سپاس شده 1 در 1 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 0 تاپیک

    پاسخ : پانتومیم

    یکی از سخت ترین هنرها اجرای پانتومیم هست!
    ویرایش شد. ***بر خلاف قوانین سایت***
    برای تبلیغات از طریق بخش تماس با ما به مدیریت سایت ایمیل بزنید.
    با تشکر
    DarkAngel

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •