سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh بناهای تاریخی ایران وجهان - صفحه 2

صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 39

موضوع: بناهای تاریخی ایران وجهان

  1. #1
    کــــاش گاهی زنـــدگی هــم كليــد [◄◄ι] [ ιι ] [■] [►] [ι►►] داشت...!
    MiSS SAYTA آواتار ها
    وضعیت : MiSS SAYTA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : ı̴̴̡ ̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı
    نوشته ها : 7,207
    سپاس ها : 10,745
    سپاس شده 16,645 در 4,253 پست
    یاد شده
    در 65 پست
    تگ شده
    در 850 تاپیک

    بناهای تاریخی ایران وجهان

    بناهاي تاريخي و آثار باستاني هميشه مورد توجه علاقه مندان به تاريخ ايران و جهان بوده است
    كشور عزيزمان كه قدمتي به بلنداي تاريخ را در بر دارد سرشار از آثار زيبا و ماندگار باستاني ست
    همچنين جهان پهناور اطراف ما نيز شمال هزاران هزار آثار جذاب و كهن تاريخي مي باشد
    جدا از تلاش براي حفظ اين آثار باستاني ،‌اطلاعات و دانسته هايي هرچند اندك در مورد پيدايش آن ها و موقعيت و قدمتشان نيز به ماندگاري آن ها در اذهان عموم كمك مي نمايند .
    در اين تاپيك هر چند مختصر با همراهي شما به يادآوري و معرفي بناهاي تاريخي ايران و جهان ميپردازيم
    همراهي شما ياري رسان گام هاي ماست

  2. 5 کاربر از پست مفید MiSS SAYTA سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #11
    چيزي كه مرا نكشد قويترم ميسازد...
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,070
    سپاس ها : 6,228
    سپاس شده 6,214 در 2,017 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک
    دوستان به نظرم هر مطلبی که میزارین و جایی رو معرفی میکنید حتما عکس هم داشته باشه. چون بحث معرفی بناهای تاریخیه که بدون عکس لطفی نداره.

    معبد آرتمیس که در پستهای بالا در موردش توضیح داده شد.


    شکل بازسازی شده معبد


    بقایای معبد

  5. 2 کاربر از پست مفید RASHNO سپاس کرده اند .


  6. # ADS
     

  7. #12
    چيزي كه مرا نكشد قويترم ميسازد...
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,070
    سپاس ها : 6,228
    سپاس شده 6,214 در 2,017 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک
    طاق کسری بعد از مرمت




    طاق کسری قبل از مرمت



  8. کاربر روبرو از پست مفید RASHNO سپاس کرده است .


  9. #13
    چيزي كه مرا نكشد قويترم ميسازد...
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,070
    سپاس ها : 6,228
    سپاس شده 6,214 در 2,017 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک
    برج ایفل











    برج ایفل درحال ساخت

  10. کاربر روبرو از پست مفید RASHNO سپاس کرده است .


  11. #14
    'A Bad Word...That Starts With 'F
    FTSAMO آواتار ها
    وضعیت : FTSAMO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : خیلی دور خیلی نزدیک
    نوشته ها : 1,299
    سپاس ها : 4,723
    سپاس شده 2,889 در 963 پست
    یاد شده
    در 1 پست
    تگ شده
    در 534 تاپیک

    پاسخ : بناهای تاریخی ایران وجهان

    پل خواجو اصفهان

    پل خواجو، در شهر اصفهان و بر روی رودخانه زاینده‌رود در شرق سی وسه پل قرار دارد.
    این پل را پل شاهی و بابا رکن الدین و شیراز و حسن آباد هم نامیده‌اند و از بناهای شاه عباس دوم صفوی است که در سال ۱۰۶۰ هجری بنا شده‌است. درازای پل ۱۳۳ متر و پهنای آن ۱۲ متر است. این پل را به نامهای دیگری نیز خوانده‌اند. از همین رو به سبب قرار گرفتن در محله خواجو به پل خواجو شهرت یافته است.

    ویژگی‌ها

    پل خواجو به خاطر معماری و تزئینات کاشیکاری آن از دیگر پلهای زاینده رود مشهورتر است. این پل که در دوران صفوی یکی از زیباترین پلهای جهان به شمار می‌رفت، بیشتر به منزله سد و بند بوده است. در میان هریک از دو ضلع شرقی و غربی پل ساختمانی بنا شده که شامل چند اتاق مزین به نقاشی است. این ساختمان که (شاه نشین) نامیده می‌شود در آن دوره جایگاه بزرگان و امیرانی بوده که برای تماشای مسابقات شنا و قایقرانی بر روی دریاچه مصنوعی به این مکان فراخوانده می‌شدند.

    در گوشه های ضلع شرقی پل خواجو دو شیرسنگی وجودداردکه ظاهرا"نمادسپاهیان بختیاری ومحافظ اصفهان در عصرصفویه هستند. این پل دارای ۲۴ دهانه است که از مکعب‌های به دقت تراش‌خورده ساخته شده و در بخش میانی، با سدهای چوبی برای گرفتن جلو رودخانه مسدود گردیده است.

    با این‌که در حفاظت و مرمت آثار تاریخی، اصلی به نام حفظ اصالت و سندیت طرح و ماده تشکیل‌دهنده اثر وجود دارد ولی دست‌اندرکاران جمهوری اسلامی در سال ۱۳۸۸ با تعویض سنگ‌های قدیمی پله‌ها با سنگ‌های جدید به اصلیت این بنای اصیل ایرانی آسیب زدند.

    در اشعار و نوشته‌ها

    شعرای اصفهان درباره پل خواجو اشعار زیبایی سروده و در این سروده‌ها زیبایی‌های آن را ستوده اند. از جمله این سروده‌ها قصیده بلند صائب تبریزی در وصف یکی از روزهای جشن و چراغانی در کنار این پل است. به نوشته تاریخ نگاران و پژوهشگرانی که درباره سلسله صفوی بررسی کرده‌اند، هدف شاه عباس دوم از ساختن پل خواجو پیوند دادن دو محله خواجو و دروازه حسن آباد با تخت فولاد و راه شیراز بوده است. گردشگران و جهانگردانی که در دوره‌های گوناگون به اصفهان آمده‌اند، زیبایی های پل خواجو را ستوده، آن را در زمره شاهکارهای جاودانه معماری ایرانی و اسلامی به شمار آورده‌اند.

    منابع

    مقالهٔ پ‍ل خ‍واج‍وی اص‍ف‍ه‍ان‌؛ نوشتهٔ احمد حیدری؛ روزنامهٔ ج‍وان‌؛ تاریخ ۲۸ آب‍ان ۱۳۸۰؛ صفحهٔ ۸.
    روحانی، بیژن، مرمت پرسش‌برانگیز پل خواجو، تاریخ انتشار: ۲۸ تیر ۱۳۸۸. بازدید: ژوئیه ۲۰۰۹.



    I’m past patiently waiting. I’m passionately smashin’ every expectation
    !Every action’s an act of creation



  12. #15
    چيزي كه مرا نكشد قويترم ميسازد...
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,070
    سپاس ها : 6,228
    سپاس شده 6,214 در 2,017 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    پاسخ : بناهای تاریخی ایران وجهان

    شهر پترا در اردن



    يكي از عجايب هفتگانه جديد جهان




    براي 600 سال فكر ميكردند اين شهر در ميان بيابان اردن گم شده،‌مانند قاره گمشده آتلانتيس ....





    يك مكتشف سوئيسي كه تصميم گرفته بود آنرا پيدا كند، از جاده اي باريك، از ميان كوههاي سنگي كوير سفر كرد





    تصور كنيد هيجان را وقتي براي اولين بار به پترا رسيد و اين منظره را در قرن نوزدهم مشاهده كرد!



    معبد پترا يك پرستشگاه به سبك يوناني -
    HELLENIC با ارتفاع 42 متر است كه آنرا گنجينه نيز مي نامند.



    اين معبد در ميان ساختمانهاي مجلل و با شكوه در پترا كه همگي آنها در سنگ تراشيده شده اند، بي همتاست.



    اين معبد به طور كامل در سنگ تراشيده شده



    معبد پترا انتهاي شهر سنگي گمشده است



    اين شهر در 226 كيلومتري شهر امان پايتخت اردن قرار گرفته و يونانيان آنرا پترا ناميده اند يعني سنگ، ترجمه عبري آن سلع است و ترجمه عربي آن رقيم.اهالي اين شهر به قوم نبط مشهورند. برخي مورخان قوم نبط را همان اصحاب كهف ميدانند.
    اينجا ابتداي راه ورود به شهر گمشده است. راه سمت راست براي افراديست كه پياده در مسير حركت مي كنند و راه سمت چپ براي درشكه سواران.




    شهر پترا دره ها و گذرگاه هايي به عمق 2000 متر و طول يك كيلومتر به نام تنگه دارد. در دو طرف تنگه پترا كتيبه هاي باستاني حكاكي شده و صدها ساختمان، آرامگاه، سالن و تالارهاي تدفين مردگان، معابد و پرستش گاهه و تخته سنگهاي كنده كاري شده از دورانهاي گذشته وجود دارد. در ارتفاعات جبل هارون آرامگاه هارون برادر موسي قرار دارد.



    غاري در دل صخره هاي سرخ منطقه ((پترا)) در جنوب امان پايتخت اردن در جاده ((سحاب)) واقع شده است و سه قبر سنگي شكافدار در آن ديده مي شود كه احتمال مي رود اين غار همان غار اصحاب كهف باشد



    پترا حدود قرن ششم قبل از ميلاد مسيح در زمان امپراطوري ايران به وسيله قومي به نام نبطي ها ساخته شده است.



    نبطي ها عربهائي بودند كه از طريق تجارت ادويه مانند گياهان خوشبو زندگي خود را ميگذراندند



    حدود 60 سال پس از ميلاد مسيح، پترا تسخير شد و در حيطه امپراطوري روم در آمد.



    بناهاي اين شهر محل سكونت اهالي بوده است.



    پترا براي آخرين صحنه فيلم اينديانا جونز و آخرين جنگ صليبي مورد استفاده قرار گرفته است





    رنگهاي روي سنگها طبيعي هستند



    تركيبات زمين شناسي شن و ماسه اين رنگهاي زيبا و طبيعي را بوجود آورده اند



    نبطي ها در پترا يك سيستم آبرساني مجهز و پيشرفته ساخته اند




    آمفي تئاتر بزرگ شهر مثل ساير بناهاي شهر به صورت يك تكه در دل كوه به شيوه يوناني - رومي تراشيده شده و ظرفيت چهار هزار نفر را دارد







  13. کاربر روبرو از پست مفید RASHNO سپاس کرده است .


  14. #16
    'A Bad Word...That Starts With 'F
    FTSAMO آواتار ها
    وضعیت : FTSAMO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : خیلی دور خیلی نزدیک
    نوشته ها : 1,299
    سپاس ها : 4,723
    سپاس شده 2,889 در 963 پست
    یاد شده
    در 1 پست
    تگ شده
    در 534 تاپیک

    پاسخ : بناهای تاریخی ایران وجهان

    مسجد شیخ لطف‌الله اصفهان

    مسجد شیخ لطف‌الله (ساخته شده در ۱۶۰۲ - ۱۶۱۹ میلادی) یکی از مسجدهای تاریخی و شناخته شده شهر اصفهان است. این مسجد شاهكاری از معماری و كاشی‏كاری قرن یازدهم هجری است به فرمان شاه عباس اول در مدت هیجده سال بنا شده و معمار و بنای مسجد استاد محمدرضا اصفهانی بوده است. تزئینات كاشی‏كاری آن در داخل از ازاره‏ ها به بالا همه از كاشی‏های معرّق پوشیده شده است. باستان‌شناسان خارجی در مورد عظمت معماری این مسجد گفته‏ اند: «به سختی می‏توان این بنا را محصول دست بشر دانست».

    شیخ لطف‌الله جبل‌عاملی، پدر زن شاه عباس اول و از علمای بزرگ شیعه در لبنان امروزی بود كه به دعوت شاه در اصفهان اقامت گزید. این مسجد به منظور تجلیل از مقام او و برای تدریس و نمازگزاری وی احداث شد.

    مسجد شیخ لطف الله‏ یكی از زیباترین آثار تاریخی اصفهان در ضلع شرقی میدان نقش جهان و مقابل عمارت عالی‌قاپو واقع شده. شماری از كاشیكاری‌های معرق درون و بیرون گنبد و كتیبه‏های خط ثلث آن به خط علی‌رضای تبریزی عباسی است.

    این مسجد به علت اینکه نه دارای مناره است و نه دارای شبستان ورودی (حیاط) و همچنین ورودی آن پله می‌خورد، غیر طبیعی است. عدم وجود شبستان و صحن ورودی این مسجد را به مقتضیات تقارنی میدان نقش جهان (قرار گرفتن مسجد رو به روی عمارت عالی‌قاپو) که در نهایت منجر به این مسئله شده‌است که نتوان صحنی یا حیاطی رو به قبله که برای نمازگزاری استفاده شود، برای آن طراحی کرد.

    سر در معرق آن تا پایان سال ۱۰۱۱ هجری ساخته وپرداخته شده واتمام ساختمان و تزئینات آن در سال ۱۰۲۸هجری بوده‌است.

    کتیبه سر در آن به خط ثلث علیرضا عباسی و مورخ به سال ۱۰۱۲ هجری است، معمار و بنای مسجد استادمحمدرضا اصفهانی بوده‌است که نام او در داخل محراب زیبای مسجد در دو لوحه کوچک به این شرح ذکرشده عمل فقیر حقیر محتاج برحمت خدا محمدرضا بن استاد حسین بنا اصفهانی ۱۰۲۸ خطوط و کتیبه‌های داخل مسجد کار علیرضا عباسی خطاط بسیار مشهور زمان شاه عباس و باقر بنا خوشنویس گمنام آن عصر است که نمونه خط ثلث او با خط علیرضا عباسی برابری می‌کند.

    مسجد شیخ لطف الله از ابنیه تاریخی بسیار مشهور است که تزئینات کاشیکاری آن در داخل از ازاره‌ها به بالا همه از کاشی‌های معرّق پوشیده شده‌است و داخل و خارج گنبد بی مانند آن نیز که از زیباترین گنبد‌های جهان به شمار می‌رود از کاشی‌های معرّق نفیس پوشیده شده‌است. باستان‌شناسان خارجی عظمت معماری این مسجد را ستوده‌اند.

    شیخ لطف‌الله از علمای بزرگ شیعه از مردم میس و از اهالی جبل عامل یعنی لبنان امروزی بوده‌است که به دعوت شاه عباس اول در اصفهان اقامت گزید و به منظور تجلیل از او این مسجد برای تدریس و نمازگزاری وی اختصاص داده شد و نام مسجد مزبور به شیخ لطف‌الله از همین جهت است.

    سبک معماری این بنا به شیوه اصفهانی است.


    مسجد شیخ لطف‌الله


    کاشی‌کاری درون مسجد شیخ لطف‌الله

    منابع

    سبک شناسی معماری ایرانی. محمد کریم پیرنیا. نشر معمار. ۱۳۸۳. ص۲۷۰
    دکتر لطف الله هنرفر. شهر تاریخی اصفهان. چاپ چهارم، انتشارات گلها، ۱۳۷۶.
    کتاب ایران انتشارات Lonely Planet


    I’m past patiently waiting. I’m passionately smashin’ every expectation
    !Every action’s an act of creation



  15. #17
    'A Bad Word...That Starts With 'F
    FTSAMO آواتار ها
    وضعیت : FTSAMO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : خیلی دور خیلی نزدیک
    نوشته ها : 1,299
    سپاس ها : 4,723
    سپاس شده 2,889 در 963 پست
    یاد شده
    در 1 پست
    تگ شده
    در 534 تاپیک

    پاسخ : بناهای تاریخی ایران وجهان

    کلیسای وانک اصفهان

    کلیسای وانک یا آمنا پرکیج نام کلیسایی است در محله جلفای اصفهان که از روی کلیسای سنت استپانوس در جلفای آذربایجان کپی برداری شده‌است. این کلیسا از کلیساهای تاریخی ارمنیان اصفهان می‌باشد و در زمان شاه عباس دوم ساخته شده‌است. وانک در زبان ارمنی به معنی کلیسای جامع است.

    ارامنه بعد از کوچ بزرگ از جلفا یعنی در سال ۱۶۰۵ به دستور شاه عباس دوم به اصفهان آورده شدند. آنها از بدو ورود شروع به ساختن محل زندگی کردند و در وهلهٔ اول کلیساها را بنا کردند. ارامنه مردمانی بودند که مذهب برایشان اهمیت بسیاری داشت. پس این باعث می‌شد که محلی برای دعا و راز و نیاز با خدای خود داشته باشند. اولین آنها کلیسای وانک بود. وانک اولین بار در سال ۱۶۰۴ ساخته شد که البته این بنا خیلی کوچک‌تر از بنای فعلی و با وسعت کم ساخته شد.

    ۵۰ سال بعد از ساخت اولیه به خواست و تشویق خلیفه وقت داویراول (خلیفه شخصی است روحانی که ازدواج نمی‌کند و امور ارامنه در دست اوست این شخص از ارمنستان و یا لبنان که رئوس مذهبی ارامنه هستند انتخاب شده وبه نقاط مختلفی که ارامنه ساکن هستند فرستاده می‌شود) این مکان ویران شده و جای آن بنایی با طرحی شکوهمند و عظیم ساخته می‌شود. ساخت این مکان ۹ سال به طول می‌انجامد و در سال ۱۶۶۴ در زمان سلطنت شاه عباس دوم به اتمام می‌رسد. این مکان را برای تعلیم راهبان و اسکان خلیفه بنا می‌کنند.

    این کلیسا و یا دیر آمناپرگیچ (ناجی همگان) در جنوب اصفهان در محلهٔ جلفا یعنی در میدان بزرگ این محله واقع است. بنای عظیم و برج ساعت آن از فاصلهٔ دور مشخص است با ایرن این بنا با ذوق و سلیقهٔ مردمان این منطقه بیشتر آشنا می‌شویم مردمانی که خاک خود را رها کرده وبه سرزمین غریب آورده شدند و اثری چنین زیبا خلق کرده‌اند. این بنا دو در ورودی دارد که در اصلی دری چوبی بزرگ است که مردم از آن رفت و آمد می‌کنند. سر در این ورودی منظره‌ای از داخل دیر با کاشی لاجوردی و خاکستری مزین شده بالای تصویر به خط ارمنی این چنین نوشته شده «دیر ناجی همگان محلی برای راهبان». بعد از ورود دالانی وجود دارد که در دو طرف دالان دو اتاق وجود دارد که قبلاً در آن اتاق‌ها به امور مربوط به ارامنه رسیدگی می‌کردند؛ ولی در حال حاضر یکی به عنوان مغازه‌ای کوچک و دیگری به عنوان اتاق نگهبانی از انها استفاده می‌شود. دالان به سمت پلکان ورودی می‌رود. در سمت راست پلکان برج ناقوس واقع است. در زیر این برج دو قبر وجود دارد؛ این قبرها متعلق به سربازی ارمنی و دیگری متعلق به پیشوای ارمنی است. این برج ۳۸ سال بعد از بنای اصلی دیر ساخته شده‌است. هزینهٔ آن را تاجری ارمنی به اسم هوانجان جمالیان متقبل گشته‌است.

    در سمت راست این بنا (برج ناقوس) کتیبه‌ای بزرگ به رنگ آبی مشخص است و دور آن را سنگهای صلیبی احاطه کرده‌اند این سنگهای صلیبی به زبان ارمنی (خاچ کارم نام دارند یعنی همان سنگ صلیبی) این سنگها یا خاچ کارها از کلیساهای ویران شدهٔ جلفا به این مکان آورده شده و در این دیوار نصب شده‌اند. در قسمت سمت چپ برج ناقوس بنای یاد بودی چشم بیننده را به طرف خود جلب می‌کند این بنای یاد بود، یاد بودی از قتل عام ارامنه‌است که در سال هزار و نه صد و پانزده به دست ترکان عثمانی صورت گرفته هر ساله در این مکان در روز بیست و سه آوریل مراسم برگذار می‌شود که مردم (ارامنه) جمع شده و شمع روشن می‌کنند و یاد شهدای ارمنی را گرامی می‌دارند.

    بخش‌های کلیسای وانک

    چاپچانه

    چاپچانهٔ کلیسای وانک پشت این بنا واقع شده، که البته چند سالی است که به چاپخانه تبدیل شده‌است. شایان ذکر است که اولین چاپخانهٔ ایران و خاورمیانه در این مکان تأسیس شد. در سال ۱۶۴۰ به سرکردگی پیشوای مذهبی کلیسای وانک خلیفه خاچاطور کساراتسی چاپخانه‌ای دایر شد (در کلیسای وانک) این شخص ماشین چاپ و حروف چاپ را خود شخصاٌ ساخت و در سال ۱۶۴۱ کتابی با مضمون شرح حال پدران روحانی به چاپ رساند. هنوز هم چند نسخه از این کتاب در موزه کلیسای وانک وجود دارد که البته از لحاظ چاپ و کاغذ مرغوب نیست ولی برای چاپ کنندگان آن افتخار بزرگی است.

    کتابخانه

    در زمان کوچ بزرگ، ارامنه همه چیز خود را جا گذاشتند و به ایران آمده‌اند ولی تنها چیزی که نتوانستند از آن چشم پوشی بکنند کتابهایی بود که در خانه‌های خود داشتند ارامنه با تحمل زحمات فراوان کتابهای زیادی را با خود به ایران (اصفهان) آوردند این کتابها تنها ثروتی بود که همیشه برای ارامنه باارزش بود و هست.

    در سال ۱۷۷۰ تا ۱۷۹۰ در آن هنگام که ارمنیان و به ویژه پیشوایان مذهبی کلیسای وانک مورد آزار و اذیت قرار گرفتند کتابهای زیادی به خاطر بدست آوردن تفنگ و باروت فروخته شدند ولی بعد از گذشت سالها وقتی وضع به حالت عادی برگشت دوباره این کتابها جمع‌آوری شدند و در سال ۱۸۸۴ قسمتی از کلیسای وانک (محوطهٔ کلیسا) را به کتابخانه اختصاص دادند یعنی کتابخانه‌ای بنا کردند و گنجه‌های چوبی برای آن ساختند تا بتوانند از کتابها نگهداری کنند که این کتابخانه و گنجه‌های چوبی آن در حال حاضر وجود دارد. شایان ذکر است تمام این کتابها کتابهای خطی هستند که روی پوست نوشته شده‌اند.

    کتابخانهٔ کلیسای وانک در قسمت غربی محوطه کلیسا روبروی نمازخانه واقع است.

    بعد از آن پیشوای مذهبی خاچاطور شخصاً خلیفه خوانس را به ایتالیا فرستاد تا شیوه چاپ کردن را بیاموزد که خلیفه هوانس به آمستردام می‌رود و آنجا شیوهٔ چاپ را آموخته و یک ماشین چاپ نیز با خود به جلفای اصفهان می‌آورد و در سال هزار و شش صد و چهل و هفت کتاب «تهیه و تقویم» را به چاپ می‌رسانند.

    در سال ۱۸۴۴ بارون مانوک هورداینان جلفایی یک ماشین چاپ عالی را که گرانقیمت نیز بوده را از اروپا به اصفهان می‌آورد که این ماشین چاپ در حال حاضر در موزهٔ کلیسای وانک نگهداری می‌شود و اولین کتاب را که با این ماشین در کلیسای وانک به چاپ رساندند زبور داوود بود که تنها نسخهٔ باقیمانده از آن در کتابخانه بولئان آکسفورد محفوظ است.

    موزه

    این موزه در سال ۱۸۷۱ در کلیسای وانک ساخته شد.بعد از کتابخانه موزهٔ این کلیسا قرار دارد. این مکان محل نگهداری اجناس گرانقیمت و نایابی است که در دنیا نظیر آنها وجود ندارد باید گفت که بشر این اموال گرانقیمت و نایاب به وسیلهٔ مردم هدیه شده‌اند که اهدای این اموال بیشتر برای آن بوده که جایگاه مناسبی برای یادگارهای گذشتگان وجود داشته باشد تا آیندگان بدانند پدرانشان که بودند و چه کردند.

    در این مکان از انجیل‌های زیبایی نگهداری می‌شوند که یکی از آن انجیلها کوچک‌ترین انجیل دنیا است که با هفت زبان نوشته شده و هفت گرم وزن دارد.

    اماکن اداری

    در گذشته کارهای اداری و قضایی ارامنه جلفا در این مکان صورت می‌گرفت از تنظیم قباله ازدواج تا تعمیر و ثبت فوت و تولد و امور قضایی مثل شکایات و رسیدگی به ان انجام می‌شد این امر در حال حاضر ادامه دارد و ارامنه جلفا برای کارهای خود به این محل رفت و آمد می‌کنند. برای همین در دیر آمناپرگیچ ساختمانی ساخته می‌شود که در حال حاضر نیز برپاست و خدمتگزاران مردم در این مکان به کارهای جامعهٔ ارمنی در جلفا رسیدگی می‌کنند.

    البته این را نیز بنا به فراموش کرد که در گذشته امور ارامنهٔ بعضی از کشورها مثل هند نیز در دیرآمناپرکیج حل و فصل می‌شده ولی در حال حاضر فقط به امور ارامنهٔ جنوب ایران رسیدگی می‌کنند.

    این مکان در جنوبی‌ترین قسمت دیر واقع است و سال ساخت آن به زمان سلطنت ناصرالدین شاه باز می‌گردد.

    در قسمت شرقی دیر روبروی موزه محل اسکان اسقف و یا خلیفه وقت ساخته شده‌است دو طبقه دارد که در طبقهٔ اول وسائل و مایحتاج ذیر در آن نگهداری می‌شود و طبقهٔ دوم محل سکونت اسقف است.


    کلیسای وانک یا آمنا پرکیج


    کلیسای وانک اصفهان


    I’m past patiently waiting. I’m passionately smashin’ every expectation
    !Every action’s an act of creation



  16. کاربر روبرو از پست مفید FTSAMO سپاس کرده است .


  17. #18
    کــــاش گاهی زنـــدگی هــم كليــد [◄◄ι] [ ιι ] [■] [►] [ι►►] داشت...!
    MiSS SAYTA آواتار ها
    وضعیت : MiSS SAYTA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : ı̴̴̡ ̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı
    نوشته ها : 7,207
    سپاس ها : 10,745
    سپاس شده 16,645 در 4,253 پست
    یاد شده
    در 65 پست
    تگ شده
    در 850 تاپیک

    پاسخ : بناهای تاریخی ایران وجهان

    کتيبه بيستون( کتيبه داريوش )


    در 30 کيلومتري شرق کرمانشاه و در ارتفاع صد متري بر روي صخره اي داريوش کتيبه مشهور خود را حک کرده است که تا سال 1835 کسي از راز آن آگاه نبود . چشمه بيستون محل اطراق کاروانها در دورانهاي مختلف بوده است براي همين کسان زيادي کتيبه داريوش را ديده اند و شرحي از آن را در سفرنامه ها يا خاطراتشان گفته اند . از قديمي ترين آثار درباره اين نوشته ، گفته هاي ديودورسس سيسيلي است که در قرن اول پيش از ميلاد اين حجاري را به الهه سميراميس و صد نيزه داري که اطرافش را گرفته اند نسبت داده و گفته است بدستور سميراميس در زير نقش برجسته نوشته اي با حروف سرياني نقل کرده اند ديودور با تکيه بر نوشته کتزياس چنين آورده است که صخره مکان مقدسي بوده و به زئوس خداي بزرگ یونانيان تعلق داشته است .


    ايزيدور خاراکسي جغرافي نويس باستان درباره راه کاروان رويي که از شرق بابل تا مرزهاي خاوري امپراطوري روم کشيده شده شرحي نوشته و در آن بيستون را باپتانا در ناحيه ، کامبادنا ناميده است و مي نويسد در باپتانا نوشته و تصويري از سميراميس است . و با وجود اختلاف نام بيستون با باپتانا که ايزيدور از آن ياد کرده در يکي بودن آنها کمتر مي توان ترديد داشت چون در کتيبه ، داريوش از ناحيه کامپادنا در سرزمين ماد در محل کتيبه نام برده شده است .

    ابن حقول آنرا نقش مکتب خانه اي مي داند که معلم براي تنبيه شاگردانش تسمه اي در دست دارد . گاردان جهانگرد فرانسوي در سال 1794 اين نقش را پيکره دوازده حواري مسيح دانست ، و تصوير فروهر را به مسيح نسبت داد . پورتر در سال 1818 حدس زد که اين نقش ها پيکره شلم نصر و دو سردار و ده سبط ( قبيله ) اسرائيل است که به اسارت افتاده اند . خطر صعود از کوه مانع از آن مي شد که کسي به کتيبه نزديک شود . پورتر تا نيمه راه صعود کرد و طرحي از پيکره ها کشيد . او درباره خطر بالا رفتن از کوه مي گويد " هيچ زماني بدون بيم مرگ از آنجا نمي توان بالا رفت " . بالاخره در سال 1835 اولين کسي که اين صخره را در نورديد راولينسون انگليسي بود که از ستون اول متن فارسي باستان نسخه برداري کرد . او افسر انگليسي مأمور تربيت سربازان شاهي در ايران بود ولي به علت اختلافي که بين دولت ايران و انگليس پيش آمده بود راولينسون مجبور شد ايران را ترک کند . اما در سال 1844 بعد از شرکت در جنگ افغانها (جنگ افغانستان ) مجدد به ايران آمد و بقيه متن فارسي باستان را رونويسي کرد و از ترجمه ايلامي آن که سکايي ، مادي و شوشي جديد نيز خوانده شده نسخه برداري کرد . مطالعات وي در سال 1857 مورد توجه انجمن آسيايي پادشاهي لندن واقع گرديد و به اين ترتيب راز کتيبه بيستون گشوده شده . کار راولينسون سبب شد تا اين کتيبه مورد توجه دانشمندان زيادي قرار گيرد از جمله پروفسور ويليام جکسن از دانشگاه کلمبيا که در سال 1903 از آنجا ديدن کرد و مطالعاتي بر روي کتيبه انجام داد که بيشتر تصحيح کار راولينسون بود . در سال 1904 اولين عکسها توسط لينگ و تامپسون براي موزه بريتانيا گرفته شد و مطالعات مفصل تري در ادامه کار راولينسون انجام شد . سپس در سال 49-1948 ژرژکامرون کتيبه را مجدداً و به طور کامل مورد مطالعه قرار داد . کامرون راه کوچکي را که سابقاً براي رسيدن به نقوش و کتيبه ها در سنگ تراشيده بودند پيدا کرد و کتيبه ديگري را که در طرف راست واقع است و تا آن زمان نسخه برداري نشده بود نسخه برداري کرد که معلوم شد ادامه کتيبه ايلامي است ضمناً کامرون يک قالب تهيه کرد که هم اکنون در دانشگاه ميشيگان است . نتيجه مطالعات اين دانشمند در مورد کتيبه بيستون اين بود که داراي سه نوع خط فارسي باستان ، ايلامي نو ، بابلي نو يا اکدي مي باشد و پس از رمزگشايي فارسي باستان فهميده شد که تصاوير به داريوش و دو سردارش و ده شورشگر که در اوايل سلطنت او قيام کرده بودند تعلق دارد و شرح سرکوب اين ياغيان مي باشد .

    - مشخصات ظاهري کتيبه بيستون :

    اين کتيبه يکي از معتبرترين و مشهورترين سندهاي تاريخي جهان است . زيرا مهمترين نوشته ميخي زمان هخامنشي است . مجموعاً سطحي که اين کتيبه در برگرفته به طول 5/20 ( بيست متر و پنجاه سانتيمتر ) و عرض 80/7 ( هفت متر و هشتاد سانتيمتر ) مي باشد . براي آسان شدن توضيحات ، کتيبه را در دو بخش مورد بررسي قرار مي دهيم .

    بخش اول : نقوش

    نقش هاي اين اثر تاريخي بر سطحي به طول 6 متر و عرض يا ارتفاع 3 متر و 20 سانتي متر حجاري شده است و شامل تصوير داريوش و کماندار و نيزه دار شاهي و 10 تن شورشگر است که يک تن در زير پاي داريوش و 9 تن دست بسته در مقابل او قرار دارند و سرهايشان بجز نفر اول بوسيله طنابي بهم وصل شده است و هرکدام لباس مخصوص کشور خود را بر تن دارند که آنها را از ديگري متمايز مي سازد و بر بالاي سر هرکدام نوشته اي است که نام شورشگر و محل شورش را معلوم مي کند . اندازه قد هشت تن از اينان 126 سانتيمتر و آخرين نفر که سکونخا نام دارد با کلاهش 178 سانتيمتر مي باشد . در اين مجموعه شاه با چهره اصلي و با اندازه حقيقي يعني 181 سانتيمتر نشان داده شده ، پاي چپ و کمان او که در دست چپش قرار دارد بر بدن گئوماتا که زير پاي او به حال تضرع افتاده ، نهاده شده و دست راست پادشاه به نشانه پرستش به سوي فروهر بلند شده است . فروهر که نماد اهورامزدا است روبروي پادشاه قرار دارد و حلقه اي در دست چپ گرفته و دست راست خود را مانند پادشاه بلند کرده است اين حرکت ظاهراً علامت دعاي خير است . يک ستاره هشت پر درون دايره بالاي کلاه تقريباً استوانه اي شکل فروهر ديده مي شود که همين نقش هم در تاج کنگره دار زيبايي که بر سر داريوش است ، ديده مي شود . شايد بدين وسيله داريوش اهورائي بودن خود را نشان مي دهد . پشت سر داريوش کماندار و نيزه دار شاهي ايستاده اند . شاه و افسرانش همگي يکنوع لباس بلند پارسي در بر و کفش سه بندي مشابهي به پا دارند . ولي سربندي که بر سر افسران است از لحاظ تزئين با تاج داريوش تفاوت دارد . ريش مستطيل شکل شاه نيز طبق معمول از ريش کوتاه سايرين متمايز است و همين بخش مستطيل ريش ، الحاقي است يعني از تکه سنگ جداگانه اي ساخته شده و سپس با مهارت بسيار به چهره داريوش متصل شده است . در تصاوير فروهر و شاه و دو افسرش ، در هر دو مچ دستبند وجود دارد . اين دقت و ظرافت در تيردان و بند آن و منگوله هاي متصل به نيزه و ريش و سربند افسران شاهي هم بکار رفته است . گئوماتا تنها اسيري است که کفش بندي به پا دارد و بقيه اسيران پابرهنه هستند . بر سطح حجاري شده 11 کتيبه کوچک هست .

    بخش دوم : خطوط

    موقعيت اين خطوط نسبت به نقوش چنين است . در زير نقش ها خطوط فارسي باستان در 5 ستون به طول 23/9 ( نه متر و بيست و سه سانتيمتر ) و عرض یا ارتفاع 63/3 متر ( سه متر و شصت سانتيمتر ) و 414 سطر قرار دارد .

    در دست راست کنار نقوش يک بخش کتيبه ايلامي به طول 60/5 ( پنج متر و شصت سانتيمتر ) و عرض يا ارتفاع 70/3 قرار دارد و بقيه اين کتيبه در سمت چپ در امتداد خطوط فارسي باستان به طول 67/5 و عرض 63/3 متر و کلاً 593 سطر در هشت ستون قرار دارد .

    کتيبه اکدي ( بابلي ) در قسمت بالاي کتيبه سمت چپ ايلامي قرار دارد با طول يا ارتفاع چهار متر (4) و عرض از قسمت بالا 52/2 و در قسمت پايين 31/2 اين کتيبه به شکل ذوزنقه مي باشد و در 112 سطر مي باشد .

    مجموع خطوط و نقوش برابر با 120 متر مربع است .

    - مطالب موجود در کتيبه داريوش :

    کوروش در خيال لشکرکشي به مصر بود که کشته شد و پسرش کمبوجيه بر تخت سلطنت نشست و براي تحقق بخشيدن به آرزوي پدر رهسپار مصر شد . اما قبل از عزيمت برادر و رقيب خود برديا را از بيم آنکه مبادا در غياب او به تخت سلطنت بنشيند ، مخفيانه کشت . او با حمله به مصر قلمرو امپراطوري خويش را گسترش داد . از شواهد چنين بر مي آيد که او بر خلاف کوروش براي عقايد ملتها و کساني که تحت سلطه اش بودند ، ارجي قائل نبود و از فرزانگي و درايت پدر بهره چنداني نبرده بود . چنانکه پس از شکست قرطاجنه ( از مستعمرات فينيقي ها ) که علت آن سر باز زدن ناويان ناوگانهاي ايران ( که همه از مردم فينيقيه بودند ) بود . کمبوجيه گذشت و سياست پدر را فراموش کرد و در برابر همه ، مصريان را ريشخند کرد با خنجرش گوساله مقدس مصريان آپبس راکه مي پرستيدند از پاي در آورد و جسدهاي موميايي شده پادشاهان را از گورها بيرون کشيد . معابد را با پليدي آلود و فرمان داد تا بتهايي را که در آنها بودند بسوزانند و اين شامل خارجيها نبود چنانکه در زمان بيماري هاي خود که شايد نوبه هاي صرعي بوده خواهر و همسر خود رکسانا را کشت. پسر خود پراک اسپيس را به تير زد و دوازده تن از بزرگان ايران را زنده بگور کرد .

    شايد بدليل جو خفقان و ايجاد حکومت مطلقه بود که ميزان نارضايتي مردم و سران کشور زياد شده بود و دشمناني که در زمان کوروش به علت اقتدار و سياستش ناچار سکوت کرده بودند اکنون با دوگانگي و ضعفي که در حکومت وجود داشت سر به شورش برداشتند . گئومات مغ که از روحانيون دربار بود و از راز کشته شدن برديا نيز اطلاع داشت فرصت را غنيمت شمرد و در غياب کمبوجيه که حدود سه سال در مصر بود ، علم اين قيامها را برافراشت . گئومات از نژاد ماد بود و کشورداري و شاهنشاهي اين نژاد بدست کوروش انقراض يافته بود . گئومات از زمان به تخت نشستن تا زمان سرکوبیش حدود 7 ماه بر ايران حکومت راند . او ماليات سه سال را به مردم بخشيد و در دين اصلاحاتي بوجود آورد ، براي همين معابد موجود را ويران کرد .

    بر طبق کتيبه بيستون خبر شورش گئومات که به کمبوجيه رسيد . قصد بازگشت به ايران کرد ولي در بين راه خود را کشت و داريوش که از نوادگان هخامنش و همچنين از سرداران محافظ کمبوجيه بود حکومت را بدست گرفت . ده ياغي که بر کتيبه بيستون حجاري شده اند نشان دهنده ده شورش است که توسط داريوش تا يکسال و نيم – دو سال پس از شاهيش سرکوب شده اند .

    - متن کتيبه داريوش بزرگ شاهنشاه هخامنشي

    چون براي احراز شاهي در زمان قديم شاهزاده بودن امتياز بزرگي محسوب مي شود ، داريوش کتيبه اش را با معرفي خود آغاز مي کند و اصالت نژاديش و اينکه شايستگي شاهي را دارد اثبات مي کند و مي گويد :

    ستون 1

    بند 1 – من داريوش ، شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه در پارس ، شاه کشورها ، پسر ويشتاسب ، نوه ارشام هخامنشي .

    بند 2 - داريوش شاه گويد : پدر من ويشتاسب ، پدر ويشتاسب ارشام ، پدر ارشام آريامن ، پدر آريامن چيش پيش ، پدر چيش پيش هخامنش .

    بند 3 - داريوش شاه گويد : بدين جهت ما هخامنشي خوانده مي شويم [ که ] از ديرگاهان اصيل هستيم . از ديرگاهان تخمه ما شاهان بودند .

    بند 4 – داريوش شاه گويد: 8 [ تن ] از تخمه من شاه بودند . من نهمين [ هستم ] ما 9 [ تن ] پشت اندر پشت ( در دو شاخه ) شاه هستيم .

    بند 5 – داريوش شاه گويد : به خواست اهورا مزدا من شاه هستم . اهورا مزدا شاهي را به من داد .

    بند 6 – داريوش شاه گويد : اين [ است ] که از آن من شدند به خواست اهورا مزدا من شاه آنها بودم . پارس ، عيلام ، بابل ، آشور ، عرب ، مودراي ( مصر ) ، اهل دريا ( فينيقيها ) ، سارد ( ليدي ) ، يونان ( يوناني هاي ساکن آسياي صغير ) ، ماد ، ارمنستان ، کپدوکيه ، پرثو ، زرنگ ( سيستان ) ، هرئي و( هرات ) ، باختر ( بلخ ) ، سغد ، گندار ( دره کابل ) سک ( طوايف بين درياچه آرال و درياي مازندران ) ، ثت گوش ( دره رود هيرمند ) ، رخج ( قندهار ) ، مک ( مکران و عمان ) جمعاً 32 کشور .

    بند 7 – داريوش شاه گويد : اين [ است ] کشورهايي که از آن من شدند . به خواست اهورامزدا بندگان من بودند . به من باج دادند . آنچه از طرف من به آنها گفته شد ، چه شب ، چه روز همان کرده شد .

    بند 8 – داريوش شاه گويد : در اين کشورها مردي که موافق بود او را پاداش خوب دادم آنکه مخالف بود اورا سخت کيفر دادم . به خواست اهورا مزدا اين کشورهايي [ است ] که بر قانون من احترام گذاشتند . آن طوري که به آنها از طرف من گفته شد همانطور کرده شد .

    بند 9 – داريوش شاه گويد : اهورا مزدا مرا اين پادشاهي داد . اهورا مزدا مرا ياري کرد تا اين شاهي بدست آورم . به ياري اهورا مزدا اين شاهي را دارم .

    بند 10 – داريوش شاه گويد : اين [ است ] آنچه به وسيله من کرده شد پس از اينکه شاه شدم . کمبوجيه نام پسر کوروش از تخمه ما او اينجا شاه بود . همان کمبوجيه را برادري بود بردي نام هم مادر [ و ] هم پدر با کمبوجيه . پس از آن کمبوجيه آن بردي را بکشت ، به مردم معلوم نشد که بردي کشته شده . پس از آن کمبوجيه رهسپار مصر شد ، مردم نا فرمان شدند . پس از آن دروغ در کشور بسيار شد هم در پارس ، هم در ماد ، هم در ساير کشورها .

    بند 11 – داريوش شاه گويد : پس از آن مردي مغ بود گئومات نام . او از پ ئيشي يا وودا ( پي شياووادا ) برخاست . کوهي [ است ] ارکديش ( ارکادري ) نام . چون از آنجا برخاست از ماه وي يخن 1 چهارده روز گذشته بود . او به مردم چنان دروغ گفت [ که ] : من بردي پسر کوروش برادر کمبوجيه هستم . پس از آن مردم همه از کمبوجيه برگشته به سوي او شدند هم پارس ، هم ماد ، هم ساير کشورها . شاهي را براي خود گرفت . از ماه گرم پد 2 9 روز گذشته بود آنگاه شاهي را براي خود گرفت . پس از آن کمبوجيه به دست خود مرد .

    بند 12- داريوش شاه گويد : نبود مردي ، نه پارسي ، نه مادي ، نه هيچ کس از تخمه ما که شاهي را گئومات مغ باز ستاند . مردم شديداً از او ميترسيدند که مبادا مردم بسياري را که پيش از آن بردي را شناخته بودند بکشت . بدان جهت مردم را مي کشت که مبادا مرا بشناسند که من بردي پسر کوروش نيستم . هيچ کس ياراي گفتن چيزي درباره گئومات مغ نداشت تا من رسيدم . پس از آن من از اهورا مزدا مدد خواستم . اهورا مزدا به من ياري ارزاني فرمود . از ماه باگاديش 3 10 روز گذشته بود . آنگاه من با چند مرد آن گئومات مغ و آنهايي را که برترين مردان دستيار [ او ] بودند کشتم . دژي سيک ي ووتيش 4 ، نام سرزميني ني ساي نام در ماد آنجا او را کشتم . شاهي را از او ستاندم . به خواست اهورا مزدا من شاه شدم . اهورا مزدا شاهي را به من داد .

    بند 14 – داريوش شاه گويد : شاهي را که از تخمه ما برداشته شده بود آن را من برپا کردم . من آن را در جايش استوار نمودم . چنانکه پيش از اين [ بود ] همان طور من کردم . من پرستشگاه هايي را که گئومات مغ ويران کرده بود مرمت نمودم . به مردم چراگاه ها و رمه ها و غلامان و خانه هايي را که گئومات مغ ستانده بود بازگرداندم . من مردم را در جايش استوار نمودم ، هم پارس ، هم ماد و ساير کشورها را . چنان که پيش از اين [ بود ] آنچه را گرفته شده [ بود ] برگرداندم . به خواست اهورا مزدا من اين را کردم . من کوشيدم تا خاندان ما را در جايش استوار نمايم چنان که پيش از اين [ بود ] آن طور من کوشيدم به خواست اهورا مزدا تا گئومات مغ خاندان ما را برنگيرد .

    بند 15 – داريوش شاه گويد : اين [ است ] آنچه من کردم پس از آنکه شاه شدم .

    بند 16 – داريوش شاه گويد : چون من گئومات مغ را کشتم پس از آن مردي آثرين ( آثرينا ) نام پسر او در خوزستان ( اووج ) برخاست . به مردم چنين گفت : من در خوزستان شاه هستم . پس از آن خوزيان نافرمان شدند . به طرف آن آثرين گرويدند . او در خوزستان شاه شد . و مردي بابلي ندئيت ب ئير ( نيدنيتوبل ) نام پسر ائين ئير او در بابل برخاست . چنين مردم را بفريفت [ که ] : من نبوکدرچرپسر نبتون ئيت هستم . پس از آن همه مردم بابلي به طرف آن ندئيت ب ئير گرويدند . بابل نافرمان شد . او شاهي را در بابل گرفت .

    بند 17 – داريوش شاه گويد : پس از آن من رهسپار بابل شدم به سوي آن ندئيت ب ئير که خود را نبوکدرچر مي خواند . سپاه ندئيت ب ئير دجله را در دست داشت . آنجا ايستاد . و آب عميق بود . پس از آن من سپاه را بر مشکها قرار دادم . پاره اي بر شتر سوار کردم . براي عده اي اسب تهيه کردم . اهورا مزدا به من ياري ارزاني فرمود به خواست اهورا مزدا دجله را گذشتيم . آنجا آن سپاه ندئيت ب ئير را بسيار زدم . از ماه اثري يادي ي 5 ، 26 روز گذشته بود .

    بند 19 – داريوش شاه گويد : پس از آن من رهسپار بابل شدم . هنوز به بابل نرسيده بودم شهري زازان نام کنار فرات آنجا اين ندئيت ب ئير که خود را نبوکدرچر مي خواند با سپاه بر ضد من به جنگ کردن آمد . پس از آن جنگ کرديم . اهورا مزدا به من ياري ارزاني فرمود . به خواست اهورا مزدا من سپاه ندئيت ب ئير را بسيار زدم . بقيه به آب انداخته شد . آب آن را برد . از ماه انامک 6 ، 2 روز گذشته بود که چنين جنگ کرديم .


    پ.ن.به دليل مشكل فني نتونستم عكس بذارم

  18. کاربر روبرو از پست مفید MiSS SAYTA سپاس کرده است .


  19. #19
    'A Bad Word...That Starts With 'F
    FTSAMO آواتار ها
    وضعیت : FTSAMO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : خیلی دور خیلی نزدیک
    نوشته ها : 1,299
    سپاس ها : 4,723
    سپاس شده 2,889 در 963 پست
    یاد شده
    در 1 پست
    تگ شده
    در 534 تاپیک

    پاسخ : بناهای تاریخی ایران وجهان

    رکیب‌خانه اصفهان

    عمارت رکیب‌خانه از جمله بناهای بافت قدیم اصفهان به شمار می‌رود که در اوائل قرن یازدهم هجری مقارن با سلطنت شاه عباس اول ساخته شده است. بعده‌ها این عمارت در دوران قاجار پس از بازسازی به عنوان خانهٔ ظل‌السلطان استفاده می‌شده است. کاربری کنونی این ساختمان موزه هنرهای معاصر اصفهان است.

    پیشینه

    این بنا در مرکز شهر اصفهان و نزدیک بناهای مشهوری همچون تالار اشرف، کاخ چهلستون، عالی قاپو و توحیدخانه قرار دارد و از جمله بناهای بافت قدیم اصفهان به شمار می‌رود که در اوائل قرن یازدهم هجری مقارن با سلطنت شاه عباس اول به عنوان یکی از بناهای مجموعه دولتخانه صفوی احداث شد. با مراجعه به منابع و مأخذ مختلف دوران صفوی و با توجه به کلمهٔ «رکیب‌خانه» مشخص می‌شود که این عمارت محل نگهداری لوازم سوارکاری و یراق‌آلات اصطبل دولتی بوده است.

    با اضمحلال حکومت صفویه، عمارت «رکیب‌خانه» متروک گردید و بعدها در عصر قاجار به دستور «حاج محمد حسین‌خان صدر اصفهانی» - صدراعظم نیک‌اندیش فتحعلی‌شاه - احیاء شد. در دورهٔ حکومت «مسعود میرزا ظل‌السلطان» بعد از انجام تعمیرات و الحاقاتی که با آن دوره سازگار بود به عنوان محل زندگی این حاکم تعیین گردید.

    در دوران پهلوی اداره آمار و ثبت احوال اصفهان در این محل مستقر شد و تغییراتی در ساختمان و مخصوصاً در جبهه غربی آن صورت گرفت.

    در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی «رکیب‌خانه» مورد مرمت اساسی قرار گرفت و بعد از بازسازی مقرر شد اشیاء موجود در موزه‌های هنرهای تزئینی تهران و بقیهٔ اشیاء قدیمی به اصفهان منتقل و در این ساختمان به معرض تماشای عموم گذاشته شود. در اجرای این هدف در تابستان ۱۳۷۵ گنجینه‌های تزئینی رسماً افتتاح و مورد بهره‌برداری قرار گرفت.

    در حال حاضر این گنجینه با فضائی به مساحت ۲۶۰۰ متر مربع و حدود ۱۲۰۰ متر فضای نمایشگاهی با در بر گرفتن هفت بخش دائمی صدها اثر نفیس هنری را برای بازدید عموم عرضه کرده است.

    منبع

    عمارت‌ها، وب‌گاه رسمی شهر اصفهان. (استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد).


    نمای غربی-شرقی از حیاط عمارت رکیب‌خانه که ورودی و جبههٔ شرقی این عمارت را نشان می‌دهد.


    I’m past patiently waiting. I’m passionately smashin’ every expectation
    !Every action’s an act of creation



  20. #20
    'A Bad Word...That Starts With 'F
    FTSAMO آواتار ها
    وضعیت : FTSAMO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : خیلی دور خیلی نزدیک
    نوشته ها : 1,299
    سپاس ها : 4,723
    سپاس شده 2,889 در 963 پست
    یاد شده
    در 1 پست
    تگ شده
    در 534 تاپیک

    پاسخ : بناهای تاریخی ایران وجهان

    سارویه اصفهان

    سارویه یا کهن دژ نام بنایی بسیار کهن در اصفهان است که در کنار پل شهرستان و در کناره شمالی زاینده رود قرار دارد. این بنا کتابخانه بزرگی بوده‌است که در آن کتاب‌های فراوانی نگهداری می‌شده‌است. سارویه در حمله اعراب به ایران ویران گردید و اکنون تنها بقایای آن به صورت تپه‌ای باقی مانده‌است. ابن رسته در قرن سوم هجری در مورد سارویه چنین می‌نویسد:

    « در شهر جی بنای کهنه‌ای به شکل قلعه وجود داشته‌است موسوم به ساروق یا سارویه. چون این بنا بسیار کهنه‌است نمی‌توان بانی آن را معلوم کرد و گویند قبل از طوفان نوح ساخت شده‌است. »

    تاریخ ساخت سارویه

    برخی از تاریخنگاران بنای سارویه را به تهمورس سومین شاه از سلسلهٔ پیشدادیان نسبت داده‌اند[۲]. نویسنده کتاب نسب‌نامه که در آغاز حکومت سلجوقیان می‌زیسته در رساله‌ای بنام انساب ملوک پارس نوشته‌:

    « تهمورس نخست دو بنا و آبادی در این محل نزدیک به یکدیگر طرح کرده و بساخت و نام یکی را سارویه و دیگری را مهرین نهاد و به بازبینی زمان جمعیت و آبادی آن‌جا بسیار شده به یکدیگر پیوست و شهری معتبر گردید »
    برخی دیگر از تاریخنگاران نیز ساخت آن را به گشتاسپ یکی از شاهان پارس نسبت می‌دهند. بر پایه این نوشته‌ها، گشتاسپ به وزیر خود جاماسپ که فرد فرزانه و دانشمندی بوده‌است دستور می‌دهد که برای نگهداری کتاب‌های موجود کتابخانه‌ای بنا کند که بسیار استوار باشد. ابن ندیم، نویسنده کتاب الفهرست، اطلاعاتی ارزشمند درباره کهن دژ را عینا از کتاب اختلاف الزیجات نوشته ابومشعر بلخی آورده‌است:

    « ایرانی‌ها پس از این که بهترین وسیله را برای ثبت و ضبط و نوشتن و نگهداری دانش بدست آوردند برای یافتن بهترین جا و مکان جهت بنیاد کتابخانه و گنجینه کتاب به جست‌وجو پرداختند، جایی که از زمینلرزه بر کنار و گل آن چسبندگی داشته باشد تا برای ساختمان‌های محکم و پابرجا پسندیده باشد. پس از کنجکاوی بسیار سرانجام شهرستانی که همه این محسنات را داشت یافتند و آن شهر اصفهان بود. در آن جا هم پس از کاوش نقاط گوناگون شهر، روستای جی را بهترین جا و مکان یافتند. در جی، «کهن دژ» را برگزیدند و در آن جا عمارتی رفیع بنیاد نهادند و آن را «سارویه» نامیدند. مردم از پی بنا به سازنده و پایه‌گذار آن پی بردند زیرا در سالهای گذشته گوشه‌ای از ساختمان سارویه ویران گردید و در آن سُغی دالانی نمایان شد که با گِل سفت ساروج ساخته شده بود و در آن کتابهای فراوانی از نوشته پیشینیان نهاده بودند که بر پوستِ درخت خدنگ نوشته بودند در دانش‌های گوناگون. شماری از این کتاب‌ها به دست کسی رسید که در خواندن آنها دانا و توانا بود. در آنها نوشته‌ای از برخی شاهان ایران یافتند که چنین بود: «به تهمورس شاه که دوستدار دانش و دانش‌پژوهان بود خبر دادند که در اثر یک پیشامد آسمانی که در باختر به پیدایش خواهد پیوست، به چرایی ریزش بارانهای پی در پی، جهانی را آب فرا خواهد گرفت. زمان وقوع آن با گذشتن ۲۳۱ سال و ۳۰۰ روز از آغاز پادشاهی سلسله وی خواهد بود». منجمان تهمورس شاه را بر آن داشتند که برای پرهیز از زیان و خسارات برآمده از آن توفان چاره‌ای اندیشد و گفتند زیان و خسران آن باران و توفان تا انتهای خاور کشیده خواهد شد. تهمورس شاه، مهندسان را فرمان داد در سراسر ایرانشهر کاوش کنند و جویا شوند جائی را که از هر نظر برتری داشته باشد، برای ساختمان بنایی برای نگهداری آثارِ دانشِ برگزیدگان، برگزینند. وی کتاب‌ها را در سارویه اصفهان قرار داد. »

    سرانجام سارویه

    در زمان حمله اعراب به اصفهان، ساختمان بیرونی دژ نابود شده‌است. آنگونه که ابو مشعر بلخی می‌گوید، اعراب به گمان یافتن گنج شروع به تخریب و ویرانی دژ می‌کنند و بسیاری از کتاب‌ها به این روش نابود می‌شود. اما از آنجا که مخزن کتابخانه در دالان‌های مخفی زیر زمینی بوده‌است، به شماری از کتاب‌ها آسیبی نمی‌رسد تا اینکه در سال ۳۵۰ قمری، براثر فروریختن سقف یکی از دالان‌ها، مخزن کتابخانه نمایان می‌شود. به دستور خلیفه بسیاری از این کتاب‌ها بر بار صدها شتر به بغداد منتقل می‌شود و بسیاری دیگر از کتاب‌ها در همانجا نابود می‌گردد.

    برخی تاریخنگاران در این باره می‌گویند:

    ابومشعر بلخی گوید:

    « که اندر کهندژ جی سپاهان جایی است به نام سارویه. سارویه به مشرق هم چنان است که اهرام الفانتین مصر به مغرب. آن جای را مسلمین برای پیدا کردن گنج کوبیدند. هنگامی که سارویه را شکافتند و نبیگ‌ها را برداشتند، آن جای نوشته‌هایی پیدا کردند بر روی پوست توز. پاره‌ای به بغداد بردند، بیشترشان چون ناخوانا بودند به حال خود رها شدند و از میان رفتند. »
    ابوریحان بیرونی نیز گوید:

    « به روزگار ما، اندرکهندژ جی، شهرستان سپاهان، چون پشته‌هایی شکافتند، خانه‌هایی یافتند پر از بس بار پوست درختی که ابر کمان و سپر همی پیچیدند و آن پوست توز نامند؛ و ابر آن پوست‌ها نوشته‌هایی نگاشته بودند که کس نه‌توانست گفتن چیستند، و از چه گویند. »
    ابن ندیم خود می‌گوید:

    « یکی از اشخاص ثقه به من خبر داد که در سال ۳۵۰ هجری سارویه جی دالانی خراب گردید که جایش معلوم نشد زیرا از بلند بودن سطح آن گمان می‌کردند که درون آن خالی نبوده و پر است تا زمانی که آن خود به خود فرو ریخت و در آن کتاب‌های زیادی به دست آمد که هیچ کس نمی‌توانست آنها را بخواند و آنچه من با چشم خود دیدم و ابوالفضل عمید آنها را در سال سیصد و چهل و اندی فرستاده بود کتاب‌هایی بودند پاره پاره که از باروی اصفهان میان صندوق‌هایی بدست آمده و به زبان یونانی بود کسانی که آن زبان را می‌دانستند مانند یوحنا و دیگران آن را ترجمه کردند و آشکار شد که نام سربازان و جیره آنان است و آن کتاب‌ها چنان گندزا بودند که گویی تازه از دباغی درآمده‌اند ولی پس از آنکه یکسال در بغداد ماندند خشک شدند و تغییر کردند و عفونتشان برطرف شد و پاره‌ای از آنها نزد شیخ ابوسلیمان موجود است. گویند سارویه یکی از بناهای محکم باستانی است که ساختمان معجزه‌آسایی دارد و در مشرق چون اهرام مصر در مغرب از نظر عظمت و اعجاب است. »
    حمزه اصفهانی در کتاب سنی الملوک الارض و الانبیاء درباره سارویه اطلاعاتی چنین می‌دهد:

    « در سال ۳۵۰ هجری قمری قسمتی از بنای اندرونی جی سارویه ویران شد و اتاقی در آن پدید گشت که در آن اتاق ۵۰ داد کتاب وجود داشت. این کتاب‌ها را روی پوست نوشته بودند و خط آن از خطوطی بود که تا آن تاریخ مردم چنین خطی ندیده بودند. »

    منابع

    لطف الله هنرفر. آشنایی با شهر تاریخی اصفهان. انتشارات گلها، ۱۳۷۲، ۵۱ تا ۵۲.
    رک‍ن‌ال‍دی‍ن ه‍م‍ای‍ون‍ف‍رخ. ت‍اری‍خ‍چ‍ه ک‍ت‍اب‍خ‍ان‍ه‌ه‍ای ای‍ران و ک‍ت‍اب‍خ‍ان‍ه‌ه‍ای ع‍م‍وم‍ی. چاپ ۱۳۵۶، انتشارات جاویدان،
    بهرام فره‌وشی. ایرانویج. چاپ شهریور ۱۳۶۸، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران،
    رک‍ن‌ال‍دی‍ن ه‍م‍ای‍ون‍ف‍رخ. ت‍اری‍خ‍چ‍ه ک‍ت‍اب‍خ‍ان‍ه‌ه‍ای ای‍ران و ک‍ت‍اب‍خ‍ان‍ه‌ه‍ای ع‍م‍وم‍ی. چاپ ۱۳۵۶، انتشارات جاویدان،


    نمایی از باقیمانده بنای سارویه


    بخش هایی از بنای سارویه که هنوز پابرجاست


    دامنه غربی تپه سارویه، از بقایای کتابخانه سارویه. خیابان مشتاق دوم در امتداد دامنه شمالی دیده می‌شود.


    I’m past patiently waiting. I’m passionately smashin’ every expectation
    !Every action’s an act of creation



صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •