سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh Swa.23- تحلیل و بررسی سریال خاطرات خون آشام (Vampire Diaries) اپيزود دهم تا پايان فصل يك

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت  طراحی دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه 

 هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته , طراحی وب سایت , سئو سازی , کابل هلوکیبل , اعلام حریق , پیاده سازی دیتاسنتر

 

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7
نمایش شاخه ای5علاقمندی ها
  • 5 ارسال شده توسط MiSS SAYTA

موضوع: Swa.23- تحلیل و بررسی سریال خاطرات خون آشام (Vampire Diaries) اپيزود دهم تا پايان فصل يك

  1. #1
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 40
    نوشته ها : 7,505
    سپاس ها : 11,206
    سپاس شده 25,636 در 4,555 پست
    یاد شده
    در 57 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    Swa.23- تحلیل و بررسی سریال خاطرات خون آشام (Vampire Diaries) اپيزود دهم تا پايان فصل يك

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  32198404610430990337.gif
مشاهده: 4568
حجم:  60.7 کیلو بایت

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  inf.png
مشاهده: 1691
حجم:  19.1 کیلو بایت

    چهارمين نقد و بررسی اختصاصی سریالهای تلویزیونی .
    کاری از گروه نقد و بررسی سینماسنتر


    داستان برگرفته از سري كتاب هاي"‌دفترچه هاي خاطرات خون آشام"‌ نوشته ي ال جي اسميت (
    L J Smit) مي باشد كه چهار كتاب آن در سال 1991 و كتاب پنجم آن در سال 2009 منتشر شد.
    خاطرات روزانه یک خون آشام،داستانيست كه در شهری به ناممیستیک فالز جريان دارد،‌ شهري قديمي و كهن با ساكنين اصيل كه در داستان متوجه گذشته پر ماجرا و مبهمي از آن ها مي شويم. جنگي كه در ساليان دراز ميان آن ها و خون آشام ها اتفاق افتاده است.

    كار گردان: ماركوس سي يگا (Marcos siega)
    تهيه كنندگان: كوين ويليامسون (‌نويسنده جيغ)، جولي پلس و لزلي مورگنشتاين


    بازيگران اصلي سريال:

    ايان سامر هالدر (بازيگر نقش بون در سريال لاست) متولد 8 دسامبر 1978 در آمريكا در نقش ديمن سالواتوره. دیمن، برادر استفن داراي روحيات وحشيانه و خشن مي باشد. براي بقا و زندگي به هر عملي دست مي زند و از خون انسان تغذيه مي كند. داراي قدرت كنترل مه است و كلاغي به نشانه حضورش است.
    نينا دوبروف: متولد 9 ژانويه 1989 در بلغارستان در نقش الينا گيلبرت،‌ دختري دبيرستاني كه والدينش را در يك حادثه رانندگي از دست داده و همراه برادر كوچكتر و خاله اش زندگي
    مي كند.

    پاول وسلي: متولد 23 ژولاي 1982 نيو جرسي در نقش استفن سالواتوره از خانواده بزرگ سالواتوره است. خون آشامي كه حدود 154 سال است كه در 17 سالگي خود زندگي
    مي كند. خون آشامي از نوع متمدن كه تمايلي به كشتن انسان ها ندارد و از حيوانات تغذيه
    مي نمايد. از توانايي هايش مي توان به فناناپذيري،‌ قدرت كنترل ذهن افراد و قدرت گوش نمودن به صحبت ديگران از فاصله ي دور اشاره كرد.

    بررسی کننده : نازنین

    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


  2. 5 کاربر از پست مفید FFKIA سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #2
    کــــاش گاهی زنـــدگی هــم كليــد [◄◄ι] [ ιι ] [■] [►] [ι►►] داشت...!
    MiSS SAYTA آواتار ها
    وضعیت : MiSS SAYTA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : ı̴̴̡ ̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı
    نوشته ها : 7,155
    سپاس ها : 10,643
    سپاس شده 16,549 در 4,216 پست
    یاد شده
    در 63 پست
    تگ شده
    در 850 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 4- تحلیل و بررسی سریال خاطرات خون آشام (Vampire Diaries) بخش چهارم

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  51633082883599411698.gif
مشاهده: 3592
حجم:  53.0 کیلو بایت

    خاطرات يك خون آشام(
    The Vampire Diaries):
    روايتي از خاطرات يك خون آشام (اپيزود دهم تا پايان فصل اول)

    داستان در شهري به نام ميستيك فالز اتفاق مي افتد. شهري كوچك و قديمي كه دستخوش داستان ها و افسانه هاي فراواني بوده است. افسانه هاي متفاوت از موجودات فرابشري كه از ديرباز در اين شهر ساكن بوده اند. از ابتدا شروع مي كنيم. سال 1864 ابتدايي ترين سالي است كه در اين داستان شاهد هستيم. با توجه به مساحت شهر و ساكنين محدود، طبيعي به نظر مي رسد كه تمام اهالي شهر شناخته شده و آشنا باشند.

    خانواده هاي سرشناسي مانند سالواتوره ها، گيلربت ها و لاك وود ها از آن جمله مي باشند. محور اصلي داستان از عمارت سالواتوره آغاز مي شود. ورود دختري زيبا به عمارت سالواتوره و آشنايي با پسران جوان آن خانواده سرآغاز داستاني عاشقانه همراه با رنج و غم و حوادث غير قابل پيش بيني كه نهايتا منجر به سرانجام شومي براي آن خانواده و همچنين شهر ميستيك فالز مي شود. شهر ميستيك فالز داراي انجمني به نام موسسان مي باشد كه متشكل از افراد سرشناس شهر بوده و به طور كلي اگر بخواهيم بيان كنيم،‌ انجمني كه از دير باز . از ساكنين ابتدايي شهر تشكيل شده و همين هيئت در كنار هم پيرامون مسائل مهم شهر مشورت و تصميم گيري مي نمايند. به داستان باز مي گرديم، با ورود دختري به نام كاترين داستان رنگ ديگري به خود مي گيرد. دليل حضور كاترين دختري يتيم كه پدر و مادرش را در آتش سوزي از دست داده و از آتلانتا به ميستيك فالز كوچ نموده در عمارت سالواتوره تنها نقل مكان و جابجايي هميشگي براي گريز از آشكار شدن ماهيتش نيست، بلكه از بودن در كنار سالواتوره ها لذت مي برد. زيبارويي وارد عمارت مي شود و دل از دو برادر به يغما مي برد. استيفن و ديمن هر دو عاشق مي شوند و كاترين دراين مثلث عشقی حكمراني مي كند. دختر جوان بر عقل و هوش دو برادر مديريت نموده،‌ گويي دو برده را در يك احساس عميق اسير كرده و با قدرت خويش مطيع مي سازد. قدرتي كه باعث مي شود هريك از برادران احساس مالكيت بر وي داشته باشند. روزها از پي هم مي گذرند. استيفن و ديمن عشق دختر خون آشامي را در دل مي پرورانند. نفوذ و كنترل كاترين بر آن دو باعث شده كه هر يك از دوبرادر از رابطه معشوقه خود با رقيب مطلع نباشند و حتي تا آن حد فرمانبردار كاترين هستند كه از وجود رابطه خويش نيز سخني نمي گويند. انجمن موسسان اولين جشن ساليانه خود را برگزار مي كند.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  b72db2139b90487d943c.png
مشاهده: 50093
حجم:  22.6 کیلو بایت

    جشني با حضور اعضاي انجمن و افراد سرشناس شهر كه خانواده سالواتوره نيز در آن حضور بهم خواهند رسانيد. دو برادر، دو رقيب براي همراهي با معشوقه تلاش مي نمايند. كاترين با زيركي قول همراهي را به هر دو نفر مي دهد. جشن برگزار مي شود و ابتدا گمان مي كنيم كه تنها استيفن با كاترين در جشن شركت مي كند و اين در حالي است كه اين همراهي با دو برادر اتفاق مي افتد. شب جشن موسسان براي اولين بار ماهيت كاترين بر ما آشكار مي شود. حمله او به استيفن و بعد از آن ديمن و سپس پاكسازي ذهن آن دو قدرت كاترين را به ما نشان مي دهد. قدرتي پنهان كه براي اميلي، ‌خدمتكار و همراه هميشگي كاترين شناخته شده است. در شهر حوادث گوناگوني در جريان است. حمله هاي مخفيانه در گرداگرد شهر خبر از بازگشت موجوداتي خونخوار مي دهد. اعضاي انجمن براي مبارزه با اين حملات فعاليت خود را آغاز نموده اند. از تعداد وامپايرهاي ناشناخته در شهر اطلاع دقيقي نيست. رفت و آمدها در شهر همراه با هراس و وحشت صورت مي گيرد. گويي هر شخصي كه مشاهده مي كنيم درصدي برايمان شك برانگيز است و چه بسا كه يك وامپاير مي باشد. كاترين با افراد زيادي رفت و آمد مي كند. اشخاصي كه از نوع رابطه و رفتارشان به ماهيت تيره و پليدشان پي مي بريم.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  b72db2139b90487d943c.png
مشاهده: 50093
حجم:  22.6 کیلو بایت

    با افزايش مراوده هاي كاترين تعداد خون آشام هايي كه شناخته مي شوند بيشتر مي شود. همزمان با شكل گيري گروهي منسجم از وامپايرها،‌ انجمن موسسان نيز حركت جدي را براي مبارزه آغاز نموده است. ابتدا از شناسايي و حدس شروع مي شود،‌ در هر خانه، ‌خانواده، ‌افراد تازه وارد به شهر، هر تجمع و هر جايي جستجو شكل گرفته است. برادران سالواتوره كه دل در گرو خون آشام حيله گر و زيبايي همچون كاترين دارند،‌ از آشكار شدن ماهيت معشوقه شان نگران و مضطربند. كاترين به حدي بر آن ها تسلط دارد كه حتي خيال افشاي راز او را نيز در سر ندارند. اما در نهايت گفت و گوي كوتاهي ميان استيفن و پدرش تخم شك را دل پدر مي نشاند و همين ترديد باعث به دام افتادن كاترين، دختري كه مرتبا با پسران سالواتوره در ارتباط است مي شود. استيفن از نقشه پدر و ديگر اهالي شهر در مورد خون آشام ها راضي نيست و اين عدم رضايت را با پدر در ميان مي گذارد، پدر به گفته هاي فرزند شك مي كند و با تعقيب و پيگيري روابط او با كاترين‌، درست زماني كه كاترين قصد حمله به استيفن را دارد،‌ خون آشام مورد علاقه فرزندش را دستگير مي نمايد. كينه و خشم ديمن نسبت به برادر نيز از اين جا آغاز مي شود كه او همواره خطاي برادر را باعث افشاي راز كاترين و در نهايت نابودي او مي داند. هياهو و آشوبي در شهر ميستيك فالز جريان دارد.

    اعضاي انجمن وامپايرها را شناسايي و دستگير مي كنند. مشاهده چهره هايي كه با تشخيص اعضاي انجمن وامپاير مي باشند و درك ماهيت اصلي آنها قابل هضم نيست. نه براي ما و نه براي ساكنين شهر كه از ديدن چهره آشناي آنها حيرت مي كنند. تعداد وامپاير هاي دستگير شده رو به افزايش است. گويي تمام شهر را در محاصره خويش درآورده اند. گروهي خطرناك و ديوسيرت كه جنگ براي نابودي آنها شروع شده است. شناسايي آنها به وسيله ساعت و ردياب انجام مي شودكه در بخش هاي قبلي تحليل به آن اشاره شده است. همان ساعت خانواده گيلبرت كه اكنون مي دانيم قابليت رديابي اش به كدام زمان باز مي گردد. جستجو در شب هنگام شدت بيشتر مي گيرد. علت هم واضح است، امكان تردد خون آشام ها در شب منجر به دام افتادنشان مي شود. سرانجام و عاقبتي كه براي آن ها در نظر گرفته شده است سوختن در آتش است. نكته جالبي كه در اين دستگيري هاي نشان داده مي شود الصاق دهان بندي بر دهان وامپاير ها است كه معمولا براي چهار پايان استفاده مي شود. غير قابل كنترل بودن قدرت و سرعت آنها با اين دهان بند مهار مي شود. داستان به سرعت پيش مي رود. نابودي سرانجامي تلخ براي موجوداتي است كه ذات سياه بر چهره به ظاهر انسان آنها اثر گذاشته و آنها را مبدل به حيوانات وحشي و خونخوار نموده است. افراد بسياري دستگير مي شوند و همگي به مكان خاصي منتقل مي گردند. مهم ترين و آشناترين شخصي كه پس از تلاش فراوان دستگير مي شود همان معشوقه برادران سالواتوره،‌ كاترين است. كاترين توسط پدر سالواتوره ها شناسايي مي شود. درك اين موضوع براي سالواتوره بزرگ تلخ تر از تصور ماست. پسران دلبندش اسير ديو پليدي به نام كاترين گشته اند. آنقدر اسير و عاشق كه حتي در مقابل پدر براي جلوگيري از نابودي كاترين مقاومت مي نمايند.

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  65542919338280479212.gif
مشاهده: 4158
حجم:  69.6 کیلو بایت

    داستاني مملو از هيجان و احساس و غم و اندوه،‌ داستان دلدادگي دو برادر،‌ رقابت عاشقانه دو رقيب هم خون، داستان ظلم هيولاي خون آشامي به نام كاترين و در تلخ ترين لحظات ممكن، تبديل دو عاشق و انسان پاكباخته به موجودي جاودانه اما فنا شده. برادران سالواتوره كه غم از دست دادن معشوقه برايشان غير قابل تحمل است تصميم به نجات كاترين مي گيرند،‌ زماني كه به نظر مي رسد كاترين ،‌حاكم بي چون و چراي قلب آنها از خطر گريخته است حمله اهالي شهر به آنها و شليك به سالواتوره ها. دو برادر عاشق کشته میشوند. و درست در زماني كه زندگي براي اين دو نفر به اتمام مي رسد كاترين در آخرين لحظات حضورش با نهايت سنگدلي استيفن و ديمن را به خون آشام تبديل مي نمايد و اين سرانجام عشق پاك دو برادر است و البته سرآغازي براي روزها و سال هاي زندگي جاودانه آنها. اتفاقاتي كه در شهر ميستيك فالز رخ داد را مرور مي كنيم. اعضاي انجمن موسسان‌، شهردار و ساكنين شهر براي شناسايي و پاكسازي شهر از وامپايرها متحد شدند و با تلاش فراوان موفق به دستگيري همه آنها و نهايتا جمع آوري شان در يك كليسا شدند. تصميم براي آنها اتخاذ شده بود،‌ سوزاندن دسته جمعي شان در يك كليسا، در شبي نفس گير و با تلفات فراوان اين اتفاق افتاد. خون آشام هاي زيادي دستگير شدند. مهار موجودات وحشي كار آساني نبود و با دشواري صورت پذيرفت. در اين ميان اتفاقات و حوادث جانبي و البته نكات ريز نيز از نظرمان پنهان نماند كه به آنها نيز اشاره مي نماييم. اميلي كه در جريان تمام حوادث و اسرار وامپايرها بود،‌ دورادور جمع آوري وامپايرها را نظاره مي كرد. اميلي جادوگر و ساحره اي كه هيچ كس متوجه افسونش نشد. افسون و سحري كه باعث شد داستان وامپايرهاي شهر ميستيك فالز هيچگاه به پايان نرسد. اميلي در كنار آنابل دختر پيرل كه به دليل از دست دادن مادر بي تابي مي كند قول محافظت از تمام آنها را مي دهد و افسون اميلي همان وفاي به عهد است. كاترين در لحظات پاياني حضورش برادران سالواتوره را به خون آشام تبديل مي نمايد. با تمام تلاش و هيجانات و لحظات نفس گيري كه پشت سر مي گذاريم اكنون مي دانيم كه سه خون آشام در شهروجود دارند كه سرنوشت آنها مشخص نيست،‌ برادران سالواتوره و آنابل.


    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  b72db2139b90487d943c.png
مشاهده: 50093
حجم:  22.6 کیلو بایت

    و حال بشنويم از افسون اميلي: جادوگري كه نديمه كاترين بود و براي اثبات وفاداري اش به ارباب و هم چنين ديگر وامپايرهاي شهر، نيروي سحر وجادو را به كار گرفت و با استفاده از نقش يك ستاره، يك كريستال و البته كتاب جادوي خويش وامپايرها را در معبدي واقع در زير كليسا براي هميشه اسير و محبوس ساخت. اين افسون تنها راه حل براي محافظت از وامپايرها بود. افسوني كه مشاهده نموديم ديمن به دنبال شكستنش براي آزادي كاترين مي باشد.

    و اما نكته اي در مورد آنابل كه خود سر نخي براي ادامه داستان به شمار مي رود؛ همان طور كه مي دانيم وامپاير نمي تواند زاد و ولد نمايد. با توجه به اينكه آنابل دخترخانم پيرل به شمار مي رود پس مي توان گفت مادر آنابل قبل از تبديل شدن به خون آشام آنابل را بدنيا آورده است. اين اتفاق در مورد كاترين هم صدق مي كند.

    نكته اي كه در اين فصل برايمان آشكار شد و كلي شباهت الينا و كاترين بود، ‌همان طور كه در سريال ديديم علي رغم آنچه تصور مي كرديم الينا دختر خانواده گيلبرت محسوب مي شود و با توجه به گيلبرت بودن حدس نسبت با كاترين محال به نظر مي رسيد،‌ اما متوجه شديم كه الينا فرزند خوانده خانواده گيلبرت مي باشد. الينا از نسل كاترين مي باشد و با توجه به نكته اي كه در مورد آنابل بيان نموديم كاترين قبل از تبديل شدن به خون آشام داراي فرزند بوده است و الينا از نسل همين فرزند به شمار مي رود. منشا داستان سريال خاطرات خون آشام در همان اتفاقاتي بود كه اشاره نموديم. استيفن و ديمن سالواتوره پس از تبديل به وامپاير از هم جدا شده و سال هاي سال را طبق گفته استيفن در سفر و شهر هاي متفاوت گذرانده اند. دوري از زادگاه براي آنها بارها و بارها اتفاق افتاد و آنها جاودانگي عمر را با عشقي تلخ سپري مي نمايند. از گذشته عبور مي نماييم. سال ها از آن اتفاق مهم در شهر ميستيك فالز گذشته و ساكنين قديمي جان سپردند و اكنون فرزنداني از نسل آنها اهالي شهر را تشكيل مي دهند. ساكنين شهر با خاطري آسوده روزگار مي گذرانند و خبر از دنياي خطر آفرين معبد كليسا ندارند. با عبور ستاره دنباله دار پس از 145 سال،‌ گويي اتفاقات گذشته نيز بايد تكرار شوند. گويي اين ستاره با خود خاطرات تلخ سال هاي دور را به همراه آورده است. سريال خاطرات خون آشام با مرور بر زندگي شخصيت هاي اصلي پيش مي رود. الينا گيلبرت،‌ دختر واقعي جاناتان گيلبرت و زني به نام ايزابل است كه پس از بارداري نا خواسته مجبور به ترك فرزند خود مي شود و چون برادر جاناتان پزشك بيمارستان بوده است،‌ براي وضع حمل نزد او رفته و همان جا فرزند را از خود دور مي سازند. اليناي كوچك در حقيقت نزد عموي خويش بزرگ مي شود و پدر و مادر واقعي را هيچ گاه مشاهده نكرده است. الينا در آغوش خانواده خود در كنار برادري به نام جرمي پرورش مي يابد. روزگار پس از سال ها روي خوشش را از زندگي الينا پس مي گيرد و در روز 23 مي سال 2009 پدر و مادر را در يك تصادف از او جدا مي نمايد. الينا كه هميشه از نجات معجزه آميزش سخن مي گفت بوسيله استيفن كه بر حسب تصادف پس از سال ها به زادگاه بازگشته است نجات پيدا مي كند. استيفني كه كاترين ديگري را از مرگ نجات مي دهد و اين براي او آغاز عشق واقعي در زندگي ناخوشايندش به شمار مي رود.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  b72db2139b90487d943c.png
مشاهده: 50093
حجم:  22.6 کیلو بایت

    عشق ميان الينا و استيفن شكل مي گيرد،‌ زندگي سخت و جانفرساي آنها رنگ زيبايي به خود مي بيند. ورود ديمن، برادر استيفن، رقيب او در عشق كاترين سرنوشت را تكرار مي كند. گذشته تكرار مي شود. اتفاقات سال هاي دور اكنون كاملا مشابه رقم مي خورند. ديمن در تب عشقي پوشالي به كاترين آنقدر مي سوزد كه بالاخره تلاشش نتيجه مي دهد و طلسم اميلي مي شكند. افسون شكسته مي شود ،‌جادو باطل گشته و زنداني هاي معبد كليسا آزاد مي شوند. بازگشت خون آشام ها به شهر ميستيك فالز، حادثه اي تلخ كه با سماجت ديمن و براي انتقام از شهر رخ مي دهد. بازگشت خون آشام هايي كه اسارت طولاني باعث ايجاد كينه اي عميق از شهر و ساكنين آن شده و اكنون براي انتقام و پس گرفتن شهر و زادگاه خويش رجوع مي كنند.

    گويي شهري كه در آن مرگ و نابودي بيشتر از حيات ارزشمند است دچار نفريني هميشگي شده است. درست همانند سال هاي گذشته جنگ ديگري در راه است. جنگي نام آشنا براي همگان، يك سو اعضاي انجمن موسسان و اهالي سرشناس شهر و در سوي ديگر وامپايرهاي رهايي يافته از زندان حضور دارند. نبردي كه در يك جشن صورت مي پذيرد. جشني نام آشنا و خاطره انگيز، جشني كه در اولين سال برپايي شاهد حضور برادران سالواتوره همراه كاترين بود و اكنون پس از سال ها همان همراهي با الينا،‌ نيمه گمشده كاترين برگزار مي شود،‌جشن موسسان رزمگاه اين نبرد بزرگ است. از يك طرف وامپايرها باتصميم و اتحاد حمله دسته جمعي را به شهر و در دل جشن آغاز مي كنند و نيروي امنيتي شهر به همراه اعضاي انجمن عمليات شناسايي آنها را پايه ريزي مي نمايند؛ نبرد آغاز مي شود. دستگاهي قديمي شروع به كار مي كند،‌ صدايي كه از آن دستگاه شنيده مي شود وامپايرها را از پا مي اندازد. اين بار نيروي مبارزه گر با وامپايرها موفق عمل مي كند.

    در لحظاتي مملو از استرس و هيجان وامپايرها به زيرزميني منتقل و در آن جا سوزانده مي شوند. جنگ ساده نبود، سرشار از نكات و حوادث باور نكردني و طاقت فرسا!‌ از اسارت ديمن در ميان شعله هاي آتش گرفته تا مرگ مظلومانه و غمناك آنابل. ديمن نجات پيدا مي كند و آنابل با زندگي وداع مي نمايد. وامپايرهاي زياد در ميان آتش مي سوزند. داستان يك جنگ بزرگ اين چنين پايان مي يابد و اما در باورنكردني لحظات داستان،‌ زماني كه فصل اول به لحظات پاياني اش نزديك مي شود،‌حوادث عجيبي رخ مي دهد كه ما در تلاطم خويش فرو مي برد. حادثه اي عجيب كه در پايان فصل رخ داد و سيل سوالات و ابهامات را برايمان تا روشن شدن موضوع در قسمت هاي آتي همراه نمود پيرامون ماهيت اصلي شهردار لاك وود و پسرش تايلر است كه در آخرين لحظات با مرگ شهردار در ذهنمان نقش بست. دستگاهي كه مولد نويز براي اذهان وامپايرها بود و نهايتا با آن شاهد مرگ وامپايرها بوديم به طور حيرت انگيزي دو نفر ديگر را هم غير از خون آشام ها از كنترل خارج ساخت. همانطور كه ديديم اين دستگاه براي افراد عادي هيچ اثري نداشت و تنها وامپايرها بودند كه به وسيله آن نابود شدند.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  b72db2139b90487d943c.png
مشاهده: 50093
حجم:  22.6 کیلو بایت

    آن دو نفر يعني آقاي لاك وود و تايلر نيز كنترل خود را از دست داده و همين اتفاق انسان بودنشان را با شك و ترديد مواجه نمود. بحث و سوال بر سر ماهيت واقعي آنها بسيار زياد است. مشاهده كرديم كه پس از ناتوان شدن وامپايرها نيروي امنيتي شهر با تزريق گياه شاهپسند به تمام كساني كه بر زمين افتاده بودند كنترل امور را در دست گرفت. تايلر از جشن خارج شده بود و در جايي خارج از دسترس ماموران از حال رفت و تنها آقاي لاك وود بود كه در اين جريان اسير شد و در كمال تعجب،‌ پيش نگاه ديمن گياه شاهپسند تاثيري بر بدنش نداشت. كه دقت در همين نكته وامپاير بودن او را منتفي مي نمايد. حتي اگر به خاطر داشته باشيم خانم و آقاي لاك وود در طول دوران زندگي براي محافظت خويش از مواجهه با وامپايرها بطور مرتب از گياه شاهپسند در نوشيدني ها استفاده مي كردند. و حال پس از تمام اين اتفاقات دستگاه گيلبرت باعث ايجاد واكنش در بدن لاك وود و پسرش شد و به بیان ديگر ماهيت اصلي آنها بيدار شد. قوي ترين و شايع ترين حدس ممكن در مورد آنها گرگينه بودنشان مي باشد. همانطور كه از حالت چشمان و بيداري ناگهاني آنها اين گمان استنباط مي شود، اين كه حتي خود نيز از وجود خود مطلع نبودند و مي توان گفت اجدادي گرگينه داشتند كه با اين تصور به وسيله دستگاه بيدار شدند و علي رغم مرگ لاك وود احتمال رويارويي تايلر در فصل جديد با وامپايرها و تنش ميانشان وجود دارد. رويارويي گرگينه ها و وامپايرها در داستان ها و افسانه هاي زيادي وجود داشته و هميشه رقيب و دشمن يكديگر در تمام داستان هاي تخيلي بوده اند. اين حدس و دريافت از افسانه هاي وامپاير ها و گرگينه ها مي تواند درصدي در شناخت ماهيت لاك وود ياري نمايد. از سويي سوال پيرامون اين جريان به اين صورت است كه اگر فرض نماييم لاك وود و تايلر گرگينه بودند پس چرا تا كنون اشاره اي به اين موضوع نشده و حتي چرا تا به حال خود آنها نيز از اين مهم غافل بوده اند؟ آيا واقعا لاك وود از وجود خودش خبر نداشت؟ يا با وجود آگاهي از ماهيت چرا هم چنان به دنبال راه اندازي دستگاه گيلبرت بود؟ از سويي اصرار و پافشاري لاك وود در دوران زندگي و همين قسمت هايي كه مشاهده نموديم براي مبارزه و نابودي وامپايرها،‌ هراس او از وجود خون آشام ها و تلاش هميشگي او در اين مبارزه ما را در حدس وجود او به عنوان يك گرگينه ياري مي كند چرا كه همانطور كه مي دانيم وامپايرها و گرگينه ها دشمن و رقيب ديرينه يكديگر مي باشند.


    نكته ديگري كه لازم مي دانم به آن اشاره شود اين است كه همانطور كه پس از شكسته شدن طلسم معبد توسط باني و مادربزرگش گرمز كه به دليل خاموش كردن آتش خشم ديمن و در امان ماندن از حملات آنابل كه در فراق مادر مي سوخت ديديم،‌ غيبت و نبود كاترين برايمان عجيب و باور نكردني بود،‌ دريافتيم كه كاترين هيچ گاه در آن معبد حضور نداشته است و تلاش ديمن براي آزادي او تنها باعث رهايي زندانيان معبد و نهايتا مرگ آنان شده است. در اين ميان تنها آنابل توانست بار ديگر مادر را در آغوش بگيرد كه متاسفانه اين تنها نكته مثبت بود وگرنه آزاد شدن 26 خون آشام خونخوار كه تشنه به انتقام بودند خطر بزرگي را برای شهر به وجود اورد. حال علت اينكه اين همه سال افراد زيادي با هشدار و تحريك ديمن قصد گشودن آن معبد را داشتند چه مي تواند باشد؟ كاترين در اين سال ها كجا بود و اصلا چگونه از آن آتش سوزي و اسارت جان سالم به در برد؟ كاترين كه از ابتدا اسير و زنداني نبود اكنون به طور شگفت انگيزي در آخرين دقايق فصل باز مي گردد، نه محل اختفاي او در طي اين سالها برايمان آشكار مي شود و نه علت بازگشت! سوالي كه شايد ذهن همه را درگير خود ساخته است و آنهم اين است كه كاترين چگونه از معبد گريخت؟ اين را مي دانيم كه كاترين خون آشام پليد و رذلي بود كه براي نيل به اهداف ننگين خويش احساسات دو برادر را به بازي گرفته بود. بازگشت او لبخند را از لبان همه خواهد گرفت. بازگشت ديو داستان، روزهاي زيبا را به فراموشي خواهد سپرد. روزهاي زيباي الينا،‌استيفن، ديمن، كارولاين،‌ باني،‌ جرمي و... تمام شخصيت هاي دوست داشتني ما!‌

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  b72db2139b90487d943c.png
مشاهده: 50093
حجم:  22.6 کیلو بایت

    نتيجه گيري و روايتي از داستان را در حالي به پايان مي رسانيم كه سوالات و ابهامات فراواني در ذهنمان نقش بسته كه براي حل آنها چشم به فصل دوم داريم:
    آيا جرمي خون آشام مي شود؟ و سرنوشتي مشابه آنا و ويكي در انتظار اوست؟
    سرانجام برخورد ميان كاترين والينا و نگاه اطرافيان به دو نفر كاملا مشابه با ذات متفاوت چگونه خواهد بود و آيا برخوردي صورت مي پذيرد؟
    ماهيت وجودي لاك وود و تايلر چه بود؟ آيا تايلر با جنگي عليه وامپايرها در فصل دوم حضور دارد؟
    علت بازگشت كاترين چيست؟ انتقام؟ نابودي؟
    و شايد مهم ترين سوال براي ما اين است كه آيا فصل دوم نيز به زيبايي فصل اول خواهد بود؟ و آيا شاهد لحظات نفس گير و هيجان انگيز خواهيم بود؟ آيا فصل دوم توقعات را برآورده مي كند؟
    با آرزوي اينكه اين مطلب مورد رضايت و پسند دوستان قرار گيرد،‌ لازم مي دانم خدمتتان عرض كنم، كه بنده تنها برداشت ونتيجه گيري بي طرفانه اي بطور مختصر از ماهيت كلي داستان سريال در فصل اول بيان نمودم كه مي تواند يادآور نكات مهم و خاص در آستانه فصل دوم براي شما دوستان عزيز باشد. با تشكر از همراهي همگي عزيزان،‌ فصل اول را به پايان مي رسانم.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  b72db2139b90487d943c.png
مشاهده: 50093
حجم:  22.6 کیلو بایت

    با تشكر از RASHNO عزيز بايت ويراستاري و همچنين سعيد عزيز بابت گرافيك

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.

    ویرایش توسط FFKIA : 09-16-2010 در ساعت 14:44
    Skyfly, FFKIA, weird و 2 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.

  5. 15 کاربر از پست مفید MiSS SAYTA سپاس کرده اند .


  6. #3
    چيزي كه مرا نكشد قويترم ميسازد...
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,071
    سپاس ها : 6,225
    سپاس شده 6,213 در 2,017 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 4- تحلیل و بررسی سریال خاطرات خون آشام (Vampire Diaries) بخش چهارم

    به نظر من بازگشت کاترین نقطه اوج این داستانه. اتفاقی از این بدتر امکان نداره بیفته. با اون کینه و حسادت بیرحمش.
    نفس گیر و ترسناک.


    دوباره خواهيم روييد...




  7. #4
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 40
    نوشته ها : 7,505
    سپاس ها : 11,206
    سپاس شده 25,636 در 4,555 پست
    یاد شده
    در 57 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 4- تحلیل و بررسی سریال خاطرات خون آشام (Vampire Diaries) بخش چهارم

    من همچنان دوست دارم این سریال رو ببینم اما وقت نمیکنم .
    اما در میان تحلیهایی که خودنم, تحلیل نازنین در اینترنت یک حالت خاص و یگانه پیدا کرده .
    خوشحالم که با این تحلیلهای نازنین, کاربران میتونند از دیدن این سریال زیبا بهره بیشتری ببرند.
    این تحلیل در همین لحظه بر روی صفحه رسمی سایت در فیس بوک نیز قرار گرفت.

    ارادتمند...فرخ
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


  8. 3 کاربر از پست مفید FFKIA سپاس کرده اند .


  9. #5
    چيزي كه مرا نكشد قويترم ميسازد...
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,071
    سپاس ها : 6,225
    سپاس شده 6,213 در 2,017 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 4- تحلیل و بررسی سریال خاطرات خون آشام (Vampire Diaries) بخش چهارم

    نقل قول نوشته اصلی توسط FFKIA نمایش پست ها
    من همچنان دوست دارم این سریال رو ببینم اما وقت نمیکنم .
    اما در میان تحلیهایی که خودنم, تحلیل نازنین در اینترنت یک حالت خاص و یگانه پیدا کرده .
    خوشحالم که با این تحلیلهای نازنین, کاربران میتونند از دیدن این سریال زیبا بهره بیشتری ببرند.
    این تحلیل در همین لحظه بر روی صفحه رسمی سایت در فیس بوک نیز قرار گرفت.

    ارادتمند...فرخ
    به نظر من واقعا ارزش دیدن رو داره.
    سریالی متفاوته... از افسانه ها و داستانها...


    دوباره خواهيم روييد...




  10. کاربر روبرو از پست مفید RASHNO سپاس کرده است .


  11. #6
    .:Se7eN:. آواتار ها
    وضعیت : .:Se7eN:. آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : ahwaz
    نوشته ها : 572
    سپاس ها : 561
    سپاس شده 359 در 207 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 0 تاپیک

    پاسخ : 4- تحلیل و بررسی سریال خاطرات خون آشام (Vampire Diaries) بخش چهارم

    مثل همیشه روشن و مفهوم خیلی عالی نوشته بودی نازنین با این که خیلی وقت پیش من فصل اول رو دیدم باز هم خیلی لذت بردم

  12. کاربر روبرو از پست مفید .:Se7eN:. سپاس کرده است .


  13. #7
    کــــاش گاهی زنـــدگی هــم كليــد [◄◄ι] [ ιι ] [■] [►] [ι►►] داشت...!
    MiSS SAYTA آواتار ها
    وضعیت : MiSS SAYTA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : ı̴̴̡ ̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı
    نوشته ها : 7,155
    سپاس ها : 10,643
    سپاس شده 16,549 در 4,216 پست
    یاد شده
    در 63 پست
    تگ شده
    در 850 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 4- تحلیل و بررسی سریال خاطرات خون آشام (Vampire Diaries) بخش چهارم

    سلام به همگي
    اول اينكه از لطفتون ممنونم ،‌عذرخواهي مي كنم اگر كم و كاستي در فصل اول ديديد ،‌به هر حال تجربه اول سريال بود و مسلما سرشار از اشتباه !
    اميدوارم دوستان به بزرگي خودشون عفو بفرماين !
    يه نكته اي هم بد ندونستم بگم ،‌من كلا از داستان هاي خون آشام خوشم نمي يومد ،‌داستان ها و فيلم هايي كه من ديده بودم محتوا نداشت !
    اين سريال متفاوت بود ،‌به نظرم داستان موضوع خون آشام رو با يك شكل متفاوت و زيبا به تصوير كشيده بود
    به قول رشنو خانوم واقعا ارزش ديدن رو داره


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: 04-06-2013, 20:37
  2. پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: 08-24-2011, 19:29
  3. پاسخ ها: 24
    آخرين نوشته: 07-07-2011, 18:07
  4. پاسخ ها: 24
    آخرين نوشته: 05-19-2011, 20:41
  5. پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: 12-28-2010, 12:53

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •