سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh كلینت ایستوود خشونت متقدم، لطافت متاخر

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت  طراحی دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه 

 هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته , طراحی وب سایت , سئو سازی , کابل هلوکیبل , اعلام حریق , پیاده سازی دیتاسنتر

 

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3

موضوع: كلینت ایستوود خشونت متقدم، لطافت متاخر

  1. #1
    متاسفانه بزرگترین اشتباه ما تو زندگی اینه که هر موجود دوپایی رو آدم حساب میکنیم
    .:SiSiBK:. آواتار ها
    وضعیت : .:SiSiBK:. آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 47
    نوشته ها : 628
    سپاس ها : 1,481
    سپاس شده 1,914 در 593 پست
    یاد شده
    در 3 پست
    تگ شده
    در 759 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    كلینت ایستوود خشونت متقدم، لطافت متاخر

    كلینت ایستوود خشونت متقدم، لطافت متاخر


    از كلینت ایستوود دو شمایل در ذهن داریم، نخست مرد بی‌نامی كه با حداقل كلام و با كمال خونسردی، در حالی‌كه دست از سیگار برگ بر لبش و تف انداختن‌های پیاپی‌اش برنمی‌دارد، بی‌اعتنا به قانون، حضوری سازنده در ژانر وسترن ایفا كرد و پس از آن نیز این پرسونای خاص را در چند اثر از دان سیگل (با محوریت‌ هری كثیف) و چند فیلم از خودش، نه صرفا در هیات كابوی، بلكه در كسوت‌هایی دیگر از پلیس خشن گرفته تا شكارچی تداوم بخشید؛
    دوم مرد مسنی كه گاه در پشت دوربین به عنوان كارگردان و گاه در مقابل دوربین به عنوان بازیگر، لطیف‌ترین و در عین حال پیچیده‌ترین عواطف بشری را در ساحت‌های مختلف جنگ، ورزش، عشق، تاریخ و ... به كار گرفت و دل و ذهن مخاطب را با خود همراه می‌ساخت.
    اما چه آن خشونت متقدم و چه این لطافت متاخر، هر دو جایگاهی رفیع را برای ایستوود در تاریخ سینما رقم زده است و اكنون نیز هرچه مسیر عزیمت سینمایی این سینماگر ۷۸ ساله به پیش می‌رود، بر غنای بیانی و محتوایی آثار استاد افزوده می‌شود. انگار این اواخر خستگی آن همه كله‌شقی، خونسردی، كم‌حرفی و خشونت بر دوش شمایل سینمایی او سنگینی‌اش را چنان انداخته بود كه حالا قامت پیرمرد، توانی برای تحمل آن همه قهرمانی را در كسوت یك ضد قهرمان نداشت.
    انگار یك جور دلشكستگی از بازخوردهایی كه گاه با نیش قلم منتقدانش توام بود و با شناسه‌هایی از قبیل محافظه‌كار و فاشیست‌ و بی‌عاطفه و خشونت‌جو هدف قرار می‌دادندش، او را به سمت نگره‌هایی تلخ نسبت به جهان هستی و بازكاوی كورسویی از امید در این تاریكخانه دنیا سوق می‌داد.
    بی‌جهت نیست وقتی به آثار متاخر او می‌نگریم، یكی از اصلی‌ترین بازتاب‌هایش، بغضی است كه در گلوی‌مان تا مدت‌ها فروخورده باقی می‌ماند و همگام با خالق این فیلم‌ها، از تیرگی پیرامونی خویش، نگاه جست‌وجوگرمان به سمت روزنه‌ای از ایمان و باور، بی‌تاب است.
    چه فرقی می‌كند كه این روزنه از چه جنسی باشد؟ عشق بی‌فرجام و مقطعی زن خانه‌دار و مرد گردشگر در «پل‌های مدیسون كانتی» یا فوران عاطفه در مربی بی‌احساس «دختر میلیون دلاری» كه مرگ خودخواسته عزیزش را در انبوهی از انگاره‌های متناقض و متعارض عملی ساخت، یا آغاز و پایانی كه با مرگ‌هایی ناعادلانه در «رودخانه میستیك» قرین می‌شود و جامعه بی‌پناه را در دنیایی پر از سوءتفاهم و گناه محصور نگه می‌دارد، یا تراژدی كه در دو سوی جبهه جنگی بی‌حاصل رقم می‌خورد و تلخی و پوچی و تلفات ناشی از آن را در زوایایی به‌شدت انسانی و شرافتمندانه به رخ می‌كشد «پرچم‌های پدران ما» و «نامه‌هایی از ایووجیما». ایستوود یك احیاگر است.
    چه آن زمان كه در دهه ۱۹۶۰ با شخصیت‌ «نوبادی‌اش» در سه‌گانه سرجیو لئونه انحطاط ژانر وسترن را تا یك‌دهه به تاخیر انداخت و چه آن زمان كه خود با ساخت نابخشوده و شمایل‌شكنی كه از اسطوره پیشین خویش و اسلافش در این ژانر به خرج داد، بار دیگر در دهه ۱۹۹۰ مختصات این گونه بومی سرزمینش را حال و هوایی دیگر بخشید و چه حتی زمانی كه در قالب‌هایی دیگر از فضاهایی تثبیت شده یا مورد نگرش نگاه‌های كلیشه‌ای، حوزه‌ای نوین و دوست‌داشتنی استخراج كرد. نمونه‌اش زمانی است كه فیلمنامه‌ «دختر میلیون دلاری» (پل‌ هگیس) به علت عدم استقبال برای اجرایش، در محاق تعلیق فرو رفته بود و ایستوود در برابر استدلال مدیران شركت برادران وارنر كه متن مزبور را صرفا یك فیلمنامه ورزشی درباره مشت‌زنی می‌انگاشتند سفت و سخت ایستاد و گفت:
    «این یك فیلمنامه ورزشی درباره مشت‌زنی نیست بلكه قصه‌ای خانوادگی و عاشقانه پدر/ فرزندی است كه گذشته از جنبه ورزشی‌اش عناصر متعدد دیگری دارد... این قصه درباره جادوی برد و باخت در یك بازی مردانه است، جایی كه آدم‌ها با مغز، قلب و بدن‌شان آنقدر مبارزه می‌كنند تا خالی شوند.»
    این عبارت، جانمایه دنیای ایستوود است:‌دنیایی مردانه كه در جدال با مغز و قلب و بدن، سرنوشتی جز برد یا باخت نداری.



    منبع: www.aftab.ir

  2. 4 کاربر از پست مفید .:SiSiBK:. سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #2
    JAMES FOREVER آواتار ها
    وضعیت : JAMES FOREVER آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    محل سکونت : پایتخت
    سن: 28
    نوشته ها : 167
    سپاس ها : 127
    سپاس شده 430 در 107 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 60 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : كلینت ایستوود خشونت متقدم، لطافت متاخر

    حالت دوم ایستوود رو بیشتر دوست دارم ، مخصوصا وقتی پشت دوربین شاهکارهایی مثل changeling رو میسازه ، هر چند در قدیم هم یه شاهکار به اسم unforgiven از خودش به جای گذاشته

  5. کاربر روبرو از پست مفید JAMES FOREVER سپاس کرده است .


  6. #3
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    نوشته ها : 11,461
    سپاس ها : 10,060
    سپاس شده 25,647 در 7,116 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : كلینت ایستوود خشونت متقدم، لطافت متاخر

    کلینت یکی از بهترین بازیگران و بهترین کارگردان حال حاظر جهان هستش
    فیلم های کلینت واقعا حرف ندارن
    3 گانه دلار ها
    unforgiven
    عزیز میلیون دلاری
    بچه عوضی chengling
    ووووووووووو خیلی از فیلم های دیگه کلینت که الان مخم یاری نمیکنه اسمشون رو بگم
    واقعا کسی هستش که تکه تو دنیا من که خیلی دوستش دارم و منتظر فیلم جدیدشم که بیاد و نگاه کنمش و مطمئن هستم که این فیلم هم مثل همیشه فوق العاده خواهد بود
    ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!
    ----------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.


  7. کاربر روبرو از پست مفید ScarFace سپاس کرده است .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •