سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh اشعار شما

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت  طراحی دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه 

 هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته , طراحی وب سایت , سئو سازی , کابل هلوکیبل , اعلام حریق , پیاده سازی دیتاسنتر

 

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5

موضوع: اشعار شما

  1. #1
    چيزي كه مرا نكشد قويترم ميسازد...
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,071
    سپاس ها : 6,225
    سپاس شده 6,213 در 2,017 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    اشعار شما

    دوستان عزیز هر کدام که طبع شعر دارن میتونن اشعار خودشونو اینجا بنویسن. برای شروع اول من یکی از شعرامو اینجا مینویسم.

    و اینک اردیبهشتی دیگر

    باران که می بارد
    دوست دارم شاعری کنم
    بردارم احساس مچاله شده ام را
    از توی صندوقچه سالهای زندگیم
    و یاد بیاورم سالهای پیش را
    که ایستاده بودم تبر به دست
    پای نردبان احساساتم
    و هیزم می اندوختم
    برای گرم کردن اطاق تنهاییم...
    بگذار باران ببارد!
    بر قله عمر ایستاده ام اکنون
    و افسوس که اردیبهشتی دیگرست و قدمی دیگر
    تا تجربه کنم سراشیبی عمر را...
    باران که می بارد
    جاده لغزنده تر می شود
    و من در این سراشیبی نگرانتر!!...


    (این شعر را امسال در سالگرد تولدم سرودم)


    دوباره خواهيم روييد...




  2. 6 کاربر از پست مفید RASHNO سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #2
    چيزي كه مرا نكشد قويترم ميسازد...
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,071
    سپاس ها : 6,225
    سپاس شده 6,213 در 2,017 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    روزی که آمدی



    روزی که آمدی، غروب بود
    در بهار ایستاده بودم اما بوی یاسی نبود با من
    چون کنیزکی خسته
    ترک خورده بودند دستهایم از بادهای خشن بیعدالتی
    پیشانیم پر از دانه های غم
    عشق را میخواندم در کتابها، دلخستگیهای لیلی، دیوانگیهای مجنون
    دلخوشیم، سیاه کردن ورق پاره های تنهاییم، مرور کتاب زندگیم
    آمدی در بهار
    چنان لطیف و نوازشگر چون نسیم بهاری
    دیدمت، خواستمت ... خواستمت، دیوانه ات شدم
    تو بودی، مهر بود و عشق ... صفا بود و رهایی
    تازگی بخشیدی به مرهم نفسهایت دستهای خسته ام را
    ستردی دانه های اندوه را از پیشانیم
    پرواز دادی جغد غم را از ویرانه زندگیم
    به نگاهی عاشقم کردی
    سلیمان باورهایم!
    نمیشناسم دیگر آن کنیزک دلخسته را
    من ملکه سبا شده ام ...


    دوباره خواهيم روييد...




  5. 4 کاربر از پست مفید RASHNO سپاس کرده اند .


  6. #3
    کــــاش گاهی زنـــدگی هــم كليــد [◄◄ι] [ ιι ] [■] [►] [ι►►] داشت...!
    MiSS SAYTA آواتار ها
    وضعیت : MiSS SAYTA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : ı̴̴̡ ̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı
    نوشته ها : 7,155
    سپاس ها : 10,643
    سپاس شده 16,545 در 4,216 پست
    یاد شده
    در 63 پست
    تگ شده
    در 850 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    از تو می نویسم...
    برایت می نویسم، اما نمی دانم از كجا قلم زده و از چه برایت بنویسم؟؟
    از تو بنویسم كه این چنین بی رحمانه رهایم كردی.. یا از خود كه در كویری برهوت زندگانی را تاب می آورم!
    زندگانی..؟ كدام زندگانی ؟ این روزهای غمبار ؟ این هر دم آه كشیدن ؟ این خلوت سراپا ماتم‌ !!
    از تو بگویم؟ از تو كه قلبت از جنس سنگ بود و گمان من این نبود... از دلی كه می پنداشتم از جنس

    آسمانی هاست. دلی كه متبلور قطرات پاك باران بود برای دل شیشه ای من. دل سنگت این شیشه بی حفاظ را
    شكست و شكست و شكست...
    از چشمانت بگویم ؟ از آن دریای مواج كه پرنده احساسم را در تلاطمش رها نمودم و عاشقانه به پرپر شدنش
    نگریستم؟ از چشمانی كه دلم را ربود و درست همان لحظه كه اسارتم را ستودم در برق نگاه دیگری گم شد.
    چشمانی كه نگاه غریبه ای را مهمان نوازی نمود و دل شیشه ای من ماند و نگاهی دریایی و احساسی كه مرد.
    از دلت هم بنویسم؟ از دلی كه دلدارم بود و دلگیرم كرد و دل شكسته رهایم كرد .
    از دلی كه رشته مهر را گسست و مرا شكست و بار سفر بست .
    از دستانت بگویم ؟ دستانی كه تنهایی ام را زدود و عاقبت در كابوس همان تنهایی رهایم نمود ؟
    تو شیدایی ام را ، بی قراری ام را ، بی تابی ام را حس نكردی.
    تو قلبم را ندیدی و شكست بلورین مرا تاب نیاوردی و از من بریدی .
    كاش نگاهت را ندیده بودم ، كاش دل به تو دل شكن نمی بستم . كاش نبودی و نبودم !
    انتظار داشتن و آمدن تو معنای گریه های شبانه ام شد . بهانه ای برای چشم دوختن و سوختن ، سوختن از ظلم
    تو و سوخت در آتش غم تو .
    برایت می نویسم امشب ،‌در این سكوت و آسمان و ستاره ها...برایت می نویسم اما امشب از رنگی دیگر
    خواهم نوشت. از رنگی كه دیگر رنگ احساس نیست.
    می نویسم تا بدانی كه دگر اجازه نخواهم داد كه قدم به حریم رویاهایم بگذاری.
    دیگر مهمان شب های بی ستاره غمبارم نیستی.
    علت رفتن تو را هیچ گاه ندانستم و دلیل شكست عهدی كه با دل من بسته بودی ..
    اما می دانم كه دگر باور نخواهم كرد عشق را ... احساس را...
    و اگر بازگردی به تو نیز ثابت خواهم كرد.
    پس تو را به خاطر خدا هیچ گاه باز نگرد... !!!

  7. 4 کاربر از پست مفید MiSS SAYTA سپاس کرده اند .


  8. #4
    چيزي كه مرا نكشد قويترم ميسازد...
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,071
    سپاس ها : 6,225
    سپاس شده 6,213 در 2,017 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : اشعار شما

    خانه مادربزرگ

    باز من در عالم وهم و خیال
    پرزدم تا خانه مادربزرگ
    غافل از چنگال مرگ تیز چنگ
    غافل از مرگی که او را درربود

    باز با یک عالم افسوس و دریغ
    دیدم آن خانه پر از تنهایی است
    لیک در فکر و خیال خسته ام
    پیرزن، سرگرم صرف چایی است
    پای آن میز سماور، شاد شاد
    گرم صحبت با من و زندایی است...

    در خیالم خانه اش تنها نبود
    او چو یک آهو به هر جا می دوید
    لحظه ای در راهرو ، گاهی به بام
    توی آن پستوی کوچک، مهربان
    گرم پختن، پختن یک ذره شام

    یک سبد انجیر، ظرفی شاه توت
    استکانی چای، یک تکه نبات
    پیش من بنهاد و دستم را گرفت
    لیک دستش سرد بود و یخزده!
    خانه اش تنها و من ماتمزده...

    خانه اش خالی و تنها بود ، وای
    مهربان مادربزرگم ، نیست، نیست
    مرگ او را از کجا باور کنم؟

    در خیالم ، او درون خانه است
    خانه اش بوی تنش را می دهد
    بوی عشقش، بوی مهر و عاطفه
    بوی نان تازه اش را می دهد

    در حقیقت، او ولی در خانه نیست
    خانه اش تنهای تنها مانده است
    در خیالم بود آن لبخندها
    بر دلم کوهی زغم جا مانده است...


    (به مناسبت پانزدهمین سالمرگ مادربزرگم)


    دوباره خواهيم روييد...




  9. کاربر روبرو از پست مفید RASHNO سپاس کرده است .


  10. #5
    چيزي كه مرا نكشد قويترم ميسازد...
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,071
    سپاس ها : 6,225
    سپاس شده 6,213 در 2,017 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : اشعار شما

    شطرنج عشق تو



    اولین حرکت در صفحه شطرنج عشق ما حرکتی ساده بود... دیدار به دو گام پیاده...
    بعد از آن هر دو در تقابلی ناگهانی کیش رخ هم بودیم،
    ناگهان... مات وزیرت شدم!!.
    ...
    دوری دیگر بر ما رفت...
    امروز هر دو در تقابلیم. هر دو کیش رخ هم.
    این بار کدامیک مات خواهیم شد؟
    نمیشود مساوی شویم؟


    دوباره خواهيم روييد...




  11. 2 کاربر از پست مفید RASHNO سپاس کرده اند .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •