سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh Swa.24- تحلیل و بررسی سریال خاطرات خون آشام (Vampire Diaries) اپيزود اول و دوم - فصل دو

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت  طراحی دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه 

 هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته , طراحی وب سایت , سئو سازی , کابل هلوکیبل , اعلام حریق , پیاده سازی دیتاسنتر

 

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8
نمایش شاخه ای7علاقمندی ها
  • 2 ارسال شده توسط FFKIA
  • 5 ارسال شده توسط MiSS SAYTA

موضوع: Swa.24- تحلیل و بررسی سریال خاطرات خون آشام (Vampire Diaries) اپيزود اول و دوم - فصل دو

  1. #1
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA هم اکنون آنلاین است.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 40
    نوشته ها : 7,505
    سپاس ها : 11,203
    سپاس شده 25,636 در 4,555 پست
    یاد شده
    در 57 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    Swa.24- تحلیل و بررسی سریال خاطرات خون آشام (Vampire Diaries) اپيزود اول و دوم - فصل دو

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  bannerksk.gif
مشاهده: 2839
حجم:  68.6 کیلو بایت

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  inf.png
مشاهده: 702
حجم:  19.1 کیلو بایت

    هفتمين نقد و بررسی اختصاصی سریالهای تلویزیونی .
    کاری از گروه نقد و بررسی سینماسنتر


    داستان برگرفته از سري كتاب هاي"‌دفترچه هاي خاطرات خون آشام"‌ نوشته ي ال جي اسميت (
    L J Smit) مي باشد كه چهار كتاب آن در سال 1991 و كتاب پنجم آن در سال 2009 منتشر شد.
    خاطرات روزانه یک خون آشام،داستانيست كه در شهری به ناممیستیک فالز جريان دارد،‌ شهري قديمي و كهن با ساكنين اصيل كه در داستان متوجه گذشته پر ماجرا و مبهمي از آن ها مي شويم. جنگي كه در ساليان دراز ميان آن ها و خون آشام ها اتفاق افتاده است.

    كار گردان: ماركوس سي يگا (Marcos siega)
    تهيه كنندگان: كوين ويليامسون (‌نويسنده جيغ)، جولي پلس و لزلي مورگنشتاين


    بازيگران اصلي سريال:

    ايان سامر هالدر (بازيگر نقش بون در سريال لاست) متولد 8 دسامبر 1978 در آمريكا در نقش ديمن سالواتوره. دیمن، برادر استفن داراي روحيات وحشيانه و خشن مي باشد. براي بقا و زندگي به هر عملي دست مي زند و از خون انسان تغذيه مي كند. داراي قدرت كنترل مه است و كلاغي به نشانه حضورش است.
    نينا دوبروف: متولد 9 ژانويه 1989 در بلغارستان در نقش الينا گيلبرت،‌ دختري دبيرستاني كه والدينش را در يك حادثه رانندگي از دست داده و همراه برادر كوچكتر و خاله اش زندگي
    مي كند.

    پاول وسلي: متولد 23 ژولاي 1982 نيو جرسي در نقش استفن سالواتوره از خانواده بزرگ سالواتوره است. خون آشامي كه حدود 154 سال است كه در 17 سالگي خود زندگي
    مي كند. خون آشامي از نوع متمدن كه تمايلي به كشتن انسان ها ندارد و از حيوانات تغذيه
    مي نمايد. از توانايي هايش مي توان به فناناپذيري،‌ قدرت كنترل ذهن افراد و قدرت گوش نمودن به صحبت ديگران از فاصله ي دور اشاره كرد.

    بررسی کننده : نازنین
    Skyfly و پوریا به این پست علاقمند بوده اند.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


  2. 5 کاربر از پست مفید FFKIA سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #2
    کــــاش گاهی زنـــدگی هــم كليــد [◄◄ι] [ ιι ] [■] [►] [ι►►] داشت...!
    MiSS SAYTA آواتار ها
    وضعیت : MiSS SAYTA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : ı̴̴̡ ̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı
    نوشته ها : 7,155
    سپاس ها : 10,643
    سپاس شده 16,549 در 4,216 پست
    یاد شده
    در 63 پست
    تگ شده
    در 850 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 4- تحلیل و بررسی سریال خاطرات خون آشام (Vampire Diaries) فصل دوم، اپيزود 1 و 2

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  ac11917d3bed4df8b537.gif
مشاهده: 2571
حجم:  77.0 کیلو بایت

    خاطرات يك خون آشام(
    The Vampire Diaries):
    فصل دوم – اپيزود اول

    فصل اول در حالي به پايان رسيد كه در لحظات آخر شاهد بازگشت حيرت انگيز كاترين بوديم. كاتريني كه با هر علتي،‌ آمدنش كسي را خوشحال نكرد. خون آشام ديوسيرتي كه با بازگشت او حوادث و لحظات طاقت فرسايي را در پيش روي مي بينيم. همان طور كه در پايان فصل اول نيز اشاره شد انتظار ما از فصل دوم مشاهده لحظات هيجان انگيز و زيبا مي باشد. ابتداي فصل دوم هستيم و اپيزود اول نيز در همان لحظات اوليه نفس گير و پر شتاب پيش مي رود. كاترين كه ذات سياه و نيت پليدش را در ابعاد وسيعي به نمايش خواهد گذارد، در كمال تاسف با دعوت جنا كه به ظاهر از الينا درخواست ورود به منزل را دارد،‌ قدم به منزل گيلبرت مي گذارد. كاترين در همان لحظات ابتدايي ورودش خشم خود را به جان نشان مي دهد و سعي در نابودي او دارد. انگشتري در دست جان مي بينيم كه اگر خاطرمان باشد مشابه همان انگشتري است كه در دست الاريك مشاهده نموديم. راز اين حلقه ها تا حدي بر ما آشكار شد كه مي دانيم جان و الاريك به همین دلیل از مرگ در امان بودند. كاترين با علم بر اين موضوع ابتدا انگشتان او را قطع و سپس اقدام به كشتن او مي نمايد.

    با ورود الينا به منزل،‌ نفس را در سينه حبس مي نماييم. آيا الينا و كاترين با يكديگر روبه رو خواهند شد؟ اين تقابل و رويارويي چگونه مي تواند باشد؟ الينا هراسان در جستجوي كسي ست كه براي سلب آرامش،‌ براي انتقام با دلي مملو از كینه و خشم آمده است. كاترين قصد ندارد خود را نشان دهد و گريز او با گام هاي شتابان الينا كه نگران جرمي شده همراه مي شود. جرمي هميشه افسرده و تنها در آخرين لحظات فصل اول در مبارزه ميان زندگي و مرگ، قدم به سمت مرگ برداشت. مرگي كه با خون آنابل مي رفت تا خون آشام ديگري را به وجود آورد. همراه با گشوده شدن چشمان جرمي فصل دوم آغاز مي شود.

    زماني كه در جشن موسسان دستگاه گيلبرت آغاز به كار كرد و همراه با انتشار امواج و صدا وامپايرها كنترل از دست دادند،‌ تايلر به همراه كارولاين و مت در اتومبيل مشغول رانندگي بود كه دچار حمله عصبي شد و بدين ترتيب حركت اتومبيل از كنترل خارج شد. در حادثه اي كه رخ داد تنها كارولاين به شدت آسيب ديد. شدت صدمه وارده به او و وخامت اوضاعش رفته رفته به مرگ نزديك ترش مي سازد. براي درمان او تنها تجهيزات پزشكي كفايت نمي كند. گويي سرنوشت طوري چيده شده كه نيروي ديگري بايد كارولاين را نجات،‌ شايد هم تغيير دهد! و اين نيروي عظيم... اهداي خون ديمن،‌ يك خون آشام به كارولاين است. ريسك بالايي كه با توجه به وخامت حال كارولاين باني و الينا ناچارا مي پذيرند. نكته جالب توجهي كه به ذهن اينجانب رسيد عدم حضور كلانتر،‌ مادر كارولاين در اين شرايط و وضعيت كنار اوست، غيبتي كه باعث مي شود دوستانش براي زندگي و وضعيت جسماني او تصميم بگيرند.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  b72db2139b90487d943c.png
مشاهده: 828
حجم:  22.6 کیلو بایت

    از بازگشت كاترين كسي جز جان اطلاع ندارد. جتي الينا نيز كه جان را در آن وضعيت مشاهده نمود هم قادر به حدس اين اتفاق نيست. ديمن كه از ملاقات دوباره با دختري كه در روزگاري دور قلبش را دردمند ساخت و اين زندگي نكبت بار را تقديمش كرده بود نااميد به نظر مي رسد از مكالمه الينا و جنا، اطلاعاتي دستگيرش شد. كاترين كه در ابتداي ورودش به منزل گيلبرت با جنا رو به رو شده بود،‌ جنا كه به خيال خود الينا را به منزل دعوت نمود و حال بي خبري الينا از آنچه گذشته شك را بر دل ديمن مي افكند. اما بيشتر از اين كه بازگشت كاترين مهم و تعجب برانگيز باشد علت بازگشت او و حمله به جان در ابتداي ورودش براي سالواتوره ها و الينا مبهم مي باشد. اين كه جان چه رازي را مي دانسته كه از نظر كاترين محكوم به مرگ است؟
    خانم لاك وود كه از مرگ همسرش متاثر است نيروي امنيتي شهر را در اشتباهي كه منجر به كشته شدن ريچارد لاك وود شده مقصر مي داند. موضوعي كه هم چنان براي ما لاينحل باقي مانده است،‌ ما نيز مانند خانم لاك وود علت مرگ را نمي دانيم! نمي دانيم كه چگونه لاك وود با آن دستگاه از حالت عادي خارج شد؟ نمي دانيم كه ماهيت اصلي ريچارد و پسرش تايلر چه مي تواند باشد؟ اتفاقي كه براي اين دو نفر رخ داد و همزمان ورود شخصي به عمارت شهردار كه او را از اين پس با عنوان عموي تايلر مي شناسيم ذهن را بيشتر از قبل مغشوش مي سازد.

    جاناتان گيلبرت كه مورد حمله كاترين واقع شد و مسلما پاسخ بسياري از سوالات ما را مي دانست و سر نخ مهمي براي اين موضوع بود از پاسخ به الينا و استيفن طفره مي رود. او كه به طور يقين تحت تاثير حمله و ترس كاترين مهر سكوت بر لبانش زده، اين نكته را خاطر نشان مي سازد كه براي كمك به حل معما گزينه مناسبي نيست و همين دليل باعث مي شود كه از جانب استيفن تهديد به مرگ شود و براي رهايي از اين تهديد بايد شهر را ترك بگويد.

    عشق و تنفر،‌ دو روي سكه...

    در ابتداي سريال خاطرات خون آشام استيفن شخصيت مبهم و اسرار آميزي داشت. شخصيتي كه مي دانستيم در گذشته عاشق دختري به نام كاترين بوده و در اين عشق رقيبي همچون برادر داشته است. با گذشت سريال متوجه شديم كاترين داستان ما،‌ خون آشام بي رحمي بوده كه دو برادر را در دام عشق اسير نموده است. ورود دختري به نام الينا،‌ دل استيفن را ابتدا از عشق پوشالين كاترين تهي و سپس تنفر را جايگزين نمود. علاقه به الينا آن چنان پاك و عميق بود كه استيفن براي محافظت از معشوقه زيبايش سعي كرد پا بر احساس خويش نهد و او را ترك نمايد. داستان مطابق معمول و زيبا پيش مي رفت تا اينكه او آمد. همان كسي كه روزي هيولاي خونخوار را به كالبد استيفن فرا خوانده بود،‌ همان كه برادران سالواتوره را از زندگي عادي محروم ساخت. كاترين آمد و دليل بازگشتش اكنون آن طور كه بيان مي كند،‌ پس گرفتن عشقش از اليناست. با اين كه نامعقول به نظر مي رسد اما كاترين را حسادت به شهر فراخوانده است. كاترين كه به نظر باهوش تر از آن به نظر مي رسد كه بداند استيفن علاقه اي به او ندارد،‌ ابراز علاقه را جايز مي داند!‌ تصور كنيد،‌ ابراز عشق از جانب دختر خودخواه و متكبري هم چون كاترين! لحظات تلخي را شاهد هستيم. تير كاترين در جلب توجه استيفن خطا مي رود، عشق در كمتر از چند ثانيه به تنفر تبديل مي شود و اين تنفر حمله به استيفن را طلب مي كند.

    راز انگشتر...

    برادران سالواتوره هر كدام انگشتري در دست داشتند كه قدرت جادويي آن باعث مي شد اين دو وامپاير بتوانند در روز و زير نور خورشيد رفت و آمد كنند. جدا از اين دو انگشتر ما حلقه هاي متفاوت ديگري در دستان الاريك سالتزمن و جاناتان گيلبرت ديديم،‌ كه البته حلقه در دست جان متعلق به برادرش يعني پدر جرمي و الينا بوده است. همان طور كه مشاهده نموديم اين انگشتر از مرگ جان جلوگيري كرد. سوال پيش مي آيد كه اگر اين حلقه متعلق به پدر الينا و جرمي بوده چگونه از او در مقابل مرگ حفاظت نكرده و به قول جرمي چرا او هنوز مرده است؟ و اما پاسخ براي ما بسيار جالب توجه است. انگشتر تنها زماني در مقابل مرگ مقاومت مي نمايد كه عامل مرگ غير طبيعي باشد. چيزي شبيه حمله از جانب موجودات ديگر كه در اين سريال مي توان همان وامپايرها را عنوان نمود. اين حفاظت در مقابل مرگ هاي طبيعي نظير سانحه رانندگي صورت نمي پذيرد كه البته اين نيز در نوع خود جالب توجه است. اواخر فصل اول بود كه ديمن از خون آشام غير قابل كنترل و پليد به پسر دوست داشتني و مهربان سريال تبديل شده بود. با گذشت زمان شخصيت ديمن دل نشين و حتي در برخي موارد دلرحم شد. او از ابتداي ورود به شهر هدف اصلي اش ملاقات با كاترين بود. اميد او در به دست آوردن كاترين پس از گشوده شدن معبد به ياس تبديل گشت،‌ غرورش جريحه دار و دلش نيز شكست. اكنون با بازگشت كاترين از سويي عشق گذشته رنگ تازه يافته و از سوي ديگر تنفر از شكست غرورش رفتار او را در مقابل كاترين دچار ترديد ساخته است. كاترين همان طور كه در گذشته نيز دو برادر را بازيچه اميال خود نموده بود،‌ اكنون نيز با بيان كلماتي برنده و تلخ قلب و روح ترميم يافته دیمن را مي خراشد و ديمن با شنيدن سخن او كنترل از كف خارج مي كند. كاترين با بيان اينكه از ابتدا نيز به استيفن علاقه مند بوده هدفي جز برگرداندن ديمن به همان خون آشام بدخلق گذشته و حتي شايد ايجاد كينه اي نو ميان برادران ندارد. شايد عجيب به نظر برسد،‌ اما ديمن كه خود در دوران طولاني زندگي اش نابودي انسان ها را سرلوحه قرار داده بود‌،‌ ديمني كه آن طور وحشيانه لكسي را كشت،‌ ديمني كه رحم نداشت اكنون در شرايطي قرار گرفته كه دل بيننده را دردمند و غمگين مي سازد. آري... دلمان براي ديمن كه اين چنين در مقابل تحقير مي شود سوخت. او دردمند و آزرده دل به سراغ همتاي كاترين مي رود و با توجه به دل مهربان و پر از احساس الينا، آرامش را از او طلب مي كند. اما گويي اين دو دختر همسان، اميدي را براي ديمن نخواهند داشت. ديمن از الينا نيز جوابي نمي شنود و تمام تلاشي كه در اين مدت براي داشتن زندگي مسالمت آميز در كنار ديگران از خود نشان داد همراه شكست آرزوهايش با حمله به جرمي از بين مي رود. ضجه هاي الينا، اشك و التماس او،‌ چشمان بسته جرمي، حسرت و غم در نگاه ديمن،‌ لحظات مملو از اندوه و غم است. الينا براي لحظه اي برادرش را از دست رفته مي پندارد اما انگشتر جادويي خانواده گيلبرت در دست جرمي اميد به نجات را باز مي گرداند. جان قبل از ترك شهر يادگاري ارزشمند به برادرزاده خويش اهدا نمود و جان او را نجات داد. لحظات پاياني داستان است و انگار حوادث نمي خواهند تمام شوند. گويي هر ثانيه بايد منتظر اتفاقي تلخ باشيم. فصل دوم با لحظات تلخي آغاز شده و ترسمان از اين است كه اين تلخي ها همراه شخصيت هاي دوست داشتني مان ادامه داشته باشند. كاترين در آخرين لحظات داستان، براي نمايش بي رحمانه قدرتش قرباني بهتر از كارولاين نمي يابد. كارولاين كه اگر به خاطر داشته باشيم با توجه به وخامت وضعيت جسمي اش،‌ از خون ديمن استفاده نمود و وجود خون ديمن در بدن او بهانه اي شد براي انتقام كاترين،‌ كاترين بازي را اينگونه آغاز كرد،‌ كشتن كارولاين! همزمان با بيان اين جمله كه بازي آغاز شد اپيزود به پايان مي رسد.

    پي نوشت:

    نكته اي كه اينجانب نتوانستم به راحتي از كنارش عبور كنم،‌ راز انگشتران جادويي بود،‌ اينكه جان از كارآمدي نيروي آن در زمان هاي خاص سخن گفت،‌ مثلا مرگ هاي غير طبيعي! به نظرم مرگ،‌ مرگه! چه دليلي وجود دارد كه اين انگشتر در مقابل برخي از حوادث جادويي باشد؟
    مطلب ديگري كه لازم بود عنوان كنم بازي بسيار زيباي نينا دوبروف در نقش الينا و كاترين است. نقش آفريني بسيار خوب اين بازيگر در دو نقش كاملا متفاوت! اليناي مهربان و دوست داشتني و نقطه مقابل كاترين خودخواه و ظالم!

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  bannerksk.gif
مشاهده: 943
حجم:  68.6 کیلو بایت

    فصل دوم- اپيزود دوم

    بازي،‌ نبرد، انتقام و هر نامي كه مايل باشيم بر رفتار كاترين بگذاريم از جانب او آغاز شده است. اقدام بعدي كاترين پس از حمله به جان، كشتن كارولاين است. كارولاين در بيمارستان به علت سانحه رانندگي بستري بود و با ورود خون ديمن به بدنش آمادگي لازم براي تبديل به يك خون آشام را دارد. كاترين كه مشخص نيست از اين موضوع آگاه است يا خير،‌ او را مي كشد. در كل اين كه هدف كاترين چه زماني مشخص خواهد شد گويي صبر عظيمي را طلب مي نمايد. جدا از اينكه هدف از بازگشتش مسلما ابراز عشق به استيفن نمي تواند باشد، حال نيت كشتن كارولاين نيز به آن اضافه مي شود. اين كه قصدش تبديل او به وامپاير است يا حقيقتا مرگ او خط و نشاني براي ديگران مي باشد؟ كارولاين كه در اين سريال همواره مورد توجه و حمله وامپايرها قرار گرفته است اين بار نيز بي نصيب نمي ماند و كاملا بي گناه به سرنوشت تلخي دچار مي شود. زندگي براي او راه زيادي باقي نگذاشته،‌ حتي اگر موقعي كه بهوش آمد كسي كنارش بود و اجازه استعمال خون انسان را به او نمي داد نيز او محكوم به مرگ بود. تبديل به خون آشام و مرگ، دو راه كه آخر هر كدام چيزي جز تاريكي نیست. اما در هر صورت، كارولاين دختر كلانتر ليز، كه اين روزها به شدت مشغول مبارزه با وامپايرهاي شهر است تبديل به خون آشام شد. كارولاين به سرعت حوادثي را كه بر او گذشته به خاطر مي آورد. نشانه ها و علائم كاملا درست هستند. بدنش در تماس با نور خورشيد مي سوزد. گردنبند نقره اي كه اكنون احتمال مي دهيم آميخته با گياه شاه پسند شده بدنش را زخم مي نمايد. كارولاين دختر ساده و بي گناهي كه اكنون با علم بر آنچه بر سرش آمده هراسان و گريان مشاهده مي شود. دلسوزي بيننده نسبت به او زماني به اوج مي رسد كه در مقابل مت ناچارا بايد احساساتش را كنترل نمايد. احساس پاك و عميقي كه ميان اين دو نفر به تازگي شكل گرفته بود بايد در نطفه خاموش شود. با قلبي شكسته و براي جلوگيري از اينكه ميل به خون او را وادار به حمله سوي مت نمايد او را از خود مي راند. نمي دانيم سرنوشت رقم خورده براي او يا از دست دادن احتمالي مت است كه باعث مي شود كارولاين خشم خود را بر سر پرستار تخليه نمايد و با حمله به او قدم در مسير بدون بازگشت بگذارد. نكته اي جالب عرض كنم كه كارولاين تمام اعمالي را كه زماني ديمن بر سرش آورده بود را به خوبي فرا گرفته و اكنون روي پرستار آزمايش مي نمايد. شايد هم اين قدرت ها و آمادگي ها همره با مراحل تبديل به يك خون آشام منتقل مي شوند. كارولاين در اولين حمله و تجربه فورا ذهن پرستار را مطابق ميل خود پاكسازي مي نمايد. حتي كارولاين كه هميشه بعد از رفتارهاي ديمن توسط قدرت او حافظه اش نيز پاك مي شد در همان ابتداي تبديل شدن تمام حملات ديمن را نيز به خاطر آورد. نكته جالب توجه كه البته بايد بگوييم در مورد كارولاين در اين سريال استثنا به نظر مي رسد اين است كه اگر ويكي را به ياد بياوريم، در مدت كوتاهي كه خون آشام شده بود،‌ نه از خود قدرت خارق العاده اي نشان داد و نه حملات ديمن را به خاطر آورد. كارولاين با سرعتي عجيب داراي قدرت و نيرويي شد كه حتي وامپايري مانند ديمن را شگفت زده نمود.
    طبق روالي جالب كه ما در سريال خاطرات خون آشام تاكنون ملاحظه كرديم جشن و كارناوال ديگري در راه است. آن هم مطابق معمول در به ظاهر تنها دبيرستان شهر!

    در گوشه اي از دبيرستان استيفن مشغول صحبت با جرمي است كه اكنون ديگر راز برادران سالواتوره را مي داند و حتي از سوء قصد ديمن نيز نسبت به خود آگاه است. و همين آگاهي كينه اي را از او در دلش نشانده است. استيفن به او اطلاعات ديگري را پيرامون وامپاير ها و نحوه برخورد و مقاومت در مقابلشان مي دهد. او تنها برادر اليناي محبوب است و ضربه به او نهايتا به الينا آسيب خواهد رساند. گفته هاي استيفن ناخودآگاه راه انتقام را براي جرمي باز مي كند،‌ استيفن با وجود اين كه مي داند جرمي از برادرش ديمن كينه بر دل دارد اما تمام راه هاي مبارزه و حتي نابودي وامپايرها را به جرمي آموزش مي دهد. مقاومت و عدم نفوذ به ذهن انسان با استفاده و همراه داشتن گياه شاه پسند، نابودي يك خون آشام با چوب و... استيفن ناخواسته با اين غفلت راه خطرناكي را از جانب جرمي برای خود و برادرش مي گشايد. الينا در حين گفت و گوي آنها سر مي رسد. با مشاهده رفتار خصمانه جرمي و ترك او، استيفن سعي مي نمايد با اداي كلمات آرام بخش، ذهن خسته و پريشانش را التيام بخشد.

    تصوير بعدي كه پيش چشم ما به نمايش گذاشته مي شود،‌ منزل شهردار لاك وود است كه ديمن و كارول،‌ همسر شهردار مشغول صحبت هستند. ديمن كه آنچنان در شهر با سياست و حساب شده عمل نمود كه اكنون كارول او را قابل اعتماد و امين مي پندارد. صحبت بر سر رهبري انجمن موسسان مي باشد كه با توجه به مسئوليت انجام وظايف ريچارد توسط همسرش تا برگزاري انتخابات شهرداري،‌ كارول ديگر نمي تواند انجمن موسسان را همراهي نمايد و براي اين منظور، از ديمن قابل اعتمادش دعوت به همكاري مي كند. البته اين پيشنهاد جدا از اين كه براي ما جالب توجه و عجيب است،‌ ديمن را نيز مبهوت مي نمايد، اما به سرعت پيشنهاد را مي پذيرد.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  b72db2139b90487d943c.png
مشاهده: 828
حجم:  22.6 کیلو بایت

    اگر در خاطرتان باشد،‌ ريچارد لاك وود در آخرين لحظات حياتش به وسيله انتشار امواج دستگاه جادويي دچار حمله عصبي شد و همان منجر به مرگش گرديد. شايعه و حدس و گمان در مورد ماهيت او و فرزندش بر سر زبان ها افتاد كه رايج ترين آنها گرگينه بودنشان بود. در مراسم بزرگداشت ريچارد،‌ برادر كوچك شهردار به طور غير منتظره اي وارد شهر شد. برادري كه در ابتداي ورود رفتاري كاملا خونسرد و عجيب با برادرزاده اش نشان داد. در هر صورت وقتي ماهيت پدر و پسري با آن اتفاق براي ما ناشناخته و عجيب به نظر مي رسد، در مورد برادر ريچارد نيز شك و ترديد به دلمان راه مي يابد، خصوصا زماني كه مكالمه او را با تايلر مي شنويم. ميسن در مورد عصبانيت و پرخاشگري هاي تايلر سوال مي پرسد، از نشانه هاي عصبانيت نظير ضعف و بيهوشي، پاسخ تايلر مثبت است اما ميسن مارا قانع نمي كند و جوابي را كه در انتظارش هستيم به ما نمي دهد. ديمن كه از همان شب جشن به خانواده لاك وود مظنون شده بود، با توجه به قدرت شنوايي بالا، مكالمه آنها را مي شنود و حدسش به يقين نزديك مي شود. اين موضوع را با استيفن در ميان مي گذارد، او در جستجوي راه حلي است كه اين حقيقت را بر ملا سازد. راه حلي كه به سادگي آن را پیدا میکند، و راز خانواده لاك وود آشكار مي شود، البته تنها براي برادران سالواتوره! جشن و كارناوال آغاز شده است، همه جا شلوغ و مملو از جمعيت است و اين مناسب ترين زمان براي اجراي نقشه ديمن است. با وجود مخالفت استيفن، او ذهن يكي از شركت كنندگان جشن را آماده درگيري با تايلر مي سازد و با ايجاد يك درگيري و فضايي خشونت بار براي تايلر و ميسن در انتظار عكس العمل آنها مي نشيند. در اين مورد حق با ديمن است، تايلر عصبي مي شود و نزاع آغاز مي گردد، ميسن براي حمايت از برادر زاده اش وارد عمل مي شود و پس از اينكه در مقابل مقاومت پسر جوان طاقت از كف مي دهد، رفتار كاملا عجيب و وحشتناكي از خود بروز مي دهد. او دقيقا مانند يك گرگ مي جهد و پس از حمله به حريف با چشماني خوفناك و درخشان، روي دست و پا به زمين مي نشيند. آنقدر اين حركت سريع و شتابان صورت مي گيرد كه تايلر نيز در درستي آن ترديد دارد. آري، اين است راز خانواده لاك وود كه مي دانيم حتي همسر ريچارد نيز از آن بي اطلاع است. گرگينه هايي كه بطور عادي در ميان مردم زندگي مي نمايند و مگر در موارد خاصي نمي توان ماهيت اصلي آنها را شناسايي نمود.

    بازگرديم به كارولايني كه با آگاهي از ترخيصش در صبح روز بعد و تلاش براي پنهان نمودن اتفاقي كه برايش افتاده، با قدرت جديدش خود را مرخص مي نمايد. شب هنگام است و بار ديگر او با اطلاعات مضاعف و مثال زدني اش مي داند كه مي تواند در شهر ظاهر شود، خود را به دبيرستان مي رساند. در ابتداي ورودش زهر چشمي به ديمن نشان مي دهد. ديمن كه از تبديل او اطلاع ندارد كاملا غافلگير مي شود و توسط كارولايني كه بر خلاف ويكي كاملا قوي و مسلط است مورد حمله واقع مي شود. اتفاقات به سرعت به تصوير كشيده مي شوند، ديمن با هراس و فرض وجود ويكي ديگري در شهر تنها راه حل را كشتن كارولاين مي داند. كارولايني كه پيش از حمله خصمانه به ديمن و سپس به همان پسر جوان بخت برگشته جشن امشب به خوبي در مقابل مت خود را كنترل نموده بود در نظر ديمن لايق مرگ است. ديمن با وجود مخالفت استيفن تصميمش را گرفته بود و چه بسا اگر الينا و باني به موقع ظاهر نمي شدند قصه زندگي كارولاين به سادگي پايان مي يافت. باني،‌ كارولاين را در وضعي اسفناك مشاهده مي كند، لب و دهاني آغشته به خون، جسدي كه قاتلش دوست اوست! اشك هاي كارولاين و پريشاني او براي باني اين اجازه را صادر مي نمايد كه ديواري كوتاه تر از ديوار ديمن نيابد و او را به دليل تمام اين اتفاقات تلخ مجازات نمايد. او از قدرت جادوي خويش بهره مي گيرد و آتش خشمش را براي سوزاندن ديمن شعله ور مي سازد. اين بار اليناست كه به ياري ديمن كه البته بايد بگوييم در اين ماجرا كاملا بي تقصير و بي گناه به سمت نابودي پيش مي رود،‌ مي شتابد. دلسوزي بيننده در اين لحظات به اوج مي رسد، براي دختري كه مظلومانه و كاملا بي رحمانه زندگي عادي اش را از دست داده و بدون اراده تبديل به حيوان خونخوار شده، براي ديمن كه شكست عشق بي سرانجامش با كينه و تنفر اطرافيان همراه شده و دلش را دردمند نموده است.

    آخرين مطلب و تصوير مهمي كه در اين اپيزود مشاهده نموديم در منزل شهردار به وقوع مي پيوندد. پس از اتفاقي كه براي تايلر و عمويش در جشن رخ داد، آنها ماندن را جايز ندانسته و جشن را ترك نمودند. در منزل تايلر، عموي خويش را در حال جستجوي شيء با ارزشي مي يابد، سنگي كه به طور يقين رازي در خود دارد و به همين دليل نيز به گفته خانم لاك وود در ميان مخفيگاه ريچارد پنهان مانده است. تايلر كه به رفتارهاي ميسن مشكوك شده، به راحتي آن سنگ سفيد را مي يابد و صلاح را در برداشتن آن مي داند. تايلر با اين رفتار ميسن را از دستيابي به آن سنگ محروم مي سازد كه مطمئنا در آينده اي نزديك علت آن بر ما مشخص مي شود.
    در انتهاي اين مطلب لازم بود به روند سريع اين اپيزود و اتفاقات جالب توجه و حيرت انگيز آن اشاره نمايم. اميدواريم اين روند در فصل دوم ادامه داشته باشد و ما همچنان شاهد هيجان بيش از پيش در اين فصل باشيم. لازم به ذكر است كه نقش آفريني ها نيز در اين فصل پيشرفت زيادي داشته،‌براي نمونه كارولاين در اين اپيزود هنر خود را كاملا به نمايش گذاشت. دختر ساده و زودباوري كه در تمام لحظات فصل اول اذيت و آزاري براي هيچکس نداشت،‌ اكنون به موجودي مبدل گشته كه غريزه و ميلش تنها با صدمه زدن به انسان ها فروكش مي كند و اين دوگانگي را به زيبايي در نقش آفريني كارولاين مشاهده نموديم. با تشكر از همراهي شما، اميدوارم اين مطلب مورد رضايتتان واقع شود.
    در انتها بد نيست توجه شما را به مقاله كوتاهي در مورد گرگينه ها جلب نمايم كه خواندنش خالي از لطف نيست :

    گرگينه ها

    در کنار خوناشامان گرگینه ها یکی ازمشهورترین موجودات ماورایی برای بشر امروزی است و همانند خوناشامان مشهور بودنشانمدیون این است که آنها نیز در بین ما در هنگام صبح به زندگی میپردازند وتنها در شامگاه به موجودی مخوف بدل میگردند. این پدیده از بیماری خاصی به ناملایکانوتروپی ناشی میشود . که ممکن است هم حالتی روانی باشد و در مواقعی بسیار نادرحالت تغییر فرم فیریکی هم در بیماران گزارش شده است. تنها و بهترین این گزارشات توسطسابین بارین گالد در سال 1865 در کتاب مشهورش یعنی گرگینه ها به ثبت رسیده و حتی دردوران معاصر هم در این باره منبعی قابل استناد میباشد. آقای مونیگ سامرز هم درباره این موجودات در کتاب معروفش گزارشاتی آورده است. گرگینه ها در هر دو کتاب افرادیهستند که از لاکانوتروپی بر اثر پدیده ای مرموز رنج برده و به صورت روانی و یافیزیکی این بیماری در آنها نمود پیدا میکند.گرگینه های داستانهای کهن ازمدل معاصر کنونی بسیار متفاوت بوده اند. در هیچ افسانه ی از این مورد که اینبیماری میتواند توسط گاز گرفتن سرایت کند حرفی به میان نیامده است. در تمام آن نوشتهها لاکانوتروپی در اثر پرداختن به جادوگری که با شیاطین در ارتباط است برای جادوگرناشی میشود. و در مواردی داستانهای از پوستینی که جادوگر خبیث از (فردی سیاه) خودشیطان دریافت میکند به این موجود مبدل میشود به چشم میخورد. که هنگامی که جادوگراین پوستین را به تن میکند به موجودی شبیه گرگ یا خود گرگ تبدیل میشود که در اینحالت به جنگلها رفته و کشتار به پا میکند . در مکتبهای سحرآمیز هم اعتقاد بر این استکه جادوگر شیطانی را احضار میکند و از او میخواهد که قدرت تبدیل به گرگ را به اوببخشاید. البته در برخی از اساطیر هم گفته شده که نیاز به هیچ پوستین جادویی نیستو گرگینه خود به خود و بصورت کاملا سریع روی بدنش مو رشد میکند. و در صبح گاه خودبخود این پشم گرگ ناپدید میشود. در قرون وسطی جادوگران اکثرا بخاطر توانایی تغییرفرم خود یا دیگران به گرگینه مجازات میشدند. گهگاهی هم جادوگران بخاطر این کهپوستین های جادویی برای این منظور میساختند مورد مجازات قرار میگرفتند. در اینافسانه ها نیازی به وجود بدر کامل ماه جهت تغییر فرم گرگینه نبود.در قرونوسطی و دوران تاریک اروپا مجازات کسی که گرگینه تشخیص داده میشد، مانند جادوگران یاچوبه دار بود و یا سوزاندن در آتش. بلندی قد یک گرگینه به این تعبیر میشد که هرچهگرگینه بلندقدتر باشد مدت بیشتری است که به گرگینه تبدیل شده و یا جادوگری خبیثتراست. و افراد بیشماری که در آن دوران مجازات شدند تنها بیماران روانی بودند که از اینبیماری روانی رنج میبردند. و شایان ذکر است که در دوران معاصر این بیماری در میاندیگر انواع بیماریهای روانی بصورت خیلی کمیابی مشاهده میشود و گزارشاتی از اینبیماران در دست است. در این شرایط بیمار فکر میکند که گرگ است. ولی باید این راهم در نظر داشت که گزارشات معتبری در دست است که اگر فردی در تسخیر موجودی خبیث وماورایی باشد. ممکن است مانند گرگ ها رفتار کند و سر به طبیعت وحشی و بکر بزند .

    با تشكر از RASHNO عزيز بابت ويراستاري و سعيد عزيز بابت طراحي گرافيك

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.

    ویرایش توسط FFKIA : 09-22-2010 در ساعت 21:01
    FFKIA, Skyfly, weird و 2 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.

  5. 10 کاربر از پست مفید MiSS SAYTA سپاس کرده اند .


  6. #3
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA هم اکنون آنلاین است.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 40
    نوشته ها : 7,505
    سپاس ها : 11,203
    سپاس شده 25,636 در 4,555 پست
    یاد شده
    در 57 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 7- تحلیل و بررسی سریال خاطرات خون آشام (Vampire Diaries) فصل دوم، اپيزود 1 و 2

    فكر كنم براي تحليل فرينج يك رقيب خيلي خيلي سرسخت دارم به نام نازنين.
    تحليلهاي نازنين از فصل اول خاطرات خون آشام باعث شد كه تحليل سريال در سايت يك استارت خيلي خيلي محكم بخوره .
    اميدوارم كه فصل دوم رو هم نازنين مانند فصل اول عالي پيش بره . من اين سريال همچنان در ليستم قرار داره تا ببينم .
    اميدوارم كه بتونم به زودي شروعش كنم و اين تحليل ها رو با لذت بيشتري بخونم .
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


  7. کاربر روبرو از پست مفید FFKIA سپاس کرده است .


  8. #4
    ایــستاده مــردن ..
    ADoLF آواتار ها
    وضعیت : ADoLF آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : Tehran
    نوشته ها : 1,541
    سپاس ها : 3,447
    سپاس شده 2,143 در 951 پست
    یاد شده
    در 5 پست
    تگ شده
    در 486 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 7- تحلیل و بررسی سریال خاطرات خون آشام (Vampire Diaries) فصل دوم، اپيزود 1 و 2

    متاسفانه من هم هنوز این سریال رو ندیدم ولی تعریف های خیلی زیادی ازش شنیدم.
    واقعا تبریک میگم به نازنین جان... تحلیل خیلی عالی نوشته
    با اینکه این سریال رو ندیدم ، ولی با خوندن مختصری از این تحلیل، باعث شد تا تصمیم بگیرم شروع کنم به دیدن این سریال.

    آنان که میفهمند عذاب میکشند
    و آنان که نمیفهمند عذاب میدهند


  9. کاربر روبرو از پست مفید ADoLF سپاس کرده است .


  10. #5
    چيزي كه مرا نكشد قويترم ميسازد...
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,071
    سپاس ها : 6,225
    سپاس شده 6,213 در 2,017 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 7- تحلیل و بررسی سریال خاطرات خون آشام (Vampire Diaries) فصل دوم، اپيزود 1 و 2

    ممنون از دوست عزیزمون نازنین برای تحلیل این سریال.
    یه نکته رو باید بگم در مورد ویکی. ویکی وقتی ومپایر شد به استفن گفت داره کم کم یادم میاد، من تو رو روی سقف بیمارستان دیدم. پس یادش اومده بود که استفن حافظه اشو پاک کرده. پس احتمالا وقتی ومپایر میشن هر اتفاقی که قبلا براشون افتاده و توسط ومپایرهای دیگه پاک شده رو به یاد میارن.


    دوباره خواهيم روييد...




  11. کاربر روبرو از پست مفید RASHNO سپاس کرده است .


  12. #6
    کــــاش گاهی زنـــدگی هــم كليــد [◄◄ι] [ ιι ] [■] [►] [ι►►] داشت...!
    MiSS SAYTA آواتار ها
    وضعیت : MiSS SAYTA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : ı̴̴̡ ̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı
    نوشته ها : 7,155
    سپاس ها : 10,643
    سپاس شده 16,549 در 4,216 پست
    یاد شده
    در 63 پست
    تگ شده
    در 850 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 7- تحلیل و بررسی سریال خاطرات خون آشام (Vampire Diaries) فصل دوم، اپيزود 1 و 2

    نقل قول نوشته اصلی توسط FFKIA نمایش پست ها
    فكر كنم براي تحليل فرينج يك رقيب خيلي خيلي سرسخت دارم به نام نازنين.
    تحليلهاي نازنين از فصل اول خاطرات خون آشام باعث شد كه تحليل سريال در سايت يك استارت خيلي خيلي محكم بخوره .
    اميدوارم كه فصل دوم رو هم نازنين مانند فصل اول عالي پيش بره . من اين سريال همچنان در ليستم قرار داره تا ببينم .
    اميدوارم كه بتونم به زودي شروعش كنم و اين تحليل ها رو با لذت بيشتري بخونم .
    ضمن تشكر از تمام دوستاني كه به بنده لطف داشتن ، فرخ جان اين تعريفت بي اندازه شرمنده م كرد
    مطمئن هستم كه حتي تا ساليان سال هم خطي از نوشته هام به پاي كلماتت نخواهد رسيد !

  13. #7
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    نوشته ها : 11,461
    سپاس ها : 10,060
    سپاس شده 25,647 در 7,116 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 7- تحلیل و بررسی سریال خاطرات خون آشام (Vampire Diaries) فصل دوم، اپيزود 1 و 2

    خوب خوب خوب
    مرسی نازنین جان عالی بود در یک کلام
    خون اشامی ها بازگشتن طوفانی هم بازگشتن تو این دو اپیزود به زیبایی سریال رو جلو بردن فقط خیلی سریع و برق اسا بود
    به خیلی از سوال های طرفدارها جواب دادن
    اومدن میسن به فیلم که فامیل لاک وود ها بود هیجانی ایجاد کرد که همه منتظر آن بودیم
    اما واقعا تو این 2 اپیزود از بازیه ضعیف و مسخره بانی نباید به اسونی گذشت.
    ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!
    ----------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.


  14. #8
    کــــاش گاهی زنـــدگی هــم كليــد [◄◄ι] [ ιι ] [■] [►] [ι►►] داشت...!
    MiSS SAYTA آواتار ها
    وضعیت : MiSS SAYTA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : ı̴̴̡ ̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı
    نوشته ها : 7,155
    سپاس ها : 10,643
    سپاس شده 16,549 در 4,216 پست
    یاد شده
    در 63 پست
    تگ شده
    در 850 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 7- تحلیل و بررسی سریال خاطرات خون آشام (Vampire Diaries) فصل دوم، اپيزود 1 و 2

    من تصور بهتري از كاراكتر جادوگر و ساحره داشتم
    احساس مي كردم اين كاراكتر مي تونه هيجان بيشتري رو در سريال داشته باشه
    نمي دونم شايد بايد صبر كنيم
    ولي وجود ميسن به قول خودت مي تونه اين هيجان رو ايجاد كنه ،‌هر چند كه من اصلا از اين كاراكتر خوشم نيومد


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 24
    آخرين نوشته: 05-19-2011, 20:41
  2. پاسخ ها: 62
    آخرين نوشته: 04-20-2011, 21:10
  3. پاسخ ها: 23
    آخرين نوشته: 12-30-2010, 10:31
  4. پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: 12-28-2010, 15:34
  5. پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: 12-28-2010, 12:53

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •