سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh گروه خبری-بیوگرافی مجید مجیدی

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت  طراحی دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه 

 هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته , طراحی وب سایت , سئو سازی , کابل هلوکیبل , اعلام حریق , پیاده سازی دیتاسنتر

 

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2
نمایش شاخه ای1علاقمندی ها
  • 1 ارسال شده توسط Amélie

موضوع: گروه خبری-بیوگرافی مجید مجیدی

  1. #1
    Everybody Lies
    Amélie آواتار ها
    وضعیت : Amélie آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 27
    نوشته ها : 891
    سپاس ها : 3,781
    سپاس شده 1,501 در 597 پست
    یاد شده
    در 4 پست
    تگ شده
    در 413 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    گروه خبری-بیوگرافی مجید مجیدی






    مجید مجیدی


    متولد 28 فروردین 1338
    شهر تهران
    مجید طالش مجیدی گارگردان .فیلم نامه نویس و بازیگر مطرح ایرانی است او تا کنون موفق به کسب 4 جایزه ی سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی در دوره های مختلف جشنواره ی فجر شده است.
    مجیدی در 28 فروردین 1338 در تهران و در یک خانواده ی متوسط به دنیا آمد وی پس از دریافت مدرک دیپلم تحصیلاتش را در هنر های زیبا ادامه داد
    مجیدی فعالیت هنری‌اش را قبل از انقلاب اسلامی ایران در عرصهٔ تئاتر آغاز کرد اولین اجرای وی در تئاتر شهر تهران، نقشی در نمایش «نهضت حروفیه» به کارگردانی داوود دانشور بود سپس در سال‌های دههٔ ۶۰ و ۷۰ هجری شمسی به تجربه‌هایی در زمینهٔ بازیگری در سینما دست زد
    مجيدي پس از «توجيه» در سال 60، حدوداً تا سال 70 سالي يک فيلم بازي کرد. او در سال 61 جلوي دوربين محمدرضا هنرمند رفت و در اولين فيلم او با نام «مرگ ديگري» که به صورت 16 ميليمتري بود، به ايفاي نقش پرداخت. پس از اين فيلم مجيدي به صورت پياپي در سه فيلم اول محسن مخملباف بازي کرد. «استعاذه»، «دو چشم بي سو» و «بايکوت» حاصل همکاري مجيدي به عنوان بازيگر و مخملباف به عنوان کارگردان است. هم مجيدي و هم مخملباف با فيلم «بايکوت» معروف شدند. اين فيلم در مقايسه با دو فيلم قبلي مخملباف، اثري قصه گوتر و کلاسيک تر بود و با اينکه پر از شعارهاي انقلابي بود، اما قصه يي پر اوج و فرود داشت و به همين خاطر توانست عنوان پرفروش ترين فيلم سال 65 را به خود اختصاص دهد. «بايکوت» در آن سال 9 ميليون تومان فروخت تا هم مخملباف کارگردان شناخته شده يي شود و هم بازيگر نقش اول آن يعني مجيد مجيدي.

    قهرمان انقلابي فيلم «بايکوت» يک سال بعدترش در فيلم «تيرباران» علي اصغرشادروان به نوعي همان نقش خود را تکرار کرد. مجيدي اين بار در نقش شهيد اندرزگو ظاهر شد که اين فيلم هم در سال 66 با 7/4 ميليون تومان فروش توانست عنوان پنجمين فيلم پرفروش سال را به خود اختصاص دهد. با فروکش کردن اوج فيلم هاي انقلابي از اواسط دهه 60، مجيدي به خاطر فيزيک، جنس و نوع بازي اش، خواسته يا ناخواسته بيشتر در فيلم هاي مربوط به دفاع مقدس بازي کرد. او دو تجربه دفاع مقدسي تامرز ديدار (حسين قاسمي جامي) و در جست وجوي قهرمان (حميدرضا آشتياني پور) را در سال 68 پشت سرگذاشت و سپس در اولين و آخرين فيلم بلند دوست و يار قديمي حوزه يي خود محمد کاسبي با نام «شنا در زمستان» بازي کرد. «شنا در زمستان» آخرين فيلم مجيد مجيدي به عنوان بازيگر بود. مجيدي به مرحله انتخاب رسيده بود. يا بايد به عنوان بازيگر آن هم نه در طيف هاي گوناگوني از فيلم ها بلکه در جرياني خاص ادامه فعاليت مي داد يا اينکه راه ديگري را انتخاب مي کرد. او در فاصله سال هاي بازيگري اش چند فيلم کوتاه مانند هودج (1363) و روز امتحان (1367) را کارگرداني کرده بود و بدش نمي آمد تجربه ساخت فيلم بلند را نيز پشت سر بگذارد. در اين سال ها با جدايي فيلمساز محبوب و جنجالي حوزه هنري يعني محسن مخملباف از آن نهاد، مسوولان حوزه به دنبال جايگزيني براي او بودند تا جاي خالي مخملباف دچار دگرديسي شده را پرکنند. مجيد مجيدي مستعد و البته باهوش مي توانست انتخاب خوبي براي مسوولان حوزه هنري براي سرمايه گذاري باشد.

    مجيدي در سال 70 اولين فيلم بلندش «بدوک» را با سرمايه گذاري حوزه هنري ساخت که در جشنواره دهم فجر ديپلم افتخار بهترين فيلمنامه را به دست آورد. در آن سال ها برخي کارگردانان از جمله مجيد مجيدي ترجيح دادند براي ورود به سينما فيلم هايي ساده به لحاظ قصه و ساختار آن هم با محوريت کودکان بسازند تا شايد در جشنواره هاي داخلي و حتي خارجي توفيق کسب کنند و راه را براي ادامه کار فيلمساز هموار سازند.

    مجيدي پس از «بدوک» دو فيلم کوتاه «آخرين آبادي» و «خدا مي آيد» را ساخت که اين دومي اثري بسيار تاثيرگذار و خوش ساخت بود اما کشف مجيدي فيلمساز در جشنواره چهاردهم فجر و با فيلم «پدر» صورت گرفت. «پدر» فيلمي ساده و البته خوش ساخت در ادامه همان مسير «بدوک» و البته حرفه يي تر و پخته تر بود. مجيدي از همان آغاز دنيايي فقير و فاقد ثروت را براي کاراکترهاي فيلم هايش انتخاب کرد. البته نگاه انساني و عاري از ترحم مجيدي به فقر دنيوي در کنار به تصوير کشيدن درونيات غني آدم ها، او را از غلتيدن در ورطه يي که بسياري از فيلمسازان گرفتار آن شده بودند، نجات داد.
    مجيدي بلافاصله بعد از «پدر» موفق ترين فيلم کارنامه سينمايي اش «بچه هاي آسمان» را جلوي دوربين برد. «بچه هاي آسمان» سيمرغ بهترين فيلمنامه و کارگرداني را از جشنواره فجر براي او به ارمغان آورد و فيلم آنقدر مورد توجه همگان قرار گرفت که آن را به عنوان نماينده ايران در اسکار انتخاب کردند. کار تا جايي پيش رفت که اعضاي آکادمي براي اولين و آخرين بار در طول برگزاري مراسم اسکار، يک فيلم از ايران را در ميان فيلم هاي نامزد دريافت اسکار بهترين فيلم غيرانگليسي زبان جاي دادند. هرچند اسکار گرفتن فيلم مجيدي کمي دور از ذهن و حتي توقعات بود، اما تا همين حد هم مايه مباهات سينماي ايران شد.

    مجيدي پس از «بچه هاي آسمان» فيلم «رنگ خدا» را ساخت که اگرچه قصه و حال و هوايش به نابي آن فيلم نبود اما زباني سينمايي تر داشت و در آن رنگ و صدا حرف اول را مي زد. از «بچه هاي آسمان» به بعد تمامي فيلم هاي مجيدي پايه اصلي نامزدهاي رشته هاي مختلف جشنواره فجر بوده اند و هر زمان که مجيدي فيلم داشته، جوايز اصلي به او رسيده است.

    مجيد مجيدي در سال 79 فيلم پنجم اش «باران» را ساخت که به دليل پرداخت هاي اغراق آميز و احساسات گرايي بيش از حد، نتوانست به اندازه دو فيلم قبلي مورد توجه خاص و حتي عام قرار بگيرد. با اين وجود فيلم او باز هم در جشنواره فجر و حتي جشن خانه سينما اصلي ترين جوايز را از آن خود کرد.

    مجيدي پس از «باران» قصد کرد تا حال و هواي تازه يي را تجربه کند. او اين بار مي خواست از دنياي کودکان و نوجوانان بيرون بيايد و قصه تازه اش را در دنياي بزرگسالان آن هم با بازيگران حرفه يي و شناخته شده روايت کند. پس از نمايش «بيد مجنون» در جشنواره بيست و سوم، تعداد مخالفان فيلم از تعداد موافقان آن بيشتر بود اما باز هم اصلي ترين جوايز به مجيد مجيدي رسيد. مخالفان فيلم فضاي عرفان زده «بيد مجنون» و تاکيدهاي اغراق آميز کارگردان روي برخي اجزا را دليل ضعف فيلم دانستند و موافقان ورود مجيدي به فضايي جديد را عامل موفقيت فيلم عنوان کردند. «بيد مجنون» که پرويز پرستويي را هم به عنوان بازيگر داشت با توجه به تبليغات فراوان فيلم، فروش خوبي کرد تا ششمين فيلم مجيد مجيدي با اقبال عامه روبه رو شود.

    مجيدي با «آواز گنجشک ها» دوباره بازگشتي به دنياي مورد علاقه اش که پيشتر در فيلم هاي قبلي به آن پرداخته بود، داشته است. شايد مهم ترين نکته قوت «آواز گنجشک ها» بلوغ کارگردانش در به تصوير کشيدن صحنه هايي تاثيرگذار براي تماشاگر با بيشترين جزئيات باشد. اما مهم ترين اشکال فيلم مجيدي (که اين ايراد به خيلي ديگر از فيلم هاي کارگردانان حتي مطرح سينماي ايران هم وارد است) بي نيازي و حتي فرار از قصه گويي سرراست براي تماشاگر است. شايد مجيدي آنقدر در به تصوير کشيدن جزئيات فيلمش به تبحر رسيده که خود و فيلمش را بي نياز از کليت قصه گويي مي داند. «آواز گنجشک ها» پلان ها و سکانس هاي جانداري دارد اما قصه ندارد و داستانش تکه تکه است.

    «آواز گنجشک ها» سادگي و بي پيرايگي «بچه هاي آسمان» را ندارد. نماهاي ساده تبديل به هلي شات هايي شده که بيشتر به خودنمايي مي ماند. دو ماهي کوچک داخل حوض تبديل به صدها ماهي نيمه جان شده اند که زمين را فرش مي کنند. دوچرخه پدر «بچه هاي آسمان» تبديل به موتورسيکلت شده و شترمرغ و تخم شترمرغ جاي کتاني هاي پاره را گرفته است.

    مجيد مجيدي در پايان پنجمين دهه عمرش و در بدو ششمين دهه، فيلمسازي پرافتخار در داخل، خارج و البته بانفوذ و مورد اعتماد حاکميت است. هنوز هم حضور فيلمي از مجيدي در جشنواره فجر يک اتفاق مهم است و حتي با اينکه فيلم هاي او همخواني چنداني با جريان اصلي سينما و ذائقه مخاطب عام ندارد، اما نام مجيد مجيدي براي خيلي از مخاطبان عام کافي است تا آنها براي ديدن فيلم او ترغيب شوند. اما فقط خدا کند باز هم سادگي و صداقت «بچه هاي آسمان» در فيلم هاي آينده مجيدي تکرار شود.
    از او به غیر از فیلم‌نامه‌هایی که خودش کارگردانی کرده، یک کتاب نیز به نام لاله و پونه منتشر شده‌است

    فیلم شناسی







    بچه های آسمان

    پسرکی به نام علی کفش‌های خواهرش را گم می‌کند. از آنجایی که زهرا کفش دیگری ندارد و پدر هم توانایی مالی خرید کفش نو را ندارد، قرار می‌گذارند که صبح‌ها زهرا کتانی علی را بپوشد و ظهر علی با کتانی به مدرسه برود. با وجود تلاشی که زهرا برای به‌موقع رساندن کفش‌ها می‌کند، اما علی هر روز دیر به مدرسه می‌رسد. پس از مدتی علی تصمیم می‌گیرد در مسابقه دوی مدرسه شرکت کند و برنده جایزه نفر سوم که یک جفت کفش ورزشی است بشود. اما در پایان مسابقه علی نفر اول می‌شود
    برگزیده‌شدن جزء ۵ نامزد نهایی جایزه بهترین فیلم خارجی اسکار سال 1998
    جایزه بهترین فیلم در جشنواره س بین المللی فیلم سنگاپور سال 1998




    رنگ خدا


    محمد رمضاني فرزند نابيناي هاشم كه در مدرسه نابينايان تحصيل مي كند براي گذراندن تعطيلات به خانه بازمي گردد. هاشم كه پس از مرگ همسر خود با مادرش زندگي مي كند، تصميم به ازدواج مجدد مي گيرد. او به همين منظور محمد را به كارگاه نجاري مي فرستد. مادر هاشم كه به نشان اعتراض در مقابل اين اقدام خانه را ترك كرده بود بعلت بيماري مجبور به بازگشت مي شود و سرانجام در بستر بيماري از دنيا مي رود. هاشم كه با مرگ مادر خود و شنيدن جواب منفي از نامزدش بيش از هميشه احساس تنهايي مي كند به سراغ محمد رفته و او را به خانه بازمي گرداند ولي محمد در ميانه راه بر اثر شكسته شدن پل به داخل رودخانه افتاده و هاشم نيز براي نجات محمد خود را به داخل رودخانه مي اندازد. اما خود نيز گرفتار مي شود. پس از بهوش آمدن با پيكر بي جان فرزندش مواجه مي شود. هاشم كه پس از مرگ همسر و مادرش فرزند كوچك خود را نيز از دست رفته مي بيند او را در آغوش مي گيرد و محمد نيز در آغوش پدر جاني دوباره مي يابد



    بید مجنون


    مردی پس از سال‌ها ، طی عمل جراحی که در خارج از کشور انجام می‌گیرد ، بینایی خود را باز می‌یابد . و در ادامه با مشکلاتی در زندگی مواجه می‌شود نابینایی که از ۸ سالگی بینایی خود را از دست داده‌است امیدی می‌یابد برای دیدن دوباره رنگها و خطوط زندگی عادی.یوسف در تصور انکه با یافتن بینایی خود"به خود حقیقی دست خواهد یافت وپس از آن خواهد توانست ارتباطی در خور خود با خدای خود برقرار نماید با خدای خویش عهد می‌بندد که در صورت توان مجدد برای بینایی در راه خداوند زندگی کند و آن زندگی ساده و متمرکزی که تا بحال داشته‌است را با این امکان و فرصتی که مجدداً در اختیارش قرار خواهند داد غنی تر سازد و رشد دهد. اما وقتی در شرایط واقعی قرار می‌گیرد و زرق و برق زندگی را مشاهده می‌کند همچون بید بر سر ایمان خویش می‌لرزد





    آواز گنجشک ها


    این فیلم به داستان مرد ساده و میانسالی به نام کریم می‌پردازد. وی در یک مزرعه پرورش حیوانات کار می‌کند و شیفته شترمرغهاست و ارتباط روانی و عاطفی با آنها برقرار کرده است. برحسب اتفاق یکی از شترمرغها از مزرعه فرار می‌کند. کریم چند روزی او را جستجو می‌کند، اما موفق نمی‌شود بیابدش و در نتیجه از کار اخراج می‌شود. این بهانه‌ای می‌شود که برای اولین بار به شهر برود. در شهر از طریق مسافرکشی با موتورسیکلت امرار معاش می‌کند. در شهر با حوادث زیادی روبرو می‌شود و تجارب زیادی پیدا می‌کند. در کوران این حوادث، شاهد تحول کریم هستیم
    جایزه خرس نقره‌ای برای بهترین بازیگر مرد (رضا ناجی) در پنجاه و هشتمین جشنواره ی برلین سال 2008
    جایزه ویژه هیئت داوران از جشنواره ی فیلم دمشق سال 2008
    جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره ی فیلم دمشق 2008
    كارگردان


    مشاور کارگردان


    نویسنده


    مشاور فیلمنامه


    بازیگر


    تهیه کننده
    جوایز و افتخارات


    جایزهٔ ویژهٔ بیست و پنجمین جشنوارهٔ فیلم مونتره‌آل، سال 2001
    سیمرغ بلورین بهترین فیلم جشنوارهی فجر برای فیلم بچه های آسمان سال 1375
    انتخاب شدن جزء
    ۵ نامزد نهایی جایزه بهترین فیلم خارجی اسکار به خاطر فیلم بچه های آسمان


    منابع
    ویکی پدیا
    imdb
    cinemaema.com
    ایران آکتور
    سوره


    ویرایش توسط Amélie : 09-26-2010 در ساعت 17:34
    FFKIA به این پست علاقمند بوده است.

  2. 4 کاربر از پست مفید Amélie سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #2
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA هم اکنون آنلاین است.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 40
    نوشته ها : 7,505
    سپاس ها : 11,203
    سپاس شده 25,636 در 4,555 پست
    یاد شده
    در 57 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : گروه خبری-بیوگرافی مجید مجیدی

    پریسا جان عکسهای اینجا رو هم ببینید.
    ممنون
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •