سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh بررسي كامل فلاشهاي فصل پنجم و چندين سوال

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت  طراحی دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه 

 هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته , طراحی وب سایت , سئو سازی , کابل هلوکیبل , اعلام حریق , پیاده سازی دیتاسنتر

 

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: بررسي كامل فلاشهاي فصل پنجم و چندين سوال

  1. #1
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA هم اکنون آنلاین است.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 40
    نوشته ها : 7,505
    سپاس ها : 11,203
    سپاس شده 25,636 در 4,555 پست
    یاد شده
    در 57 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    بررسي كامل فلاشهاي فصل پنجم و چندين سوال

    با سلام ...
    این بررسی مربوط به قبل از فصل ششم لاست است. اما فکر کردم ارائه اون در اینجا هم میتونه جالب باشه .

    از اونجايي كه يكي از مهمترين بخشهاي فصل پنجم داستان موضوع فلاشهاي جزيره به زمانهاي مختلفه ، به نظرم رسيد يك بررسي كاملي رو اين قسمتها انجام بدم كه بشه از اونها استنباط بهتري داشت .

    فلاش 1 - لحظات پس از انتقال جزيره زمان حدود 2001 تا 2003
    زمان در اين فلاش به حدود 3 يا 2 سال قبل بر ميگرده . زماني كه هواپيماي حامل يمي و هروئين ها در جزيره سقوط كرده .
    جان لاك موفق به ديدن اين هواپيما ميشه و همچنين يكي از مجسمه ها رو ميبينه .
    سوير و ژوليت متوجه ميشن كه كشتي ناپديد شده و رز و برنارد هم درباره كمپ به همين نتيجه ميرسن .
    توضيحات فارادي درباره خارج شدن از زمان و عوارض اون هنوز زياد جا نيفتاده . فارادي ميخواد كه جايي بره كه قبلا ساخته شده .
    جان لاك در زمان ديدن هواپيما با ايتن مواجه ميشه كه در همون حدود سن و ساليه كه بايد باشه .
    جان لاك تير ميخوره و جزيره فلاش ..

    فلاش 2 - زمان در سال 2007 در واقع فلاش فوروارد
    جان در حالي كه تير خورده با ريچاردي روبرو ميشه كه خودش فرستادتش .
    زمان بندي و فرصتي كه براي بيرون آوردن گلوله هست در نوع خودش منحصر به فرده .
    دادن قطب نما به جان نشونه اي از اينه كه ريچارد يا فرستنده ريچارد (جان لاك قلابي ) دقيقا ميدونه كه جان در فلاشهاي بعدي به گذشته ميره و اينو هم ريچارد بهش ميگه .
    ريچارد ميگه تو بايد بقيه رو برگردوني و اينم مشخصا ايده مردسياه پوشه .
    ايده مردن جان هم همين طور .
    ريچارد ميگه اونها خونشون هستند و تو بايد برشون گردوني و اين براي خود ريچارد همو عجيب نيست كه فكر كنه سان كه اينجاست و بن چطور ميشه كه از آينده بايد تاثيري در فرايند اتفاقات گذشته انجام بشه .

    فلاش 3 - زمان دقيقا بعد از سقوط هواپيماي يمي حدود 2001 تا 2003(در صحنه اي كه نشون داده ميشه هواپيما داره همچنان دود ميكنه )
    اين يكي از عجيبترين فلاشهاست .
    در اين فلاش سوير و فارادي بعد از اين كه فلاش ميخورن از زمان سال 2007 به زماني ميرن كه ايستگاه سوان سر جاشه و سوير ميره تا در بزنه و دزموند رو صدا كنه .
    بعد از اين كه فارادي سوير رو قانع ميكنه كه بره خودش در ميزنه تا دزموند مياد در رو باز ميكنه .
    ميدونيم كه كلوين در همون روزي كشته ميشه كه اوشينك هم سقوط كرده .
    پس اگه اين زمانيه قبل از سقوط اوشينك چرا كلوين در رو باز نميكنه چون نميذاشت دزموند بره بيرون . اگه بعد از سقوط اوشينكه كه چرا دزموند با ماسك مياد ؟
    اون بعد از مرگ كلوين متوجه شد كه اون بيخودي لباس ويژه تنش ميكرد .
    در اول اين فلاش گفتم كه زمان حدود سقوط هواپيماي نيجريه اي هم هست چون به وضوح هواپيما داره بالاي سر جان دود ميكنه و اين موضوع كاملا لاينحل به نظر ميرسه .
    يعني هواپيماي حامل يمي درست در زماني بعد از سقوط اوشينك در جزيره سقوط كرده . ايمن كاملا غير منطقيه .
    اين موضوع يا كاملا گافه يا چيزي كه الان معلوم نيست .
    فارادي خودشو كاملا به دزموند معرفي ميكنه و ازش ميخواد كه به اكسفورد بره .
    اما اين كه چرا بعدها كه دزموند تلفني با فارادي صحبت ميكنه و فارادي خودشو معرفي ميكنه چيزي رو ياد دزموند نميندازه اين موضوع .
    يك نكته عجيب ديگه كه ثابت ميكنه در اين صحنه كلوين مرحوم شده سواليه كه دزموند ميپرسه .
    اون ميپرسه كه تو جانشين مني ؟؟
    اين جا به نظر من مشخصه كه كلوين وجود نداره و دزموند بر اين باوره كه جانشيني براش مياد .
    بحث قوانين هم كه در مورد دزموند صدق نمي كنه در نوع خودش جالبه كه البته فعلا نميشه ايده اي داشت .

    فلاش 4 - زمان سال 1954
    اين يكي از طولاني ترين فلاشهاست نزديك به 10 12 ساعت طول ميكشه .
    در اين فلش بعد از ماجراي بارش تيرهاي آتشين كه منجر به كشته شدن دسته اي و از همه جدا شدن بقيه ميشه سوير و ژوليت با گروه ويدمور جوان برخورد ميكنن .
    سپس جان لاك اونها رو نجات ميده .
    فارادي و مايلز و شارلوت هم بعد از كشته شدن مانده افراد توسط مين گرفتار الوويز ميشن .
    مايلز در بين راه متوجه كشته شدن سربازان آمريكايي ميشه كه ماه قبل كشته شدن 3 نفر با تير و 1 نفر توسط تششع .
    افراد ديگران نوعي يونيفرم به تن دارند كه با توجه به بومي بودنشون به نظرم بي معني اومد .
    اين يونيفرم ها فاقد هر نوع علامتيه .
    افراد ديگران در سالهاي مختلف چادرنشين هستند كه با توجه به دائمي بودن حضور اونها در جزيره علتش مشخص نيست .
    يكي از قسمتهاي جالب زمانيه كه جان به ويدمور تيراندازي نمي كنه .
    واقعا اگه ميكرد جواب خيلي چيزها رو ميفهميديم . اما نظر من همچنان اينه كه هيچي نمي شد .
    از طرفي چون به نظر مياد سياه پوش و ويدمور ممكنه در يك جبهه باشن تيراندازي نكردن جان ميتونه معني دار باشه .
    ريچارد به كشتن 18 آمريكايي در ماه قبل اعتراف ميكنه و اين كار به دستور مافوقش انجام داده .
    احتمالا منظورش جيكوبه .
    فارادي از ديدن الوييز ياد چهره آشنايي ميفته كه يقينا همون الوييز يا مادرشه .
    ماجراي قطب نما هم اينجا جالبه . من در پايان به اين موضوع جداگانه ميپردازم .
    ريچارد ميگه كه انتخاب رهبر مراحلي داره كه از نوجواني شروع ميشه و همچنين ميگه خروج از جزيره جزو اطلاعات طبقه بندي شده است .
    نميدونم پس جان كي اين مراحل رو رد كرد .
    الي مسئله زمان رو تقريبا راحت قبول ميكنه يا واكنشش اينطور نشون ميده .
    جان از ريچارد ميخواد كه زمان تولدش رو ببينه .
    فلاش اجازه كار بشتري رو نميده .

    فلاش 5 - زمان سال 2004 زماني حدود تولد آرون
    در پياده روي شبانه كه خودش اين فلاش رو طولاني ميكنه جان نوري رو ميبينه كه زمان ضربه زدن خودشه به دريچه .
    جلوتر سوير زمان تولد آرون رو ميبينه . همين شب زمان كشته شدن بون هم هست .

    فلاش 6 - زمان سال 2007
    جان در زمان پياده روي از رنجهايي ميگه كه براي رسيدن به اين جا كشيده . (اين حرف آشنا نيست ؟) ياد گفته جان لاك در فصل نهايي نمي افتيد ؟
    افراد به كمپ ميرسن كه مخروبه شده و لوازمش كاملا مصرف شده و معلوم هم نميشه توسط كي .
    2 قايق در كنار كمپ وجود داره كه بحث جالبي رو به وجود مياره .
    فارادي سوال ميكنه كه قايق بادي كجاست . فارادي بايد به خاطر داشته باشه كه وقتي با اون قايق بادي رسيدن به ساحل كمپي اونجا نبود ، پس اگه الان كمپ هست يا مربوط به خيلي سال قبل او پياده شدنه و يا خيلي بعدش . در هر دو حالت نبايد قايقي اونجا مونده باشه و سوالش عجيبه .
    در يكي از قايقها بطري آبي هست كه مال سرنشينان آجيراست .
    تا جايي كه ديدم از اين قايقها بار اول سان و لاپيدوس استفاده كردند و با اون به اسكله جزيره رفتن . بار دوم هم جان و بن باز همون جا رفتن . بعد لاپيدوس با يكي از اينها برگشت به جزيره هايدرا .
    در اين مرحله 2 قايق در هايدرا و يكي در اسكله بود .
    تا اين جا هيچ قايقي به كمپ نرفته و حضور قايقها اونجا عجيبه .
    سوير به ژوليت ميگه ديشب كيت رو ديدم كه منظورش همين 2 ساعت قبله .
    زماني كه سوار قايق هستند توسط قايق ديگه اي مورد حمله قرار ميگيرند .
    اول فكر كردم ممكنه اين قايق ايلانا و برام باشه اما يادم اومد كه اونها همراهشون جعبه محتوي جسد جان بود كه اينجا در صحنه اي كه كاملا قايق نشون داده ميشه خبري از جعبه نيست .
    مشخصا بايد اين افراد كسان ديگه اي باشن .
    از طرفي از كساني كه سوار قايق شدند فقط ايلانا و گروهش بودند كه اسلحه فشنگي داشتن .

    فلاش 7 - زمان سال 1988
    قايق كه به ساحل ميرسه لوازم افراد روسو اونجا ديده ميشه .
    از اين فلاش جين هم به مجموعه اضافه ميشه .
    نكته اينجاست كه قايق هم همراه گروه به سال 1988 ميره و اينجا بايد گفت كه يك قايق از 3 قايق رفت به سال 1988 . به ان مفهوم كه هر جسمي در حال استفاده باشه ميتونه در زمان جابه جا بشه .
    بيسيم گروه روسو داره اعداد رو پشت هم اعلام ميكنه .
    يكي از اعضاي گروه روسو به نام نادين توسط دود كشته ميشه كه يان اتفاق كاملا بدون صدا ميفته . اينم جالبه .
    دومين نفر هم توسط دود به زير معبد كشيده ميشه .
    دانيل هم ميخواد بره زير معبد كه جين مانع ميشه . يعني اگه جين نبود روسو هم نبود .
    روسو خاطره غيب شدن جين رو در آينده هم براي كسي نميگه و اين راز رو به گور ميبره .

    فلاش 8 - زمان 1988 كمي بعدتر .
    قهرمان اين فلاش فقط جينه .
    افراد روسو كشته شدن و يا توسط دود مريض شدن .
    و روسو رابرت رو هم به عنوان نفر آخر ميكشه . اگه دود در وجود اين افراد وارد شده باشه ميشه نتيجه گرفت كه اين افراد رو ميشه كشت .
    چادر روسو همون چادريه كه بن بچه رو ازش دزديد .
    جين در حين فراره كه دوباره فلاش ميخوره

    فلاش 9 - جين با سوير و بقيه ملاقات ميكنه و فارادي مشخصا ميگه كه اينم با ما جابه جا ميشه .
    قبل از اين كه فرصتي باشه تا بفهميم اين چه زمانيه فلش ميخوره .
    فلاش 10 - بدون فرصت مجددا فلاش بعدي مياد .

    فلاش 11 - شرلوت شديدا اوضاعش وخيمه از بيني بقيه هم غير از جان خون مياد . شارلوت به كره اي با جين حرف ميزنه . بعد ميگه كه اين مكان مرگ آوره .
    شارلوت چيزهايي درباره هانيبال ميگه كه ارتباطش مفهوم نيست .

    فلاش 12 - زماني حدود 2004
    شارلوت درباره جرونيمو جكسون حرف ميزنه .
    فارادي همراه شارلوت ميمونه و بقيه به اركيد ميرن .
    شارلوت در حالي كه منطقا نبايد چيزي از اركيد بدونه اما به اونها ميگه دنبال چاه يا چشمه باشن .
    اركيد در همون وضعيتيه كه موقع انتقال بود .

    فلاش 13 - زماني قبل از 1977 كه خيلي درست نميشه گفت .
    اركيد به صورت چاهه . كسي هم اونجا ايستگاه نساخته . تصورم اينه كه هنور دارما يي ها به جزيره نرسيدن يا اگه رسيدن اركيد رو پيدا نكردن .
    جان به شكل جن آسايي چاه رو پيدا ميكنه .
    در يكي از اتفاقات عجيب شارلوت به دانيل ماجراي بچه گيشو ميگه كه فارادي بهش گفته از جزيره بره . جالب اينجاست كه هنوز فارادي به اون زمان نرفته !!!!
    جان بدون اينكه بدونه ته چاه چه خبره از همه خداحافظي ميكنه و ميره تو چاه .

    فلاش 14- زمان به جايي ميره كه هنوز چاه رو هم نساختن . فقط طنابي رفته تو زمين .
    در ابتداي اپيزود لافلور نشون ميده كه تو همين صحنه مايلز بر ميگرده و مجسمه رو ميبينه .
    مجسمه در زمانيه كه هنوز چاه ساخته نشده .
    جان در ته چاه كريستين رو ميبينه ، كريستين طوري حرف ميزنه كه انگار بايد جان جزيره رو منتقل ميكرد . با توجه به زمان بايد دقت كنيد كه اين زمان 100 تا 150 سال قبل از سقوط اوشينكه . حالا كريستين اونجا چه ميكنه الله و اعلم .
    در اين جا چرخ هم در فضاييه كه بعدها چاه ساخته ميشه . پس قدمت چرخ به قبل از حضور بلك راك بر ميگرده .
    به نظر مياد كه ايده انتقال هم كار مرد سياه پوش بوده . چون كريستين هم جزو همين مردگان به خواسته است . اگه يادتون باشه ايده انتقال رو كريستين تو كلبه به جان داد .
    در واقع اون زمان اون سخن كوي جكوب نبود بلكه حرف مردسياه پوش رو ميگفت .
    كريستين راه برگشت رو از طريق الوييز اعلام ميكنه و مرگ جان رو فداكاري .
    شكي نيست كه الوييز هم يا فريب خورده است يا در جناح سياه پوش قرار داره .
    به اين گروه ويدمور رو هم بايد افزود . چه بسا اينها بعدا با جيكوب دشمن شدن .
    ممكنه از ابتدا اين طور نبوده باشه .
    زمان در اينجا بايد حدود همون صحبت جيكوب و سياه پوش باشه .

    فلاش 15- زمان 1977 و توقف
    در اين زمان چاه وجود داره و زمان بعد از فلاش قبليه . چاه رو ديگران احتمالا پركردن تا راه رسيدن به چرخ رو بسته باشن .
    به اين ترتيب عمر اركيد بعد از بلك راك به شرح زيره .
    1- وقتي فقط طنابي در زمين فرو رفته بود
    2- وقتي چاه ساخته شده بوده
    3- وقتي چاه پر شده بوده
    4- وقتي اركيد ساخته شده
    5- وقتي اركيد هم خراب شده
    6- زمان انتقال
    ---------------------------------------------------------------------------------------------------

    سوالات

    1- قطب نما از كجا در داستان پديد مياد .
    قطب نما رو جان لاك تقلبي به ريچارد داد . ريچارد اونو به جان داد . جان دوباره اونو به در سال 54 به ريچارد داد . ريچارد اونو نگه داشت تا در سال 2007 جان تقلبي گفت اون قطب نما رو داري و دوباره گرفتش و دادش به خودش كه به جان بده ... اين قطب نما مبناي وجودش كجاست ؟؟؟؟
    2- دو قايقي كه در كنار كمپ بود از كجا هستند ؟ ممكنه از سالي بعد از 2007 باشن ؟
    3- چرا جسد شارلوت در زمان جا به جا نشد ؟ آيا فقط زنده ها قابليت انتقال دارند ؟ آيا روح در اين ميان نقشي داره ؟ قايق پس چرا منتقل شد ؟
    4- هواپيماي نيجريه اي كي در جزيره سقوط كرده ؟
    5- چرا دزموند در سال 2004 فارادي رو به ياد نياورد ؟
    6- چرا دزموند ويژه است ؟
    7- لباس فرم اعضاي ديگران براي چيه ؟
    8- چرا ديگران يكسره در چادر هستند ؟
    9- اگر جان ويدمور ور با تير ميزد چه ميشد ؟
    10- قايقي كه كنار كمپ وجود داره و توش بطري آب آجيراست حامل چه كسي بوده ؟
    11- افرادي كه در دريا تير اندازي كردند چه كساني هستند ؟
    12- چرا شارلوت قبل از اين كه فارادي به 1977 بره از اون جريان كودكي خبر داره ؟
    13- شارلوت از كجا جاي چاه رو ميدونست ؟
    14- آيا كريستين ، الووويز ، ويدمور و سياه پوش در يك جناح هستند ؟


    اميدوارم با جوابهايي كه به سوالات ميدين باعث بشين اين زمان مفيد بوده باشه .
    ممنون
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


  2. 3 کاربر از پست مفید FFKIA سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #2
    ایــستاده مــردن ..
    ADoLF آواتار ها
    وضعیت : ADoLF آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : Tehran
    نوشته ها : 1,541
    سپاس ها : 3,447
    سپاس شده 2,143 در 951 پست
    یاد شده
    در 5 پست
    تگ شده
    در 486 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : بررسي كامل فلاشهاي فصل پنجم و چندين سوال

    1. به نظرم چون که همه چیز فقط یک بار اتفاق میفته ، پس این قطب نما زمانی که جان اون رو در سال 1954 به ریچارد داد ، وارد داستان شد.
    2. این 2 قایق هم متلق به ایلانا و افرادش بود
    3. به نظرم چونکه 2 بدن نمیتونه در یک جا و زمان باشه ، پس شرلوت ناپدید شد... چون بدن کودک او در اون زمان ، در جزیره بود
    4....
    5.همه چیز یکبار اتفاق میفتد... یعنی دزموند برای اولین بار در سال 2004 فارادی رو میبینه و بعد دوباره بعد از فلش خوردن در چند سال قبل میبینه (یعنی سال 2004 اولین برخورد فارادی با دزموند بوده)
    6.به خاطر اینکه مدت زیادی تحت تاثیر انرژی مغناطیسی جزیره بوده
    7....
    8....
    9. دیگه ویدمور نمیتونست به جزیره برگرده که مانع دود سیاه بشه و....
    10.معلومه دیگه !
    11.ایلانا و افرادش
    12.چون دچار فلش زمانی شد و مغزش به دوران کودکی برگشت
    13....
    14.خیر !

    خوب فرخ جان میدونم جواب خیلی از این سوال ها رو خودت میدونستی
    من فقط خواستم که این زحمات شما بدون پاسخ نباشه

    آنان که میفهمند عذاب میکشند
    و آنان که نمیفهمند عذاب میدهند


  5. 2 کاربر از پست مفید ADoLF سپاس کرده اند .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •