با عرض سلام ...
این مطالب با این که مربوط به قبل از فصل ششم هستند, اما همچنان سوالات مهمی درباره لاست به نظر میرسند


قبل از شروع این موضوع از کسانی که میخونن خواهش میکنم که کمی حوصله به خرج بدن و موضوع رو تا به آخر بخونن و از این بابت من رو شرمنده خودشون کنن .
من خیلی جستجو کردم ببینم که در این باره تاپیک و یا موضوعی وجود داره اما نه تنها در این جا که در فروم های غیر فارسی هم چیز درستی پیدا نکردم این شد که خودم دست به کار شدم .
مهمترین عامل تعین کننده در فصل های 4 و 5 لاست بحث زمانه . در واقع در فصل 5 مهمترین عنصری که خط سیر داستان رو تعیین میکنه عامل زمان و به کار گیری اون توسط سازندگان برای به تصویر کشیدن جریانهاییه که در حالت عادی قادر به دیدن اونها نبودیم .
سازندگان بخصوص در فصل 5 با جابه جاییهای متوالی و حرکت در طول زمان این امکان رو فراهم کردند که بیننده بتونه سیری هر چند کوتاه در تاریخ جزیره داشته باشه و ضمن سرک کشیدن به گوشه و کنار تاریخ و وقایع قبل از سال 2004 خیلی از پاسخهایی که قبلا جوابی براش نبود رو روشن کنند .
سرگذشت روسو , وضعیت بمب هیدروژنی , پیشینه دیگران و لاتین زبانها در جزیره , حضور ارتش آمریکا در جزیره , دارما و تاریخ شروع حرکتهای ابتکار دارما , نمایش وجود مجسمه در جزیره و دیدن وضعیتهای قبلی ارکید از این دست روشنگری ها بود .
اما یک مدت که از این بازی های زمانی میگذره و بیشتر به این اتفاقات فکر میکنم حس میکنم که بازی با زمان عوارضی بیشتر از چیزی که به نظر میرسه داره .
هدف این تاپیک بحث درباره زمان نیست اما بدون تصور مشخصی از زمان نمیتوان به حرکت اصلی موضوع رسید

زمان چیست ؟

چند نمونه از اظهار نظرها در این باره ..

نقل قول
سیمون ساندرز، فیلسوف فیزیك از دانشگاه آكسفورد در پاسخ به این نوع مسائل می‌گوید: «معنای زمان به طرز وحشتناكی برای فیزیك معاصر مساله‌ساز شده است. وضعیت آنقدر مشكل است كه بهترین كاری كه شخص می‌تواند انجام دهد، اعلام لاادری‌گری است. یعنی نداشتن هیچ موضع و ترجیحی نسبت به این مساله.»

نقل قول
حدود چهار دهه قبل دو فیزیكدان مشهور یعنی جان ویلر كه در آن زمان در دانشگاه پرینستون بود و برایس دویت از دانشگاه كارولینای‌شمالی، معادله‌ای عجیب و خارق‌العاده ارائه دادند كه چارچوبی ممكن برای سازگاری بخشیدن به نسبیت و مكانیك كوانتومی فراهم می‌كرد. اما معادله ویلر-دویت همواره مناقشه‌برانگیز بوده است، زیرا به سهم خودش پیچیدگی عجیب‌تری از فهم ما نسبت به زمان به نظریه نسبیت اضافه كرده است.
كارلو روولی، فیزیكدانی از دانشگاه مدیترانه‌ای مارسی در فرانسه می‌گوید: «زمان ناگهان از معادله ویلر-دویت ناپدید می‌شود و این موضوعی است كه برای بسیاری از نظریه‌پردازان معما شده است.
شاید بهترین راه برای فكر كردن درباره واقعیت كوانتومی كنار گذاشتن زمان باشد. به این ترتیب توصیف بنیادی از جهان باید بی‌زمان باشد.»

نقل قول
این مساله كه زمان ممكن است وجود نداشته باشد در میان فیزیكدانان به نام «مساله زمان» شناخته می‌شود. این مساله ممكن است بزرگ‌ترین مساله باشد اما هنوز از پیچیده‌ترین سوال در مورد زمان فاصله دارد.
«مساله زمان» در رقابت با این واقعیت عجیب در رتبه دوم قرار می‌گیرد كه قوانین فیزیك توضیح نمی‌دهند چرا زمان همواره رو به جلو می‌رود. تمام قوانین فیزیك – چه قوانین نیوتن و اینشتین یا حتی قوانین كوانتوم – با معكوس شدن جهت زمان به همین صورت كنونی باقی خواهند ماند تا جایی كه ما می‌توانیم بگوییم، با اینكه زمان یك فرآیند یك‌سویه است و هرگز معكوس نمی‌شود، هیچ قانونی آن را محدود نمی‌كند. یعنی هیچ‌یك از قوانین فیزیك یك‌سویه بودن جهت زمان را تضمین نمی‌كنند.
مباحث فوق یکسری از سهل الوصول ترین مطالبی هستند که شما در یک جستجوی ساده میتونید از وب بدست بیارید . با مراجعه به نظریان فزیکدانان و اهل زمان به این نتیجه خواهید رسید که هیچ کس نیست که توانسته باشد تعریف مشخصی از زمان ارائه دهد و این تعریف به حدی مطلق باشد که نتوان آنرا نقض کرد و بتوان بر اساس آن نتیجه گرفت .
اگر نویسندگان لاست این ریسک رو انجام