سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh زندگی نامه ژوزف ویسارانویچ استالین

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت  طراحی دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه 

 هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته , طراحی وب سایت , سئو سازی , کابل هلوکیبل , اعلام حریق , پیاده سازی دیتاسنتر

 

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4
نمایش شاخه ای2علاقمندی ها
  • 1 ارسال شده توسط FFKIA
  • 1 ارسال شده توسط Parnian

موضوع: زندگی نامه ژوزف ویسارانویچ استالین

  1. #1
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA هم اکنون آنلاین است.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 40
    نوشته ها : 7,505
    سپاس ها : 11,203
    سپاس شده 25,636 در 4,555 پست
    یاد شده
    در 57 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    زندگی نامه ژوزف ویسارانویچ استالین

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  kvc2enyewa1yopd9zvj4.jpg
مشاهده: 1214
حجم:  35.0 کیلو بایت

    ژوزف ویسارانویچ استالین
    (زاده ۱۸ دسامبر ۱۸۷۸- درگذشته ۵ مارچ ۱۹۵۳) رهبر و سیاستمدار کمونیست شوروی بود که از اواسط دههء ۲۰ تا مرگش در ۱۹۵۳ رهبر عملی حزب کمونیست اتحاد شوروی و نتیجتا رهبر دو فاکتوی کل این کشور بود. بسیاری او را مسئول مرگ انسان های بسیاری می دانند و رقم «قربانیان» او را از ۴ تا ۲۰ میلیون رقم می زنند. (در این زمینه اختلافات بسیاری وجود دارد) او با نام یوسف ویسارینویچ جوگا شویلی به دنیا آمد و در ۱۹۲۲ به مقام منشي عمومي حزب کمونیست شوروی رسید. پس از مرگ ولادیمیر لنین، استالین موفق شد در مبارزه قدرت در دهه ۲۰ بر لئون تروتسکی پیروز شود و رهبری حزب را در دست گیرد. در دهه ۱۹۳۰ استالین تصفیه را آغاز کرد که به کمپاینی از سرکوب سیاسی، دستگیری و قتل مخالفان معروف است که در ۱۹۳۷ به اوج رسید.

    حکومت استالین آثار ماندگار بسیاری داشت که تا پایان دولت شوروی در آن باقی ماندند گرچه مائوئیست ها، خوجه ئیست ها، آنتی رویزیونیستها و بسیاری دیگر او را آخرین رهبر سوسیالیست واقعی در تاریخ اتحاد شوروی میدانند و عروج خروشچف و استالین زدایی پس از استالین را «رویزیونیسم» میخوانند. استالین مدعی بود که سیاست هایش بر مارکسیسم- لنینیسم بنا شده اند اما اکنون نظام اقتصادی و سیاسی او را بیشتر استالینیسم می خوانند. (گرچه بعضی از طرفداران استالین با این عنوان مخالفند). استالین در ۱۹۲۸ سیاست نپ (سیاست جدید اقتصادی) که در دهه ۲۰ جریان داشت را با «برنامه های پنج ساله» و «زراعتي کلکتیف» تعویض کرد. با این سیاست ها و تحت رهبری استالین، اتحاد شوروی تا پایان دهه ۳۰ از کشوری با جمعیت غالب دهقانی به یکی از قدرتهای صنعتی جهان بدل شد.

    مصادره گندم و غذاهای دیگر توسط مقامات شوروی به دستور استالین از عوامل قحطی بین سالهای ۱۹۳۲ تا ۱۹۳۴ بود (بخصوص در اوکراین، قزاقستان و قفقاز شمالی). بسیاری از دهقانانی که با مصادره و کلکتیویزاسیون مخالفت میکردند با برچسب «کولاک» سرکوب و دستگیر میشدند.

    استالین رهبر اتحاد شوروی در زمان جنگ جهانی دوم بود و تحت رهبری او این کشور نقشی حیاتی در شکست آلمان نازی در آن جنگ داشت (این جنگ در شوروی با نام جنگ کبیر میهنی شناخته میشود). پس از جنگ، استالین اتحاد شوروی را به عنوان یکی از دو ابر قدرت جهانی مطرح کرد و تقریباً چهار دهه پس از مرگ او در ۱۹۵۳ این موقعیت همچنان برجا بود.
    حکومت استالین را بسیاری به «کیش شخصیت» و شیوه های مخفی حذف مخالفین محکوم میکنند. نیکیتا خروشچف، جانشین استالین، حکومت و کیش شخصیت استالین را در کنگره معروف حزب کمونیست شوروی در ۱۹۵۶ محکوم کرد و پروسه استالین زدایی را آغاز کرد که بعدها به جدایی چین و شوروی انجامید.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  JosephStalin9.jpg
مشاهده: 3684
حجم:  44.8 کیلو بایت

    منابع قابل اعتماد راجع به جوانی و کودکی استالین زیاد نیستند. بعضی ها نوشته های دختر استالین، اسوتلانا آلیلویوا را معتبر ترین منابع می دانند. او با نام یوسف ویسارینویچ جوگاشویلی در گوری، گرجستان، امپراتوری روسیه به دنیا آمد. پدر و مادرش به ترتیب ویساریون جوگاشویلی و اکاترینا گلادزه نام داشتند. مادر او هنگام تولد، یک سرف بود. در کودکی او را «سوسو» می خواندند که نام مستعاری گرجی برای «جوزف» است. در ۱۹۱۳ او نام «استالین» (در روسی: مرد پولادین) را برگزید. سه خواهر و برادر استالین در سنین پایین از دنیا رفتند و جوزف عملا تک فرزند بود. پدرش، ویساریون، خیاط بود و مغازه خود را باز کرد که با ورشکستگی سریع آن مجبور شد به کار کردن در یک کارخانه کفاشی در تفلیس روی آورد.

    پدر استالین کمتر به خانواده توجه داشت، مدام مست می کرد و همسرش و پسر کوچکش را تنبيه میکرد. یکی از دوستان کودکی استالین می نویسد: «آن تنبيه نمودن های بیهوده و ترسناک پسر را به سختی و بی قلبی پدر ساختند.» همین دوست می نویسد که هرگز گریه استالین را ندیده است.

    اکاترینا، مادر استالین، در خانه مردم کار می کرد و لباس می شست و یکی از مشتریانش یکی از یهودیان گوری به نام دیوید پاپسیمدوف بود. پاپسیمدوف به جوزف (که به همراه مادرش به کمک می رفت) پول و کتاب می داد و مشوق او بود.(دهه ها بعد پاپسیمدوف به کرملین رفت تا ببیند «سوسو»ی خورد به کجا رسیده است. استالین نه تنها به گرمی از او استقبال کرد که با لبخند در اماکن عمومی به گفتگو با او می پرداخت.)
    در ۱۸۸۸ پدر استالین به تفلیس مهاجرت کرد و خانواده را بدون حمایت رها کرد. شایعاتی هست که می گویند او در دعوایی بین مست ها کشته شده است و بعضی ها می گویند تا ۱۹۳۱ هنوز در گرجستان دیده شده است.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  Voroshilov,_Molotov,_Stalin,_with_Nikolai_Yezhov.jpg
مشاهده: 1358
حجم:  67.4 کیلو بایت

    جوزف در هشت سالگی و در مدرسه کلیسای گوری تحصیلاتش را آغاز کرد. مثل بقیه کودکان گرجی که مجبور بودند در امپراتوری روسیه آن زمان به مدرسه روسی بروند، او نیز به خاطر لهجه گرجی و ملیت اش مورد تمسخر قرار می گرفت. می گویند استالین در این دوره جذب مبارزان کوهستانی گرجستانی که برای استقلال گرجستان می جنگیدند بوده است. یکی از قهرمانان محبوب او کوهنوردی افسانه ای به نام "کوباً بود و همین اولین نام انقلابی شد که جوزف بر خود نهاد. جوزف در صنف خود، شاگرد اول شد و در ۱۴ سالگی بورسیهٔ مدرسه علوم دینی تفلیس را دریافت کرد و از ۱۸۹۴ مشغول تحصیل در آن جا شد.

    گرچه مادرش همیشه (حتی پس از رسیدن او به رهبری شوروی) می خواست که او کشیش شود ولی علت رفتن او به مدرسه دینی تنها نبود دانشگاه مناسب بود. استالین در این دوره هم کمک تحصیلی دریافت می کرد و هم بابت خواندن در گروه کر، مزد می گرفت.

    استالین در همین سالها و در همان مدرسه علوم دینی فعالیتهای چپ خود را آغاز کرد. او به یکی از سازمانهای سوسیال دموکرات گرجستان پیوست و به تبلیغ مارکسیسم پرداخت. نتیجتا در ۱۸۹۹ از مدرسه دینی اخراج شد. او سپس یک دهه با سازمانهای زیرزمینی سیاسی در قفقاز کار میکرد و از ۱۹۰۲ تا انقلاب (۱۹۱۷) بارها دستگیر و تبعید (به سیبری) شد. استالین در دعواهای حزب سوسیال دموکرات کارگری روسیه طرفدار بحث های لنین بود و در کنگره پنجم این حزب در ۱۹۰۷ در لندن شرکت کرد.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  image003.jpg
مشاهده: 2190
حجم:  19.8 کیلو بایت

    در ژانویه ۱۹۱۲ به کمیته مرکزی انتخاب شد. تنها اثر تئوریک قابل ذکر او در این دوره مطلب بسیار مهمی بود که در زمان تبعیدش در وین نوشت. این مطلب «مارکسیسم و مسئله ملی» نام دارد و تا امروز به عنوان اثر مهمی در مورد مساله ملی و برخورد مارکسیسم به آن مطرح است و موافقها و مخالفان زیادی دارد. این جزوه احتمالا از دلایلی بود که پس از انقلاب او را به عنوان کمیسر خلق برای امور ملیتها گماشتند. استالین در این دوره شعر هم می سرود (غالبا به زبان گرجی). بعضی اشعار او در موزيم استالین در گوری موجود است.

    همسر اول استالین، اکاترینا سوانیدزه، در ۱۹۰۷ تنها چهار سال پس از ازدواج درگذشت. معروف است که استالین در تشییع جنازه او گفته که با مرگ او دیگر هیچ احساسات گرمی برای مردم نخواهد داشت زیرا تنها او می توانسته "قلب سنگی" استالین را آب کند. می گویند استالین اکاترینا را بسیار دوست داشت و در زندگی تنها مایه خوشنودی اش بود. آن ها با هم فرزندی به نام یاکوف جوگاشویلی به دنیا آوردند که بعدها رابطه خوبی با استالین پیدا نکرد.

    می گویند سختی های استالین نسبت به فرزندش تا حدی بود که او به خودکشی روی آورد و به خود شلیک کرد اما جان سالم برد. استالین در مورد این واقعه گفت: "حتی نمی تواند مستقیم شلیک کند." یاکوف بعدها در ارتش سرخ خدمت کرد و به دست آلمانی ها افتاد. آلمانی ها پیشنهاد دادند که او را با یک جنرال آلمانی تعویض کنند اما استالین این پیشنهاد را رد کرد. بعضی می گویند او در جواب به این پیشنهاد گفته است: یک سرباز به اندازه یک جنرال نمی ارزد" و بعضی می گویند گفته "من پسر ندارم" به هرحال یاکوف در اردوی آلمانی ها کشته شد. می گویند در حال تلاش برای فرار در سیم های برقی گیر کرد و مرد. مرگ یاکوف هنوز در هاله ای از ابهام است. بعضی ها می گویند او دوباره خودکشی کرده است.

    زن دوم او، نادژدا آلیلویوا بود که در ۱۹۳۲ درگذشت. طبق گزارش های رسمی او بر اثر مریضی درگذشت اما بعضی می گویند پس از دعوایی با استالین، خودکشی کرده است و یادداشتی خودکشی به جا گذاشته که به روایت دخترشان "نیمی شخصی، نیمی سیاسی" بوده است. او از استالین دو فرزند داشت. پسری به نام واسیلی و دختری به نام استولانا. واسیلی تا مقامات بالای نیروی هوایی شوروی ترقی کرد و در جنگ جهانی دوم از نیروهای زبده هوایی بود. طبق گزارش رسمی در ۱۹۶۲ بر اثر نوشیدن زیاد الکل مرد اما این هم مورد سوال و تردید قرار گرفته است. استولانا در ۱۹۶۷ به ایالات متحده مهاجرت کرد.

    استوارت کاهان، ژورنالیست آمریکایی، در کتاب خود، "گرگ کرملین"، مدعی شده است که استالین مخفیانه زن سومی به نام روسا کاگنویچ هم داشته است. روزا خواهر لازار کاگنوویچ، سیاست مدار شوروی بود. با این حال این ادعا ثابت نشده و بسیاری آن را تکذیب کرده اند. خانواده کاگنوویچ حتی هرگونه ملاقات استالین و رزا را تکذیب کرده اند. مادر استالین در ۱۹۳۷ درگذشت. استالین حتی در تشیع جنازه شرکت نکرد و به فرستادن گلی بسنده کرد. در مارچ ۲۰۰۱، یکی از شبکه های تلویزیونی روسیه از کشف یکی از نوه های ناشناخته استالین خبر داد که در نووکوزنتسک زندگی می کرد. او یوری دایدوف نام داشت و مدعی شد که پدرش به او در مورد پدربزرگ واقعی اش خبر داده اما به علت کمپاین علیه کیش شخصیت استالین، ماجرا مسکوت مانده است. الکساندر سولژنیتسن قبلا مدعی شده بود که استالین با زنی به نام لیدا بوده است و در ۱۹۱۸ در تبعید در شمال سیبری با او صاحب پسری شده است.

    در ۱۹۱۲ استالین در کنفرانس حزبی پراگ شرکت داشت و به کمیته مرکزی بلشویک ها انتخاب شد. در ۱۹۱۷ در حالی که لنین و اکثریت رهبری بلشویک ها در تبعید بودند، او مدير مسوول پراودا، روزنامه رسمی حزب بود. پس از انقلاب، استالین و هیئت تحریریه به دفاع از دولت موقت کرنسکی برخواستند و می گویند این تا جایی بوده است که استالین گاها حاضر به چاپ مقالات لنین در طرفداری از سرنگونی دولت موقت نبوده است. در اپریل ۱۹۱۷ استالین سومین رای بالا را داشت و به کمیته مرکزی انتخاب شد و بعدها در می ۱۹۱۷ به دفتر سیاسی کمیته مرکزی هم انتخاب شد. این عناوین تا آخر عمر برای او باقی ماندند. بنا به گزارش های بسیاری نقش استالین در روز انقلاب اکتبر بسیار محدود بود. بعضی نویسندگان دیگر (همچون آدام اولام) ادعا می کنند که هر عضو کمیته مرکزی وظایف مشخصی در آن روز به عهده داشته است.

    استالین در ۶ نوامبر ۱۹۱۸، سالگرد یک سالگی انقلاب، در پروادا در مورد انقلاب و نقش تروتسکی نوشت: "تمام کار عملی در ارتباط با سازمان دهی قیام زیر فرماندهی مستقیم رفیق تروتسکی، رئیس شورای پتروگراد انجام شد. می توان با قاطعیت گفت که حزب اساسا و اصولا برای کشاندن وسیع سربازان به سمت شوروی و شیوه کارآی سازماندهی کمیته انقلابی نظامی، به رفیق تروتسکی مدیون است." (این قطعه در کتاب "انقلاب اکتبر" از استالین در ۱۹۳۴ منتشر شد اما در مجموعه آثار استالین در ۱۹۴۹ حذف شده بود).

    بعدها در ۱۹۲۴ استالین مدعی شد که در روز انقلاب "در مرکز حزب" بوده که تمام کار عملی شورش را "فرماندهی" می کرده است و این مرکز متشکل از خود او، اسوردلوف، دژیرنسکی، اوریتسکی و بابنوف بوده است. با این حال هیچ مدرکی برای وجود چنین "مرکز"ی ارائه نشده است و اگر هم چنین چیزی بوده قاعدتا باید تحت فرمان شورای انقلابی نظامی، به فرماندهی تروتسکی، می بوده است.

    استالین در جنگ داخلی روسیه و جنگ شوروی و پولند به عنوان کمیسر سیاسی در جبهه های مختلف ارتش سرخ حضور داشت. اولین پست دولتی استالین "کمیسر خلق برای مسائل ملل" بود که از ۱۹۱۷ تا ۱۹۲۳ در اختیار داشت. او در ضمن از ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۲ کمسیر خلق برای بازرسی کارگران و دهقانان، از ۱۹۲۰ تا ۱۹۲۳ عضوی از شورای نظامی انقلابی، و از ۱۹۱۷ به بعد عضو کمیته اجرایی مرکزی کنگره شوراها بود.

    در ۳ اپریل ۱۹۲۲ استالین به منشي عمومي کمیته مرکزی حزب کمونیست روسیه (بلشویک ها) رسید، پستی که بعدها به بالاترین پست کشور بدل شد. بعضی می گویند که او ابتدا از قبول این سمت سرباز زده و تحت اصرار آن را قبول کرده است. در آن زمان منشي عمومي سمت مهمی تلقی نمی شد اما پتانسیل خوبی برای استالین فراهم کرد تا حزب را پر از طرفداران خود کند. محبوبیت استالین در حزب بلشویک به کسب قدرت سیاسی بسیاری توسط او انجامید. این باعث تعجب لنین در حال احتضار شد که در آخرین نوشته هایش خواهان برکناری استالین "بی نزاکت" شد. اعتبار این سند در کنگره حزب به رای گذشته شد و کنگره به اتفاق آرا به عدم اعتبار آن رای داد. پس از مرگ لنین در ۱۹۲۴ استالین به همراه کامنف و زینوویف به رهبری عملی حزب پرداختند. آن ها از نظر ایدئولوژیکی بین تروتسکی در چپ و بوخارین در راست بودند.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  stalin1.jpg
مشاهده: 1497
حجم:  22.7 کیلو بایت

    در این دوره استالین تاکید سنتی بلشویک ها بر انقلاب جهانی را کنار گذاشت و به جای آن به سیاست "سوسیالیسم در یک کشور" روی آورد که در تضاد با تئوری انقلاب مداوم تروتسکی بود. در نبرد برای رهبری، یک لازمه از پیش مشخص بود. وفاداری به لنین. استالین تشیع جنازه لنین را سازمان داد و در سخنرانی خود تقریبا با عناوین مذهبی از لنین ستایش کرد و وفاداری اش را به او ابراز کرد. تروتسکی در آن زمان مریض بود و می گویند استالین در مورد تاریخ تشیع جنازه به او دروغ گفته تا او نتواند حاضر باشد. نهایتا با این که تروتسکی در روزهای اول رژیم شوروی، نزدیک ترین فرد به لنین بود، مبارزه را به استالین باخت. استالین از این واقعیت که تروتسکی درست قبل از انقلاب به بلشویک ها پیوسته بود به نحو احسن استفاده کرد و توجه عموم را به اختلافات پیش از انقلاب بین تروتسکی و لنین جلب کرد. یکی از سایر دلایل قدرت گیری استالین این واقعیت بود که تروتسکی با انتشار وصیت نامه لنین مخالفت کرد. در این وصیت نامه لنین به ضعف ها و قدرت های استالین و تروتسکی و سایرین پرداخته بود و پیشنهاد کرده بود که پس از او گروهی کوچک به رهبری حزب گماشته شوند.

    یکی از جنبه های مهم قدرت گیری استالین شیوه ای بود که او بین رقبایش اختلاف ایجاد می کرد. او ابتدا با زیوونیف و کامنف "ترویکا"یی علیه تروتسکی تشکیل داد. وقتی تروتسکی کنار زده شد، استالین با بوخارین و رایکوف علیه زیوونیف و کامنف متحد شد (در این جا او بر رای آن ها علیه قیام در ۱۹۱۷ تاکید کرد). زیوونیف و کامنف سپس به بیوه لنین، کروپسکایا، روی آوردند و در ژولای ۱۹۲۶ "اپوزیسیون متحد" را تشکیل دادند. در ۱۹۲۷، در پانزدهمین کنگره حزب، تروتسکی و زیوونیف از حزب اخراج شدند و کامنف کرسی اش در کمیته مرکزی را از دست داد. استالین سپس به حساب "اپوزیسیون راست" و متحدان سابقش، بوخارین و رایکوف رسید.

    استالین محبوبیت خود را مدیون معرفی خود به عنوان "مرد خلق" از طبقات فقیر بود. مردم روسیه از جنگ جهانی و جنگ داخلی خسته بودند و سیاست استالین در تمرکز بر ساختمان "سوسیالیسم در یک کشور" پیغام ضدجنگی مثبتی در خود داشت. استالین بعدها با ممنوع کردن ایجاد فراکسیون، نفع بسیاری برد زیرا عملا دیگر کسی نمی توانست با سیاست های رهبر حزب مخالفت کند. تا سال ۱۹۲۸ (سال اول از برنامه های پنج ساله) استالین بین رهبری، از همه بالاتر بود و سال بعد تروتسکی به جرم مخالفت تبعید شد. استالین سپس از شر اپوزیسیون راست بوخارین هم خلاص شد و با دفاع از کلکتیف ازیسیون و صنعتی سازی، کنترول خود بر حزب و کشور را کامل کرد. با این حال محبوبیت سایر سران شوروی همچون سرگئی کیروف و ماجرای ریوتین ثابت کرد که استالین هنوز قدرت کامل را به دست نیاورده است و این تا تصفیه کبیر در سال های ۱۹۳۶ تا ۱۹۳۸ طول کشید.

    قدرت نیروهای پولیس مخفی شوروی در زمان استالین به اوج خود رسید. گرچه پولیس مخفی شوروی، چکا (بعدها گپو و اوگپو) در زمان لنین هم از قدرت برخوردارد بود اما در زمان استالین به اوج خود رسید.
    استالین در ضمن فعالیت های بین المللی پولیس مخفی و اطلاعات خارجی را افزایش داد. تحت رهبری او بود که شبکه های اطلاعات در اکثر کشورهای مهم دنیا تاسیس شدند: آلمان (حلقه جاسوسی معروف روته کاپله)، بریتانیای کبیر، فرانسه، جاپان و آمریکا. استالین فرقی بین جاسوسی، پروپاگاند سیاسی کمونیستی، و خشونت دولتی نمی دید و تمام این ها را به ان.ک.و.د (کمیساریای خلق برای مسائل داخلی) سپرد.
    استالین در ضمن از جنبش بین المللي سوم هم برای این اهداف استفاده می کرد و همیشه اطمینان کسب می کرد که احزاب کمونیست خارجی پيرو شوروی و پيرو استالین باقی بمانند. یکی از اولین نمونه های کار پولیس مخفی استالین در خارج از کشور در ۱۹۴۰ اتفاق افتاد. پولیس مخفی به دستور او در این سال لئون تروتسکی را در مکزیک به قتل رساند.

    جنگ داخلی روسیه تاثیر مخربی بر اقتصاد کشور داشت. بازده صنعتی در ۱۹۲۲ سیزده درصد ۱۹۱۴ بود. طرح نپ (سیاست نوین اقتصادی) وضع را بهتر کرد.تحت رهبری استالین این طرح در اواخر دهه ۲۰ با نظامی از "برنامه های پنج ساله" تعویض شد. این برنامه ها، برنامه هایی بسیار جاه طلبانه برای صنعتی سازی دولتی و اشتراکی سازی زراعتي بودند. با تجارت بین المللی محدود و عدم وجود هرگونه بنیاد مدرن، دولت استالین هزینه صنعتی سازی را با اعمال محدودیت بر شهروندان شوروی و با گرفتن ثروت کولاک ها تامین می کرد. در ۱۹۳۳ درآمد واقعی کارگران به یک دهم سال ۱۹۲۶ رسید.

    در ضمن کار بدون مزد در اردوگاه های کار اجباری و کمپاین های "بسیج" کار کمونیست ها و اعضای کمسمول برای پروژه های مختلف ساختمانی برپا بود. اتحاد شوروی در ضمن از متخصصان خارجی هم استفاده می کرد برای مثال انجينر بریتانیایی، استفن آدامز که در توصیه به کارگران و پیشرفت روند ساخت کمک می کرد. با وجود شکست های اولیه دو برنامه پنج ساله ی اول از پایه بسیار پایین اقتصادی به صنعتی سازی بسیار سریعی رسیدند. گرچه تمام تاریخ دانان موافقند که اتحاد شوروی در زمان استالین به رشد خیره کننده اقتصادی رسیده است، نرخ دقیق این رشد مورد اختلاف است. تخمین های رسمی شوروی حدود ۱۳،۹ درصد است، تخمین های روسی و غربی حدود ۵،۸ درصد و حتی ۲،۹ درصد. حتی یکی از تخمین ها می گوید که رشد شوروی پس از مرگ استالین بیشتر بوده است.

    رژیم استالین به اشتراکی سازی اجباری در زراعت پرداخت. هدف این امر افزایش بازده زراعتي از مزارع بزرگ و مکانیزه بود. و در ضمن اعمال کنترول سیاسی بیشتر روی دهقانان و روند جمع آوری مالیات. اشتراکی سازی به معنای تغییرات عظیم اجتماعی بود که از لغو نظام سرفی در ۱۸۶۱ به اینطرف دیده نشده بود. اشتراکی سازی در ضمن به معنای سقوط سطح زندگی بسیاری از دهقانان بود و باعث واکنش خشونت آمیز بعضی از آنها شد. در سال های اول زراعتي تخمین زده شده بود که تولید صنعتی و زراعتي به ترتیب ۲۰۰ درصد و ۵۰ درصد رشد می کند اما تولید زراعتي در حقیقت سقوط کرد. استالین تقصیر این سقوط را به گردن کولاک ها (دهقانان ثروتمند) انداخت که با اشتراکی سازی مخالفت می کردند. (کولاک ها تنها ۴ درصد جمعیت دهقانان را تشکیل می دادند.) از همین رو هر کسی که با برچسب "کولاک"، "حامی کولاک" و یا "کولاک سابق" دستگیر می شد یا به قتل می رسید یا به اردوگاه های کار اجباری گولاگ می رفت و یا به مناطق دور کشور تبعید می شد. بعضی از تاریخ دانان معتقدند اشتراکی سازی از دلایل اصلی قحطی های بزرگ پس از آن بوده است. (مائو در چین هم با سیاست گام بزرگ به جلو باعث به وجود آوردن قحطی مشابهی از ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۱ شد).

    در سال های قحطی ۱۹۲۲ و ۱۹۲۳ در اوکراین و منطقه کوبان این تنها "کولاک"ها نبودند که به قتل می رسیدند و زندانی می شدند. کتاب های مختلف و از جمله کتاب جنجالی "کتاب سیاه کمونیسم" بر نقش مقامات شوروی در گسترش قحطی و مرگ و میر مردم در این منطقه تاکید داشته اند. با این حال قحطی بر بخش های دیگر هم اثر داشت و بعضی منابع تلفات آن را بین پنج تا ده میلیون بیان می کنند. مقامات شوروی و بعضی تاریخ نویسان مدعی هستند که اقدامات خشن و اشتراکی سازی سریع زراعتي برای صنعتی سازی سریع شوروی و نهایتا پیروزی در جنگ جهانی دوم، ضروری بود. تاریخ نویسان دیگری همچون آلک نووه، مدعی هستند که زراعتي کلکتیف بیشتر به ضرر صنعتی شده شوروی بوده تا به نفع آن.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  churchill-roosevelt-stalin-at-yalta.preview.jpg
مشاهده: 1922
حجم:  36.3 کیلو بایت

    علوم در اتحاد شوروی همچون هنر و ادبیات تحت کنترول شدید بود. در علوم "امن از نظر ایدئولوژیک" با توجه به تحصیلات رایگان و تحقیقات دولتی، پیشرفت بسیاری دیده می شد اما فشار ایدئولوژیک پیامدهای متاسف کننده ای هم داشت. مثلا ژنتیک و سایبرنتیک به عنوان "شبه علم بورژوازی" محکوم می شدند.

    در اواخر دهه ۱۹۴۰ تلاش هایی برای سرکوب نسبیت خاص و عام و مکانیک کوانتوم به جرم "ایده آلیسم" بود. اما دانشمندان شوروی اعلام کردند که بدون استفاده از این تئوری ها قادر به ساختن بمب اتم نخواهند بود. تنها بخش علمی که استالین شخصا در آن فعالیت داشت زبان شناسی بود. در ابتدای حکومت استالین، چهره اصلی زبان شناسی در شوروی، نیکولای یاکوولویچ مار بود که مدعبی بود زبان ساختاری طبقاتی دارد و ساختار طبان توسط ساختار اقتصادی جامعه تعیین می شود. استالین که قبلا به عنوان کمیسر خلق برای امور ملل در مورد سیاست زبان نوشته بود، با این فورمالیسم ساده مارکسیستی مخالفت کرد و این پایانی بر نفوذ ایدئولوژیک مار بر زبان شناسی در شوروی بود. اثر اصلی استالین در مورد زبان شناسی مقاله کوتاهی با عنوان "مارکسیسم و مسائل زبان شناسی" است. گرچه استالین درافزوده یا درخشش خاصی در زبان شناسی نشان نداد اما ایراد مشخصی هم در فهم مسائل زبان شناسی نداشت. حتی می توان گفت که نفوذ او عملا زبان شناسی شوروی را از دست ایدئولوژی بازی نجات داد.

    تحقیقات علمی با وجود حضور عملی بسیاری از دانشمندان در اردوگاه های کار اجباری، کند شده بود. (برای مثال لو لاندائو که در سال های ۳۸ و ۳۹ در زندان بود و بعدها برنده جایزه نوبل شد). بعضی از دانشمندان هم اعدام می شدند (مانند لو شوبنیکوف در ۱۹۳۷). با این حال علوم و تکنولوژی در زمان استالین در بعضی زمینه ها رشد بسیاری داشتند. این پایه ای برای دستاوردهای معروف علمی شوروی در دهه ۵۰ بود. مثلا ساخت کامپیوترهای بزرگ بی ای اس ام وان در ۱۹۵۳ یا برپایی اسپوتنیک در ۱۹۵۷. در واقع بسیاری از سیاستمداران در ایالات متحده پس از "بحران اسپوتنیک" نگران بودند که در علم و تحصیلات عمومی از شوروی عقب مانده باشند.

    مردم شوروی در زمان استالین به درجه ای از لیبرازیسیون اجتماعی رسیدند. زنان تحصیلات کافی و مساوی و حقوق برابر کار داشتند. در ضمن پیشرفت های طبي زمان استالین طول عمر متوسط مردم شوروی و کیفیت زندگی را وسیعا افزایش داد. سیاست های استالین حق تحصیلات و دسترسی به درمان رایگان را وسیعا در اختیار مردم قرار داد و عملا اولین نسل رها از ترس تیفوس و مالاریا را به وجود آورد. این مریضی ها شدیدا کاهش داده شدند و طول عمر متوسط تا چند دهه افزایش یافت.

    در زمان استالین در ضمن برای اولین بار زنان می توانستند اطفال را در فضای امن شفاخانه به دنیا بیاورند. نسلی که در زمان استالین متولد می شد، اولین نسلی بود که تقریبا تماما باسواد بود. انجينران برای آموزش تکنولوژی صنعتی به خارج فرستاده می شدند و صدها انجينر خارجی با قرارداد به روسیه می آمدند. راه های حمل و نقل پیشرفت یافت و راه آهن های جدید بسیاری ساخته شد. کارگرانی که بیشتر از حد مقررشان تولید می کردند، استاخانویست ها، پاداش های ویژه ی بسیاری دریافت میکردند و در نتیجه می توانستند کالاهایی را بخرند که اقتصاد در حال رشد شوروی فراهم می کرد.با وجود صنعتی سازی و تلفات عظیم انسانی در جنگ جهانی دوم و سرکوب ها، نسل زمان استالین شاهد رشد موقعیت های شغلی، بخصوص برای زنان، بود.

    در زمان استالین سبک هنری "رئالیسم سوسیالیستی" در نقاشی، مجسمه سازی، موسیقی، نمایشنامه نویسی و ادبیات تثبیت شد. بسیاری از سبک های "انقلابی" پیشین مانند اکسپرسیونیسم، هنر آبستره، و تجربه گرایی آوانگارد به عنوان "فرمالیسم" طرد شدند. بسیاری از شخصیت های مشهور هنری سرکوب و در بعضی مواقع دستگیر، شکنجه و اعدام شدند. کسانی چون ایزاک بابل و وسولود مایرهولد و اوسیپ ماندلستام از این جمله هستند. شخصیت های جدیدی چون آرکادی گایدار، نویسنده کودکان، پیشرفت کردند و محبوب شدند و از روسیه انقلابی کسانی چون کنستانتین استانیسلاوسکی مطرح شدند. بعضی از هنرمندان مهاجر سابق به اتحاد شوروی بازگشتند. از جمله الکسی تولستوی در ۱۹۲۵، الکساندر کوپرین در ۱۹۳۶، و الکساندر ورتینسکی در ۱۹۴۳. شاعر معروف روس، آنا آخماتووا، زیر فشار و سرکوب بود اما هرگز دستگیر نشد. گرچه شوهر اولش، نیکولای گومیلف (شاعر)، در ۱۹۲۱ تیرباران شد و پسرش، لو گومیلف (تاریخ دان)، دو دهه در گولاگی اسیر بود. این که استالین شخصا چقدر درگیر مسائل بوده است مورد بحث است اما مسلما او در مسائل فرهنگی هم مثل بقیه چیزها اظهار نظر می کرد و در بسیاری از موارد حکم آخر، حرف او بود.

    مثل بقیه زندگی استالین موارد عجیب و غریب شخصی نیز موجود هستند. مثلا میخائیل بولگاکوف، نویسنده و نمایشنامه نویس معروف، همواره سرکوب شده بود و کارش حتی به فقر کشیده بود اما پس از درخواستی شخصی از استالین به او مجددا اجازه کار داده شد. نمایشنامه اش، روزهای توربین ها، که قهرمانانش خانواده ای آنتی بلشویک بودند که در جنگ داخلی دستگیر شده بودند، نهایتا روی صحنه رفت و یک دهه بدون وقفه در تئاتر هنرهای مسکو اجرا شد. می گویند رمان مورد علاقه استالین "فرعون" اثر نویسنده لهستانی، بولسلاو پروس بوده است. این رمانی تاریخی در مورد مکانیسم های قدرت سیاسی است. بعضی ها به شباهت های این رمان و فیلمی که آیزنشتاین به سفارش استالین ساخت (ایوان مخوف) اشاره کرده اند.در معماری، شیوه امپراتوری استالینیستی (که نوعی نئوکلاسیسیسم به روز شده در سطحی بسیاری بزرگ بود که با هفت آسمان خراش مسکو تداعی می شود) جای کانستراکتیویسم دهه ۲۰ را گرفت.

    نقش استالین در رابطه با کلیسای ارتدوکس روسیه مورد اختلاف و پیچیده است. سرکوب مداوم در دهه ۳۰ کار را تقریبا به انحلا کلیسا رسانده بود. تا ۱۹۳۹ تعداد کلیساهای فعال (که در ۱۹۱۷ حدود ۵۴۰۰۰ بود) به چند صد عدد کاهش یافته بود و ده ها هزار کشیش و راهبه دستگیر شده بودند. اما در جنگ جهانی دوم از کلیسا به عنوان سازمانی میهن پرستانه احیا شد. کلیساها مجددا در زمان خروشچف سرکوب شدند.
    پذیرش دولت شوروی و شخص استالین توسط کلیسای ارتدوکس روسیه باعث اختلاف و انشعاب این کلیسا از کلیسای ارتدوکس روسیه خارج از این کشور شد که تا امروز نیز پابرجاست.

    استالین به عنوان صدر دفتر سیاسی در اواسط دهه ۳۰ با "تصفیه کبیر" در حزب تقریبا تمام قدرت را در دست خود گرفت. او این کار را به عنوان تلاش برای اخراج "اپورتونیست ها" و "ضد انقلابیون" توجیه می کرد. قربانیان تصفیه معمولا از حزب اخراج می شدند اما مجازات های بیشتری از اردوگاه های کار اجباری و گولاگ تا محاکمه توسط ان.ک.و.د و اعدام انتظار بسیاری را می کشید.دوره اصلی تصفیه پس از قتل سرگئی کیروف، رهبر محبوب حزب در لنینگراد آغاز شد. کیروف بسیار نزدیک به استالین بود و قتل او حزب بلشویک را تکان داد. استالین، که می گویند می ترسید خود او قربانی بعدی باشد، شروع به محکم کردن امنیت کرد و مخالفان خود را به "جاسوسی" و "ضدانقلابی" متهم کرد.

    محاکمه های اصلی به "محاکمه های مسکو" معروف شدند، اما محاکمه های مشابهی در تمام کشور برگزار شد. چهار محاکمه در این مدت از اهمیت خاصی برخوردار است. محاکمه شانزده نفر (اگست ۱۹۳۶)، محاکمه هفده نفر (ژانویه ۱۹۳۷)، محاکمه مارشال توخاچاوسکی و سایر جنرال های ارتش سرخ (ژوئن ۱۹۳۷) و نهایتا محاکمه ۲۱ نفر (منجمله بوخارین) در مارچ ۱۹۳۸. یکی از نمونه های مهم محاکمه توخاچاوسکی به عنوان همکاری با نازی ها بود. بعضی معتقدند محاکمه بسیاری از مهم ترین رهبران نظامی بعدها در جنگ جهانی دوم و اشغال روسیه توسط آلمان نقشی منفی داشت.

    سرکوب بسیاری از انقلابیون و اعضای برجسته حزب باعث شد که لئون تروتسکی اعلام کند رژیم استالین با "رودخانه ای از خون" از رژیم لنین جدا است. کسانی مثل سولژنیتسن معتقدند که استالین عقاید خود را از لنین و اعمالی مثل اعدام مخالفان سیاسی در جنگ داخلی روسیه گرفته است. قتل تروتسکی در اگست ۱۹۴۰ در مکزیک (جایی که او از ژانویه ۱۹۳۷ در تبعید زیسته بود) آخرین و مشهورترین مخالف استالین در رهبری قدیمی حزب را نیز از جای برداشت. حالا تنها سه نفر از "بلشویک های قدیمی" (دفتر سیاسی زمان لنین) به جا مانده بودند. خود استالین، میخائیل کالینین، و مولوتوف. دوران تصفیه مختص به مقامات حزبی نبود و بسیاری به جرم "فعالیت ضد شوروی" و به عنوان "دشمن خلق" دستگیر و محاکمه می شدند.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  100932351063.jpg
مشاهده: 1416
حجم:  29.3 کیلو بایت

    منابع: تصفيه هاي استالين درحزب، جنون خواهي هاي استالين،استالين ازکودکي تارهبري وزندگي بزرگان.
    .:Reza:. به این پست علاقمند بوده است.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


  2. 4 کاربر از پست مفید FFKIA سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #2
    چيزي كه مرا نكشد قويترم ميسازد...
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,071
    سپاس ها : 6,225
    سپاس شده 6,213 در 2,017 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : زندگی نامه ژوزف ویسارانویچ استالین

    تاریخ روسیه، چه در زمان حکومت تزاری و چه بعد از انقلاب بلشویکی همیشه مورد توجه من بوده است و همیشه علاقمند بوده ام دراین مورد مطالعه کنم. مطالعه این مطلب نیز برا یمن بسیار لذت بخش بود.
    متاسفانه الگوی حکومت استالین، شخصیت منفور تاریخ روسیه، الگوی بسیاری از کشورهای کمونیستی و شبه کمونیستی بوده است. و این تاریخ سراسر ظلم و فساد برای هیچکدام از این کشورها عبرت اموز نبوده است.


    دوباره خواهيم روييد...




  5. کاربر روبرو از پست مفید RASHNO سپاس کرده است .


  6. #3
    هر نتی که از عشق بگوید، زیباست... حالا سمفونی پنجم بتهون باشد یا زنگ تلفنی که در انتظار صدای توست...
    Parnian آواتار ها
    وضعیت : Parnian آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    نوشته ها : 1,879
    سپاس ها : 4,267
    سپاس شده 4,229 در 1,374 پست
    یاد شده
    در 4 پست
    تگ شده
    در 522 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : زندگی نامه ژوزف ویسارانویچ استالین

    تصفیه های استالین

    استالین از سال ۱۹۲۹ رهبر مطلق کشور شد و تمام امور را به دست گرفت و نابود کردن رهبران بلشویکی را با پشتکار هر چه تمامتر دنبال نمود. او با مهارت بسیار یاران قدیمی خود را از میان برد. تا بدانجا که او و دولت شوروی به صورت موجودی واحد درآمدند و توانست مانند لویی چهاردهم وجود خود و دولت را یکسان تلقی نماید: «دولت یعنی من». پاکسازی حزب از کلیه عناصر غیر استالینی به معنای حذف فیزیکی آنها بود و نه تبعید و حتی اخراج از روسیه مانند تروتسکی. استالین کلیه مخالفان عمده خود را از طریق عملیات پلیسی و اغلب با محاکمات نمایشی و اقرار به گناهان از میان برداشت. او در این روند از نزدیکترین یاران و نزدیکان خود نیز نگذشت.

    با قتل سرگئی گیروف دوست صمیمی استالین و عضو کمیته مرکزی در سال 1934 که قاتل آن شناخته نشد (برخی آن را به خود استالین نسبت داده اند) یک سلسله تبعید و تصفیه شکل گرفت. در عرض سه سال پس از این حادثه از 1970 نماینده هفدهمین کنگره حزب کمونیست شوروی، 1100 نفر بازداشت یا ناپدید شدند و تبعید یا اعدام گردیدند. به بیان دیگر حدود 70 درصد اعضای کمیته مرکزی از میان رفتند.

    استالین مفهوم «دشمن خلق» را ساخت و پرداخت. با ارائه این مفهوم ضرورت اثبات خطاهای ایدئولوژیک افراد و گروهها منتفی می گردید. برچسب «دشمن خلق» به استالین اجازه داد تا بی رحمانه ترین شیوه های سرکوب را اعمال کند و قانون را به طور کامل زیر پا نهد. هرکس در هر مورد یا مواردی با نظرات استالین مخالفت می کرد، هرکس که احتمال مخالفت از وی می رفت، هرکس که از حسن شهرت برخوردار نبود با ظالمانه ترین شیوه سرکوب می شد. برچسب «دشمن خلق» امکان بروز هرگونه مخالفت ایدئولوژیک و ابراز عقیده در مورد مسائل مختلف در جامعه را از میان برد. تحقیقات و بررسی های بعدی نشان داد که اعتراف ها نیز عموما از طریق شکنجه متهمان به دست می آمد.

    در آیین لنین وفاداری به حزب جایگاه خاصی به خود اختصاص داده بود و ضدیت با آن قرار گرفتن در مسیری ضد روند تکامل تاریخ تلقی می گردید. از این دیدگاه حزب نماینده پیشتاز و پیشاهگ بالنده ترین طبقه تاریخ یعنی طبقه کارگر و بخش به خودآگاهی رسیده آن یعنی پرولتاریا بود. از این رو تصفیه های استالین در چارچوب تئوری حزب لنین موجه می نمود. سیاست های استالین برپایه اصل مرکزیت دموکراتیک قرار داشت. در حالیکه لنین از این قدرت سوء استفاده نکرد، استالین این قدرت را در ججهت اهداف و اغراض شخصی خود به کار گرفت.

    محاکمات نمایشی مسکو

    محاکمات سیاسی از سال 1928 با ماجرای مهندسان معدن شاخت آغاز شد. استالین این عده را متهم کرد که از خارج پول می گیرند تا در نظام اقتصادی کشور اختلال نمایند. متهمان این پرونده در دادگاه اطلاعات مشروح و باورنکردنی از اعمال خرابکارانه خود به دادگاه می دادند. در محاکمات دهه 1930 یا محاکمات نمایشی، نماینده دولت ویشینسکی دادستان معروف مسکو بود.

    استالین با ادامه سیاست ترور و سرکوب در واقع محاسبات غلط و دور از واقع و اشتباهات بسیار خود را به گردن دیگران می انداخت. در سال 1936 نوبت به زینوویف و کامنف متحدان سابق استالین رسید که همراه با 14 نفر دیگر به هواداری از تروتسکی و خدمت به دستگاههای جاسوسی فاشیستی متهم شدند. طبق ادعانامه ویشینسکی علیه آنها این عده به دستور تروتسکی و با همکاری گشتاپو کیروف را به قتل رسانده و قصد کشتن استالین را داشتند. متهمین در برابر دیدگان حیرت زده تماشاچیان اتهامات وارده را مورد تأیید قرار دادند. همه آنان محکوم به اعدام شدند. یکسال بعد یعنی در سال 1937 نیز کارل رادک یار دیرین لنین که با او به روسیه بازگشته بود بازداشت و محاکمه شد و در زندان به طور نامعلومی درگذشت. مارشال توخاچفسکی قهرمان جنگ های داخلی و سرکوب کننده قیام کرونشتات نیز در همان سال به اتهام خیانت به کشور و جاسوسی برای آلمان هیتلری بازداشت شد. او و هفت تن از همفکرانش به طور سری محاکمه و تیرباران گردیدند. در مدت شش ماه سه مارشال، شصت ژنرال و بیست هزار افسر ارشد و جزء ارتش به جوخه های اعدام سپرده شدند.

    در سال 1938 نوبت به نیکلای بوخارین رسید، که لنین او را نورچشمی حزب می دانست. او سردبیر پراودا و سپس ایزوستیا و نویسنده کتاب «الفبای کمونیسم» بود. وی در منازعه استالین و تروتسکی جانب استالین را گرفت و از هواداران نپ بود.لکن به علت انتقاد از روشهای سرکوبگرانه و پلیسی و اعدامهای بی جهت بلشویکهای سابق، به همدستی با کولاک ها متهم شد. بوخارین در محاکمه علنی به جرم خود اعتراف کرد. او با 18 نفر دیگر از جمله ریکوف کمیسر سابق داخله و یاگودا رییس سابق g.p.o تیرباران شد. موج سرکوب در زمینه علوم اجتماعی، تاریخ نگاری، فلسفه و کلیه شئون اجتماعی و فرهنگی جامعه نیز گسترش یافت. حاکمیت مطلقه استالین در عرصه علم نیز مستقر گردید.

    منبع: اتحاد شوروی از تکوین تا فروپاشی، الهه کولایی




  7. 4 کاربر از پست مفید Parnian سپاس کرده اند .


  8. #4
    هر نتی که از عشق بگوید، زیباست... حالا سمفونی پنجم بتهون باشد یا زنگ تلفنی که در انتظار صدای توست...
    Parnian آواتار ها
    وضعیت : Parnian آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    نوشته ها : 1,879
    سپاس ها : 4,267
    سپاس شده 4,229 در 1,374 پست
    یاد شده
    در 4 پست
    تگ شده
    در 522 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : زندگی نامه ژوزف ویسارانویچ استالین

    محاکمات نمایشی مسکو

    به دستور استالین ۶۶ نفر از چهره‌های برجسته‌ی حزب و فعالان "صدر انقلاب" که برخی از آنها حتی معروفیت جهانی داشتند، در سه دادگاه "علنی" محاکمه شدند.

    دادگاه اول: از ۱۹ تا ۲۴ اوت ۱۹۳۶ شانزده نفر از اعضای برجسته‌ی رهبری حزب کمونیست از جمله زینوویف و کامنف یاران نزدیک لنین محاکمه شدند. همه متهمان اعدام شدند.

    دادگاه دوم: از ۲۳ تا ۳۰ ژانویه ۱۹۳۷ هفده نفر از مقامات حزبی محاکمه شدند. ۱۳ نفر تیرباران و ۴ نفر به اردوگاه کار اجباری فرستاده شدند.

    دادگاه سوم: از دوم تا ۱۳ مارس ۱۹۳۸ گروهی ۲۱ نفره از سران بلشویک محاکمه شدند. بیشتر آنها از وزیران سابق دولت بودند. در میان آنها کمونیست‌هایی نامدار مانند بوخارین (رئیس سابق کمینترن) و ریکوف (نخست وزیر قبلی) قرار داشتند. همه متهمان اعدام شدند.

    به موازات این سه دادگاه، یک دادگاه نظامی در ژوئن ۱۹۳۷ ژنرال میخائیل توخاچفسکی و یازده نفر از فرماندهان ارتش سرخ را به محاکمه کشید، که خبر آن در رسانه‌ها انتشار یافت. به دنبال آن سه چهارم فرماندهی ارتش سرخ "تصفیه" شد.

    اتهام اصلی متهمان عبارت بود از همکاری با تروتسکی و عناصر دست‌راستی که گفته می‌شد تلاش می‌کنند با حمایت کشورهای سرمایه‌داری (آلمان یا انگلستان یا ژاپن) نظام سوسیالیستی را در شوروی سرنگون کنند. مبنای دادرسی اصل ۵۸ قانون کیفری شوروی بود، که برای توطئه علیه نظام سوسیالیستی و تلاش برای برگرداندن نظام سرمایه‌داری مجازات اعدام در نظر گرفته بود.

    ماشین اعترافات

    هدف استالین تنها حذف یا نابود کردن مخالفان خود نبود، او فراتر از این، خواهان درهم شکستن ایدئولوژیک آنها و مشروعیت دادن به سیادت خود بود. هدف نه تنها محکوم کردن، بلکه به تسلیم کشیدن مخالفان بود. دادگاه‌ها پشت درهای بسته و بسیار سریع انجام می‌شد. زندانیان از حق داشتن وکیل مدافع و فرجام‌خواهی محروم بودند.

    کیفرخواست حاوی هیچ سندی نبود و تنها بر پایه‌ی اقاریری تنظیم شده بود که خود متهمان در بازجویی‌ها ارائه کرده بودند. این اقاریر پر از اظهارات ضد و نقیض بود و روشن بود که متهمان دروغ گفته‌اند. برای نمونه برخی متهمان "اعتراف" کردند که در کشورهای خارجی مانند فنلاند و دانمارک و نروژ با تروتسکی یا فرستادگان او دیدار کرده‌اند، در حالیکه اطرافیان آنها می‌دانستند که آنها هرگز خاک شوروی را ترک نکرده‌اند.

    در مواردی دروغ کاملا آشکار بود، مثلا ایوان سمیرنوف اعتراف کرده بود که در سوءقصد به جان کیروف در دسامبر ۱۹۳۴ شرکت داشته است، در حالیکه او از یک سال قبل از آن دستگیر شده و در زندان بود.

    اما "حقیقت" چیزی بود که برای این دادگاه‌ها کمترین اهمیتی نداشت. طرفداران استالین باید احساس حقانیت می‌کردند و دشمنان او باید مرعوب می‌شدند.

    شیوه‌های اعتراف‌گیری

    تمام کسانی که در برابر دادگاه قرار گرفتند، از کمونیست‌های انقلابی و مبارزان باسابقه بودند. برخی زندان‌های مخوف تزار را از سر گذرانده بودند. شگفت آنکه همین افراد در دادگاه اعتراف کردند علیه نظامی که خود با فداکاری در بنای آن شرکت کرده بودند، انواع و اقسام جنایات را مرتکب شده‌اند.

    هنوز چندوچون شکنجه‌هایی که برای گرفتن اعتراف به کار رفته بود، کاملا روشن نیست. مسلما فشارهای زیادی در کار بوده: از بی‌خوابی‌های چندروزه، شکنجه‌های جسمی مداوم و طاقت‌شکن به گونه‌ای که زندانی نمیرد اما روزی هزار بار مرگ خود را آرزو کند؛ تا شکنجه‌های روانی، انزوای مطلق، بازجویی‌های ناگهانی و طولانی...

    با فشارها و تحقیرهای دایمی، شخصیت زندانی در هم می‌شکند. هویت هنجاری و اخلاقی او درهم می‌ریزد. رفته رفته حساسیت و هشیاری ذهنی خود را از دست می‌دهد و حافظه او فلج می‌شود. زیر دست مأموران چنان احساس ضعف و حقارت می‌کند، که همه چیز، از جمله مقاومت، برای او بی معنا می‌شود.

    "کار صبورانه روی متهم"

    جلسات دادگاه آنقدر تکرار می‌شد تا به نتیجه دلخواه برسد. اعترافات بوخارین را شخص استالین تدوین کرده بود. وقتی او در دادگاه از خواندن بخشی از متن سرباز زد، روند بازرسی متوقف شد و بوخارین به سلول برگشت. در دادگاه بعدی بوخارین سر به راه شده بود.

    یکی از شگردهای رایج پراکندن تخم بدبینی میان زندانیان بود. زندانی حس می‌کرد که همه علیه او دست به دست هم داده‌اند. رادک و بوخارین دو دوست و همرزم قدیمی بودند اما بازجویان توانستند آنها را علیه یکدیگر تحریک کنند.

    یکی از شیوه‌های دیگر فشار بر متهمان با استفاده از روابط خانوادگی و عاطفی بود. زینوویف و کامنف به برخی خطاهای سیاسی "اعتراف" کرده بودند، اما زیر بار اتهام "خیانت" نمی‌رفتند. استالین از طرف هیئت سیاسی حزب به آنها قول داد که اگر اعتراف کنند، آزاد می‌شوند و بستگان آنها نیز در امان خواهند ماند. پس از صدور رأی دادگاه نه تنها هر دو به قتل رسیدند، بلکه بیشتر خویشاوندان آنها نیز دستگیر و اعدام شدند.

    به نظر مؤرخان یک عامل ایدئولوژیک نیز در اعتراف‌گیری از متهمان مؤثر بوده است: به زندانی تلقین می‌شد که او قربانی سادگی و نیکدلی خود شده و ناخواسته به "آرمان کمونیسم" خیانت کرده است و اکنون تنها با اعتراف داوطلبانه است که می‌تواند این خطا را جبران کند.

    پیامدهای پاکسازی

    با تصفیه‌‌های بیرحمانه و خونین، که حدود یک و نیم میلیون نفر قربانی گرفت، یکی از مخوف‌ترین نظام‌های تاریخ بشر در اتحاد شوروی برقرار شد. در جهنمی که استالین بر پا کرده بود هر کسی ناچار بود وفاداری خود را به رژیم ثابت کند، و راه آن لو دادن عده‌ای از "دشمنان خلق" بود. اگر کسی دستگیر می‌شد، خویشان و دوستان باید از او بیزاری نشان می‌دادند، و گرنه خود به خطر دستگیری می‌افتادند.

    استالین که از نوعی جنون بدگمانی رنج می‌برد، مدام در حال کشف توطئه‌های عجیب و خنثی کردن آنها به شیوه‌ی خود بود.

    تمام اعضای هیئت سیاسی حزب کمونیست محاکمه شدند، غیر از دو نفر: تروتسکی و استالین. تروتسکی از شوروی فرار کرد و استالین خود مشغول محاکمۀ دیگران بود. از ۱۳۹ عضو کمیته مرکزی حزب کمونیست در سال ۱۹۳۴ میلادی، ۹۸ نفر دستگیر و بیشتر آنها تیرباران شدند.

    عمق فاجعه‌ تصفیه ارتش از افسران کاردان در زمان حمله ارتش نازی به شوروی و عقب نشینی‌های پیاپی ارتش سرخ آشکار شد. یک آمار تاریخی می‌گوید تعداد افسرانی که به دست استالین کشته شدند، بیش از افسرانی است که در جنگ جهانی دوم در جبهه‌های "جنگ بزرگ میهنی" جان دادند.

    طبق آمار رسمی که در زمان گورباچف منتشر شد: در ۱۹۳۷ و ۱۹۳۸ بین ۴ و نیم تا ۵ و نیم میلیون نفر دستگیر شدند. بین ۸۰۰ تا ۹۰۰ هزار نفر به اعدام محکوم شدند. در اواخر دهه ۱۹۴۰ میان ۵ و نیم تا ۶ و نیم میلیون نفر در مجمع الجزایر گولاگ زندانی بودند. تنها یک دهم افرادی که به اردوگاه‌ها فرستاده شدند، از سرما و گرسنگی جان سالم به در بردند.

    در دوران جنگ سرد (به ویژه دهه ۱۹۵۰) برخی از کشورهای اروپای شرقی (مجارستان و چکسلواکی و بلغارستان) الگوی دادگاه‌های نمایشی استالین را تکرار کردند.

    موج "اعاده حیثیت"

    نیکلای خروشچف که پس از مرگ استالین (۱۹۵۳) زمام امور را در شوروی به دست گرفت، در کنگره بیستم حزب کمونیست (۱۹۵۶) فاش کرد: «کمیسیون ویژه‌ای با مراجعه به اسناد فراوان آرشیوهای سری به این نتیجه رسیده است که افراد بی‌گناه بیشماری در کشور ما به قتل رسیده‌اند. روشن شده است بسیاری از اعضای حزب و دولت که در سالهای ۱۹۳۷ و ۱۹۳۸ دشمن خوانده شدند، هرگز دشمن و خائن و جاسوس نبودند، بلکه کمونیست‌های شریف و صادقی بودند. آنها زیر شکنجه‌های وحشیانه گناهان سنگینی را به گردن گرفتند.» این متن به طور کامل منتشر نشد.
    در ژانویه ۱۹۸۹ روزنامه‌ی رسمی پراودا اطلاع داد که همراه با تحولات شوروی از بیش از ۲۵ هزار نفر که در دوران استالین تیرباران شده‌اند، اعاده حیثیت شده است. تنها در همین سال بود که متن سخنرانی خروشچف به طور کامل به چاپ رسید.

    منبع: تابناک ۱۳۸۸/۵/۲۸
    .:Reza:. به این پست علاقمند بوده است.




  9. 3 کاربر از پست مفید Parnian سپاس کرده اند .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •