سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
زندگی نامه میرزا تقی خان امیر کبیر

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

 

این سایت در ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شده است و پیرو قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5

موضوع: زندگی نامه میرزا تقی خان امیر کبیر

  1. #1
    مرا در گورستان سگها دفن کنید شاید دمی در میان با وفایان عالم باشم
    SovRan آواتار ها
    وضعیت : SovRan آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : همه جای ایران سرای من است
    نوشته ها : 1,332
    سپاس ها : 3,232
    سپاس شده 4,225 در 919 پست
    یاد شده
    در 1 پست
    تگ شده
    در 725 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    زندگی نامه میرزا تقی خان امیر کبیر

    نام: IRANTAMADON(AMIR KABIR).jpg نمایش: 2012 اندازه: 91.7 کیلو بایت


    ميرزا تقي خان اميرکبير اهل فراهان است و دست پرورده خاندان قائم مقام فراهاني. فراهان همچون تفرش و آشتيان مجموعاً کانون واحد فرهنگ ديواني و "اهل قلم" بود؛ ناحيه اي مستوفي پرور. چه بسيار دبيران و مستوفيان و وزيران از آن ديار برخاستند که در آن ميان چند تني به بزرگي شناخته شده، در تاريخ اثر برجسته گذارده اند. از اين نظر ميرزا تقي خان نماينده فرهنگ سياسي همان سامان است.
    نام اصلي ميرزا تقي خان، "محمد تقي" است. زادگاهش "هزاوه" از محال فراهان عراق. هنوز هم در آنجا محله اي بنام "محله ميرزا تقي خاني" معروف است، و خانه پدريش نزديک تپه "يال قاضي" شناخته مي باشد. اسم او در اسناد معتبر (از جمله مقدمه پيمان ارزنةالروم، و قباله نکاح زنش عزت الدوله) "ميرزا محمد تقي خان" آمده است.
    رقم مهر و امضاي او نيز ترديدي در نام حقيقيش باقي نمي گذارد؛ بي گمان اسم "محمد" رفته رفته حذف گرديده و به ر"ميرزا تقي خان" شهرت يافته است.
    خانواده پدري و مادري ميرزا تقي خان از طبقه پيشه ور بودند. پدرش به تصريح قائم مقام "کربلائي محمد قربان" بود که در خطاب او را "کربلائي" مي گفت. سجع مهرش "پيرو دين محمد قربان" بود. کربلائي قربان نخست آشپز ميرزا عيسي (ميرزا بزرگ) قائم مقام اول بود. پس از او همين شغل را در دستگاه پسرش ميرزا ابوالقاسم قائم مقام ثاني داشت.
    کربلائي قربان بعدها ناظر و در واقع ريش سفيد خانه قائم مقام گرديد، و هميشه مورد لطف مخدوم خود بود. آنچه بنظر مي رسد کربلائي قربان خيلي هم بي چيز نبوده، بلکه آب و ملکي داشته و دست کم يک دانگه قريه حرآباد مال او بوده است. و نيز آنقدرها استطاعت داشته که به سفر حج برود.
    سال تولد ميرزا تقي خان را تا اندازه اي که جستجو کرديم، هيچ مؤلف خودي و بيگانه اي ثبت نکرده است. در حل اين مجهول تاريخي، ما يک مأخذ اصلي و دو دليل در تأييد آن مأخذ بدست مي دهيم: زير تصوير اصيلي که به زمان صدارت امير کشيده اند مي خوانيم: "شبيه صورت... اتابک اعظم، شخص اول ايران، امير نظام در سن چهل و پنج سالگي". امير از 22 ذيقعده 1264 تا 20 محرم 1268 صدارت کرد.
    اشعاري که در ستايش مقام تاريخي او در کنار همان تصوير نگاشته شده، و تصريح به اينکه کارهاي سترگ از پيش برده است، نشان ميدهد که تصوير مزبور را در اعتلاي قدرت و شهرت امير کشيده اند. و آن سال 1267 است. با اين حساب و به فرض صحت رقم چهل و پنج سالگي تولد او به سال 1222، يا حداکثر يکي دو سال پيشتر بوده است
    اما دليل معتبر تاريخي اينکه: در کاغذ قائم مقام خواهيم خواند که ميرزا تقي همدرس دو پسر او محمد و علي بوده است. مي دانيم که ميرزا محمد پسر اول قائم قام در 1301 در هفتاد سالگي درگذشت، و پسر ديگرش ميرزا علي در شصت و هفت سالگي درگذشت به سال 1300.
    يعني هر کدام از آن دو پسر قائم مقام، سي و يکي دو سال پس از امير زنده بوده اند. اختلاف سال تولد ميرزا تقي با دو همدرس خود هر چه باشد، به هر حسابي، امير در آخرين سال صدارتش 1268 بيش از پنجاه سال نداشته است.
    امير دو زن گرفته است. زن اولش، دختر عمويش بود يعني دختر حاج شهباز خان. نام او را "جان جان خانوم" ذکر کرده اند. از او سه فرزند داشت: ميرزا احمد خان مشهور به "اميرزاده" و دو دختر که بعدها يکي زن عزيز خان آجودان باشي سردار کل، دوست قديم امير، گرديد. و ديگري به عقد ميرزا رفيع خان مؤتمن درآمد. زن امير در 1285 با دختر بزرگش سلطان خانم به زيارت مکه رفت، و ظاهرا يکي دو سال بعد، در آذربايجان درگذشت.
    زن دوم امير، "ملکزاده خانم" ملقب به عزت الدوله يگانه خواهر تني ناصرالدين شاه بود. به گفته دکتر پلاک ميرزا تقي خان در زمان صدارت از زن اول خود جدا شد. عقد ازدواج با عزت الدوله روز جمعه 22 ربيع الاول 1265 انجام گرفت. ترتيب جشن عقد و عروسي را ميرزا نبي خان اميرتومان (پدر ميرزا حسين خان سپهسالار) بعهده داشت.
    عزت الدوله شانزده ساله بود. چنانکه قباله عقد زناشوئي مي نمايد، مهر عزت الدوله هشت هزار تومان نقد اشرفي ناصرالدين شاهي هجده نخودي، و يک جلد قرآن بود. راجع به ازدواج با عزت الدوله ضمن نامه امير به شاه خواهيم خواند که گفته بود: "از اول بر خود قبله عالم... معلوم است که نميخواستم در اين شهر صاحب خانه و عيال شوم. بعد، به حکم همايون و براي پيشرفت خدمت شما، اين عمل را اقدام کردم...." فداکاريهاي اين شاهزاده خانم در دوره تبعيد و آخرين روزهاي زندگي شوهرش، در خور ستايش است.
    محيط خصوصي تربيت ميرزا تقي خان را دستگاه ميرزا بزرگ قائم مقام و پسرش ميرزا ابوالقاسم قائم مقام، آن دو وزير بزرگ عباس ميرزا، مي ساخت. ميرزا بزرگ در سال 1237 درگذشت.
    با حسابي که راجع به سن ميرزا تقي خان بدست داديم، ظاهراً در آن زمان هجده ساله بود. پس محضر ميرزا بزرگ را خوب درک کرده بود، و شايد هم پاره اي کارهاي دبيري او را مي کرد. امين الدوله هم به خدمت امير در "دايره ميرزا بزرگ قائم مقام" تصريح دارد.
    در استحکام اخلاقي او ترديد نيست، و مظاهر عيني آن گوناگون است. يک جنبه اش اينکه در عزمش پايدار بود. نويسنده صدرالتواريخ که زير نظر اعتمادالسلطنه اين کتاب را پرداخته مي گويد: "اين وزير هم در وزارت مثل نادر شاه بود.... هم مانند نادر عزم ثابت و اصالت رأي داشته است". در موردي که نماينده انگليس خواست رأي امير را عوض کند، خود اعتراف دارد که "... سعي من و کوشش نماينده روسيه، و تلاش مشترک ما همه باطل است. کسي نميتواند ميرزا تقي خان را از تصميمش باز دارد". برهان استقلال فکر او همين بس که در کنفرانس ارزتةالروم بارها دستور حاجي ميرزا آقاسي را که مصلحت دولت نمي دانست، زير پا نهاد.
    شگفت اينکه حتي امر محمد شاه را نيز ناديده مي گرفت و آنچه را که خير مملکت تشخيص مي داد، همان را مي کرد. بي اثر بودن پافشاريهاي روس و انگليس و عثماني در رأي او، جاي خود دارد. اما يک دندگي بي خردانه نمي کرد. حد شناسي از خصوصيات سياسي اوست و چون مي ديد سياستي پيشرفت ندارد، روش خود را تغيير مي داد.
    درستي و راست کرداري از مظاهر ديگر استحکام اخلاقي اوست؛ از اين نظر فساد ناپذير بود. قضاوت وزير مختار انگليس اين است: "پول دوستي که خوي ملي ايرانيان است در وجود امير بي اثر است". به قول رضاقلي خان هدايت که او را نيک مي شناخت: "به رشوه و عشوهً کسي فريفته نمي شد". دکتر پلاک اتريشي مي نويسد: "پولهايي که مي خواستند به او بدهند و نمي گرفت؛ خرج کشتنش شد".
    جنبه ديگر خوي استوار امير اينکه به گفته و نوشته خويش اعتبار مي نهاد. واتسون مي نويسد: "امير نظام به آساني به کسي قول نمي دهد. اما هر آينه انجام کاري را وعده مي کرد، بايد به سخنش اعتماد نمود و انجام آن کار را متحقق شمرد". امير خود به اين خصلت خود مي باليد. به قول نويسنده صدرالتواريخ "از براي حکم خود ناسخ قرار نمي داد. هر چه مي گفت بجا مي آورد، بهيچ وجه حکم او ناسخ نداشت".
    دلير و جسور بود. پسر کربلائي قربان زماني که به مکتب مي رفت، از مخدوش تقاضاي قلمتراشي کرد. چون خواهش او برآورده نشد، چنان نامه اي به قائم مقام فرستاد که او خود مي گويد:"ببين چه تنبيهي از من کرده است. عجبتر اينکه بقال نشده ترازو وزني آموخته". اگر داستانهائي که از دوران جواني و خدمت ديواني او آورده اند، افسانه سازي صرف هم باشند، باز روشنگر همان فطرت او هستند.

    رفتاري متين و سنگين داشت. به شخصيت خويش مغرور بود و نسبت به کارداني و صفات برجسته اش آگاه. اما تعجب اينکه نامجو و شهرت خواه نبود. دليل ما اين است: هر چه که به حکام ولايات و نمايندگان سياسي بيگانه در اصلاح امور مملکت نگاشته، همه را به نام شاه و امر او قلمداد کرده است. مهمتر اينکه در سرتاسر روزنامه وقايع اتفاقيه زمان صدارتش، از تجليل ميرزا تقي خان خبري نيست. فقط چهار جا اسمش آمده و آن هم به حکم ضرورت.
    او را به مناعت طبع مي شناختند که از مظاهر غرور نفساني اش بود، و به خواري تن در نمي داد. نماينده انگليس ضمن اينکه به حيثيت خواهي و حساسيت ميرزا تقي خان در روابط با بيگانگان اشاره مي کند، مي گويد: "هيچ گاه حاضر نيست رفتار متکبرانه کسي را تحمل کند".
    حتي وقتي که مورد بي مهري شاه واقع گشت و زمان عزلش فرا رسيد، حيثيت پرستي خود را از دست نداد. به شاه نوشت: "اگر حقيقة مقصودي دارند، چرا آشکار فرمايش نميفرمايند... بديهي است اين غلام طالب اين خدمات نبوده و نيست و براي خود سواي زحمت و تمام شدن عمر حاصلي نمي داند. تا هر طور دلخواه شماست؛ به خدا با کمال رضا طالب آنست".
    مأموريت هاي سياسي
    مأموريت روسيه و ايروان

    ميرزا تقي خان از زماني که منشي دستگاه قائم مقام بود تا وقتي که به صدارت رسيد، به سه مأموريت سياسي رفت. به روسيه، ايروان و به عثماني. اين سفرها از نظر ماهيت و مقام و مسئوليت او بکلي متفاوت بودند. در سفر روسيه که همراه خسرو ميرزا رفت (45-1244) جوان بيست و دو ساله و در زمره دبيران بود. نه سال بعد که با ناصرالدين ميرزاي وليعهد، براي ملاقات تزار روس روانه ايروان شد (1253) وزارت نظام آذربايجان را برعهده داشت. پس از شش سال که به سفارت فوق العاده ارزنةالروم برگزيده شد، با مقام وزارت، به نمايندگي مختار دولت در آن کنفرانس (63-1259) شرکت جست.

    نام: amir.jpg نمایش: 810 اندازه: 23.3 کیلو بایت


    دانش و فرهنگ جديد
    دارالفنون

    انديشه امير در بناي دارالفنون از يک سرچشمه الهام نگرفته بود، بلکه حاصل مجموع آموخته هاي او بود. آکادمي و مدرسه هاي مختلف روسيه را ديده بود؛ در کتاب جهان نماي جديد که به ابتکار و زير نظر خودش ترجمه و تدوين شد، شرح دارالعلمهاي همه کشورهاي غربي را در رشته هاي گوناگون علم و هنر با آمار شاگردان آنها خوانده بود؛ و از بنيادهاي فرهنگي دنياي جديد خبر داشت.
    وجهه نظر امير را در ايجاد دارالفنون بايد بدرستي بشناسيم. ذهن امير در اينجا در درجه اول معطوف به دانش و فن جديد بود، و بعد به علوم نظامي توجه داشت. اين معني از مطالعه تطبيقي برنامه درسهاي دارالفنون، و نامه هاي امير راجع به رشته تدريس استاداني که استخدام شدند، روشن مي گردد.
    رشته هاي اصلي تعليمات دارالفنون بنحوي که او در نظر گرفته بود عبارت بودند از: پياده نظام و فرماندهي، توپخانه، سواره نظام، مهندسي، رياضيات، نقشه کشي، معدن شناسي، فيزيک و کيمياي فرنگي و داروسازي، طب و تشريح و جراحي، تاريخ و جغرافيا، و زبان هاي خارجي. مدرسه هفت شعبه داشت، و پاره اي مواد مزبور مشترک بود. در ضمن بايد دانسته شود که براي فنون نظامي دستگاه تعليماتي جداگانه اي در خود تشکيلات لشکري تعبيه نهاد، و شعبه علوم جنگي دارالفنون مکمل آن بشمار مي رفت.
    سنگ بناي دارالفنون در اوائل 1266 در زمين واقع در شمال شرقي ارک سلطنتي که پيش از آن سربازخانه بود نهاده شد. نقشه آن را ميرزا رضاي مهندس که از شاگرداني بود که در زمان عباس ميرزا براي تحصيل به انگلستان رفته بود کشيد؛ و محمدتقي خان معمارباشي دولت آن را ساخت. و شاهزاده بهرام ميرزا به کار بنائي آن رسيدگي مي کرد. ساختمان قسمت شرقي دارالفنون تا اواخر 1267 به انجام رسيد و مورد استفاده قرار گرفت. بـقـيـه آن تا اوايــل سـال 1269 پايان يافت. چهار طرف مدرسه را پنجاه اطاق "منقش مذهب" هر کدام به طول و عرض چهار ذرع ساخته جلو آنها را ايوانهاي وسيع بنا نمودند. در گوشه شمال شرقي تالار تئاتر احداث شد.
    در پشت دارالفنون کارخانه شمع کافوري و آزمايشگاه فيزيک و شيمي و دواسازي برپا نمودند. چاپخانه اي هم ضميمه آن گرديد، به علاوه کتابخانه و سفره خانه اي ساختند. در ورودي دارالفنون به طرف خيابان ارک "باب همايون" باز مي شد؛ در کنوني آن در خيابان ناصريه به سال 1292 ساخته شد.
    روزنامه وقايع اتفاقيه

    بناي روزنامه وقايع اتفاقيه به سال 1267 از ارزنده ترين تأسيسات اجتماعي امير است.
    بنيانگزار روزنامه در ايران ميرزا صالح شيرازي است. از شاگرداني بود که در زمان عباس ميرزا براي تحصيل علوم جديد به انگلستان رفت. ضمناً به ذوق خود فن چاپ را آموخت، و از جمله کساني است که در ايران مطبعه سنگي را تأسيس نمود. به علاوه او را پيشرو انديشه هاي سياسي جديد مغرب زمين در ايران مي شناسيم. ميرزا صالح نخستين روزنامه ايران را در زمان محمد شاه به سال 1252 در تهران بر پا کرد. روزنامه اي بود که ماهي يکبار با چاپ سنگي منتشر مي شد، و بيش از چند سالي دوام نکرد.
    ذهن امير درباره روزنامه و ارزش سياسي و مدني آن خوب روشن بود، و از روزنامه هاي فرنگستان آگاهي داشت. حتي خوانده بود که: در شهر فرانکفورت آلمان (امير اساساً به دولتهاي آلماني توجه خاص داشت) باسمه کردن کاغذ اخبار که از تاريخ 1651 مسيحي.. بنا شده، الي حال مطلقاً بسته نشده، و هميشه در کار باسمه اخبار است. توجه ميرزا تقي خان معطوف به دو معني بود: يکي اطلاع يافتن دولت از اوضاع جهان، و ديگر پرورش عقلاني مردم و آشنا کردن آنها به دانش جديد و احوال ديگر کشورها.
    شماره اول روزنامه وقايع اتفاقيه روز جمعه پنجم ربيع الثاني 1267 (هفتم فوريه 1851) انتشار يافت. در صفحه اول علامت شير و خورشيد ايران و عبارت "يا اسدالله الغالب" نگاشته شده بود.
    اين شماره به عنوان "روزنامچه اخبار دارالخلافه تهران" منتشر گرديد. از شمارهً دوم به نام "وقايع اتفاقيه" خوانده شد. و تا ده سال بعد (1277 ه.ق.) به همين اسم نشر مي شد. در اين سال هنگام تصدي ميرزا ابوالحسن خان غفاري کاشاني صنيع الملک، نام آن تغيير کرد و از شماره 474 به روزنامه "دولت عليه ايران" مبدل شد؛ و ضمناً به شکل روزنامه مصور درآمد. اين نخستين روزنامه مصوري است که در ايران انتشار يافت. ديري نگذشت که دوباره اسم آن تغيير کرد و به روزنامه "دولتي" بدل شد. پس از آن به نام "روزنامه ايران" منتشر گرديد و تا انقلاب مشروط همين اسم را حفظ کرد.
    وقايع اتفاقيه روزنامه هفتگي بود، با چاپ سنگي بطبع مي رسيد. شيوه نگارش آن ساده و روشن و بکلي خالي از تقليد و تکلف بود. تا شماره هفدهم آن روزهاي جمعه پيش از ظهر انتشار مي يافت، از شماره هجدهم به بعد انتشارش به روزهاي پنجشنبه موکول گرديد. تا شماره 656 انتشار هفتگي آن مرتب بود، از آن پس گرفتار بي نظمي شد. بهاي تک شماره آن در سرتاسر ايران ده شاهي، و اشتراک ساليانه اش 24 ريال بود. چون به گوش دولت رسيد که کارکنان ولايات سواي بهاي روزنامه چيزي از مردم به نام"خدمتانه" گرفته اند؛ اعلام شد که قيمت آن "در کل شهرهاي ممالک محروسه بدون اخراجات ديگر" همان ده شاهي است، و مطالبه کردن چيزي بيش از آن "بسيار خلاف رأي امناي دولت" است.
    مدير روزنامه، حاجي ميرزا جبار ناظم المهام کنسول سابق ايران در بغداد بود. "مباشر" روزنامه "ادوارد برجيس"ر انگليسي، و نويسنده آن "عبدالله ترجمه نويس" بود. روزنامه در مطبعه حاجي عبدالمحمد استاد مطبعه چي چاپ مي گرديد. حيف که ميرزا صالح دوست ديرين امير درگذشته بود، وگرنه هيچ کس شايسته تر از او براي کار روزنامه نبود.


    نام: Amir Kabir[.jpg نمایش: 769 اندازه: 27.7 کیلو بایت


    سقوط و تباهي

    فرمان شاه بر عزل امير صادر شد.
    نخست از صدارت و پيشکاري شاه برکنار گشت، ولي مقام امارت نظام همچنان در دست او ماند. پيام شاه در چهارشنبه هجدهم محرم 1268 (سيزدهم نوامبر 1851) شب هنگام به ميرزا تقي خان ابلاغ گرديد، و دستخط عزل فردا صبح (پنجشنبه نوزدهم محرم) به امير رسيد. عين دستخط به ما نرسيده؛ اما آنچه ميرزا احمد وقايع نگار آورده، درست و نزديک به اصل است؛ و مضمون آن در اسناد رسمي نيز منعکس مي باشد:
    « چون صدارت عظمي و وزارت کبري زحمت زياد دارد، و تحمل اين مشقت بر شما دشوار است، شما را از آن کار معاف کرديم. بايد به کمال اطمينان مشغول امارت نظام باشيد. و يک قبضه شمشير و يک قطعه نشان که علامت رياست کل عساکر است، فرستاديم و به آن کار اقدام نمائيد؛ تا امر محاسبه و ساير امور را به ديگران از چاکران که قابل باشند واگذاريم».
    گزارش برکنار شدن امير را از وزير مختار انگليس بشنويم:
    « در نامه هاي سابق اطلاع داده بودم که اوضاع عمومي حکايت از اين مي کند که نفوذ امير نظام کاهش گرفته است. ولي بعيد بود که دولتش به اين زوديها ساقط گردد. ديشب به فرمان شاه گارد سلطنتي که از چهارصد نفر تشکيل مي شود، احضار گرديدند و امناي دربار نيز به کاخ پادشاه آمدند. به دنبال آن به امير نظام پيغام رفت که: از مسئوليت وزارت معاف است، ولي همچنان امارت نظام را به عهده خواهد داشت.
    در نظر مردم حادثه اي نامنتظر بود، همچنين براي خود امير نابهنگام؛ چه تا ديروز مقامش استوار بود. برانداختن دولت امير نظام بيشتر نتيجه توطئه و نيرنگ اندرون شاه است که در رأس آن مهدعليا مادر شاه قرار دارد، گر چه امير داماد اوست. برخي کيفيات خارجي نيز در آن مؤثر افتاد. صدراعظم تازه هنوز گمارده نشده، اما چنانکه چند ماه پيش اطلاع داده بودم، و حالا محرمانه آگاه گرديدم، ميرزا آقاخان اعتمادالدوله به جاي امير نظام خواهد نشست.... نامزد ديگر صدارت مستوفي الممالک است؛ رفتارش محترمانه است و در فن ماليه مهارت دارد. اما از جهات ديگر شخصي نيست که بتواند مقام صدارت را به عهده بگيرد».

    گزارش شيل در حد خود درست است. ضمناً عزل امير غير منتظره نبود. در نامه هاي امير به شاه ديديم که زمينه عزلش فراهم گشته و او خود در انتظارش بود. نکته ديگر اينکه در آن گزارش و ديگر گزارشهايي که وزير مختار به لندن فرستاده، پاره اي حقايق را اصلا متذکر نگرديده است. در اين مورد خانوم وزير مختار مي نويسد: همان وقتي که شاه دستور احضار چهارصد تن گارد شاهي را داده بود، يکي از دوستان شوهرش شبانه نامه اي فرستاد و آن خبر سهمناک را رساند. يک ساعت بعد کاغذ دومش رسيد که همه آن تدابير احتياطي عليه امير نظام بوده است. اما تدابيري که هيچ ضرورت نداشت. به علاوه شيل توضيح نمي دهد که "برخي کيفيات خارجي که در عزل امير مؤثر افتاد"، چه بوده است.
    علاوه بر مهدعليا و ميرزا آقا خان نوري که ارکان توطئه عزل امير را مي ساختند - در صدرالتواريخ نام ميرزا يوسف مستوفي الممالک نيز برده شده است. و مأخذ نوشته صدرالتواريخ گفته ميرزا جبار پيشخدمت مخصوص است؛ اين اندازه مي دانم که مستوفي الممالک چندان ميانه خوبي با ميرزا تقي خان نداشت، گر چه امير نسبت به او مهربان بود. اما شرکت او در قضيه عزل امير بر ما روشن نيست. شاه به ياد وزيرش مي گريست. چون از ديدارش شرمنده مي گشت، از او پرهيز مي جست. به او مي گويد: «قلب من آرزوي شما را مي کند»، تا هستم و هستي دوستت دارم، اگر کسي بد شما را بگويد «پدرسوخته ام اگر او را جلو توپ نگذارم»؛ بيا «من و شما يکي باشيم و با هم کار کنيم»! شمشير خود و حمايل گردنش را باز کرد به او فرستاد: «براي خدا آنها را قبول کنيد و فردا بيائيد مرا ببينيد». اين بيان به عواطف شاه و وزير نمي ماند، اما سخناني است که شاه نوشته. معلوم است در درونش خلجاني بود زاده جنگ شور و عاطفه و ادراک با سياست و تلقينات ذهني درباريان. اينکه مي نويسد: « اي کاش هرگز پادشاه نبودم... که چنين کاري بکنم »، نشانه اي است از ناتواني نفساني شاه که نمي توانست اراده خود را بر اطرافيانش تحميل گرداند.
    ميرزا آقاخان نوري اعتمادالدوله به صدارت گمارده شد.
    اين انتصاب در 22 محرم 1268 (17 نوامبر 1851) چهار روز پس از عزل ميرزاتقي خان انجام گرفت. تا اينجا دانستيم که امير هنوز در دل شاه جاي داشت، و او نسبت به وزير سابق خود مهربان بود. حتي احتمال مي رفت که امير از نو به مقام صدارت باز گردد. با تعيين صدراعظم جديد کار امير به مرحله تازه اي افتاد، يک قدم به سقوط نزديکتر شد؛ اما چنانکه خواهيم ديد احتمال بازگشت امير به زمامداري منتفي نبود.
    سابقه ميرزا آقاخان را از گزارش سفير انگليس مي آوريم:
    « ميرزا آقاخان همان کسي است که در زمان محمد شاه بر اثر حرفهاي ناشايسته اي که از او شنيده شد و اختلاس و دستبردي که به مال ديوان زده بود، به چوبش بستند و به کاشان تبعيدش کردند. پيش از جلوس ناصرالدين شاه از کاشان فرار کرد، و آمد در نزديکي تهران بست نشست. سرهنگ فرانت به مهد عليا که که در آن زمان همه کاره بود، سفارش نمود که از وجود او در امور کشور استفاده نمايد و اجازه دهد به سراي مهد عليا وارد گردد. مادر شاه در پاسخ کتبي خود گفت که: حرمت ميرزا آقاخان را نگاه خواهد داشت.
    پس از آن از تحصن بيرون آمد و يکسره به اين سفارتخانه آمد؛ از اينجا به همراه يکي از کارکنان سفارت به خانه مهد عليا رفت. فرانت نامه اي به ناصرالدين شاه نگاشت و شفاعت او را نمود. شاه نيز براي خاطر کاردار سفارت ما او را عفو کرد. مهدعليا نيز اطمينان کتبي سپرد که ميرزا آقا خان از هر جهت ايمن خواهد زيست. از اين تاريخ به بعد ميرزا آقا خان تحت حمايت سفارت انگليس مي باشد، و اين حقيقت را همه شهر مي دانند».
    شيل درباره ميرزا آقاخان به پالمرستون مي نويسد: « دامنش ملوث به پول پرستي است و مطلقاً در قيد آن نيست که از چه راهي بدست آورد ».

    باري با پشتيباني آشکار وزير مختار انگليس و مادر شاه، ميرزا آقاخان به صدارت رسيد. نفوذ خارجي و اندرون شاه رأي خود را بر مقام سلطنت تحميل کرد؛ موضوع بازگشت امير به وزارت فعلا منتفي گشت. انتخاب اعتمادالدوله به صدارت، در 24 محرم 1268 از طرف ميرزا محمدعلي خان وزير امور خارجه به نمايندگان روس، انگليس، و عثماني به يک مضمون اعلام شد.
    سرنوشت امير بازيچه سياست انگليس و روس است و ملعبه دسيسه دربار. معلوم است که زدوبندي ميان شيل و ميرزا آقاخان در کار بوده است. در وهله اول عزل امير، جهت اصلي فعاليت شيل و مذاکره او با ميرزا آقاخان و پيامي که مهدعليا به شيل فرستاد - تنها اين بود که وسائل برکنار ساختن امير را از امارت نظام فراهم کنند و او را از تهران خارج گردانند. عمل دالگوروکي (وزير مختار روس) گره مشکل آنان را گشود، و از هر حيله اي حتي مکر زنانه مهدعليا مؤثرتر افتاد. پس همينکه خشم شاه برافروخته شد، و کار امير خراب گشت و امير از همه مناصب خلع گرديد - شيل که تا ديروز آن همه مداخله سماجت آميز داشت، يکباره پاي خود را از ميدان بيرون کشيد.
    بعلاوه گفتگوي خود را با ميرزا آقاخان براي انتصاب ميرزاتقي خان به حکومت کاشان که بهانه اي براي بيرون کرد امير از پايتخت بود، از وزير مختار روس پنهان داشت. در دغلي و دوروئي و سوءنيت شيل ترديد نيست، همانطور که در بي تدبيري دالگوروکي شبهه نمي باشد.
    توطئه کشتن ميرزا تقي خان اوج گرفت.
    شاه را دشمنان امير محاصره کردند. عوامل اصلي توطئه بنا بر اسنادي که به دست خواهيم داد عبارت بودند از: مهدعليا، ميرزا آقاخان نوري، پسر دائيهاي شاه از جمله شيرخان عين الملک ايلخان طايفه قاجار، و سردار محمدحسن خان ايرواني داماد محمد شاه. اين کسان همدست بودند و با هم در کنکاش.
    فرمان شاه بر اعدام امير صادر گشت:
    « چاکر آستان ملائک پاسبان، فدوي خاص دولت ابد مدت، حاج علي خان پيشخدمت خاصه، فراشباشي دربار سپهر اقتدار مأمور است که به فين کاشان رفته، ميرزا تقي خان فراهاني را راحت نمايد. و در انجام اين مأموريت بين الاقران مفتخر و به مراحم خسرواني مستظهر بوده باشد».
    بنابر آنچه از قول ناصرالدين شاه آورده اند، ميرزا آقاخان نوري بود که فرمان قتل را از شاه گرفت و به حاج علي خان سپرد. مخبرالسلطنه مي نويسد: « از غلامحسين خان صاحب اختيار شنيدم که ناصرالدين شاه گفته بوده است که به قتل امير راضي نبودم. ميرزا آقاخان تدليس کرد و دستخط را از من گرفت. دستخط ديگر فرستادم که ميرزا علي خان نرود، گفت رفته است و معاذير آورد».
    روزگار تبعيد به چهل روز رسيد. جنايت بزرگ تاريخ روز جمعه هفدهم ربيع الاول 1268 (دهم ژانويه 1852) در حمام فين کاشان صورت گرفت.
    چون حاج علي خان با همراهانش به باغ فين رسيدند، علي اکبر بيک چاپار دولتي را ديدند که منتظر بيرون آمدن امير از حمام بود؛ که جواب نامه مهدعليان را به عزت الدوله بگيرد. فراشباشي دست علي اکبر بيک را گرفت، با خود به حمام برد که زن امير را از آمدن او مطلع نسازد. فراشباشي با مأموران خود وارد حمام گشتند، ديدند خواجه حرمسرا مشغول جمع آوري لباسهاي امير است. اعتماد السلطنه يکي از آن کسان را بر سر او گماشت که از آنجا بيرون نرود. سپس پشت در ديگر حمام را نيز سنگچين کردند که کسي از آن راه داخل نگردد. وارد صحن حمام شدند. فراشباشي فرمان شاه را ارائه داد. امير خواسته بود عزت الدوله را ملاقات کند يا پيغام براي او بفرستد، و وصيت کند. اعتماد السلطنه اجازه نداده بود. پس امير به دلاک دستور داد، رگهاي هر دو بازويش را بزند؛ و دو کف دستش را بر روي زمين نهاد در حالي که خون از بازوانش فوران داشت. در اين وقت مير غضب به امر فراشباشي با چکمه لگدي به ميان دو کتف امير نواخت. چون امير درغلتيد، دستمالي را لوله کرد، به حلق امير فرو برد و گلويش را فشرد تا جان داد. بلند شد؛ گفت: ديگر کاري نداريم. از حمام بيرون آمدند و با اسبهاي تندرو به تهران بازگشتند.
    رفتار عزت الدوله نسبت به شوهرش بزرگوارانه بود. خوي و منش اين شاهزاده خانم هجده ساله زيبا، هيچ شباهتي به اخلاق پست مادر افسونگر، و برادر درمانده اش نداشت. از آغاز تباهي کار امير سپر بلاي او بود، و تا دم آخر در وفاداري پايدار ماند. بر خلاف ميل شاه و مهدعليا، با امير به تبعيد گاه رفت؛ همه جا همراه او بود و از شوهرش جدا نمي گشت.
    ویرایش توسط SovRan : 10-04-2010 در ساعت 10:49 PM
    تو شاهکار خالقی
    تحقیر را باور نکن
    بر روی بام زندگی نقشی که میخواهی بکش
    زیبا و زشتش پای توست تقدیر را باور نکن
    تصویر اگر زیبا نبود نقاش خوبی نیستی از نو دوباره رسم کن
    تصویر را باور نکن
    خالق تو را
    شاد آفرید آزاد آزاد آفرید
    پرواز کن تا آرزو زنجیر را باور نکن


    "دل هاي بزرگ و احساس هاي بلند، عشق هاي زيبا و پرشكوه مي آفرينند"
    دکتر شریعتی

  2. 6 کاربر از پست مفید SovRan سپاس کرده اند .


  3. # ADS
    Circuit advertisement
    تاریخ عضویت
    Always
    محل سکونت
    Advertising world
    نوشته ها
    Many
     

  4. #2
    کــــاش گاهی زنـــدگی هــم كليــد [◄◄ι] [ ιι ] [■] [►] [ι►►] داشت...!
    MiSS SAYTA آواتار ها
    وضعیت : MiSS SAYTA هم اکنون آنلاین است.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : ı̴̴̡ ̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı
    نوشته ها : 6,796
    سپاس ها : 10,051
    سپاس شده 15,406 در 3,892 پست
    یاد شده
    در 26 پست
    تگ شده
    در 850 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : زندگی نامه میرزا تقی خان امیر کبیر

    شخصيت بزرگي كه با اقدامات بي نظير و خدمات ارزنده اش نامي در تاريخ كهن ايران زمين جاودانه كرد
    امير كبير اصلاحات زيادي در عرصه كشوري و لشكري انجام داد كه از جمله موارد زير مي توان نام برد :
    اصلاح امور مالی
    اصلاح امور مالی
    توسعه فرهنگ
    توجه به امور و مسائل اقتصادی

    اصلاحات اداری امیرکبیر :
    1- تعیین مشاغل و میزان حقوق و مقرری هر شغل و مبارزه جدی با تنبلی و کاهلی کارمندان دولت و جلوگیری از رشوه خواری
    2- اصلاح وضع چاپارخانه دولتی به صورتیکه آماده حمل و نقل محصولات پستی به اقصی نقاط کشور گردد.
    3- ایجاد قراولخانه در معابر و راهها برای حفظ چاپارها و محمولات پستی
    4- تأسیس دورة پاسبانی و آگاهی در پایتخت
    5- نظارت دقیق بر اعمال کارکنان عالی رتبه دولت و ولاد و حکام ولایات
    6- امیرکبیر که غیرت وطنی و تعصب ملی بسیار شدید داشت به وسیله مأموران مخصوص خود مناسبات و روابط رجال و وزراء و درباریان را با نمایندگان سیاسی خارجی در ایران زیرنظر گرفت.
    7- او صریحاً به عمال دولت دستور داد که از هرگونه رفت و آمد و تماس با مأموران خارجی – جزء در مورد مأمورین وزارت امورخارجه – احتراز جویند.
    8- امیرکبیر ارتباط با بیگانه و بیگانه پرستی را می خواست ریشه کن سازد. زیرا به عقیدة او جاسوسی به نفع بیگانه و خدمت به بیگانگان، به ضرر مملکت، بالاترین جرم و گناه غیر قابل بخشایش بود. به همین جهت تا می توانست در ارشاد رجال و عمال دولت به راه راست کوشید.
    هر کس گوش به فرمان امیر نمی داد و از تمایل به بیگانه و بیگانه پرستی احتراز نمی جست، امیرکبیر او را به سختی مجازات می کرد. او هیچگونه عفو و گذشتی را چه در این مورد و چه در موارد دیگر خطاها و گناهان عمال دولت خاصه مأمورین عالیرتبه، روا می داشت.


    اصلاح امور مالی توسط امیرکبیر :

    1- امیرکبیر در آغاز صدارت خود، علاوه بر مشکلات سیاسی و طغیانهای داخلی با خزانه تهی و هرج و مرج امور مالی کشور و تعهدات دولتی که از زمان محمدشاه باقی مانده بود مواجه شد.
    2- بودجه کشور در حدود یک میلیون تومان کسر درآمد داشت.
    3- فرار از پرداخت عوارض و مالیات برای فرمانروایان و حکام ایالات و ولایات عادت ثانوی شده بود.
    4- امیرکبیر از یک طرف به وسیله معتمدان و با نیروی نظامی جدیدی که ترتیب داده بود مالیاتهای عقب افتاده را وصول کرد.
    4- او کلیه مستمریهای گزاف را که بدون استحقاق به درباریان می دادند از بودجه کشور حذف نمود .
    5- صرفه جویی در هزینه، حتی هزینه های دربار سلطنت و شخص ناصرالدین شاه را اجرا نمود.
    6- در اندک مدتی بین درآمد و هزینه کشور تعادل برقرار کرد.
    7- اما حذف مستمریها و جلوگیری از حیف و میل اموال و دارائی دولت جمع کثیری از شاهزادگان و درباریان و نوکران دربار و حتی مهدعلیا مادر شاه را که از دخالت امیر در امور اندرون شاه سخت به خشم آمده بود، علیه آن مرد فداکار برانگیخت.

    توسعه فرهنگ توسط امیرکبیر :
    اقدامات امیرکبیر در توسعه فرهنگ جامعه ایران
    در مورد فرهنگ باید امیرکبیر را بانی و موسس فرهنگ نوین ایران دانست. زیرا او به وسیلة احیاء روزنامه و تأسیس مدرسه دارالفنون و انتشار کتب فنی و بهداشتی و اعزام محصلین به اروپا و استخدام معلمین اروپائی در حقیقت نقشی از آمال و آرزوهای اصلاح طلبانه خود را جلوه گر ساخت.
    1- امیرکبیر در سال 1266 هجری قمری به میرزا رضا مهندس – از محصلین اعزامی ایران به انگلستان در زمان فتحعلیشاه – دستور بنای دارالفنون را داد .
    2- یک سال پس از ساخت دارالفنون، امیر هیئتی از معلمین اتریشی را برای تدریس در دارالفنون استخدام کرد.
    3- کاپیتن زاتی استاد مهندسی، چارنوتا استاد عملیات کوهستانی در رشته نظام، دکتر پولاک استاد داروسازی، ژنرال پروسکی لهستانی الاصل استاد جغرافیا و زبان فرانسه،ن بوهلر استاد ریاضی از عمده ترین مدرسین دارالفنون بودند.
    4- به دستور امیرکبیر روزنامه (وقایع اتفاقیه) تأسیس گردید و نخستین شمارة آن روز جمعه پنجم ربیع الثانی 1267 در طهران انتشار یافت.
    5- امیرکبیر تا آنجا که امکان داشت در طبع و نشر رسالات مقید علمی و صحی کوشید.
    6- او چند دوره نقشه جغرافیا ایران و پنج قاره عالم و یک نقشه جهان نما و چاپ و منتشر کرد.
    7- به همت امیرکبیر کتابهایی در زمینه تاریخ جهان از جمله کتاب تاریخ ناپلئون و کتاب نظام ناصری تألیف بهرام میرزا قاجار و نیز رسالاتی دربارة لزوم تلقیح ضد ابله و امثال آنها به تشویق امیرکبیر چاپ و منتشر شد.

    سیاست های اقتصادی امیرکبیر :
    - مهمترین اقدام امیرکبیر در این زمینه تأسیس کارخانه های تصفیه شکر و قندسازی در مازندران و بلورسازی در تهران و اصفهان و قم و کاغذسازی در تهران و حریربافی در کاشان و تهیه ماهوت و چلوار و کارخانه نخ ریسی و امثال آن بود.
    2- او تجارت داخلی و خارجی را در سایه امنیتی که پیش آمده و حمایتی که از بازرگانان می کرد رونق کلی داد صنایع داخلی را تشویق کرد و صنعتکاران را به تقلید مصنوعات خارجی واداشت.
    3- عده ای را برای آموختن حرف و صنایع به فرنگستان فرستاد.
    4- در بسط زراعت و آبادی کشور مساعی بسیار به خرج داد و در نتیجه نه تنها میزان دخل و خرج تعدیل یافت بلکه موقعیکه امیرکبیر از کار افتاد مبلغی نیز در خزانه دولتی ذخیره داشت.
    5- امیرکبیر برای تشویق صنعتگران و صاحبان حرفه، اقدام به تأسیس نمایشگاه کالاهای صنعتی ایران در تهران نمود.
    6- برای زیبایی تهران و رفاه حال اهالی آن و ترقی دادن پایتخت نیز شروع به اقداماتی کرد.
    7- بازار و کاروانسرای امیر و نیمچة مخصوص لوی که از جهت دلگشایی و تازه گی در تهران بیمانند بود ساخت.
    8- نقشة آوردن قسمتی از آب رودخانه کرج را برای شرب مردم و آبادی شهر طرح نمود.
    9- به تنظیف حمامها دستور داد.

    منبع :دانشنامه
    ویرایش توسط MiSS SAYTA : 10-05-2010 در ساعت 01:13 PM
    درد هــــــــا
    فرآموشــــــــ می‌شونـــــــــد...
    امــــــــا | هـــمدردهـــــــا | هــــــرگز!

  5. 2 کاربر از پست مفید MiSS SAYTA سپاس کرده اند .


  6. #3
    هر نتی که از عشق بگوید، زیباست... حالا سمفونی پنجم بتهون باشد یا زنگ تلفنی که در انتظار صدای توست...
    Parnian آواتار ها
    وضعیت : Parnian آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    نوشته ها : 1,861
    سپاس ها : 4,198
    سپاس شده 4,168 در 1,357 پست
    یاد شده
    در 4 پست
    تگ شده
    در 522 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : زندگی نامه میرزا تقی خان امیر کبیر

    امیرکبیر یکی از چهره های ماندگار تاریخ ایران است. مردی آزاد اندیش، روشنفکر و میهن پرست.
    امیر کشوری می خواست یکپارچه، قدرتمند و ثروتمند. او برای رسیدن به این اهداف دست به اصلاحات گسترده ای زد که پیشرفت های قابل ملاحضه ای را در زمینه های مختلف اقتصادی، صنعتی و اموزشی به وجود آورد. اما از انجایی که قانون رکن سیاست های امیر بود، مخالفان زیادی علیه او به توطئه پرداختند که در نهایت به عزل و قتل او انجامید.
    یادش گرامی....




  7. #4
    مرا در گورستان سگها دفن کنید شاید دمی در میان با وفایان عالم باشم
    SovRan آواتار ها
    وضعیت : SovRan آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : همه جای ایران سرای من است
    نوشته ها : 1,332
    سپاس ها : 3,232
    سپاس شده 4,225 در 919 پست
    یاد شده
    در 1 پست
    تگ شده
    در 725 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : زندگی نامه میرزا تقی خان امیر کبیر

    امیر کبیر و امپراتور میجی در ژاپن

    زمانی که امیر اصلاحات خود را در ایران آغاز کرد هنوز جامعه ژاپن دوران دیرین فئودالی را سپری می کرد و هیچگونه خبری از تحولات و انقلابات علمی – صنعتی و دانش و آگاهی سده نوزده میلادی در ژاپن نبود.سال ها بعد از امیر «میجی» امپراتور ژاپن اصلاحات معروف خود را در این کشور پایه گذاری کرد.اصلاحاتی که با صیقل یافتن در مسیر تاریخ ژاپن ,و با گذشت زمان چنان موثر واقع شد که ژاپن را به جایگاهی که امروز در صحنه بین الملل دارد رساند.
    چه شد که قافله ایرانیان از حرکت باز ایستاد اما کاروان تمدنی ژاپنی ها آهسته و پیوسته پیش رفت. سبب آن شکست و این پیروزی چیست؟
    میرزا تقی خان امیر کبیر, صدراعظم مشهور دورهٔ پادشاهی ناصرالدین شاه قاجار در دوره كوتاه صدارتش(حدود سه سال) اصلاحاتی عظیم پدید آورد و تحولاتی شگرف آفرید.
    او درد جامعه خود را به خوبی شناخته بود و راز عقب ماندگی ایرانیان را در آن عصر در اصلاح امور سیاسی ،فرهنگی،اقتصادی ،اجتماعی و ...می دانست. امیر برای همراه شدن کشور با قافله علم جهان سخت تلاش کرد و بسیار کوشید تا با اعزام ایرانیان به فرنگ و یا استخدام مربیان و معلمان فرنگی در انتقال علم و صنعت جدید به ایرانیان از روند توسعه و تحول علم و صنعت عقب نماند .
    امیر با صداقت و پا فشاری بر عقاید خود اصرار داشت تا ایران را در راه تمدن قرار دهد او کوشید تا کشور را از ضعف سیاسی – نظامی و فقر و ناتوانی برهاند و در این راه از هیچ کوشش وجانفشانی دریغ نداشت.
    ناظم‌الاسلام کرمانی در مورد اقدامات و اصلاحات او می‌نویسد:
    «امیرکبیر، یکی از کسانی بود که سبب شد مردم ایران در راه تمدن قدم گذارند.»
    امیركبیر همانند مصلحی بزرگ در تلاش بود تا جامعه ایران را در كلیه زمینه‌ها متحول نماید. در همان مدت كوتاه صدارت خود مصدر خدمات بزرگی گردید كه فهرست‌وار ــ بدون توجه به تقدم و تاخر اهمیت آن ها چنین است

    می‌توان گفت اصلاحات امیركبیر كاملا درون‌زا بوده و از آفات یك اصلاحات برونزا و الهام گرفته از غرب، كه با فرهنگ ملی ــ اسلامی ایران‌زمین سازگار نیست، به‌دور بود؛ چراكه شیوه اصلاحات ملهم از غرب به نسبتها و ارزشهای بومی درونزا توجه نمی‌كند و در راستای تحمیل فرهنگ بیگانه گام برمی‌دارد. امیر الگویی متناسب با فرهنگ مردم، منطبق با شرایط و مقتضیات زمان و مكان، سازگار با تحولات جامعه ایران، مبتنی بر دیانت و طبیعی ایران را انتخاب كرد.
    اصلاحات امیركبیر یك اصلاحات و یا انقلاب از بالا نبود بلكه اصلاحات او با تمام حیات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و نظامی ایران در پیوند مستمر بود، كما اینكه تمامی این زمینه‌ها را نیز تحت تاثیر قرار داد. باید توجه داشت كه موفقیت یك جریان اصلاح‌‌طلب در هر كشوری در گرو درك متقابل مردم و حاكمان می‌باشد. خواه این اصلاح‌طلبان خود مردم و یا از كارگزاران نظام باشند، در هر صورت برای تضمین حسن اجرای اصلاحات و ضمانت اجرای صحیح آن، مردم و دولتمردان لازم و ملزوم یكدیگرند.
    اقدامات و اصلاحاتی که امیر در دوره کوتاه صدارت خود انجام داد
    ایجاد امنیت و استقرار دولت
    تنظیم قشون ایران به سبک اروپایی.
    ایجاد کارخانه های اسلحه سازی.
    اصلاح امور قضایی.
    جرح و تعدیل محاضر شرع.
    تأسیس چاپارخانه.
    تأسیس دارالفنون.
    نشر علوم جدید.
    فرستادن ایرانیان به خارج برای تحصیلات وتدریس در ایران.
    استخدام استادان خارجی و تصمیم به جایگزینی آنها با ایرانیان.
    ترویج ترجمه و انتشار کتب علمی.
    ایجاد روزنامه و انتشار کتب.
    ترویج ساده نویسی و لغو القاب.
    بنای بیمارستان و رواج تلقیح عمومی آبله.
    مرمت ابنیه تاریخی.
    مبارزه با فساد و ارتشاء(که چون مرضی مزمن در همه شئون زندگانی ایران رخنه کرده بود)
    تقویت بنیه اقتصادی کشور.
    ترویج صنایع جدید.
    فرستادن صنعتگر به روسیه و مقابله صنعتی با روسیه توسط دست توانای استاد کاران اصفهانی.
    استخراج معادن.
    بسط فلاحت و آبیاری.
    توسعه تجارت داخلی و خارجی.
    کوتاه کردن دست اجانب در امور کشور.
    تعیین مشی سیاسی معینی در سیاست خارجی.
    اصلاح امور مالی و تعدیل بودجه.
    زمانی که امیر اصلاحات خود را در ایران آغاز کرد هنوز جامعه ژاپن دوران دیرین فئودالی را سپری می کرد و هیچگونه خبری از تحولات و انقلابات علمی – صنعتی و دانش و آگاهی سده نوزده میلادی در ژاپن نبود.سال ها بعد از امیر «میجی» امپراتور ژاپن دست به اصلاحات معروف خود را در این کشور پایه گذاری کرد.اصلاحاتی که با صیقل یافتن در مسیر تاریخ ژاپن چنان موثر واقع شد که ژاپن را بدین جایگاه که امروز قرار دارد رساند.
    سبب آن شکست و این پیروزی چیست؟
    مراحل توسعه اقتصادی ژاپن از این قرار است:

    «...زمینه های توسعه اقتصادی ژاپن در دوران حكومت امپراتور میجی كه از سال 1868 تا 1912 به طول انجامید پی ریزی گردید . اقدامات امپراطور میجی در واقع نقطه شروع حركت ژاپن از یك جامعه فئودالی به سمت یك جامعه جدید سرمیه داری بود . تحولات دوران میجی ژاپن را از یك كشور ملوك الطویفی ، عقب مانده و در انزوی مطلق ، به صورت كشوری با حكومت مركزی پرقدرت و پیشرفته مبدل نمود . اصلاحات میجی عمدتاً عبارت بودند از :

    1 . از بین رفتن ملوك الطویفی و اعاده قدرت دولت مركزی و حكومت مطلقه امپراطور .

    2 . انقلاب و دگرگونی در ساختار اقتصادی و سیاسی كشور .

    3 . اصلاحات در سیستمهی آموزشی ، اداری ، قضیی و ارضی...»



    برگرفته از نوشته های داریوش شهبازی
    تو شاهکار خالقی
    تحقیر را باور نکن
    بر روی بام زندگی نقشی که میخواهی بکش
    زیبا و زشتش پای توست تقدیر را باور نکن
    تصویر اگر زیبا نبود نقاش خوبی نیستی از نو دوباره رسم کن
    تصویر را باور نکن
    خالق تو را
    شاد آفرید آزاد آزاد آفرید
    پرواز کن تا آرزو زنجیر را باور نکن


    "دل هاي بزرگ و احساس هاي بلند، عشق هاي زيبا و پرشكوه مي آفرينند"
    دکتر شریعتی

  8. 3 کاربر از پست مفید SovRan سپاس کرده اند .


  9. #5
    خدمتـگذار سینمــاسـنتر
    1CHAMPION آواتار ها
    وضعیت : 1CHAMPION هم اکنون آنلاین است.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : دروازه کویـر (کاشــان)
    سن: 28
    نوشته ها : 6,729
    سپاس ها : 13,923
    سپاس شده 10,445 در 3,777 پست
    یاد شده
    در 21 پست
    تگ شده
    در 953 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : زندگی نامه میرزا تقی خان امیر کبیر

    امیرکبیر؛ مرد تمام عیار تاریخ ایران
    امیرکبیر مرد تمام قد تاریخ کشوری است که در مسموم ترین فضای حکومت وابسته قاجار، کمر به همت و تلاش بست تا ایران را بسازد و آن را در مسیر پیشرفت قرار دهد دریغ که چهار سال بیشتر مهلت نداشت و تیغ خیانت را بر رگهایش کشیدند.

    تاریخ ناصرالدین شاه و شاهان قاجار تاریخ خودفروختگی و سیاهی است و تاریکترین نقطه حکومت ناصرالدین شاه زمان مرگ امیر است صبحگاهی که قاصد خیانت به کاشان، تبعیدگاه امیررسید و رگ های دست او را باز کرد تا آخرین نفسهای ایران، مرگ را تجربه کند و شاید حمام تعبیری از پاکی امیر بود .

    محمد تقی که بعدها میرزا تقی خان امیرکبیر نام گرفت مردی چیره در عرصه اقتصاد و سیاست بود وی جدی ترین مخالف حضور بیگانه اعم از روسیه و انگلیس در ایران و تصمیم گیری های داخلی بود و به همین علت بود که مزدوران داخلی با همدستی بیگانگان دست به دست هم دادند تا او را از میان بردارند.

    هزاوه؛ جایی که اولین فریادهای امیرکبیر را شنید
    هزاوه جایی است که اولین فریادهای امیر کبیر را در سال 1223 هـ ق به جان خرید و شاید اگر می دانست خون فرزندش این چنین به تیغ کینه دشمنان داخلی و خارجی به زمین خواهد ریخت به زادگاهی امیر نظام به خود نمی بالید.
    هزاوه روستای نسبتا بزرگی در فراهان است و زادگاه امیر کبیر است روستایی که زادگاه بزرگ مردان ایران زمین می نامند.
    روستای هزاوه زادگاه امیرکبیر، میرزا بزرگ قائم مقام و میرزا ابوالقاسم قائم مقام است و علاوه بر آن مقبره شاهزاده احمد بر بلندترین قسمت این روستای تاریخی قرار دارد و هر ساله زیارتگاه هزاران عاشق ائمه و اهل بیت است.
    این روستا در 16 کیلومتری شمال غربی شهرستان اراک که ناحیه‌ای از دهستان فراهان بخش فرمهین با دوهزار و 736 نفر سکنه است و قدمت آن با توجه به سفال‌های پیداشده و براساس مطالعات باستان‌شناسی در تپه تاریخی هزش به قرن پنجم هجری قمری می‌رسد.

    مثلث فرهیخته پروری ایران کجاست؟
    بررسی های انجام گرفته در کشور حاکی است حداقل در 200 سال اخیر بیشترین نخبگان، دانشمندان و موثران بر تاریخ، علم، دین و فرهنگ کشور از خطه استان مرکزی است.
    شاخص های این نتیجه گیری، امام خمینی، امیر کبیر، دکتر حسابی، برادران قریب، عالمان نراقی، قائم مقام فراهانی، دکتر کاظمی، علامه آشتیانی و دهها شخصیت دیگر است و بر اساس همین نتیجه گیری بیشترین شاخص ها مربوط به سه شهرستان فراهان، تفرش و آشتیان است سه شهرستانی که در کنار هم مثلث فرهیخته پروری را در استان مرکزی تشکیل دادند.
    یکی از این فرهیختگان که عمر و دانش خود را صرف کشور کرد میرزا تقی خان بود.

    هوش خدادادی محمد تقی را از آشپزخانه به صدارت رساند
    محمد تقی فرزند کربلایی محمد قربان است که به آشپزی خاندان میرزا عیسی قائم مقام بزرگ درآمد و به مقام آشپزی رسید و در زمان میرزا ابوالقاسم قائم مقام دوم و صدر اعظم محمدشاه مقام نظارت در آشپزخانه را احراز کرد.

    تاریخ در مورد وی می گوید: حشر و نشر میرزا تقی خان با فرزندان خانواده قائم مقام از سویی و استعداد و دقت نظر امیرکبیر از سوی دیگر از او شخصیتی ساخت که نظیر آن در عصر قاجار دیده نشد. راه یافتن امیر کبیر به کلاس درس فرزندان قائم مقام در حالیکه امثال او حق تعلیم و تعلم نداشته‌اند و تعبیراتی که قائم مقام در خصوص او به کار می‌برد، عظمت شخصیت امیرکبیر را در همان دوران طفولیت نشان می‌دهد.
    امیر چون به سن رشد رسید در دستگاه قائم مقام و دستگاه محمدخان زنگنه امیر نظام، وارد خدمات دولتی شد و تحریر و نویسندگی را در محضر این دو شخصیت، آغاز کرد.
    بعد از مدتی لشکرنویسی در سال 1251 هجری قمری به شغل و لقب مستوفی نظام در لشکر آذربایجان منسوب و ملقب شد.
    سپس به وزیر نظامی فرمانده کل قوا می‌رسد و بعد از مدتی با جلوس ناصرالدین شاه بر تخت، محمدتقی خان، به لقب امیرکبیری، اتابکی و نائبی درآمد در حالی که منصب صدارت و امیر نظامی را داشت.
    موفقیت های امیر چیزی نبود جز هوش خدادادی و همتی که او داشت.

    سه ماموریتی که از محمدتقی دیپلماتی برجسته ساخت
    میرزا تقی خان قبل از صدارت منشی دستگاه قائم مقام بود و در این مدت به سه مأموریت مهم سیاسی به روسیه، ایروان و به عثمانی رفت.
    مسئولیت وی در قضیه ارزنه الروم بود و درایتش از وی دیپلماتی کارکشته ساخت. چنانچه در این قرار داد که روس و انگلیس همواره به دنبال زیان ایران و نفع عثمانی بودند کوتاه نیامد.
    سرسپردگی و علاقه امیر به کشور تا به آنجا بود که وقتی به زیان ایران بود از محمدشاه هم پیروی نمی کرد تا برسد به روس و انگلیس و همه اقداماتش برای سربلندی ایران بود.

    39 ماه صدارت از امیر چهره ای جهانی ساخت
    39 ماه خدمت امیر کبیر در لباس صدارات حکومت قاجار در زمان ناصرالدین شاه کافی بود که از ی چهره ای جهانی بسازد و او را مردی سیاستمدار و اقتصاددانی زبردست که هدفی جز سربلندی ایران و خودکفایی کشور نداشت بسازد.
    گرچه بسیاری از شاهزادگان قجری به مردی که از آشپزخانه به صدارت رسیده حسادت می کردند نشان داد ماندگارترین آثاری که از دوران قاجار در تاریخ این مرز و بوم بر جای می ماند خدمات اوست.

    دارالفنون سنگ بنای آموزش مدرن ایرانی
    حاصل مجموع آموخته ها و دیده های امیرکبیر از جهان، ایجاد دارالفنون بود آکادمی برای رشد علوم جهانی در پایتخت.
    این مدرسه در هفت شعبه تأسیس شد و اولین مدرسه جدید ایران بود. در دارالفنون اصول علمی جدید و دانش‌های مهندسی، پزشکی و فنون به جوانان آموزش داده می‌شد و بسیاری از معلم‌های آن از اروپا و به ویژه از کشورهایی چون اتریش، اسپانیا، ایتالیا و فرانسه به کار گرفته شده بودند. پس از برکناری امیرکبیر، با وجود مخالفت‌های میرزا آقاخان نوری، مدرسه کار خود را ادامه داد.

    انتشار اولین روزنامه ایرانی
    روزنامه وقایع اتفاقیه در سال سوم سلطنت ناصرالدین‌شاه، به دستور امیر کبیر برای جلوگیری از شایعه در ایران چاپ شد.
    اولین شماره این روزنامه در ۱۸ بهمن ۱۲۲۹ خورشیدی به کوشش امیرکبیر منتشر شد.
    به دستور امیرکبیر اشتراک این روزنامه برای هر یک از افرادی که از دستگاه دولتی بیش از ۲۰۰ تومان حقوق می‌گرفتند اجباری بود.
    در این روزنامه، اخبار داخلی شامل خبرهای مربوط به دربار، عزل و نصب‌ها، اعطای مقام‌ها، نشان‌ها و امتیازات چاپ می‌شد. چاپ اخبار رویدادهای شهرهای ایران، اخبار مربوط به کشورهای اروپایی و صفحه حوادث از بخش های مختلف این روزنامه بود.

    رسیدگی به وضع مالی و مبارزه با فساد اقتصادی
    امیرکبیر در دوران صدراعظمی خود با رشوه خواری به مبارزه خاست. او دستور داد دریافتی‌های بی‌حساب و قطع مواجب بی‌جهتی که از دستگاه‌های دولتی می‌گرفتند؛ قطع شود.
    وی حقوق شاه را کاهش داد و ماهانه به دوهزار تومان رسانید و قرار گذاشت که هر ماه به او کارسازی کنند.
    امیرمواجب بی‌حسابی که حاج میرزا آقاسی برقرار کرده بود، قطع کرد و سروسامانی به قوانین مالیاتی داد و صورت عواید و مخارج آن را تعدیل کرد.
    او برای ماموران دولتی حقوق ثابت تعیین کرد تا فعالیت سالمی داشته باشند.
    وی در اقدامی دیگر القاب و عناوین فرمایشی را موجب زیان‌های اجتماعی می‌دانست و در نامیدن دیگران به گفتن واژه جناب اکتفا می‌کرد، حتی نسبت به مقام صدارت.

    مقابله با خرافات ضد دینی و قمه زنی
    در حالیکه اکنون قمه زنی ها سوژه داغ رسانه های بیگانه برای زیر سوال بردن اساس اسلام و مسلمانان است امیر کبیر در دوران صدارت خود با این رسم نادرست و غیر دینی مقابله کرد و بدون تردید اولین کسی که مقابله با این نوع خرافات را در تاریخ ایران به نام خود به ثبت رساند امیر کبیر بود.

    امیر امور روضه خوانی را سامان داد و مخالف خرافات دینی در جامعه بود. وی دستور داد که رسم قمه‌کشی و لوطی‌بازی از شهرها و راه‌ها برداشته شود و حمل اسلحه سرد و گرم ممنوع شد.

    ساماندهی ارتش
    از دیگر اقدامات امیر کبیر در دوران خود ساماندهی امور ارتش کشور بود. تاریخ می نویسد: امیرکبیر، مشق و دروس ارتشیان و تسلیحات آن‌ها و برکشیدن صاحب‌منصبان بی‌طرف و نهادن شغل و سمت در مقابل افراد و حذف مشاغل بی‌فایده در نظام سازمانی را پایه‌گذاری کرد.
    رسم بخشیدن مناصب بی‌شغل را برانداخت و معیار ترفیع صاحب‌منصبان، شایستگی ایشان گشت. مهمات‌سازی در زمان او رشد کرد و توپ‌ریزی و باروت‌سازی تبریز دوباره رونق گرفت. وضع لباس ارتش مرتب و منظم شد. به دستور وی لباس سربازان از پارچه ایرانی بود.

    امیر کبیر توسعه دهنده سیاست خارجی
    امیرکبیر، دستگاه وزارت امور خارجه را توسعه داد. تأسیس سفارتخانه‌های دائمی در لندن و سن‌پترزبورگ، ایجاد کنسولگری در بمبئی، عثمانی و قفقاز؛ تربیت کادر برای وزارت امور خارجه و تنظیم دفتر اسناد سیاسی از کارهای اوست.
    محور سیاست خارجی امیر کبیر عزت ایران بود و خواستار قطع حضور و دخالت بیگانگان در امور ایران بود و شاید مهمترین دلیل قتل و شهادت وی همین موضوع بود.

    مقابله امیر با بهائیت و تجزیه ایران
    امیر به همان اندازه که یا خرافه پرستی مخالف بود نسبت به ایجاد فرقه های گمراه کننده از اصل دین و اسلام مخالف بود. وی با وجود حمایت های بیگانگان به خصوص انگلیس از فرقه باب که همان بهائیت امروز است فرمان قتل علی محمد باب را داد.
    به دستور امیرکبیر، باب که در قلعه چهریق آذربایجان زندانی بود، در تبریز تیرباران شد. امیر همچنین در دوران صدارت خود با تجزیه طلبی ایران مقابله می کرد.
    امیر از بی سوادی مردم در رنج بود و آن را عاملی برای عقب نگهداشتن ایران از پیشرفت می دانست و 39 ماه صدارت خود را صرف کار برای مردم ایران کرد.
    بیش از اینکه شاهزادگان قجری دوستدار امیر باشند مردم او را دوست می داشتند و او را از خود می دانستند و همین عوامل باعث بروز حسادتهایی در اطرافیان شد و نسخه امیر را پیچاند و شهادت فرزندی لایق دیگری از این مرز و بوم را رقم زد.
    هراس از اقدامات راهگشای امیر در توسعه ایران به حدی بود که مزدوران داخلی و دست های خارجی برای کشتن وی متحد شدند.
    تاریخ روایت می کند، در ابتدا حسادت امثال میرزا آقاخان نوری و دسایس او همراه با مهدعلیا علیه امیرکبیر در شاه اثری نکرد و ازدواج امیرکبیر با خواهر تنی ناصرالدین شاه یعنی عزت الدوله اوضاع را کمی به نفع امیرکبیر آرام کرد.
    با این حال از آن رو که اصلاحات امیرکبیر، مخالف منافع درباریان و اربابان خارجی بود. سرانجام با اغوای شاه توسط درباریان و اطرافیان و تحریک بیگانگان، امیرکبیر از صدارت عزل و به حکومت کاشان منصوب شد. در حقیقت کاشان تبعیدگاه مردی بود که کمر به خدمت بسته بود.
    در این زمان عناصر داخلی و خارجی که در دوره صدارت امیر به کمین او نشسته بودند دست به دست هم دادند و حکم قتل او را از شاه بی کفایت گرفتند.
    حاج علی خان حاجب الدوله با اینکه امیرکبیر مهربانی های بسیار به او کرده بود، مامور اجرای فرمان قتل شد.

    سرانجام امیرکبیر در ۲۰ دی ۱۲۳۰ (برابر با ۱۰ ژانویه ۱۸۵۲ میلادی) در حمام فین کاشان با بریدن رگ دستهایش به شهادت رسید.
    کالبد امیر را ابتدا در همان کاشان دفن کردند اما به اصرار همسرش عزت الدوله جسد او را چند ماه بعد به کربلا حمل کردند و در اتاقى که در آن به سوى صحن امام حسین(ع) باز مى شود به خاک سپردند.

    هدیه امام حسین(ع) به امیر کبیر
    یکی از روایت های جالب در مورد شهادت امیر این است که آیت الله محمدعلی اراکی بازگو می کند ومی گوید که در خواب امیرکبیر را دیده است که جایگاه رفیعی در عالم برزخ داشته است. سبب آن را می پرسد و امیر پاسخ می دهد :"با اشک گفت: آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند؛ چون خون از بدنم می رفت تشنگی بر من غلبه کرد سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید؛ ناگهان به خود گفتم میرزا تقی خان! دو تا رگ بریدند این همه تشنگی! پس چه کشید پسر فاطمه؟ او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود! از عطش حسین حیا کردم ، لب به آب خواستن باز نکردم و اشک در دیدگانم جمع شد آن لحظه که صورتم بر خاک گذاشتند امام حسین آمد و گفت به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی؛ آب ننوشیدی این هدیه ما در برزخ، باشد تا در قیامت جبران کنیم.
    گرچه پس از مرگ امیر، ناصرالدین شاه پشیمان شد اما این امر سودی به حال خود و ملت نداشت و مرگ امیر به فرصتی تازه ای برای فاسدان و بیگانه پرستان برای دست اندازی بیشتر به دارایی های کشور تبدیل شد.
    اکنون کتاب های متعدد و فیلم های شایسته ای در مورد امیرکبیر نوشته و ساخته شده است.
    با پیروزی انقلاب اسلامی خدمات امیر کبیر بیش از هر زمانی معرفی می شود، انقلابی که پای در راه مردانی گذاشته که سودایی جز خدمت نداشتند.

    منبع : مهر
    ویرایش توسط 1CHAMPION : 03-08-2012 در ساعت 01:00 AM
    سعی کن آنقدر کامل باشی که بزرگترین تنبیه تو برای دیگران، گرفتن خودت از آنها باشد.

  10. 4 کاربر از پست مفید 1CHAMPION سپاس کرده اند .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


Search Engine Optimization by vBSEO 3.6.0