سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh نقد فیلم گرگ و میش...

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت  طراحی دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه 

 هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته , طراحی وب سایت , سئو سازی , کابل هلوکیبل , اعلام حریق , پیاده سازی دیتاسنتر

 

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7
نمایش شاخه ای3علاقمندی ها
  • 2 ارسال شده توسط habibmp3
  • 1 ارسال شده توسط SEYED AMIR

موضوع: نقد فیلم گرگ و میش...

  1. #1
    Dr.House آواتار ها
    وضعیت : Dr.House آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : اراک
    سن: 24
    نوشته ها : 52
    سپاس ها : 128
    سپاس شده 173 در 43 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 20 تاپیک

    Icon14 نقد فیلم گرگ و میش...

    عوامل فیلم :
    كارگردان: كاترین هاردویك
    نویسنده فیلمنامه: ملیسا روزنبرگ
    كریستسن استیوارت .................................بلا سوان
    رابرت پاتینسون .....................................ادوارد كولن
    سارا كلارك .........................................رنه
    بیلی بورك ............................................چار لی سوان
    محصول كشور آمریكا

    خلاصه داستان:

    ایزابلا –بلا- سوان از فونیكس همیشه آفتابی در آریزونا، به فوركس همیشه بارانی در واشینگتن می رود تا با پدرش چارلی زندگی كند، در حالی كه مادرش رنه با شوهر جدیدش فیل دویر (عضو یك گروه بیسبال پایین رتبه) به مسافرت می رود. بلا در مدرسه جدید توجه دانش آموزان زیادی را به خود جلب می كند و به سرعت با تعداد زیادی از آنها دوست می شود به علت بی میلی او به پسرها تعداد زیادی از آنها سعی می كنند تا توجه اش را جلب كنند. در روز اول مدرسه وقتی كه او نزد ادوراد كولن می نشیند به نظر می رسد كه ادوارد او را به كلی پس می زند. ادوارد به مدت چند روز به مدرسه نمی آید اما در بازگشت با بلا گرم می گیرد این ارتباط جدید وقتی به بالاترین حد خود می رسد كه بلا نزدیك است توسط ون یكی از همكلاسیهایش در جای پارك مدرسه زیر شود. ظاهرا ادوارد با مقابله با قوانین فیزیك جان او را نجات می دهد وقتی كه او با دستهای خالی سریعاً ظاهر می شود و ون را نگه می دارد.
    بلا مصمم می شود كه بداند چطور ادورارد زندگی اش را نجات داد و دایما او را با سوالهایش آزار می دهد. بعد از شوخی یك دوست خانوادگی – جكوب بلك – در مورد افسانه های قومی محلی كه برایش تعریف می كند، بلا نتیجه می گیرد كه ادورارد و خانواده اش وامپیر هستند. كسانی كه نوشیدن خون حیوانات را به خون انسانها ترجیح می دهند. ادورارد اعتراف می كند كه او در ابتدا از بلا دوری میكرده زیرا عطر خونش برای او خوشایند بوده. بعد از مدتی ادوراد و بلا عاشق هم می شوند. روزی كه خانواده ادوارد به همراه بلا برای بازی بیس بال به بیرون می روند، با یك گروه وامپیر (خون آشام ) برخورد می كنند كه یكی از آنها که جیمز نام دارد، متوجه انسان بودن بلا می شود و در صدد كشتن و خوردن خون او بر می آیند. خانواده ادورارد سعی می كنند كه وامپایر ها را به وسیله جدا كردن بلا و ادوراد اغفال كنند. بلا به یك هتل در فونیكس فرستاده می شود تا آنجا مخفی شود. در آنجا یك تلفن از جیمز دریافت می كند كسی كه ادعا می كند مادرش را اسیر كرده است .وقتی كه بلا خودش را تسلیم می كند جیمز به او حمله می كند. اما ادورارد به كمك بقیه خانواده اش بلا را نجات می دهد و جیمز را نابود می كند. ناگهان آنها متوجه می شوند كه جیمز دست بلا را گاز گرفته است ادوارد قبل از اینكه سم بتواند گسترش پیدا بكند و بلا را تبدیل به یك وامپایر وحشی بكند، سم جیمز را از بدن او می مكد و سپس او را به بیمارستان می فرستند. به محض بازگشت به فورك، ادوارد و بلا در مجلس رقص مدرسه شان حضور پیدا می كنند بلا میلش را به وامپایر شدن اظهار می كند چیزی كه ادوارد آن را رد می كند.


    نقد فیلم:

    این نقد، نظر منصفانه و بی غرضانه كسی است كه دانش كمتری در مورد سری گرگ و میش دارد. من فیلم را با تعدادی از تماشاگران سرسخت این سری فیلم دیدم و بعد ازاتمام فیلم ضمن صحبت با تعدادی از آنها از نظراتشان در این نقد استفاده كردم.
    گرگ و میش از آن مجموعه كتابهای محبوبی است كه به فیلم تبدیل شده اند و البته با وجود نداشتن هیچ وجه مشترك با سری هری پاتر ، بدون شك به خاطر محبوبیت دوره ای با آن مقایسه خواهند شد. تفاوت اصلی بین آنها این است كه درونمایه فیلمهای هری پاتر اصولاً خوب و محكم هستند، اما سری فیلمهای گرگ و میش با وجود داشتن برخی عناصر درست این طور نیستند.
    می پذیرم كه گرگ و میش به عنوان یك داستان خیلی جذاب و دلچسب است. و اکنون درک می کنم همه تبلیغات فیلم در مورد چیست ، اگر من دختر جوانی بودم ، از این هم بیشتر به سمت دیوانگی می رفتم. او فقط یك وامپیر و یك انسان كه عاشق می شود نیست. اما همین دو عامل باعث شده كه گرگ و میش یكی از بهترین فیلمهای این دهه بشود. اما از سوی دیگرفیلمنامه و تدوین (كه بدترین فیلمنامه و تدوینی بوده اند که تا به حال در نوع خودشان دیدده ام) به شدت به فیلم ضربه می زنند. اجازه ندهید جلوه ها تصویری فیلم و گریم مات آن را فراموش كنیم. این فیلم را می توانیم در رده فیلمهای ضعیف سال قرار دهیم و قطعا می توانیم آن را جزو گروه "خیلی بد ،تقریبا خوب" بگنجانیم. بله این طبقه بندی من درآوردی است.
    جذابیت فیلم بر می گردد به شخصیت ادوارد كه توسط رابرت پاتینسون بازی می شود. كه به كنایه می توان گفت او قبلا در نقش هری پاتر شناخته شده است. پاتینسون در فیلم موفق است و موفقیت او بر می گردد به توانایی او در فرو رفتن در قلب چیزی كه نقش به آن نیاز دارد. بیشتر هنرپیشه ها فكر می كنند كه نقش نیازمند آن است كه خوب به نظر برسد اما پاتینسون فراتر از آن رفت و توانست آن نقش را خیلی جذاب، دوست داشتنی، قابل اعتماد، و برای بیننده یك قهرمان خوب در پایان تبدیل كند. كریستن استوارت نیز نوعی ملكه است كه در ظاهر آن را نشان نمی دهد. بنابر این او برای نقش "بلای " غمگین بهترین است. اما در جاهایی از فیلم كمبود احساسات او باعث رنجش من می شد.
    بازیگران مكمل خوب دیگر هیچكدام به خوبی پاتینسون نبودند. آدم منفی فیلم شل و ول است و توسط هنرپیشه ای بازی می شود كه من نمی توانم آن را جدی بگیرم. "نیكی رید " - خواهر ادوارد- شاید به عنوان نقش رزالی بهترین است و گروه مخالفان كه به عنوان طرف دوم فیلم اضافه می شوند.

    خوب ، من واقعا نمی دانم چه چیزی نویسنده فیلمنامه را تحت تاثیر قرار داده كه آن را خیلی ترسناك بسازد –آیا آن منبع مادی داشته است ؟ - به خاطر اینكه گفتگو ها خیلی بد ادا شده بودند .من حتی در لحظه های جدی اش می خندیدم زیرا مقدار زیادی شوخی عمدی وجود داشت. اساسا در شروع فیلم وقتی بلا و ادوارد تازه كم كم احساس عاشقی پدا می كنند من حدس میزدم فیلم خوب حركت خواهد كرد زیرا من ابدا هیچ جبهه گیری نداشتم . من همچنین به اینكه چقدر گفتگو ها احمقانه بودند و به جوكهای مسخره آنها یا روابط درونی بین استوارت و پاتینسون نیز می خندیدم.
    یكی از دلایلی كه مردم در طول این فیلم روی صندلی می نشینند به خاطر روابط درونی ، عاشقانه و جنسیت شگفت انگیز آن است. در این رابطه پاتینسون و استوارت آنقدر خوب بازی می كردند كه اگر روزی در زندگی واقعی به هم برسند من شگفت زده نمی شوم.
    من غافلگیر شدم كه چقدر دوست دارم صحنه به صحنه آن را به عنوان یك فیلم با جلوه های ویژه و تدوین بد دنبال كنم. همچنانچه جلوه های ویژه متحول می شوند من تعداد كمی از فیلمهای خون آشام ( وامپیر ) را در طول عمرم دیده ام . من دارم فكر می كنم كه كارگردان ( كاترین هاردویك ) هم تعداد كمی از این فیلمها دیده است. او نیاز دارد كه تعداد بیشتری ببیند .صحنه های دعوای او برای بیدار نگه داشتن بیننده نیازمند میزانسن ترسناك ،نماهای مخوف و جدیت كمتر است . من تقریبا می توانم متوجه سیمهای بازیگران بشوم كه با آن پرواز می كنند .من همچنین متوجه اشتباهات زیادی در مورد تدوین فیلم شدم .نظیر حركات دهانها و بیرون نیامدن كلمات و بیرون آمدن كلمات وقتی كه دهانها حركت نمی كنند. همچنین صحنه دعوا در پایان فیلم تدوین بدی دارد در حالیكه میكس صدا ها هم رنجش آور است.
    در كل " گرگ و میش " به اندازه ای بد است كه می تواند باشد. من نمی توانم كمكی بكنم اما جذابیت آن به خاطر روابط درونی دو شخصیت متفاوت آن آست كه آن مرا در تمام مدت فیلم روی صندلی نگه داشت ." گرگ و میش " از نظر تكنیكی یكی از بدترین فیلمهای سال است اما فاكتورهای سرگرم كننده اش باعث می شود كه آن در بالاو بیرون فیلمهای حادثه ای و كالج قرار گیرد. در حقیقت من خیلی خوش شانس بودم كه این فیلم را با تعدادی از طرفداران كتاب این فیلم ببینم و همه آنها فیلم را به عنوان یك فیلم نا امید كننده شرح دادند كه نیمه فیلم با تعدادی از طرحهای فرعی پیش می رود . شروع ، افت یا شروع اتفاقی آنها با یك طرح فرعی فردی است.
    آنها اصلا با این فیلم شاد نبودند اما روی یك چیز توافق داشتند كه رابرت پاتینسون در نقش ادوراد كولن بهترین بود . من روی این نكته با آنها موافقم . گفتم كه گرگ و میش دقیقا چیزی است كه من فكر می كردم باید باشد .: " خیلی بد ، تقریبا خوب "


    منبع:سایت پرده ی سینما

  2. 7 کاربر از پست مفید Dr.House سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #2
    Dreams are Awesome
    AloneDreamer آواتار ها
    وضعیت : AloneDreamer آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    سن: 19
    نوشته ها : 1,822
    سپاس ها : 3,323
    سپاس شده 3,395 در 1,194 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 590 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    این فیلم توی لیست فیلم هاییه که حتماً باید ببینم ...
    مخصوصاً واسه بازی رابرت پاتینسون ...
    خیلی دوستش دارم ...
    بازیش تو Remember Me که شاهکاری به تمام معنا بود ...
    ...All and more | همه‌ی فیلم‌هایی که دیده‌ام

    حال همه‌ی ما خوب است؛ اما تو باور نکن!

  5. #3
    amir13* آواتار ها
    وضعیت : amir13* آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Mar 2011
    محل سکونت : فعلا خونه بابام
    نوشته ها : 56
    سپاس ها : 112
    سپاس شده 169 در 76 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 54 تاپیک

    Icon14 پاسخ : نقد فیلم گرگ و میش...

    اقا فيلم نگو طلا بگو اين 1 معجزه
    در جهان فيلم سازيه
    و از معدود فيلم هايي كه
    ذهن بيننده رو وادار به كار كردن ميكنه
    يك نمونه مبحث 2تا دلتاي عشق
    من كه خيلي قبولش دارم
    ولي يك ضعف بزرگ اين فيلم
    بد چرخوندن داستان (during action)
    اينه كه باعث ميشه از نظر من 7از 10بگيره
    به هر حال دوسش دارم
    written by13*
    تصاویر کوچک فایل پیوست twilight_black-md.jpg  

  6. کاربر روبرو از پست مفید amir13* سپاس کرده است .


  7. #4
    Never Give Up
    Nader J آواتار ها
    وضعیت : Nader J آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    محل سکونت : مشهد
    نوشته ها : 407
    سپاس ها : 1,318
    سپاس شده 1,102 در 413 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 160 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : نقد فیلم گرگ و میش...

    به نکته ی خوبی اشاره کردی امیر جان... کلا داستان فیلم رو با روابط یا به قول خودت 2 دلتای عشقی بین همون 6 نفر خلاصه و تموم کردن.... نتونستن انتظارات یک فیلم درام واقعی رو بر آورده کنن


    When nothing makes sense and you
    are confused or frustrated,
    GOD has the answer.


  8. کاربر روبرو از پست مفید Nader J سپاس کرده است .


  9. #5
    Don't count the years, count the memories
    *Shiny* آواتار ها
    وضعیت : *Shiny* آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Mar 2011
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 1,373
    سپاس ها : 4,310
    سپاس شده 3,488 در 920 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 376 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : نقد فیلم گرگ و میش...

    خدایی این فیلم خدای تخیل بود نمی دونم شما چرا از این فیلم خوشتون اومده !!! اگه از نظر عشقی می گین برین خاطرات یک خون آشام رو ببینین تو کفش بمونین !!!!!!! والا به خدا این فیلم چی داره اصلا خون آشام هارو خوب نشون ندادن صورت مثل گچ یا رنگ چشماش که عوض می شه... این جوری که همه میفهمند یارو خون آشامه که!!!


    ســوال؟ و جــوابـــ...

    http://forum.cinemacenter.ir/thread10378-2.html#post123378


  10. #6
    habibmp3 آواتار ها
    وضعیت : habibmp3 آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jun 2011
    سن: 25
    نوشته ها : 388
    سپاس ها : 251
    سپاس شده 525 در 227 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 146 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : نقد فیلم گرگ و میش...

    هيچوقت از سري گرگ و ميش خوشم نيومد ... يه فيلم آبكي كه اگه تو آبميوه گيري بريزيش جز چندتا بچه خوشگل هيچي از توش در نمياد! من واقعا نفهميدم اين سري چي داره كه اينهمه طرفدار جذب خودش كرده! از يكي از طرفداراش پرسيدم اون جواب داد بازيگراي خوشگل!
    سريال خاطرات خون آشام هم يه سريال كاملا معمولي و آبكي هست كه با مثلث هاي عشقي ميخواد تعليق داستان رو حفظ كنه!
    اما سريال " خون حقيقي " يك سريال بسيار قدرتمند با بازي هاي بسيار قوي و كارگرداني عالي شاهكاري شده كه هر فصل جذابيتهاش بيشتر شده .. حق مطلب رو راجع به خون آشام و مسائل ماوراءالطبيعه كاملا ادا كرده ...
    A!i و 1CHAMPION به این پست علاقمند بوده اند.



  11. کاربر روبرو از پست مفید habibmp3 سپاس کرده است .

    A!i

  12. #7
    SEYED AMIR آواتار ها
    وضعیت : SEYED AMIR آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    محل سکونت : ......
    نوشته ها : 1,732
    سپاس ها : 2,628
    سپاس شده 2,279 در 865 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 494 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : نقد فیلم گرگ و میش...

    نقل قول نوشته اصلی توسط D E X T E R نمایش پست ها
    هيچوقت از سري گرگ و ميش خوشم نيومد ... يه فيلم آبكي كه اگه تو آبميوه گيري بريزيش جز چندتا بچه خوشگل هيچي از توش در نمياد! من واقعا نفهميدم اين سري چي داره كه اينهمه طرفدار جذب خودش كرده! از يكي از طرفداراش پرسيدم اون جواب داد بازيگراي خوشگل!
    سريال خاطرات خون آشام هم يه سريال كاملا معمولي و آبكي هست كه با مثلث هاي عشقي ميخواد تعليق داستان رو حفظ كنه!
    اما سريال " خون حقيقي " يك سريال بسيار قدرتمند با بازي هاي بسيار قوي و كارگرداني عالي شاهكاري شده كه هر فصل جذابيتهاش بيشتر شده .. حق مطلب رو راجع به خون آشام و مسائل ماوراءالطبيعه كاملا ادا كرده ...
    با حرف اولت شدیدا موافقم ابولفضل ، یعنی فیلم از این مسخره تر دیگه من ندیدم ..
    واقعا مسخره هستش ..در ضمن اعتقادی هم به خوشگلی بازیگرانشون هم ندارم مخصوصا این بازیگر نقش جیکوب ..

    اما حرف دومتون رو اصلا قبول ندارم ، true blood رو من یه چند قسمتشو دیدم یعنی باز هم حالم بهم خورد بدجوری ...
    یعنی فقط مسخره بازی بود و کارهای *... در کل اصلا ارش نگاه کردن نداره
    اما ومپایر دیارز رو دیگه همه میدونن یه سریال با داستان فوق العاده و زیباست ...
    کلا جالبه طرفداران این 2 سریال خیلی کم پیش میاد هر دو سریال رو بپسندند
    1CHAMPION به این پست علاقمند بوده است.


  13. کاربر روبرو از پست مفید SEYED AMIR سپاس کرده است .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •