مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh معرفی فیلم Kill Bill 1.2

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: معرفی فیلم Kill Bill 1.2

  1. #1
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    سن: 32
    نوشته ها : 11,484
    سپاس ها : 10,173
    سپاس شده 25,842 در 7,194 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    معرفی فیلم Kill Bill 1.2



    kill Bill 1.2
    کارگردان : تارانتینو
    Uma Thurman
    Lucy Liu
    Vivica A. Fox

    http://www.imdb.com/title/tt0266697/

    Kill Bill: Vol. 1

    از وقتی که فیلم "بیل را بکش ، قسمت اول " اکران شده است ، همه از ارجاعات مختلف سینمایی کوئنتین تارانتینو به سنت غنی سینمای رزمی آسیایی از فیلم های کانگ فویی سینمای هنگ کنگ گرفته تا فیلم های شمشیر زنی سینمای ژاپن ، سخن می گویند . می توان گفت که بخش اول فیلم تارانتینو بیشتر به شرق نظر دارد و بخش دوم بیشتر به غرب ، یا سنت های فیلم های انتقامجویانه اروپایی و آمریکایی و به ویژه به سینمای وسترن آمریکا .
    تارانتینو با ارجاعات فراوان در مجموعه " بیل را بکش " ، در واقع هم قصد بازی دارد و هم می خواهد نکته ای را به نمایش بگذارد و نشان دهد که چگونه و طی سال ها ، فرهنگ های عامه پسند در شرق و غرب بر هم اثر نهادند و سبک جدید تولید فیلم های سرشار از اکشن ، در واقع ماحصل تلفیق این دو سبک است . همانطور که آ***اکورو ساوا گفته بود که در ساختن فیلم "هفت سامورایی " تحت تاثیر فیلم های وسترن جان فورد قرار داشت ، سرجیولئونه فیلمساز ایتالیایی نیز برای ساختن فیلم " به خاطر یک مشت دلار " خود از فیلم " یوجیمبو" ساخته کوروساوا وام گرفت و با همین فیلم بود که وسترن اسپاگتی پدید آمد . " بیل را بکش " این دایره را کامل می کند و تاثیربرداری سینماگران آسیایی ، اروپایی و آمریکایی از همدیگر را در یک فیلم درخشان ، دیوانه وار و عمیق چند فرهنگی ، در کنار هم جمع می آورد . برای لذت بردن از " بیل را بکش " تارانتینو لازم نیست که با همه ارجاعات سینمایی او آشنا باشیم ، اما کمی اطلاعات پشت صحنه ای ، به کسب لذت بیشتر از فیلم ، کمک می کند .
    شرق (بیل روبکش ، قسمت اول )
    سونی چیبا : در فیلمنامه ای که تارانتینو برای فیلم " عشق واقعی " نوشت ، شخصیتی که کریستین اسلیتر نقش او را بازی می کند ، وارد سینمایی می شود که دو فیلم از سونی چیبا نشان می دهد که عبارتند از " مبارز خیابانی " و " بازگشت مبارز خیابانی " ، که از خشن ترین فیلم های سینمایی ژاپن هستند . تارانتینو در این فاصله بالغ تر شده است و حضور پررنگ آقای چیبا در این فیلم ، حالا بیشتر یادآور همکاری درازمدت چیبا و کنجی فوکاساکو فیلمسازی است که چیبا را کشف کرد و ده ها فیلم سامورایی با او ساخت(بخش کوچکی از موسیقی فیلم یکی از آنها را می توان در "بیل را بکش " شنید .) شخصیت چیبا در " بیل را بکش " استاد شمشیرسازی هاتوری هانزو است که برای " عروس " (اوماتورمن ) شمشیر خاصی می سازد و در واقع او را به سلاح انتقامجویی مسلح می کند . نام هاتوری هانزو از یک سامورای واقعی گرفته شده و چیبا برای اولین بار در یک مجموعه تلویزیونی در قالب این شخصیت ظاهر شده بود .
    گوردن لیو : بازیگر با استعداد و پرطرفدار فیلم های کانگ فو برای شرکت فیلمسازی برادران شاو . لیو با بازی در فیلم های برادر خود به شهرت رسید و از جمله در " سی و ششمین اتاق معبد " بازی کرد . در " بیل را بکش " او را این بار بر خلاف فیلم فوق که در آن در نقش شاگرد ظاهر شده بود ، در نقش استاد می بینیم که به عروس ، تکنیک " پنج نقطه انفجار قلب" را یاد می دهد . او با ریش سفید خیلی بلندش ، که یادآور استادان رزم در فیلم های کانگ فویی است (نظیر سبیل سیاه برای آدم های بد فیلم های وسترن ) ، در قسمت دوم حضوری کوتاه دارد و باید بدانیم که در قسمت اول فیلم هم ، رئیس کله طاس ارتش یاکوزا در خدمت لوسی لو بود .
    لوسی لو : در نقش او – رن ایشی عضو سابق گروه آدمکشان و رهبر فعلی دنیای تبهکاران توکیو در نقشی ظاهر می شود که منشا ژاپنی ، چینی و آمریکایی دارد ، که از این نظر به خود فیلم " بیل را بکش " شباهت دارد . ظاهر او شبیه شخصیت اصلی فیلم " بانوی برف خونی " است ، محصول 1973 و ساخته توشیا فوجیتا . قهرمان زن این فیلم که در زندان متولد شده است، سوگند می خورد که انتقام مرگ والدین خود را بگیرد . تصویر درخشان چکیدن خون روی برف در پایان " بیل را بکش ، قسمت اول " ، دقیقا از روی همین فیلم برداشته شده و تارانتینو در عنوان بندی فصل های مختلف فیلم خود و نیز استفاده از سکانس های کارتونی ، از فیلم " بانوی برف خونی " تقلید کرده است .
    کنجی فوکاساکو: نسخه های ژاپنی فیلم "بیل را بکش ، قسمت اول " حاوی یادداشتی بود حاکی از اینکه فیلم به کنجی فوکاساکو تقدیم می شود که از فیلمسازان صاحب نام سینمای ژاپن است و بعد از کارگردانی بیش از 60 فیلم ، در ژانویه سال 2003 درگذشت . از آثار او می توان به فیلمهای سنگین تاریخی و فیلم های خشن گنگستری ، از جمله " نبردهای بدون افتخار و انسانیت " اشاره کرد که بخشی از موسیقی متن آن در صحنه ورود اعضای گروه " 88 دیوانه " به کار گرفته شد . چیاکی کوریاما که در آخرین فیلم فوکاساکو در نقش یک دختر مدرسه ای آدمکش ظاهر شده بود ، در " بیل را بکش ، قسمت اول " نیز در همان نقش بازی می کند.
    " گرگ تنها و بچه شیر " : در فیلم "بیل را بکش " شاهد تلاش نادری برای تلفیق سبک های متمایز رزمی چینی و ژاپنی هستیم . اگر گوردن لیو نماینده سنت مبارزه با دست خالی کانگ فوی چینی است ، سونی چیبا هم نماینده سنت شمشیر بازی ژاپنی است . بخش اعظم خشونت استیلیزه در " بیل را بکش " – سربریدن ها ، فوران خون و نظایر آن – در سنت بسیار خشن مجموعه فیلم های ژاپنی نظیر " گرگ تنها و بچه شیر " ( که تاکنون شش فیلم از این مجموعه عرضه شده است ) و " زایتوچی ، شمشیر زن نابینا " ( تاکنون 25 فیلم ) ریشه دارد . در ضمن سرو کله فیلم " آدمکشان شوگان " که آمیزه دوبله شده به انگلیسی از دو فیلم اول مجموعه "گرگ تنها و بچه شیر " است ، در اواخر فیلم " بیل را بکش ، قسمت دوم " ، آنجا که " عروس " آن را به دخترش نشان می دهد ، پیدا می شود .
    غرب ( " بیل را بکش ، قسمت دوم " )
    جان فورد : کارگردان فیلم های " دلیجان " و " کلمانتاین محبوبم " و " جویندگان " در قسمت دوم فیلم تارانتینو حضوری محسوس دارد . در دقایق آغازین فیلم ، تارانتینو یکی از نماهای جاودانی فورد را تقلید می کند ، که نمای بیابان وسیع و خالی از خلال چارچوب دری باز است که فورد در پایان " جویندگان " نشان داده بود . کلیسایی که قرار است مراسم ازدواج " عروس " آنجا صورت گیرد ، یگانه خانه در بیابانی وسیع است و " عروس " در لحظه ای کوتاه در چارچوب در آن ظاهر می شود . این احتمال هم هست که چشم بند چرمی " ال درایور " ( دریل هانا ) یادآور چشم بندی باشد که فورد در سال های پایانی عمر به چشم داشت ، اما نباید فراموش کرد که می تواند نشانه ارجاعات دیگری هم باشد.
    باد بتیکر: دست پرورده فورد که سینمای وسترن آمریکا را به مرحله پوچ گرایانه و طعنه آمیز آن رساند . او در دهه 1950 یک رشته فیلم های وسترن با بازی راندلف اسکات ساخت که اولین فیلم این مجموعه به نام " از حالا هفت نفر " (1956) او الگوی قصه انتقامجویی در فیلم " بیل را بکش " است . منظره بیابانی و صخره ای بسیاری از فیلم های بتیکر را در فیلم " بیل را بکش " هم شاهد هستیم . نام شخصیتی که مایکل مادسن ، یکی از اعضای گروه آدمکشان بازی می کند نیز " باد " است . " باد " همچون بسیاری از قهرمانان فیلم های بتیکر ، مبارز دلسرد شده و سرخورده ای است که می خواهد تنها باشد و زندگی خصوصی خود را ادامه دهد ، اما به اجبار دوباره دست به اقدام می زند تا کاری را که نیمه تمام مانده بود ، به فرجام برساند .
    سرجیو لئونه : لئونه بارها گفته بود که تحت تاثیر طنز تلخ و سیاه و قهرمانان مزدور فیلم های بتیکر ، فیلم " به خاطر یک مشت دلار " (1964) راساخته بود . اثری از سرجیولئونه که بازتاب های متعددی در "بیل را بکش " دارد ، فیلم " روزی روزگاری در غرب " است که لئونه آن را در سال 1968 ساخت . در این فیلم ، هنری فاندا نقش یک هفت تیر کش مرموز و قدرتمند را بازی می کند که بی شباهت به بیل نیست و چارلز برانسن نیز در نقش شخصیتی انتقامجو ظاهر می شود که تاحد زیادی یادآور شخصیت "عروس " فیلم تارانتینو است . جالب اینجاست که " باد " پوستری از فیلم " آقای مجستیک " با بازی برانسن را به دیوار خانه اش زده است .
    دیوید کارادین : در نقش " بیل " سردسته آدمکشان که در " قسمت اول " حضوری بسیار کوتاه داشت و در " قسمت دوم " حضوری محسوس دارد .دیوید کارادین هم به هر دو سنت عظیم پس زمینه " بیل را بکش " ارتباط دارد . پدرش جان کارادین از بازیگران فیلم های فورد بود و می دانیم که خود او نیز در دهه 1970 در نقش یک مذهبی نیمه چینی و نیمه آمریکایی به نام "کوای چانگ کین " در مجموعه تلویزیونی " کانگ فو " بازی می کرد ( شخصیت سیموئل جکسن در فیلم "قصه های عامیانه " تارانتینو تا حدی یاد آور اوست .) در " بیل را بکش " او را می بینیم که فلوت می نوازد و جالب است بدانیم که شخصیت کوای چانگ کین نیز فلوت می نواخت.
    دریل هانا : در نقش " ال درایور " ، یکی از آدمکشانی که " عروس " برای انتقامجویی به سراغ او می آید ، نماینده ارجاعاتی ورای سینمای وسترن است . چشم بند او یادآور یک فیلم انتقامجویانه سوئدی (!) به نام " او را یک چشم می نامند " است که بوآرنه ویبنیوس دستیار اینگمار برگمان در سال 1974 ساخته بود . لباس پرستاری او در " قسمت اول " یادآور لباس مشابهی در فیلم " لباسی برای کشتن " ساخته برایان دی پالما است . حضور او یادآور قهرمانان زن وسترن هایی است که در دهه 1950 ساخته شد ، که از آن جمله باید به " زنی که کم و بیش کشتند " ( ساخته آلن دوان ) و البته " جانی گیتار " ساختار نیکلاس ری اشاره کرد . اگر چه نام "ال درایور " اشاره ای به فیلم " راننده " (1978) ساخته والتر هیل و سرشار از صحنه های تعقیب و گریز با اتومبیل است ، اما خود تارانتینو گفته است که حضور دریل هانا اشاره ای است به شخصیت " سارا کلی " در فیلم " از غروب تا طلوع آفتاب " (1996) نوشته تارانتینو که در آن فیلم نام مستعار این شخصیت " ال درایور " بود .

    Kill Bill 2

    قسمت دوم فیلم سرشار از تکه هایی است که در آن یک نفر بر نفر دیگر برتری دارد و این برتری را تا حد سادیسم مورد استفاده قرار می دهد . باد انتظار دارد که "عروس" زیر خاک جان دهد ، اما یکی دیگر از اعضای گروه آدمکش ها ، به نام "ال درایور " (دریل هانا ) خود را به خانه باد می رساند و بی هیچ دلیلی ، باد را تحقیر می کند و سپس می کشد . تارانتینو سپس به صحنه ای از جوانی "عروس" باز می گردد که او در محضر پای مای (گوردن لیو) استاد بزرگ هنرهای رزمی حاضر می شود . استاد در عین حال که او را می ترساند ، به او آموزش می دهد. این بار تحقیر جنبه های نژادپرستانه و جنسی هم به خود می گیرد. اگر خشونت فیلم اول به نحو پایان ناپذیری پر خون بود ، خشونت فیلم دوم ذهنی و هراس انگیز است . فکرنمی کنم نام این را بتوان پیشرفت در فیلمسازی گذاشت.
    نظرمان راجع به فیلم های قبلی تارانتینو هرچه که باشد ( خود من عاشق " قصه های عامیانه " شدم و "جکی براون " را هم ستودم ) ، می توان دید که انتخاب های او اهمیت خاصی دارند و اینکه او می داند که چگونه حس و حال خلق کند ، سبک یکدستی داشته باشد و کلیشه ها را دگرگون سازد . اما استفاده او از سبک ها و ارجاعات سینمایی ، من در آوردی و غیر متعارف به نظر می رسد . صحنه ها با تکیه به ارجاعات و علایقی به هم پیوند می خورند که شاید خیلی ها از آن سر در نیاورند ، یا برایشان مهم نباشد . وفاداری او به مایکل پارکز ، که حیات حرفه ای او به عنوان بازیگر سینما چند سال پیش به پایان رسید ، دوست داشتنی است . تارانتینو در قسمت دوم فیلم خود از او به عنوان رییس یک فاحشه خانه استفاده می کند ، اما صحنه ای که پارکز در آن حضور دارد ، بی معناست و به هدر می رود . سکانس آموزش در معبد کوهستانی در محضر پای مای نیز خنده دار از کار در آمده ، اما به نظر می رسد که تارانتیتو بین احترام و تمسخر گیر کرده است .نمی فهمیم که منظور تارانتینو از این صحنه ها چیست و تنها حرفی که منتقد می تواند بزند این است بگوید صحنه درست کار نمی کند و داوری های کارگردان ، غلط از کار در آمده است . او به سازنده کولاژهای عامه پسند بدل شده نه فیلمساز.
    تارانتینو در قسمت دوم فیلم ، در یک ادای احترام آشکار به وسترن های سرجیو ییینه (در عین حال که نوای موسیقی انیو موریکونه ، آهنگساز فیلم های ییینه در این اثر به گوش می رسد ) سفر " عروس " در غرب را در فضایی باز نشان می دهد . ولی در یک لحظه حساس نمی تواند زیبایی شناسانه پرده عریض را بر آورد و دعواهای خشونت بار را به درون خانه محقر باد محدود کند و نتیجه این می شود که خشونت واقعی نمی بینیم ، ادای آن را مشاهده می کنیم . "عروس " که خود را از تابوت نجات داده است ، سراغ " ال درایور " می رود و این دو زن قد بلند و لاغر و موطلایی ، با چنگ و دندان به جان هم می افتند ، ولی صحنه زد و خورد آن دو مثل آن است که دو مگس درون یک بطری گیر کرده باشند . در این فضای بسته فقط حرکت دیده می شود ، نه بازی .
    آیا می توان از آشغال و بدون اینکه تحولی در آن ایجاد کرد ، اثری حماسی ساخت ؟ ظاهرا تارانتینو فکر می کند که می شود . فیلمسازی که در " قصه های عامیانه " راه تازه ای برای نگارش گفت و گو کشف کرده بود ، حالا در چارچوب سبک نگارشی گیر کرده که سنگین و فاقد تحرک است . اوایل قسمت دوم ، در بازگشت به گذشته و مراسم عروسی ، بیل حین گفت و گو با " عروس " و پیش از آنکه قتل عام صورت گیرد ، به او می گوید ، " من در زندگی ام هرگز آدم خوبی نبودم ، ولی سعی می کنم آدم مهربانی باشم ." سپس مکالمه آنان ادامه می یابد و بیل در این صحنه پدروار ، مهربان و درعین حال پلید است . کارادین در این صحنه بیشتر خسته به نظر می آید تا اسطوره ای . او هنوز صدای خوبی دارد ، اما چشمانش خسته است و چرخشش در انتهای فیلم اصلا خوب از کار در نمی آید . بیل در آخرین صحنه کنترل و تحقیر ، با حرفهایش " عروس " را آرام می کند و در ضمن در فکر قتل اوست . کاشف به عمل می آید که بیل فرزند " عروس " را پیش خود بزرگ کرده است . او جلوی روی " عروس " به دخترک می گوید ، " من به مامان شلیک کردم . خیلی غمگین شدم " و سپس بچه را وامی دارد تا تعریف کند که چگونه ماهی کوچک خود را زیر پا له کرده است . تارانتینو ظاهرا هیچ خبری از زندگی روزمره ندارد و نمی داند که نمی توان با هیچ بچه ای چنین کرد . این صحنه خیلی غریب به نظر می رسد ، به ویژه آنکه " عروس " که ده ها نفر را به قتل رسانده است ، ناگهان متوجه وظایف مادری خود می شود . وقت خواب بچه فرا می رسد ، " عروس " با او به تخت می رود و برایش فیلم ویدیویی " قاتلان شوگان " محصول سال 1980 را به نمایش می گذارد که فیلم خوبی است ، اما برای بچه ها مناسب نیست .
    ولی جاه طلبی های تارانتینو آشکار است : او می خواهد با وسوسه های ذهنی خود ، نسل های بعد را هم تحت تاثیر قرار دهد . این مورخ فرهنگ عامه پسند و نابغه آشنا با تاریخ سینما ، به شدت دچار خود بزرگ بینی شده و شانس اینکه بتواند به فیلمساز نشاط بخشی بدل شود ، دارد به سرعت از دست می رود .

    ویرایش توسط ScarFace : 10-14-2010 در ساعت 19:31

    سینماسنتر را در فضای مجازی دنبال کنید






    ----------------------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.
    تحصیل پزشکی و دندانپزشکی در روسیه
    گروه بین المللی ستاره داوود

    ---------------

  2. کاربر روبرو از پست مفید ScarFace سپاس کرده است .


  3. # ADS
     

  4. #2
    منو بشنو از دور... دلم میخواهدت!
    The Original آواتار ها
    وضعیت : The Original آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Feb 2013
    سن: 23
    نوشته ها : 758
    سپاس ها : 4,513
    سپاس شده 2,964 در 898 پست
    یاد شده
    در 10 پست
    تگ شده
    در 701 تاپیک

    پاسخ : معرفی فیلم Kill Bill 1.2

    من بیل را بکش 1,2 رو پشت سر هم دیدم٫دیگه آخرش میخواستم بگم این چه وضعشه شورشو در اورده... بعضی قسمتا هیچی نمیفهمیدم٫به خصوص وقتایی که یهو فلش بک میزد!!!!
    به نظرم خالی بندی ها و موضوع فیلم واقعا چرت بود چقدر اونجایی رفته بود بالای کوه پیش یه استاد چینی(یا ژاپنی) چرت بود
    اما....
    هرکاری می کنم بفهمم من واسه چی جذب این شخصیت ها شدم نمی فهمم
    به نظرم تارانتینو واقعا شخصیت پردازی جالبی کرده... چه بیل چه کیدو شخصیت های جالبی داشتن
    خلاصه همین دیگه :دی

    پ.ن: از آخرش راضی نبودم٫ بیل رو دوست میداشتم

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. بحث اپیزودیک فصل دوم: قسمت پنجم خاطرات خون آشام - Kill Or Be Killed
    توسط ScarFace در انجمن بحث اپيزوديك فصل دوم خاطرات خون آشام
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: 10-17-2010, 16:52
  2. دریافت موسیقی متن فیلم Kill Bill VOL.1 & 2
    توسط John Christopher Depp II در انجمن موسیقی متن فیلمهای جهان
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 09-07-2010, 15:11

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •