سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh نقد و بررسی فیلم درباره ی الی

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت  طراحی دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه 

 هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته , طراحی وب سایت , سئو سازی , کابل هلوکیبل , اعلام حریق , پیاده سازی دیتاسنتر

 

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: نقد و بررسی فیلم درباره ی الی

  1. #1
    Dr.House آواتار ها
    وضعیت : Dr.House آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : اراک
    سن: 24
    نوشته ها : 52
    سپاس ها : 128
    سپاس شده 173 در 43 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 20 تاپیک

    Icon1 نقد و بررسی فیلم درباره ی الی

    نقد خانم بهمن پور به شرح زیر است:
    وقتی در يکی از سالن های سينما آزادی نشسته ای و 'درباره الی' را تماشا می کنی انگار حالا حالاها توان داری که همانطور که نشسته ای، همانجا بنشينی و فيلم را ببينی. در اين کار مجموعه ای از قوی ترين بازيگران سينمای ايران گرد هم آمده اند تا با بازی های بسيار طبيعی در فضای گرم و صميمی فيلم، ما را نزديک به دو ساعت با خود همراه کنند.

    کارگردانی اصغر فرهادی آنقدر درجه يک و عالی بود که اگر هم ضعفی در فيلمنامه وجود داشت با به تصوير کشيدن زيبای صحنه ها اجازه نمايان شدن پيدا نکرده بود. سرعت تغيير صحنه ها، تعداد زياد نماها، و پر بودن هر صحنه از اکشن ها ، ری اکشن ها، توی هم و طبيعی حرف زدن بازيگرها در مجموع ريتمی به فيلم داده که مخاطب فرصت فکر کردن روی نکات ريز را پيدا نمی کند.

    اين را در مقايسه با بعضی فيلم هایی می گويم که برای مثال همه کاراکتر ها ساکت هستند تا يک نفر ديالوگش را بگويد و تمام شود و بعد نفر بعدی ديالوگ معمولاً طولانی اش را شروع کند و در حين صحبت هر يک از کاراکترها، ساير افرادی که در صحنه حضور دارند يک گوشه ايستاده يا نشسته اند تا ديالوگ بقيه گفته شود. و اين برای مخاطبی که در عصر سرعت زندگی می کند یک اتلاف وقت واقعی به شمار می رود. اما فرهادی معلوم است که برای نما به نمای فیلمش زمان گذاشته است.

    در هر سکانس هر تعداد بازيگری که حضور دارند زنده اند. يا ديالوگ دارند و يا ری اکشن های معنا دار از خود نشان می دهند. در واقع هر آنچه سر صحنه است حقيقتاً جزء جدايی ناپذیری از ميزانسن است. تا قبل از ورود صابر ابر (به رغم بازی بی نظيرش) اين فيلم ازآن فيلم هايی است که آدم دوست دارد تمام نشود، و وقتی فيلم تمام می شود واقعاً از ته دل دوست داری از صميم قلب به خاطر اين اثر از همه عوامل فيلم تشکّر کنی.

    اولين حرفی که درباره فيلم می توان زد اين است که فيلم يک داستان ساده در ژانر حادثه ای- اجتماعی بود. يکی از آن قصه های تکراری هاليوود که در آن چند زوج جوان، سرمست و خوشحال راه می افتند تا به يک سفر بروند وبنا به دلايلی به خانه ای متروک يا نقطه ای دوردست کشيده می شوند و در آنجا عموماً ما منتظر يک سری وقايع ترسناک هستيم. در فيلم فرهادی امّا خبری از ترس نبود، به جای آن بيشتر نگرانی های بعد از وقوع حادثه بود که گريبان گير تماشاگر و خود بازيگران بود.

    درباره الی حتّی تمرکزش بر روی مسائلی چون روابط بين انسان ها و يا مسائل و مشکلات زنان هم نبود. هر چند با دقت در فيلم می توان نکاتی را در اين خصوص پيدا کرده و آنها را بررسی کرد. درباره الی حتّی داستان سپيده هم نبود که نقشی محوری در فيلم بازی می کرد . سپيده ای که در انتهای فيلم مثل چرخ های ماشين در گل مانده بود و شايد ابتدای يک الی ديگر بود، امّا درباره الی فقط و فقط درباره الی بود.

    شايد تمام ماجرای الی (ترانه عليدوستی) را بتوان خلاصه کرد در اين جمله احمد (شهاب حسينی) به نقل از همسر آلمانی اش که يک روز صبح به او گفته بود: "احمد! يک پايان تلخ بهتر از يک تلخی بی پايان است." و تنها در اين جمله گذراست که اشاره ای کوتاه به شخصيت الی می شود. شخصيتی که تا پايان فيلم برای ما و همسفرانش ناشناخته باقی می ماند و نامزدش (صابر ابر) که تنها کسی است که می تواند در شناخت الی به ما کمک کند به ما پشت می کند و می رود.

    اسم مبهم الی خود بيانگر ناشناخته بودن و ناشناخته ماندن او و افرادی مانند اوست. افرادی که هيچ وقت به خود زحمت نمی دهيم آنها را بشناسيم، و با اينکه هيچ وقت آنها را نشناخته ايم از لکّه دار کردن آبروی آنها هم ابايی نداريم.

    انگار در پايان فيلم نويسنده و کارگردان به ما می گويد که ما درباره الی هيچ نمی دانيم و فقط اگر زيرک باشيم در می يابيم که پايان تلخ الی تنها چاره او برای پايان دادن به يک تلخی بی پايان بوده است. و خود اين پايان تلخ هنوز درباره الی خيلی روشن نيست. چون ما هنوز هم نمی دانيم که الی بعد از بادبادک بازی کودکانه اش به خاطر آرش رفت يا به تصميم خودش.؟!

    يکی ديگر از مفاهيمی که منتقدان کمابيش به آن اشاره کرده اند مسأله راست و دروغ بود. اين در حاليست که در اين فيلم همه چيز از يک دروغ شروع نشد بلکه همه چيز از نگفتن آغاز شد. اينکه سپيده از ابتدا به هيچ کس چيزی درباره الی نگفت. و اينکه در پايان وقتی سپيده می خواست در باره الی چيزی بگويد نامزد الی به سپيده اجازه حرف زدن نداد. يعنی با اينکه هيچ دروغی در مورد مسائل مهم و حياتی گفته نشد امّا سکوت در زمانی که بايد حرفی در دفاع از آبروی الی گفته می شد همه چيز را خراب کرد.

    روی هم رفته درباره الی فيلمی بود که از نظر تکنيکی و هنری کم و کاستی که به چشم بيايد نداشت. ساخت فيلم آنقدر زيبا و طبيعی بود که فکر می کردی خودت در کنار مسافران فيلم حاضری. کنار جاده روی زير اندازشان نشسته ای و در گوشه ای از سفره ای که جا برای الی تنگ است تو هم حضور داری.
    با اینحال توقع من از چنين فيلم خوش ساختی اين بود که در پايان فيلم بيشتر نصيبم شود.

    اينکه مجبور نباشم در ذهنم دنبال پيام هايی باشم که می توانم از اين فيلم دريافت کرده باشم. من با حرف همسر آلمانی احمد به شدّت مخالفم. حرفی که الی به آن فکر کرد و با مفهوم آن موافقت کرد و يک پايان تلخ را به يک تلخی بی پايان ترجيح داد. به نظر من يک پايان تلخ يک پايان است، ولی در يک زندگی تلخ هميشه می توان اميدوار بود که روزی اوضاع بهتر شود.

    ما در ايران هنوز تعداد اندکی کارگردان و فيلمساز داريم که فيلم هايی نظير درباره الی توليد کنند. فيلم هايی که با تماشايش اميدوار شویم که با تلاش و پشتکار می توان از هاليوود سبقت گرفت. فيلم هايی که حاضر باشی چندين بار بليط سه هزار تومانی بخری و فيلم را در سينما تماشا کنی و در دلت بگويی نوش جان گروه فيلمسازی.

    شک نکنيم که فيلمساز خوب کسی است که فيلمش بيشتر بفروشد. يک فيلم خوب بايد برای گيشه ساخته شود. و فيلمی که خوب است و خوب می فروشد در قبال اعتماد مخاطبش مسؤول است. پس به نظر من اين يک الزام است که فيلمسازانی که مردم به آنها اعتماد کرده و از آنها توقع فيلم خوب را دارند، وضعيت زندگی و نياز های روحی مخاطب را در نظر داشته باشند و گاهی نه فقط برای دل خود بلکه به خاطر خوشحال کردن مخاطبانشان تغييراتی در فيلم هايشان بدهند.

    شرايط روحی ايرانيان ( که مخاطبين اصلی درباره الی هستند) پذيرای يک پايان تلخ نيست. ايرانی امروز نياز به انگيزه و اميد دارد. پايان تلخ الی، پايان تلخ فيلمی بود که می توانست بيشتر از اينها به مخاطبانش انگيزه و اميد بدهد. درباره الی آنقدر خوش ساخت و زيبا بود که دوست داشتی همينطور ادامه پيدا کند، اما هيچ وقت دلت نمی خواست که پايان بسيار تلخش را ببينی. کاش در پايان فيلم الی بر می گشت! کاش سفر هر چه قدر هم که کوفت بچه ها شد امّا برايشان درس عبرتی می شد تا يک خاطره تلخ و فراموش نشدنی!

    حالا انتقاد (علی رمضانی) به این نقد:

    بسم الله الرمن الرحیم
    اینجانب نقدی داشتم بر نقدی که خانم صدیقه بهمن پور درباره ی فیلم درباره ی الی داشتند.
    نقد تقریبا خوبی بود. حدودا تا نیمه های راه. ولی به نظر من ایشان در مواردی کمی احساسی عمل کردند. آنها را به صورت پراکنده و نه به ترتیب بیان میکنم.
    ابتدا از پاراگراف یکی مانده به آخر شروع می کنم که ایشان فرموده بودند که:" یک فیلم باید برای گیشه ساخته شود"!!!!! نمی دانم چگونه خانم بهمن پور به چنین نتیجه ای رسیدند. که آیا گیشه ای بودن فیلم نشان از قوی بودن فیلم به خصوص محتوای آن است؟ یک سوال از شما می پرسم: آیا فیلم های خشن و بی محتوای هالیوودی مثل شوالیه تاریکی که سال گذشته عنوان پرفروش ترین دنیا را به خود اختصاص داد واقعا فیلم پر محتوایی بود؟ شما چه نکاتی را از این فیلم آموختید؟ اصلا چه نکته ای آموختید. به دو سال قبل برگردیم. فیلم 300 یکی از فیلم هایی بود که در زمان اکران خودش رده های بالای باکس آفیس رو به خود اختصاص داده بود ولی این فیلم بر مبنای یک دروغ نوشته و ساخته شده بود. بر مبنای یک تفکر واهی. شما به این فیلم می گویید فیلم موفق؟ اتفاقا عامل بدبختی فعلی هالیوود، گیشه ای شدن فیلم هاست. شما فیلم های دهه 70 تا سال 2008 را با هم مقایسه کنید و به کیفیت فیلم ها(از لحاظ محتوایی و نه تکنیکی) نگاه کنید. و ببینید آیا روند نزولی نداشته ؟ حال برگردید و میزان فروش فیلم ها در نظر بگیرید و میبینید که سیری صعودی داشتند(البته قیمت بلیط رو هم درنظر میگیریم که افزایش چند درصدی داشته ولی در کل مقایسه کنید)
    دیگر وارد فیلم های پرفروش سینمای ایران نمی شوم که خدایی ناکرده به کسی بر بخورد.
    مسئله بعدی نیز انتقاد شما به دیالوگ احمد است که به الی می گوید: همسرم به من گفت: یک پایان تلخ بهتر از یک تلخی بی پایان است.
    نمی گویم این یکی از تاپ ترین دیالوگ هایی است که شنیده ام ولی دیالوگ خوبی است. لااقل در آن مشکلی وجود ندارد. من این فیلم را 3 بار دیده ام و حیف که فرصت نشد بار چهارم آن را ببینم. از این حیث تسلط کاملی بر فیلم دارم. به نظر من این دیالوگ ، از زبان الی هست که آن را احمد بیان می کند. این دیالوگ حرف دل الی است. واقعا هم مشکلی در آن نمی بینم. چرا که اگر قرار بود هیچ گاه پایانی وجود نداشته باشد ما قانونی به نام طلاق نداشتیم. یا اصلا اگر قرار بود هیچ پایان تلخی وجود نداشته باشد خداوند تلخ ترین پایان برای انسان های زمینی به نام مرگ را پدید نمی آورد. چراکه وقتی فردی میمیرد اطرافیان او بسیار ناراحت می شوند و مرگ را پایان تلخی می پندارند درحالی که خود فرد بسیار خوش تر و راحت تر شده( البته اگر خدابیامرز آدم خوبی بود). این امر درست مانند همین دیالوگ هست که برخی اوقات انسان فکر می کند که جدایی بهترین کار است و وقتی جدا می شود می بیند که کار خوبی کرده. درست مثل مرگ انسان های پاک.
    چرا ما تماماً انتظار داریم فیلم هایمان به عروسی ختم شود؟ خلاصه این انتقاد شما کمی احساسی و بر خلاف منطق عقلی و دینی است.(البته که دین انسان ها را هزاران بار بیشتر به امیدواری و ادامه زندگی تشویق کرده ولی یکی از راه های پایان دادن به تلخی ها را جدایی اعلام کرده).
    لز مطلب دیگری که در نقد شما بسیار تعجب کردم این بود که گفته بودید: "اگر زيرک باشيم در می يابيم که پايان تلخ الی تنها چاره او برای پايان دادن به يک تلخی بی پايان بوده است. و خود اين پايان تلخ هنوز درباره الی خيلی روشن نيست. چون ما هنوز هم نمی دانيم که الی بعد از بادبادک بازی کودکانه اش به خاطر آرش رفت يا به تصميم خودش.؟!"
    من واقعا نمی دانم که آیا شما این فیلم را به دقت دیده اید یا خیر ولی این جمله به من این را می گوید که شاید بهتر بود شما این فیلم را یک بار دیگر میدید.
    اگر توجه کرده باشید وقتی صابر ابر همراه سپیده پیش جمع آمد، ابتدا رفت سراغ آرش و از او پرسید که کجا افتاد در آب و آرش که تا آن زمان درباره ی الی هیچ حرفی نزده بود به صابر ابر گفت: اونجا و با انگشت نقطه ای را نشان داد که خود درحال بازی در آنجا بوده. دلیل گفتن این حرف آرش نیز چیزی جز تهدید مادرش و احمد نبود. چرا که آنها به بچه ها گفته بودند که این آدمی که داره میاد خیلی آدم عصبانی هست. به همین دلیل هم آرش بدون توجه به حرف های فبلی مادرش و احمد به سرعت به سوال صابر ابر پاسخ داد. پس می دانیم که الی تنها به خاطر آرش به داخل آب رفت ( با توجه به برخورد آرش در فیلم و هم به دلیل شناختی که تماشاگر و نه سایر شخصیت های فیلم از الی داشتند). ما تماشاگران خیلی بهتر از شخصیت های فیلم الی را می شناختیم. دلیل آن هم این است که ما از صندلی سینما این فیلم را نگاه می کنیم. و با در نظر گرفتن رفتار تمام شخصیت ها نسبت به وقایع، تصمیم میگیریم. پس نتیجه میگریم که هیچ احساس مبهمی در انتهای فیلم بوجود نیامد و مرگ الی چیزی جز یک حادثه ی ناخواسته نبود. حادثه ای تلخ برای شخصیت ها و عبرت آموز برای تماشاگران.
    نکته ی آخر درباره ی پاراگراف آخر نقد شما می باشد. البته در سایت tabnak.ir کاربرانی که نظر دادند نظراتی خوبی درباره این قسمت از متن شما دادند ولی بد نیست من هم به چند نکته اشاره کنم:
    شاید شما و شاید خیلی افراد دیگر دوست داشتند که آخر فیلم، الی زنده برگردد و با احمد ازدواج کند. و ماه عسل هم باهم به آلمان بروند و الی نیز به احمد بگوید که من نمیتونم در آلمان زندگی کنم چون مادرم مریض هست و احمد راضی شود که با الی در ایران زندگی کند و همه چیز خیلی ایده آل تمام شود.
    این شاید یک پایان خوش باشد ولی یک پایان عبرت آموز نیست و چنین پایانی، فیلم را به یکی از بدآموز ترین فیلم ها تبدیل می کرد.
    همانطور که قبلا هم گفتم ما نباید همیشه انتظار پایانی خوش از فیلم سینمایی(نه سریال تلویزیونی) داشته باشیم. من چند اثر معروف را به شما معرفی میکنم که اگر آنها را دیده باشید میفهمید که گاهی یک اثر باید تلخ باشد تا تاثیر گذار باشد. آثاری مانند:
    - فیل: اثرگاس ون سنت، برنده نخل طلای جشنواره کن
    - دختر میلیون دلاری: اثر کلینت ایست وود، برنده چند جایزه اسکار از جمله بهترین فیلم
    - جایی برای پیرمرد ها نیست: اثر برادران کوئن، برنده چند جایزه اسکار از جمله بهترین فیلم
    - شجاع دل: اثر مل گیبسون، برنده چند جایزه اسکار ازجمله بهترین فیلم
    - کودک: اثر جین پایر داردینی ، برنده نخل طلای جشنواره کن
    و...........
    پس شاید یک پایان تلخ بهتر از یک خوشی بی معنا باشد.
    البته به نظر من حتی در باره ی الی یک پایان تلخ نداشت(البته شاید فقط به نظر من) چرا که اگر قسمت آخر فیلم را دیده باشیم، جایی که همه داشتند ماشین را حل می دادند و نوع موسیقی آخر فیلم به من گفت:
    اگر اخر هر ناامیدی را ببینی، امیدواری را خواهی دید، فقط کافی است ببینی.

    باتشکر فراوان
    منبع:قلم ما

  2. 4 کاربر از پست مفید Dr.House سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #2
    سندرا آواتار ها
    وضعیت : سندرا آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Apr 2011
    نوشته ها : 3
    سپاس ها : 0
    سپاس شده 4 در 2 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 0 تاپیک

    پاسخ : نقد و بررسی فیلم درباره ی الی

    من منتقد حرفه ای فیلم نیستم ولی دید خودمو با توجه به رشته تحصیلیم که ادبیات انگلیسیه بیان میکنم.و معتقدم زیبایی نقد به اینه که دیدگاهها وبرداشت مختلف افراد بیان بشه حتا اگه حرفه ای و منطبق بر واقعیت نیست.
    بیشترین چیزی که درین فیلم نظر منو جلب کردروان بازی کردن بازیگران و شکل طبیعی ورود به ویلا بود که خودمو توش دیدم.برخلاف فیلمهای دیگر ایرانی تعلیق هم داشت.
    سپیده زنی خودرای بدون مشورت با همسرش الی رو به سفر میاره (تصمیم گیری خودسرانه در چند صحنه مثه گرفتن ویلا بی هماهنگی وموقع رای گیری جمع و.......)
    برخورد متفاوت انسانها در هنگام عصبانیت و قضاوت راحت وعجولانه درباره فردی که یه اسم خلاصه شده ازش میدونن!
    درخاتمه سپیده مجبور میشه خودرایی رو کنار بذاره وواسه نجات زندیگیش دروغ هم بگه.الی وقتی مرد که نامزدش فهمید وجودش نادیده گرفته شده !
    به گل نشستن ماشین قرمز شاید نمادی از اشتباه یه انسان بود که دیگرانو درگیر خودش کرده بود.
    ازیه جمله خیلی خوشم اومد :وقتی می خواستن بچه هارو واسه سوتی ندادن آماده کنن احمد پرسید :خاله الی واسه چی اومده بود؟یکیشون گفت:اومده بود که عاشق تو بشه!(وقتی حضور بچه ها نادیده گرفته میشود)

  5. 3 کاربر از پست مفید سندرا سپاس کرده اند .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •