سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
دکتر پائول جوزف گوبلز

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

 

این سایت در ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شده است و پیرو قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4
نمایش شاخه ای3علاقمندی ها
  • 1 ارسال شده توسط RASHNO
  • 1 ارسال شده توسط FFKIA
  • 1 ارسال شده توسط FFKIA

موضوع: دکتر پائول جوزف گوبلز

  1. #1
    چيزي كه مرا نكشد قويترم ميسازد...
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,064
    سپاس ها : 6,200
    سپاس شده 6,167 در 2,006 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    دکتر پائول جوزف گوبلز




    در 29 اکتبر سال 1897 پائول جوزف گوبلز پا به عرصه وجود گذاشت. وی حاصل ازدواج فردریش گوبلز و ماریان الدنهایس بود. وی در منطقه ریت یا همان گلادباخ امروزی در آلمان به دنیا آمد. جوزف در یک خانواده کاتولیک متعصب به دنیا آمد و نفرت از یهودیان را از همان دوران کودکی آموخت. او که تحت تعلیم مستقیم پدر خود در امور دینی بود کاملا نفرت کاتولیک را از یهودیان و ظلم آنها را به عیسی مسیح درک کرد. جوزف از کودکی خود همیشه از ناحیه پای راست می لنگید. عده ای از تاریخ نویسان و مورخان این موضوع را به ابتلای وی به بیماری فلج اطفال ربط می دهند در حالی که عده ای دیگر که تعدادشان هم کم نیست این معضل را ناشی از تصادف وی در کودکی با یک گاری می دانند. او تا پایان عمر خود همواره یک پشت بند فلزی به پای راست خود می بست.جوزف در دوران نوجوانی و تحصیل خود همیشه فردی مستعد و مسئولیت پذیر بود و شاگردی درس خوان. در هنگام جنگ اول جهانی و ورود امپراطور گیوم دوم به جنگ گوبلز در صف ثبت نام کنندگان برای جنگ قرار می گیرد اما به دلیل نقص پای خود و همچنان ضعف بدنی از طرف ارگان جمع آوری نیرو رد صلاحیت می شود.خود او این موضوع را یک تراژدی برای خود در جوانی ذکر می کند اما او ناامید نمی شود و به تحصیل ادامه می دهد. بالاخره گوبلز در سال 1921 در حالی که 24 سال بیشتر نداشت به واسطه نبوغ فردی خود در رشته ادبیات و فلسفه مدرک دکترا می گیرد. او مدرک خود را از دانشگاه هیدلبرگ اخذ می کند. و بعد از این به حرفه روزنامه نگاری می پردازد. از همان جوانی استعداد بالفطره وی در مورد امور تبلیغاتی مشخص بود. او در سال 1922 به حزب نازی می پیوندد البته بعضی از مراجع تاریخی ادعا دارند که گوبلز در سال 1924 وارد تشکل نازی ها شده است. گوبلز در ابتدا نسبت به تفکرات هیتلر شک داشت و ایمان کامل به وی نداشت اما در جریان سخنرانی سال 1924 در مونیخ و در قسمتی که هیتلر صحبت از فضای حیاتی می کند به تفکرات و مرام نازیسم اعتقاد راسخ پیدا می کند. او با حالی که یک عضو ساده از حزب بود ولی به پشتوانه سخنرانی های آتشین خود در دفاع از تفکرات هیتلر مدارج ترقی را به سرعت هر چه تمام تر طی کرد. گوبلز در دورانی که روزنامه نگار بود یک رمان با نام میشل (Michael)به چاپ می رساند.او بالاخره با زنی به نام ماگادا کوانت ازدواج می کند که وفادارترین زوج تاریخ را می سازند. ماگادا از شوهر قبلی خود طلاق گرفته بود و هارالد حاصل ازدواج اول وی بود. هارالد کوانت از سربازان سازمان SS و از متخصصین این سازمان بود. او حتی سمت جانشین یکی از ادارات نیروی هوایی آلمان (لوفت وافه) را بر عهده داشت. هارالد در جریان جنگ به دست نیروی های بریتانیا اسیر می شود.

    در سال 1933 و با پیروزی حزب نازی در انتخابات و به صدارت رسیدن هیتلر گوبلز به مقام وزارت تبلیغات رایش منصوب می شود و تا آخر حیات خود و رایش سوم این سمت را حفظ می کند. او همچنین مسئول تمام امور فرهنگی آلمان از قبیل موسیقی سینما و مطبوعات بود و در طی 12 سال فعالیت جامعه فرهنگی آلمان را از وجود موسیقی دانان ,روزنامه نگاران و فیلم سازان یهودی و کمونیست پاک ساخت. گوبلز نقش به سزایی در جمع کردن نیروی مردمی در پشت تفکرات هیتلر داشت. سیاست او در امر تبلیغات موجب پیدایش نوین ترین شکل تبلیغاتی با نام دروغ بزرگ شد. سیاستی که امروزه متفقین و اسرائیل هم از آن پیروی می کنند. گوبلز اعتقاد داشت یک دروغ را اگر به شکلی بزرگ بیان کنی اثر بسیار زیادی خواهد داشت. نمونه یکی از موفقیت های گوبلز از این ترفند را می توان در جنگ آلمان در خاک فرانسه مشاهده کرد. در حالی که نیروی های آلمان 100 کیلومتر تا پاریس فاصله داشتند گوبلز به طور کاملا جدی در رادیو برلین اعلام می کند که سربازان نازی پاریس را در محاصره قرار داده اند همین امر باعث می شود تعدادی از لشکر های فرانسوی که دورتر از پاریس بودند خود را تسلیم نیروهای نازی کنند. مارشال گودریان در قسمتی از اظهارات خود درباره جنگ فرانسه می گوید گوبلز به تنهایی کار 20 لشکر زرهی را انجام داد .

    یک حرکتی که می توان از آن به عنوان نقطه تاریک کارنامه گوبلز ذکر کرد اظهارات نابخردانه وی در مورد ایران بود. در حالی که نیروی های متفقین خود را برای حمله به ایران آماده می کردند و گوبلز از طرف هیتلر مامور هشدار به ایران از طریق دستگاه های تبلیغات بود وی در نطقی به فاصله 1 ماه قبل از حمله متفقین اعلام می کند به زودی ارتش آلمان از طریق گروزنی و قفقاز به سوی ایران سرازیر خواهد شد و در تهران در جلوی پادشاه ایران رژه خواهد رفت.همین نطق وی باعث تحریک بیشتر متفقین و سرعت بخشیدن آنها به روند تجاوز خود به ایران می شود. او از سال 1942 تمام نیروی های سینمایی آلمان را بسیج می کند تا در ساخته های خود جهان آینده که دراختیار نازیسم است را ترسیم کنند.در سال 1944 در حالی که وی در حال ترک خانه به سمت دفتر کار خود بود مورد حمله یک مرد مسلح قرار می گیرد که با اقدام به موقع ماموران گشتاپو ترور وی نافرجام ماند. هویت فرد مهاجم صرب و دارای مرام بلشویکی تشخیص داده شد. او در سال 1945 و در حالی که نیروی های چویکف و ژوکف آماده درنوردیدن آخرین دفاع برلین بودند خانه خود را به مقصد پناه گاه هیتلر ترک کرد تا آخرین لحظات عمر خود را در کنار پیشوای خود باشد. روز 30 آوریل وقتی هیتلر برای آخرین بار خود را به نزدیکانش نشان می دهد تا برای همیشه خداحافظی کند در طی حکمی از طرف وی گوبلز به مقام صدر اعظمی و دریا سالار دونیتز به مقام ریاست جمهوری منصوب می شوند. بعد هیتلر آخرین دستورات را به گوبلز می دهد. "جسد مرا بسوزان تا به دست ارتش سرخ نیفتد چون آنها جسد مرا مومیایی می کنند و در موزه نگهداری می کنند" بالاخره ساعت 15:30 صدای شلیک می آید و نوبت گوبلز است تا آخرین ماموریت خود را انجام دهد. به دستور او جسد هیتلر و همسرش را بین پرچم آلمان می گذارند و پس از طی تشریفات و سلام نازی گوبلز جسد کسی را آتش می زند که بیش از هر کسی به او اعتقاد دارد. او در روز 1 می در حالی که سربازان شوروی در حال نزدیکی به محل اختفای وی بودند ابتدا 6 فرزند خود به نام (کاترین-الیزابت-جوانا-ترادل-هایگا-سوزان) را که از 6 ساله تا 12 ساله بودند را مسموم کرد تا دست متجاوزین به فرزندانش نرسد و بعد به همراه همسر خود و در حالی که تنها 48 سال داشت با سیانور خودکشی کرد. جسد وی و خانواده اش را مارتین بورمان سوزاند.



    گوبلز یکی از دو شاهد ازدواج هیتلر با اوا براون بود. او را معمار نیروهای پلیسی آلمان نازی می دانند و عقیده دارند که سازمان دهی و طریقه شکل گیری گشتاپو از افکار گوبلز بوده است. خانه وی بعد از جنگ محل تشکیل جمعیت کمونیستی آلمان و همچنین احزاب جوانان شد و هم اکنون در آلمان برای فروش گذاشته شده است. در سال 2004 یکی از تابلوهای خانه گوبلز به سرقت رفت. در پایان نظر شما را به جمله معروف دکتر گوبلز جلب می کنیم.

    "آزادی یعنی مسئولیت پذیری"

    ویرایش توسط RASHNO : 10-25-2010 در ساعت 01:27 PM
    .:Reza:. به این پست علاقمند بوده است.


    دوباره خواهيم روييد...




  2. 8 کاربر از پست مفید RASHNO سپاس کرده اند .


  3. # ADS
    Circuit advertisement
    تاریخ عضویت
    Always
    محل سکونت
    Advertising world
    نوشته ها
    Many
     

  4. #2
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 37
    نوشته ها : 7,418
    سپاس ها : 10,995
    سپاس شده 25,165 در 4,492 پست
    یاد شده
    در 40 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : دکتر پائول جوزف گوبلز


    روی جلد کتاب "گوبلز خودشیفته" اثر پتر گا‌تمن و مارتینا پاول

    دو پرفسور روانپزشک به تازگی زندگی یوزف گوبلز، وزیر تبلیغات هیتلر را در کتاب خود "گوبلز خودشیفته" بررسی کرده‌اند تا از آن دستورالعملی برای مبارزه با "گرایش‌های روزافزون فاشیستی در زندگی روزمره" تنظیم کنند.

    باید با نژادپرستی و گرایش‌های ضد خارجی در جامعه مبارزه کرد. این اصلی است که همه‌ی احزاب و رسانه‌های آلمان بر سر آن توافق دارند. اما چگونه؟

    یک پرفسور روان‌پزشک اتریشی، پتر گا‌تمن (Peter Gathmann) و همکارش مارتینا پاول (Martina Paul)، معتقدند که تازه‌ترین راه مبارزه با این پدیده‌‌های ضد انسانی، کندوکاو در روح و روان مبتکران و مبلغان این تئوری‌است. آنان می‌گویند، با بررسی چگونگی کارکرد و کارآیی ناسیونال‌سوسیالیسم و کشتار یهودی‌ها، می‌توان به راه‌کارهایی برای مبارزه با "گرایش‌های روزافزون فاشیستی در زندگی روزمره" دست‌یافت. این دو روان‌پزشک برای اثبات تئوری خود، یوزف گوبلز، وزیر تبلیغات هیتلر را روی تخت روانکاوی خوابانده‌اند و پس از بررسی روح و روان او کتاب جنجال‌برانگیز "گوبلز خودشیفته" را در ۳۲۰ صفحه منتشر ساخته‌اند؛ کتابی که قرار است به عنوان "راهنمای مبارزه با فاشیسم" به سیاستمداران و جامعه‌شناسان یاری دهد تا ریشه‌ی این "بلای اجتماعی" را خشک کنند.

    فروید، پایه‌ی اصلی تئوری

    پتر گا‌تمن و مارتینا پاول برای اثبات تئوری خود، از فروید کمک می‌گیرند که معتقد است، رفتارها و شخصیت انسان‌ها، از رویدادها و تجربیاتی شکل می‌گیرد که در کودکی زندگی‌کرده است. از این‌رو این دو نیز در بخش‌های ابتدایی کتاب به بازسازی دوران کودکی وزیر تبلیغات رایش سوم، به زندگی و گرایشات جنسی او و نیز خودشیفتگی جنون‌آمیزش که او را به یک جانی تراز نوین بدل کرد، می‌پردازند. نویسندگان کتاب "گوبلز خودشیفته" در این بررسی تاریخی ـ روانکاوانه رابطه‌ی دشوار و ویرانگر بین گوبلز و مادر و پدر سخت‌گیرش را محور قرار می‌دهند. اینان گاهی به این نتیجه می‌‌رسند که «پدر یوزف سرمشق خوبی برای او نبود» و گاهی تأکید می‌کنند «گوبلز پدرش را که بسیار با اقتدار بود، دوست داشت.» اگر خواننده خود یکی از این برداشت‌ها را انتخاب نکند، این تضاد تا پایان کتاب حل نمی‌شود.

    معاف از خدمت نظام

    بخش دوم کتاب به "ضعف"های گوبلز می‌پردازد. کوتاهی یک ‌پای این نازی خردجثه که باعث می‌شد، در راه‌رفتن لنگ بزند و به همین دلیل هم به "صفوف ارتش جانبازان راه میهن" پذیرفته نشد، موضوعی است که این زوج نویسنده به خوبی از عهده‌ی انتقال آن به عنوان نشانه‌ی "خود‌کم‌بینی" دوران جوانی گوبلز برمی‌آیند. اینان در بخش‌های دیگر می‌نویسند که "با وجود این" یوزف بین زنان، هواخواهان بسیاری داشت و در کتاب به‌طور دقیق و با جزئیات کامل، دست‌کم از ۵۰ رابطه‌ای که این جوان "حریص" با زنان داشته‌‌، نمونه می‌آورند. در این‌جا هم یک تضاد دیگر آشکار می‌شود: چرا باید نقص عضو از جاذبه‌ی جنسی بکاهد؟

    حریص قدرت

    یوزف گوبلز، وزیر تبلیغات رایش سوم

    پتر گا‌تمن و مارتینا پاول پس از بررسی ناهنجاری‌های دوران کودکی و زندگی جنسی گوبلز در جوانی، در بخش‌های دیگر به موضع اجتماعی این مهندس تبلیغات ضد یهود می‌پردازند و او را «حاصل قشر متوسط جامعه‌ی آلمان» می‌دانند که «پس از شکست در جنگ جهانی اول در سراشیبی یأس و گرسنگی قرار داشت؛ قشری که حریص دستیابی به قدرت و رهبری بود.» در این بخش نویسندگان جنبه‌های گوناگون زندگی گوبلز را بررسی می‌کنند: گوبلز به عنوان پسر مادری کاتولیک‌مذهب و متعصب، گوبلز در سودای شاعر شدن، (در همین سال‌ها و تحت همین شرایط، هیتلر رویای نقاش بودن در سر می‌پروراند!)، گوبلز به عنوان روزنامه‌نگاری که مقالاتش تا سال ۱۹۳۳ تقریباً از سوی همه‌ی روزنامه‌ها رد می‌شد، گوبلز جوان عاشق‌پیشه‌‌ای که پدر و مادرهای متمول معشوقه‌هایش، به دلیل بیکاری دائم دست رد به سینه‌اش می‌زدند، گوبلز روشنفکری که در "جمع مردان" جایی نداشت: با کدام شغل و منصب، با کدام مرتبه‌ی اجتماعی و درجه‌ی نظامی؟

    هیتلر، ناجی قشر متوسط و گوبلز

    گوبلز همه‌ی این "کمبود‌ها" را، وقتی با هیتلر آشنا می‌شود، با امکاناتی که او در اختیارش می‌گذارد، جبران می‌کند. همین امرشیفتگی او را نسبت به "رهبر" نیز توضیح می‌دهد؛ گوبلز بارها در دفترخاطرات روزانه‌ی خود که نویسندگان کتاب، با دقت آن‌ها را خوانده و تجزیه و تحلیل کرده‌اند، نوشته‌است: «رهبرم، آدولف هیتلر، دوستت دارم"» این که این شیفتگی، سرانجام به سرسپردگی می‌انجامد، امری است که اثبات آن برای این دو روانپزشک مبرز، با استناد به رویدادهای گوناگون تاریخی، دشوار نیست. دشواری هنگامی رخ می‌کند که این دو نویسنده انتظار دارند بررسی‌های روانکاوانه‌‌شان مورد فردی مشخص، در باره‌ی جمعی ناهمگون به نام "راستگرایان افراطی" تعمیم داده شود.

    نسخه‌ی برای همگان

    شاید به همین دلیل پتر گا‌تمن و مارتینا پاول در کتاب خود "گوبلز خودشیفته" که چندی پیش در انتشاراتی‌ای اتریشی منتشر شده، نسخه‌ی ویژه‌ای برای مبارزه با این گروه در جوامع مدرن نمی‌پیچند. آنان تنها به نشان دادن عوامل پیدایی راستگرایان افراطی بسنده می‌کنند؛ عواملی که در صورت وجود «نیروی قابل‌توجهی را آزاد می‌کند که قادر است تمام محذورات انسانی و اخلاقی را خنثی سازد؛ شرایط سیاسی، نوع جهان‌بینی‌،‌وضعیت اجتماعی/ روانی و فردی/ روحی‌انسان‌ها از جمله‌ی این عواملند.»

    منبع دويچه وله آلمان
    .:Reza:. به این پست علاقمند بوده است.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه




  5. 5 کاربر از پست مفید FFKIA سپاس کرده اند .


  6. #3
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 37
    نوشته ها : 7,418
    سپاس ها : 10,995
    سپاس شده 25,165 در 4,492 پست
    یاد شده
    در 40 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : دکتر پائول جوزف گوبلز

    دكتر «ژوزف گوبلز» وزير تبليغات دولت نازى آدولف هيتلر بود كه پس از خودكشى پيشواى اعظم حزب نازى ابتدا ترتيب مرگ هر شش فرزندش را داد و سپس خود را به كام مرگ فرستاد. «گوبلز» پيش از هر چيز به واسطه بيان شورانگيز و عقايد شفاف ضديهودى اش شهرت دارد. او در تبليغات به اصل يا تكنيك «دروغ بزرگ» معتقد بود. براساس اين اصل بايست يك دروغ را آن قدر تكرار كرد كه به بخشى از حقيقت بدل شود.
    «پل ژوزف گوبلز» در ۲۹ اكتبر ۱۸۹۷ در منطقه كاتوليك نشين منطقه «راين لند» به دنيا آمد. پدرش «فردريش گوبلز» حسابدار بود و مادرش «ماريان» نام داشت. او در كودكى زانوى خود را به تيغ جراحان سپرد كه با موفقيت انجام نشد و دچار نقص در عملكرد پاى چپ شد.
    به همين دليل زمانى كه با شور و شوق فراوان براى نام نويسى در ارتش و شركت در جنگ جهانى دوم به پادگان حزب نازى رفت با جواب رد مسئولان مواجه شد. پس از اين ماجرا رو به تحصيل آورد و موفق شد در سال ۱۹۲۱ با اخذ درجه دكترا از دانشگاه «هايدلبرگ» فارغ التحصيل شود و به عنوان يك روزنامه نگار شروع به فعاليت كرد و سال هاى متوالى در تلاش بود تا خود را به عنوان يك نويسنده مطرح كند و حتى اقدام به چاپ رمانى به نام «مايكل» كرد. او در سال ۱۹۲۴ رسماً به عضويت حزب نازى درآمد و در ابتداى امر با رهبرى شخص «هيتلر» به مخالفت پرداخت اما پس از چندى به يكى از حاميان او بدل شد. با نگاهى گذرا به دفترچه خاطرات او مى توان دريافت كه احترام فوق العاده اى براى «آدولف هيتلر» قائل بوده است.
    در دسامبر سال ۱۹۳۱ او با بيوه اى به نام «ماگدا كواندت» ازدواج كرد كه از ازدواج قبلى خود صاحب پسرى به نام «هرالد» بود و بعد ها تا مدارج بالاى «اس اس» پيشرفت كرد. او تنها فرزند خانواده است كه از خانواده كشى «گوبلز» جان سالم به در برد. درباره مادر او «ماگدا كواندت» حرف و حديث بسيار است و بسيارى او را دلباخته «آدولف هيتلر» مى دانند.
    نقش «گوبلز» در به قدرت رسيدن و بر سر قدرت ماندن حزب نازى انكارناپذير است. او با خلق روش هاى نوين تبليغاتى موفق شد تا ايدئولوژى نازى را به روشى مناسب و در قالبى دلچسب به مردم آن زمان ارائه كند. او كه از سردمداران تفكر «ضديهود» بود از عاملين اصلى اخراج يهوديان از برلين و از مرتبطين با «راه حل نهايى براى مسئله يهوديان» به شمار مى آيد.
    تكنيك «گوبلز» در تبليغات امروزه با نام «دروغ بزرگ» مشهور است. او در ابتداى فعاليت اش در وزارت تبليغات مسئوليت روزنامه «آنگريف» را بر عهده گرفت و در گام اول رئيس پليس برلين «برنهارد وايس» را با پيشوند «آيسى دور» Isidor خواند كه در زبان آلمانى بر اعتقادات يهودى دلالتى ضمنى دارد.
    مردم آن زمان به تدريج باور كردند كه اين پيشوند بخشى از نام واقعى «وايس» است و او براى مدت طولانى مورد استهزا و گاه كينه مردم قرار گرفته بود.
    «گوبلز» همچنين به بهره تبليغاتى از رسانه هاى ارتباط جمعى مانند راديو وقوف كامل داشت و به همين دليل تعداد فراوانى راديو هاى ارزان قيمت در سطح كشور پخش كرد كه به ظاهر چند موج داشتند اما در واقع تنها قادر به جذب امواج راديوى داخلى حزب نازى بودند و به اين وسيله موفق به تبليغ گسترده تفكرات «رايش» شد و در همين حال با استفاده از امواج كوتاه بسيارى از ديگر كشورهاى منطقه را نيز تحت پوشش «راديو حزب نازى» قرار داده بود. «گوبلز» در قبال انتشار خبرنامه، فيلم و كتاب به شدت سختگيرانه عمل مى كرد و هيچ كتاب و فيلم و خبرنامه اى نبود كه قبل از انتشار از زير تيغ سانسور وزارتخانه تحت الامر «گوبلز» نگذشته باشد. به هر حال مورخان جهان براى «گوبلز» و تحولاتى كه وى در صنعت تبليغات به وجود آورد احترام زيادى قائلند.
    با اينكه «گوبلز» از وارد جنگ شدن با انگلستان ناخشنود بود اما همچون گذشته به «هيتلر» وفادار ماند و از حمايت هاى او نيز بهره مند شد و توانست به قدرت بالايى در حكومت دست پيدا كند. او كه از طريق وزارتخانه اش تمام جنبه هاى فرهنگى جامعه آلمان را تحت نظر داشت با تحليل رفتن قدرت نظامى آلمان و شكننده ظاهر شدنشان در مقابل روسيه به تدريج ابهت خود را از دست داد و مردم آلمان به او لقب «كوتوله بدخواه» و «دلقك اخمو» دادند. پس از آنكه «آدولف هيتلر» اقدام به خودكشى كرد «گوبلز» و همسرش تصميم به انجام نقشه اى از پيش تعيين شده گرفتند و پس از كشتن هر شش فرزندشان خود در مقابل سربازان تحت امرشان ايستادند و فرمان قتل خود را صادر كردند.
    عكس صورت متلاشى شده «گوبلز» در بسيارى از نشريات جهان به چاپ رسيد. اجساد خانواده گوبلز به همراه «هيتلر» و «اوا براون» به صورت مخفيانه سوزانده و توسط روس ها دفن شد.

    گردآورى و ترجمه: فرهاد كاوه
    .:Reza:. به این پست علاقمند بوده است.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه




  7. 5 کاربر از پست مفید FFKIA سپاس کرده اند .


  8. #4
    مردی تنهای تنها...
    .:Reza:. آواتار ها
    وضعیت : .:Reza:. آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Feb 2012
    محل سکونت : 卐 Deutschland 卐
    سن: 19
    نوشته ها : 446
    سپاس ها : 2,499
    سپاس شده 738 در 294 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 245 تاپیک

    پاسخ : دکتر پائول جوزف گوبلز

    عکس های وزیر تبلیغات هیتلر















    دکتر و لنی ریفتنشتاین (کارگردان آلمانی)



    عکس های دکتر و پیشوای نازی ها















    دکتر و هیتلر و هرمان گورینگ (رئیس لوفت وافه : نیروی هوایی آلمان نازی)





    هیتلر و گوبلز و هس و هیملر و رابرت لی





    هیتلر و گوبلز و هرمان گورینگ و هس




    ویرایش توسط .:Reza:. : 05-04-2012 در ساعت 11:36 AM
    من فقط میخواستم انتقام زن و بچه امو بگیرم که با بی رحمی کشتنشون ...



  9. 2 کاربر از پست مفید .:Reza:. سپاس کرده اند .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


Search Engine Optimization by vBSEO 3.6.0