مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh ایران و پیمان سنتو

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: ایران و پیمان سنتو

  1. #1
    مرا در گورستان سگها دفن کنید شاید دمی در میان با وفایان عالم باشم
    SovRan آواتار ها
    وضعیت : SovRan آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : همه جای ایران سرای من است
    نوشته ها : 1,337
    سپاس ها : 3,252
    سپاس شده 4,260 در 923 پست
    یاد شده
    در 1 پست
    تگ شده
    در 725 تاپیک

    ایران و پیمان سنتو

    نام: Photo490_1.jpg نمایش: 804 اندازه: 30.7 کیلو بایت




    با پايان جنگ جهاني دوم، جهان با بحران جديدي رو به رو گشت و عقايد کمونيستي به نحو غير قابل باوري گسترش يافت. اين گسترش که از زمان پيروزي شوروي بر آلمان با ايجاد احزاب چپ کمونيستي شروع شده بود پس از جنگ، هفت کشور اروپايي را به سوي خود کشيد و حکومتهاي سوسياليستي را بر سر کار آورد. در فرانسه و ايتاليا احزاب کمونيستي نفوذ و قدرت فراواني يافتند و امريکا به عنوان قدرت برتر پس از جنگ ناچار در صدد چاره جويي برآمد، علي الخصوص آنکه مناطق خاورميانه نيز در معرض خطر قرار گرفتند و هر لحظه امکان داشت يکي از نواحي مهم مرز شوروي به کام کمونيسم سقوط کند. بدين ترتيب دولت انگليس و متحد ديرينه‌اش امريکا به فکر اجراي سياست سد نفوذ و مهار عقايد کمونيستي در مرزهاي طويل شوروي بر آمدند و زمينۀ اتحاد و وحدت منطقه‌اي را براي مبارزه با آن در پيش گرفتند.

    اين اتحادهاي منطقه‌اي از طريق پيمانهاي دفاعي، سياسي و اقتصادي انجام شد و در اروپا به نام پيمان آتلانتيک، در آسيا پيمان بغداد و در خاور دور با عنوان پيمان سنتو مشغول به کار شد و کمربندي به دور مرزهاي شوروي کشيد.1

    شايان ذکر است که در آن زمان خاورميانه و ايرانيان هنوز با چهره جهانخوار امريکا آشنا نشده بودند و به دليل حمايت از ايران در برابر نيروهاي شوروي در خروج از آذربايجان، در نزد ايرانيان مقبول بودند و گاه پاره‌اي از رجال يا سياستمداران چون قوام السلطنه در طول دوران زمامداري خود سعي نموده بودند از حضور امريکا در کشور تا حدي از زياده خواهيها و زورگوييهاي همسايگان شمالي (شوروي) و جنوبي ( انگليس) بکاهند. البته آغاز سياست ايستادگي امريکا در برابر گسترش کمونيسم در جهان را مي‌توان ايستادگي آن دولت در برابر شوروي در مورد تخليه ايران داشت.2 اندکي بعد زياده خواهيهاي روسيه در مورد بغازهاي ترکيه و جنگ داخلي يونان در نهايت امريکا را به حمايت از اروپا واداشت و به ايجاد پيمان آتلانتيک شمالي (ناتو) دست زد، تا با حضور نظامي خود در اروپا، وضعيت سياسي آنجا را تثبيت کند.3 همزمان با تشکيل پيمان آتلانتيک، فکر ايجاد سازمان دفاعي خاورميانه و خاور دور نيز در محافل غربي مطرح گشت به طوري که در فوريه 1949 م (بهمن 1328 ش) نجم الدين صادق وزير امور خارجه ترکيه اظهار داشت: «دولت متبوع او ادامه و تکميل سيستم دفاعي آتلانتيک را از طريق يک پيمان مشابه در خاورميانه مورد مطالعه قرار داده است».4

    چندي بعد کنستانتين تسالداريس وزير امور خارجه يونان تأييد کرد و گفت با انعقاد پيمان دفاعي بين ترکيه، يونان، مصر، عراق، لبنان، عربستان سعودي، اردن، ايران و پاکستان موافق است. اين توافق که با ارسال اسلحه و جنگ افزارهاي مدرن به عراق و مصر و اردن و ترکيه کامل شد، در 25 مه 1950 م منجر به اعلاميه مشترک انگليس و امريکا گرديد که در آن اعلاميه سه دولت انگليس و امريکا و فرانسه، ايجاد پيمان دفاعي خاورميانه را مد نظر قرار داده بودند. آنان در اکتبر سال 1951 م (مهر 1330 ش) در پايان کنفرانس آنکارا تأسيس فرماندهي نظامي خاورميانه را مفيد دانستند و يادداشتهايي به کشورهاي خاورميانه ارسال کردند و آنان را براي شرکت در يک پيمان منطقه‌اي تشويق کردند، اما از ارسال يادداشت به دولت ايران خودداري ورزيدند، زيرا در آن هنگام اختلاف ايران و انگليس بر سر مسئله نفت به اوج خود رسيده بود و اصولاً شرکت در پيمانهاي نظامي با سياست موازنۀ منفي حکومت دکتر مصدق تطبيق نداشت.

    دولت مصر نيز به عنوان واکنش به اين يادداشت قرارداد 1936 م خود را با انگلستان به صورت يک جانبه لغو کرد. دولت شوروي هم يادداشت شديد اللحني براي دول غربي و هشدارهايي به دولتهاي خاورميانه داد و آنان را از مشارکت در دسته‌ بنديهاي نظامي ضد شوروي بر حذر داشت.5

    پس از کودتاي 28 مرداد 1332 ش و سقوط دولت ملي دکتر مصدق، جان فاستر دالاس وزير خارجه امريکا و آنتوني ايدن وزير خارجه انگليس تلاش براي تأسيس سازمان دفاعي خاورميانه را که مي‌بايست مکمل پيمان آتلانتيک شمالي باشد از سر گرفتند.

    آغاز گفتگوهاي الحاق رسمي ايران به پيمان بغداد (سنتو) همزمان با صدارت حسين علاء بود. فاستر دالاس دوست قديمي علاء در زمان سفارتش در امريکا، که به تازگي به وزارت امور خارجه امريکا رسيده بود، در يک ديدار رسمي در ايران، از الحاق ايران به پيمان اظهار خوشوقتي کرد و علاء نيز متذکر شد که حضور دولت امريکا در اين پيمان و دوستي با امريکا، ايران را در برابر خطر کمونيسم حفظ خواهد کرد.6

    در نهايت ايران در 30 مهر 1334 ش (22 اکتبر 1955 م) به پيمان بغداد ملحق شد، اما دولت امريکا به چند دليل لز شرکت در اين پيمان خودداري ورزيد و فقط به شراکت در کميته‌هاي نظامي اکتفا نمود،7 چرا که نمي‌خواست مصر را از خود برنجاند و از همه مهمتر اين که در آن تاريخ هنوز خاورميانه تحت نفوذ اختصاصي انگلستان بود و اين کشور مايل بود خود سرپرستي پيمان بغداد را بر عهده داشته باشد.8

    تشکيلات سازمان پيمان مرکزي(cen.t.o (centeral treaty organization
    سازمان پيمان مرکزي، سنتو، سازمان دفاعي دسته جمعي کشورهاي ترکيه، ايران، پاکستان و انگلستان بود که امنيت مشترک منطقه را در مقابله با گسترش کمونيسم بر عهده داشت. امريکا با دادن بودجه‌اي برابر دولت انگليس بدون عضويت، بر اغلب کميته‌ها نظارت مي‌کرد.

    اين سازمان شامل شوراي مرکزي بود که سالي يک بار در پايتخت يکي از کشورهاي عضو به رياست نخست وزير يا وزير امور خارجه متبوع برگزار مي‌گرديد و به امور مختلف اين پيمان رسيدگي مي‌نمود. البته اين شورا داراي شوراي معاونين بود که هر دو هفته يک بار در مرکز دبيرخانه سنتو در آنکارا و از سفراي کشورهاي عضو و سفير کبير امريکا و انگليس تشکيل مي‌شد.

    شوراي عالي يا شوراي مرکزي شامل چهار کميته اصلي: نظامي، اقتصادي، بهداشت، کشاورزي، ضد خرابکاري و روابط تشکيل مي‌گرديد و هدف همه اين کميته‌ها تقويت بخش نظامي و تسهيل فعاليت آنها بود. دبيرخانه‌اي نيز وجود داشت که وظيفه حفظ و ارتباط با ساير سازمانهاي بين المللي را بر عهده داشت و اين پست تنها در خدمت ايران بود و عباسعلي خلعتبري عهده دار اين مقام بود.9 با اين تشکيلات انگلستان و امريکا کليه فعاليتهاي حياتي منطقه را در دست گرفته بودند و بر حوزه وسيعي از خاورميانه نظارت مي‌کردند.

    عکس العمل عمومي مردم در خاورميانه در مقابل پيمان سنتو
    در بين مردم ايران اين پيمان با توجه به مبارزاتي که در خلال جريان نهضت ملي نفت بر عليه انگليس انجام شده بود، چندان خوشايند نمي‌نمود. آزاديخواهان و وطن پرستان اين اقدام را مورد نکوهش قرار دادند. از اين ميان نواب صفوي و جمعيت فدائيان اسلام بودند که بلافاصله در مقابل اين اقدام عکس العمل نشان دادند و فوراً نقشۀ قتل حسين علاء نخست وزير وقت را پي ريزي کردند. بدين ترتيب يکي از اعضاي فدائيان اسلام به نام مظفر علي ذوالقدر مامور اجراي اين نقشه شد و در روز 25 آبان 1334 ش هنگامي که حسين علاء در مسجد شاه در مجلس ترحيم سيد مصطفي کاشاني نمايندۀ مجلس و فرزند آيت الله کاشاني حضور يافت، مورد سوء قصد قرار گرفت ولي گلوله از لوله اسلحه خارج نشد و ضارب با دستۀ اسلحه محکم بر سر علاء کوبيد و حسين علاء را به سختي از ناحيه سر مجروح ساخت.

    حسين علاء فرداي آن روز در حالي که سرش باند پيچي بود، براي شرکت در کنفرانس پيمان بغداد عازم عراق شد.10 فرماندار نظامي تهران همان روز دستور پيگيري فدائيان اسلام را صادر نمود و در اول آذر 1334 ش سيد مجتبي نواب صفوي رهبر جمعيت فدائيان اسلام و اعضاي اصلي آن از طرف مامورين فرماندار نظامي بازداشت گشتند11 و در دادگاه نظامي دادگاهي و به اعدام محکوم گشتند. به دنبال اين جريان آيت الله کاشاني مبارز نستوه، دکتر مظفر بقايي، علي زهري، حسين مکي و عبدالقدير به اتهام شرکت در ترور رزم‌آرا بازداشت شدند.

    آيت الله کاشاني در جريان بازرسي صريحاً اظهار نمودند که: «من مجتهد جامع الشرايط هستم و تشخيص دادم رزم آرا مهدورالدم است، لذا فرمان قتل او را صادر نمودم».12اندکي بعد رژيم به دليل بحراني بودند اوضاع؛ آيت الله کاشاني، دکتر بقايي و ساير بازداشت شدگان را آزاد نمود.13

    در کشور عراق نارضايتي مردم از رژيم خودکامه و عضويت در پيمان بغداد رنگ و بوي شديدتر داشت به طوري که اين نارضايتي منجر به قيام و سرانجام کودتاي 14 ژوينه 1958 م (23 تير 1337 ش) گرديد. ملک فيصل پادشاه عراق وعده زيادي از مقامات آن کشور به قتل رسيدند، رژيم سلطنتي در عراق باطل و رژيم جمهوري برقرار شد و دولت جديد عراق خروج اين کشور را از پيمان بغداد اعلام نمود. اين امر موجب خوشنودي روسيه گشت و ليکن پيمان بغداد منحل نشد و به نام پيمان سنتو به آنکارا منتقل گشت.

    عکس العمل شوروي در برابر الحاق ايران به پيمان بغداد (سنتو)
    دولت اتحاد جماهير شوروي پس ازمرگ استالين سياست همزيستي مسالمت آميز را در پيش گرفت و به مجرد الحاق ايران به پيمان بغداد (سنتو) سه يادداشت اعتراض آميز پي در پي به ايران فرستاد، چرا که کلاً يکي از اصول سياست خارجي شوروي مخالفت شديد با هر نوع گروهبندي ضد کمونيستي بود.14

    دولت ايران جوابيه‌اي به اين سه يادداشت اعتراض آميز داد. طي يادداشت رسمي به دولت شوروي اطمينان داد که به هيج کشوري اجازه تأسيس پايگاه پرتاب موشک در خاک ايران داده نخواهد شد و اين پيمان تنها يک پيمان دفاعي مي‌باشد.15 بدين ترتيب دولت شوروي نمايندگاني براي مذاکره و عقد يک پيمان همکاري عدم تجاوز به ايران فرستاد و سرانجام مذاکرات مذکور در 11 آذر 1333 به امضاي موافقتنامه حل مسائل مرزي ايران و شوروي انجاميد. و به دنبال آن تکليف 2500 کيلومتر مرز مشترک بين دو کشور روشن و طلاهاي ايران مسترد شد.16

    تغييرات در سيستم دفاعي کشور

    پس از الحاق ايران به پيمان بغداد، چون تجهيزات و جهازات جنگي کشورهاي عضو پيمان مي‌بايست يکسان مي‌شد، تغييرات دامنه داري در ارتش ايران داده شد و سازمان جديدي تحت نظر و مشورت مستشاران نظامي امريکايي پي ريزي گرديد. تشکيلات ارتش ايران تغيير کرد و پنج سپاه به جاي لشکرهاي سابق ايجاد گشت، به طوري که به جاي ستاد ارتش، ستادهاي نيروي زميني و هوايي و ستاد کل تشکيل گرديد و کليه کشورهاي عضو موظف شدند که در ارتش جديد از اسلحه و سلاحها و مهمات امريکايي استفاده نمايند. دولت امريکا جهت دستيابي دول فوق به اين تشکيلات طي چند دوره، کمکهاي بلاعوض و وامهاي گران قيمت در اختيار ايران نهاد.17

    بدين ترتيب در اول شهريور 1334 ش ستاد ارتش ايران با سازمان جديدي که مقتبس از سازمان نظامي امريکا بود آغاز به کار کرد. سپهبد عبدالله هدايت به رياست ستاد مشترک و سرلشکر هدايت گيلانشاه به رياست ستاد هوايي منصوب شدند. سرلشکر ميرجلالي معاونت ستاد مشترک و سرلشکر احمد وثوق سمت وزارت جنگ را بر عهده گرفتند. در پانزدهم همان ماه در ستاد ارتش اداره‌اي به نام اطلاعات تشکيل شد. اين اداره همه روزه اخبار محرمانه نيروهاي سه گانه را جمع آوري و تسليم رئيس ستاد مي‌نمود. به دنبال اين تغييرات امريکا در 2 تير 1335 ش چهار هواپيماي جت و در 30 تير سي عرّاده توپ نود ميلي متري از محل کمکهاي نظامي امريکا به ايران داد و به کشورهاي عضو پيمان سنتو وعده ارسال کمکهاي نظامي داد.18

    ماهيت پيمان سنتو
    پيمان سنتو گرچه در ظاهر يک پيمان دفاعي مشترک بين کشورهاي خاورميانه بود ولي در واقع در راستاي اهداف استعماري انگلستان در خاورميانه قرار داشت، به طوري که خط دفاعي ايران در مقابل تهاجم احتمالي شوروي مانند تقسيم بنديهاي پيشين دول استعماري در سالهاي 1907 و 1911 م، کوههاي زاگرس در نظر گرفته شده بود، امري که از همان ابتدا مورد اعتراض ايران قرار داشت19. بديهي است که هدف اصلي اين تقسيم بندي حفظ چاهها و ذخائر نفتي خاورميانه و ايران بود که در تسلط انگليس و امريکا قرارداشت. بدين ترتيب مشخص بود که اين پيمان و فعاليت گروههاي مختلف آن تنها در راستاي اهداف استعماري دول خارجي قرار داشت و در عمل ضامن استقلال و تماميت ايران نبود. فريدون سنجر يکي از نمايندگان ايران درباره اين پيمان در خاطرات خود مي‌نويسد:

    در همان هفته اول ورودم به ستاد نظامي پيمان در بغداد متوجه شدم که اين پيمان قبل از هر چيز و بيش از هر چيز، يک سازمان سياسي تبليغاتي است و کار آن بيشتر تشکيل کنفرانسها و شوراهاي ماهيانه و شش ماهه و ساليانه با عکس و تفضيلات و برگزاري ميهمانيهاي شبانه و کوکتل پارتيها است. البته براي خالي نبودن عريضه يکي دو سه پرونده به نام طرح هم تهيه شده بود که بيشتر شامل اطلاعاتي ناقص از قدرت نظامي و گسترش نيروهاي سه گانه شوروي بود. غير از اينها پرونده به درد بخوري که به عنوان طرح دفاعي شود آن را روي نقشه پياده کرد، ارائه نمي‌کرد و معلوم نبود که نيروهاي عضو پيمان روي کدام خط دفاعي گسترش پيدا مي‌کنند و عمليات خود را به چه ترتيب با هم هماهنگ خواهند کرد. حتي از نظر تعيين يک خط دفاعي کلي هم از ابتدا اختلافات شديد وجود داشت. 20

    به دنبال کشف چاه نفت البرز در نزديکي قم در تاريخ 1335 ش که در نهايت توسط متخصصين امريکايي به بهره‌برداري رسيد، منطقه البرز نيز منطقه نظامي اعلام شد و دو گردان سرباز به فرماندهي سرلشکر آريانا به محافظت در آن پرداختند. از اين به بعد پيمان سنتو سلسله جبال البرز را جهت دفاع و مقاومت در برابر حمله احتمالي شوروي مد نظر قرار داد.

    پيمان سنتو پس از جريان جنگهاي هند و پاکستان و تأسيس کشور بنگلادش سست شد. تبليغات شوروي نيز بر عليه اين پيمان بسيار کارساز بود. با خروج نيروهاي انگليسي از مناطق واقع در شرق سوئز از جمله خليج فارس در آذر 1350 ش، يک بار ديگر توجه همگان به پيمان سنتو جلب شد. اندکي بعد نيکسون رئيس جمهور امريکا اعلام نمود که از اين به بعد کشورهاي منطقه مي‌بايست خودشان مسئوليت امنيت و دفاع از خود را بر عهده بگيرند. بدين ترتيب زوال پيمان سنتو نمايان شد. دولت ايران يک ماه پس از پيروزي انقلاب در 21 اسفند 1357 ش پس از 23 سال از پيمان سنتو خارج گرديد. پيمان سنتو در فروردين ماه 1358 ش رسماً منحل گشت.21

    _______________________________

    1. هوشنگ ازغندي، دولت دست نشانده، (تهران، قومس، اول، 1376)، ص 374 ـ 375.
    2. همان، ص 183.
    3. هوشنگ مهدوي، سياست خارجي ايران در دوران پهلوي (1357 ـ 1300)، ص 141ـ 142.
    4. ازغندي، ص 183.
    5. باقر عاقلي، نخست وزيران ايران از مشيرالدوله تا بختيار، ص835.
    6. سند ش 19ـ 32ـ 47533 موجود در آرشيو موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران.
    7. علي اصغر شميم، ايران در دورۀ سلطنت پهلوي، ص 153.
    8. باقر عاقلي، ص 836.
    9. کتابچه سازمان پيمان منطقه‌اي (سنتو)، چاپ دفتر همکاريهاي بين المللي (موجود در آرشيو موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران).
    10. باقر عاقلي، ص 842 ـ 845.
    11. باقر عاقلي، روزشمار تاريخ معاصر ايران، ج2، ص 60ـ 61.
    12. باقر عاقلي، شرح حال رجال سياسي و نظامي معاصر ايران، ج3، ص 1378.
    13. همانجا.
    14. ميرفندرسکي، در همسايگي خرس، ص 85.
    15. ميرفندرسکي، ص 84ـ 86.
    16. هوشنگ مهدوي، سياست خارجي ايران در دورۀ پهلوي، ص 242.
    17. باقر عاقلي، روزشمار تاريخ معاصر ايران، ج2، ص 54 و 60 ـ 63.
    18. همان، ص 63ـ 69.
    19. فريدون سنجر ، حاصل چهل سال خدمت، ص 180 ـ 181.
    20. همانجا.
    21. باقر عاقلي، نخست وزيران ايران از مشيرالدوله تا بختيار، ص 837 ـ 838.


    موسسه مطالعات تاريخ معاصر

  2. 3 کاربر از پست مفید SovRan سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •