سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh معرفی سریال زیر هشت

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت  طراحی دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه 

 هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته , طراحی وب سایت , سئو سازی , کابل هلوکیبل , اعلام حریق , پیاده سازی دیتاسنتر

 

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6
نمایش شاخه ای1علاقمندی ها
  • 1 ارسال شده توسط SIGMA

موضوع: معرفی سریال زیر هشت

  1. #1
    SIGMA آواتار ها
    وضعیت : SIGMA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    نوشته ها : 98
    سپاس ها : 285
    سپاس شده 188 در 75 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 20 تاپیک

    معرفی سریال زیر هشت


    «زير هشت» يك مجموعه درام اجتماعي است كه كارگردان نامدار ايراني آن را ساخته است، پيش از اين از سيروس مقدم، كارهايي چون؛ چارديواري، پيامك از ديار باقي، نرگس، رستگاران، اغما، روز حسرت، ريحانه، روزهاي زندگي، پليس جوان و فيلمهاي تلويزيوني چون؛ كابوس، روز بعد از خوشبختي و... را در كارنامه خود دارد.

    بازيگران



    امير جعفري(عطا)، پانتهآ بهرام (منيژه)، مريم اميرجلالي(فاطمه)، كامران تفتي (منصور)، آرش مجيدي(عادل)، مريم بوباني(طلعت)، پوراندخت مهيمن(مهري)، مليحه نيكجومند(مليحه)، نعيمه نظامدوست(شهين) و بازيگراني چون؛ آناهيتا افشار، حسين مهري، شيدا ابراهيمي، بهروز قادري، اصغر محبي، علي صالحي، سعيد نورالهي، كريم قرباني، داريوش سليمي و بازيگر خوب هنر ايران، آتيلا پسياني.

    امير جعفري و پانتهآ بهرام در اتاق گريم نشستهاند و مجيد اسكندري گريمور با سابقه سينماي ايران در حال گريم آنها است، هر دو نفر آنها ميگويند از بس مصاحبه كرديم خسته شديم، باور كنيد چيزي براي گفتن نداريم. نقشهاي اصلي سريال برعهده آتيلا پسياني، پانتهآ بهرام، امير جعفري، آرش مجيدي و كامران تفتي است، اين پنج نفر به شدت در قصه درگير هستند و تمام اتفاقات قصه، حول محور اين اشخاص اتفاق ميافتد كه اعضاي اين خانواده را تشكيل ميدهند.
    كامران تفتي به ما ميگويد: خانوادهاي دچار مشكل ميشود، من (منصور) نقش پسر بزرگ خانواده و برادر بزرگتر منيژه (پانتهآ بهرام) را ايفا ميكنم كه ناگزير به خاطر نگه داشتن خانواده در كنار هم، دستخوش اتفاقاتي، ميشود.
    تفتي ميگويد: احساس ميكنم يكي از بهترين و متفاوتترين نقشهايي است كه تاكنون بازي كردم، او در مورد سيروس مقدم ميگويد: بايد قبول كرد كه «مقدم» از لحاظ هوش و درايت بينظير است و هميشه كارهاي معقولي ميسازد. فكر كنم «زير هشت» جزء بهترين سريالهاي سال 89 شود.


    عوامل
    تهيهكننده: الهام غفوري، كارگردان: سيروس مقدم، گروه كارگرداني: سهيل بيرقي و امير جزيني، نويسنده: سعيد نعمتا...، آهنگساز: آريا عظيمينژاد، عكاس: پريسا افخمي، مدير توليد: سيدرسول سيدحاتمي، مدير تصويربرداري: امير معقولي، طراح گريم: مجيد اسكندري، صدابردار: سيدسعيد احمدي، طراح صحنه و لباس: آرزو غفوري، برنامهريز و دستيار برنامهريز: فهيمه كمالي و نسرين تقيپور.


    «آرش مجيدي» كه سال گذشته در مجموعه رستگاران، نقش پليس را بازي ميكرد، در اين مجموعه در نقش عادل همسر منيژه (پانتهآ بهرام) بازي ميكند. او در مورد نقش خود ميگويد: عادل و منيژه زندگي خوب و مرفهاي دارند كه براساس يك سري اتفاقات زندگيشان برعكس ميشود. او در مورد سيروس مقدم ميگويد: كار با سيروس مقدم براي من باعث افتخار است. او بيننده تلويزيون را خيلي خوب ميشناسد، به خصوص اينكه با تمام عوامل راحت است و بسيار با احساس برخورد ميكند.

    از زير هشت بيشتر بدانيم
    اين سريال پس از «نرگس» و «رستگاران» تازهترين مجموعه هر شبي سيروس قدم به حساب ميآيد.
    آخرين كار سيروس مقدم، سريال «چارديواري» بود كه در نوروز 89 روي آنتن رفت.
    «زير هشت» توسط الهام غفوري براي گروه فيلم و سريال شبكه اول سيما تهيه ميشود.
    موضوع اجتماعي در قالب درام جذاب در اين سريال ارائه ميشود، در سريال زير هشت مخاطبان با فضاهاي جديدي در تلويزيون آشنا ميشوند و فضاهايي را تجربه خواهند كرد كه پيش از اين در تلويزيون به ندرت تجربه شده است.
    نويسندگان سريال، تحقيقاتي را براي ساخت آن انجام دادند و چون بخشهايي از قصه در گرمخانههاي شهرداري رخ ميدهد، آنان درباره فضاي گرم خانهها با افرادي كه در اين مكانها رفت و آمد ميكنند، تحقيقاتي كردند.
    زير هشت از چهار فروردين سال 89 مقابل دوربين رفت و تدوين آن هم، همزمان انجام شد.
    اين سريال لوكيشنهاي زيادي دارد، از جمله زندان قزلحصار.
    شخصيت اصلي قصه، پسر جواني به نام عطاخان را روايت ميكند كه آرزوهاي بزرگي دارد و ميخواهد يك شبه به اين آرزوها برسد، اما به خاطر سرقت ناموفقي كه ميكند، به زندان ميافتد و در زمان آزادياش نگاهي متفاوت به زندگي پيدا و براي گرفتن انتقام، زندگي متفاوتي را آغاز ميكند.
    مقدم ميگويد: با توجه به ويژگيهاي خاصي كه عطا دارد، احساس ميكنم امير جعفري ميتواند اين نقش را به بهترين شكل ايفا كند، همچنين شيرينيهاي شخصيت امير جعفري براي كاستن از زهر كار كمك زيادي به ما كرد.
    .:Reza:. به این پست علاقمند بوده است.

  2. 2 کاربر از پست مفید SIGMA سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #2
    كاربر !
    BLACK MASTER آواتار ها
    وضعیت : BLACK MASTER آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : اهل مشهدم ،‌روزگارم بد نيست
    سن: 23
    نوشته ها : 238
    سپاس ها : 472
    سپاس شده 499 در 212 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 25 تاپیک
    ميگن خيلي سريال خوبيه. و مقدم از دستش در رفته. از فردا شب دنبال ميكنم.
    BLACK MASTER RETURN

  5. #3
    'A Bad Word...That Starts With 'F
    FTSAMO آواتار ها
    وضعیت : FTSAMO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : خیلی دور خیلی نزدیک
    نوشته ها : 1,299
    سپاس ها : 4,723
    سپاس شده 2,889 در 963 پست
    یاد شده
    در 1 پست
    تگ شده
    در 534 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : معرفی::سریال زیر هشت

    هر کسی ناراحت می‌شود، سریال را نگاه نکند


    سعید نعمت الله در گفت‌وگو با خبر از کار خود دفاع کرد

    فیلمنامه نویس سریال «زیر هشت» معتقد است این مجموعه واقعیات جامعه را بیان می‌کند و تلخی‌هایش طبیعی است و در مقابل سریال شبکه سه هم شیرین است و هم مبتذل که مردم می‌توانند آن سریال را ببینند و «زیر هشت» را نگاه نکنند.

    به گزارش «خبر آنلاین»، سریال «رستگاران» و تله فیلم «روز بعد» از جمله تجربه‌های نویسندگی سعید نعمت الله در کنار کارگردانی سیروس مقدم است. و البته سریال «زیر هشت» که این شب‌ها شاهد پخش آن شبکه اول هستیم؛ سریالی که علاقمندان و منتقدان زیادی را با خود همراه کرده است. شاید یکی از نکاتی که این روزها شدیدا مورد وفاق بسیاری است، فیلمنامه تلخ این مجموعه باشد، نکته‌ای که فیلم‌نامه‌نویس زیر هشت قبول ندارد.

    با وجوی که بسیاری از مخاطبان «زیر هشت» به جذابیت و گیرایی سناریوی این سریال معتقدند اما تلخی‌های جاری در داستان گاهی فراتر از حد انتظار است .لزوم این همه تلخی در داستان چیست؟

    من خیلی سر رشته‌ای در زمینه تلخی و شیرینی داستان یا فیلمنامه ندارم اما می‌دانم وقتی یک درام اجتماعی را روایت می‌کنیم نمی‌توانیم آن را شیرین بنویسیم اینجا ایران است و همه این پلشتی‌ها دورو بر ما است و حقیقتا اگر کسی از دیدن این واقیعت‌ها ناراحت می‌شود، سریال را نگاه نکند. من اجازه دارم هر طور که فکر می‌کنم، بنویسم. در عین حال همین فیلمنامه‌ای که به عقیده خیلی‌ها تلخ است شیرینی‌های خاص خودش را هم دارد. من نمی‌توانم وقتی فیلمنامه‌ای را می‌نویسم از تک تک آدم‌ها نظرخواهی کنم که به نظر شما قصه تلخ است یا شیرین و آن چیزی که به نظر خودم خوب هست را انجام می دهم. «زیر هشت» قصه آدم‌هایی است که برای رهایی از مشکلاتشان روز به روز گرفتار تر می‌شوند و تنها به این دلیل که مسیر را اشتباه انتخاب می‌کنند.

    من وظیفه دارم یک فیلمنامه را به جذاب‌ترین شکل ممکن بنویسم. «زیر هشت» هر شب به مدت 40 دقیقه پخش می‌شود و تلویزیون وقت دارد 11 ساعت و 20 دقیقه کارهای شیرین پخش کند.

    یکی از نکات قابل تامل فیلمنامه «زیر هشت» فرم دیالوگ‌نویسی شخصیت‌هاست که گاهی اینطور به نظر می‌رسد که همه کاراکترها یک جور حرف می‌زنند و مدام دیالوگ‌هایی که پر است از حکمت و پند و اندرز از زبان آنها جاری می‌شود...

    آدم‌های فیلمنامه «زیر هشت» شبیه هم حرف نمی‌زنند. و اعتقاد دارم کسی نمی‌تواند شبیه فرد دیگری حرف بزند. من بسیارعلاقمندم که آدم‌ها وزین حرف بزنند مگر بهترین فیلمنامه‌نویس این مملکت بهرام بیضایی نیست؟ مگر آدم‌های فیلمنامه این فیلمنامه‌نویس شکیل حرف نمی‌زنند؟ من فکر می‌کردم می‌توانیم از شکسپیر و هملت الگو برداری کنیم. به تمام کسانی که فکر می‌کنند آدم‌های سریال شیبه هم حرف می‌زنند توصیه می‌کنم یک بار دیگر هملت را بخوانند. اگر ما نتوانیم غلو کنیم پس فیلم و سریال هیچ تفاوتی با زندگی طبیعی ندارد. ساموئل خاچیکیان مثالی می‌زند و می‌گوید: سینما اگر واقیعت بود من یک صندلی جلوی در خانه‌ام می‌گذاشتم و رفت و آمد مردم را نگاه می‌کردم). پس سینما نیاز به غلو کردن دارد حرف روزمره‌ای که من با شما می‌زنم برای مردم جذاب نیست وقتی برای مردم جذاب خواهد بود که به آن رنگ و شکل بدهید.

    شخصیت پردازی‌های داستان در مورد برخی شخصیت‌ها بسیار خوب است و برخی دیگر کاستی هایی دارد. مثل شخصیت پلیس داستان که به نظر شخصیت منفعلی می‌رسد. آیا از ابتدا چنین ویژگی برای کاراکتر در نظر گرفته شده بود یا به نحوه بازی بازیگر بر می‌گردد؟

    من فکر می کنم بازیگر خوبی را برای نقش پلیس انتخاب کردیم و پلیس متفاوتی است واقیعت این است اگر 2هزار پروند قتل و دزدی از طرف پلیس کشور پیگیری شود، مطمئن باشید97 درصد پرونده‌ها بایگانی می‌شود، چون گاهی وقت‌ها پلیس به نتیجه نمی‌رسد. پلیس در این سریال در مورد پروند تحقیق می‌کند اما به نتیجه‌ای نرسیده است. من قصه پلیسی ننوشتم و قصد نداشتم معمای پلیسی حل کنم .

    آیا از ابتدا به پایان قصه فکر کردید و یا در طول کارپایانی برای آن انتخاب کردید؟

    از وقتی فیلمنامه را می‌نوشتم یک پایان برایش در نظر گرفتم و می‌دانستم قصه به چه شکل تمام خواهد شد. و به نظر خودم پایان خوبی شده است. تنها چیزی که در ذهنم نبود و اتفاق افتاد، مونتاژ و موزیک متن بد این کار بود که فکر می‌کنم تا حد زیادی به کار لطمه زده است.

    شما فیلمنامه دیگری به نام «جراحت» با کارگردانی محمد مهدی عسگرپور را برای ایام ماه مبارک رمضان نوشته‌اید. آیا این کار تفاوتی با سایر کارهایتان دارد؟

    جراحت برای من تجربه متفاوتی است. من این مدل فیلمنامه را هیچ وقت ننوشته بودم. در این کار سعی کردم یک جزیی را انتخاب کنم و این جزء را کم‌کم به کلیت تبدیل کنم و آن را پرداخت کنم. من فکر می‌کنم «جراحت» بهترین فیلمنامه‌ای است که تا به حال نوشته ام و فیلمنامه بسیار موجزی است. تعداد کاراکترهایش کم است، مدل ادبیات و قصه‌پردازی متفاوتی دارد. تجربه جدیدی بود و بسیار خوب ساخته شده است همانطور که سیروس مقدم برای «زیر هشت» از جان، مایه گذاشت و سر صحنه تا پای بیماری رفت عسگر پور هم انرژی زیادی گذاشت. شانسی که من آوردم این است که با دو کارگردان بسیار متعهد همکاری کردم. فکر می کنم «جراحت» یک غافلگیری بزرگ برای مخاطبان تلویزیون در ماه رمضان باشد.


    I’m past patiently waiting. I’m passionately smashin’ every expectation
    !Every action’s an act of creation



  6. #4
    متاسفانه بزرگترین اشتباه ما تو زندگی اینه که هر موجود دوپایی رو آدم حساب میکنیم
    .:SiSiBK:. آواتار ها
    وضعیت : .:SiSiBK:. آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 46
    نوشته ها : 628
    سپاس ها : 1,479
    سپاس شده 1,913 در 593 پست
    یاد شده
    در 3 پست
    تگ شده
    در 759 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : معرفی::سریال زیر هشت

    یك روز داغ تابستانی در پشت صحنه سریال «زیرهشت»




    انتقام زیر سایه جعبه میوه
    تلویزیون سرعهدش ماند و از این هفته، هرشب ساعت 10، «زیر هشت» روی آنتن است. آخرین سریال سیروس مقدم كه قرار است شبكه اول آن را پخش كند. سیروس مقدم را همه تلویزیون‌بین‌ها می‌شناسند. كمتر كسی است كه سریال‌هایی مثل نرگس، چاردیواری، پلیس جوان، اغما، پیامك از دیار باقی، مسافر و... را ندیده باشد.
    مقدم كه قالب تلویزیون را می‌شناسد بعد از چار دیواری در دومین سریالی كه همسرش الهام غفوری، تهیه‌كننده‌اش شده، كارگردان «زیر هشت» است.

    به شهر جعبه‌ها خوش آمدید
    «زایران حرم رضوی، سفرخوشی را برایتان آرزومندیم. التماس دعا.» این عبارت روی بیلبورد یعنی اینكه اینجا آخرهای تهران است و جاده خاوران كم‌كم باید از نشانه‌های شهرنشینی خالی شود. واقعا سیروس مقدم چه ویژگی‌ای در این نقطه دورافتاده پیداكرده كه در این گرمای بالای 40 درجه تیر ماه، خودش و تیم سازنده زیر هشت را به اینجا آورده. كامیون‌ها و تریلرها كه حالا جاده را قرق كرده‌اند با سرعت ویراژ می‌دهند و این برای كسانی كه سلانه سلانه دنبال آدرس: «جاده خاوران، تپه تنباكویی، نرسیده به میدان گل امام رضا، كوچه جنب تعمیرگاه ترانسپورت» می‌گردند. خیلی به چشم می‌آید.
    «همین جاست!» جواب كوتاه صاحب تعمیرگاه نشان می‌دهد كه آدرس وجود خارجی دارد. یك جاده خاكی از كنار تعمیرگاه و عمود بر جاده خاوران، سرازیر می‌شود سمت جایی كه نمای آن از بالا هم نمای عجیبی است. مقدار زیادی جعبه چوبی خیلی مرتب و منظم روهم قرار داده شده. فضا شبیه ماكتی از چند برج است كه با جعبه‌های چوبی و مقوایی میوه ساخته شده‌اند. گهگاهی یك وانت آبی با بار جعبه لابه‌لای برج‌های جعبه‌ای دیده می‌شود و گرد و خاكش محوطه را می‌پوشاند. درانتهای محوطه، اجتماع چند ماشین و تعدادی آدم نشان می‌دهد آنجا خبرهایی است. آدم‌هایی كه مثل تك و توك آدم‌هایی كه بین جعبه‌ها می‌لولند صورت سوخته و تكیده‌ای ندارند و تافته‌ای جدا بافته به نظر می‌رسند. پس درست رسیده‌ایم اینجا كمپ زیر هشتی در شهر جعبه هاست.

    مقدم جلوتر ازبقیه، آرام آرام راه می‌رود، عینك آفتابی زده، كلاه گذاشته و تخمه می‌شكند. بقیه گروه هم پخش و پلا هستند. صحنه فیلمبرداری با كرین تمام شده و الان وقت ناهار است. «اینجا رو از كجا پیدا كردید؟» مقدم می‌گوید: «سر یكی از تله فیلم هام، یك سكانس اینجا گرفتم تو ذهنم بود تا سر این سریال كه دیدم، می‌شود دوباره از این فضا استفاده كرد.» پس مقدم این طوری این فضای عجیب و وهم آلود را انتخاب كرده. جوانی،كلاه و پارچه نم‌دار، وجه مشترك بقیه عوامل است كه تعدادشان به بیست نفر می‌رسد. امیر جعفری و كامران تفتی چهره‌های آشنای جمع هستند كه سوار ون سبزند. جعفری، گریم یك جوان حاشیه نشین رادارد، سبیل و موی پر پشت با پیراهنی مشكی. تفتی هم با گریمی كه دارد چند سال بزرگ‌تر از سن‌اش نشان می‌دهد.

    آبگوشت خوری با طعم غرولند
    «دیزی خوراش برن اون ور، پلویی‌ها برن بالا» حاتمی مدیر تولید این طوری منوی امروز غذا را معرفی می‌كند. چلوكبابی و دیزی سرایی كه گروه به آنجا آمده‌اند، طرف دیگر جاده خاوران و در یك كوچه قرار دارد برای همین، همه باید با ماشین بیایند. مقدم خودش دیزی می‌خورد و جعفری و تفتی و اكثر عوامل، چلوكباب را انتخاب می‌كنند. «من اصلا تلویزیون نمی‌بینم.» صاحب مغازه با این حرف توی ذوق گروه می‌زند اما مقدم انگار نه انگار، لبخندی می‌زند و سعی می‌كند ته وتوی زندگی صاحب مغازه را كه مرد چهل ساله اردستانی است و با یك بچه چهارساله دارد و دلش هوای روستایش را كرده دربیاورد. سر و ته ناهار یك ساعت نشده هم می‌آید و گروه سریع سوار بر ماشین راهی لوكیشن قبلی می‌شوند.

    اِ...آقای جعفری! شمایین؟
    این دفعه محل فیلمبرداری درست وسط محوطه جعبه‌های چوبی است. چندتا از بچه‌های تداركات بساط كلمن آب یخ و شربت آبلیمو را راه انداخته‌اند. تیم فنی هم وسایل فیلمبرداری و صدابرداری را علم می‌كند گروه گریم هم گریم جعفری و شیوا ابراهیمی را كه در این صحنه بازی دارند، چك می‌كنند تا این اتفاقات بیفتد سیروس مقدم و امیر معقولی فیلمبردار كار سری به دالان جعبه‌ها كه تیم فنی آنها را چیده‌اند، می‌زنند. جاییكه قرار است در پلان بعدی عطا (جعفری) در آن از دست پلیس فرار كند. ماشین الگانس نیروی انتظامی هم با سه نیرو از راه می‌رسد و وارد جاده خاكی می‌شود تا همه چیز برای آغاز فیلمبرداری این پلان آماده شود. در این پلان حلیمه، خواهرعطا (شیوا ابراهیمی) كه بچه‌اش را گم كرده كنار جعبه‌ها ایستاده و نگران است. پلیس وارد می‌شود عطا هم كه بین جعبه‌ها پنهان شده از ترس پلیس فرار می‌كند.
    حضور الگانس و آدم‌هایی كه قیافه‌هایشان به محلی‌ها نمی‌خورد اهالی را كنجكاو كرده: «اِ.. آقای جعفری شمایین؟ بیاین خونه در خدمت باشیم.» امیر جعفری كه با گریم سنگین و لباسی مشكی‌، شر شر عرق می‌ریزد تا ابراز احساسات مردم را می‌بیند، با لبخند تحویل‌شان می‌گیرد: «قربونت برم. من چه می‌دونم خونت كجاست كه بیام.» لیوان‌های یك بار مصرف آب و شربت دست به دست می‌چرخد. مقدم زیر چتر بزرگی نشسته و با آرامش تخمه می‌شكند. امیرمعقولی كه تصاویر عجیب و غریبش در چار دیواری و اغما مورد توجه قرار گرفته، دوربین را روی شانه گرفته و دارد قاب‌بندی می‌كند. «یه تمرین بریم.» با این حرف مقدم، همه سرجایشان آماده می‌شوند. با صدای حركت، ماشین پلیس از تو جاده می‌پیچد تو كوچه خاكی و جلوی حلیمه ترمز می‌كشد. معقولی به جای اینكه با دو دوربین كار كند، دوربین روی دوشش است، یك نما از ماشین می‌گیرد، یك نما از حلیمه نگران.
    این پلان حدود نیم دقیقه است. بعد از تمرین نوبت ضبط می‌رسد. چون این پلان نمای باز محوطه را نشان می‌دهد تا وانت یا كامیونی وارد كوچه خاكی می‌شود، كار متوقف می‌شود بالاخره بعد از كلی دنگ و فنگ و ایستادن عوامل سر كوچه و مراقبت، این صحنه در دومین برداشت، تایید مقدم را می‌گیرد. مقدم از تلویزیون كوچكی كه جلویش قرار دارد، آن چیزی را كه معقولی گرفته می‌بیند.

    فرار در دالان جهنم
    «بچه‌ها بیاین بستنی». سیدحاتمی مدیر تولید پروژه، وقتی تیم سرگرم گرفتن این صحنه هستند رفته نزدیك‌ترین بقالی و 40،30 تا بستنی لیوانی گرفته. «بچه‌ها بدویین بستنی‌ها رو بخورین تا آب نشده» مقدم با خیال راحت از عوامل می‌خواهد كه سر فرصت بستنی‌هایشان را بخورند. جالب است با اینكه از دیشب تیزر پخش سریال روی آنتن رفته اما مقدم استرسی ندارد. او در این سال‌ها آن‌قدر تجربه سریال شبانه را داشته و آن‌قدر به تیمش اعتماد دارد كه زیرهشت و روی آنتن رفتن آن دغدغه‌اش نباشد. به‌خصوص كه تا حالا 22 قسمت از 30 قسمت سریال را گرفته.
    حالا نوبت پلان فرار عطا از دالان جعبه‌ها رسیده. دالان پیچ درپیچ 200 متری كه عرضش به سختی به پنهای یك آدم است. معقولی روی چندتا جعبه می‌رود تا ببیند صحنه چطور است. این صحنه شبیه فیلم درخشش كوبریك است. جایی كه جك نیكلسون در برف دنبال بچه می‌گردد تنها فرقش این است كه اینجا به جای درخت جعبه وجود دارد.
    گرما آن‌قدر شدید است كه وقتی مقدم، صورت برافروخته و عرق كرده جعفری را می‌بیند از همه می‌خواهد ساكت باشند تا این صحنه را سریع بگیرند. معقولی، جعفری و مقدم سه نفری هستند كه وارد دالان می‌شوند. تا مقدم این پلان راهم تایید كند بچه‌ها دورتا دور كلمن‌ها پلاس‌اند. كامران تفتی زیر چتر بزرگ روی صندلی ولو شده و دارد با پارچه خیس، سر و صورتش را خیس نگه می‌دارد. هرچند دقیقه یك وانت پر از جعبه رد می‌شود: «فیلمبرداریه؟ بازیگر نمی‌خواین؟كی پخش میشه؟»

    دعوا روی تپه
    بعد از این پلان نوبت به آخرین پلان امروز می‌رسد، خورشید به سمت غرب رفته و سایه برج‌های جعبه‌ای به سمت شرق كش آمده. بالاخره نوبت به بازی كامران تفتی هم می‌رسد. گریمورها گریمش را چك می‌كنند. این پلان تقریبا در انتهای محوطه جعبه‌ها قرار دارد. تفتی (منصور) روی تپه خاكی كه حدودا 7 متر ارتفاع دارد، رو به محوطه جعبه‌ها و پشت به خورشید می‌ایستد. در این پلان قرار است منصور ازآن بالا برای جعفری (عطا) خط و نشان بكشد: «دنبال جسد خواهرت نگرد چون هنوز نكشتمش.» این پایین هم جعفری باید بین جعبه‌ها دست و پا بزند و به سمت تپه برود تا منصور را گیر بیاندازد. بچه‌های تداركات، 20 هزار تومان به پیرمردی كه صاحب جعبه‌هاست می‌دهند و چندتا جعبه را می‌خرند تا جعفری با خیال راحت بین آنها تقلا كند. معقولی یك نما را از پایین و از زاویه دید عطا می‌گیرد بعد روی تپه می‌رود تا از جایگاه منصور، تقلای عطا را ضبط كند. برای گرفتن این صحنه، همه عوامل لابه‌لای جعبه‌ها پنهان می‌شوند تا یك موقع در تصویر نباشند. «ممنون. خسته نباشید.» مقدم این پلان راهم تایید می‌كند.

    كتك كاری جلوی مقدم
    معقولی بساط دوربین را جمع كرده اما ماجرا ادامه دارد، صدای چند صحنه را باید همین جا ضبط كنند. تیم صدا بردار، بوم را جلوی دهان جعفری كه روی جعبه نشسته می‌گیرند. «ساكت... هیس...» با شمارش صدابردار. جعفری با حس درد شروع می‌كند: «آخ... وای... دا...نه... هو..» مثلا دارد كتك می‌خورد! صحنه بعدی عجیب‌تر است. بوم را روی یكی از از عوامل می‌گیرند: «بزنیدش!» با این دستور صدابردار، بقیه كه انگار به این دستور عادت دارند شروع می‌كنند با دست و مدل‌های مختلف، كوبیدن روی بدن و بازوی طرف. همه دارند بی‌صدا می‌خندند. «خوبه. بسه. كشتینش. با این حرف صدابردار، جمعیت از خنده منفجر می‌شود. انگار نه انگار كه از صبح كار كرده‌اند. عوامل، وسایل را جمع می‌كنند و سوار ماشین‌ها می‌شوند. «فردا ساعت 7 صبح یادتون نره. همه بیان زعفرانیه.» خورشید دیگر در‌ غرب فرو رفته و فضای برج‌های جعبه‌ای وهم انگیز شده. تك و توك لامپ‌های حبابی لابه‌لای جعبه‌ها و در اتاقك‌هایی كه آنها هم از جعبه درست شده‌اند روشن می‌شود. دیگر كسی از گروه در محوطه نیست. همه با ماشین به سمت تهران می‌روند. نور چراغ ماشین‌ها روی بیلبوردها می‌افتند: «مقدم زایران حرم رضوی، گلباران باد. به تهران خوش آمدید.»

    معرفی
    خلاصه داستان: عطا (امیرجعفری) جوان حاشیه‌نشینی است كه سرش حسابی باد دارد و می‌خواهد پولدار شود. او پادوی یك جواهر فروشی است. برای اینكه سری در میان سرها در بیاورد از منیژه دختر جواهرفروش (پانته‌آ بهرام) خواستگاری می‌كند. منیژه هم برای لجبازی با پدرش قبول می‌كند به این شرط كه جواهر فروشی پدرش را سرقت كند. عطا، در وسط سرقت، لو می‌رود، دستگیر می‌شود و دو سال زندان می‌افتد و آنجا با عیوضی كه یك زندانی قدیمی است (آتیلا پسیانی) آشنا می‌شود. از طرفی هم منیژه با عادل (آرش مجیدی) ازدواج می‌كند. عطا برای گرفتن انتقام از زندان بیرون می‌آید و منصور برادر ناتنی منیژه (كامران تفتی) كه رازی را از آن سرقت می‌داند، تلاش می‌كند عطا و منیژه به هم نرسند.
    كارگردان: سیروس مقدم/ن ویسنده: حمید نعمت الله/ بازیگران: امیر جعفری، پانته‌آ بهرام، كامران تفتی، آتیلا پسیانی، آرش مجیدی، شیوا ابراهیمی، مریم امیرجلالی.



    منبع: tehrooz.com

  7. #5
    متاسفانه بزرگترین اشتباه ما تو زندگی اینه که هر موجود دوپایی رو آدم حساب میکنیم
    .:SiSiBK:. آواتار ها
    وضعیت : .:SiSiBK:. آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 46
    نوشته ها : 628
    سپاس ها : 1,479
    سپاس شده 1,913 در 593 پست
    یاد شده
    در 3 پست
    تگ شده
    در 759 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : معرفی::سریال زیر هشت

    جذابیت‌های پنهان طبقه فرودست در «زیر هشت»




    سال‌هاست كه شبكه‌های مختلف سیما میزبان نمایش آثاری متفاوت از سیروس مقدم هستند. پلیس جوان، ریحانه، اغما، پرواز در حباب، پیامك از دیار باقی، روز حسرت، رستگاران و چاردیواری همه و همه سریال‌هایی بودند كه در همه این سال‌ها مخاطبان خاص خود را داشته‌اند و امروز سیروس مقدم نامی آشنا در گذر از همه این سال‌هاست.
    مجموعه «زیر هشت» به كارگردانی سیروس مقدم و به تهیه‌كنندگی الهام غفوری در 50 قسمت 45 دقیقه‌ای برای نمایش از شبكه اول سیما تهیه می‌شود. «زیر هشت» یك ملودرام اجتماعی است كه قرار است از اواخر تیر ماه روی آنتن برود.
    روزی كه ما سر صحنه رفتیم تصویربرداری قسمت بیست و سوم مجموعه مقابل منزلی در حوالی خیابان زعفرانیه گرفته می‌شد. اعضای گروه از 30/8 صبح در لوكیشن حاضر شده‌اند و ساعت حدود 2 بعدازظهر كه ما به لوكیشن رسیدیم پنجمین سكانس از این قسمت به تصویر كشیده می‌شد. یكی از خصوصیات ویژه آثار سیروس مقدم این است كه تهیه مجموعه‌ها همیشه با یك گروه ثابت دنبال می‌شود.
    گروه در پاركینگ یك مجموعه طبقاتی مسكونی مشغول آماده‌سازی صحنه هستند. عوامل چهره‌پردازی، بازیگران این قسمت را برای حضور در مقابل دوربین آماده می‌كنند. قرار است در این صحنه كامران تفتی و آرش مجیدی و در سكانس بعدی بیتا خردمند و شایان جلالی جلوی دوربین بروند. سیروس مقدم به همراه علی احمدی (صدابردار)‌ و محسن بهاری (منشی صحنه)‌ پشت مانیتور نشسته‌اند و امیر معقولی، تصویربردار نام‌آشنای مجموعه‌های سیروس مقدم مشغول بررسی محل قرار دادن دوربین است. تصویربرداری در آپارتمان‌های مسكونی همیشه مشكلات خاص خود را دارد. ماشینی می‌خواهد وارد پاركینگ شود و این بدان معناست كه گروه كارگردانی و بچه‌های تصویر باید وسایل و لوازم را برای ورود اتومبیل جابه‌جا كنند.
    گروه مجددا در صحنه مستقر می‌شود و با اعلام شمارش 3، 2، 1 توسط دستیار اول كارگردان نما به تصویر كشیده می‌شود. در این صحنه قرار است آرش مجیدی از بالای در خانه داخل حیاط بپرد و با فریاد منصور... منصور، كامران تفتی نیز به صحنه ملحق شود. امیر معقولی دوربین روی دست‌ نما را دنبال می‌كند. به اعتقاد او نماهای دوربین روی دست بخصوص در صحنه‌های هیجانی در ایجاد هیجان به بیننده نقش دوچندان ایفا می‌كند. دوربین امیر معقولی نمای Oversholder (پشت شانه)‌ كامران تفتی را می‌گیرد و آرش مجیدی دیالوگ‌های خود را بیان می‌كند. صحنه، صحنه پرهیجانی است. برداشت اول مشكل خاصی ندارد ولی از آنجا كه هیچ چیز از دید سیروس مقدم دور نمی‌‌ماند از آرش مجیدی می‌خواهد كه نوع بیان خود را در این دیالوگ تغییر دهد. برداشت دوم تكرار می‌شود. سیروس مقدم از آرش مجیدی می‌خواهد كه موقع پریدن از روی دیوار مراقب خود باشد، به هر حال نما با برداشتی دیگر تایید می‌شود.

    حركت در دل حادثه
    به سراغ سیروس مقدم می‌روم. این چندمین بار است كه در پشت صحنه‌های مجموعه‌های او حضور می‌یابم. وقتی از او می‌پرسم كه آیا «زیر هشت» را می‌توان یك درام اجتماعی با نگاهی تلخ به شمار آورد؟ می‌گوید: وقتی موضوعات اجتماعی كار می‌شود قطعا تلخی‌ها و گزندگی‌هایی برای خودش دارد. به هر حال تلخی چاشنی یك كار درام اجتماعی است.
    برای ما آدم‌هایی كه از بیرون به حادثه‌‌ای نگاه می‌كنیم حادثه ممكن است به ظاهر كوچك به نظر برسد ولی برای آدم‌هایی كه درگیر‌ آن ماجرا هستند خیلی وسیع و عمیق است. وقتی تصادفی در جاده‌ای رخ داده و شما به عنوان مسافر گذری از كنار آن حادثه عبور می‌كنید به طور حتم نمی‌توانید عمق فاجعه را از دید كسانی كه در بطن حادثه هستند و حتی اطرافیان آنها ببینید. سعی من در این بود كه در «زیر هشت» خودم را به جای آدم‌هایی بگذارم كه درگیر حادثه هستند و احساسی را كه به آنها دست می‌دهد به تصویر بكشم. سعی من این بود كه خارج از گود به داستان نگاه نكنم و خودم هم در دل حادثه باشم. اینجاست كه اگر دوربین وسط بحران برود نوع نگاه نزدیك‌تر و درشت‌تر است.
    سیروس مقدم در ادامه در رابطه با سبك نگارش فیلمنامه می‌گوید: یكی از ویژگی‌های سعید نعمت‌الله (نویسنده)‌ كه خیلی آن را دوست دارم نوع ادبیات و محاوره‌ای است كه در عین روزمره بودن، ملموس و مردمی است و بشدت لحن و آهنگ دلنشینی دارد. این سبك نگارش در واقع همان كلماتی هستند كه همیشه می‌شنویم، اما به نوعی متفاوت‌تر و آهنگین‌تر. سعید نعمت‌‌الله به گفته‌ای پا را از محاورات عادی روزمره فراتر گذاشته و به آن لحنی شاعرانه داده است.
    مقدم «زیر هشت» را قصه جوان‌هایی می‌داند كه برای رسیدن به خواسته‌ها و مقاصد خودشان مسیر زندگی را میانبر می‌زنند و طبیعتا این مسیر میانبر چالش‌ها و پیچ‌وخم‌هایی دارد كه گاه گریبان آنها را می‌گیرد. عطا، قهرمان داستان هم یكی از آن جوان‌هاست كه برای رسیدن به آرزوهایش و رسیدن به یك عشق خام و نپخته به كجراهه‌ای می‌افتد كه نهایتا به زندان می‌رسد و در دنیای حبس با دنیای تازه‌ای مواجه می‌شد كه بعد از آزادی كاملا در یك دوراهی قرار می‌گیرد. قصه «زیر هشت» داستان تردیدها و دغدغه‌های این نسل است.
    سیروس مقدم در همه این سال‌ها در معرفی چهره‌های جدید خوب عمل كرده، «زیر هشت» هم از این قاعده مستثنی نیست. او معتقد است «زیر هشت» یك اتفاق ساده است، چراكه به گفته او این بار دوربین به محل‌‌هایی رفته كه تا به حال نمودی در تلویزیون نداشته. به لحاظ ساختار كار هم به كمك امیر معقولی «زیر هشت» حرف‌هایی ناگفته برای گفتن دارد.


    یافتن ریشه‌های تلخ
    گروه صحنه را برای ادامه تصویربرداری ‌آماده می‌كند. پلان بعدی ادامه صحنه درگیری بین دو شخصیت داستان است. صحنه در مقابل منزل منصور تصویربرداری می‌شود؛ پلانی كه قرار است منصور به وسیله آرش مجیدی به بیرون پرتاب شود. نما با بازی خوب آرش مجیدی و كامران تفتی به‌خوبی گرفته می‌شود و عبور كامیونی كه گاه و بیگاه برای خالی كردن مصالح خود عرض خیابان را می‌پیماید خللی در روند كار ایجاد نمی‌كند. فرصت خوبی است كه با آرش مجیدی به گفتگو بنشینیم. او كه در چندمین تجربه كاری خود با گروه سیروس مقدم همراه است، می‌گوید: این سومین بار است كه با سیروس مقدم همكاری دارم. ایشان مخاطب خود را به‌خوبی می‌شناسد و قصه‌های خوبی را انتخاب می‌كند. به عقیده من در جامعه‌ای كه ما زندگی ‌می‌كنیم ریشه‌های تلخ اجتماعی وجود دارد و اتفاقا خوب است كه به آنها پرداخته شود، البته در این جهت كه چاره‌ای برای آن پیدا شود. آرش مجیدی معتقد است هر آدمی در اجتماع تركیبی از مجموعه‌ای از عناصر روان‌شناختی است كه برآیند آن می‌تواند مستقیما از دل اجتماع گرفته شود. این است كه كاراكتر یا شخصیت افراد را می‌سازد. این قضیه را در برخی تیپ‌های شخصیتی بیشتر می‌توان لحاظ كرد و به قول معروف روی آن مانور داد. آرش مجیدی نیز در مورد سبك نگارش سعید نعمت‌الله با سیروس مقدم موافق است. وی می‌گوید: هم جنس قصه‌پردازی‌اش را دوست دارم و هم نوع دیالوگ‌هایش را. فقط احساس می‌كنم این دیالوگ‌ها یك خطری را به همراه دارد، چراكه اگر دیالوگ را مال خودت نكنی و از زبان شخصیت داستان درنیاید شاید همه دیالوگ‌ها شبیه به هم به نظر برسد و یكی باشد. سعی من با حضور در این مجموعه این بوده كه حتی‌الامكان دیالوگ‌ها را به شخصیت داستان متعلق سازم.
    آرش مجیدی نقش شخصیت عادل را بازی می‌كند؛ پسر یك پهلوان اصیل تهرانی. از آنجا كه گویش قدیمی زبان فارسی همیشه آهنگین بوده عادل هم از این قاعده مستثنی نیست و حتی طی یك اتفاقی كه در داستان می‌افتد گویی بخشی از ناخودآگاه سركوب شده اوست كه بیشتر از قبل خود را عیان می‌نماید.
    آرش مجیدی بازی روان و ساده‌ای دارد؛ او به عنوان آخرین بخش گفتگویش می‌افزاید: پخش هر شبی سریال‌های تلویزیونی اتفاق خوبی است كه طی سال‌های اخیر رخ داده، چراكه دیگر پخش هفته به هفته قصه در حوصله مخاطب امروزی نمی‌گنجد.
    به هر حال امیدوارم كه این بار هم ساخته‌ای دیگر از استاد مقدم مورد توجه مخاطب قرار گیرد.


    آدم‌های خاكستری
    كامران تفتی كه دیگر بازیگر مجموعه «زیر هشت» است طی دو، سه بخشی كه امروز با گروه همراه بودم بازی متفاوتی را از خود به نمایش گذاشت. كامران تفتی می‌گوید: بالاخره بعد از 10 سال امكان همكاری با سیروس مقدم را پیدا كردم.
    كامران تفتی كه از 7 سالگی به واسطه پدرش وارد تئاتر شده، بعد از فارغ‌التحصیلی تئاتر حرفه‌ای را آغاز می‌كند. سریال «ولایت عشق» مهدی فخیم‌زاده اولین حضور او در عرصه تصویر است. یكی از ملاك‌های كامران تفتی برای انتخاب كارهایش این است كه عنصر واقعیت در آن اثر وجود داشته باشد.
    او می‌گوید: تلاشم در همه این سال‌ها این بوده كه بیننده واقعیت شخصیتی را كه بازی می‌كنم ببیند. او خیلی راجع به شخصیت منصور توضیح نمی‌دهد ولی منصور را شخصیت عجیب و غریب قصه می‌داند. به عقیده او یكی از خصوصیات كارهای سعید نعمت‌الله این است كه آدم‌ها در یك موقعیت، طبقه خاص اجتماعی و نیز یك منطقه هستند و اینجاست كه ویژگی‌ها و عمل آن شخصیت را بارز و متمایز می‌سازد. به همین دلیل اتفاقاتی در بطن داستان می‌افتد كه كاملا مسیر زندگی منصور را تحت تاثیر قرار می‌دهد. به گفته تفتی، منصور بشدت انسانی خاكستری است. او شخصیتی است كه مابه‌ازای او را در اطرافمان زیاد می‌بینیم. منصور به ما ثابت می‌كند كه این شرایط است كه بر حسب نوسان طبیعی از آدم‌ها شخصیت‌های سیاه و سفید و گاه خاكستری می‌سازد.
    كامران تفتی در مورد هر شبی بودن سریال نظر خاصی نمی‌دهد، چرا كه می‌گوید: برای من فرقی نمی‌كند كه كار تله 90 دقیقه‌ای باشد یا یك مجموعه هرشبی. همه تلاشم همیشه این است كه بیننده بتواند با كار ارتباط برقرار كند.
    صحنه بعدی نمایی است كه قرار است مرجان (با بازی بیتا خردمند)‌ پسركی را از خانه منصور فراری دهد و بعد از فرار آنها منصور نیز به دنبالشان باشد. ساعت حدود 4 بعدازظهر است و شلوغی خیابان باعث می‌شود كه نما به برداشت سوم برسد.
    بیتا خردمند بازیگر نقش مرجان است. او كه سابق بر این در مجموعه رستگاران در نقش اكرم، خواهر پونه ایفای نقش كرده بود اینك در نقش همسر منصور (كامران تفتی)‌ بازی می‌كند. بیتا خردمند در 10 قسمت پایانی مجموعه حضور پررنگ‌تری دارد و درباره حضور خود در این مجموعه می‌گوید: اعتقاد آقای مقدم بر این است كه مردم قشر زجر كشیده بیشتر باید به تصویر كشیده شوند. این اتفاقی بود كه در رستگاران هم افتاد. خردمند می‌گوید به نظر من داستان «زیر هشت» آنقدر رئال و واقعی است كه مخاطب را تمام و كمال جذب خود می‌كند.
    تصویربرداری سریال «زیر هشت» از اسفند سال گذشته به تهیه‌كنندگی الهام غفوری ـ ‌همسر سیروس مقدم ـ آغاز شد و همچنان ادامه دارد. در این سریال علاوه بر بازیگران بالا امیر جعفری، آتیلا پسیانی، پانته‌آ بهرام، كتایون امیرابراهیمی، مریم بوبانی و آناهیتا افشار نیز ایفای نقش می‌كنند.



    منبع: jamejamonline.ir

  8. #6
    متاسفانه بزرگترین اشتباه ما تو زندگی اینه که هر موجود دوپایی رو آدم حساب میکنیم
    .:SiSiBK:. آواتار ها
    وضعیت : .:SiSiBK:. آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 46
    نوشته ها : 628
    سپاس ها : 1,479
    سپاس شده 1,913 در 593 پست
    یاد شده
    در 3 پست
    تگ شده
    در 759 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : معرفی::سریال زیر هشت

    شخصیت‌های «زیر هشت» به روایت سیروس مقدم




    لج و لج بازی
    مقدم برای سریال از سه بازیگر «چاردیواری» استفاده کرد. قرارداد با آن‌ها قبل از اتمام پخش چاردیواری بسته شده و جعفری همان اول، انتخاب اول او برای عطا بوده. پانته آ بهرام هم که به گفته مقدم، ستاره سریال خواهد شد بعد از دو ماه صبر و مذاکره به تیم اضافه شده. اما شخصیت‌ها به روایت او:

    عطا (امیر جعفری): مردی 40 ساله با سری پرشور که می‌خواهد زود رشد کند. از بچه‌های حاشیه‌نشین تهران است. راننده و پادوی جواهر فروش حاجی «کارخانه‌داری» است. عاشق منیژه دختر صاحبکارش می‌شود و با نقشه منیژه، جواهرفروشی را سرقت می‌کند ولی دستگیر می‌شود و برایش دوسال زندان می‌برند. در زندان با عیوضی آشنا می‌شود، نجاری یاد می‌گیرد و وقتی می‌فهمد منیژه ازدواج کرده انگشتانش زیر دستگاه از بین می‌رود. از زندان بیرون می‌آید تا انتقام بگیرد.

    منیژه (پانته آ بهرام): دختر یکی یکدانه حاجی کارخانه داری، مادرش در هفت سالگی مرده و زیر دست نامادری (مهری) بزرگ شده. سر همین ماجرا با پدرش بد افتاده و با او لج می‌کند. چون پدرش مخالف ازدواج او با عطاست. او اصرار به این ازدواج دارد. نقشه دزدی را می‌کشد. وقتی سرقت لو می‌رود و عطا دستگیر می‌شود او با عادل ازدواج می‌کند و از محله شان می‌رود.

    منصور (کامران تفتی): پسر نامادری منیژه که دو سال بزرگ‌تر از اوست و عاشق خانواده اش است. او در جریان سرقت از جواهرفروشی است و راز بزرگ این سرقت از طریق او کشف می‌شود. او می‌خواهد مدام بین منیژه و عطا باشد تا کسی ماجرای برلیان‌ها را پیگیری نکند.

    فاطمه (مریم امیر جلالی): مادر دلسوز عادل، شوهرش پهلوان نایب کلی برای خودش کیا و بیا داشته. بزرگتر و ریش سفید جمع که با صبر و حوصله می‌خواهد همه را دور هم جمع کند.

    ملیحه (شیوا ابراهیمی): خواهر کوچک‌تر عطا، دو تا بچه دارد که ناگهان وسط درگیری عطا و منیژه می‌افتد. منصور، بچه ملیحه را می‌دزدد تا عطا را سر بدواند.

    عیوضی (آتیلا پسیانی): راننده کامیون و استخوان خرد کرده زندان، کارش جمع و جور کردن زندانی‌های تازه وارد است. عطا را جمع می‌کند و به او نجاری یاد می‌دهد. عطا سه نفر را موقع رانندگی زیر گرفته، از بازمانده‌های دو نفر رضایت گرفته و دارد تلاش می کند از نفر سوم هم رضایت بگیرد.

    عادل (آرش مجیدی): همسر از همه جا بی خبر منیژه، پسر پهلوان نایب که یکهو وسط ماجرای گذشته زنش می‌افتد.

    مهری (پوراندخت مهیمن): نامادری منیژه که وقتی منصور نه سالش است با کارخانه داری ازدواج می‌کند و با منیژه مشکل دارد.

    اقدس: مادر عطا و راوی قصه. همراه با پدر عطا در روستا بوده اند و زیر فشار ارباب روستا مجبور به مهاجرت به شهر می‌شوند. با مرگ شوهرش، به تنهایی بچه‌ها را بزرگ می‌کند.

    سقا: پدر عطا، سقا و آب آور روستا. اهل باج دادن به ارباب نیست. برای همین او را از روستا بیرون می‌کنند. به تهران می‌آید و حاشیه نشین می‌شود. در تهران هم سقایی می‌کند تا این که یک روز داخل یک آب انبار می‌افتد و می‌میرد.

    کارخانه داری: پدر منیژه، صاحب جواهر فروشی. با مرگ زنش، با مهری که پسر کوچک و منصور را دارد ازدواج می‌کند. مدام در حال کل کل با منیژه است. عطا را که هشت بار به خواستگاری منیژه آمده، رد می‌کند و وقتی می‌فهمد از جواهر فروشی اش سرقت شده، سکته می‌کند.


    منبع: هفته نامه همشهری جوان/ شماره 268


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. معرفی و بحث و تبادل نظر در مورد سریال ماموران The Sopranos
    توسط ScarFace در انجمن ژانر پليسي و جنائي
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: 03-16-2013, 22:01
  2. معرفی سریال Fringe
    توسط AloneDreamer در انجمن بخش ويژه Fringe
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: 01-06-2013, 16:17
  3. معرفی و بحث و تبادل نظر در مورد سریال Castle
    توسط ScarFace در انجمن ژانر پليسي و جنائي
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: 11-25-2011, 15:33
  4. پاسخ ها: 23
    آخرين نوشته: 12-30-2010, 10:31
  5. معرفی و بحث و تبادل نظر در مورد سریال ماموران mi5
    توسط 1CHAMPION در انجمن ژانر پليسي و جنائي
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 11-26-2010, 10:19

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •